همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
شنبه 25 آذر 1396 :: نویسنده : همسفر پروین

روز دوشنبه مورخ 20/9/96 لژیون همسفران عشق با استادی همسفر خانم الهه و حضور گرم اعضا و با دستور جلسه وادی سوم راس ساعت مقرر شروع به کار نمود.

در ابتدا خانم الهه چنین فرمودند:

خداوند متعال و مهربان را بسیار تا بسیار سپاسگزارم که اجازه داد که یکبار دیگر با هم باشیم. انشاالله حال همگی شما خوب باشد حال من هم   بحمدالله خوب هستند.

تولد 20 سال رهایی بزرگ مردی که زندگی ما رو نجات داد ابتدا به خودشان و خانم آنی و به آقای امین و خانم کماندار و خانم شانی عزیزم و به خانم مرجان و آقا کامران و کل دیده بانان و به همه شماها که این جا هستید تبریک عرض می کنم خوب بچه ها چند تا پیام از مرزبانی بود برای روز دوشنبه هفته آینده خوب این چند روز کل مناسبت های خوب و جشن هست خدا را شکر من هفته همسفر رو به شما تبریک عرض می کنم همسفر یعنی اینکه کسی که ترکشهایی را خورده یعنی یک بمب منفجر شده یعنی خود مسافر و ترکشها به همسفر اصابت کرده ولی همسفر از این ترکشها یک عدد گل ساخته یعنی ان نفرت را ان کینه را ان زهر رو تبدیل به یک گل کرده است از جنس محبت بنابراین من این هفته این روز قشنگ رو به شماتبریک عرض می کنم.

مشارکت خانم راضیه

خیلی خیلی خداروشکر که یک بار دیگر روی این صندلی در لژیون خودمان هستم از خانم الهه کمال تشکر رو دارم من اگر الان توی این جایگاه قرار دارم از زحمات خانم الهه و آموزش های ناب ایشان هستش این هفته و هفته قبل من دو تا از رهجوهایم رها شدند من این رهایی را تقدیم به خانم الهه عزیزم می کنم و تبریک و شادباش به خانم الهه عزیزم عرض می کنم از خداوند می خواهم که شما هم این جایگاه رو لمس کنید و از همه شما عزیزان می خواهم که در سایت کمکم کنید که روز به روز سایت پربارتری داشته باشیم از  همه شما می خواهم که در کارهای سایت کمکم کنید که انشاالله یک سایت پربار و آموزشی باشد دیشب یک دل نوشته می خواندم نوشته بود اگه سایت نبود من و مسافرم نمی توانستیم کنگره را پیدا کنیم و به رهایی برسیم.

خانم الهه

هفته آینده انشاالله سر ساعت پنج اینجا باشید اگر بتوانید زودتر بیایید خودتان بیشتر انرژی می گیرید و به حال خوش می رسید پیام از مرزبانی که تحت هیچ شرایطی بچه نیاورید سعی کنید این روز بسیار زیبارو برای خودتان باشید سعی کنید کادوهای خودتان را از قبل برای خودتان آماده کرده باشید من هم برای خودم کادو آماده کردم سعی کنید از پس اندازهای خودتان برای خودتان کادو بخرید پوشش سفید اگر امکان دارد داشته باشید اگر ندارید شال و روسری سفید حتماً داشته باشید سعی کنید حجاب خودتون رو رعایت کنید در کل ساده ولی شیک تشریف بیاورید خدا را شکر من از تک تک شما راضی هستم خوب حالا کادو که مسافر به شما می دهد اگر خالی بود یا پر بود برای شما نباید فرقی داشته باشد و یا گله و شکایت نکنید انشالله که شماها قدر شناس باشید و بگویید به به و کمال تشکر را انجام بدهید و اما خودتان باید برای خودتان گل و شیرینی وو بهترین غذا را آماده کنید و با مسافر محترم میل کنید مثل همیشه منظم باشید من همیشه از دست شما راضی بودم خانم الهه به خانم نفیسه و خانم ندا و خانم مرضیه و خانم عفت عزیز خوش آمد گویی گفتند.

وسپس دل نوشته ای که در سایت بود را خانم الهه خواندند در  مورد تولدآقای مهندس

خانم الهه فرمودند من چون خودم خیلی منقلب شدم گفتم که برای شما هم بخوانم این دلنوشته را.

 آقای مهربانیها و خوبیها تولدت مبارک می خواستم از شما بنویسم اما چگونه با من بگو چگونه می شود که آیا که الگوی بی نقص را در این کلمات آورد تو از سرمای 60 درجه زیر صفر گفتی در حالی که نمی دانم آن آتش سوزان بی مهری ها و نامردمی ها را چگونه با مهر و محبت خود خنثی نمودی هر چه زخم بود بر تنت جوانه شد جوانه ای از جنس نور که راه را بر گم گشتگان وادی ایمن نمایان کرد فانوس عشق تو اهریمن سیاه دل را در قلعه تاریکی خود شکست داد و چه خوش بختم من که تو را به لطف پروردگار یکتا پیدا نمودم تا حلقه شادی در دل کنم ای سنبل عشق که چون درختان بلند استوار و نیرومند ایستاده ای آنچنان ایستاده باش و از مهر بگو از میترا بگو از اسرافیل و نوح و موسی و عیسی و هودا برایمان بگو، بگو از محمد بگو از نیستی و هستی بگو تا به یاد آورم تا به راه نزدیکتر شوم تا بدانم آنچه را نمی دانم ای مرد حق حال که بر دیوار اعتیاد تاختی و زندگانی خود در راه عشق باختی، حال که بیست سال از غلبه تو بر اهریمن گذشت و غرش رعد و باران بهارت بر زمین، بایر نشست، از اعماق وجودم کلامی برایت می نویسم: آنچه ما پیش از تو زندگی کردیم نامش مردگی بود. ای زندگی بخش ما بیستمین سالگرد رهاییت برهستان و نیستان پر شکوه و  مبارک باد.

فاطمه

من تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم تو مشارکت عمومی هم گفتم که آقای مهندس چه سختی هایی کشیدند که الان من همسفر راحت می آیم روی این صندلی قرار می گیریم و آموزش می گیریم و به حال خوش می رسم برای من همسفر این بستر فراهم بود ولی وقتی آدم فکر می کند که یک نفر می خواهد یک چنین مکانی رو با چه زخم زبان ها و چه مخالف هایی چقدر زیر آب زدن ها چقدر سختی کشیدن ها بخواهد اداره کند چقدر مشکل است بعضی مواقع  میگویم خدایا اگر اینها بنده هایی که در صراط مستقیم هستند پس ما چی در کدام صراط قرار داریم من با یک مسافر حال خراب مواجه بودم ولی آقای مهندس با جمعیتی مسافر حال خراب روبرو بودند آقای مهندس از جان و دلشان این عمل خیر رو انجام دادند وبه همه در راه مانده ها کمک کردندو این آموزش های ناب رو در اختیار ما گذاشتند من همسفر از آموزشها آقای مهندس یادگرفتم که من فاطمه با این همه منیت و ضد ارزش کجای کار قرار دارم و این بزرگ مرد آمد و من  رو به خودم نشان داد. و الان حسرت به دلم مانده که باید زودتر از اینها به خودم می امدم و از ضد ارزش ها دوری می کردم و به طرف ارزش ها حرکت 

میکردم  ان شالله که  آقای مهندس 120 ساله بشوندو انشالله که از نظر آقای مهندس بتوانم یک کنگره ای واقعی باشم.

همسفر زهرا ک

من هم بیست سال رهایی بنیان کنگره 60 رو به آقای مهندس تبریک می گویم به خودشون به خانواده محترمشون به خانم الهه عزیزم تبریک و شادباش عرض می کنم از خداوند می خواهم که به آقای مهندس و خانواده محترمش عمر با عزت و آخر عاقبت بخیری عطا کنه ان شالله.من از مسافرم ناامید شده بودم و خدا را شکر که مسافر من هم رهاشدند و این آرامش رو مدیون آقای مهندس و خانواده محترمشون هستم و شبانه روز دعا گوی آقای مهندس هستم و از شما عزیزان می خواهم که دعا گوی من باشید که من بتوانم کمک راهنمایی قبول بشوم.

همسفر زهرا  ن

زمانی که در سفر اول بودیم رفته بودیم رهایی بگیریم و ما قرار بود که با اتوبوس بیاییم اما با یک ماشین شخصی آمدیم که در راه با مسافرم و کمک راهنمایش که صحبت می کردیم در راه آقای راننده گفتند سلام من را به آقای مهندس برسونید من پلیس مخفی بودم و در جریان این که چقدر به آقای مهندس گیردادند و اذیت می کردند بودم این بزرگ مرد مقاومت کردند و این کنگره را بر پا نگه داشتن و من امیدوارم که بتوانیم که ذره ای از زحمات آقای مهندس را قدردان باشم و از خانم الهه عزیزم تشکر و قدر دانی می کنم.

همسفر سمیه

من هم به نوبه خودم بیست سال رهایی آقای مهندس رو به خودشون و خانواده محترمشون تبریک عرض می کنم من هم هنوز سعادت دیدن آقای مهندس رو نداشتم و خوشحال هستم که در این مکان هستم و به حال خوب و خوش رسیدم همه اینها را مدیون آقای مهندس هستم با این که من ایشون رو ندیدم ولی حضورشو رو همیشه در زندگی ام لمس می کنم و خیلی آقای مهندس رو دوست شان دارم و امیدوارم که به زودی من هم بتونم ایشان را از نزدیک ببینیم و نمی دانم که کی این افتخار شامل حالم می شود فقط امیدوارم هر چه زودتر.باز هم این رهایی و تولد را به شما هم لژیونهای عزیزم تبریک عزض می کنم.

همسر فتانه

من هم به نوبه خودم بیست سال رهایی بنیان کنگره 60 آقای مهندس دژاکام به خودشان و خانواده محترمشان و راهنمای عزیزم خانم الهه عزیزم تبریک عرض می کنم من هم زندگی ام بچه و همسرم را مدیون آقای مهندس هستیم بزرگ مردی که واقعاً آرامش توی زندگی تک تک ما آورد من هم از جمله ان آدمهایی بودم که فکر زندگی کردن از سرم رفته بود و فقط به فکر طلاق بودم و فکر نمی کردم که یک روزی بتوانم با عشق زندگی کنم اصلاً فکر نمی کردم که دیگر زندگی ایم درست بشود الان که فکر می کنم ان موقع کجا بودم و الان کجا هستیم بارها و بارها خدا را  شکر می کنم که با کنگره آشنا شدم با خانم الهه آشنا شدم با چنین مرد بزرگی آشنا شدم و دلم می خواهد که این صندلی که روی آن قرار گرفتم هیچ وقت ازمن نگیرند.

همسفر مینا

من هم زندگی الانم را همه آرامش  و رابطه ام با مسافرم را مدیون آقای مهندس هستم من هم وقتی که فکر می کنم قبل از رهائی مسافرم دخترم اصلاً بغل باباش نمی رفت و الان روابطش با پدرش خیلی خوب شده روزی چند بار برایش تلفن می زند خودم هم رابطم با دخترم خوب شد و همه اینها رو مدیون آقای مهندس هستم این روزو بهشون تبریک می گویم و آرزوی طول عمر و سلامتی برایشان دارم.

همسر ندا

من هم به نوبه خودم بیستمین سال رهایی آقای مهندس رو به خودشان وخانواده محترمشان و به خانم الهه عزیز تبریک می گویم و همیشه پیش خودم میگویم که من چه کار  خیری کردم که یک همچین جا و مکانی قسمت من شده و روزی که آقای مهندس رو دیدم اینقدر انرژی گرفتم که هنوز که فکرشان را می کنم باز هم با فکر ان روز انرژی می گیرم.

خانم الهه

دقیقاً این طوری هست که وقتی میگویید بنیان گذار یعنی پی ریزی یعنی یک چیزی نبوده بعد میروید از ابتدا تا به ساکن او رو درستش می کنید مثلاً میگوییم که حکومتی که از قبل بوده حالا یکی دیگررفت و او را شروع کرد ولی بنیان یعنی ریشه یعنی خودش یعنی خود آقای مهندس اگر متد را روی خودشون انتخاب نمی کردند و مثلاً می گفتند بچه ها بیاین با این روش ترک کنید و درمان بشوید اون موقع میدم بنیان گذار ولی خودشون بنیان کنگره 60 هستند از ابتدا به ساکن این نطفه کنگره 60 رو در واقع آقای مهندس ایجاد کردند و الان شاخه شاخه ان داردگسترده می شود چرا چون در ابتدا روی خودشان پیاده کردند بنابراین ایشان می شود خود بنیان کنگره هستند خودشان هستند که از این نقطه شروع شده به انشعاب پیدا کردند بنابراین به افتخار بنیان کنگره 60آقای مهندس تشویق کنید.

دستور جلسه وادی سوم

خانم ها منصوره و فاطمه و سمیه این چنین توضیح دادند.

ابتدا متن وادی سوم را خواندند باید داشت که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویش تر خویش فکر نمی کنند.

آقای مهندس در این سی دی می فرمایند اصلاً تمام انسان ها تا 99 درصد انسان ها تفکرشان مشکل داردیعنی اصل قضیه رو متوجه نمی شوند آقای مهندس می فرمایند من این چهارده وادی که مطرح کردم از وادی اول تا وادی آخر همه پله پله مطرح شده و به این منظور هست که اگه یکی درست مطالعه کند و درست کاربردیش کند تمام خصوصیات افکار و   اندیشه اش تغییر می کند میگوید شنیده اید که میگویند گفتار نیک، پندار نیک، رفتار نیک اینها سه تا پله هست. پندار یعنی اینکه فکرمان، گفتار یعنی صحبت کردنمان، کردار یعنی عمل کردن. وادی اول ما بیان کردیم که با تفکر ساختارها آغاز می شود وقتی انسان می خواهد هر کاری رو بکند در ابتدا اول باید فکر بکند برنامه ریزی بکند بعد ان کار رو انجام بدهد. در وادی دوم گفتیم که هیچ موجودی به بیهودگی قدم به این حیات نمی نهد یعنی اینکه حتی ان موجودی را که ما فکر می کنیم بیهوده و بی ارزش هست بی ارزش نیست همه چیز ارزش خودش رادارد ما بارها شنیده ایم که طرف می گوید من عددی نیستم من بیخودی به این دنیا آمده ام نه اصلاً اینطوری نیست. در وادی سوم ما وارد یک مرحله دیگه ای می شویم که از ابتدا ما باید شروع شده یعنی باید این کار را انجام بدهیم میگویند ضرب المثل هست که همسایه ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم یعنی در کارهای زندگی داری بیاییدبه من کمک کنید تا من این زندگی را بچرخانم یعنی تو پخت و پز تو جارو کردن خلاصه در کارهای روزمره اگر نیایند من تنهایی نمی توانم بلد نیستم این برای همه ما صادق هستش مثلاً خیلی از کارهای خودمان میگوییم بلد نیستم میتوانیم لباس هایمان را اتو  کنیم ولی میگوییم بلد نیستیم میتوانیم غذا بپذیم اما بلد نیستیم از زیرش در می رویم یعنی مثلاً میگویدمن می دانم غیبت کردن بد است می دانم دروغ گفتن بد است اما باز این کار را انجام میدهیم میگوید دست خودم نیست که آقای مهندس می فرمایند چرا دست خودت پس دست پدرت است نباید این کار را انجام بدهید آقای مهندس می فرمایند اگه ما بتوانیم کاربه کار کسی نداشته باشیم کسی بیهوده به ما گیر  نمیدهدطرف می آید میگویدشوهرم من رو کتک  میزندخب تا سر به سرش نگذاری کتک نمی خوری سگ رو تا پا روی دمش نگذاری واق واق نمیکند حالا من نمیگویم که همه همین طوریند ولی اگر هستند مرتب لج شوهر را در می آورند بعد میگویند چرا من رو کتک میزند هر کس شوهر خودش را بهتر میشناسد که کجاها عصبانی می شود یا نمی شود لجش را در نیاور تا کتک نخوری آقا ی مهندس می فرمایند ما وقتی که وارد کنگره میشویم تمام وسیله هایی که به ما میدهند همشان به درد ما می خورد مثلاً کتاب سی دی ها جزوه ها همه مطالبی که در کنگره هست به درد ما میخورد و آموزش می گیریم اگه بیماریم رو به سلامتی میرویم اگه در جنگ جدال هستیم رو به صلح و آرامش می رویم اگه افسرده هستیم به شادی و شعف می رسیم اگر از مسئله مالی بحران داریم به آسایش می رسیم آقای مهندس می فرمایند ما هر مشکلی که داریم باید به طبیعت نگاه کنیم تمام بزرگان هر چیزی که ساختن از روی طبیعت بوده مثلاً هواپیمایی که ساختن از روی پرندگان بود شنایی که ما بلدیم از روی ماهیها یاد گرفتیم میگوید شما به درخت نگاه کن ببین که تو فصل زمستان که سرد می شود خشک می شودفصل بهار که آمد دوباره شکوفه می دهد میوه می دهدما هر دری را که می خواهیم باز کنیم باید کلیدش را داشته باشیم ما باید بدانیم که هر مشکلی که برایمان پیش آمد ببینیم راه حلش چیست و از راهش وارد بشویم و آن را حل کنیم.

همسفر

ما باید بدانیم که نقش حل مشکلاتمان بر عهده خود ماست و مشکلات ما ممکن است بیماری جسمی باشدیا بی خوابی یا اعتیاد باشد یا مشکل عاطفی همه اینها فقط به دست خودمان حل می شود درست که روی هم یاری یا همفکری دیگران باید حساب بکنیم اما نباید بنشینیم تا بقیه بیایند و مشکل ما رو حل کنند ما باید بدانیم که بیشترین بارش روی دوش خودمان است باید کوشش و صبر و استقامت داشته باشیم یعنی ما می توانیم با مشورت و کمک دیگران هم حساب کنیم میگویند خیلی از همسفرها وقتی میایند کنگره فکر می کنند برای مسافرشان می ایند درست اولش برای مسافر می ایند ولی وقتی وارد کنگره شدند و آموزش گرفتندتازه متوجه می شوند که حال خودشان خیلی خرابتر از مسافرشان هست و با آمدن بیشتر حال خودشان حل میشود میگویند که اگر ما امروزه دچار مشکلات روحی و روانی هستیم اینها مفهومش این است که در گذشته دانسته یا ندانسته مرتکب اشتباهی شدیم یعنی ما این مشکلاتی را که الان داریم را قبلاً با دستان خودمان کاشتیم و آبیاری کردیم و امروز این ها را برداشت می کنیم مثل اینکه ما چکاب پزشکی نرفتیم و الان با خیلی از بیماری ها مواجه هستیم ما خودمان به خودمان نرسیدیم و این مشکلات را به وجود آوردیم یا اینکه ما سال ها با مسافرمان بد رفتاری کردیم و مشکل از خودمان بوده ممکن است  که ما انرژی منفی به مسافرمان می دادیم پس ما راه اشتباه رو انتخاب کردیم اینکه میگویند خود کرده را تدبیر نیست در اینجا صدق میکند آقای مهندس می فرمایند اتفاقاً تدبیر هست به خاطر همین هست که میگوییم باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خود انسان فکر نمیکندباید تفکر کنیم میگویند کاسه داغ تر از آش نمیشود هر انسانی باید بیشتر فکر راجع خودش بکند و بتواند مسائلش را با فکر درست و کوشش و تلاش حل بکند شاید یکسری از بیماری ها از ژن ما باشه اما ما حق نداریم که به پدر یا مادر بگوییم که تشخیص شما هست که ما این بیماری را داریم ما نباید به زمین و زمان ناسزا بگوییم به این مشکل که داریم ما وقتی که مشکل مان حل می شود  میگوییم عجب خدای خوبی داریم ما باید خروج از مشکلات و بن بست دنبال مقصر نگردیم در وجود خودمان پی ببریم و نیروی های تخریبی را بشناسیم باید بدانیم بعضی موقع ها شیطان به زیباترین شکل وارد افکار ما میشود و یک پیام های منفی به ما میدهد که این الهام و القاعات باعث میشود که حال ما خراب بشود و ما را از راه صراط مستقیم دورمان بکند آقای مهندس می فرمایند که ما نباید انتظاری از کسی داشته باشیم مشورت بکنیم و تصمیم نهایی را خودمان بگیریم و کلاً مسئولیت زندگی خودمان و خودمان به دوش بکشیم و فکر و صبر و  استقامت کنیم تا بتوانیم از مشکلات رها بشویم.

همسر ندا

در وادی سوم گفتیم ما مشکلاتمان را خودمان باید حل کنیم، ما مشکلاتمان دو جور هستند یا خود مقصر هستیم بر اثر کاهلی مان یا بر اثر ژنی که به وجود می اید من در یک مقاله خواندم که حتی این ژنی که در بچه به وجود میاید حتی این هم خدا مقصر نیست یا ما در زندگی گذشته خطا داشتیم یا یکسری رفتارهایی که ما الان داشتیم باعث شده که این ژن به وجود بیاید که این نقص عضو به وجود بیاید و پس ما باید خودمان دنبال ان خطایی که کردیم بگردیم در هر صورت مشکل از خود ماست خداوند و تقصیر کار نیست و بازخودمان تقصیر سرنوشت نیست مشکل اصلی خودمان بودیم.

خانم الهه:

در مورد باید دانست بچه ها خیلی خوب گفتند. نمی گوید، مهم است بدانید نمی گوید: تو اگر ندانی فلان، می گوید: باید بدانی، یعنی  ندانستی در کار نیست . باید دانست هیچ موجودی، نه فقط انسان بلکه این شامل حیات وحش و حیوانات نیز می باشد.

مثلاً: می بینید در حیات وحش حتی حیوانات، شیر و پلنگ و خرچنگها، خیلی جالب است من چند وقت پیش توی یک فیلم مستند می دیدم، خرچنگهای یک منطقه فقط در محیط مرطوب می توانند تخم گذاری کنند وقتی در فصل بهار باران می گرفت تنها مدتی که اینها سه روز وقت دارند که از توی جنگل که مرطوب است بیایند و بروند نزدیک ساحل جفت گیری کنند و برگردانند یعنی فقط فصل بهار خرچنگها می توانند جفت گیری کنند. و یا درمورد پنگوئنها یاکرم ابریشم و یا کرم خاکی می بینیم همه ی حیوانات هم خودشان برای خودشان فکر می کنند پس این شامل حال انسان فقط نیست.

سپس این وادی در مورد گیاهان هم صدق می کند، گیاهان خودشان برای رشد تلاش می کنند درست است که آب و خاک در اختیارشان است ولی کار اصلی را خودشان می کنند. یعنی می خواهم بگویم آیا ما از آن حیوان یا گیاه کمتر هستیم که کوشش و تلاش نمی کنیم این طور نیست که الان که جشن همسفر است بگوئیم باید مسافر برای ما کادو بخرد تو همسفر هستی که باید به فکر خودت باشی هیچ کسی به اندازه ی خودت نمی تواند به فکر شما باشد، پس بنابراین شما خودتان برای خودتان کادو بخرید و لذتش را ببرید.

خانم الهه فرمودند: سوال: اگر من الهه فکر کنم که کسی دیگر باید به فکر ما باشد این نشان از چه چیزی است؟

جواب: مشارکت فاطمه : این از ضعف من است که مشکلاتم را گردن کس دیگری بیندازم.

مشارکت محدثه: من فکر می کنم به خاطر اعتماد به نفس پایین من باشد، اگر اعتماد به نفسم را بالا ببرم، هیچ وقت فکر نمی کنم که باید دیگران کارهای من را انجام دهم.

مشارکت سمیه: من فکر می کنم ترس از عاقبت کار

بعضی وقت ها فکر می کنیم که اگر خوب بشود نمی گوبند من این کار را انجام دادم و اگر بد شد من این کار را انجام دادم.

مشارکت خانم ندا: من فکر می کنم از ناتوانی من است ، وقتی یک توانی را در خودم نمی بینم از دیگران کمک می خواهم.

مشارکت مرضیه: در مورد این موضوع من چند وقت پیش یک اتفاقی برایم پیش آمد جمعه صبح به غیر از خودم کسی درخانه نبود و من تا به حال برای خرید نرفته بودم و نان هم برای صبحانه در خانه نداشتیم و من آن روز به خودم احترام گذاشتم و ارزش قائل شدم و رفتم برای خودم نام بربری پر کنجد خریدم و آوردم و صبحانه خوردم و فهمیدم که انسان باید خودش به فکر خودش باشد و من این را از آموزش های کنگره یادگرفتم.

مشارکت زهرا: خانم الهه من فکر می کنم نا امیدی امیدوار نیستم به خودم فکر می کنم نمی توانم کارهای خودم را خودم انجام بدهم همیشه چشم به راه هستم که یکی از در وارد بشود و کارهای من را انجام بدهد .

خانم الهه: در واقع همینطور که بچه ها توضیح دادند درست بود مثل پازل همه تکه تکه به هم وصل شد و درست شد من وقتی که انتظار که دیگران به کمک من بیایند این دلیل بر ناتوانی و ضعف من هستش ، از جهل من هست جهل من مثلث دارد یا ناامید هستم یا می ترسم با منیت دارم. مثلاً یک روز یکی از بچه ها یک مشارکتی کرد گفت: من 50، 60، تا مهمان داشتم، خیلی هم به کمک احتیاج داشتم ولی هر کاری که کردم نتوانستم به خودم به قبولانم که به یکی بگویم بیاید کمکم. و در دلم می گفتم: کار تو درست است ولی در دلم می دانستم برای این کمک نمی خواهم که بگویند : نگاه کن یک نفری همه ی کارها را انجام داد، ولی شب که مهمانها آمدند خیلی خسته بودم و جانی نداشتم که پیش مهمان ها بنشینم و خسته بودم پس یا از منیت من است یا از ناامیدی من است که از عهدش بر نمی آیم و از نادانی من است. پس انتظار داشتن از دیگران نشانه ی ضعف من است و تحمل پذیرش یک مسئولیتی را ندارم و نمی توانم از پس این قضیه برآیم. پس ضعف های خودمان را سر دیگران نیندازیم چون یک سر این ضعف بیرون است و سر دیگر آن در درون ماست.

مشارکت فتانه: من خیلی خوشحالم که جشن همسفر دارد می آید چون پارسال شب جشن همسفر اولین روزی بود که مسافرم به کنگره آمد من 5 ماه بود که می آمدم و مسافرم نمی آمد خانم الهه به من گفته بودندبهمتا 6 ماه وقت داری ، اگر مسافرت نیامد شما هم نمی توانی بیایی. ولی وقتی از کنگره بیرون رفتم دیدم مسافرم با یک دسته گل دم درب کنگره منتظرم ایستاده و من خیلی خوشحال شدن و منتظر جشن همسفر هستم و کادو هم برای خودم خریدم.

مشارکت زهرا: پارسال روز جشن همسفر مسافر من هم مشارکت کرد و بچه ها به من گفتند : باید بروی آن جلو، و از مسافرت کادو بگیری وقتی رفتم و مسافرم به من یک پاکت داد و من هم آنجا پاکت را که باز کردم، دیدم پاکت خالی است و من خیلی ناراحت شدم و وقتی با خانم الهه صحبت کردم، ایشان به من گفتند : اصلاً اشکالی ندارد و همین که مشارکت کرد و از شما تشکر کرد، و گفت : خودتان برای خودتان کادو بخرید، من هم از آن به بعد روزهای همسفر برای خودم کادو می خرم و بهترین غذا را می پزم و برا یخودم بادکنک می خرم، (بادکنک های سفید) و بعد از آن هم از همسفرم پاکت خالی دریافت کردم ولی از دستش ناراحت نبودم و موقعیتش را درک می کردم و من خودم به خودم احترام گذاشتم و برای خودم کادو خریدم و جشن همسفر را خیلی دوست دارم.

در آخر جلسه خانم الهه، از آقای مهندس تشکر کردند که این بستر را برای ما آمده و مهیا کردند و ما به کنگره آمدیم و بعنوان یک همسفر در کنار مسافرانمان قرار گرفتیم و جلسه با دعا به پایان رسید.م

                                                                                                                                                                                       

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 آذر 1396 08:23 ب.ظ
بسیار لذت بردم از صحبت های خانم الهه وبچه های لژیون من هم به نوبه خودم جشن همسفر را به خانم الهه عزیز واعضای همسفران عشق تبریک می گویم.
شنبه 25 آذر 1396 10:22 ق.ظ
تشکر از شما خانم پروین
شنبه 25 آذر 1396 10:22 ق.ظ
ممنون بابت زحماتتون
شنبه 25 آذر 1396 06:21 ق.ظ
پروین عزیزم حداقوت .هفته همسفر راخدمت راهنمای عزیزمان خانم الهه و خواهران هم لژیونی خودم تبریک میگم
شنبه 25 آذر 1396 01:06 ق.ظ
خدا قوت خانم پروین و هفته همسفر را به خانم الهه و تمام خواهر لژیونیهای خودم تبریک میگم
جمعه 24 آذر 1396 05:35 ب.ظ
پر‌وین عزیزم خدا قوت.انرژی که همیشه در کنگره داری رو به‌ نوشته هایت اضافه کردی وبخوبی انرژیت قابل لمس بود.ممنون از گزارش خوبت.از خانم الهه عزیزم هم ممنون وسپاسگذارم بابت‌ آموزشهای نابشون.
جمعه 24 آذر 1396 01:43 ب.ظ
خدااااقوت پروین عزیزو حدااااقوت خدمت راهنمای عزیزمان و همچنین خدمت تمامی خواهر لژیونی های گلمبه سبزی دشتها جوان و جاوید بمانید
جمعه 24 آذر 1396 12:53 ق.ظ
خدا قوت ودست مریزاد خانم پروین دوست داشتنی خوبم
جمعه 24 آذر 1396 12:30 ق.ظ
سلام و خداقوت خدمت خواهر لژیونی خودم خانم پروین .هفته همسفر رو به خانم الهه عزیزوشما و تمام خواهر لژیونی های عزیزم تبریک میگم.
پنجشنبه 23 آذر 1396 09:13 ب.ظ
هفته همسفر را خدمت خانم الهه عزیز و همه بچه های لژیون تبریک میگویم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :