همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
شنبه 12 اسفند 1396 :: نویسنده : همسفر فتانه
بانام ویاد خدا شروع به نوشتن کردم با قلمی بیجان وبیروح .کاش قلم مرا یاری کند در این امر نوشتن .ای قلم به نوشته هایم نورامید وعشق بدم .
خداوندا امشب سجاده ای از نور عشق میگشایم وهزاران بار به درگاهت سجده میکنم به خاطر وجود کنگره وفرشتگانش ،اگر کنگره واین معبود های الهی نبودند تکلیف من حال خراب چه بود .من همسفری بودم که باهر باد میلرزیدم وباهر رعد برزمین میخوردم من حتی مادری بودم که با هر حرف اشکهایم جاری میشد. من واقعا من نبودم .من عاشق نبودم من اززندگیم فراری بودم ازتمام دردهایش وسختی هایش ازتمام رنج ها وغم هایش کمرم بر زیر این درد شکسته بود .من دختری که بادنیایی شادی وپرازامید گام بسوی زندگی برداشتم با کوله باری ازسختی ودرد مواجه شدم کودک درونم در همان روزهای اول کشته شد وارام وبه تدریج خنده از لبانم رفت ولبخند امد لبخندی که با رژ قرمز به ان رنگ میدادم .پشت رژ قرمزی که بر لب داشتم دریایی خون ازگریه وغم بود .نمیدانم انگار دردهایم را با ارایش پنهان میکردم .ارام ارام عشق در من کشته شد .دیگر امیدی به زندگی وعشق نداشتم به هرجایی اویز میشدم تا برای خودم باشم زندگی گذشت تا اینکه مرا به مکانی دعوت کردند تا در انجا عشق را پیدا کنم راست بود پیدا کردم من در انجا زندگی را پیدا کردم من درانجالبخند هایم را پیدا کردم من توانستم کودک درونم را زنده کنم من توانستم بدون رژلب قرمز بخندم .نمیدانم ونفهمیدم چه شد ولی میدانم زندگی پرده ای دیگر به نمایش گذاشت نمیدانم انگار چهره دیگر به افراد بخشید چگونه توانست اما میدانم عشق را دمید عشقی که تاروپود زندگی را محکم میکند باورم نمیشود اما شد شد بخندم وخوشحال باشم شد بازی گر نباشم وهمه این ها را مدیون ان مکانم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 12 اسفند 1396 :: نویسنده : همسفر فتانه
به نام ایزد منان
دلتنگ نوشتن شدم نوشتم حرف های دلم .امشب بعد از مدتی دلم برای نوشتن تنگ شد نمیدانم چرا ولی دل ازتمام کارهایم کشیدم وشروع کردم به نوشتن.
امسال عید سال اول رهایی مسافرم است .بعد از سالیان سال من هم به ارزویم رسیدم ورها شدم .چقد جالب است وقتی میگفتند رها میشوی نمیفهمیدم ولی الان میفهمم که واقعا معنی رهایی رهایی است مانند پرنده ای که از قفس رها میشود من هم از قفسی که از اشک وغم وحسار دورادورم رها شدم .خوشحالم خیلی خوشحالم اما نمیدانم چرا الان که باید دینم به کنگره وافرادش کنم هرروز یک مشکل ویک کوه برسرراهم می اید شاید این منیت من است شاید هم کبر وغرور اما هرچه است من اورا کنار میزنم چون تمام زندگیم حسرت امروز واین روزها را داشتم.خیلی خوشحالم امشب در پی مشکلات فراوانی که دارم در پی این همه سختی اما خوشحالم خوشحالم که عید جدیدی میخواهم تجربه کنم خوشحالم که بعد از چند سال نمیخواهم با اشک برسر سفره هفت سین بنشینم .خوشحالم نمیخواهم هرروز برای مصرف مسافرم گریه کنم خوشحالم کودکم ارامش دارد هرسال نزدیک عید که میشد تمام بدنم را لرز میگرفت چون یاد سال قبل می افتادم اما امسال که یاد سال قبل می افتم خوشحالم که قرار است سال جدیدی را تجربه کنم .همه چیز امسال فرق کرده انگار مسافرم دیدش هم فرق کرده این روزها خودش بیشتر از من عیوب  خانه را میبیند ودر پی حل ان است اما سالهای قبل ....ای ایزد منان به درگاهت شکر میکنم که فرشتگانی برزمین خلق کردی که زندگی امثال من راهم زیبا کنند .جالب است بدانید همیشه ارزوی یک خواهر بزرگ داشتم همیشه ارزوی یه دوست واقعی داشتم ارزوی کسی که اگر درد ومشکلم را گفتم ارامم کند اما نبود تا اینکه در این مکان الهی فرشته ای پیدا کردم که شد خواهرم .خواهری که تمام درد هایم با نگاه به او میرود خواهری که با حرف هایش ارامش را به من میدهد دوستی که اگر دردم را هرلحظه به او گفتم بدان ان که بترسم از ترس فردا وفرداهایش دردم را با حرف هایش وراهنمایی هایش تسکین داد ‌.من در این مکان پیشرفت کردم نمیدانم هنوز حکمتش چیست اما میدانم کنگره مرا به اینجای الانم رساند وگرنه من همان بودم ومیماندم .وای برمن که کنگره وفرشتگان کنگره را دارم وقدردان نیستم وای برمن که نتوانستم قدمی بردارم .اشکهایم بارش خودرا انگار برصورتم شروع کردند انگار چشمهایش رعدی کرد وشروع به باریدن کرد .انگار الان که به قبل نگاه میکنم باورم نمیشود زندگی من چه بود من نه تنها زندگی نداشتم چشمهایم هم بینایی نداشت انگار نمیدیدم بهار ومعجزاتش را .من هیچ وقت بوی گل شبو  را نمیفهمیدم یا برایم جالب نبود من بوی عید را نمیفهمیدم من تنش عید را نداشتم من زیبایی های عید را نمیدیدم اما امروز میبینم انگار حس میکنم میفهمم لمس میکنم اری من هم من شدم انگار از مرده متحرک جدایم کردند وجان در تنم دمیدند .خوشحالم خوشحالم که اینجایم در این مکان الهی خوشحالم که جز پدرم پدری دیگر دارم خوشحالم خانواده ای بزرگ دارم

خوشحالم که جزو خانواده کنگره شدم .خوشحالم اگر الان هم سختی میکشم میدانم این سختی لذت دارد ودرکنارش نور امید .امروز در اتاقم کاغذهایی را پیدا کردم که سالها پیش مینوشتم از درد وغمم .خنده ای کردم وگفتم چقد درد داشتم وفراموش کردم چقدر زود یادم رفت ارزویم فقط رهایی بود .خداوندا شکرت که اذن ورود مرا به اینجا به این مکان الهی به پیش فرشتگانت صادر کردی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جلسه همسفران عشق

خانم شهرزاد.:
سلام دوستان شهرزاد هستم همسفر .خدارا هزاران مرتبه شکر که باز اجازه داد دور هم جمع شویم وکنار هم باشیم.دوستان قدر این روزهاولحظه ها را بدانید،چون شاید زود کمک‌راهنما شوید وبه شما بگویند تشریف ببرید.واین از زاویه دیدخوبش  هست انشالا.خداراشکر میکنم که تک تک شما را میبینم چون از دیدن تک تک شماها خیلی انرژی میگیرم.و وقتی میبینم شما میخندین خیلی انرژی میگیرم ودر هفته چهره تک تک شما عزیزان به یادم میاد وبرای تک تک شما عزیزان از خدای منان بهترین ها را خواستارم.خانم الهه عزیزم شعبه شیخ بهایی هستند وما جلسه را با اجازه ایشان برگزار میکنیم تا ایشون برسند وحظور گرمشان را در جلسه داریم .در مورد دستور جلسه عمومی هر وقت که خانم الهه تشریف اوردند مشارکت میکنیم .در مورد سی دی هفته قبل که تمام نشده  سی دی علمی دوستان مشارکت کنند .
خانم مائده .در مورد سی دی علمی.شاگرد به استاد میگویدخود میدانی پرورش انسانی که بخواهد درمسیر ارزش ها ویا به قول ما در مسیر راست ودرست حرکت کند بسیار سخت ودشوار است و دراین مسیر فراز ونشیب های زیادی وجود داردوگاهی اوقات مرا سخت ناراحت میکندولی من تصور میکنم اگر مشکلات بشرمربوط به جهل ونااگاهی اوست وکمتر کسی هست که حرف درست وصحیح بزندوالبته هم اول خودش اجرا کندوبالاخره ازشما که مرا دراین امر همیاری میکنید متشکرم.استاد هم میگوید ماهم سپاسگزاری مینوایم.بله برای اگاه کردن همیشه انسان باید سخن خوب وتازه درست بگوید والبته شماباید این کار را انجام دهید وشماهم باید همینگونه باشید تمامی کره زمین این مشکل هست بعضی اوقات برای الهام برای صاحب ان با شخصی مواجهه میشویم دقیقا وقتی میخواهد به اوالقا بنمایدنیروی دیگری مثلا یه محرک یا یک نوشیدنی او را احاطه نموده واو حرف را بموقع دریافت نمیکند پرورش انسان کار بسیار سختی است وشما هیچ موقع ان را ساده  نگیریدانسان اگر بخواهد یک ساله به نتیجه برسدبایستی صیفی جات بکارد اگربخواهد ده ساله به نتیجه برسدباید درخت گردو خرما وامثال ان ها بکاردواگر بخواهد صد ساله به نتیجه برسدباید انسان پرورش دهدانسان میتواند به راحتی با حرف وسخن در راه راست قرار بگیردولی عملکردن به ان کار مشکلی است چون انسان ها نهادینه شدن بین دو موضوع نیکی وبدی یعنی مجموع فضاید ورضاید به همین دلیل میگویم بار دگراز ملک پران شوم انچه در محن اید همان شوم .انسان میتواند از هر نوع انسان درنده وخون خوار ،درنده وخون خوار تر وبیرحم تر باشداگر مشکلاتی که انسان بوجود می اوردچون تصمیم گیری درستی انجام نمیدهد ومسائل را انالیز نمیکند میگویند فاصله بین حرف تا عمل دوتا است ولی من فکر میکنم فاصله بین حرف تا عمل هزار تا باشد

هرانسانی در ظاهر امکان دارد کار دیگری انجام دهد ودرباتن کار دیگر بنابراین اگر هرکسی در هر دین ولباسی اشتباهی انجام دهد شما به حساب مذهب ودین ان نگذارید.سپاس از همه دوستان .
.جلسه را دوباره خانم شهرزاد شروع کردند :سلام دوستان شهرزاد هستم یک همسفر.بچه ها هر کس هر برداشتی از سی دی علمی کرده است را لطفا مشارکت کند .
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:جناب اقای مهندس در این سی دی میگویند هرچیزی که از روی علم ودانایی باشدیعنی به نتیجه میرسد خیلی وقت ها یک مطلب گفته میشود از مردم عادی ولی چون این فرد نرفته است این مطلب رادر یک مکان اکادمی یا دانشگاهی بیاموزد واین صحبت را بکند همه میگویند صحبت هایش عامیانه است وهیچ منبع علمی ندارد،وماهم قبول نمیکنیم.اقای مهندس مثال میزند اقای لویی پاستوز زمانی که میکروب را کشف کردند.میرفتند وبه پزشکان واشراف زاده ها میگفتند که موقع زایمان ویا عمل جراحی دستان خود را بشویندولی ان ها قبول نمیکردند ومیگفتند ما اشراف زاده هستیم ویا پزشک هستیم ودستان ما تمیز هست وان موقع بود که بیمارشان حالش بد میشد ویا سر عمل جراحی فوت میکردندواین افراد متوجه نمیشدند که دلیل این امر چیست.آقای مهندس میگویند اگر حرفی که  میزنید علمی باشدفرقی نمیکند که از کجا باشد فقط علمی باشد

وپایه درستی داشته باشد،واز لحاظ قانونمندی درست باشد این حرف به نتیجه میرسد.مثل زمانی که من خودم میگفتم چرا قدیمی ها میگفتند شب نباید ناخن بگیریم،مگر اشکال کار چیست و چه دلیلی دارد،اما مردم قدیم هم حرفشان دقیقا علمی بود ولی فقط نمیتوانستند علمی بیانش کنند،ما فکر میکردیم خرافات میگویند،اما تازگی ها دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که شب تمام کلسیم بدن در سر ناخن ها جمع میشود وزمانی که شب ناخن گرفته بشود  یعنی تمام کلسیم بدن این ۷۰ میلیارد سلول کلسیم ازبین میرود،وضرر به بدن میزند وچون حرف شان علمی است واز منبع معتبر میگویندما قبول میکنیم .جدیدا اقای مهندس خیلی دارند میروند روی پایه علوم قدیم ،چون میبیند که خیلی برای سلامتی انسان ها خوب بوده است،مثل روش غذایی ایشان که صبح غذا میخورند وبعد از صبحانه میرود تا شب وناهار نمیخوردند این روش غذایی قدیم روش غذایی ائمه وپیامبران ما بوده است که دووعده غذایی درست غذا میخوردندوناهار نداشتند.ناهار بعد از میلاد توسط انسان های جدید وارد عرصه زندگی روزمره ما شده است که ضرر های زیادی هم داردولی ما متوجه نیستیم .وامدیم ندانسته طبق یک قانونی میگوییم شب ها شام نخوریم وناهار را حتما کامل بخوریم ولی نه این درست نیست وآقای مهندس هم نیز در خیلی از سی دی هایش این موضوع را رد میکندومیگویند ناهار هیچ منفعتی برای بدن نداردشما اگر دقت کنیدفاصله بین شام تا صبحانه میشود ۱۸ ساعت ولی زمانی که ماشام نمیخوریم فاصله ناهار تا صبحانه میشود ۲۴ ساعت ویعنی ما باید یک زمان طولانی ماغذا نخوریم.وبعد  این دسته بندی میکنند متون علمی یعنی اموزش دهنده واموزش گیرنده.واگر این را مادقت کنیم میشود به صورت یک مثلث متون علمی اموزش دهنده اموزش گیرنده که تمام این سه ضلع این مثلث باید باهم رشد کند.اقای مهندس میگویند ما در خیلی جاها متون علمی مشکل دارد اموزش دهنده واموزش گیرنده خوب است ولی متون علمی مشکل دارد ومی بینیم که به نتیجه ای نمیرسیم مثل خیلی از انجییوها که قبول دارند اعتیاد یک نوع بیماری است قبول دارند که سیستم فرد دچار مشکل شده است ولی روش شان روش اشتباهی است یعنی فرد خواهان این است که اعتیادش درمان بشود امده اند یکی یک نفر هم روانشناس هم گذاشته اندویک نفر دکتر هم گذاشته اند که به این افراد رسیدگی کنندوبه هر روشی که هست این فرد را درمان کنندولی ان روشی که دارند میروند ان متونی که استفاده میکنند کاملا اشتباه است وبرای همین به نتیجه خوبی نمیرسند.واین ها به قول خودشان سالیانه ۴ الی ۵ هزار بهبود یافته دارندولی از ان طرف هم ریزشی دارند،یعنی وقتی فرد از این موسسه بیرون بیاید دوباره بازگشت میکند.واقای مهندس میگویند مکان هایی هم هست که اموزش دهنده مناسبی ندارند یعنی ان فردی که میخواهد اموزش دهد خودش هنوز به درجه خوبی نرسیده است خودش هنوز ان مشکلات را دارد و میگویند این افراد هم به نتیجه خوبی نمیرسندو ضلع سوم هم میگویند که اموزش گیرنده باید خواهان خوبی باشد ومثلا مثل فردی که وارد گنگره میشود اینکه به زور نیاورده باشند او را ونخواهند حلش بدهند،خودش واقعا خواهان باشدکه بتواند از اموزش دهنده وازمتون کاملا درستی که در کنگره هست کاملا نهایت استفاده راببرد.
سلام دوستان ثریا هستم یک همسفر:اقای مهندس در سیدی علمی میفرماینددرمان اعتیاد در طی ۱۰ ماه صورت میگیرد ودرمان اعتیاد باهمان داروی تریاک انجام میشود.واین درمان طی ۱۰ ماه باید صورت گیرد واگر کمتر باشد مثلا ۶ ماه باشد ۴۰ درصدش خوب میشودحتما باید ۱۰ ماه به بالا باشد .ومیگویند بیشتر مشکلات ما مردم به دلیل دانش های کشف نشده  است مثل اینکه ما میگوییم قضاو کارشان خیلی خوب است وبهترین کار را انجام میدهندولی بعضی از قاضی ها کارشان ایراد داردومثل بعضی از معلمان کارشان را خوب انجام میدهند وبعضی از معلمان کارشان ایراد دارد .یا همین راهنمایان ما دارند کارشان را انجام میدهندولی بعضی از ان ها کارشان ایراد دارد ومیگویند اگر در سیستمی دیدین ایرادی وجود دارد که فکر نکنین مشکل ان سیستم است واین مشکل ها برسر راه است .ومثال میزنند لباس فضانوردی،میگویند لباس فضانوردی دیدین که خیلی بزرگ است و کلاه خیلی بزرگی دارد وفضانورد باید این لباس را بپوشد وان کلاه سنگین وبزرگ را برسر خود بگذارد بخاطر اینکه فشار هوا ایجاد شود.ومیگویند در خود کره زمین هم با اقای امین حساب کردیم یک تن ودویست سانتی متر مربع ما نیروی هوا به سرمان وارد میشودومیگویند نیم کره سمت چپ مثلا نیرویی که به سمت راست وارد میشود را خنثی میکند وبعد درمورد الهام صحبت میکند اقای مهندس .میگویند شخصی که باید الهام بگیرد باید شخصی باشد که کارهای مثبتی انجام دهد ودر راه ارزش ها باشد وکسی که مواد مخدر قرص الکل ودخانیات مصرف میکند نمیتواند الهام بگیردوزندگی ما طبق خواست وتقدیر الهی است .خیلی ممنون.
سلام دوستان مینا هستم یک همسفر .اقای مهندس در جلسه قبل در مورد الهام

صحبت کرده است وگفتند کسی که مشروب میخورد نمیتواند الهام بگیرد وکسی که دخانیات مصرف میکند نمیتواند الهام را بگیرد وبعدا اتفاق های بدتری می افتد پرورش انسانی که بخواهد در مسیر ارزش ها یا بقول ما در مسیر درست حرکت میکند بسیار دشوار است و پرورش انسان دشوار است وپرورش انسان را دشوار نگیریم ‌وانسان اگر بخواهد درمسیر درست حرکت کند به حرف وسخن خیلی راحت است وبه همه میگوییم بچه های خیلی خوبی باشید وشب ها زود بخوابید پرخوری نکنید وصبح ها زود از خواب بیدار شوید ولی گفتن همه این ها راحت است ولی عمل کردن سخت ودشوار است ومیگویند چرا دشوار است چون انسان نهادینه است نهادینه شده بین دوموضوع یکی بدی ویکی نیکی یعنی مجموع فضایل ومجموع رضایل را به همین دلیل است که میگویند(باد دیگراز ملک هران شوم هرانچه در محن اید ان شوم)یعنی به مرحله ای میرسم که از ملائک وفرشتگان بالاتر می اید ،ان چیزی که حتی خیالش هم نمیتوانید بکنیدوبه ان شکل در می اید.در نقطه پایین تر انسان میتوانداز حیوانی بدتر باشدوبیرحم تر ودرنده تر باشد.وشاید بعضی اوقات نتوانیم موجودی را پیدا کنیم که از انسان بیرحم تر باشد وگاهی اوقات حیواناتی را میبینم که در حال جنگ باهم هستند وهمدیگر را زخمی میکنندیا سر خانواده یا سر منطقه یا سر هر چیز دیگری ولی هیچ وقت همدیگر را نمیکشندولی انسان ها در یک لحظه به وضع خیلی فجیهی یک فرد یا میلیون ها نفر  را بکشد .اکثر مشکلاتی که بشر برای خودش بوجود میاوردمربوط به خودش است اینکه مانمیتوانیم تصمیم درستی را بگیریم ومسائل را نمیتوانیم انالیز کنیم ومثلا میگویند که در تلویزیون دیده اند که یکی از عزیزان صحبت میکرد ومیگفت که بعضی اوقات شما میبینیدکه فردی انگشتر عقیق در دستش داردویقه پیراهنش را تا بالا بسته است وجای مهر هم روی پیشانی دارد ولی خودش برای خودش دارد اقدام میکند وام بگیردوبرای خودش چند میلیارد وام میگیردولی بعد میگوید این وامی که من گرفتم از نظر شرعیش مشکلی نداشته وبرای خودش بهره وامی تعلق نمیگیردوبرای خودش مشکل شرعی وجود ندارد ولی برای دیگران همین وام را با ۳۰درصدبهره میگیرد واین جاست که حرف وعمل دوتا میشودوباید از همدیگر جدا شود.اقای مهندس میگوید اگر کسی خودش را به شکل یک فرد با دین در میاورد وکلاهبرداری میکند نباید ان را به پای دین ومذهبش گذاشت واگر کشیش ها به بچه های خردسال تجاوز میکنند نباید به پای دین مسیحیت بگذارید ویا افرادی که تاجر هستند میروند از مغازه ای صد هزار خرید میکنندوبعد میایند ۵۰۰هزار جنس میبرندووقتی مغازه دار به این فرد اعتماد میکند میگویند که مارا به فلان شخص یا مغازه دار معرفی کنیدوبعد میبینید که بعدها میلیارد ها کلاه برسر افراد میگذارد.اقای مهندس میگویند کار ما در کنگره علمی هست یعنی وقتی ما کاری را انجام میدهیم ان کار درست میشود ان کار درست علمی است .ومثلا فردی که ماست بندی داردیا فردی که قرمه سبزی در ست میکند این علمی هست ومیگویند ما نمیتوانیم بگوییم هرچه در دانشگاه گفته میشود علمی هست وهرچیزی که غیر دانشگاه باشد علمی نیست.باتشکر .
خانم الهه عزیزم از شعبه شیخ بهایی امدند وجلسه را با نام ویاد خدا اینگونه شروع کردند .سلام دوستان الهه هستم یک همسفر .خداوند مهربان را بسیار تا بسیار سپاسگزارم که بار دیگر اجازه داد که باهم باشیم.بچه ها جاتون داخل شعبه شیخ بهایی خیلی خالی بودوخواهر لژیونی هاتون خیلی سلام گرم به شما عزیزان رساندند.

خانم الهه عزیزم لیست ساعت حظور بچه ها را چک کردند وگفتند :از هفته اینده روز دوشنبه راس ساعت ۲:۴۰دقیقه باید حضور داشته باشید در جلسه واصلا کسی دیرتر به شعبه نیاید .ایشون بیان کردند من در شعبه شیخ بهایی امروز یه اتفاق جالب برایم افتاد مدیر وبلاگ ان شعبه امد پیشم وبه من گفتند من یک موضوعی هست که مدت ها است میخواهم به شمازنگ بزنم و بگویم الان اگر اجازه بدهید به شما بگویم،گفتند خانم الهه من ۷ سال است مدیر وبلاگ هستم ودر وبلاگ خدمت کردم اخیرا در این یک سال ویک سال نیم که شهلاوسحر اضافه شدند به ما،ما یک کاری را به این دوبزرگوار سپرده بودیم ،راس ساعت وقبل اینکه زمانش برسد این دو عزیز این کار را انجام دادندهر زمان که به این دو عزیز میگوییم این کار را انجام دهید میگویند چشم،وانقدر تعریف کردند که من گریه ام گرفت وفقط گریه میکردم،وگفتند از شما متشکریم که اینطور رهجوهایی پرورش داده اید،من گفتم ،من کاری نکردم خود این بچه ها خودشان خوب بوده اندوخودشان عشق به خدمت داشته اندوگفتند من تمام مدت از این دوعزیز درس میگیرم اصلا طوری صحبت کردکه من قبل از اینکه برم بالا برای استادی من گریه میکردم فقط بخاطر اینکه از کارهای این دوعزیز برایم تعریف میکرد.
حال برای این دوعزیز دست بزنید .امروز نسیم خیلی عالی بود مسئول صوتی بود وهمه مرتب وعالی بود وصدا عالی بود.وبچه ها میگفتند این ها اینقدر عالی وخالصانه خدمت میکنند وحتی یک بار هم اعتراض نمیکنندوهر تایمی هر خدمتی به این ها بگوییم سریع قبول میکنند وبه بهترین نحوانجام میدهند ،ومن واقعا به شما تبریک میگویم که انقدر تلاش کردید وانقدر انرژی مثبت دادید که خواهر لژیونی هاتون در هرجایی در حال خدمت هستند .
ودر واقع کمترین چیزی که ازشماها میخواهم این است که سعی کنیدتایم امدن به شعبه منظم وراس ساعت باشد .من امروز در مورد وظایف راهنما ورهجو صحبت کردم ،ووظایف راهنما را گذاشتم در مقابل وظیفه رهجو،یعنی رهجو اولین کاری که میکند باحسش راهنمایش را انتخاب میکند وراهنماهم فقط راه را نشان میدهد،رهجو خودش طالب است وجوینده راه است اگر به زور میخواستند به ان بگویند که این کار را انجام بدهید،میشد زور جو،ان فرد که نیامده است که زور بجوید،راه را امده است تا بجوید .کسی که امده است راه را بجوید من فقط راه را به اونشان میدهم،عین ایه کلام الله (تذکر بده ،فقط تو تذکر دهنده ای )یعنی واقعا یک چیزی را میگویی ومیروی ،حال اگر ان فرد خواست می ایستد وگوش میکند وانجام میدهد وبرعکس اگر نخواهد گوش نمیدهد وحالش خراب است .بعد مقابل این رهجو باید به وظیفه اش عمل کند رهجوباید سروقت به کنگره بیاید،ساعت ۳.۵دقیقه امدن به کنگره نیست ساعت یک ربع به ۳ باید رهجو در کنگره حضور داشته باشد.بعد راهنما چی ؟راهنما در مقابل دستورالعمل اول که میگوییم رهجو باید راهنما را برمبنای حسش انتخاب کند راهنما وقتی یک رهجو می اید ، این ها را برای شما عزیزان میگویم برای بعد که میخواهید کمک راهنما بشوید ،هر رهجویی که امد وگفت من میخواهم بیایم در لژیون شما نگید این کچل سیاه یا چی چیه که الان خواسته بیاد داخل لژیون من .چون راهنما انتخاب کننده نیست راهنما انتخاب شونده است یعنی این که میگوید قربونتون برم


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 آذر 1396 :: نویسنده : همسفر فتانه
به نام خدایی که خون در رگ هایم جاری ساخت تا توان نوشتن داشته باشم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 آذر 1396 :: نویسنده : همسفر فتانه
به نام تک نوازنده عشق 
اقای خوبی ها سلام .اقایی که عشق را دردلم باز جوانه زدی سلام .اینبار امده ام از عشق باتو سخن بگویم .پدرم سلام .من شما را تاکنون ندیده ام اما در دلم عشق دیدار شما لبریز شده این روزهای اخر انگار هر ثانیه اش سالی است ،نمیگذرد پدر جان .من به پدر خوبی ها وعشق تبریک میگویم تولد 20 سالگیش را .پدرم نمیدانم از کجا بگویم از ان عشقی بگویم که به تنفر تبدیل شده بود یا ان خنده هایی که پشتش سیلابی گریه بود .از زندگی بگویم که دیگر خالی بود از تلاطئم .هیچ نبود ونبود .اما با امدنم به کنگره همه چیز عوض شد انگار .اقاجان سیلابی امد وهمه را برد نمیدانم ان سیاهی ها را چگونه به سفیدی تبدیل کردی هنوز نمیدانم ان اتش جنگ ودعوا چگونه تبدیل شد با شادی وخنده نمیدانم نفرتی که سیاهی داشت چگونه تبدیل شد به عشق .منی که فکر میکردم دیگر توان ندارم چگونه شدم کوه استقامت .پدرم پدر خوبی ها من چگونه قدردان شما باشم چگونه به شما بگویم اقاجان واقعا از اعماق وجودم پدرم عاشقانه میپرستمت .اقا جان زندگی این همه فرزند را به گلستان تبدیل کردی چه نفرت هایی را به عشق تبدیل کردی .پدر من درارزوی دیدارتان دیگر خواب برچشم ندارم هرروز ثانیه شماری دیدارتان را میکنم انگار میخواهم بعد از سالیان سال به دیدار پدرم بروم انگار پشت فرسخ ها راه پدری دارم که در انتظار دیدار او هستم نمیدانی پدر چه کشیده ام سالیان چه حرف هایی بر دلم دارم چه اشک هایی جاری کردم پدر از ظلمت وتاریکی بگویم یا از حرف ها پدرم از کدامین درد برایت بگویم .همه را به یکباره امدی وبا دستانت پاک کردی .ای پدر مهربانی من فرزندی هستم که زندگیش با دستان شما رقم خورد نمیدانم به یکباره چه شد معجزه را دیدم وقتی وارد خانواده کنگره 60 میشوم تازه میفهمم عشق چیست هر وقت پدر دلم گرفت کتاب عشق را برداشتم نمیدانم چرا اما باعکستان صحبت کردم انگار شما هم از حرف هایم باخبر میشدید ووقتی کتاب را باز میکردم ناخوداگاه مشکلم را حل میکردی پدرم از ظلمت سیاهی وتاریکی نجاتم دادی نمیدانم چه کنم تا فرزندی بشوم که لایق پدری به خوبی شما شوم اما به شما پدر قول میدهم تمام تلاشم را کنم تا روزی شما را ناراحت نکنم وبتوانم روزی لبخند بر روی لبانتان جاری سازم .دختر کوچک شما .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام خدایی که افرادی خلق کرد تا زندگی مارا به گلستان ابدی تبدیل کنند .
امشب با بغض وگریه دست به قلم شدم یادم امد به پارسال اینموقع که من وارد کنگره 60 شدم انجا احساس خوبی داشتم به گمانم همه فرشته بودند حالم خراب بود نمیفهمیدم چه میگویند باورم نمیشد من هم بتوانم روزی حالم خوب باشد یادم می اید که حالم خراب خراب بود واحساس پوچی میکردم تنها دلیلم برای زندگی فقط پسر کوچکم بود وبس .از همه تنفر وکینه داشتم وهمه را مقصر میدانستم فکر میکردم حالم را هیچکس نمیفهمد .به خودم میگفتم اینجا هم برای من بی فایده است .روزها میگذشت ومن حالم خوب میشد عاشق کنگره وافرادش شدم اما مسافرم به کنگره نمی امد حدود 4الی 5ماه بود که رفته بودم وواقعا دلم میخواست مسافرم بیاید اما نه برای من برای خودش .دیگر کاری به او نداشتم اینبار میخواستم حال خراب خودم را درمان کنم تازه فهمیده بودم مقصر اصلی زندگی من هستم وهیچ کس نقشی ندارد تازه فهمیده بودم این من هستم که تنفر وجودم را فرا گرفته وهمه را بی دلیل مقصر میدانم اری من بودم دیگر از کسی تنفر نداشتم دیگر مشکلات زندگیم را ازچشم دیگران نمیدیدم بلکه فهمیده بودم فقط خودم خودم خودم.به خودم گفتم باید حالم خوب شود که فهمیدم اگر دوماه دیگر مسافرم نیاید باید از کنگره بروم .به خودم گفتم دوماه وقت داری روی خودت کار کنی وبه کسی کاری نداشته باشی گفتم هر وقت اذن مسافرم صادر شود به کنگره میاید باورم نمیشود در لحظات اخر مسافرم به کنگره امد وباخواست خودش.وشروع کرد به درمان .اینبار من خوشحالم که مسافر داشتم وخوشحالم که همسرم اعتیاد داشته تا بوسیله او بتوانم به اینجا برسم وبه کنگره وارد شوم مشکلات زندگیم الان صد برابر بیشتر شده اما دانش من هم نسبت به یکسال پیش بیشتر الان میدانم اگر کوه مشکلات جلویم باشد از زانو در نمیایم وباصبر وتفکر ان ها را دانه دانه جابه جا میکنم من همسفری که دیگر عشق ومحبتی نسبت به زندگی نداشتم الان با عشق زندگی میکنم وخوشحالم خوشحالم که راهی را پیدا کردم که دران چشمه های جوشان عشق ومحبت خروشان است .کاش افرادی که در بیرون کنگره هستند ندای کنگره را بشنوند ووارد این گلستان شوند وزندگیشان را از تاریکی به روشنایی تبدیل کنند .




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سلام دوستان .الهه هستم همسفر خداوند متعال را سپاس میگویم که اجازه داد بار دیگر باهم باشیم .وبه خانم طیبه عزیز تبریک میگویم به خاطر قبولی در ازمون کمک راهنمایی .والان امدن اینجا بخاطرجلسه کارورزی کمک راهنمایشون .بهشون تبریک میگم وانشالا که موفق وپیروز باشند .



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
Elenaa:
به نام خدا .امروز دوشنبه جلسه به استادی سرکار خانم الهه راس ساعت 5 اغاز به کار نمود .دستور جلسه رادیو ،وادی 1 .ابتدای جلسه خانم الهه اینگونه آغاز نمودند .
سلام دوستان الهه هستم همسفر .برای دبیری بچه ها باید بگویم قوانینی را باید رعایت کنید .اول اینکه هیچ کس حق ندارد به هیچ نگهبانی اعلام کند که مرابرای دبیری انتخاب کند، برای دبیری اگر قانونش رای گیری بود حق دارید به مرز بانی بروید واسمتون را اعلام کنید وثبت نام کنید وگرنه کسی حق ندارد با نگهبان در مورد دبیری صحبت کند .بله شاید بگید خیلی ها این کار را میکنند بله خیلی ها انجام میدهند اما خیلی ها اشتباه میکنند .دوما کسی دبیر میشود که در جلسات مشارکت کند وخوب سی دی ها را گوش بدهد دائم فعال باشد تا بقیه بشناسنش تا بعد که خواست نگهبان بشود بشناسنش وبه او رای بدهند .ماخیلی ها را داشتیم امده 7الی 14جلسه دبیری کرده وبعد رفتند دنبال کار خودشان این که نشد خدمت .خدمت اینقدر باحال خراب که اصلا ارزش ندارد .پس کسی حق ندارد به نگهبان بگوید ونگهبان را در مضیقه بگزارد .ازشما میخواهم در مورد این یک هفته تعطیلات یا برای ما تنبیهات مشارکت کنین .از شهرزاد وسودابه والهام عزیزم هم بابت خدمت خوبی که انجام دادند تشکر میکنم .واز بچه ها میخواهم تشویقشان کنند خانم فاطمه: سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر .این هفته واقعا سخت بود حالا من از لحاظ برنامه ریزی برنامه مسافرت نداشتیم چون ما به حد کافی از کنگره وشهرمون دور بودیم ولی احساس میکنم بچه ها الان حس مرا درک کرده باشند وبفهمند چقد دوری از کنگره سخت است بقول سمیه عزیز که در دلنوشته زیبایش گفته بود که احتیاج داریم هر هفته به کنگره بیاییم به جایی که حس امنیت وارامش داریم ودر کنارش اموزش های بسیار .ومن مشکلی داشتم ونتوانستم ازاموزش ها کمک بگیرم واز خانم الهه کمک گرفتم وچشم گفتم به صحبت ایشان وامیدوارم حل بشه وامیدوارم کسانی که ارزش کنگره وصندلی که دارند را نمیدانند در این هفته فهمیده باشند وبدانیم خیلی راحت میتوانند اینجا واین صندلی را از ما بگیرند وبه همین دلیل بهتر وبیشتر خدمت کنیم خدمت در راه مستقیم نه اینکه سبب جلب توجه باشد برای حال خوشش باشد..خانم ثریا :سلام ثریا هستم یک همسفر ، نزدیک دوسال است که با کنگره اشنا شدم وروزهای دوشنبه هرروز ساعت 7 بیدار میشوم وبه کارهای خودم ومنزل میرسم وبرایم عادتی شده واین هفته هم که کنگره تعطیل بود بازهم من طبق روال قبل صبح زود بیدارشدم وکارهایم را انجام دادم وازخدا بابت اینجا و این صندلی سپاسگزارم .سلام دوستان مائده هستم ،همسفر .من هم حدود 20 روز حال خیلی خرابی داشتم ومدام ناشکری میکردم ومشکلی داشتم که مدام گریه میکردم با اینکه مسافرم سفر اولی هست ونباید اذیتشان کرد امامن مدام بهش غر میزدم واصلا همسفر خوبی نبودم وسی دی هام راهم خوب گوش نکردم ودر این 20 روز من حتی خواب درست نداشتم تا اینکه مسافرم گفت کتاب ها یت رابیاور تا باهم بخوانیم من کتاب 14 وادی عشق را بارها خواندم وبا ان گریه کردم ومدام میگفتم اقای مهندس حال من را خوب کنید تا اینکه امروز پدرم تصادف کردند وراهی بیمارستان شدند وبستری شدند وقتی فهمیدم من فقط گریه کردم وگفتم این نتیجه ناشکری های من است ومن از بس ناشکردی کردم خداوند این کارا بامن کرد وبعد واقعا حالم خوب شد باید ناراحت باشم که پدرم بیمارستان است اما یه حس خوب در من بوجود امد که بایدزیبایی های اطرافم را ببینم وبخاطر چیزهای کوچک انقدر ناشکری نکنم وجا دارد بگویم کتاب 14وادی حال من راخوب کرد .بچه ها التماس دعا برای من .همسفر پروین :ما از قبل برنامه مسافرت داشتیم که برنامه مان کنسل شد ونرفتیم منم هنوز به روز دوشنبه نرسیده بودم که یک احساس دلتنگی کردم ووقتی دلنوشته سمیه را خواندم زدم زیر گریه وکلی گریه کردم وواقعا دلتنگ خانم الهه وخواهر لژیونی هام شده بودم.امروز که به کنگره امدم گفتم کنگره بهشت وبوی بهشت میدهد ویه مشارکت هم برای وبلاگ نویسی ام دارم ؛من همیشه بچه ها از مشکلات وضد ارزش های که برای وبلاگ میگفتند باورم نمیشد تا اینکه این هفته برای خودم اتفاق افتاد ومدام گوشی هنگ میکرد ومشکلات پی درپی هم بودند اما بازهم با سختی های زیاد متنم را گذاشتم ولحظه شیرینی بود.همسفر طاهره: سلام دوستان طاهره هستم همسفر .منم این هفته هفته خیلی سختی بود برای من .من حدود سه سال ونیم است با کنگره اشنا شدم اوایل نیروهای باز دارنده خیلی زیاد بودن ولی خداراشکر 8ماهی هست که همه چی عالی شده والان روزای دوشنبه خیلی انرژیم بالااست .روز دوشنبه که تعطیل بود من فقط گریه میکردم وجسمم در منزل بود وروح وروانم در کنگره بود .وازخدا میخواهم این جایگهاه را ازمن وما نگیره .ازخدا میخواهمکه هرکس که میخواهد خدمت کندبهش کمک کند وبه من هم کمک کند التماس دعا .بعد از مشارکت های بچه ها خانم الهه خواستند در مورد سی دی رادیو که دستور جلسه امروز است مشارکت کنند .خانم منصوره:سلام دوستان منصوره هستم یک همسفر .در سیدی اولش اقای مجری در مورد ورزش صحبت میکند وبعد میگوید روی خط تلفن هستیم ومیخواهیم با اقای مهندس صحبت کنیم .وایشون مدیر وپایه گذار ه طرح کنگره 60 هستن بعد درمورد اقای مهندس صحبت میکند میگوید متولد 25ابان سال 28 هستن واهل کرمان پیشینه اقای مهندس را میگویند وبعد میفرمایند درسال 56فارغ التحصیل شدم از سال 48 هم کار میکردم به خاطر چشم الکترونیکی می گویم بخاطر همین چون خیلی کار کردم وتوانستم این چشم های الکترونیکی را درست کنم تا اسیبی به کارگران نرساند .بعد از ایشون سوال میکنند چطوری وارد حوضه اعتیاد شدی اقای مهندس میگویند هیچ وقت کسی صبح از خواب بیدار میشود معتاد نشده است من هم ذره ذره واردش شدم .میگویند یعنی چه؟؟؟میگویند من درخانه دانشجویی زندگی میکردم 4 سال اولش را با بچه هایی که هم خونه بودیم میکشیدند ومن مدام میپرسیدم شما چی میکشین وچرا میکشین تا اینکه ذره ذره خودم هم وارد مرحله اعتیاد شدم.ومن هم از قضییه جدا نبودم ومن هم گرفتار شدم .ازشون سوال میشود ایا گرفتاری شماهم اسون نبود میگویند اعتیاد مثل مرحله نامزدی می ماند اولش خوب وشیرین اما بعد به جایی میرسی که متوجه میشوی معتادی میگویند اعتیاد دوچیز خوب داره اول اینکه اصلا براش مهم نیست که شما از چه خانواده ای هستی پولداری یا فقیر یا سطح تسهیلات ......دوم اینکه اعتیاد طوری است که تو خودت متوجه نمیشی که معتاد هستی واخر از همه میفهی که توهم اعتیاد داری همه اطرافیانت میدانند ولی تو خودت نمیدانی.بعد از ایشان در مورد چشم الکترونیکی سوال میشود که چشم الکترونیکی را چیکار وبه کجا رساندند ؟میگویند همینجورکه یواش یواش رفت من هم رو به اعتیاد رفتم وهمه تحلیل شد .در ادامه خانم ندا مشارک کردند :سلام دوستان نداهستم همسفر .میگویند از اقای مهندس میپرسند چیشد که تصمیم به ترک گرفتی؟ میگوید هرکسی که پایش به اعتیاد باز بشود حتما ارزوی ترک دارد ورها یی را خواستار است،من بارها به رهایی وترک فکر کرده بودم


ادامه مطلب


نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام خداوند جان وخرد

 

.امروز دوشنبه راس ساعت5جتسه به استادی خانم الهه اغاز به کار نمود.               

 هرانچه راکه نمیتوانید به ان برسید به بهترین نحو به ان برسید وامیدوارم برای من هم دعا کنید .

سلام دوستان الهه هستم همسفر .ضمن قبولی طاعات وعبادت تکاتک شماها .بچه هاروز های بنجشنبه که نمیایید اینجا حال وهوای خاصی دارد ودر این ایام ماه مبارک رمضان افطاری هم میدهند  وواقعا لذت خاصی دارد چون همه دور هم هستیم امیدوارم سعی کنید بنجشبه ها هم بیاییدتا همگی دور هم باشیم وشما هم لذت ببرید .از بچه هایی که روزهای بنجشنبه امدن میخواهم مشارکت کنند.خانم مریم.سلام دوستان مریم هستم یک همسفر روزهای بنجشنبه که اینجا افطاری میدهند موقعی که اذان میگویند من حس میکنم داخل حرم اقا امام رضا هستم وخیلی حس خوبی دارم بنظر من خیلی دعاها مستجاب میشود چون داخل این جمع هستیم انشالا قسمت همه بشود .ممنون. خانم زهرا: سلام دوستان زهرا هستم همسفر .من خیلی وقت بود که بنجشنبه ها نیامده بودم وقبلا وقتی می امدم اینجا ودعای قبل افطار را میشنیدم خیلی لذت میبردم وخداراشکر این هفته قسمت شد وامدم خیلی جاتون خالی بود ماهمه دور هم بودیم واز مشارکت های همسفران ومسافران لذت بردیم .جمعیت زیاد بود وحس خیلی خوبی همه داشتند.انشالا قسمت بشه وشماها هم بیایین .خانم سمیه : سلام دوستان سمیه هستم همسفر .من هم کلا بنجشنبه ها قبل ماه مبارک هم می امدم ولی الان یه حس وحال خودش را داره انگار بنجشنبه ها یه جایی دعوتم وحس زیبایی دارد وروز بنجشنبه را اختصاص دادم به اینجا .وقتی میام واین همه مسافر رها شده با حال خوش در کنار همسفرش میبینم حس زیبایی است واین حس گفتنی نیست فقط بیاین واز این حس خوش برخوردار بشوید .خانم زهرا..سلام دوستان زهرا هستم همسفر . بچه ها اینجا موقع افطار حس وحال وهوای خاص خودش را دارد که گفتنی نیست وصفش به زبان نمی اید امیدوارم بیایین تا این حس خوب را نصیب خودتان کنید.

 حال خانم الهه خواستن در مورد ایام ماه مبارک رمضان اعضا مشارکت کنند.

 خانم سمیه: ماه رمضان امسال برای من ماه بسیار زیبا بودچون با نماز وروزه شروع شد ومن توانستم با ایه های قران وبیام های قرانی اشنا بشوم واز یکایک ان ها درس بگیرم وبه حال درونی خوبی رسیدم واحساس میکنم اتصالم با خدا خوب شده والان این ماه را به خوبی درک میکنم وخدا راشکر میکنم که از برکت کنگره واقای مهندس وخانم الهه توانستم با این ایام وخدای خودم بهتر اشنا شوم .

خانم بروین:سلام دوستان بروین هستم یک همسفر .ماه مبارک رمضان ماه بزرگی است من همیشه روزه میگرفتم ولی سال هایی که با کنگره اشنا شدیم خیلی فرق دارد ومن ومسافرم دعا گوی این مکان وراهنمای خودمان هستیم واز زمانی که مسافرم رها شده بهترین ماه رمضان را داشتیم ووقتی بلند میشویم و دعای سحر را گوش میدهیم واز انرزی باللای این دعا بهره میبریم ولحظه سحر دعاگوی تکااتک بچه های اینجا هستم به خصوص اقای مهندس وخانم الهه عزیزم

.شیرین:سلام دوستان شیرین هستم همسفر .خدارا شکر منم 8 ولی در این ایام تمام مزه ها راحس میکنیم وانگار برایمان طعم ها متفاوت هستن وفرق دارند.خانم طاهره ..سلام دوستان طاهره هستم همسفر .من قبل اینکه بیام کنگره وقتی روزه میگرفتم معده ام خونریزی میکرد ولی الان نه وبا تغییراتی که در ذهنم بوجود امد توانستم بدون هیچ مشکلی روزه بگیرم والان که قران میخوانم معهنی قران را میفهمم وبرای خودم کاربردی کردم .

استاد خانم الهه :.بچه ها این نکته خیلی جالب بود که شیرین گفتند که ما الان طعم غذا ومیوه ها وچیزهایی که میخوریم را میفهمیم وقبلا نمیفهمیدیم چون الان جهانبینی را داریددرست میکنید ووکسانی که جهان بینی ان ها درست بشود حسشون هم باز میشود ومزه ها را درک میکنند .بچه ها کسانی  میتوانند روزه بگیرند وحالشان خراب  نمیشود که ذهن سالم داشته باشند وغذا ومایعات مختلف مهم نیست برای روزه دار بلکه ذهن سالم مهم است وکسانی که نمیتوانند روزه بگیرن بخاطر غذا ومایعات نیبست بلکه بخاطر ذهن شان است کسانی که جهان ذهنشان ارام باشد میتوانند واین ها اگر بدترین خبر هم بهشان برسد همچنان ارام هستن وجهان ذهنشان سالم وخوب هست .زمانی که یک اتفاق برای کسی می افتد به شماجه بله شماتاجایی میتوانید همیاری کنید که خودتان سالم باشین نه اینکه خودتان هم الان نیاز دارین حالتان خوب بشود .بچه ها هر چیزی وهر اتفاقی فلسفه دارد واگر اتفاقی برای کسی می افتد زمان این است که رشد کند بس شما به حال خودتان کمک کنید نه بقیه .درضمن چیزی که روزی شما باشد خودش می اید ونیازی نیست شما به دنبال ان بوید برای مثال شوهر شما هروز وهر هفته بدون اینکه شما بگید رزق وروزی شما را می اورد بنابراین هیچ چیز زوری نیست مثلا خدمت حتی خدمت هم زوری نیست بلکه حودش می اید وهرچیزی که روزیتان باشد خودش می اید. حال بچه ها مشارکت کردند

.زهرا: سلام دوستان زهرا هستم همسفر .خدارا به اندازه تک تک قطره های بارانش سباس میگویم بخاطر اینکه این ماه را بخاطر سلامتی ما قرار داد وما توانستیم دور سفرهای زیبای افطار به صورت دسته جمعی جمع شویم وهرجا هستیم به هفطار خودمان را میرسانیم وسعی میکنیم در این ماه عبادتمان درست باشد وحتی نمازی را قضا نکنیم وحتی شده چند ایه از قران را در این ماه میخوانیم .

 خانم ثریا :سلام دوستان ثریا هستم همسفر .من قبلا برایم روزه گرفتن خیلی سخت بود ولی الان عالی است روزها واصلا اذیت نمیشوم وبه حس وذهن ارامی رسیدم وخدا راشکر میکنم که ما همه به خوبی مطیع کنگره شده ایم ومن به چشم برکت کنگره را دیدم .خانم الهه ..کسانی که میخواهند به راه راست وارامش برسند باید در راه راست قدم بردارند وکسی که میخواهد به حال خوش برسد یک راه بیشتر ندارد اموزش بگیرد وخدمت کند وقتی درست اموزش ببینی درست هم خدمت میکنی وکسی که خدمت نکند خود به خود خودش  از کنگره بیرون میرود هرکسی که امد واستفاده کرد و وارد گرد باد شد وتوانست بماند خوب است وهر کس هم نتواند برتاب میشود به سمت بیرون .هرکاری هستبکنین تا بتوانید بمانید انجام دهید تاحال خودتان هم خوب بشود وسطح انرزیتون بالا برود .  اکنون سراغ دستور جلسه که موضوع ان سرنوشت هست میرویم .


شیرین : سیدی سرنوشت میگوید ماهمه خوب هستیم ومیگوید وقتی نا امید ی هرچه فکر منفی هست به ذهن ما می اید وهمه این اتفاق ها را گردن سرنوشت میزاریم ومیگوید این خواست سرنوشت نیست بلکه سرنوشت را خود فردمیسازد وخداوند عالم حتی کوچکترین چیز راهم با نظم افرید.

و گفتن از یک بزرگوار و یا دانشمند هم که سوال کنید چه گونه به اینجا رسیده است میگوید با تلاش رسیدم و هیچوقت تنبلی نکرده .

میگویند هر چیزی را صریح و راحت به کسی نگویید چون شاید فرد هنوز جنبه را ندارد .ایشان میگوید یک فرد همیشه چاق نبوده بلکه هر چیزی را خورده و چاق شده و بعد میگوید سرنوشت من است در بدن انسان یک بروتیینی وجود دارد وقتی یک قسمت از بدن ضربه ببیند و مشکل داشته باشد فورزی به کمک ان می اید تا ان قسمت درمان بشود .

تقدیر چیزی نیست که روی بیشانی کسی باشد و فرمان الهی در شرایط خاصی اجرا میشود .فرمان الهی برای افراد خاص هم ارائه میشود .

منصوره : سلام منصوره هستم همسفر سرنوشت  خاص را افراد خودشان رقم میزنند در زمان حال خودش انجام می دهد و در زمان اینده گریبان گیرش می شود و میگوید  این سرنوشت من است هم تقدیر الهی را داریم و هم فرمان الهی ولی فرمان الهی برای افراد خاص مانند افراد خاص مانند بیامبران است ولی تقدیر برای افراد است .

ندا: سلام ندا هستم یک همسفر . تقدیر و سرنوشت به خواست ما است و یک دایره مانند است و ما دوران هستیم و دوباره برمیگردیم . با گریه و زاری چیزی درست نمیشود و تا در مسیر قرار نگیریم نمیتوانیم چیزی را عوض کنیم و با افسوس نه تنها کاری درست نمیشود بلکه خود را هم مایوس و ناامید میکنید بس در راه قرار بگیرید .

زهرا:سرنوشت را خوب یا بد خودمان رقم میزنیم و در اینده به ان میرسیم و اگر کارکرد ان خوب باشد ادم را بالا میبرد ولی اگر کارکرد خوب نباشد به جای نمیرسیم اگر از ضد  ارزش ها دوری کنیم مقام خودمان را بالا میبریم و ارامش ان را هم خودمان میگیریم .

استاد خانم الهه: چند نکته مهم هست که باد گفته شود

1 : حداقل دو بار دستور جلسه ی اقای امین را بخوانید دستور جلسه (که چی) را بخوانید نکته جالب که گفته اند این است در ایران برای هر فرد سرانه اب 300 تا 400 لیتر مشخص شده است یعنی هر فرد 400 لیتر اب مصرف میکند در صورتی که ما در یک کشور خشک و بیابانی هستیم ولی انگلستان که کشور بر ابی است سرانه ی اب هر فرد 100 لیتر است که از ان 100 لیتر به نحو احسن  استفاده میکنند . ایشان خیلی در دقت و صرفه جویی اب توصیه نمودند .

2: فصل گرما وتابستان است و خوردن گرمک فراوان. ایشان خواستن تخمه های گرمک را در یک نایلون بگزارند و بعد در سطل زباله بیندازند که اب و بو و ... راه نیافتد .

استاد خانم الهه خواستن از بچه ها که در مورد که چی  مشارکت کنند  در ادامه گفتند وقتی از تاریکی به روشنایی قدم بردارید که چی ها هم به سمت روشنایی میرود و از حرکت ظلمت حرکت کند و به روشنایی برسد .

خانم زهرا : سلام زهرا هستم یک همسفر . که چی که من کمک نکنم من کمک میکنم که به حال خوش برسم و خبر های خوب به من برسد .

خانم ثریا : در مورد فوضولی کردن در کار کسی میگویم و راحتی و ارامشی که دارم .که چی کسی چه کاری کرد که چی کسی چه چیزی گفت به شما چه کسی چه کار میکند چه میخورد و.. به من ربطی ندارد ما خیلی زرنگ هستیم به زندگی خودمان برسیم.

خانم سمیه : من خیلی که چی و چرا داشتم و خدا را شکر میکنم که این دستور جلسه را گوش دادم و فهمیدم به من ربطی ندارد و شاید یک خیری و حکمتی در هر کاری هست و برای هر چیزی چرا نگویم چون شاید خیر است .

خانم شهرزاد : .سی دی نوشتن : نوشتن سی دی خیلی وقت مبگیرد و من همیشه وقتی مینویشتم خیلی به دلم مینشست و قران نمیتوانم زیاد  بخوانم چون عربیش را نمیفهمم و ترجیح میدهم به جای ان سی دی گوش بدهم  چون اقای امین میگوید اگر صد ایه از قران را بخوانیم و انجام ندهیم کافی است سی دی گوش دهید و دو بیام ان را یاد بگیرید و انجام دهید برای همین من زمان ازادم را به سی دی گوش کردن میبردازم.

خانم الهه : بچه ها نماز خوانده و روزه گرفتن به ما رزبطی ندارد ما اینجا ستاد امر معروف و نهی از منکر نیستیم  و فقط روزه را بخاطر سلامتی خودتان میگیرین و ما اصراری برای چیزی نداریم هر موقع وقتش باشد خودتان انجام می دهید .

خانم طاهره : وقتی ما در مرحله ی نفس لواراه باشیم اگر سوالی برای ما بیش بیاید بهتر میتوانیم حلش کنیم و که چی های که برایمان بیش می اید را با دانایی های خودمان حل میکنیم و وقتی دانایی بالا برود که چی ها هم حل میشود.

و بعد از مشارکت بچه ها مراسشم دبیری را انجام دادیم و دعا خواندیم حال خانم الهه سی دی جلسه ی هفته ی اینده که سی دی بردازش است را معرفی کرد و در اخر باز هم مصرف اب را یاد اوری کردند.

 

 

 

 





نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام ایزد یکتا لژیون همسفران عشق در تاریخ 21/01/96 به استادی خانم الهه و دبیری خانم سمیه و با حضور گرم اعضاء اغاز به کار نمود .


امروز دوشنبه دومین جلسه از سال جدید در کنگره دور هم جمع شدیم وبه یاری حق جلسه امروز را اغاز کردیم .سرکار خانم الهه استاد عزیزمان بانام خدا وشکر وسپاس جلسه را اغاز کردندوعید را به بچه هایی که جلسه قبل نبودد تبریک گفتند وبرای تک تک بچه ها ارزوی موفقیت کردند .به خانم ندا تبریک گفتند اول بخاطر وبلاگ نویسی عالی ایشان ودوم بخاطر رهایی مسافرشان از سفر ویلیام وایت وبعد از خانم زهرا تشکر کردند ،بخاطر کار زیباشون که برنامه بچه های وبلاگ نویس را اماده کرده بودند،وبه خانم ( ندا ،فتانه ،سمیه ،زهرا ،ثریا ،مریم ،شهرزاد ومحدثه ) تبریک گفتند بخاطر وبلاگ نویسی . خانم سمیه گفتند: که مدت زمان 7 جلسه نشریات تمام شده وباید دوباره برای فرد جدید رای گیری شود..وخانم الهه از خدمت ایشان تشکر کردند وگفتند: اخر جلسه اینکار را انجام میدهیم واز بچه هایی که امروز امدند وجلسه قبل غیبت داشتند خواستند در مورد بهاروعید امسال مشارکت کنند. همسفر سمیه: سلام دوستان ،من سمیه هستم یک همسفر (امسال بهار خیلی زیبایی همراه مسافرم داشتم که هیچ سالی تجربه نکرده بودم ،ویک حال وهوای قشنگی داشت امسال ارامش بینظری داشتم ارامشی که سالها منتظر رسیدن به ان بودم وگفتند:بهاری را تجربه کردم که ارزویم بود ووقتی امروز به کنگره امدم تازه قدر کنگره را فهمیدم توی این مدت زمان که بخاطر عید کنگره تعطیل بود قدرش را فهمیدم وبا تمام وجودم ان را حس کردم .وبرای همه ارزوی این ارامش را کردند ..) همسفر مریم :سلام دوستان مریم هستم یک همسفر(ما باید قدر کنگره را بدانیم ،وباید از اموزش ها استفاده کنیم وگفتند: امسال عید خیلی خوبی بوده برایشان وارامش کامل داشتند ایشان گفتند: 13 روز طبیعت برایشان عالی بوده طوری که سال های قبل روز غم واندوه برایشان بوده ولی برعکس هرسال امسال عالی بوده وگفتند ابراز خوشحالی وشادکامی دارم وهمه ی این حس خوب وزیبا را مدیون کنگره واقای مهندس وسرکار خانم الهه استادعزیزمان هستم) همسفر الهه،:سلام دوستان الهه هستم یک همسفر (منم امسال بهار خیلی خوبی داشتم وباتمام وجودم زیبایی هایش را حس کردم . همسفر مائده :سلام دوستان مائده هستم یک همسفر (من امسال عید را واقعا دوست داشتم وباورم نمیشد عید اینطوری باشد) همسفر زیبا:سلام دوستان زیبا هستم یک همسفر (عید امسال حال وهوای دیگه ای داشت وگفتند: امیدوارم این حال خوش وارامشی که دارم را همه به ان برسند .واکنون خانم الهه استاد عزیزم مشارکت کردند وگفتند :سلام دوستان اللهه هستم همسفر .وازخانم ندا خواستند درمورد وبلاگ نویسی که داشتند مشارکت کنند وتغییراتی که در خودشون احساس کردند رابیان کنند .ندا اینچنین آغاز کردند:من در دلم برای نوشتن وبلاگ ترسی داشتم واعتماد به نفس پایینی داشتم وباورم نمیشد بتوانم بنویسم وگفتند خیلی خوب بود واعتماد به نفسم بالا رفت وانرژی بالایی گرفتم وخانم الهه ا ایشان تشکر کردند بخاطر وبلاگ زیباشون .وابراز خوشحالی کردند به خاطر اینکه در لژیون ما 8 نفر وبلاگ نویس هست ولی بازهم به وبلاگ نویس احتیاج داریم .وگفتند: ما 20 نفر هستیم ولژیون ما بسته شده وباید 20 نفر هم وبلاگ نویس داشته باشیم واز بچه ها خواستند که همکاری کنند وخدمت کنند وگفتند اموزش گرفتن مثل این است ،که من به خودم گرما وانرژی بدهم وگفتند فرض کنیم من نشستم سر یک سفره وهی غذا میخورم ولی هضم نمی شود وبه سلول های بدنم انرژی نمیرسد واین ها در معده من جمع میشود وخوردن این غذا فایده نداره چون هضم نمیشود وانرژیش به بدن نمیرسد همین خدمت گرفتن است اموزش گرفتن بدون عمل کردن هیچ فایده ای ندارد.،وبدتر هم هست باعث میشود تو ضعیف تر بشوی تو میگی میدانم ولی عمل وانجامی نداری وحالت خرابتر هست، گفتند ادمی که خدمت کنه سطح انرژیش بالا میرود .ودرمورد مراسم امشب شب عید حضرت علی (ع)گفتند :که امشب خانم های لژیون من باید بدون چشم داشتی هدیه تهیه کنند وگفتند باید برای مسافران عید خوبی فراهم کنند .


خانم الهه در ادامه فرمودند: اگر دونفر زن و مرد سر یکدیگر فریاد میکشند به دلیل دور بودن قلبهایشان از یکدیگر است فاصله ی فیزیکی مهم نیست فاصله روحی وروانیشون زیاده وصدای هم را نمیشنوند انگار وداد میزنند .)ووقتی فاصله زیاده بچه هااسیب میبینند وخداوند هیچ وقت خانواده ای رانمیبخشد که دران بچه اسیب دیده باشد . زن وشوهر نباید جلوی بچه دعوا کنند وباید جلوی چشم بچه باهم مهربان باشن وهمدیگر را دوست داشته باشند.چون اگر بچه ببینه قلب پدر ومادرش ازهم دور شده وفاصله گرفته احساس ناامنی میکند ووقتی احساس ناامنی میکند به بیرون خانه پناه میبرد ولی وقتی احساس امنیت کند به سوی کسی به جز پدر و مادر نخواهد رفت. .خانم الهه از بچه ها خواستند خدمت کردن را جدی بگیرنند چون تا خدمت نکنند اموزشی که گرفتید به هیچ دردی نمیخوره وبراتون فایده ای نداره ولطفا دوربین خودتان راهم فقط روی خودتان زوم کنید .واز بچه ها خواستند در مورد سی دی صراط مستقیم مشارکت کنند .همسفر فاطمه :سلام دوستان .،من فاطمه هستم یک همسفر .من از سی دی صراط مستتقیم این را متوجه شدم که ،وقتی میخواهی کاری را انجام بدهی، از یک نقطه مبدا شروع کن یعنی یک نقطه را مبدا ویک نقطه را مقصد وبین فاصله این دونقطه را هدف مشخص میکنیم اول راهت را مشخص کن اگر از همان اول کار ازدرک وفهم خودت استفاده کنی وبدانی که میخواهی به کجا برسی ومهم راهی که میخواهی به ان برسی واگر بخواهی راهت راکوتاه تر کنی یا بزرگ تر یا بخواهی راهت را خلاصه کنی هرگز به ان مقصد وهدف نمیرسی .

همسفر ندا: سلام دوستان ندا هستم یک همسفر:اقای مهندس میگویند کلمه صراط مستقیم را مادر روز در عبادت هایمان چندین بار تکرار میکنیم ولی اینکه باید در راه مستقیم قرار بگیریم خیلی مهم هست ،در صراط مستقیم مبدا، مقصد وهدف وجود دارد مبدا ما همان جایی که شروع کننده حرکت ومقصد جایی که ما میخواهیم به ان برسیم وهدف ارامش ما میشود ومثال :اگر مصرف کننده باشد باید بداند کجاست؟ چقدر مصرف دارد؟ چقدرتخریب شده؟ .وگفتند درصراط مستقیم نمیتوانیم با ضد ارزش ها باشیم کسی که در صراط مستقیم هست نمیتواند دروغ بگوید ،تهمت بزند،رشوه بگیرد ،نمیتواند در ضد ارزش ها باشد واینکه از هرجایی که میخواهی شروع کنی ،باید برایش ارزش قائل باشی وتا عملی نباشد ودوستش نداشته باشی هیچ فایده ای ندارد .اقای مهندس میگویند:باید رها باشند وخودشان راه را پیداکنند ودر اصل درصراط مستقیم قرار گرفتن باید تصفیه وپالایش انجام بشود تا از ان مسیر کنده بشود وبتواند در مسیر صراط مستقیم قرار بگیرد .وبتوانیم به ان ارامش برسیم .همسفر سمیه : در سی دی راه مستقیم اقای مهندس میفرمایند :که ما یک و نیم میلیارد مسلمان داریم ،که در رکعت های نمازی که در طول شبانه روز میخوانیم بارها وبارها از خدا میخواهیم که مارا به راه مستقیم هدایت کند ولی،اصلا نمیدانیم منظور از این راه مستقیم چه هست، اصلا درکی نداریم میگویند: باید سه جزء ان که مبدا ،مقصد وهدف است را بدانیم وبدانیم چی هست واصلا برای چی میخواهیم برسیم به راه مستقیم واقای مهندس میگویند مبدا همین جایی هست که هستیم ومقصدمان رسیدن به بهشتی است ،که هرکس یک بهشت توی نظرش هست ،وهدف هم همان نزدیک شدن به فرمان عقل است ومیگویند کوتاه ترین راه برای رسیدن به هدف هم همان صراط مستقیم است .،وحتی درهمین کنگره هم برای ترک خیلی از مسافران راه ها ی زیادی را رفتند ولی فایده ای نداشته وراه مستقیم یک ویژگی که دارد وبا بقیه راه ها فرق دارد ؛خیلی عریض تر وخیلی پهن تر است یعنی هرچه ادم طلب کند وبخواهد وارد این راه بشود جا برای همه هست .وگفتند چیزهایی که خمر محسوب میشوند وپرده میشوند وروی افکار را میگیرند مانند:الکل ،مواد مخدر ، در راه مستقیم جایی ندارند.دروغ،خیانت ،دزدی ،رشوه ،واینها در مسیر راه مستقیم جایی ندارد وکسی که وارد این راه میشود ؛نمیتواند این ها را انجام بدهد وگفتند: باید از ضد ارزش ها دور بشویم وانجام ندهیم تا بتوانیم وارد این راه بشویم .در صراط مستقیم هرچیزی که پیش می اید برای بالابردن تفکر انسان هاست وکسی که نادانی وجهل دارد نمیتواند به جایی برسد.؛باید تصویه وپالایش بشود .

ایشان در ادامه گفتند:صراط مستقیم سختی ومشقات ومشکلات دارد ولی به هدف خوبی میرسیم وبه صلح وارامش میرسیم . همسفر طاهره : در سی دی راه مستقیم اقای مهندس میگویند:کسی که میخواهد راه مستقیم را پیدا کند ،اول باید بداند مبدا کجاست ومقصد کجاست وهدف کجاست ؟.مبدا همان جایی است که هستیم ومقصد بهشت است وهدف به ارامش رسیدن .باید بدانیم راه مستقیم چه ویژگی هایی دارد وچگونه باید وارد این راه بشویم مثل :این است که بخواهیم ،به تبریز برویم ولی ندانیم ازچه راهی باید برویم وخیلی هم مهم است که ما بدانیم مبدا کجاست .اقای مهندس میگویند: کسی که در راه مستقیم هست نمیتواند با ضد ارزش ها باشد ونمیتواند، دروغ بگوید ،تهمت بزند،یا ماده مخدری استفادکند وحتی افکار منفی هم نباید داشته باشد وتجسس هم نمیتواند بکند وباید از ضد ارزش ها دوری کنیم وباید تک تک شروع کنیم وباید از کم شروع کنیم وبزرگترین دشمن خودمان که جهل ونادانی ونا اگاهی خودمان هست واگر به ان شناخت برسیم هرگز این کار را نمیکنیم ومیگویند قدرت الهی همیشه به ماکمک میکند وبرای اون مشکلی که برایمان پیش میاید به ماالهام میشود که ما چیکار کنیم .میگویند که دانش کم انسان را به خدا نزدیک ودانش بیشتر انسان را به خدا نزدیکتر میکند وبا علم ودانش هست که ما میتوانیم به هدف هامون برسیم .وکسی که کار های ارزشی عمل میکنه بهتر میتواند سفر کند وبیشتر انسان ها نابینا هستند وخوبی های کارهایی که برایشون انجام میگیرد را نمیبینند ونمیتوانند تشکر کنند وبه خداوند ومعاد اعتقاد ندارند میگویند اگر کسی می اید وبرای شما کاری انجام میدهد وزحمتی میکشد باید ازان تشکر کنیم وباید قدر دان باشیم وحضرت علی (ع)میفرمایند: اگر کسی بیاید ویک جمله به من بیاموزد من بنده اوهستم .وگفتند: اگر از اموزگار نیاموختی حتما از روزگار میاموزی وکسی که درجهل ونادانی هست به هدف نمیرسد وکسی که راه کج برود به مقصد نمیرسد وکسی که میخواهد راه مستقیم برودباید راه راست برود واز ضد ارزش ها دور بشودوقناعت کند وتشکر کند وگفتند فکر نکنید همه چیز در زمین هست نه چیزهایی خوب در جاهای دیگر هم هست وکاملترش در اسمان هاست .)وبعد استاد عزیزم خانم الهه از تک تک بچه ها بخاطر مشارکت زیبایشان تشکرکردند.ودر مورد سی دی صراط مستقیم گفتند :بچه ها در مورد سی دی صراط مستقیم چه اموختید ،؟ همسفر طاهره : من 3 سال هست که به کنگره می ایم وهمیشه فکر میکردم من دراه مستقیم قرار گرفته ام ولی وقتی این سی دی راگوش کردم تازه فهمیدم چرا وقتی عصبانی میشوم واعصابم خورد میشود بخاطر این است که من گناهی کردم وتازه خیلی از ضد ارزش های خود راشناختم وامیدوارم روی تک تک ان ها کار کنم ودرست کنم . همسفر سمیه :ما معتاد نیستیم اما اون حجاب وپرده ای که خیلی از ماها باعث میشه تفکر درست نداشته باشیم همون ضد ارزش هامون هست .در نماز هایمان خیلی از خدا میخواهیم مارابه راه مستقیم هدایت کند اما من دیشب فهمیدم خیلی راه مستقیم خیلی سخت ورسیدن به ان سخت است. استاد عزیز خانم الهه گفتند :حضرت عیسی مسیح میفرمایند :چطور شما خاری در چشم یک نفر را میبینید ولی دسته بیل را درچشم های خودتان نمیبینید. از خدای متعال سپاسگزاریم که بازهم توانستیم در یک جلسه کنگره شرکت کنیم وبه دانش مان بیفزاییم.جلسه راس ساعت ۱۸.۱۰ با دعای حاضرین پایان رسید

سی دی هفته آینده : شرک 1 و 2  .





نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 فروردین 1396 :: نویسنده : همسفر فتانه

به نام کسی عشق را افرید وهر سختی را با عشق اسان کرد

در سالیان قبل دختری بود زیبا باچشامی درشت وزیبا ،این دخترعاشق خدا بود هر حاجتی داشت از او طلب میکرد چگونه بود که همه حاجت هایش هم براورده میشد اشتباه نشود چون بچه بود ارزوهایش هم بچه گانه .این دختر همسراقایی شد که خیلی با این خانم فرق داشت دخترک وارد زندگی شده بود که نمیدانست باهمه چیز اومتفاوت بود حتی با ادم هایش هیچ چیز را نمیفهمید برایش سخت ومشکل بود تازه فهمیده بود وارد زندگی شده که کاملا با روحیات اومتفاوت .دخترک دیگر کاری ازش بر نمی امد خانواده ای داشت که ابرومند بودن ومادری بیمار نمیخواست غم رنج خودش را ان ها بفهمند غم وغصه اش را دل خودش ریخت وبه هیچ کس نگفت اشک هایش را در خلوت میریخت وصورتش را باخنده های دروغین پابرجاداشت دخترک هر روز غمگین تر میشد وخسته تر اما هیچکس اورا نمیدید یا نمیخواستن ببینن .همسرش مردیغع بود که سخت گیر وجدی بود عشق برایش بچه بازی بود وشیطنت مسخره او مصرف کننده هم بود وچشم هایش را روی همه خوشی ها ی دنیا بسته بود وفقط به تاریکی ها مینگریست وفکر میکرد او درست میگوید وبقیه اشتباه میکنن دخترک هرروز ضعیف تر میشد دیگر توانش را نداشت ذره ذره اب میشد از درون اما همسفرش فقط مواد برایش مهم بود وانگار اشک های همسرش را نمیدید نمیدید که دارد دآغون میشود دخترک سخت از خدا دلش گرفته بود وهروز از خدا دورتر میشد انگار فکر میکرد مقصر خداست اقکار وعقایدش نسبت به خدا تغییر کرداشک هایش دیگر هرروز جاری بود هر روز بدتر میشد که بهتر نمیشد مشکلات بزرگتر وسختی ها بیشتر دختر از خدا خیلی دورشده بود پس از سالها فرزندی هم وارد این زندگی شد اما کودک هم مانند ان دخترک حال وهوایش خراب شد در ان خانه .زن گویی با خودش وهمه کس وخدا قهر کرده بود تااینکه با بهشتی اشنا شد در ان بهشت جاویدان درد هایش شروع به درمان کرد وقلبش ارام ارام ترمیم شد حتی همسفرش هم در ان مکان درمان شد ورفتار وعقایدش کلی تغییر کرد دخترک تازه یادش امد در این سال ها چقدر از خداوند دور شده وحتی برای اوغریبه شد وشاید هم قهر کرده ،ارام ارام همه چیز را به روز اول برگرداند وکودک خودرا هم با اموزش های ان مکانی که بهشت مانند بود عالی کرد واورا هم شاداب کرد .؛هر روز عشق در خانه بیشتر میشد وهرروز بخدا نزدیک تر میشدن دخترک مدیون ان مکان با ارزش بود ومیگفت این مکان جایی است که زندگی مرا به ارامش رساند وارامشی که سالیان سال است به دنبال اوبودم در چندین ماه به من برگرداند ان مکان مکانی مقدس است وامیدوارم همه با ان اشنا شوند .وهرکس مانند این دختر با خدای خود غریبه شده بازهم یادش بیفتد که فقط خداوند است که میتواند وبه سوی ان برگردد وبداند هرچیزی به دستوراوست وبس .وبا خدای خود عهد ببندید وبس

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 فروردین 1396 :: نویسنده : همسفر فتانه

به نام خالقی که میداند وبس ... 

اکنون که شروع به نوشتن کردم با اشکهایم جمله جمله وکلمه به کلمه میگریم .باورم نمیشود با دل نوشته خودم هم گریه کنم ،دلم گرفته نمیدانم از خوشحالی زیاد است یا غم دیروز ؛بار خدایا سال جدید است ومن با ادم های جدید اشنا شدم با مکانی که مرا جدید کرد همه ی افکارم را عوض کرد امسال عید بهترین عیدی بود که من داشتم باورم نمیشد عید امسال باهمه ی سال ها فرق داشت چقدر دوست داشتنی بود ایامش چقدر زود تمام شد یادم است سال های قبل من هرروزش را با اشک اغاز میکردم وبا اشک به پایان میرساندم .همیشه استرس بر جان داشتم وهر دقیقه بحث وجنجالی که خودم هم نمیدانم از کجا اغاز میشد ولی امسال عیدی جدید بود انگار برای اولین بار شکوفه ها را میدیدم انگار برایم جدید بود برگ سبز درختان بعد سال ها بوی بهار را حس میکردم صدای اب را میشنیدم جالب است صدای پرندگان را میشنیدم چقدر لذت بخش بود انگار همه چیز نو شده خداوندا چه شده منکه همان انسانم اما همه چیز برایم تغییر کرده ،اگر خواب هم هست رویای شیرینی است نمیخواهم بلند بشوم من همسفری خسته دل شده بودم که حتی از خودم هم نفرت داشتم هر ثانیه ارزوی مرگ داشتم اما الان عاشق همه چیزم وبه هر چیزی حس جدید دارم برای زندگیم برنامه دارم خدایا این کنگره کجاست این ادم ها واقعا کیستن خداوندا این فرشته های زمینت با من چه کردند به روی هر سختی لبخند میزنم به هر مشکلی خوش امد میگویم دیگر فرار نمیکنم بلکه باان روبرو میشوم به هر نگاه بد لبخند زیبا میزنم خداوندا ایا من همان بنده دیروزم نمیدانم ،الهه فرشته زمین من است مرا از خواب بیدار کرد اومرا با زندگی اشنا کرد فرشته ای که در زمین است ومانند مادری مهربان وخواهری دلسوز کنارم .این فرشته مرا عوض کرد یادم است سالهای قبل از اسم عید میترسیدم از ایام تعطیلش از دید وباز دیدش از روز طبیعتش اما امسال عاشق هر ثانیه اش بودم هرروز برایم زیبا بود حتی اگر مشکل وسختی بود با ارامش به اونگاه میکردم وبا لبخند ان را حل میکردم همه چیز برایم زیبا شده منی که دیگر عاشق نبودم الان عاشق شده بودم خداوندا تو را سپاس .تورا سپاس که مرا با کنگره مکان امنت اشنا کردی جایی که در ان فرشته های زیادی است تا امثال من خسته دل را درمان کنن وبا دنیای زیبا اشنا کنن ؛من فکر میکردم دنیا به پایان رسیده هر روز طلب مرگ میکردم باورم نمیشد بتوانم لبخند بزنم باورم نمیشد بتوانم ببینم بازهم زیبایی های خداوند را باورم نمیشد بتوانم بشنوم صدای زیبای طبیعت را باورنمیکردم بتوانم مانند بچه ها باز هم شور وحال داشته باشم ،اما توانستم بازهم شد باز هم شد من کودک درونم را بیدار کنم بازهم شد حس زیبایم را احساس کنم خداوندا چقدر خوشحالم زندگیم عوض شده حس و حالم ؛بیدارشده،امادلم گرفته برای ادم هایی که میدانم به درد من دچارن ولی خبر از این مکان معجزه گر ندارن دلم برای خواهرانی که بیرون این مکان مقدسن میگرید کاش خداوندا همه با این مکان اشنا شوند وبه ارامش درونی برسند وبتوانند بار دیگر مانند من زنده شوند .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 بهمن 1395 :: نویسنده : همسفر فتانه
به نام سراغاز هم خوشی ها ........... من یک همسفر شده ام به تازگی باحال خرابم وارد کنگره 60 شدم حال خراب بود نمیدانستم کجایم دگرگون بودم اما با کسانی اشنا شدم که مانند فرشته ها پاکن ومعصوم .بله من فرشته هایی در زمین پیدا کردم جالب است من همیشه فکر میکردم همسرم فقط درمان میخواهد اما وقتی با این مکان اشنا شدم تازه فهمیدم همسرم یاهمان مسافرم حالش خراب بود اوبیما ر بود اما من چی من کجای این زندگی بودم .من چقدر حالش را خرابتر کردم وچقدر من مقصر بودم اما تا قبل این هیچ نمیدانستم وفقط فکر میکردم او بیمار است اما با این مدت کم فهمیدم من هم مقصرم من هم حالش را خرابتر میکنم این مکان الهی اموزش هایی را داد تا من چشمها یم رابازکنم وبدانم من هم بیمارم من هم مشکل دارم اما خودم را تک میدیدم من ندانسته باحال خراب همسرم بازی میکردم منی که همیشه دم از این میزدم که مسافرم حالم را خراب کرده فهمیدم من خودم حال خودم را خراب کردمومن خودم بودم که حال فرزندم را خراب کردم از بچه گی به من یاد داده بودن که زن خوبی باشم اما معنی حتی این خوب بودن را هم به من اشتباه اموزش دادن من از خودم خجالت میکشم که حال خودم را خراب کردم با خودم بازی کردم وکودک درونم را کشته بودم من به خاطر منیتی که داشتم زندگی را برای خودم سخت کرده بودم وفقط دنبال مقصر بودم وان هم همسرم بود چون مصرف کننده بود مصرف کننده یه مشکل دارد اما من هزاران مشکل داشتم کاش میشد تمام همسران افراد مصرف کننده به کنگره 60 بیاین واموزش ببینند وبدانند ستون خانه هستن وباید با عزم جزم در برابر سختی ها شانه راست کنند وبتوانند بجنگن با شیطان درونی خودشان این مکان مقدس مرا با خودم اشنا ساخت واز خدای بزرگ سپاسگزارم که مرا با این مکان الهی اشنا ساخت تا به فرمان عقل از دام شیاطین نجات پیدا کنم وبتوانم در درمان همسرم بال پروازی باشم نه اینکه ندانسته وبدون اموزش حتی بال پرواز خودش را هم بشکنم واورا هرروز درچاله ای عمیق تر بیندازم وندانم چگونه رفتار کنم وحال اوکهخراب میشود هست حال من وخود شخص خودم هم خرابتر میشود .بار الها کاش یک نفر با متن نن به کنگره بیاید وبفهمد که زندگی چیست ؟وچگونه باید زندگی کنیم وزندگی را به کام خود خانواده اش شیرین تر از عسل کند وخنده را برلیان همه هدیه کند .همسفر فتانه .من بازم پوزشش میطلبم اگر کاستی در دلنوشته ام است



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 بهمن 1395 :: نویسنده : همسفر فتانه
به نام خدایی که اشک را افرید .اکنون با چشم هایی خیس شروع به نوشتن کردم باتمام وجودم واز ته قلبم مینویسم با هرکلمه اشک میریزم وصورت خیس از اشک را پاک میکنم .من یکه وتنها در کجا هستم نمیدانم دل شکسته ام از سرنوشت در مسیری هستم که نه بخاطر فرزندم ونه به خاطر خودم بلکه به خواهر همسرم زندگی میکنم گرچه او فقط خودش برایش ارزش دارد وقتی کسی مصرف کننده باشد دیگر عشق ومحبت را فراموش میکند دیگر دلی ندارد احساس وهمه غریضه اش از بین میرود اگر جلوی فرد مصرف کننده چشمه ها هم گریه کنی برایش مهم نیست چون نمیبیند این اهریمن بزرگ وشیطانی با ان ها چه میکند .دلم گرفته ازخودم نمیدانم چرا ولی گرفته ،خدایا پایان این بازی کجاس کاش یکی بود که در شانه هایش گریه میکردم کاش میشد بلند بلند زار بزنم وکسی ببیند چقدر به یک اغوش نیازمندم چقدر به یک عشق واحساس پاک نیازمندم کاش دیده میشدم در این چهارچوب خانه ام هیچکس مرا نمیبیند جالب است خودم هم دیگر خودم را نمیشناسم چرا....... .کاش میفهمید که چقدر به او محتاجم کاش میفهمید که چقدر دورشده از من کاش این سردی ازبین میرفت .نمیدانم از کجا بنویسم یا چه بنویسم اما میدانم تنها وبی کسم من نه خواهر بزرگ دارم ونه برادر بزرگ که برایم هم راز باشند یا تکیه گاه مادرم وپدرم هم بیمارن نمیتوانم از دلم برایشان بگویم به غیر اینکه من راضیم وشادابم وخوشبختم ...تک تنها هستم خودم وخودم ..جالب است منی که به تکیه گاه نیازمندم شده ام تکیه گاه وسنگ صبور بقیه خداوندا هر لحظه که دلم پر میکشد ومیخواهم زبان باز کنم وبگویم چنان قفلی به دهانم زده میشود که چه میکنی زندگی توست چه کمکی میکنند جز اینکه همسرت خورد میشود نمیدانم از کلمه خوشبختم عالیم شادم واز خنده هایی که از اتش جانم بلند میشود متنفرم چون به نظرم بازی سختی است کسی که با یک مصرف کننده زندگی نکند از دل من خبر ندارد شاید بگوید میفهمم اما نمیفهمد ..نمیتواند درک حال وروز مرا بکند به هر قله ای اویزان میشوی برای رهایی اما باز سر میخوری ومی افتی سخت است با کسی باشی که مانند تکه سنگی بی جان است وفقط تحرک دارد وهر وقت یاد تو هست فقط اعصبانیت وطلبکاریش است مصرف کننده فقط دنبال بهانه است برای دعوا واینکه فوری جبهه بگیرد برای اینکه من درست میگویم وقهر کند وبخوابد این روش جواب دادن به حرف حق است انها همیشه فرار میکنند جالب اینجاس هرچه اومارا نمیبیند ما اورا خوب میبینم فرد مصرف کننده تمام وجودش را اهریمنی فرا گرفته که خروج کردن ان کار راحتی نیست این مشکل سخت ودردناک را فقط من ندارم میدانم که درگوشه وکنار شهرم پر است از این موضوع خداوندا من به نوبه خودم دیگر توان ندارم ونمیتوانم من هم دلم میخواهد برای همسرم ارزشش داشته باشم وبرای اشک هایم ارزش قایل شود ومرا ببیند ودرشانه هایش جایی برای گریه هایم پیدا کنم ودر اغوشش جایی برای امنیت اما... فردی که بیمار است ناخواسته نمیتواند بفهمد ودرک کند چون تمام شیاطین با اوهستن وتا نتواند این اهریمن ها واین شیاطین را از بدن خود بیرون کند وبا انها مبارزه کند نمیتواند من وحتی زندگی راببیند اوباید بتوانداما چگونه مگر میشود مگر میشود فردی که بیمار است را درمان کرد مگر میشود به انها عشق ومحبت را اموخت من هم باورم نمیشد که بشود اما میشود با کنگره 60 با جهان بینی بااموزش ها میشود من به نوبه خودم تلاش کردم ومسافرم را به ان مکان بردم نمیگویم یک ماهه درست میشود چون سخت است وزمان بر اما شدنی است من به این باور رسیدم که میشود دلم میخواهد که تمام بیماران شهرم با کنگره 60 اشنا بشوند وبه درمان برسند وطعم عشق وعاشقی را باز بچشند ودرک کنند زندگی زیباست واز زندگیشان لذت ببرن وببیندهمراهانشان را وزندگی کنن برای خودشان بار خدایا سپاس وازتومیخواهم تمام بیماران را با این مکان مقدس اشنا گردانی تا به فرمان حق ازاد ورها شوند.همسفر فتانه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام الله....                                          اگر بنائی اباد باشد، اما ساکنین ان خراب باشند بنا هم کم کم روبه ویرانی ونابودی میرود ،اما ساکنان اباد در برابر بناهای خراب یا ویرانه انجا را میتوانند احیا نمایند مهم برای ما اینکه اگر بنایی که در نظر میگیریم میتواند وجود انسان باشد بنا هم میتواند یک لژیون باشد ،بنا میتواند یک خانواده باشد ،بنا میتواند یک کشور باشد ،میتواند یک روستا باشد ،یک دانشگاه باشد،یک متن پزشکی باشد ،با این تفاسیر شما در نظر بگیرید ؛اگر بنائی اباد باشد اما ساکنین ان خراب باشند بنا هم کم کم رو به نابودی میرود ،حتی بنا (کنگره 60) باشد .اگر بسیار مستحکم وقوی باشد ،ولی به نرور زمان ساکنین بد در ان قرار بگیرند کنگره را روبه ویرانی خواهند برد اگر یک کشور بسیار اباد وخوب باشد وساکنین بد باشند ،ان کشور را روبه نابودی میکشند ؛حتی یک اپارتمان اگر ساکنین بد باشند انجا را به فساد وتباهی میکشند ،ولی اگر بناها خراب باشند وساکنین خوب در انجا ساکن شوند انرا اباد وخوب میکنند .در شهر وجودی هم همینطور یعنی : جسم انسان ، روان انسان اگر دچار نابودی شده باشد ولی اگر فرمانرواش ادم خوبی باشد میتواند ان را درست کند.بنابراین ما تصور نکنیم اگر چیزی را ساختیم ورهایش بکنیم اون به ارامی همین جور میماند نه ،باید هر روز ما روی ان کار بکنیم ، تا اگر ما کنگره را ساختیم باسد مرتبا ما روس ان کار بکنیم که ساکنین بد نداشته باشد اگر ساکنین بد باشند کنگره را ویران خواهند کرد . گروه خانم های مسافر اگر ساکنین بد داشته باشند گروه را ویران خواهند کرد ،گروه همسفران اقا وخانم هم اگر همسفر بد داشته باشند گروه را ویران خواهند کرد؛ پس  اینطور نیست که اگر ما یه چیز ی را ساختیم تا ابد درست باشد در لژیون کافی است، یکی دوتا ساکنین بد در انجا باشند ،لژیون را نابود میکنند وبه تباهی میکشند یا خودشما تا حالا خوب بودید اگر غفلت بکنید یا کوتاهی بکنید لژیون نابود خواهد شد .خانه وخانواده باید دائما مراقبش باشید باید مرتب چک بکنید که تبدیل به ویرانه نشود ،شما یک مرتبه در لژیون میبینید زمام اختیار از دست شما رفته ومتوجه نبودید ،خیلی خیلی ارام ممکن است بهترین لژیون را داشته باشید اگر مراقب نباشید ان خانه منهدم میشود ،.کشورهم همینطور کشور اباد با افراد بد ویران میشود وکشور خراب با ساکنین خوب اباد میشود . در جنگ جهانی دوم کشور المان با خاک یکسان شد ،کشور روسیه باخاک یکسان شد ،فرانسه با خاک یکسان شد،چون ساکنین خوبی داشت (توانستند کشور را بسازند )ماهمون کشورهای وجودیمون منهدم واز بین رفته بود ،ولی تصمیم گرفتم وان بنا را ساختیم ولی دیده ایم که پدران زندگی انها را از  نظر ثروت درست کرده اند گذاشتند دراختیار فرزندان ،فرزندان ساکنین بی لیاقتی بوده اند وهمه را نابود کرده اند.پس این نکته بسیار مهم است که اگر بنایی اباد باشد وساکنین بد ان بنا را از بین میبرند .
ما یک یاد گیری داریم ویک معرکه گیری داریم ،معرکه را که میدانید چیست؟در زمان قدیم این درویش ها ومارگیرها جمع میشدند .  یکجا میگفتیم معرکه گیری کردند ،ولی معرکه گیری چه جوری به وجود می اید. در اثر کمبود دانش یا حسادت،خودخواهی،منیت ،یا اینکه انسان در کار واهداف شکست میخورد برسر دوراهی قرار میگیرد، معرکه گیری از کجا شروع میشود ؟ از انجا که انسان شکست میخورد ناکام می ماند واز دیگران عقب می افتد ،حالا ممکن است در لژیون است چهار ده ماه سفر میکند در سفر ناموفق است ،به نتیچه نمیرسد دیگران از ان جلو میروند و به رهایی میرسند واون به نتیجه نمیرسه شروغ میکند به معرکه گیری می اید .یوتی کنگره  همه وضعیت  مناسب شده به یک جایگاهی رسیده اند ، مورد احترام دیگران قرار میگیرند ولی این قرار نگرفته اینجا در اثر کمبود دانش،حسادت شخص،منیت ،کار خودش شکست میخورد .،وقتی شکست خود براثر شکست بر سر دوراهی قرار میگیرد یکی از شکست وناکامی اش درس میگیرد . میگه من در گذشه این اشتباهات را داشته ام ، قوانین وحرمتها  را در نظر نگرفته ام با فلانی که عملش این بوده رفت وامد کرده ام ،اینجوری وانجوری  کردم شکست خوردم ،از حالا به بعد سعی میکنم این مشکلات را برطرف بکنم تا به پیروزی برسم .اصولابا رهاوبا رها گفته ایم .

انسان تاریکی ها راتجربه میکند برای رسیدن به روشنایی، وقتی که اینجا شکست میخورد ومعرکه گیری شروع میشود این از عمل سالم خارج میشود ،ما گفته ایم اگر ما هزاران قدم برداریم وفکر کنیم قدم ما سالم است ولی زمان که گذشت میبینیم قدما سالم نیست ،این نیست که از همان اول ما بدانیم کدام عمل سالم است وکدام عمل سالم نیست ،خیلی عمل های سالم در لباس ناسالم خودشان را نشان می دهد وخیلی عمل های ناسالم در لباس سالم خودشان را نشان میدهند .،هردو انجام میشوند ،بنابراین انسان تاریکی را تجربه میکند تا روشنایی را بفهمد .همه در جهنم قرار میگیرند ولی باید از ان خارج شوند بنابراین شکست وناکامی برای همه امری طبیعی است، چیز عجیب وغریبی نیست یا انسان از شکست خود درس میگیرد ،اصلاح مسیر میکند یا در جهل خودش فرو میرود وپافشاری میکند وایستادگی میکند ،پس معرکه گیری از زمانی شروع میشود که طرف شکست میخورد ودر جهل خود فرو می رود که باید نتواند با جمع خودش را هماهنگ بکند یا یک مکتبی بر مکتب ان اکفیلا پیدا کند انجا معرکه گیری شروع میشود ،معرکه گیری دلیل میخواهد همین جوری شروع نمیشود ،برای شوخی وخنده نیست اگر بطن معرکه گیری را نگاه کنی میبینی دلایل بسیار قویرمنفی دارد ،شاید لژیون را به خنده وتمسخر بیندازد یا دیگران را مسخره کند یا به صورت دیگری خودش را نشان دهد واین یک مرحله دارد ،انسان ها همه شبیه هم هستند .،شما ظاهرا یک عمل معرکه گیری را بدون مقدمه بدونید ولی اگر دقت کنید  میبینید قشنگ پله پله ،مرحله مرحله دارد وجالب اینکه همه این را اجرا میکنند ما خیال میکنیم که معرکه گیری هرکسی یک جور است همه از یک قانون تبعیت میکنند ، از انسان ها یا به طرف صراط مستقیم حرکت میکنند یا در جا میزنند وبه طرف عقب حرکت میکنند .،وقتی به طرف جلو میخواهند حرکت کنند الگو دارند انسان هایی که از دیگران سبقت میگیرند ومدیر مدبر میشوند یک مراحی را طی میکنند ،اولین کاری که میکنند یک مرتبه از جا میکنند یعنی در اون  لولی  که هستند جدا میشوند یعنی در جایی هست که تمام دوستاش مصرف کننده هستند اون یک مرتبه جدا میشه همه ی دوستانش فقیرند این از اینها جدا میشه همه دوستاش ورزشکارمعمولی اند این از انها جدا میشه همه در سیاست خوب نیستند این یک مرتبه سیاستمدار خوبی میشه همه پزشک معمولی اند این یک مرتبه از جا میکنه حضرت موسی در قدم خودش بود ،یک مرتبه از جا کند ،رسول خدا در قدم خودش بود یک مرتبه ازجا کند وقتی از جاکنند بعد ارتباط برقرار میکنند ،رابطه برقرار میکنند بادیگران وقتی روابط عمومی برقرار کردند بعد شروع میکنند به حرکت ،وقتی حرکت کردند از دیگران سبقت میگیرند وقتی از جا کنند ،روابط عمومی برقرار کردند ،سبقت گرفتند

ارتباط بر قرار کردند بعد میشوند مدیر ومدبر ،این در جهت مثبت، در جهت منفی ومعرکه گیری هم ما همین فرایند رادداریم .عین همین قضیه که اول از جا میکنند ،یواش یواش پچ پچ کردنشون شروع میشه ،این به گونه ای دیگر میشود بعد یکی یکی با افراد صحبت میکنند .مرحله ی بعدی تلفن ها شروع میشود و یارگیری میکنند بعد در تمام مسائل صورت حق به جانب به خود میگیرد که همیشه حق با من است ودیگران حق ندارند بعد خودش را قربانی ومظلوم قلمداد میکند که من قربانی شدم به من ظلم کردند ودیگران را متجاوزگر میداند وتوطئه گر میداند در نهایت کسی که معرکه گیری میکند دیگران را به مسلخ می برد وشاهکار خلقت اینجاست که وقتی دیگران را به مسلخ میبرد خودش ذبح میشود ،میخواهد دیگران را ببرد به کشتارگاه وذبح کند ولی وقتی طرف را برد به کشتارگاه انجا خودش را ذبح میکنند ،یعنی خودش قربانی میشود دیگران قربانی نمیشوند معرکه گیر قربانی میشود .این معرکه گیری در تمام سیستم ها هست ،اصلا کاری به کنگره نداریم معرکه گیری ممکن است در مجلس باشد ،ممکن است در دانشگاه باشد،استاد دانشگاه این کاررا انجام دهد  ،دانشجو ها انجام دهند ،ممکن است یکی از اعضا خانواده این کار را انجام دهند یا زن یا دختر یا مرد یا پسر خانواده ،ممکنه در اداره باشد ،ممکنه در کاخ ریاست جمهوری باشد ،در همه جا امکان پذیر است.این صحبت کلی است وقتی که سیستم معرکه گیری شروع شود اگر بقیه افراد یا ساکنین که همان بناهای اباد را گفتم اگر بقیه ساکنین افراد ابادی باشند جلوی ان خرابی را میگیرند نمیگذارند اون خرابی پیش برود اگر ساکنین هوشیار نباشند همراه اون کسی که معرکه گیری کرده در انجایی که ذبح میشوند احتمال اینکه ساکنین هم ذبح شوند هست یک موقع قربانی را سر میبرند ولی یک زمانی هست که نارنجک گذاشته اند همه منفجر میشوند بنابراین این مساله خیلی مهم است ماباید این قضیه را بدانیم در تمام زندگی باید مراقب باشیم وهوشیار باشیم ،بنابراین وقتی با انسان ها صحبت میکنید ،به حرفهای انها گوش بکنید ولی نگاه شما به درون انسان ها باشد که بدانید درون انها کجاست ،این دارد کجا را میزند وقتی دارد رابطه برقرار میکند داره کجا را میزنه وهمیشه گفتیم شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکار واندیشه انسان شود ،ممکنه به ظاهر یک یار خوبی باشد برای شما خبر واطلاعات می اورد شما را درجریان همه کار قرار میدهد ولی همه چیز وارونه است ،دوتا اطلاعات درست به شما میدهد 10 تا اطلاعات غلط به شما میدهد ،بعد در معرکه گیری شما میشوید مجری .معرکه گیر،ذهن شما را ذره ذره الوده میکند شما را به عنوان یار می برد در سیتم خودش واونجا دیگر یادگیری از بین میرود یا باید در یک سیستم فرد یادگیری را پیشه کند یا معرکه گیری را.یکی از موارد مهم که ما در کنگره داریم واین با سیاست اجرا میشود معرکه گیری را جلوگیری میکنیم با نقشه وطرح لژیون ها هست ،اگر لژیون نبود خدا میدانست چه اتفاقی برای کنگره می افتاد ،جدا از روش   dst، لژیون ها هست که از معرکه گیری جلوگیری میکند ،چون رهجو می اید توی کنگره اموزش میگیرد وارد گروه میشود وگروه درمانی میشود کسی حق ندارد دوبه دو حرف بزند استاد حرف میزند بقیه مشارکت میکنند واطلاعات را باهم رد وبدل میکنند ،درتمام گروه ها جلسه بعد تمام میشود وهمه ول هستند عذر میخواهم مثل یک گله گوسفند یا اسب همه ول میشوند در خیابان ،این با اون ،اون بایکی دیگه ،این نقد میکند ،حرف هم که ندارند بزننددائما دنبال معرکه گیری هستند ولی کنگره معرکه گیری را ندارد چون بعد از کلاس گروهی همه میروند لژیون ما این مشکل را داشتیم که لژیون تشکیل شد هر شش تا ،ده تا،پانزده تا،باهم لژیون تشکیل می دادند در حالی وقتی ما لژیون ها را تشکیل دادیم همین گروه ها با یک استاد دور هم جمع شدند واموزش گرفتند وبعد ازتمام شدن لژیون ها همه می رفتند خانه هایشان پس فرصت معرکه گیری در افراد نبود ولی در همین حالت هم یکسری ویروس هایی وجود دارند که انها هم سعی میکنند در این وسط کار خود را انجام بدهند ،حالا اگر من در تمام سیستم ها تاکید می کنم که گفتم اگر شبعه ای cd استفاده نکند چه میشود cdذره ذره محکوم به نابودی میشود اگر لژیونیcdاستفاده نکند ان لژیون ذره ذره نابود خواهد شد یک فرد مصرف کننده را یک خانواده یا یک طایفه حریفش نیست ما در خانه هامان مصرف کننده داریم بیچاره میکند مارا انوقت در کنگره 500یا بیشتر مصرف کننده را کنار هم میگذاریم چطوری خواهیم اینها را کنترل بکنیم ،اگر اموزش نبود نمیشد ، cdکه از کنگره تهیه میکنید در ماه میشود شش هزار تومان یعنی ازیک بسته سیگار کمتر میشود در ماه حدالقل چهار سی دی گوش دهید وهدف ما از سی دی اینکه فقط اموزش ها را مابه شما منتقل بکنیم الان همین معرکه گیری که چه جوری هست ،مکانیزم ان چه جوری را با سی دی به تمام افراد کنگره 60منتقل میکنیم ،اگر در لژیون شما اطلاعات واگاهی واموزش نبود شما نمیتوانستید

لژیون را کنترل کنید ،ده تا ازشما را اگر یکساعت دست یک نفر بدهند که بخواهد شما را جمع وجور کند ،دیوانه میشود از بسگه ادا واصول از خودشان در می اورند یکی حالش خرابه ،خیلی هزیون میگه ،یکی خماره و ........اینها رو ما باچی مهار کردیم ،معذرت میخواهم این اسب های وحشی ،اینها رو ما چه جوری مهارشان کردیم ،با همین جهان بینی توانستیم اینها را مهار کنیم ،پس در لژیون لازم است که مادانشمان را ببریم بالا بدانیم مکانیزم معرکه گیری چیه ؟عملا بدانیم ما که نمیخواهیم الکی حفظ کنید ،کاربردی میخواهیم یاد بگیرید ،وقتی مکانیزم را بدانید هرگز اسیب نمیبینید .مساله دیگر دور زدن است ،خیلی افراد هستند که خیلی به من نزدیک هستند ولی من به ان ها اوانس ویژه نخواهم داد ،اگر کسی با من سلام احوال داره قرار نیست از قول من حرفی بزند،راهنما باید مشکلاتشان را باید با دیده بان راهنماها حل بکنند ،ما یک راه مستقیم داریم یه کمی هم حاشیه داریم ،راه مستقیم عریض است را مستقیم گشاد ترین راه است برای چی عریض است برای اینکه افریدگار باتمام بندگانش بخواهند در این راه بروند راه باشد این نیست که باریک باشد همه ی افراد جا میشوند .همینکه هم مستقیم است هم طویل است خط مستقیم کوتاهترین فاصله بین دونقطه است یعنی بهترین راه است .صراط مستقیم کوتاهترین راه است ،میان بر وجود ندارد ،کوتاهترین راه برای درمان اعتیاد 10 ماه است از این کوتاهتر نداریم ،میگویند عرفان راه میان بر شریعییت است ولی غلط است ،عرفان راه  میان بر شریعییت است ولی غلط است ،عرفان میان بر ندارد ،هم مستقیم است هم طویل مبداش کجاست ،روز الس ،مقصد کجاست ؟ خداوند میداند راه کوچک وکوتاه نیست ،صداقت ،راستی ودرستی راه7 مستقیم است ،شما انچه حیله گر باشید هیچ وقت به صداقت ،نمیرسید چون با حیله نمیتوان راه را کوتاه کرد وقتی کسی در صراط مستقیم قرار میگیرد به مقصد میرسد امکان ندارد نرسد ،قطعا خواهد رسید .در سفر کنگره هم سفر اول یک راه مستقیم است حتما به نتیجه میرسند چون وعده خداوند دروغ نیست .محبت آغازی است که پایانی ندارد یعنی در زندگی ما اگر محبت چاشنی زندگی نباشد مفهمومی ندارد ،وقتی میگوید سر لوحه همه ی اوراق است ما 114 سوره داریم ،سرلوحه همه انها بسم الله الرحمن الرحیم است که همه اش محبت است ،راستی راستی اگر محبت وعشق ودوست داشتن نباشه در زندگی چی می ماند ،هیچی نمی ماند . هنر انسان ها اینکه دشمنان را هم دوست بدارند ،من روزی که کار را شروع کردم همه بامن مخالف بودند ولی درعرض این چندین سال همه تبدیل به دوست شدند ومخالف من دیگر کسی نیست ،که سر لوحه اش محبت بود اگر رحمن و الرحیم بودن خداوند برداشته بشه  خداوند میشود ازرائیل دیگر ،ولی اینطور نیست .انسانی که بی تفکر باشد جزء چهار پایان است ، پس انسان بی تفکر مثل حیوان است پس نیاز به تفکر داریم وحسادت وکینه وتنفر و.......اجازه بدهند ماتفکر بکنیم سرلوحه  همه چیز محبت میشود .بعضی ها به من میگویند مهندس اخرت وبهشت را برای خودت خریدی میگویم بابا من نخریدم من همین الان در بهشت هستم ،وقتی من در اسایش وارامش باشم بهشت یعنی چه ؟ اگر سرلوحه کار دشمنی ونفرت وکینه شه در جهنم هستی دیگر ،انسانی که تفکر مثبت بکند میتواند در بهشت قرار بگیرد وبه نتیجه هم میرسد .یک نکته مهم اینکه بعضی ها میخواهند به زور کسی را ادم بکنند اگر کسی دست به سوی شما دراز ننمود شما نمیتوانید با اختیار خود به یاری او بروید اگر کسی از شما کمک نخواست شما به زور نمیتوانید شما به کسی میتوانیدکمو کنید که خودش بخواهد .ترس از اینده تمام شما را میگیرد ویران میکند شما به هیچ عنوان ترس از اینده نداشته باش وکسی که ازشما کمک نمیخواهد کمک نکنید ،این شما که می گوید اگر کسی دست به سوی شما دراز ننمود منظور ازشما هم جن است وهم شیطان است هم فرشته است ،هم انسان است هم نیروهای الهی وهم نیروهای اهریمنی ،این درتمام کائنات است، یعنی هیچ شیطانی نمیتواند باشما یاری برساند مگر اینکه شما بخواهید ،هیچ شیطانی نمیتواند بدون اجازه شما وارد حریم شما بشود اگر معتقد هستید نمی تواند در صور پنهان وارد خانه شما نمیتواند بشود وهیچ فرشته ای هم همین طور این حریم انسان بسیار محترم شمرده شده است .یعنی خداوند دارد به تمام کل هستی چه صور پنهان وچه صور اشکار ،چه نیروهای الهی وچه اهریمنی باهمه هست تا نخواست شما نمیتوانید کمک کنید .پس این یک قانون بسیار مهم است .پس سوال پیش می اید که طرف ما نخواهد برود کمپ پس چرا با زور اورا ببریم کمپ ،این شرایط فرق میکند این فرد دیگه داره اسیب میرساند به دیگران ،اگر کاری به کسی نداشته باشد طوری نیست ولی وقتی وارد حریم دیگران میشود قضییه فرق میکند باید اینجا این کار را انجام دهیم ان قضییه فرق میکند .اگر باعث اسیب دیگران شد باید جلوگیری کرد ولی اگر مصرف را انجام میدهد وازاری به کسی نمی رساند کاری به انها نداشته باشید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام الله.... اگر بنائی اباد باشد، اما ساکنین ان خراب باشند بنا هم کم کم روبه ویرانی ونابودی میرود ،اما ساکنان اباد در برابر بناهای خراب یا ویرانه انجا را میتوانند احیا نمایند مهم برای ما اینکه اگر بنایی که در نظر میگیریم میتواند وجود انسان باشد بنا هم میتواند یک لژیون باشد ،بنا میتواند یک خانواده باشد ،بنا میتواند یک کشور باشد ،میتواند یک روستا باشد ،یک دانشگاه باشد،یک متن پزشکی باشد ،با این تفاسیر شما در نظر بگیرید ؛اگر بنائی اباد باشد اما ساکنین ان خراب باشند بنا هم کم کم رو به نابودی میرود ،حتی بنا (کنگره 60) باشد .اگر بسیار مستحکم وقوی باشد ،ولی به نرور زمان ساکنین بد در ان قرار بگیرند کنگره را روبه ویرانی خواهند برد اگر یک کشور بسیار اباد وخوب باشد وساکنین بد باشند ،ان کشور را روبه نابودی میکشند ؛حتی یک اپارتمان اگر ساکنین بد باشند انجا را به فساد وتباهی میکشند ،ولی اگر بناها خراب باشند وساکنین خوب در انجا ساکن شوند انرا اباد وخوب میکنند .در شهر وجودی هم همینطور یعنی : جسم انسان ، روان انسان اگر دچار نابودی شده باشد ولی اگر فرمانرواش ادم خوبی باشد میتواند ان را درست کند.بنابراین ما تصور نکنیم اگر چیزی را ساختیم ورهایش بکنیم اون به ارامی همین جور میماند نه ،باید هر روز ما روی ان کار بکنیم ، تا اگر ما کنگره را ساختیم باسد مرتبا ما روس ان کار بکنیم که ساکنین بد نداشته باشد اگر ساکنین بد باشند کنگره را ویران خواهند کرد . گروه خانم های مسافر اگر ساکنین بد داشته باشند گروه را ویران خواهند کرد ،گروه همسفران اقا وخانم هم اگر همسفر بد داشته باشند گروه را ویران خواهند کرد؛ پس اینطور نیست که اگر ما یه چیز ی را ساختیم تا ابد درست باشد در لژیون کافی است، یکی دوتا ساکنین بد در انجا باشند ،لژیون را نابود میکنند وبه تباهی میکشند یا خودشما تا حالا خوب بودید اگر غفلت بکنید یا کوتاهی بکنید لژیون نابود خواهد شد .خانه وخانواده باید دائما مراقبش باشید باید مرتب چک بکنید که تبدیل به ویرانه نشود ،شما یک مرتبه در لژیون میبینید زمام اختیار از دست شما رفته ومتوجه نبودید ،خیلی خیلی ارام ممکن است بهترین لژیون را داشته باشید اگر مراقب نباشید ان خانه منهدم میشود ،.کشورهم همینطور کشور اباد با افراد بد ویران میشود وکشور خراب با ساکنین خوب اباد میشود . در جنگ جهانی دوم کشور المان با خاک یکسان شد ،کشور روسیه باخاک یکسان شد ،فرانسه با خاک یکسان شد،چون ساکنین خوبی داشت (توانستند کشور را بسازند )ماهمون کشورهای وجودیمون منهدم واز بین رفته بود ،ولی تصمیم گرفتم وان بنا را ساختیم ولی دیده ایم که پدران زندگی انها را از نظر ثروت درست کرده اند گذاشتند دراختیار فرزندان ،فرزندان ساکنین بی لیاقتی بوده اند وهمه را نابود کرده اند.پس این نکته بسیار مهم است که اگر بنایی اباد باشد وساکنین بد ان بنا را از بین میبرند .
ما یک یاد گیری داریم ویک معرکه گیری داریم ،معرکه را که میدانید چیست؟در زمان قدیم این درویش ها ومارگیرها جمع میشدند . یکجا میگفتیم معرکه گیری کردند ،ولی معرکه گیری چه جوری به وجود می اید. در اثر کمبود دانش یا حسادت،خودخواهی،منیت ،یا اینکه انسان در کار واهداف شکست میخورد برسر دوراهی قرار میگیرد، معرکه گیری از کجا شروع میشود ؟ از انجا که انسان شکست میخورد ناکام می ماند واز دیگران عقب می افتد ،حالا ممکن است در لژیون است چهار ده ماه سفر میکند در سفر ناموفق است ،به نتیچه نمیرسد دیگران از ان جلو میروند و به رهایی میرسند واون به نتیجه نمیرسه شروغ میکند به معرکه گیری می اید .یوتی کنگره همه وضعیت مناسب شده به یک جایگاهی رسیده اند ، مورد احترام دیگران قرار میگیرند ولی این قرار نگرفته اینجا در اثر کمبود دانش،حسادت شخص،منیت ،کار خودش شکست میخورد .،وقتی شکست خود براثر شکست بر سر دوراهی قرار میگیرد یکی از شکست وناکامی اش درس میگیرد . میگه من در گذشه این اشتباهات را داشته ام ، قوانین وحرمتها را در نظر نگرفته ام با فلانی که عملش این بوده رفت وامد کرده ام ،اینجوری وانجوری کردم شکست خوردم ،از حالا به بعد سعی میکنم این مشکلات را برطرف بکنم تا به پیروزی برسم .اصولابا رهاوبا رها گفته ایم .

انسان تاریکی ها راتجربه میکند برای رسیدن به روشنایی، وقتی که اینجا شکست میخورد ومعرکه گیری شروع میشود این از عمل سالم خارج میشود ،ما گفته ایم اگر ما هزاران قدم برداریم وفکر کنیم قدم ما سالم است ولی زمان که گذشت میبینیم قدما سالم نیست ،این نیست که از همان اول ما بدانیم کدام عمل سالم است وکدام عمل سالم نیست ،خیلی عمل های سالم در لباس ناسالم خودشان را نشان می دهد وخیلی عمل های ناسالم در لباس سالم خودشان را نشان میدهند .،هردو انجام میشوند ،بنابراین انسان تاریکی را تجربه میکند تا روشنایی را بفهمد .همه در جهنم قرار میگیرند ولی باید از ان خارج شوند بنابراین شکست وناکامی برای همه امری طبیعی است، چیز عجیب وغریبی نیست یا انسان از شکست خود درس میگیرد ،اصلاح مسیر میکند یا در جهل خودش فرو میرود وپافشاری میکند وایستادگی میکند ،پس معرکه گیری از زمانی شروع میشود که طرف شکست میخورد ودر جهل خود فرو می رود که باید نتواند با جمع خودش را هماهنگ بکند یا یک مکتبی بر مکتب ان اکفیلا پیدا کند انجا معرکه گیری شروع میشود ،معرکه گیری دلیل میخواهد همین جوری شروع نمیشود ،برای شوخی وخنده نیست اگر بطن معرکه گیری را نگاه کنی میبینی دلایل بسیار قویرمنفی دارد ،شاید لژیون را به خنده وتمسخر بیندازد یا دیگران را مسخره کند یا به صورت دیگری خودش را نشان دهد واین یک مرحله دارد ،انسان ها همه شبیه هم هستند .،شما ظاهرا یک عمل معرکه گیری را بدون مقدمه بدونید ولی اگر دقت کنید میبینید قشنگ پله پله ،مرحله مرحله دارد وجالب اینکه همه این را اجرا میکنند ما خیال میکنیم که معرکه گیری هرکسی یک جور است همه از یک قانون تبعیت میکنند ، از انسان ها یا به طرف صراط مستقیم حرکت میکنند یا در جا میزنند وبه طرف عقب حرکت میکنند .،وقتی به طرف جلو میخواهند حرکت کنند الگو دارند انسان هایی که از دیگران سبقت میگیرند ومدیر مدبر میشوند یک مراحی را طی میکنند ،اولین کاری که میکنند یک مرتبه از جا میکنند یعنی در اون لولی که هستند جدا میشوند یعنی در جایی هست که تمام دوستاش مصرف کننده هستند اون یک مرتبه جدا میشه همه ی دوستانش فقیرند این از اینها جدا میشه همه دوستاش ورزشکارمعمولی اند این از انها جدا میشه همه در سیاست خوب نیستند این یک مرتبه سیاستمدار خوبی میشه همه پزشک معمولی اند این یک مرتبه از جا میکنه حضرت موسی در قدم خودش بود ،یک مرتبه از جا کند ،رسول خدا در قدم خودش بود یک مرتبه ازجا کند وقتی از جاکنند بعد ارتباط برقرار میکنند ،رابطه برقرار میکنند بادیگران وقتی روابط عمومی برقرار کردند بعد شروع میکنند به حرکت ،وقتی حرکت کردند از دیگران سبقت میگیرند وقتی از جا کنند ،روابط عمومی برقرار کردند ،سبقت گرفتند

ارتباط بر قرار کردند بعد میشوند مدیر ومدبر ،این در جهت مثبت، در جهت منفی ومعرکه گیری هم ما همین فرایند رادداریم .عین همین قضیه که اول از جا میکنند ،یواش یواش پچ پچ کردنشون شروع میشه ،این به گونه ای دیگر میشود بعد یکی یکی با افراد صحبت میکنند .مرحله ی بعدی تلفن ها شروع میشود و یارگیری میکنند بعد در تمام مسائل صورت حق به جانب به خود میگیرد که همیشه حق با من است ودیگران حق ندارند بعد خودش را قربانی ومظلوم قلمداد میکند که من قربانی شدم به من ظلم کردند ودیگران را متجاوزگر میداند وتوطئه گر میداند در نهایت کسی که معرکه گیری میکند دیگران را به مسلخ می برد وشاهکار خلقت اینجاست که وقتی دیگران را به مسلخ میبرد خودش ذبح میشود ،میخواهد دیگران را ببرد به کشتارگاه وذبح کند ولی وقتی طرف را برد به کشتارگاه انجا خودش را ذبح میکنند ،یعنی خودش قربانی میشود دیگران قربانی نمیشوند معرکه گیر قربانی میشود .این معرکه گیری در تمام سیستم ها هست ،اصلا کاری به کنگره نداریم معرکه گیری ممکن است در مجلس باشد ،ممکن است در دانشگاه باشد،استاد دانشگاه این کاررا انجام دهد ،دانشجو ها انجام دهند ،ممکن است یکی از اعضا خانواده این کار را انجام دهند یا زن یا دختر یا مرد یا پسر خانواده ،ممکنه در اداره باشد ،ممکنه در کاخ ریاست جمهوری باشد ،در همه جا امکان پذیر است.این صحبت کلی است وقتی که سیستم معرکه گیری شروع شود اگر بقیه افراد یا ساکنین که همان بناهای اباد را گفتم اگر بقیه ساکنین افراد ابادی باشند جلوی ان خرابی را میگیرند نمیگذارند اون خرابی پیش برود اگر ساکنین هوشیار نباشند همراه اون کسی که معرکه گیری کرده در انجایی که ذبح میشوند احتمال اینکه ساکنین هم ذبح شوند هست یک موقع قربانی را سر میبرند ولی یک زمانی هست که نارنجک گذاشته اند همه منفجر میشوند بنابراین این مساله خیلی مهم است ماباید این قضیه را بدانیم در تمام زندگی باید مراقب باشیم وهوشیار باشیم ،بنابراین وقتی با انسان ها صحبت میکنید ،به حرفهای انها گوش بکنید ولی نگاه شما به درون انسان ها باشد که بدانید درون انها کجاست ،این دارد کجا را میزند وقتی دارد رابطه برقرار میکند داره کجا را میزنه وهمیشه گفتیم شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکار واندیشه انسان شود ،ممکنه به ظاهر یک یار خوبی باشد برای شما خبر واطلاعات می اورد شما را درجریان همه کار قرار میدهد ولی همه چیز وارونه است ،دوتا اطلاعات درست به شما میدهد 10 تا اطلاعات غلط به شما میدهد ،بعد در معرکه گیری شما میشوید مجری .معرکه گیر،ذهن شما را ذره ذره الوده میکند شما را به عنوان یار می برد در سیتم خودش واونجا دیگر یادگیری از بین میرود یا باید در یک سیستم فرد یادگیری را پیشه کند یا معرکه گیری را.یکی از موارد مهم که ما در کنگره داریم واین با سیاست اجرا میشود معرکه گیری را جلوگیری میکنیم با نقشه وطرح لژیون ها هست ،اگر لژیون نبود خدا میدانست چه اتفاقی برای کنگره می افتاد ،جدا از روش dst، لژیون ها هست که از معرکه گیری جلوگیری میکند ،چون رهجو می اید توی کنگره اموزش میگیرد وارد گروه میشود وگروه درمانی میشود کسی حق ندارد دوبه دو حرف بزند استاد حرف میزند بقیه مشارکت میکنند واطلاعات را باهم رد وبدل میکنند ،درتمام گروه ها جلسه بعد تمام میشود وهمه ول هستند عذر میخواهم مثل یک گله گوسفند یا اسب همه ول میشوند در خیابان ،این با اون ،اون بایکی دیگه ،این نقد میکند ،حرف هم که ندارند بزننددائما دنبال معرکه گیری هستند ولی کنگره معرکه گیری را ندارد چون بعد از کلاس گروهی همه میروند لژیون ما این مشکل را داشتیم که لژیون تشکیل شد هر شش تا ،ده تا،پانزده تا،باهم لژیون تشکیل می دادند در حالی وقتی ما لژیون ها را تشکیل دادیم همین گروه ها با یک استاد دور هم جمع شدند واموزش گرفتند وبعد ازتمام شدن لژیون ها همه می رفتند خانه هایشان پس فرصت معرکه گیری در افراد نبود ولی در همین حالت هم یکسری ویروس هایی وجود دارند که انها هم سعی میکنند در این وسط کار خود را انجام بدهند ،حالا اگر من در تمام سیستم ها تاکید می کنم که گفتم اگر شبعه ای cd استفاده نکند چه میشود cdذره ذره محکوم به نابودی میشود اگر لژیونیcdاستفاده نکند ان لژیون ذره ذره نابود خواهد شد یک فرد مصرف کننده را یک خانواده یا یک طایفه حریفش نیست ما در خانه هامان مصرف کننده داریم بیچاره میکند مارا انوقت در کنگره 500یا بیشتر مصرف کننده را کنار هم میگذاریم چطوری خواهیم اینها را کنترل بکنیم ،اگر اموزش نبود نمیشد ، cdکه از کنگره تهیه میکنید در ماه میشود شش هزار تومان یعنی ازیک بسته سیگار کمتر میشود در ماه حدالقل چهار سی دی گوش دهید وهدف ما از سی دی اینکه فقط اموزش ها را مابه شما منتقل بکنیم الان همین معرکه گیری که چه جوری هست ،مکانیزم ان چه جوری را با سی دی به تمام افراد کنگره 60منتقل میکنیم ،اگر در لژیون شما اطلاعات واگاهی واموزش نبود شما نمیتوانستید

لژیون را کنترل کنید ،ده تا ازشما را اگر یکساعت دست یک نفر بدهند که بخواهد شما را جمع وجور کند ،دیوانه میشود از بسگه ادا واصول از خودشان در می اورند یکی حالش خرابه ،خیلی هزیون میگه ،یکی خماره و ........اینها رو ما باچی مهار کردیم ،معذرت میخواهم این اسب های وحشی ،اینها رو ما چه جوری مهارشان کردیم ،با همین جهان بینی توانستیم اینها را مهار کنیم ،پس در لژیون لازم است که مادانشمان را ببریم بالا بدانیم مکانیزم معرکه گیری چیه ؟عملا بدانیم ما که نمیخواهیم الکی حفظ کنید ،کاربردی میخواهیم یاد بگیرید ،وقتی مکانیزم را بدانید هرگز اسیب نمیبینید .مساله دیگر دور زدن است ،خیلی افراد هستند که خیلی به من نزدیک هستند ولی من به ان ها اوانس ویژه نخواهم داد ،اگر کسی با من سلام احوال داره قرار نیست از قول من حرفی بزند،راهنما باید مشکلاتشان را باید با دیده بان راهنماها حل بکنند ،ما یک راه مستقیم داریم یه کمی هم حاشیه داریم ،راه مستقیم عریض است را مستقیم گشاد ترین راه است برای چی عریض است برای اینکه افریدگار باتمام بندگانش بخواهند در این راه بروند راه باشد این نیست که باریک باشد همه ی افراد جا میشوند .همینکه هم مستقیم است هم طویل است خط مستقیم کوتاهترین فاصله بین دونقطه است یعنی بهترین راه است .صراط مستقیم کوتاهترین راه است ،میان بر وجود ندارد ،کوتاهترین راه برای درمان اعتیاد 10 ماه است از این کوتاهتر نداریم ،میگویند عرفان راه میان بر شریعییت است ولی غلط است ،عرفان راه میان بر شریعییت است ولی غلط است ،عرفان میان بر ندارد ،هم مستقیم است هم طویل مبداش کجاست ،روز الس ،مقصد کجاست ؟ خداوند میداند راه کوچک وکوتاه نیست ،صداقت ،راستی ودرستی راه7 مستقیم است ،شما انچه حیله گر باشید هیچ وقت به صداقت ،نمیرسید چون با حیله نمیتوان راه را کوتاه کرد وقتی کسی در صراط مستقیم قرار میگیرد به مقصد میرسد امکان ندارد نرسد ،قطعا خواهد رسید .در سفر کنگره هم سفر اول یک راه مستقیم است حتما به نتیجه میرسند چون وعده خداوند دروغ نیست .محبت آغازی است که پایانی ندارد یعنی در زندگی ما اگر محبت چاشنی زندگی نباشد مفهمومی ندارد ،وقتی میگوید سر لوحه همه ی اوراق است ما 114 سوره داریم ،سرلوحه همه انها بسم الله الرحمن الرحیم است که همه اش محبت است ،راستی راستی اگر محبت وعشق ودوست داشتن نباشه در زندگی چی می ماند ،هیچی نمی ماند . هنر انسان ها اینکه دشمنان را هم دوست بدارند ،من روزی که کار را شروع کردم همه بامن مخالف بودند ولی درعرض این چندین سال همه تبدیل به دوست شدند ومخالف من دیگر کسی نیست ،که سر لوحه اش محبت بود اگر رحمن و الرحیم بودن خداوند برداشته بشه خداوند میشود ازرائیل دیگر ،ولی اینطور نیست .انسانی که بی تفکر باشد جزء چهار پایان است ، پس انسان بی تفکر مثل حیوان است پس نیاز به تفکر داریم وحسادت وکینه وتنفر و.......اجازه بدهند ماتفکر بکنیم سرلوحه همه چیز محبت میشود .بعضی ها به من میگویند مهندس اخرت وبهشت را برای خودت خریدی میگویم بابا من نخریدم من همین الان در بهشت هستم ،وقتی من در اسایش وارامش باشم بهشت یعنی چه ؟ اگر سرلوحه کار دشمنی ونفرت وکینه شه در جهنم هستی دیگر ،انسانی که تفکر مثبت بکند میتواند در بهشت قرار بگیرد وبه نتیجه هم میرسد .یک نکته مهم اینکه بعضی ها میخواهند به زور کسی را ادم بکنند اگر کسی دست به سوی شما دراز ننمود شما نمیتوانید با اختیار خود به یاری او بروید اگر کسی از شما کمک نخواست شما به زور نمیتوانید شما به کسی میتوانیدکمو کنید که خودش بخواهد .ترس از اینده تمام شما را میگیرد ویران میکند شما به هیچ عنوان ترس از اینده نداشته باش وکسی که ازشما کمک نمیخواهد کمک نکنید ،این شما که می گوید اگر کسی دست به سوی شما دراز ننمود منظور ازشما هم جن است وهم شیطان است هم فرشته است ،هم انسان است هم نیروهای الهی وهم نیروهای اهریمنی ،این درتمام کائنات است، یعنی هیچ شیطانی نمیتواند باشما یاری برساند مگر اینکه شما بخواهید ،هیچ شیطانی نمیتواند بدون اجازه شما وارد حریم شما بشود اگر معتقد هستید نمی تواند در صور پنهان وارد خانه شما نمیتواند بشود وهیچ فرشته ای هم همین طور این حریم انسان بسیار محترم شمرده شده است .یعنی خداوند دارد به تمام کل هستی چه صور پنهان وچه صور اشکار ،چه نیروهای الهی وچه اهریمنی باهمه هست تا نخواست شما نمیتوانید کمک کنید .پس این یک قانون بسیار مهم است .پس سوال پیش می اید که طرف ما نخواهد برود کمپ پس چرا با زور اورا ببریم کمپ ،این شرایط فرق میکند این فرد دیگه داره اسیب میرساند به دیگران ،اگر کاری به کسی نداشته باشد طوری نیست ولی وقتی وارد حریم دیگران میشود قضییه فرق میکند باید اینجا این کار را انجام دهیم ان قضییه فرق میکند .اگر باعث اسیب دیگران شد باید جلوگیری کرد ولی اگر مصرف را انجام میدهد وازاری به کسی نمی رساند کاری به انها نداشته باشید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 بهمن 1395 :: نویسنده : همسفر فتانه
به نام خدایی که مشکل گشای همه مشگلات هست .......امروز ناخوداگاه دست به قلم شدم ونوشتم ،نوشتم از خانه هایی که امید دران ها کشته شده خنده هایی که بیرنگ ومحو شده چشمانی که اشک ان ها خشک شده ودل هایی که هزاران بار شکسته شده از فرزندانی که ارزویشان یک خانه گرم ونرم شده یک ارامش یک خنده دستان مهربان وخلاصه جایی که امنیت باشد اما نیست در دلم غوغایی است امشب که نمیتوانم ابراز کنم امشب بعد از سالیان سختی احساس امید در دلم جرقه ای زد نمیدانم چرا. بعد از سالها تخریب و اوارگی با کنگره 60 اشنا شدم به کمک عزیزانم .به کمک راهنمای عزیزم ودو دوست عزیزم روی خودم کار کردم وبدون انکه ارامش خانه ام را خراب کنم وباز هم امنیت فرزندم را نابود کنم راه همسرم را به کنگره باز کردم همسرم وارد کنگره شد اما حال خرابش واضطراب وترس در چهره اش نمایان شد واخلاقش دگرگون ،خیلی ترسیدم اما فهمیدم بخاطر استرسی که دارد اینگونه شده اما خوشحالم چرا چون امشب همسرم روز اغاز دارویش هست امروز بعد از یک ماه رفت وامد دارو گرفت نمیدانم چرا ولی احساس میکنم تازه از امشب درمانش شروع شد جالب شده رفتارش برایم با ذوق به سیدی ها گوش میدهد ومینویسد اگر رفتار اشتباه کند معذرت میخواهد وقبول دار میشود خدایا چه زود کنگره دارد معجزه میکند همسری که همیشه احساس میکردحتی اشتباهاتش هم درست است الان قبول داراست که اشتباه میکند اما دست خودش نیست وعذر میخواهد خدایا سپاس تو را .نمیدانم اما احساس میکنم از امشب در های رحمت الهی برویم باز میشود وهمه چیز ارام ارام تغییر میکند خداوندا در خانه های دور ونزدیک شهرم وکشورم جرقه های امید بکار که این جرقه ها برق امیدی است برای فردایی روشن خداوندا شکوفه زندگی من تا به امروز ارامش حقیقی را دریافت نکرده ازتو میخواهم ارامش را به خانه ام وبه فرزندم هدیه کن هرچند امیدی که عزیزانم به من داده اند همان بانوان الهی کنگره سرپایم نگه داشته وبا همتی بیشتر مقاوم شده ام چون میدانم اغاز این داستان پایان خوشی دارد اینجا جاداره از همه عزیزانم تشکر کنم اخه برای همه چیزهایی که بدست میاوریم باید سپاس را به جای بیاوریم من ازخدای خودم سپاسگزارم که مرا بادوستان گلم اشنا کرد وبا کنگره 60



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 بهمن 1395 :: نویسنده : همسفر فتانه
به نام خدایی که عشق را خلق کرد ومعشوق را افرید ....ماهمه عاشقیم چون الان در این جایگاه هستیم اگر عاشق نبودیم الان جای دیگر بودیم من مسافری هستم که الان که وارد کنگره شده ام میفهمم چقدر اشتباه داشته ام من با امید ویاری خدا قدم به این مکان گذاشتم من سالها با تخریب همسرم اشنا بودم روزهای اول عروسی متوجه شدم که همسرم اعتیاد دارد خدایا دیوارهای عالم برسرم خراب شد من دختر یکی یک دانه که باناز بزرگ شده اکنون باید چه سختی ها را تحمل کند روزهای اول باورم نمیشد اما ارام ارام باورم شد خیلی سخت بودهمسرم سالها بود اعتیاد داشت اینگونه که میگفت از سن 20 اعتیاد داشته الان او 28 سالش هست و8 سال اعتیاد داشته همسرم از هیچ لحاظ در چهره اش نمایان نبود من هم سکوت کردم وپیش خانواده ام نگفتم چون میترسیدم اما نمیدانم چرا از مادرم واز پدرم فکر میکردم اگر بگویم بخاطر من حالشان خراب میشود خودم را مسئول میدانستم چون این راه را من باید ادامه میدادم در خانه ای زندگی میکردم که افراد ان اعتیاد داشتن ومن یکه وتنها بودم در مرداب بودم وپاهایم بیشتر فرو میرفت با ان همه سختی دست به هرمکانی میبردم تا همسرم ترک کند اما بی فایده بود هیچ کجا قادر به درمان همسرم نبود هرسری با دوز بیشتر شروع به مصرف میکرد اخلاقش تند واعصبی بود نه به شدت الان اما خوب حالش خوب نبود هیچ بینمان نبود چون همسرم توان حتی روابط زناشویی هم نداشت ارام ارام از او دل کندم وخودم را مشغول خودم وکاروتفریح کردم فقط در یک خانه بودیم روزها گذشت وسالها گذشت ارام ارام متوجه شدم من هم دارم به بوی تریاک معتاد میشوم وموقع مصرف ان ها بدنم درد میگرد خدایا یعنی چه من منتظر بودم که ان ها مصرف کنند به قلیون رو اوردم من در خانه ای بزرگ شده بودم که پدرم نه قلیون نه سیگار وهیچ خلافی نداشت اما من به قلیون رو اوردم اول ها حوسی بود ولی بعد مدام شد ترسیدم به پیش دکتر رفتم بعد از مشاوره گفت به بوی تریاک اعتیاد پیدا کردی برای همسرم گریه میکردم ومیگفتم من هم معتاد شده ام ان جا بود که همسرم ترسید وکمر همت را برای ترک بست به کلینیک درمان رفتیم ان جا شرح حالم را کفتم ودکتر گفت چیزی نیست فقط ان خانه را ترک کن وهمسرم قبول کرد چون میگفت خودم هم اینگونه معتاد شده ام ور خانه با مصرف افراد خانواده ام رو به اعتیاد برده ام همسرم درمان رادر کلینیک شروع کرد وان خانه را هم ترک کردیم وبه مکانی دیگر نقل مکان کردیم خیلی مواظب بودم باردار نشوم اما همسرم هم نتوانست ترک کند با روش های زیادی این کار را کرد متادون وبرفکس وخیلی چیزهای دیگر اما هر سری بعد از ترک اغاز میکرد در این بین باردار شدم وگلی وارد زندگیم شد خدابه من فرزندی داد که ماننددگل زیبا وپاک بود به خودم قول دادم تمام زندگیم را برای پسرم بءدترم اما غافل از اینجا که حال تخریب شده همسرم مراهم تخریب کرده من استرس داشتم مدام گریه میکردم به هر بهونه ای از همه شکایت میکردم به همه چیز مشکوک بودم نمیدانم حالم خوب نبود خنده را فراموش کرده بودم مغرور وخودخواه شده بودم ازهمه متنفر بودم حال من میخواستم فرزندی تربیت کنم خوب اما نشد چون ما حال خودمان را به فرزندمان ندانسته انتقال میدهیم همسرم یک بیمار بود واعصبی تند مزاج واخلاق او در من هم تاثیر داشت دیگر تحمل زندگی را نداشتم اما چاره ای هم نداشتم همسرم تخریب زیادی داشت از روزی که فرزندم وارد زندگیمان شد به خیلی درها زد امانتوانست ومن هم هر سری اعصبی تر میشدم ناخواسته ترک هایش را هم باور نداشتم چون هرسری بعد ازترک به سویش رفته بود همه اشتباهات را تقصیر شوهرم میدانستم وپیش خودم میگفتم او زندگیم را سیاه کرده با این همه این همه سال سکوت کردم وپیش هیچکس لب باز نکردم که بگویم همسرم معتاد است وهرکس سوال میکرد که چرا انقدر همسرت داغون شده میگفتم بخاطر کار سنگینش هست وسکوت میکردم خدایا من الان فرزندی داشتم پسر دایم میترسیدم وگریه میکردم که نکند فرزندم هم مثل همسرم معتاد شود خلاصه اینکه با همه مشکلات کمرم شکسته بود اما نمیگذاشتم خم شود خیلی نگران بودم ومدام ازخدا کمک میخواستم پسرم روز به روز بزرگ میشد اما روحیه ای خشن وتند داشت حال خرابم را به فرزندم انتقال میدادم جر وبحث ها زیادتر شده بود بین من وهمسرم وهرروز زندگیم نابود تر میشد تا اینکه همسرم امد وگفت میخواهد ترک کند اما خودش به تنهایی به هیچ مکانی نمیرود درخانه خوابید وترک کرد خیلی روزهای سختی بود وپسرم ترسیده بود از جال خراب ان اما به هر قیمتی بود ترک کرد خوشحال بودم بعد از 9 سال زندگی مشترک بالاخره همسرم ترک کرد اما چه فایده اخلاقش تند واعصبی بود تا اینکه پسرم را در مهد ثبت نام کردم وانجادر مهد حال پسرم خراب بود ومدیر مهد مرا فراخواند ومن ناخواسته در اغوشش گریه میکردم وقتی فهمید به من گفت همسرت ترک کرده اما اشتباه ومرا با کنگره اشنا کرد وامیدوارم همسرم با معجزه اینجا درمان شود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله....                                    
 یاد الله در هرکجا که باشد خود راه گشای تمام مشکلات است امید است برای رهایی...
     
     
  امروز دوشنبه 11بهمن ماه 1395لژیون همسفران عشق به استادی سرکار خانم افسون ودبیری خانم طاهره وحضور گرم اعضا راس ساعت 16.30اغاز به کار نمود دستور جلسه سی دی وظایف رهجو،وادی 13 از اقای مهندس .....                                         امروز راهنمای عزیزمان خانم الهه بخاطر استادی در شعبه نیک اباد در جمع ما حضور نداشتن ومابرایشلن همه با هم ارزوی سلامتی کردیم واستادی جلسه به خانم افسون واگذار شد وجلسه اینگونه اغاز شد .... سلام دوستان افسون هستم یک همسفر ودوستان همه اطلاع دارند که امروز خانم الهه به خاطر استادی در شعبه دیگر تشریف نمی اورند وبه همین دلیل جلسه به استادی اینجانب تشکیل میشود وامیدوارم که بتوانیم لژیون را به خوبی پیش ببریم .خانم الهه تاکید داشتن که این جلسه در مورد وظایف رهجو گفتگو کنیم .خانم طاهره با اجازه گرفتن از استاد اینگونه اغاز کردن به نام خداسلام دوستان طاهره هستم یک همسفر وگفتند: اول یک مشارکت دارم ،در مورد مرز بانی که خانم داوودی گفتند: کسانی که میخواهند در انتخابات شرکت کنند باید رهایی یکسال به بالا باشند وبرگه فرم را از نشریات تهیه کنند .در مورد دستور جلسه امروزوظایف رهجو -در سی دی اقای مهندس میفرمایند: مسافر به کسی میگویند که سفرش را اغاز نموده وخودش میخواهد درمان شود ومیگویند ماکسی را نمی توانیم به زور به کنگره بیاوریم ودرمانش کنیم فایده ای ندارد .وگفتند راهنما هم یعنی نشان دهنده ی راه درست ورهجو یعنی جوینده راه درست .واینگونه گفتند: کسی که میخواهد درمان بشود ویک رهجوکنگره بشود باید سه جلسه به عنوان مهمان در کنگره حضور پیدا کند وبا حرمت ها وقوانین کنگره 60 اشنا شود وببیند میتواند در جلسات شرکت کند وراه وروش کنگره رادر پیش بگیرد واز قوانین تابعیت کند وحرمت کنگره راحفظ کند وایا راه وروش کنگره را قبول دارد یانه؟بعد از پذیرفتن باید یک راهنما انتخاب کند در انتخاب راهنما کسی به اوکمک نمیکند واوباید به حس دل خودش رجوع کند وراهنمایش را انتخاب کند کسی که به دل او بنشیند وکسی حق دخالت ندارد وفرد باید 15 دقیقه به شروع جلسه در کنگره حضور پیدا کند واز همه مطلب ها استفاده ببرد ونگوید من این ها را بلدم ومیدانم یک رهجو باید وقتی وارد کنگره شدند هرچه که هست را پشت در کنگره بگذارد چون اینجا مهم نیست او دکتر است یا مهندس یا...او درکنگره فقط یک رهجواست واحترام یک رهجو را دارد .واینجا جناب مهندس گفتند: در مورد لژیون کمک های مالی ،کسانی که میخواهند در لژیون کمک های مالی شرکت کنند من از سفر اولی ها قبول نمیکنم وتا بتوانم استقامت میکنم چون اگر از سفر اولی قبول کنم که پدرش به کنگره کمک کند وقبول کنم پدرش برای پول زمین کمکی کند رهجو نمیتواند سفرش را به خوبی شروع کند وچون پیش خودش میگوید اگر پدر من نبود وپولی نمیدادالان شما اینجا نبودید برای همین اقای مهندس میگویند من تا بتوانم از سفراولی ها کمک مالی نمیگیرم وگفتند کسی نباید در سفر اول با راهنمایش زیاد قاطی بشه وبخواهد با او به تفریح وباغ ومسافرت و..برود چون اینگونه هم نمیتواند سفرش را انجام بدهد وگفتند رهجوباید وارد کنگره که شد، کلمه چشم را یاد بگیرد وبه راهنمایش بگوید فقط چشم .درکنگره فردی که معتاد است میمیرد ویک فرد سالم وانسانی دیگر به دنیا می اید باید درکنگره از وسیله های اموزشی استفاده کند و حرمت های کنگره را رعایت کند .میگویند درمان اعتیاد زیاد پیچیده نیست واگر درست از دستورهااستفاده کنند به سختی برنمیخورد وبه راحتی درست سفر میکنند .ودرادام همسفر ثریا شروع به ادامه مطلب کردند وحرمت ها واعتقاد ها را ذکر کردند اینگونه اغاز کردند ،سلام دوستان ثریا هستم یک همسفر -وقتی به کنگره وارد میشویم ماحق داریم عضو یک گروه باشیم چون هدف ما باگروه های دیگر فرق دارد ویکی نیست وهدف ما درمان اعتیاد است وباید اعتقاد به کنگره وراهنما داشته باشیم وحرف راهنمایمان راقبول کنیم باید فقط کلمه چشم را به راهنما بگوییم واگر راهنما حال رهجو را پرسید فقط به خاطر همدردی وهم صحبتی با اوست .باید اعتقاد به کنگره 60وحرمت ها وقوانین کنگره راداشته باشند وباید بخوبی سفر کنند تا لذت ببرند وباید در کلاس های اموزشی حتما زود به جلسه بیایند وخانم ثریا مثال راهنمای عزیزمان را زدند وگفتند مدت ها پیش که من دیر میامدم به کنگره یک روز خانم الهه در لژیون مثالی زدند که من متوجه شدم باید زود به جلسه بیایم ایشون گفتند: شما فکر کنید به مهمانی دعوت هستید وساعت اغاز مهمانی راس ساعت 7 میباشد اماشما تازه ساعت 9 شروع به اماده شدن میکنید ومیروید ووقتی وارد مهمانی میشوید میبینید مهمان ها پذیرایی شدند وشام صرف شده میزبان به هر نحوی برای شما غذا اماده میکند ومیاورد ومیزبان تازه شروع به پذیرای شما میکند



نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مثل این است که یک مهمونی هست وشما به مهمونی دعوت شده اید وشما وقتی به مهمانی میرسید میبینید غذا صرف شده ومیزبان تازه شروع به کار میکنه وبرای شما غذا و...میاورد وشما هیچ لذتی از ان مهمانی نمیبرید چون به اول مهمانی نرسیده اید پس اگر میخواهید لذت ببرید زود بیاید تا لذت ببرید وبعد تشکر کردند ودر ادامه ههمسفر ندا بقیه مشارکت را به عهده گرفتند واینگونه شروع کردند سلام دوستان نداهستم یک همسفر اقای مهندس می فرمایند: در کنگره مسئله ترافیک حل شده ساعت وزمان اختراع شده وباید سر ساعت بیایید وحتی باید خدمت کنید در کنگره. واز شان کسی کم نمیشود، بلکه احترام پیدا میکنید وهمیشه کسانی را میشناسند که یا خدمت میکنند ویا مشارکت.میگویند کسی که وارد کنگره میشود نباید انتظارهای زیادی داشته باشد بعضی از سفر اولی ها انتظار دارند برای شان  آنها کار پیدابشه ویا خیلی از مشکلاتشون توی کنگره حل بشه مسافر باید بداند خودش باید به خودش کمک کند وهمه وسیله هستند ووقتی مسافر وارد کنگره میشود خیلی قوانین را بلد نیست که این وظیفه راهنماست که به ان بیاموزد واینگونه مشارکتش تمام شد بعد جلسه به استاد جلسه واگذار شد



نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :