تبلیغات
همسفران عشق - گزارش لژیون همسفران عشق
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
سه شنبه 14 آذر 1396 :: نویسنده : همسفر منصوره

به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ 96/9/13لژیون همسفران عشق با  خانم الهه و حضور گرم اعضا و با دستور جلسه ویروس راست ساعت مقرر شروع به کار نمود

در ابتدا خانم الهه چنین فرمودند:

خداوند متعال و مهربان را بسیار سپاسگزاریم که اجازه دادیک بار دیگه با هم باشیم انشاالله حال همگی خوب باشد حال من بحمدالله خوب هست

تولد 20سال رهایی اقای مهندس را ابتدائا به خودشان وبه خانم انی عزیزم و اقای امین و خانم کمان دار و خانم شانی عزیزم تبریک میگوییم به شما ها که شاگردهای اقای مهندس هستید و به خودم تبریک میگوییم

به خانم ها عفت و ندا و بهناز که کمک راهنمایی قبول شدند تبریک میگوییم و همچنین ورودشان را به لژیون خوش امد میگوییم

این هفته هایی که به هر دلیل در کنگره نیستیم و تعطیل میشود یه خوبی داره و بزرگترین حسنش این هست که قدر کنگره را میدانیم 

یک ماه هست که برای تاسیس وبلاگ همسفران از تهران مجوز داشتیم و این کار را اقای شهروز انجام دادند ولی خانم راضیه تا تولد اقای مهندس صبر کردند تا با تولد اقای مهندس همزمان شود و انشالله با برکت اقای مهندس این سایت هم رونق خوبی بگیرد کسی که میتواند دل نوشته بنویسد وظیفه اش است که بنویسدکسی که باید سی دی بنویسد باید بنویسد از بچه هایی که در سایت خدمت میکنند اگر مشارکتی دارند بگویند مشارکت

در سایت خیلی خیلی مهم است چون خدمتی که اینجا میکنید نگهبان و دبیر وهمه میبنند

به قول خانم راضیه خدمت در سایت چراغ خاموش است چون جایی پیدا نیست ولی برکتش خیلی زیاد است

خانم فتانه:

هر وقت مشکلی دارم یک دل نوشته می نویسم نیت میکنم نمی دانم چه حکمتی در ان هست به سه روز نمی رسد که مشکلم حل میشود

خانم زهرا :

وقتی حالم بد است و  بیرون از خانه هستم و دسترسی به کتاب عشق ندارم سری به کانال کنگره میزنم یا به سایت سلمان فارسی  میروم خیلی بهم کمک میکنه  نوشتار سی دی ها و نکته های سی دی ها هست یا برداشت از سی دی هاست یا ویس های کوچک هست که هنگام پیاده روی گوش میکنم ان شاالله که همگی موفق باشند

 خانم الهه :

هر وقت اعضای کنگره یک موفقیتی را بدست می اورند این موفقیت تصادفی نیست و بر مبنای عمل سالم و درست این اتفاق می افتد و اگر هم در خانواده  موفقیتی باشد به خاطر اینکه پدر و مادر کمک میکنند  که فرزندشان به مقامی و موفقیتی برسد به خاطر ارامشی است که در کنگره اتفاق افتاده در همین راستا پسر خانم ندا  این هفته مسابقلت شنا داشتند و رتبه سه شنای ایران را به دست اوردنداز خانم ندا میخواهم اگر رد پای از کنگره بوده بگویید

خانم ندا:

 مسابقات شنای بین المللی بود از چند کشور از خارج از ایران بودند قبلش به خانم الهه گفته بودم خیلی سطح مسابقات بالا و سخت بود خانم الهه میگویند رد پایی از کنگره بود بله بود به خودم گفته بودم اگر پسرم مقام نیاورد نباید بهش چیزی بگوییم چون قبلا من و پدرش خیلی بهش میگفتیم تلاشت رو نکردی برای رفتنمان دو دل بودم که اگر مقام نیاورد چیزی بهش بگم که ناراحت بشه و به خودم و مسافرم گفتم اگر رفتیم انجا و پسرمان مقام نیاورد حق نداریم چیزی بگیم که ناراحتش کنیم و اگر پذیرفتیم مقام میاورد وقتی شنای اول را رفت خیلی سنگین وسخت بود چون با بزرگتر از خودش مسابقه میداد وقتی برنده نشد بهش گفتم عالی رفتی و امدم در ماشین و گریه کردم و دلم میخواست با خانم الهه تماس بگیرم بعد که برگشتم داخل مسافرم گفت کجا بودی گفتم با خانم الهه تماس گرفتم گفتند که باخت وجود ندارد یا برنده میشویم یا یاد میگیریم اگر مقام نیاره انها بیشتر تلاش کردند  عیب نداره تا همین جا که امده خدا رو شکر با تمام وجود پذیرفتم اصلا ناراحت نبودم و فقط براش دعا کردم  همین پذیرش من باعث شد فرداش در 50 متر انفرادی  مقام سوم را کسب کند  و برای مربی اش و خودش خیلی با ارزش بود و خیلی زحمت کشیده بود چون تابستان صبح و عصر تمرین میکرد و گاهی اوقات میگفت من خسته شدم و بچه ها میروند پارک بازی میکنند و من با امزشهایی که از کنگره گرفته بودم بهش میگفتم وقتی برنده شد گفتم دیدی که کی نتیجه تلاشهایش را دید و بنر را در ساختمان زده بودند گفتم حالا بچه ها میبینند انها که بازی کردند چی شد و تو که سخت تمرین کردی چی شد از خانم الهه و کنگره تشکر می کنم

دستور جلسه سی دی ویروس :

مشارکت خانم ها منصوره و فاطمه

اقای امین در این سی دی میفرمایند خیلی وقتها هست انسان تلاشی را در زندگی اغاز میکند و زحمت زیادی میکشد واز تمام تخصص خودش هم استفاده میکند و نتیجه نا مطلوب و به عکسی را بدست میاورد و در کنگره همه در حال تلاش کردن هستند

و چون کنگره مکانی هست که در ان مسائل مالی وجود ندارد به غیر از هدایای که در روزهای خواست به افراد مشخص داده میشود مثل  هفته مرزبانی یا هفته راهنما و اینها مراودات مالی وجود ندارد به همین دلیل خیلی مسائل در کنگره حذف شده یعنی خیلی از گره ها و کدورت ها و ناراحتی ها  به واسطه همین معماری دقیق و تصمیمات از کنگره حذف شده وباعث شده ما یک مکانی داشته باشیم که بتوانیم از محبت  و انرژی همدیگه برخوردار باشیم و رشد کنیم فرض کنیم در کنگره مراودات مالی داشتیم و بده بستونی داشتیم شاید اول فکر میکردیم چقدر خوب است و بهمون خوش میگذره ما که اینجا نجار داریم و فلان چیز را داریم پس بیایم  از این پتانسیلمان استفاده کنیم ولی همیشه استفاده کردن از همه پتانسیل ها خوب نیست ما این را در کنگره یاد گرفتیم ولی ممکن دیدگاه خیلی از افراد با ما متفاوت باشد چرا در مکانی هستیم باهم معاشرت نداشته باشیم من ویلا دارم چند تا از خانواده ها رو دعوت کنم به ویلام ولی این مثل ابشاری میماند  که خیلی زیباست انرژی زیادی به انسان میدهد حتی فکرش هم خیلی خوشایند است ولی در ادامه ما از یک دوزخی سر در می اوریم که انتهاش معلوم نیست در کنگره میگوییم عاقلانه نه حسابگرانه یعنی حسابگرانه چرتکه نیندازیم که هر کسی که به دردمان میخورد باهاش رابطه برقرار کنیم و بعدش دچار یک سری مشکلات و بلایایی میشویم که اصلا تصورش را نمیکردیم این برای ما در کنگره تجربه شده که مهم تر از امکانات و مهم تر از منافع و مهم تر از خواسته هایی که ما داریم ان قوانینی هست که ما در پرتو و سایه ان قوانین میتوانیم در کنار همدیگه با صلح و ارامش زندگی کنیم و میتوانیم در این شرایط اموزش ببینیم و بدهیم و از خیلی افتها محفوظ باشیم دقیقا مثال درخت به ذهن میرسد در اینجا کشاورز خوب ان نیست که اگر دید ابی مجانی هست اب را ول کند پای درخت هاش چون وقتی درخت زیادی اب بخورد ریشه ایش سست میشود علتش هم خیلی ساده است چون درخت با ریشه هاش میگرده و در عمق خاک میره تا اب را پیدا کند و ریشه هاش 20 یا 30 متر میشوند ولی درختی که اب زیاد میخورد ریشهاش 2یا 5 متر هستند و بادی و طوفانی بیاد نصف از میوهاش می افتند چون ریشهاش سست در نتیجه برگها هم سست هستند و نمیتوانند میوه ها رو نگه دارند اب به موقع و سرمای به موقع و افتاب سوزان به موقع به درخت قدرت میدهد و ما در کنگره قوانین رو یا میگیریم که یه جا میتوانیم از یک سری امکانات و شرایط استفاده کنیم و تعمدا  و از روی دانشمان استفاده نمیکنیم  رفتم  اینترنت سایت  دانشگاه هاروارد رو دیدم که چرا 40 جایزه نوبل دارد و ایران بکی هم ندارد یک جابزه صلح نوبل داریم دیدم براین نظم و دیسبلینشون هست اگه دانشجویی دو جلسه غیبت کند از دانشگاه حذف میشود  و دانشجویی هم باشد که استعداد داشته باشه  و توانایی مالی نداره بورسیه اش میکنیم ما این را در کنگره پیاده کنیم و راهنما سخت گیری کند خروجی خوبی دارد ولی نه اگه راهنما به رهجویی که دیر میاد سرویس و خوراک بدهد به خاطر اینکه امار  لژیو نش

بالا باشد   و ان شخص راهنما بشود رهجو های خوبی تربیت نمیکند  رهجو باید به موقع در کنگره حضور داشته باشد وبه موقع برود

در زندگی ما انسانها چیزی هست به نام ویروسکه من سه نوع ویروس را پیدا کردم

1)ویروس بیماری : که در بیماریها استفاده میشود مثل سرما خوردگی و ایدز یا ویروسهای مختلف ویروس در بیرون از بدن کاری انجام نمیدهند موجود زنده نیستند وقتی وارد بدن شدند وصل میشوند به ترکیبات بدن زنده و سیستم را خراب میکنند و یا حتی موجب مرگ میشوند

2)ویروس هست که چند سال خلق شده با امدن کامپیوتر بعضی هاشون تا به اینترنت وصل شدی وارد کامپیوتر میشوند و شروع به خراب کردن سیستم میکنند ولی گروه اطلاعات را انتقال میدهند

3)ویروسهایی هستند که در ذهن واندیشه انسان وارد میشوند وارد قلعه عقل میشوند به این ویروسها را در جهان بینی به نام حقه های نفس میشناسیم چون ویروس حقه است یعنی شکلش که می اید شکل موجهی داره که شما قبولش میکنی میگی بفرما تو میاد تو میبینی که مهمان نبود گانگستر یا سارق بود وارد ذهن که میشود  شروع میکند به خرابکاری و تخریب سیستم یک نفر را میبنید که حالش خوب بهد چند وقت دوباره میبینیشچیزهایی میگوید که بهم ربط نداره و از موارد درست نتایج  غلط برداشت میکنند وتوانایی های انسان را به شدت مختل میکند

خانم فاطمه :

ویروس وقتی وارد انسان میشود توانائی های انسان را میگیرد مثالی که خانم نجمه در جلسه عمومی زدند وقتی انسان وارد معرکه گیری میشود خودش هم متوجه میشود موردی که برای من زیاد پیش میاد وارد معرکه که میشوم تمام انرژی ام از بین میرود اگر به اموزشها عمل کنیم و حرمتی که اقای مهندس خیلی  تاکید داشتند رعایت بکنیم مسلما ویروس را میشناسیم و نمی گذاریم وارد ذهن و رفتار و افکارم شود

خانم الهه :

در مورد سی دی ویروس که اقای امین گفنتد این را نمیخواستم بیان کنم چون بحثش پیش امد برایتان میگویم موضوعی بود که یک هفته ذهنم را در گیر کرده بود یک سفر اولی  به جای اینکه با راهنماش مشورت کند   کنار یک سفر دومی نشسته بود و بهش میگه ما چند وقت دیگه رهایی داریم و نمی دانم باید چکار کنم و نکنم یعنی لحث کسانی هستند که ویروس هستند ویروس در حالت عادی موجود زنده نیست ولی وقتی محیط را مناسب ببیند وارد بدن میشود و مثل موجود زنده شروع میکند به تولید مثل کردن و بعد کم کمک باعث میشود سلول های عادی نتوانند کار خودشان را انجام دهند فقط کاری که این ویروس  می خواهد را  انجام  میدهنکاملا کاملا با دستور جلسه معرکه گیری مرتبط هست این رهجو سفر اولی حالش خیلی  است امده به یک رهجوی سفر دومی گفته که چند وقته دیگه میریم برای رهایی و رهجوی سفر دومی گفته نمی دانم میدانی یانه ما وقتی میخواستیم بریم تهران خیلی سرد بود و سرما خوردیم خیلی برایمان سخت بود و در نتیجه اشتیاقی که این رهجوی سفر اولی یک سال داشته را از بین برده و اگر شما بدانید این یک هفته من چه حال خرابی داشتم یعنی میگفتم با چه جسارتی و حماقتی یک نفر ممکن همچین حرفی را بزند غیر از این که کار ویروس است  گفت خانم الهه من کلا اشتیاقم را از دست دادمو نمی دانم باید چکار کنم من دعواش کردم و بهش گفتم بسیار کار بدی کردی به جای اینکه از راهنمات سوال کنی از کناریت سوال کردی ولی با همه دعواهایی که میشه  باهاش کرد شما فکر کنید یک ادم چقدر باید عقلش نرسد نادان باشد و ویروسی باشد که با شکوهترین لحظه یک نفر را از بین ببرد اگر این طوری است کمک راهنما در سرما نرود تهران خانم راضیه هفته قبل رهایی داشته و این هفته و هفته بعد هم دارند شب باید برود در تاریکی و سرما اگر اینطوری هست خانم تک و تنها نباید برود به خاطر عشق است و ان لحظه بسیار با شکوه هست انسان از دست شیطان نجات پیدا میکند من نمی دانم معجز های بالاتر از این هست یادتان باشد در سی دی طلب ظلم اقای مهندس میگویند ظلم و ستم بسیار طلب ظلم و ستم بسیار میکند یعنی هر کس یک حرکت منفی یا ظلمی بکند به ازاء این ظلمش بارها ممکن ظلم در حق انسان بشود روی چه حسابی یک وقتی من سفر اولی این را بگمتو اصلا سفر  دومی هستی باش اصلا 5 سال رهایی داری باش تو اصلا کمک راهنما هستی کمک راهنمای این شخص که نیستی حق نداری بهش مشاوره بدهی گاهی اوقات رهجوهای دیگه از من سوال میکنند من به کمک راهنماش میگم کمک راهنماش میگه میشه لطفا راهنماییش کنید در این شرایط من راهنمایی میکنم کسی که شال نداره حق راهنمایی هم نداره کسی هم که شال داره حق راهنمایی بقیه رهجو ها را ندارد گاهی اوقات رهجو های دیگه از من سوال میکنند بهشون میگویم مگه راهنما نداری برو از راهنمات بپرس راهنماش اون رو میشناسه چند سال باهاش است من که ظرف سه ثانیه نمیتوانم تو را بشناسم بگم تو مشکلی نداری مشکل از مسافرت است

معرکه گیری :

اقای مهندس خیلی زیبا گفتند در موسیقی زمانی که زبان از سخن گفتن قاصر است (قاصر یعنی زبان توانایی یاری ندارد )موسیقی به سخن در میاد من این را استفاده میکنم برای دستور جلسه معرکه گیری ان زمان که زبان از منطق قاصر شود یعنی زبان نتواندحرف منطقی بزند معرکه گیری شروع میشود یعنی معرکه گیری و یادگیری رابطه معکوس دارند در علم سه نئع رابطه وجود دارد مثلا رابطه اندازه کف پا با میزان هوش مقایسه کنند

1)رابطه مستقیم :

یعنی هر چقدر اندازه کفش بیشتر باشد هوشش هم بیشتر میشود یک فرضیه بنویسیم هر چقدر ادم خوشگل تر باشد خوشبخت تر است هر چقدر ماشین یک نفر مدل بالاتر باشد

خوشبخت تر است هر چقدر یکیشون اضافه تر بشود ان یکی هم بهش اضافه میشود

2) رابطه معکوس:

چیزی یک واحد بهش اضافه بشود ان یکی کم بشود هر چقدر سنتون کمتر باشد خوشگلیتئن بیشتر است هر چقدر سایز کفش یک نفر کمتر باشد هوشش بیشتر است

3)هیچ رابطه ای ندارد :

بین بینایی و سایز مو رابطه ای نمی شود برقرار کرد ممکن است یک نفر موهایش تا پشت کمرش باشد ولی کلا نا بینا باشد یا کچل باشد ولی تیز بین باشد

رابطه یادگیری و معرکه گیری معکوس است یعنی هر چقدر معرکه گیری بیشتر باشد یادگیری کمتر است ان وقتی ادم معرکه گیر میشود منطق را کنار میگذارد من میگم فلانی چرا سی دی ننوشتی میگه ا اونم ننوشته میگم چرا وبلاگ را این هفته دیر گذاشتی میگه خب زهرا هم اون روز دیر گذاشت به جای اینکه بگوید ببخشید برای من مشکلی پیش امد نتوانستم شرمنده دفعه دیگه درست می نویسم یک چیز دیگه ای رامیاورد وسط می شود معرکه گیری سه نفر را دور خودم جمع کنم و حقیقت را بپوشانم مثالی که اقای مهندس میزند یک لیوان وسط اتاق افتاده من لیوان را نمی بینم میخورم به لیوان لیوان می شکند وپایم خون میاید میگم کدام ادم نابود شده ای لیوان را گذاشته وسط اتاق به جای  اینکه بگویم چرا حواسم را جمع نکردم جلوی پایم را ندیدم حواسم توی گوشیم بوده داشتم پیامک میدادم هر چقدر ادم معرکه گیر تر یادگیریش هم کمتر

مشارکت در مورد ویروس و معرکه گیری:

خانم فاطمه :

تا قبل از اینکه بیام کنگره خیلی ادم معرکه گیری بودم حقه نفسم خیلی روم تاثیر داشت الان هم که میام کنگره و اموزش میگیرم تا وسط معرکه گیری میروم یک دفعه میبینم وسط معرکه گیری هستم سریع بر میگردم مثلا به شوهرم گفتم وسیله ارایشی برام بخره ان که بلد نیست خودم هم تنبلی کردم و نرفتم تا امد دخترم میگه وای شروع شد در ان لحظه اموزشها از یادم نیست کم کم حرکت کردیم متوجه شدیم خیلی از جر و بحث هامون معرکه گیری بوده ان لحظه فقط عصبانی تمان مهم بود تا حرفم را به کرسی بشونم و بگم که من میفهمم و تو نمیفهمی به خاطر اینکه جلب توجه کنم خواهرم که کنگره نیامده بهم میگفت وقتی عصبانی میشی میخواهی جلب توجه کنی

خانم الهه:

مثلا میگم فلانی خواهرتئ در لزیون بوده به فلان راهنما این طوری  گفته  در مورد تو پس سعی کن همچین مشکلی نداشته باشی معرکه گیری اش چه شکلی میشود بروی سراغ خواهرت یا راهنما بگویی به کی قسم من اینطوری نیستم

خانم بهناز:

من یک هفته کامل دچار معرکه گیری شدم مسئله ای برام پیش امد مرتب نق زدم به خودم وبچه هام اموزشهای کنگره یادم رفته بود چهارشنبه دستور جلسه اقای مهندس را گوش دادم تعجب کردم دستور جلسه با من بهناز  ربط داشت و سریع خودم را جمع و جور  کردم  بعد از گوش دادن از این رو به ان رو شدم خیلی مهم وقتی ادم میاد کنگره دستور جلسه با حالش مرتبط هست حتی بچه هام هم متوجه شده بودند میگفتند مامان  پس تو که میری کنگره چی یاد گرفتی اینقدر با خودت غر  میزنی با این غر زدن میخواستم خودم را از ان مسئله کنار بکشم و دیدم در سفر دوم چقدر نیروهای تخریبی برای ما وجود دارد

خانم الهه:

معرکه گیری یعنی ویروس به جای اینکه سیستم را بگذارد درست کار کند در ان سیستم اختلال ایجاد میکند فرض کن یک کاری نکردی ولی دیگران گفتند چرا کردی اول سه ثانیه سکوت کن یه ذره فکر کن  

دیروز یکی از بچه ها به من میگفت خانم الهه من نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم بگوئید چکار کنم رفته  خانه خالم رفته بودم مهمانی یکی از افراد کنگره انجا بود ازش پرسیدم ببخشید روی چه حسابی اینجا هستید خانه خالم بهش گفتم تو یک ویروس کامل هستی به خودت بگو به من که چرا این اینجاست سه ثانیه سکوت کن اقای مهندس میگویند من انتظار ندارم از شما که 5 دقیقه سکوت کنید واقعا انتظار زیادی که از شما داشته باشم یکم صر کن بعد حرف بزن بعدا ازسکوت حرف زدنت پشیمان میشوی ولی وقتی یکی را میبینی فرمان جهل صادر میشود که زود باش شما اینجا چکار میکنید گفتم کی باید جلوش را بگیرد خودت باید ای کار را میکنی

خانم محدثه:

با این که شوهرم کنگره نمی اید حتی در سفر اولم در خانه دوتایمان تا دعوامان میشد شوهرم در خانه را قفل می کرد و هر دومان شروع میکردیم به جیغ زدن و کوتاه هم نمی امدیم ولی کم کم حداقل من یاد گرفتم که هر وقت دعوامون میشه برم در اتاق و در را ببندم بعد که اروم میشدیم مینشستیم باهم حرف زدن که تقصیر کداممان بوده الان من که میام تو اتاق همسرم میره بیرون بعد از ده دقیقه زنگ میزنه میگه من اروم شدم تو هم ارومی بیام خونه

خانم زهرا:

قبلا جایی که میخواستیم بریم مسافرم نمی امد یا دیر میامد و بعضی ها مثل ویروس چرا دیر امده و من ناراحت میشدم وباعث خشمم میشد تا می امد باهاش بحث میکردم معرکه گیری چرا تو دیر امدی وقتی دیر میای همه به من گیر میدهند ولی الان نه اگر دیر بیاد خودش تشخیص داده که دیر بیاد یا کاری براش پیش امده میگویند  چقدر تو داری و صبور هستی اموزشهایی که در  کنگره  دیدم به من اجازه نمیدهد که ویروس بره تو وجودم و باعث نشود بخواهم معرکه گیری کنم اگر قبلا مسافرم صبح میرفت و شب می امد  یا یک روز نمی امد در خانه الان این طوری نیست و دلم نمیخواهد بهش گیر بدهم با هم مدارا می کنیم

خانم سمیه :

معرکه گیری را زمانی توانستم کنار بگذارم که توانستم چشم را بگویم یعنی میخواستم حق بهم برسد به هر صورتی که بود حقم به کسی نمیدادم وقتی حق را نمیتوانستم بگیرم وبدهم عصبانی میشدم و فقط گریه میکردم چون نمی توانستم ثابت کنم حق با من است سه ثانیه سکوت هم برایم خیلی سخت بود و اخرش هم چیزی نبود و خدا رو شکر میکنم که توانستم اینجا از خانم الهه یاد گرفتم چشم گفتن را در خونه هم هر افاقی که می افتاد سه ثانیه سکوت که نمسشه ولی یک چشم میگم و میروم کار خودم را میکنم و حقم به خودم میرسه و بعدش همه میفهمن که این کار درست بوده اگر ان لحظه مثل قبل تننش ایجاد میکردم صد درصد کارم پیش نمیرفت و جنگ روانی هم بود دیروز در اتاق عمل بودیم و عمل میکردیم یکی از همکارانم از پشت سر مطلبی گفت که حواسمان پرت شد اقای دکتر شروع کرد باهاش دعوا کردن که چرا این کار راکردی من تنها کسی بودم که سکوت کردم همکارم با اقای دکتر شروع  یکی به دو کردن در صورتی که حق با اقای دکتر بود جو را هم حسابی بهم ریخته بود  معرکه گیری را من امروز متوجه شدم ولی دیروز به عینه دیدم اقای دکتر به همکارم گفت از این خانم یاد بگیر چون من گفته بودم چشم انها که نمی دانند من کنگره میام همان لحظه خدا رو شکر گفتم که کنگره را به من دادو الگوی همکارم شدم انشا الله همه بیایند کنگره و اموزشها را ببینند

خانم فتانه:

منم واقعا معرکه گبر بودم هر وقت هر بحثی میشد همان موقع شروع میکردم اینقدر خانه را بهم میریختم مخصوصا اگر به مهمانی دعوت میشدیم و مسافرم نمی امد یا دیر می امد یکی چیزی میگفت سوار ماشین نشده کاری میکردم که مسافرم پشیمان می شد که چرا قبول کرده بریم مهمانی ولی الان نه به قول خانم سمیه این چشم گفتن خوب شد امروز در مهد اتفاقی افتاد که خیلی انرژیم رفت بالا مدیر مهد گفت پنج شنبه بهزیسیتی اجازه تعطیل شدن را بهمون نمیده باید بیام مهد همه شروع کردن که ما نمیایم ولی من گفتم چشم و رفتیم بالا مدیر صدام کرد گفت واقعا میای گفتم بله میام چون شما مدیر هستید هر جور صلاح بدانید بعد دیدم در گروه پرسنل زده تمام خاله ها باید بیایند جز خاله فتانه

خانم ندا:

معرکه گیری  هایی که برای خودم بود غیبت کردن یک مشکلی پیش می امد برای دیگری داد و فریاد میکردند که با فلانی برایشان چه اتفاقی افتاده در کنگره یاد گرفته بودم اگر کسی معرکه گیری میکرد برای من میگفت سعی میکردم ارومش کنم اتیش بیار معرکه نباشم جریان را برعکس میکردم و بهش میگفتم اشتباه کردی طوری شده که کسی چیزی بهم نمیگه خوشحالم که اسمش رو پیدا کردم اگر منم هم باهاش همکاری میکردم میشدم ویروس خیلی وقتها که میخواستم معرکه گیری کنم و فکر میکردم که این معرکه گیری را که میخواهم انجام بدهم واثعا غیبت بزرگی می شود که خودش اینقدر انرژی منفی دارد یقینا این معرکه گیری به خودم بر می گردد هم طرف را خراب میکند و هم بهش انرژی منفی میدهم بد تر از همه خودم را با این معرکه گیری خراب میکنم

خانم فاطمه:

گاهی اوقات ما میخواهیم وارد معرکه گبری نشویم طرف هم یک انسان سوء استفاده گری  باشد از سکوت ما بخواهد سوء استفاده بکند ان لحظه را چه جور تشخیص بدهیم که الان سکوت کنم به ضررم سوء استفاده میکند یا نه اگر حرف بزنم وارد معرکه شدم

خانم الهه:

یه وقتی حرفتان حق است و حرف حق را میتوانید بزنید البته جا تا جا کنعبد و جا تاجا کنستعین شما فکر میکنید حق است ولی واقعا حق نیست مثلا به من زنگ میزنید بهم می گویید من شام را شور درست کردم مسافرم گفت چرا شام شور است منم از حقم دفاع کردم گفتم میخئ=وای بخور میخوای نخور فکر هم میکنی حق با تو بوده نه این حق تو نبوده اشتباه کردی برو معذرت خواهی کن

اگر از یک ادمی پیش زمینه داری که ممکن در شرایطی سوء استفاده کند بنا به شرایط یک تصمیمی بگیرولی فرض را میشود بر این گذاشت که قصد قصد سوء استفاده کردن نیست

 یک وقتی میتوانی جوری برخورد کنی که از سر دشمنی باشد یا از قبل در مورد شخص شناخت داری این قضاوت نیست این خیلی خاص من نمیتوانم نظر بهم فاطمه جان سوال شما را بستگی به شرایط داره  ونه برای خود نمایی و تحقیر شخصیت طرف و خیلی مسایل دیگر یعنی باید حستون ونیتتون باید واقعا پاک و سالم باشد من فکر میکنم که حتی فتانه از این قضیه نتیجه گرفت به این دلیل بوده که یاد گرفته بگوید چشم به مافوقش و این چشم گفتن بر مبنای پاچه خواری نبوده چون اگر بود همکارانش بهش میگفتند خیلی کار بدی کردی ما میگیم نمیایم تو میگی میایم ما را ضایع میکنی حس هاتون کاملا به انسانها منتقل میشود و انها میدانند بر چه اساسی این تصمیم  را گرفتید یا خودت جنس معرکه گیری داری یا نه به نظرم بیشتر به خودت بر میگردد تا به اون شخص

خانم الهه:

جاتاجا کنعبد جاتاجا کنستعینیه جا باید بگی باشه یه جا باید سکوت کنی

من یادم  از اول از بس بچه حرف گوش کن بودم همش میگفتم چشم دانشجوی ترم دو بوذدم مال 18 سال پیش استسوار سرویس شدم وقتی اخرین نفر سوار سرویس میشدیم باید درب را میبستیم تا راننده بیاد و حرکت کنه اقایی که صندلی جلو نشسته بود گفت لطفا در راببندید تا حرکت کنیم من هم گفتم چشم ودر رابست من همیشه سرم پایین تا مدتها تو فکر بودم تازه اوایل تشکیل کنگره بوده و  من که ان زمان نمیامدم کنگره ممکن از سکوتتون یه وقتهایی سوء استفاده بشه چون میگویند سکوت علامت رضایت است ولی خیلی وقتها سکوت ممکن علامت نارضایتی باشد من خودم این طوری هستم هر کس چیزی از من میپرسد  و طرفم را میشناسم میگوییم شما صاحب اختیارید مثلا میگویند مهمانی بگیریم من میدانم اگه بگم نگیر یه حرفی میزنه اگه بگم بگیر میره تو خرج بازهم میگه تو گفتی 

بااحترام

همسفر منصوره





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 آذر 1396 12:01 ب.ظ
ممنون از زحماتتون
شنبه 18 آذر 1396 07:50 ب.ظ
خداقوت خدمت نویسنده ی گرامی
سلام و درودی گرم از راه دور خدمت خانم الاهه عزیزم
شنبه 18 آذر 1396 01:42 ب.ظ
خدا قوت ودست مریزاد منصوره جان
جمعه 17 آذر 1396 04:45 ب.ظ
خدا قوت منصوره جانم
پنجشنبه 16 آذر 1396 08:08 ق.ظ
خدا قوت منصوره جان.
خداوند بزرگ رو شکر بابت نعمت بزرگی بنام کنگره ۶۰ و آموزشهای ناب این مکان .
خداوند بزرگ رو باز هم شاکرم بخاطر داشتن راهنمایی چون خانم الهه عزیز وخواهر لژیونیهای گلم
چهارشنبه 15 آذر 1396 08:13 ب.ظ
با سلام خدمت خانم الهه عزیز و تمام بچه های لژیون.مثل همیشه مطالب زیبا و آموزنده ای مطرح نمودین.سپاس فراوان از نویسنده محترم.
چهارشنبه 15 آذر 1396 09:32 ق.ظ
سلام وب خوبی داری لایک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :