همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه

بنام قدرت مطلق الله.

 روز دوشنبه مورخ 97/7/30 لژیون همسفران عشق با استادی کمک راهنما همسفر خانم الهه ودبیری همسفر زهرا  وبا دستور جلسه d.sap ساعت 17شروع به کار نمود.







در ابتدا استاد گرامی چنین فرمودند:
خوشحالم که دستور جلسه D.sap  که یکی از معجزات کنگره هست، متقارن شد با روزی که ما لژیون خدمت گذار  بودیم ...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر مائده
سلام دوستان مائده هستم یک همسفر.
 برداشت من از سی دی گره مسولیت.
 رودهای خروشان وچشمه های جوشان همه به بحر و اقیانوس می رسند وجامهای خالی و یا نیمه پر عاقبت روزی پر خواهند شد. این وعده برای کسانی است که در حال تلاش هستند و مانند یک چشمه در حال جوشش هستند و از جوشش خود دست بر نمی دارند. من از این سی دی برداشت کردم که باید برای چیزهایی که در زندگی داریم , اهمیت قائل شویم و از آنها نگهداری کنیم.خیلی از گره ها  با خدمت کردن باز می شوند. و باعث می شود بیماری ها درمان بشود.مسئولیت ها به انسانها قدرت می دهند و اعتماد به نفس می دهند , انضباط می دهند و لازمه زندگی هستند.عشق همانگونه که برای انسان سازنده است و او را می تواند به زندگی امیدوار کند و در او انگیزه ای جهت تشکیل خانواده ایجاد کند, اگر تبدیل به گره شود می تواند فرد را تا سر حد جنون پیش ببرد.
قدیم این نکته را خیلی خوب می دانستند و به همین خاطر بود که خیلی توصیه می کردند به کار کردن فرزندان خود, چون که می دانستند اگر آنها کار نکنند جوهره ی وجودی آنها به بار نمی نشیند و همیشه در رنج و عذاب هستند. مسئولیتها ,بعضی مواقع در انسان باعث پیدایش خاصیت وسواس گونه می شود و همانطور که آموزش می بیند و دانایی او بیشتر می شود اما همیشه یک افتی وجود دارد و آن آفت ,وسواس است که انسان نسبت به کارها و مسئولیتهایش دچار وسواس می شود و باعث می شود در کار دیگران دخالت کند و به انسان متکبری تبدیل شود.
 انسان متکبر در ته دلش احساس می کند با بقیه متفاوت است.  و انسانی که منیت دارد ممکن است خود را بالاتر از دیگران ببیند.
طمع از ترس انسان قوت می گیرد, ترس از دست دادن به وجود می آید در طمع هیچ موقع به شما احساس رضایت نمی دهد چرا که همیشه فکر می کنی که با دیگران فرق داری.
  ودر آخر از کمک راهنمای عزیزم خانم الهه تشکر میکنم. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر مائده

به نام قدرت مطلق الله. سلام دوستان مائده هستم یک همسفر.  برداشت من از نیروهای شیطانی.نیروهای شیطانی وجود دارد.  ما باید به باور برسیم که نیروی شیطانی است این بستگی به تفکر هر شخصی دارد. مثلا کسی که مواد مخدر مصرف میکند و قرص های روان گردان مصرف میکند و غیره تحت نیروهای شیطانی هستند.نیروهای شیطانی تشبیه به دو قطب مثبت ومنفی است واگر این دو قطب مثبت ومنفی نبود نور و انرژی هم وجود نداشت.اگر این نیروها وجود نداشت تفاوت بین انسان دانا ونادان مشخص نمی شد . باید بدانیم هر کاری انجام بدهیم به خودمان برمیگردد اگر برای دیگران بد بخواهیم  روی خودمان تخریب به وجود میاید.ودر آخر هر چه به دانایی و آگاهی برسیم به آرامش بیشتری دست خواهیم یافت.  ودر آخر جمله جا دارد از کمک راهنمای خودم تشکر کنم که مطالب بسباری رابه ما می آموزد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر مائده
سلام دوستان مایده هستم یک همسفر من همیشه دوست داشتم که هر جایی که هستم از من تعریف کنند و در مهمانی ها که می رفتم مورد توجه دیگران باشم و انتظار داشتم که مادر شوهرم فقط با من حرف بزند اگر در یک جمعی نیم ساعت تنها می شستم خیلی حالم بد می شد فکر می کردم کسی دوستم ندارد وسر یک چیز بی ارزش دعوا می کردم وبه شوهرم میگفتم مامانت این کار راکرد وخواهرت نیومد پیشه من با من حرف نزدند و غیره ولی وقتی که با خانم الهه صحبت کردم فهمیدم مشکل از خودمه و الان خیلی آروم تر شدم فهمیدم اشکالی نداره توی یک جمعی مثلا چند دقیقه ای تنها باشم و برای خودم زندگی کنم و حرف دیگران برایم مهم نباشد و اینکه سعی کنم حسم را نسبت به افراد خوب کنم و خودم پیش قدم باشم برای صحبت کردن و فهمیدم باید خودم مشکلم را با خودم حل کنم همیشه در یک جمع ترس داشتم که تنها باشم و این هم از ضعف من بود و الان از کمک راهنما خودم تشکر می کنم که به من آموزش دادند که چیکار کنم و به اون کسی که حس خوبی نداشتم در خانواده شوهرم خیلی حسم بهتر شده واون فضا را بهتر میتونی تحمل کنم که باشم ودر آخر از آقای مهندس تشکر میکنم که هنر زندگی کردن را به ما می آموزند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر مائده
سلام دوستان مائده هستم یک همسفر.  من دو سال با کنگره آشنا شدم مسافرم هم به رهایی رسید ولی خودم کنگره را خیلی صد در صد قبول نداشتم دوشنبه ها می آمدم و می رفتم سی دی ها را گاهگاهی می نوشتم و مشارکت خیلی به ندرت انجام می دادم ولی مسافرم خیلی خوب سفر کرد.  ومن همیشه می گفتم خوش به حالش کاش من هم حالم خوب می شد.  وخیلی حالم بد بود و دلیلش این بود که جهان بینی من خیلی کم بود و سی دی هارا نمی نوشتم و از کمک راهنمای خوبم سوال کردم که چرا من حالم یه مدت خوبه و یه مدت حالم بد می شود گفتند چون سی دی ها را گوش نمی کنی و نمی نویسی و علت اینکه حالم بد بود را فهمیدم الان یک هفته است که حرف کمک راهنمایم را گوش کردم و شبی یک سی دی گوش می کنم و خدا را شکر زندگی ام  آروم تر شده و از آقای مهندس تشکر می کنم که چنین فضاهایی است که ایراد خودمان را بفهمیم وحلش کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 20 مرداد 1397 :: نویسنده : همسفر مائده
من قبل از اینکه با کنگره آشنا بشم زندگی خودم را همیشه با بقیه مقایسه میکردم ومیگفتم چرا من شوهرم یک مصرف کننده است و چرا زندگیم یک روز بدون دعوا نمی گذرد و همیشه حالم بد بود وسر درد داشتم وحتی بعضی اوقات میخواستم خودم را از این زندگی راحت کنم. تااینکه با کنگره آشنا شدم واز کمک راهنمای خوبم آموزش گرفتم. والان حالم خیلی تغییر کرده. دیگه مقایسه ها تو زندگیم نیست ومتوجه شدم همه تو زندگی مشکلات دارند و بعد از هر مشکلاتی یک آرامشی است و فهمیدم باطن زندگی خودم را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنم و در آخر خدا را شکر میکنم که من را با کنگره آشنا کرد واز کمک راهنمای خوبم تشکر میکنم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 15 دی 1396 :: نویسنده : همسفر مائده

این  دلنوشته که می نویسم از روزهای خیلی نه چندان دور است. روزهایی بود که خیلی آشوب داشتم مدام از همه شکایت می کردم چرا من باید با یک مصرف کننده زندگی کنم وهمه تقصیرات را به عهده  دیگران  به غیر از خودم می انداختم. تا اینکه با کنگره 60 آشنا شدم آنجا بود که معنی آرامش و محبت را لمس کردم وفهمیدم هر کسی باید به فکر اعمال و کارهای خودش باشد.خیلی سخت بود اوایل این حرف را نمی توانستم هضم کنم فقط از کمک راهنمای  خودم می پرسیدم چگونه حال من خوب می شود چرا من هنوز آرامش ندارم ودر جواب بهم گفتند فقط سی دی ها را گوش کن و از روی آن بنویس و بعد به حال خوش می رسی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :