همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
به نام قدت مطلق الله 
لژیون همسفران عشق با استادی سر کار خانم الهه در ساعت ۱۷ شروع به کار نمود.
کساتی که در کنگره رها میشوند و بیرون میروند ولی جایی نمیگویند مصرف کننده بوده اند و رها شده اند هم به خود و هم به کنگره خیانت کرده اند چون رهایشان در کنگره را هیچ پنداشته اند..
در ابتدا استاد گرامی اینگونه فرمودند که :سلام دوستان الهه هستم یک همسفر .خدا را بار دیگر شاکرم که در این جایگاه قرار میگیرم حال من به حمدالله خوب است و امیدوارم حال شما هم خوب باشد و در ادامه رهایی خانم فتانه را به ایشان تبریک گفتند و گفتند که مهرماه پیمان بسته اندو هفته گذشته نشان پیمان را گرفته اند .استاد عزیز گفتند دستور جلسه امروز کمک کنگره به من و کمک من به کنگره هستش و گفتند خیلی ها به کنگره می آیند و وقتی حالشان خوب میشود و رها میشوند از کنگره می روند و یک سری دیگر ورزشکار هستند ودر زمین ورزش راکبی بازی میکنند و اگر این آدم برود در تیم راکبی ایران بازی کند و نگوید قبلا یک مصرف کننده بوده است هم در حق خودش خیانت کرده وهم در حق کنگره چرا چون این آدم در کنگره رها شده است ولی این رهایی را هیچ میبیند . استاد گفتند اگر کسی در کنگره خدمتی میکند به خودش کمک میکند و کسی که به کنگره می اید و خودش و زندگی اشوبش به ارامش میرسد نمی تواند چشم پوشی کند و میگویند که آقای مهندس در سی دی نگاه می فرمایند که ادم ها سه دسته اند که این سه دسته مثل یک‌مثلث هستند یک دسته که بله و چشم میکنند و یکه دسته دیگر که هیچ چیزی نمیگویند و دسته دیگر که حرفی نمیزنند ولی خدمت میکنند ‌. کسانی که در کنگره خدمت میکنند چه دبیر لژیون و چه دبیر جلسه و.....همه موظف هستند سر ساعت در کنگره حاضر شوند و به وظیفه خوشان عمل کنند . اقای مهندس می فرمایند که در کنگره ساعت اختراع شده یعنی باید در  کنگره وقت شناس باشید باید اگر دبیر لژیون هستید سر ساعت در کنگره حاضر شویدشما باید بدانید که اگر کسی بیرون از کنگره به شما اهمیت نمیدهد در کنگره خواهر لژیونی دارید که نگران شما باشد یک راهنما دارید که نگران شما باشد مثلا آقای مهندس که روزی ۱۲۰ رهایی می دهند ۱۲۰ بار باید بایستند وو ۱۲۰ بار بنشینند و صبح صبحانه نخورده در استخر رهایی می دهند و هم در آکادمی رهایی می دهند و بعد هم باید اعلام سفر کنند . ودر ادامه خانم فتانه درباره رهایی  مشارکت کردند و گفتند که من همیشه برای  گذاشتن دلنوشته در سایت خیلی نیروهای بازدارنده ایجاد میشوند و برای  رهایی هم همین اتفاق افتاد و من روز قبل از اینکه برای رهایی برویم پسرم مریض شد و در بیمارستان بستری اش کردند ولی خدا کمک کرد و حدود چهار صبح  پرستار گفتند که پسرتون فردا صبح مرخص میشود واین از معجزات کنگره است
ایشان در ادامه گفتند:در راه رفتن به تهران باز هم  نیروهای باز دارنده سر راه ما بود و نیمه راه فهمیدیم بیمه ماشین تمام شده است ولی هر طور بود رفتیم و رسیدیم و مسافرم با فرزندم به استخر رفتند و بعد به کنگره رفتیم و با دیدن آقای مهندس و خانم انی و آقای امین حس بسیار خوبی دریافت کردم.انرژی زیادی گرفتم که روزها
 همراه من بود.امیدوارم تمام سفر اولیها بتوانند این لحظه را حس کنند.
استاد عزیز در ادامه فرمودند:در جلسه کمک راهنمایی اعلام کردند که بچه های لژیون ما وقتی لژیون خدمت گزار آزاد است خدمت مسوول پذیرایی را قبول میکردند و از این که عمل سالم انجام میدهید از شما ممنونم.بدانید اگر قدر دان نباشید حالتان خراب میشود.
استاد از اعضاء خواستند در مورد دستور جلسه ( کمک کنگره به من و کمک من به کنگره مشارکت کنند) 
همسفر فتانه: به نظر من ما فقط به کنگره آمده ایم و بها گرفتیم ولی هیچ خدمتی نکردیم من  دقت کردم هر زمان در کنگره خدمت کردم حالم بهتر شده و امروز از خانم راضیه خواستم در سایت خدمت کنم‌.
همسفر مائده: من هفته پیش که خانم الهه گفتند باید دلنوشته بنویسی از ترس موفق نشدنم تصمیم گرفتم دیگه به کنگره نیام ولی وقتی به مسافرم گفتم ایشان به من کمک کردند و با کمک خانم زهرا توانستم دلنوشته روی سایت بگزارم و خیلی حالم خوب شد و انرژی زیادی گرفتم.
همسفر ندا: وقتی من وارد کنگره شدم توانستم خودم را بهتر بشناسم و قبل از ورودم به کنگره نمیدونستم شرک چی هست و یا منیت چی هست؟فکر نمیکردم کسی بد باشد یا کار خودم اشتباه باشد.درجایی میخواندم اگر میخواهی کسی در مسیر اصلی قرار بگیرد باید چند قدم با او قدم برداری تا وارد مسیر اصلی بشود درست مثل یک تازه وارد که بعد از ورودش و انتخاب راهنما،راهنما کمک میکند تا فرد مسیر خود را پیدا کند.من چند وقته در حال طرح سوال هستم و اوایل فکر میکردم نمیرسم و زمان کم می آورم ولی بعد دیدم چقدر زمان من برکت پیدا کرده و چقدر برای کارهایم وقت اضافه می آورم .

همسفر شهرزاد: من خیلی خوشحالم که بعد از ۶ جلسه کارورزی توانستم الان در لژیون باشم .باید گاهی از چیزی دور باشیم تا قدر آن را بدانیم.من و مسافرم قبل از کنگره زبان هم را نمیفهمیدیم ولی الان کنگره زبان ما را یکی کرد .کنگره به من کمک کرد منیت هام را کنار بزارم و بتوانم شرایط را بپذیرم و الان در قسمت مصاحبه میتوانم خدمت کنم و با وبلاگ نویسی میتوانم خدمتی کوچک بکنم.
همسفر سمیه: من در کنگره یاد گرفتم تفکر کنم و با فکر کردن راه درست را انتخاب کنم.
همسفر زهرا: من وبلاگ نویسی را از خواهر لژیونیهام یاد گرفتم.وامروز که در طرح سوال خدمت میکنم باعث شده که در محل کارم موفق باشم و به عنوان آزمونگر نمونه انتخاب شدم.هر زمان در کنگره حالم بد بود کمک مالی کردم و هر زمان حالم خوب بود در وبلاگ مطلبی نوشتم.
همسفر مریم: کنگره به من کمک کرد تا مسافرم رها شوند و در ادامه با آرامشی که گرفتم توانستم فرزندم را به خوبی تربیت کنم و من تنها با خرید یک سی دی به کنگره کمک کوچکی میکنم.
همسفر محدثه: من هرگز فکر نمیکردم که بزرگترین مشکل زندگیم امروز باعث آرامش زندگیم شده .روزی بود که به خاطر اعتیاد برادرم زندگی زناشویی من دچار آشوب شده بود ولی امروز که برادرم رها شده آرامش زندگی من در پرتو آموزشهای کنگره خیلی زیاد شده و من و مسافرم ارتباط خوبی داریم و تنها خواسته من کمک راهنما شدن هست تا از این طریق بتوانم دین خود را به کنگره ادا کنم.
همسفر فاطمه:در مورد دستور جلسه که اصلا قابل قیاس نیست که کنگره برای من چه کرده است،گاهی هر سی دی گوش میدهم میبینم آن ضد ارزش در وحود من هست و هربار وبلاگ مینویسم در حقیقت دارم به خودم کمک میکنم و درحال آموزش هستم.من هر کاری کردم برای حال خودم بوده است و هر بار خواستم وبلاگ را بنویسم هزاران نیروی باز دارنده جلوی راه من بود که میخواست به من یاد بده که اون ضد ارزش در وجود خودت هست و روی آن کار کردم.امیدوارم همانی بشوم که خانم الهه میخواهند و ازمن راضی باشند.
همسفر پروین: کوچکترین کمک کنگره به من شاید رهایی مسافرم بوده ولی آرامشی که در زندگیم دارم را مدیون کنگره هستم. من تمام دوشنبه ها با مشکلات زیادی روبرو میشوم ولی سعی میکنم همه را از سر راهم بردارم و زود بیایم و خدمت بگیرم.ان شالله بتوانم خدمتی در نشریات یا هر قسمت دیگر بگیرم تا بتوانم در کنگره بمانم.
همسفر مریم:من از خدا مننونم که کنگره را به من نشان داد و کمک راهنمای هوبی نصیب من کرد من قبل از کنگره حالم خیلی بد بود و با بد رفتاری با بچه هایم رفتار میکردم وامروز خوشحالم که حالم خوب است و در ارامش و از اینکه در وبلاگ نویسی خدمت میکنم خوشحال هستم.
هنسفر زیبا: من هم با امدن به کنگره حالم خیلی خوب شد و امیدوارم بتوانم در کنگره خدمت کنم.
همسفر منصوره: من سال قبل در چنین روزهایی حالم خیای بد بود و اگر اتفاقی می افتاد به سختی باهاش کنار
می امدم ولی امسال اتفاق بدی برای پسرم رخ داد و من با ارامش توانستم از آموزشها استفاده کنم و بد شرایط بد غلبه کردم و مطمئن هستم کنگره باعث شد اتفاق بدی برای پسرم نیفتد.
همسفر مینا: من برای کنگره کاری نکردم ولی کنگره حال من را خوب کرد و ارتباط من و مسافرم و من و دخترم را خوب کرد و من خوشحالم که مسافر داشتم تا امروز در کنگره باشم و گاهی اوقات به خاطر رفتار خانواده ام و خودم با مسافرم در قبل از ورودم به کنگره شرمندا مسافرم میشوم.

همسفر فتانه: من هم خوشحالم که کنگره باعث شد رابطه پسرم و شوهرم خوب بشود و همچنین خودم هم توانستم پسرم را پذیرا باشم و اینها از معجزات کنگره است.
استاد عزیز در ادامه فرمودند: تمام این صحبت ها تنها بخش اول دستور جلسه را در بر میگیرد ولی بعد از این همه خوبی کنگره حالا ما برای کنگره چکار کردیم.آقای مهندس در صحبت های چهارشنبه فرمودند: خدمتی که کنگره به من کرد اول جسم من را شفا داد .مثلا خود من روزهایی بود که حاضر نبودم ۱۰ دقیقه پیاده روی کنم تا به محل کارم برسم و حتما با اتوبوس میرفتم و یا با اکراه پیاده میرفتم و ولی الان گاهی ۳ ساعت پیاده میروم و اصلا متوجه زمان نمیشوم.دومین خدمت وضعیت مالی ما را احیا کرد.درست زمانی بود که من از نظر مالی خیلی دستم تنگ بود ولی فقط از خود خدا خواستم مشکلم را حل کند و کارم درست میشد.سومین هم وضعیت علمی ما را بهبود بخشید .حالا آیا من با این همه حاضرم به خاطر جسمم پیاده روی کنم .من دیده بودم که خانم مرجان با چه سختی ساعتها در اتوبوس مینشستتد تا برای رهایی رهجوی خود به تهران بروند.مگر نه اینکه میگویند کمک راهنما از عصاره جان خود میبخشد.و من الان چقدر حاضرم از خواب و هوراک خودم بزنم تا بتوانم قدمی برای کنگره بردارم.بعضی ها وقتی خدمتی بهشان میشود میگویند سخت است و رها نیکنند و میروند ولی ایا خدمت میماند مسلما نه و خیلی زود شخص دیگری خدمت را میگیرد.خیلی بد است که بعد از ۵.۶ سال ارزش این مکان دستمان بیاید بلکه باید از روز نخست ارزش اینحا را بدانیم.
استاد در ادامه فرمودند:آقای امین در سی دی هنر میفرمایند چرا وقتی شخصی را دوست دارید فقط به زبان 
بگویید چرا برای او شعر نمیگویید و خانم الهه اعلام کردند سالها بود که شعر میسرودم  وهر بار برای آقای امین میفرستادم ایشان میگفتند نیاز به کار بیشتری دارد وتا اینکه شعری  در وصف آقای مهندس و بیستمین سال رهایی ایشان سروده بودند و وقتی برای آقای امین ارسال کردند ایشان در جواب فرمودند  : آفرین شعر شما به مرحله پختگی رسیده است.و خانم الهه از این بابت خوشحال بودند.

جلسه با دعای همسفران به پایان رسید.
دستور جلسه هفته آینده:
سی دی اسیب شناسی و وادی ۴
نوشته با مشارکت همسفر مینا و همسفر سمیه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 دی 1396 01:08 ق.ظ
خدا قوت ودست مریزاد خدمت خانم سمیه عزیزم و مینای عزیزم و یه خدا قوت ودست مریزاد به سرکار خانم الهه عزیزم
چهارشنبه 20 دی 1396 11:57 ب.ظ
خدا قوت خدمت خانم سمیه و خانم مینا .ویه خداقوت ویژه خدمت خانم الهه عزیزم.
چهارشنبه 20 دی 1396 09:31 ب.ظ
سلام خدمت خانم الهه عزیز و همه بچه های لژیون.از صحبتهای تک تک شما آموزش گرفتم.
خداقوت به نویسنده های محترم
چهارشنبه 20 دی 1396 07:04 ق.ظ
با سلام وخدا قوت.خانم مینا ورودتان را به مقدس ترین خدمت کنگره خوش آمد میگویم گوارای وجودتان.همچنین تشکر از سمیه عزیزم.
خانم الهه ممنونم از این همه عشق نابی که در وجودتان لبریز شده و آن را همواره به ما می بخشید با آموزشهای بسیار خوبتون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :