همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
یکشنبه 13 اسفند 1396 :: نویسنده : شهرزاد بصیری
ادامه سی دی کبر

آقای امین دژاکام

اگر عزیزانی سوالی دارند که راجع به همین دستور جلسه هست می توانند بپرسند ؛ حدود یک ربع ، بیست دقیقه زمان داریم برای پرسش و پاسخ . خوب ؛ میکروفن گردان ، اولین نفر فرشید ...

مسافر فرشید : در مورد مسأله کبر ، من خودم یک سوالی برایم پیش آمد شما گفتید ابلیس و ... یعنی من هم اگر کبر بورزم می روم به دنیای همان ها و بعد قانون های آنها در مورد من هم اجرا می شود ؟ حالا قانون هایی که روی آنها اجرا می شود ؛ حالا آن جوری که من فهمیدم ابلیس وقتی که کبر ورزید به یک جایی رسید که رانده شد آن نور از او گرفته شد من برای خودم اینجور تفسیر می کنم که آن چشمه و یا آن دریافت های الهی از او گرفته شد ؛ درست است ؟ حالا آن جوری که من فهمیدم ابلیس بخشیده شدنی نیست یعنی فرشته بوده دیگر ، مأموریتش این بوده ، من هم اینجوری می شوم اگر یک موقعی کبر داشته باشم انسان آن جایزالخطایی اش ، اینکه صفت گذشته در انسان ؛ صادق نیست روی من اجرایی است دیگر ، در یک برهه می روم یک چیزهاییی را تجربه می کنم و بعد برمی گردم به آن حال خودم ، این را می خواستم بپرسم ؟ دست شما درد نکند

آقای امین : البته جایی در مورد ابلیس گفته نشده که بخشودنی هست یا نیست راجع به این توضیحی نگفته است . در مورد انسان این فکر باید در او به وجود بیاید یعنی این را باور بکند وقتی که این را باور کرد آن اتفاق برایش می افتد یعنی ناخودآگاه ؛ خودش حرکت هایی را انجام می دهد که آن شرایط برایش به وجود می آید یعنی خودش هم شرایطی را به وجود می آورد که آن اتصالش قطع می شود یعنی آن حالت رانده شدن برایش به وجود می آید حالا این زمان برگشتش تا کی هست ؟ تا زمانی که متوجه بشود یعنی شخص به نقطه ایی برسد که متوجه بشود این اندیشه ایی که من داشتم ، این تفکری که من داشتم اصولاً تفکر درستی نبوده یا به آن شک کند وقتی به آن شک می کند همین که شخص می آید اینجا در جایگاه شاگرد قرار می گیرد یعنی به آن چیزهایی که تفکرش بوده شک کرده است . آن شاگردی که نتیجه نمی گیرد یعنی هنوز آن شک را نکرده است در سختی هست ، می خواهد ولی هنوز اعتقادات خودش ، تفکرات خودش برایش کاملاً درست و واقعی است موقعی که این تفکرات برای شخص سست شد و حاضر شد تفکرات جدید را بگیرد آن موقع وقتی که قدرش رسید آن موقع دوباره شرایط تغییر می کند یعنی شروع می کند به خارج شدن ؛ حالا این ممکن است زمان خیلی زیادی ببرد ، ممکن است زمان طولانی ببرد و بهای خیلی سنگینی را بابت آن پرداخت کند ولی هر چیزی زمانی دارد دیگر ، جواب ؛ واضح بود ؟ ...

مسافر محمد : ممنونم از استاد جلسه که به من وقت دادند . من دچار یک تناقض شدم آقای دژاکام ، بارها من در کلام آقای مهندس شنیدم که ، حالا در آن داستان روز الست که صحبت می کنند راجع به سجده کردن ابلیس ، بارها آقای مهندس در صحبت هایشان گفتند که انسان توبه اش پذیرفته شد منتهی آمد پایین ؛ خودش این سیر را طی کند تا به بالا ؛ ولی الان در کلام شما که داشتید راجع به آن قضیه صحبت می کردید گفتید : آدم و حوا شرک ورزیدند و بارها هم در کلام الله آمده که شرک بخشیدنی نیست یعنی این بخشش اتفاق افتاده که الان ما آمدیم ولی این سیر را طی می کنیم یا نه ؟ مرسی

آقای امین : سوال خوبی است . یک نفر در کلاسی درسش را جواب نمی دهد ، درست جواب نمی دهد ، در یک مدرسه ایی ، معلم می گوید : برو در این کلاس جایی نداری ، برو درس را یاد بگیر و بیا وقتی جواب دادی می توانی وارد بشوی  این یک شکل قضیه است یعنی مهلت را به او می دهد فرصت را به او می دهد برای اینکه دوباره برگردد . یک موقع می گوید : آقا شما دیگر در این مدرسه ثبت نام نمی شوی ؛ تمام شد رفت ، حالا هر کاری می خواهی بکن . یک شرایط دیگر هم هست ؛ می گوید : اشکالی ندارد ؛ بلد نیستی  بنشین دفعه بعد از تو می پرسم ... در مورد انسان این اتفاق است که اگر اشکالی ندارد بنشین نیفتاده ، گفته برو دوباره حاضر باش ، دوباره بیا تا از تو امتحان بگیرم یعنی از آن مدرسه بیرونش نکرده ولی آن جایگاهی را که داشته از او گرفته تا دوباره به دست بیاورد . در دعای خودمان می گوییم دیگر ؛ انشعاب یافته ایم ، دوباره به آن نقطه برگردیم .



ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، سی دی کبر از آقای امین،
لینک های مرتبط : سی دی های آموزشی،
یکشنبه 13 اسفند 1396 :: نویسنده : شهرزاد بصیری
سی دی کبر

آقای امین دژاکام



در شرک ، شخص می خواهد که بهتر باشد ولی در کبر ، شخص مطمئن است که بهتر است . در شرک شخص می خواهد چیز
بیشتری را به دست بیاورد ؛ معامله گر است می خواهد معامله کند حالا خدا بیشتر به او داد ؛ خدا ، یکی دیگر بیشتر داد ؛ او ، اما در کبر ، شخص باورش این است که او جنسش بهتر است پس نقطه شروع سقوط انسان یا موجود ، کبر است ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، سی دی کبر از آقای امین،
لینک های مرتبط : سی دی های آموزشی،
جمعه 26 شهریور 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری

ویروس  انواع مختلفی دارد که ما به سه نوع آن اشاره می‌کنیم یکی ویروس‌هایی مثل ویروس سرماخوردگی یا ایدز که به بدن حمله می‌کنند و سلامتی فرد را می‌گیرند دیگری ویروس‌های کامپیوتری که از طریق ارتباطات...

ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، سی دی ویروس،
لینک های مرتبط :
جمعه 5 شهریور 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری
نوشتار  سی دی  باران رحمت



این لطف خداوند و پروردگار است که باران رحمت را بر بامشان می‌فرستد و موردعنایت خودش قرار می‌دهند که از دام اعتیاد رها شوند درصورتی‌که خیلی‌ها هستند، با داشتن بام وسیع از بارش این رحمت بی‌بهره هستند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 23 مرداد 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری
    

 در جهان وقتی شما به دنیا میای جشن می گیرن در جهان دیگه برای بعضی البته اونایی که کارشون درسته وقتی از جهان میرن جشن میگیرن آدمایی که انسان های درستی هستن و به قول ما بهشتی هستن دیگه اینها موقعی که میمیرن تازه اون موقع رو جشن میگیرن گریه می کنیم زاری می کنیم ولی برای اونا تازه صعود می کنن به مراتب بالا می رسن از خیلی مشکلات رها میشن پس برای بعضی از بزرگان اون روزی که فوت می کنن روز غمناکشون نیست روزی که دارن معراج میرن ما اینجا سوگواری می کنیم چون اونو از دست دادیم پس در بعضی از جهان ها وقتی که صعود می کنن و به معراج میرن اونو به عنوان جشن وشادمانی می گیرند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، سی دی تولد از مهندس دژاکام،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 مرداد 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری

علم متعلق به هیچ‌کس نیست بلکه متعلق به همه انسان‌هاست و اگر درست بیان شود در انتها همه‌چیز به هم متصل می‌شود مثل علم درمان اعتیاد که چون به‌درستی اجرا می‌شود همه اعضای کنگره...

ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 فروردین 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری
 نوشتار کامل سی دی شراره های نور (مهندس دژاکام)



هرنوع بحران و مشکل فکری و .. که ما دچارش شدیم برای اینکه از اون فاز بگذریم باید امتحان بدهیم یعنی اگر شما میخورید زمین و زمین خورده هستید باید امتحان بدید امتحان شما چی هست این است که باید از زمین بلند بشید اگر نتونید بلند بشید هزار بار دیگر هم که زمین بخورید باز هم زمین خورده هستید اینکه میگوییم باید امتحان بدی منظور قلم و کاغذ نیست منظور این است که از اون مقطعی که هستی باید در بیای ..



ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 اسفند 1394 :: نویسنده : شهرزاد بصیری
 
ما باید برای مال خود پول خود ارزش قائل شویم ولی در جایگاه خودش باید آن بخشش را داشته باشیم ؛ حساب به دینار ، بخشش به خروار
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد بصیری

دانایی درست رابطه ی مستقیم داره با آرامش و آسایش و نادانی درست نقطه مقابل جهالت و رنج و عذابه این دوتا نقطه مقابل همدیگه قرار دارن.



ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نوشتار کامل سی دی  "فرمانروایان زمان"

گفتگو بین استاد و شاگرد درمورخه: 1383/3/22


نگارش: مسافر علی بلوچ؛ وبلاگ نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

استاد:

خوشحال از اینکه یاران خود را پیدا نموده‌اید وآن گرفتاری که من را فرا گرفته پیدا ننمودی، اندوه انسان را مانند یک سنگ بزرگ در ژرفای اقیانوس دفن می‌نمایند. قاضی می‌داند که چه زمانی حکم بنماید آن کسانی که می‌دانند وفرمان نمی‌دهند انتظار فرمان حق ویزدان را دارند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نوشتار کامل سی دی هفت از آقای مهندس دژاکام



سی دی مربوط به تاریخ  1389/9/23 است .

نگارش ؛ همسفر شهرزاد ، وبلاگ نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

ما مبحثی را تحت عنوان مسافر شروع کردیم ؛ حالا بقیه مطالب هم زیر مجموعه همان است  ممکن است اسامی دیگری بگذاریم ولی ادامه همان مطلب است . دفعه قبل نوشتارهای خودم را با سرعت خواندم که اینها هر کدام از پارگرافهایش یک دنیا سخن است و درک و استنباط اینها به این راحتی و سادگی نیست . ما می خواهیم در مورد انسان فقط یک سری شناخت پیدا کنیم و نمی خواهیم مثلاً وارد حوزه متافیزیک شویم مثل گروههایی که انرژی درمانی می کنند و ... نمی خواهیم وارد این بازیها شویم ما می خواهیم فقط جهت اطلاع و آگاهی و شناخت انسان یک سری مطالب را مطرح کنیم چون انسان موجود فوق العاده ناشناخته ایی است به ظاهر می گوییم که انسان موجود کاملاً شناخته شده ایی هست و خیال می کنیم کاملاً می شناسیم ولی در بطن این قضیه ؛  در مورد شناخت انسان موضوع خیلی خیلی تفاوت فاحشی دارد . حتی ما هنوز در صور ظاهر انسان مانده ایم ! ... حتی یک مسأله ساده ایی که اعتیاد هست ؛ یکی می رود مقداری تریاکی ، شیشه ایی یا ... می کشد ؛ راه درمانش را بلد نیستند حالا چه برسد به مسائل دیگر ... در انواع و اقسام بیماریها هم مواجه هستیم . ولی وقتی به صور پنهان می رویم ؛ قضیه خیلی خیلی بیشتر می شود . حالا این قضیه را ما به عنوان یک فرضیه مطرح می کنیم چون نمی خواهیم بگوییم حتماً این جور هست ؛ می بایست خودتان عمل کنید و همه موضوعها روی این قضیه می چرخد در صور پنهان ، می گوییم که انسان یک موجودی هست دارای بقا یعنی همه  دنبال عمر جاویدان می گشتند یا دنبال آب حیات می گشتند ؛ این برای من اصلاً یک کار بیهوده ایی بود چون انسانها دارای عمر جاویدان هستند . همه انسانها آب حیات را خورده اند و این انسانها ادامه دارند ولی خوب ، یک تفاوتهایی هست که جوری سیستم برنامه ریزی شده که یک مقدارش را بر مبنای حکمت الهی فراموش می کنند ولی حیات در هر جا تمام شود ؛ در هر نقطه ایی که حیات انسان تمام شود در نقطه دیگری آغاز می شود یعنی این نیست که ما بگوییم که مُردم و خلاص شد... اگر این جور بود خوب ، قضیه خیلی خیلی فرق می کرد . مسائل الهی و قوانین الهی آن چیزی که بَدو قضیه هست یا ادیان از آن اول خواستند ؛  شما فکر نمی کنم دینی پیدا کنید که یک حرف غیر منطقی زده باشد . ممکن است تحریف شده باشد ، ممکن است برداشت غیرمنطقی  شده باشد ؛ ممکن است این اتفاقات بیفتد ولی اینها هیچکدام چیز بدی را برای انسان نگفتند ؛ نخواستند . همه آنها می گویند : دزدی نکن ، دروغ نگو ، فساد نکن ، پیمان شکن نباش و ... همه اینها را می گویند چیز خاصی نمی گویند و آنها در مورد یک سری پشت پرده ها صحبت می کنند که برای ما قابل برداشت و قابل ادراک نیست . حالا ما می خواهیم در مورد این قضیه کمی صحبت کنیم تا انسان را بهتر بشناسیم . چون اصلاً مسأله اعتیاد از ازدواج انسان و ماده مخدّر پیش می آید و برای همین ما این را می شکافیم و در موردش صحبت می کنیم تا یک شمّه ایی یا یک ذرّه ایی از این قضیه را بگیریم یا در ذهن ما نقش ببندد .

دفعه قبل قضیه به آنجا رسید که  گفت :  " من گنگ خواب دیده و عالم همه کر " . جهانهای آفرینش ، اگر کره زمین و منظومه شمسی را در نظر بگیریم ... اگر کویر لوت بلوچستان را نگاه کنیم که چقدر شن دارد یکی از آن شن ها را برداریم می شود منظومه شمسی ! پس عالم خلقت و کهکشانها بسیار گسترده و وسیع هستند و حیات فقط در این نقطه زمین نیست ؛  قطعاً حیات در کهکشانهای دیگر و ... ادامه دارد که یک قسمتهایی ممکن است از ما عقب تر باشند و یک قسمتهایی ممکن است از ما جلوتر باشند . تازه همه اینها کهکشانها را ما می گوییم جهان فیزیک . جهان فیزیک است که قابل لمس است . ولی وقتی در کتاب صحبت می کند مخصوصاً در قرآن از هفت صفحه سماوات صحبت می کند ؛ از هفت طبقه آسمانها صحبت می کند . این هفت طبقه آسمانها به این شکل نیست که مثلاً هفت کهکشان باشد یا هفت تا فلک باشد یا هفت تا چیز دیگری باشد چون تمام کهکشانها ، همه جهان فیزیکی و به یک آسمان بهشان تلقی می شود .

برای اینکه قضیه را بهتر بفهمیم یک ذراتی که اصلاً به صورت موج ، مثل رشته های امواج که چند میلیارد از اینها بشود یک کوآرت ، حالا چندین میلیون کوآرت می شود یک الکترون ، همین طوری تکه تکه می آید ... از آنهاست که موج که اصلاً قابل رویت نیست ، قابل لمس نیست ، قابل اندازه گیری نیست  اینها متارکه می شوند و جهانهای مختلفی را به وجود می آورند .  پنج تا حس ما که دستگاه اندازه گیری ما هست جوری طراحی شده ، سیستم بندی شده ؛ عین همان چیزهایی که مثل خودش هست آنها را می بیند غیر از آن را نمی بیند .

شما اگر مثلاً در این اتاق ، در بعضی از فیلمها دیدید ؛ نورهای مادون قرمز باشد به عنوان تله ، به عنوان حراست و حفاظت از موزه استفاده می کنند ؛ خطهای قرمزی هست که فضا را پر کرده ، آنها را با چشم معمولی نمی توانید ببینید به محض اینکه عینک مادون قرمز را می زنیم فوری می بینیم یک خطهای قرمزی وجود دارد . جهانها  هم همین طور هستند جهانها متداخل هستند یعنی داخل هم هستند ؛ یعنی از اینجا بگیر تا تمام کهکشانها که تمام شد حالا یک آسمان دیگر شروع می شود ؟ ! ...  اصلاً این طوری نیست این هفت تا طبقه آسمان در درون همدیگر هستند ولی هر کدام از این جهانها از یک ماده خاصی ساخته شده اند . پله پله از رقیق ترین شروع شده تا ضخیم ترین یا کلفت ترینش که جهان فیزیک است . از آن نازکترینش شروع شده ؛ آمده تا رسیده به اینجا و اینها همه درون همدیگر هستند ازهم جدا نیستند مثلاً اینجا کره زمین باشد از اینجا بروی صد کیلومتر ، هزار کیلومتر آن طرف تر ، یک جهان دیگری باشد نه ، همین جا که کره زمین وجود دارد ؛ همین جا در همین نقطه ، هفت تا جهان درون هم وجود دارد به طوری که الان ممکن است در همین اتاق میلیونها ، شاید میلیاردها امواج باشد ولی شما هیچ کدام ، نمی بینید . وقتی موبایل را بر می داریم فقط با طرف صحبت می کنیم چون فرکانسی که شما با او صحبت می کنید  دوتایی  چفت هم هستند ولی مال کس دیگری را نمی توانید بگیرید چون او فرکانسش فرق می کند یعنی شکل موج او فرق می کند ... اگر فرق نمی کرد همه با هم قاطی می شد و نمی شد تشخیص شان بدهی یا  الان شما در همین اتاقی که نشستید ؛ اینجا  رادیو ایران دارد برنامه پخش می کند ، رادیو قرآن دارد برنامه پخش می کند ، رادیو سلامت دارد برنامه پخش می کند ، رادیو عربستان دارد برنامه پخش می کند ... هزاران رادیو در این فضا هست ؛ هیچ کدام برای شما قابل رویت نیست ولی موج رادیو را که بپیچانی ؛ می آید روی موج ایران ، روی موج عربستان ، روی موج فرانسه و ... هر کشوری را بخواهید روی موج آن رفته و گوش می کنید ولی برای شما قابل رویت نیست . جهانها هم همین طور هستند برای شما قابل رویت نیستند باید در همان ارتعاش خودش قرار بگیرید مثل همان دیدن امواج مادون قرمز است که با عینک مادون قرمز می بینید .

حالا وقتی که خلقت انسان آغاز شد و به وجود آمد ؛ چون این سبع سماوات یعنی هفت تا آسمان شکل گرفت ، برای این مو جود همانطور که مادیات به هفت تا تقسیم می شوند این موجود انسان هم دارای هفت قسمت شد همانگونه که هفت طبقه آسمان داریم و هر آسمانی و هر جهانی یک ارتعاش خاص خودش را دارد ؛ وسائل ماده تشکیل دهنده اش فرق می کند . انسان هم همین طور است یعنی انسان هم دقیقاً مثل همان دارای هفت تا پیکره است که این پیکره ها  هم  با هم هستند ؛ تو هم هستند ؛ بیرون نیستند مثل این می ماند که شما هفت تا لیوان را تو هم قرار بدهید یا مثلاً شما الان نوری را که می بینید سفید است اما موقعی که هوا بارانی است  یک قوس و قزحی می بینید در اثر وضعیت نور یا وضعیت جوّی به گونه ایی می شود که شما هفت تا رنگ را توی همدیگر می بینید . کمانی که هفت تا رنگ در آن هست ؛ آن را در یک شرایط خاصی می توانید ببینید . همین نور را هم که می بینیم سفید است اگر تجزیه اش کنیم هفت تا ، هشت تا رنگ اصلی در این نور سفید هست که از ماوراء بنفش شروع می شود و می آید تا مادون قرمز ، همه رنگها درون این وجود دارد و هر رنگی هم یک موجی دارد ، یک ارتعاشی دارد . اصولاً رنگ را که ما تشخیص می دهیم ؛ چیزی که باعث می شود ما اجزاء ، چیزها را رنگی ببینیم در اثر ارتعاشات آنهاست یعنی آن فرکانسی که آن چیز دارد ؛ آن سرعتی که دارد . آن سرعتها که تغییر می کند سیستم ما جوری طراحی شده که آن سرعتها را به شکل رنگهای مختلف می بیند . پس نور سفید ، خودش هفت تا رنگ است پس انسان هم همین طور است ؛ کل مجموعه این است مثل آن رنگها ، مثل آن قوس و قزح ، هفت تا قسمت هست و هر قسمت از این هفت تا درست برابر با یک طبقه از آسمان است یعنی اینجا که طبقه جهان فیزیک هست و جسم ماده است و جنس ما هم ماده است . هر چه در ماده هست در ما هم هست . ما چیزی غیر از ماده نیستیم از نظر فیزیکمان که نگاه کنی ؛ در جهان ما آهن هست  در وجود ما هم آهن هست ، در جهان ما کلسیم هست در بدن ما هم کلسیم هست ، در جهان ما پتاسیم هست در ما هم پتاسیم هست ، منگنز هست  ما هم منگنز داریم ، روی هست  در وجود ما هم روی هست ، یُد هست در ما هم یُد هست . هر چه که در جهان ، مواد عناصر شیمیایی در جهان مادی ما قرار دارد ما هم از آنها ساخته شدیم به همین دلیل است که چون ما از این عناصر جهان مادی ساخته شدیم برای ما قابل لمس است ؛ قابل حس است . اگر یک چیزی باشد که ما نمی توانیم یک چیزی پیدا کنیم در قسمت فیزیک ما ، که ماده ایی در وجود انسان پیدا بکنیم که در جهان فیزیکی نباشد ؛ یک ماده شیمیایی پیدا بکنیم که در جهان فیزیکی نباشد ؛ اصلاً چنین چیزی وجود ندارد . یا خودش هست یا ترکیباتش هست که آن جسم را به وجود آورده اند . پس این کالبد فیزیکی ما با این جهان فیزیکی ما از این مواد و عناصر تشکیل شده است . برویم کالبد دوم خود را نگاه کنیم آن جنسش از جنس آسمان دوم درست شده ؛ حالا هر چه آسمان دوم عناصری دارد که آن آسمان دوم را تشکیل داده اند جسم ما هم از همان عناصری است که آسمان دوم تشکیل شده ؛ می رویم پیکره سوم را نگاه می کنیم ؛ پیکره سوم ما هم عناصر تشکیل دهنده اش عین عناصر تشکیل دهنده آسمان سوم است و الی آخر تا هفتم ... وقتی هفتم را نگاه می کنیم عناصری که کالبد هفتم ما را تشکیل داده دقیقاً مثل عناصری هستند که مال طبقه هفتم آسمان است .

این هفت تا ، مجموعه یک انسان زمینی است که در زمین سکونت دارد ولی محتوایش این هفت تاست ؛ که شاه نعمت الله ولی هم می گوید :

نقطه اصل اگر شما دانی    هفت هیکل به ذوق دریابی

مولانا هم می گوید :

ده حس است و هفت اندام دگر    آنچه اندر گفت نآید ...

حالا این مسائل را  مبحثی که خواندم این اصلاً قابل باور و قابل تصور و قابل اندیشه نیست ؛ بنابراین وقتی که این جسم در اینجا به حیات خودش ادامه می دهد ، موقعی که مرگ فرا رسید ، این یکی که از جنس این جهان است ؛ این از بین می رود ، تا از بین رفت  نفر بعدی کاملاً ایستاده و حیّ و حاضر است آن یکی نمی میرد ، آن که فیزیک است می میرد ؛ آن یکی کاملاً وجود دارد . آن را هم اگر بخواهید بدانید کیست ؟ همانی است که در خواب رویتش می کنید و بارها به مقدار زیادی تجربه اش را انجام دادید و حالا این قضیه ، این مطلب در آسمانهای دیگر هم  این اتفاقات می افتد ؛ اینها همه مراحلی هست که انسان باید طی کند تا به آن مرحله ایی برسد که بتواند اینها را تجربه کند و بشناسد و برای همین است که بازی ادامه دارد و ما در یک پیچ کوچک هستیم . 

حالا اشاره به این قضیه می کنم که : " من آنچه می گویم ؛ خود تجربه کرده ام و مستندات خود را بیان می کنم و از کتابهای مختلف ، مطالب را جمع آوری و سر هم نکردم و بگویم فلانی گفت و یا فلانی چه گفت و یا فلانی ... "

من مطالبی را که برای شما می گویم ؛ اینها چیزهایی است که تجربه کرده ام و از روی چیزی رو نویسی نمی کنم و برای شما بیاورم . حتی مدل درمانی هم چیزی نبود که از جای دیگر بردارم  و به شما بدهم ؛ مدل درمانی را هم تجربه کرده ام . هر کاری را هم به شما گفته ام و یا از شما خواسته ام ؛ اول ، خودم تجربه کردم ، آزمودم ، آزمایش کردم  بعد از شما خواستم که این کار را بکنید یعنی هیچ چیز به صورت تئوری مطلق نیست . حالا اینها یک سری دریافتهای من است به صورت ؛ البته اینها روی همین مسائل اختلاف حس و اینها قابل بیان نیست ؛ نمی خواهم شما باور کنید ، نمی خواهم که صددرصد باور کنید ، نمی خواهم بروید و فردا بیفتید توی کتابهای ماوراءالطبیعه و ... بخواهید احضار روح کنید و جن گیری کنید ؛ وارد فضاهای ناشناخته بشوید . اصلاً نمی خواهم این کارها را بکنم ؛ الان دارم به شما اخطار می کنم اگر وارد این بازیها بشوید فعلاً جز خل و چلی و دیوانگی برایتان هیچ چیزی نخواهد آورد . پس اینها را بدانید ؛ آگاه باشید چنین چیزهایی هست و خیلی ریلکس با آنها برخورد کنید ولی نخواهید بروید خودتان تجربه کنید . اگر موقعی بشود که شما بایستی تجربه کنید ؛ خودش خواهد آمد . خود سیستم اطلاعات در اختیار شما می گذارد ، خود سیستم دریچه را برای شما باز می کند . شما حق ندارید بروید و بخواهید دریچه را باز کنید چون دریچه را باز کنید دچار تشدد فکر می شوید و سر از ناکجاآباد در می آورید ؛ مثال ساده اش هم همین است گرچه دور از باورهاست .

موجودات الهی خیلی متنوع هستند ؛ تنوع زیادی بین موجودات الهی هست که به تصور نمی آید . مخلوقین الهی فقط همین آدمهای دو پا نیستند همانطور که حیوانات هم وجود دارند . وقتی وارد صور پنهان می شوی وارد جهانهای دیگر می شوی ؛ آنجا مخلوقین دیگری وجود دارند گرچه برای شما قابل باور نیست  از نظر عقلی . همانطور که نور مادون قرمز را نمی بینید وقتی عینک بزنید می بینید ؛ من آن عینک را زدم و دیدم که دارم به شما می گویم ولی شما ندیدید . وقتی مخلوقین متنوع هستند ؛ مخلوقین خیر و شر هم هستند و این جهانها و مخلوقین از یک قانون و نظام الهی پیروی می کنند ؛ حالا چه بگوییم نظام الهی ، چه بگوییم نظام قدرت مطلق ، از یک نظامی در این هستی پیروی می کنند و آن نظام این است که مرزبندی جهانها حرمت گذاشته شده یعنی همه موجودات باید به این مرزبندی که بین موجودات و بین جهانها هست احترام بگذارند و هیچ کس اجازه ندارد وارد حریم موجودات دیگر بشود مثل مسأله خانه که برای همه ما محترم شمرده شده ؛ هر کسی اجازه ندارد برود وارد خانه کسی شود یا  کشورها مرز دارند  مرزها محترم  شناخته شده اند ؛ کسی اجازه ندارد از مرزها عبور کند  اگر عبور کند او را می گیرند ؛ برایش مشکل ایجاد می کنند . بنابراین طبق قانون الهی ؛ جهانها و حدّ مرز بین جهانها محترم شناخته شده و کسی اجازه ورود و دخول به این مرزها را به طور قطعی ندارد . وقتی که شما وارد این مرحله می شوید یعنی اعلام آمادگی می کنید با موجودات دیگر یعنی در را باز می کنید ؛ یعنی خودتان اعلام آمادگی می کنید . در خانه شما بسته است ؛ خودتان در خانه خودتان را چهارطاق باز می کنید و می گویید بفرمایید ؛ می روید و در جلسه احضار روح شرکت می کنید ، در جلسه احضار جن شرکت می کنید ، می روید انرژی درمانی کنید ؛ نیروهای کائنات را بگیرید ؛ می روید که انرژیهای کائنات به شما کمک کنند ! ... خیال می کنید کائنات خر است انرژیها را مفت ریخته آنجا و فقط شما هستید که بروید از آن انرژیها بگیرید و فوری گونی تان را ببرید پر از انرژی کنند و بدهند خدمت شما ، انرژی را بدهند مفت مفت ، نه اینها حساب و کتاب دارد ؛ این ظاهر قضیه است ؛ بطن قضیه ، آن خیگ پنیر است ! ... قدیم ها که پنیر درست می کردند پوستهای بز را برمی داشتند خالی می کردند و مشک درست می کردند و در آن پنیر می ریختند ، دو تا دوست از کنار رودخانه رد می شدند ؛ یکی به دیگری می گوید : انگار این خیگ پنیر است در رودخانه ، بروم و آن را بگیرم ؛ مفت است ... می پرد که خیگ پنیر را بگیرد نگو که خیگ پنیر، خرس بوده ! ... دوستش که بر بالای رودخانه بوده می بیند که او مدام بالا و پایین می شود ؛ به او می گوید : خیگ پنیر را ول کن خفه می شوی ... او می گوید : می خواهم ولش کنم ولی او مرا ول نمی کند ! ... شما هم وقتی وارد این قضایا : جن گیری ، انرژی ، روح بازی و ... می شوید ؛ شما به اشتیاق آن می روید که آن را بگیرید ولی آن نیست ؛ خرس است ! ... شما می خواهید ول کنید ولی او شما را ول نمی کند ! من با انسانهای خیلی خیلی زیادی  برخورد کردم قدیما ، که اینها با وارد شدن به این  جوها  ، انسانهای دیوانه ایی شدند ؛ انسانهای روانی شدند . فیلم های جن گیر را دیدید ،  شما ندیدید من در اقسام نقاط کشور دیدم ؛ با این قضیه آشنا بودم ، آشنای کامل هستم . این اطلاعات را که می دهم به این دلیل است که نروید و زوم کنید و بخواهید وارد این قضیه بشوید انرژی بگیرید ، انرژی کیهانی بگیرید ... از این چیزهای مفت ، یک ذره ایی در کائنات وجود ندارد . بنایراین روی این قضیه حواستان کاملاً باشد . من در این حد به شما می گویم ؛ آنها را هم برای شما می گویم ؛ من با اینکه پیشینه خیلی قوی در این قضیه داشتم از گذشته ها و پیشینه ام قوی بود در این قضیه و آگاه بودم به این امور ولی چندین سال به نابودی تمام کشیده شدم ؛ روی آن پشتوانه بود که با یک شرایط خاصی توانستم از این جهنم در بیایم وگرنه از این جهنم درآمدن به این سادگی نیست پس فقط آگاه باشید ؛ این در جهت اطلاع شماست که چنین چیزهایی وجود دارد و معتقد باشید که زندگی ادامه دارد . هر کاری را امروز انجام می دهید فردا مسئولش هستید . خودتان دارید با خط خودتان می نویسید برای زندگی بعد از مرگتان و این زندگی بعد از مرگ به اعتقاد من شعر نیست ، ترانه نیست ، یک واقعیت است .



ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 دی 1394 :: نویسنده : همسفر راضیه

 تافته جدا بافته

باید به مرحله تولید رسید تا حسادت و کینه و تنفر و قیاس و حس خود برتر بینی در ما از بین برود..

منیت زمانی به وجود می‌آید که انسان جایگاه خودش را بالاتر از دیگران می‌داندانسان حتماً باید در یک موضوع و یا رشته و یا فن و حرفه‌ای از دیگران بالاتر باشد، یعنی دارای توانایی برتری باشد که منیت در او به وجود بیاید. مثلاً من خوب بتوانم صحبت کنم یا ساز بزنم یا بتوانم خوب پول دربیاورمزمانی که من در جمع و یا گروهی یک توانایی برتر را به معرض نمایش می‌گذارم و دیگران به وجد می‌آیند و من را مورد تشویق و احترام خود قرار می‌دهند و من از این  برخورد دیگران انرژی می‌گیرم و احساس موفقیت و پیروزی می‌کنم، بعداً در خلوت خود، به قیاس خودم با دیگران می‌پردازم که در اینجا اگر  من، دانایی اندکی دارم به خودم غره می‌شوم که تو کارهایی را می‌توانی انجام بدهی و هنرهایی داری که دیگران نمی‌توانند انجام دهند و هنرش را ندارند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 آبان 1394 :: نویسنده : همسفر لیلا

به نام نامی اولین عاشق که اوست...

متن کامل سی دی: حقه های نفس

با استادی: آقای امین دژاکام

یعنی آدم باید به عمق وجودش نگاه کند و با خودش صادق باشد و اگر می بیند که وقتی برای دیگران اتفاقات خوبی می افتد و او خوشحال نمی شود، واقعاً باید به سلامت روان و درون خودش شک کند. چون این نشان دهنده ی یک بیماری بسیار بدی است. کسی که از رنج دیگران خوشحال و از موفقیت آن ها ناراحت می شود، نشان دهنده ی این است که چقدر در تاریکی ست، چقدر شرایط بدی دارد و چقدر وضعیت خرابی دارد و مطمئناً عواقب خیلی بدی هم برایش اتفاق می افتد، چون زمانی که از بدبختی دیگران خوشحال می شود، تمام آن ها را برای خودش جمع آوری می کند، همه ی آن ها را به سمت خودش جذب می کند...



در ادامه مطلب بخوانید....


نوع مطلب : متن سی دی های جهانبینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :