همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
منت خدای عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت





مسافر واقعی در کنگره کسی است که با عشق و با معرفت خالصانه  ، گذشتن از خود بتواند خدمت کند.فاصله خدمت وخیانت،یک ذره است...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام قدرت مطلق الله

قبل از انجام هرکاری،ما باید تفکر کنیم،چگونه?یک تفکری عاقلانه،درست،که ما را در روی یه نقطه متمرکز کند،حالا تصمیم درستی می گیریم،در انجام آن کار اگر مشکلی سر راه ما سبز شد،دیگر دلیلی وجود ندارد که بخواهیم نا امید شویم واز ادامه دادن آن کار منصرف شویم ...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
  به نام قدرت مطلق الله.
 
  لژیون همسفران عشق به استادی کمک راهنما همسفر الهه و دبیری همسفر زهرابا دستور جلسه سی دی موانع محبت در ساعت 17شروع به کار نمود.
در ابتدا استاد چنین آغاز کردند .سلام دوستان الهه هستم همسفر. خدای مهربان را شکر میکنیم که یک بار دیگر اجازه داد در کنار هم باشیم.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲
سلام دوستان طاهره هستم همسفر
به نام قدرت مطلق الله
همیشه فکر می کردم ،یک انسانی هستم که همه چیز را درست فهمیده و می دانم.در زندگی ام برای مسافر و فرزندم چیزی کم نداشته ام.نسبت به آنها وظایف را درست و صحیح انجام داده ام.گاهی اوقات ادعای قرآن خواندن و روضه رفتن می کردم.و تقریبا خودم را یک فردی سالم از نظر فکر و اندیشه می دانستم.اما وقتی خداوند راه کنگره را به من نشان داد ویکی دو جلسه آمدم.کم کم فهمیدم از علم زندگی کردن چیزی نمی دانستم و تا به حال این علوم را جایی آموزش نداده بودند.
خدا را شکر می کنم که همان اوایل آمدنم پی به نادانی خودم بردم.فهمیدم که سیستم ایکس من به خاطر افکار نادرست،قضاوت های بیجا،منیت وحس حسادت نسبت به اطرافیانم آسیب دیده است.ودر خیلی از مسائل زندگی دیگر قادر به تصمیم گیری نبودم.به نظر من ما همسفران معتاد تر از مسافران هستیم.و باید روی خودمان کار کنیم تا بتوانیم این سیستم را بازسازی کنیم.آقای مهندس می فرمایند که ما همه ی علوم را فرا می گیریم.در نظام هستی تا در جهت صراط مستقیم حرکت کنیم.وقتی من همسفر به کنگره وبه  اهداف کنگره،به حرمت ها و به راهنمای خودم ایمان داشته باشم،آنگاه توانسته ام یکی از خمر های مهم که پایه واساس نهرهای عشق،ایمان،عقل هست را بازسازی کنم.واین نهر مهم همان سیستم شبه افیونی بدن است.چون جایش در بدن مشخص نیست که در کجای بدن ترشح می شود به آن ایکس گفته شده است.با آرزوی موفقیت برای اعضای کنگره،در آخر از خانم الهه تشکر می کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲
سلام دوستان طاهره هستم همسفر
به نام قدرت مطلق الله
معلمی روی تابلو عکس پاهای یک حیوانی را می کشد وبه دانش آموز می گوید که زود اسم حیوان را بگو،دانش آموز مکثی می کند،معلم می گوید اسمت را بگو ببینم تا نمره ات را کم کنم،دانش آموز کفش هایش را در می آورد و صورت خود را می گیرد ،و می گوید از روی پاهایم ،اسم من را تشخیص بده،واین موضوعی است که بدون فهمیدن صورت مسأله میخواهد به جواب مسأله پی ببرد.من همسفر قبل از آمدن به کنگره  جدای از ضربه هایی که از تخریب مسافرم داشتم.در خیلی از مسائل بدون توجه به صورت مسأله می خواستم به جواب درست برسم که در این صورت ،سوال برایم گیج کننده به نظر می آمد.به عنوان مثال برای انتخاب رشته در دانشگاه ،بدون اینکه تفکری صحیح داشته باشم و بررسی کنم که حالا این رشته ای که انتخاب کردم من را می خواهد به کجا ببرد.آیا مسیر حرکت درست است یا نه.آیا هیچ علاقه ای به آن دارم.من بدون اینکه صورت مسأله را بفهمم انتخاب کردم و رفتم جلو،وبعد انتظار داشتم که بروم سر کار،درآمدی داشته باشم،در این جا به بن بست رسیدم .چون صورت مسا له برایم مشخص نشده بود.حالا در کنگره یاد گرفتم همانطور که مسافرم برای درمانش از صورت مسأله ای که آقای مهندس دژاکام مطرح نموده اند.که همان روش تدریجی،پله پله می باشدو باید جسم و روان و جهان بینی با همدیگر درمان شود و به تعادل برسد.من هم باید با تغذیه ای مناسب جسم خودم را درمان کنم و با گرفتن آموزشها وگوش کردن حرف راهنما بتوانم روانم که بر اثر مشکلات و ناراحتی ها آسیب دیده درمان کنم.ما باید در زندگی خودمان،با هر مسا له ای که برخورد می کنیم .ابتدا صورت مساله را کشف کنیم تا مسأله برای ما گنگ و نا مفهوم نباشد بعد به جواب وهدفمان می رسیم.که در اینجا هدف ما آرامش و آسایش در زندگی می باشد.در آخر خداوند را شکر می کنم واز آقای مهندس به خاطر کشف این متد وروش تشکر می کنم.واز خداوند می خواهم که دیگر خواسته های آقای مهندس که جهانی شدن کنگره و برقراری آکادمی می باشد را اجابت فرماید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 23 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲

سلام دوستان طاهره هستم همسفر محمد
خیلی به پدرم وابسته بودم،همیشه وقتی از سر کار می خواست برگردد،دم در خونه می ایستادم تا زودتر از همه ببینمش.اما همان زمانی که به محبت او نیاز داشتم،در سن ۹سالگی ،از پیشمون رفت به دیار باقی.هیچ موقع،هیچ محبتی نتوانست جای محبت پدرم را پر کند.تا اینکه قسمت ویا تقدیر،بهتر بگویم خواست خداوند،مرا به این مکان مقدس آورد.با وجود اینکه از مصرف مسافرم هیچ اطلاعی نداشتم،ومن فقط فکر می کردم که سیگار مصرف می کند آن هم دور از چشم ما،همان روز اول که آمدم کنگره و آموزشها و کمک راهنما ها را دیدم وقوانین ،حرمت ها را شنیدم.مجذوب وشیفته اینجا شدم،و وقتی راهنمای مسافرم به من گفتند که آقا محمد غیر از سیگار ،یه دودی هم می زده، بغض در گلویم  ترکید و یک آتشی در درونم شعله ور شد،ولی همان طور که عقاب سفید، یکی از نگهبانان در وادی چهاردهم،بیان کرد امواجی در کهکشان ها جذب یکدیگر
می شوند و محبت را،دوست داشتن را به وجود می آورند و نام این امواج عشق است.شعله آتش درونم را ، یکی از کمک راهنمایان با گذاشتن دستهایم بر روی دستانش و وفشردن آن،وکمی صحبت کردن با من فرو نشاند،ونگذاشت،بدتر شود،ومن وقتی این همه محبت ،صمیمیت ومهربانی را در بین اعضای کنگره دیدم،اصلا دیگر به مصرف مسافرم فکر نکردم،و هر روز که می آمدم خوشحال تر از روز قبل بودم.داشتم از محبت پدرم میگفتم،که من این محبت را از روی صحبت های آقای مهندس یافتم،موقعی که حرف ها و سخنرانی های آقای مهندس را گوش می کنم
انگار پدرم کنارم نشسته،و مرا نصیحت می کنند،وچیز ی که برایم عجیب بود اینکه،در زندگی ام به هر مسأله ای که برخورد می کنم ، درست  با     سی دی  جلسات همان روز مطابقت می کند.ومن احساس می کنم که آقای مهندس دارند با من صحبت می کند.من سوای گوش دادن به سی دی ها به عنوان آموزش،هر وقتی که دلم برای پدرم تنگ می شود صحبت های آقای مهندس را که گوش می دهم،آرام می شوم،وهمه ی این آرامشها وعشق و محبت ها،  اثرات امواج و نیروهای راستین والهی
است.از خداوند می خواهم که این محبت ها را مستدام بگرداند.و به این
انسانهای شریف ،سال های سال ،سلامتی و طول عمر عنایت کند.از کمک راهنما ی عزیزم در سفر اول خانم اعظم عزیز،ودر حال حاضر خانم الهه عزیز تشکر می کنم،و برای آنها آرزوی سلامتی می کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲
به نام قدرت مطلق الله
لژیون همسفران عشق روز دوشنبه مورخ97/6/12 به استادی همسفر خانم الهه با موضوع هفته سایت،(چگونه از سایت کنگره استفاده کنیم) وسی دی اول ندانی را بدانی, راس ساعت مقرر آغاز به کار نمود .


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام قدرت مطلق الله
سایت کنگره،یک سایت جامع و کاملی می باشد،به دو زبان فارسی انگلیسی ،که جدیدترین اطلاعات را مربوط به انواع مواد و درمان اعتیاد در اختیار ما مخاطبان قرار می دهد،دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دائما در حال تغییر است.ویکی از آن تغییرات استفاده از اینترنت و فضای مجازی می باشد،هر چه که به جلو می رویم ،فضای مجازی نقش بیشتری در زندگی ما دارد.ما باید با این تغییرات در زندگی هماهنگ باشیم تا از قافله ی فن آوری که با سرعت حرکت می کند عقب نمانیم.حالا من چگونه می توانم از سایت کنگره استفاده کنم،شاید بارها برای ما پیش آمده که به دلایلی نتوانستیم در جلسات کنگره حضور داشته باشیم و از آموزشها استفاده کنیم در این مواقع می توانیم به سایت مراجعه کنیم و دستور جلسه ومباحثی که در لژیون بوده را مطالعه کنیم.شاید برای بعضی از ماها استفاده از اینترنت وسایت پیچیده  ومشکل به نظر آید ولی اگر شروع کنیم،می بینیم که کار سختی نیست و بعد از هر فعالیتی اشتیاق بیشتری به نوشتن در سایت پیدا میکنیم.خود من بارها میخواستم فعالیت داشته باشم،دوست داشتم ولی می ترسیدم که از عهده من برنیاید.از خانم الهه عزیز تشکر می کنم که یک روز در لژیون گفتند کسی که در کنگره میاد وآموزش می گیرد،باید خدمت کند،وبلاگ بنویسد تا حال او خوب شود،
همین طور بود و من اولین دلنوشته ای که در سایت گذاشتم،انرژی زیادی گرفتم و ذوق وشوقی عجیبی برای نوشتن مطلب و گذاشتن در سایت در من به وجود آمد،شاید با این نوشتن ما  یک نفر زندگی اش تغییر کند و از تاریکی به سمت نور حرکت کند.در آخر از تمامی خدمت گزاران در سایت تشکر میکنم،خدا قوت میگم،آرزو دارم که خداوند آنچه را به صلاحشان است،مقدر فرماید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 3 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 مرداد 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲

برداشت من از دستور جلسه این هفته،عدالت
طبق آموزشهای که از کنگره گرفته ام ،بیشتر افراد،به خصوص خود من همیشه فکر می کردیم که معنای عدالت،برابری است.در زندگی همه چیز به طور مساوی تقسیم شود.چرا خداوند عده ای را ثروتمند وعده ای را فقیر خلق کرده،چرا یک پدر و مادر نسبت به فرزندانشان با یک دید مساوی نگاه نمی کنند.یا یک راهنما نسبت به رهجویش بایک دید نگاه کند،به نظر من اگر عدالت به همین مفهوم بود،خداوند همه را ثروتمند خلق میکرد،ومحبت یک پدر نسبت به همه ی فرزندانش،به طور مساوی بودپس تفاوت ها مشخص  نمیشد،آن گاه مهربانی و معرفت و عملی که خالصانه انجام می گرفت هیچ مفهومی نداشت،آقای مهندس ،کنگره ۶۰ را هم بر اساس سه مؤلفه قرار دادند عدالت ،عمل سالم،معرفت،بنابراین من بعد از گرفتن آموزشها فهمیدم که عدالت یعنی هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد.خیلی از ما همسفران در زندگیمان با یک گره های بسته ای مواجه می شویم،در کنگره،روش یادگیری و آموزش گرفتنمان یکی است.که هر کدام،یک راهنما انتخاب میکنیم،وسر لژیون حاضر میشویم.حالا هر رهجویی بستگی به خودش دارد،که آموزشها را درست بگیرد،به حرف راهنما گوش دهد،تکالیف را انجام دهند که این رهجو مسلما موفق میشود وبه هدفش می رسد.اما رهجویی که سر لژیون باشد وبه قول خانم الهه،حضوری غایب داشته باشد،{هرگز حضور حاضر غایب شنیده ای؟ من در میان جمع و دلم جای دیگریست... از حضرت حافظ} خودش حضور داشته باشد ولی فکر و اندیشه اش جای دیگر سیر کند.این رهجو به نتیجه نمی رسد.واین  دو با هم تفاوت چشمگیری دارندوما نمی توانیم برابر بدانیم.بنابراین گره ها و مشکلاتی که در زندگی هر کدام از ماها جلوی پایمان سبز میشود عین عدالت است،وباید قرار بگیرد،تا ما معنا ومفهوم خوشبختی و مهر و محبت را بهتر بدانیم.
بعد از گرفتن آموزشها باید من همسفر بدانم که عدالت ،یعنی هر چیزی سر جای خودش باشد یعنی اگر از فرمان الهی سرپیچی کردی،طبق فرمان عقل حرکت نکردی،وهمه قوانین را زیر پا گذاشتی ،قدرت مطلق طبق عدالت برخورد می کند،آنچه را که شایسته  و حق تو باشد ،به تو عطا میکند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 مرداد 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲

سلام دوستان طاهره هستم همسفر
به نام قدرت مطلق
قبل از آمدن به کنگره همیشه با خودم میگفتم.درس خواندم ولی نتوانستم در جامعه ای که زندگی میکنم خدمت کنم،سربار جامعه هستم ودر دوران تحصیل هیچ گاه متوجه نشدم به چه رشته ای علاقه دارم که با عشق ادامه دهم وهدفم رامشخص کنم.در زندگی با خیلی مشکلات و سختی‌ها روبه رو شدم.که با تفکرات غلطی که در سر می پروراندم همراه بود.گاهی اوقات در تنهایی خودم فقط گریه میکردم وفکر میکردم با این کار، مشکل حل میشود.نه تنها حل نمی شد بلکه امراض دیگری به آن اضافه می گشت.همیشه از خدا میخواستم یک راهی سر راهم بگذارد اینکه یک روز مسافر م از سر کار که برگشت گفت.حرفت را عملی کردم .به خاطر اینکه چند دفعه با نوشتن نامه به او تذکر داده بودم که اگر سیگار میکشی دیگربه خاطر سجاد کنار بگذار،تا گفت حرفت را عملی کردم فهمیدم می خواهد چه بگوید ا ز خوشحالی گریه افتادم.باورم نمیشدچون چندین بار گفته بودم.ولی فایده ای نداشت.خودش دو ماه آمده بود من نمی دانستم.کم کم کتاب عشق را دیدم واد ی ها را که نگاه کردم گفتم مگر اینجا کجاست چقدر مطالبش زیبا ودلنشین است.مسافرم گفت میخواهی یک روز بیایی انجا را ببینی.من هم از خدا خواسته گفتم میام.تا اینکه یک روز پنجشنبه،آمدم شاهد آن همه شور وشوق مسافران همسفران شدم.خیلی از سر ذوق متعجب شدم ،احساس خیلی عجیبی داشتم.با خودم گفتم چه جای خوبی آمدم،وقتی از کنگره آمدم بیرون راهنمای مسافرم به من گفتند که آقا محمد غیر از مصرف سیگار،یه دودی هم میزد.من از بس در این جلسه انرژی گرفتم وانسانیت وصداقت ومعرفت را در اینجا یافتم.کمی ناراحت شدم گریه افتادم .ولی گفتم  گذشته هرچه که بود گذشت.از حالا باید شروع کنیم.کم کم با آموزش های کنگره که آشنا شدم متوجه شدم که من معتاد م نه مسافرم،چقدر نادان بودم،وهر چه که به جلو رفتم و آموزش گرفتم.فهمیدم آنچه را که در دوران تحصیل به دنبالش میگشتم خداوند در این مکان مقدس به من داد که علم درست زندگی کردن،جهانبینی،خودشناسی خداشناسی .من در این جا فهمیدم که انسان خوشبخت ، کسی نیست که مال و مقام و منصب داشته باشد.بلکه کسی است که در کنار خانواده اش با آرامش وآسایش یک لقمه نان با پنیر بخورد.خدا را شکر میکنم که توانستم در کنار یک مصرف کننده.به کمک آموزشها باشم تا بتواند تولد تازه ای را در زندگی داشته باشد.خدمتی را هم که میخواستم به جامعه داشته باشم.خداوند در همین جا به من داد،من برای همه کسانی که خواستار رهایی از دام شیطان و ضد ارزشها هستند،آرزوی موفقیت دارم.اگر با قدمهای استوار در مسیر صراط مستقیم حرکت کنیم.میتوانیم به جایگاههای بالاتری برسیم.همانطور که کمک راهنما های عزیزمان رسیدند.از آقای مهندس تشکر میکنم.از کمک راهنمای قبلی ام خانم اعظم عزیز تشکر میکنم.واز کمک راهنمای مسافرم  آقای سعید چنگانیان تشکر میکنم .واز راهنمای عزیزم خانم الهه تشکر میکنم.بهترینها را برایشان آرزو میکنم.گرتوانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی......گرتوانستی لباس بی ریای عاشقی برتن کنی.........می توانی آن زمان،فریاد انسان بودنت بر کوی وهر بر زن کنی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :