تبلیغات
همسفران عشق - گزارش لژیون همسفران عشق دوشنبه 96/8/1
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر

جمله ی آقای امین:«چون نیاز دیگران در دل ماست و نیاز مادر دل دیگران» وقتی یک گره از کار دیگران باز میکنید کائنات کمک میکندیک گره از کار تو باز بشود.

روز دوشنبه لژیون همسفران عشق به استادی خانم الهه ودبیری خانم زیبا آغاز به کار نمود*

 دستور جلسه :*سی دی گلریزان*

باعرض سلام وخداقوت انشاءاله که حال همگی عزیزان خوب باشد و شاد سلامت باشید.

استادگرامی خانم الهه :غم و مشکلات همیشه هستند.چندسال پیش یه مشکلی برایم پیش آمده بود وارد کنگره شدم آنقدر منقلب بودم که گریه ام گرفت .یکی از رهجوها آمد وگفت خانم الهه چرا گریه میکنید.گفتم مشکلی پیش آمده.گفتند: مگر شما  هم مشکل دارید.همیشه فکر میکردم شما هیچوقت هیچ مشکلی ندارید.مسائل ومشکلات همیشه هستند.البته من خودم از کوه مقاوم ترهستم این را خودم نمیگویم دیگران میگویند که در موقعیتهای شبیه موقعیت من قرار میگیرند بعد میگویند خیلی محکم هستی.


گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود  

غم وغصه ها همیشه هستند.منتهی یکی به غم و غصه به چشم جایگاهی برای پیشرفت نگاه میکند.یکی وقتی غم وغصه سراغش می آید او را له میکند.اینکه در برابر مشکلات به چه صورت رفتار کنم کاملاً بستگی به جهانبینی من دارد. که این جهان را یک چیز ثابت در نظر بگیرم. همینی هست که هست. یااینکه اینم میگذرد.

گاهی اوقات برای بچه ها یک سری مشکلات پیش می آید آسمان وزمین رابه همدیگر میبافند.وقتی میگویم صبور ومقاوم باشید به این معنی نیست که شما مشکل کوچکی را دارید تحمل میکنید.ممکن است مشکل به نوبه خودش یک چیز بزرگ باشد.و من همیشه به یک چیزی اعتقاد دارم که این جایگاهی که من در آن قرار گرفته ام جایگاه پیشرفت و رشد من هست.و به بچه ها میگویم اگر در جایگاهی و شرایطی قرار گرفتید وآن مشکل تورا نکشت تو از آن مشکل قوی تر هستی.پس میتوانی آن مشکل را ضربه فنی کنید.

به خاطر اتفاقاتی که برایتان می افتد خودتان را اذیت نکنید.دوم اینکه چرا نگویید.مثلاًچرا فلانی این اتفاق برایش افتاد.شما را مستعد میکند که در این جایگاه قراربگیرید.مثلا چرا فلانی اخراج شد یا این بیماری را گرفت.چون سیستم کائنات سیستم بسیارهوشمندی هست تو را در زمانی در این حالت قرار می دهد تابفهمید چرا؟

هرچیزی که برای هر کسی اتفاق می افتد یک چیز آنی ویک دفعه ایی نیست.هر چیزی عقبه ای دارد یعنی ما خیلی از تجربیات را با خودمان آورده ایم.خیلی اتفاقات ممکن است در زندگی قبل ما افتاده باشد.وخیلی از چیزها را باید حساب پس بدهیم. مثلاً یه بچه سه ساله که سرطان میگیرد من نمیتوانم بگویم چرا این بچه سرطان دارد، این هزارو یک علت دارد.شاید یک علتش تغذیه خوب نبوده یا مادرش بیماری ژنتیکی دارد.ولی این بچه میلیون ها سال عقبه دارد واین عقبه اش است که او را به این مرحله رسانده است. پس سعی کنیم در اتفاقاتی که برای ما می افتدیک ذره مقاوم تر باشیم و دنبال چرایی نگردیم و فقط فکر کنیم که در این مسئله چه کمکی از دست من بر می آید.در %99 موارد  کمکی از دست ما بر نمی آید.

داستان: در روستایی یک پیرمردی بود.سربازان حکومت به روستا آمدند وهست ونیست پیرمرد را بردند.بعد همه مردم روستا جمع شدند وگفتند چه آدم بدبختی هست.پیرمرد گفت: من از این قضیه نه خوشحالم ونه ناراحت شاید فردا یه اتفاقی بیفتدکه فلسفه این اتفاق برای من معلوم بشود. از قضا فردا دزدها به آن محله رفتند و همه چیز را به تاراج بردند.روز دیگر پسرش اسب سواری میکرد پسرش به شدت از اسب افتاد وپایش آسیب دید.دوباره همه مردم جمع شدند وگفتند ای وای چه اتفاق ناجوری افتاده پای پسرت شکسته .گفت از این اتفاق ناراحت نیستم شاید فردا یه اتفاق خوب بیفتد.اتفاقاً فردا نیروهای حکومت به روستا آمدند وهمه پسرهای روستارا به سربازی بردند و پسر این پیرمرد را به خاطر پای شکسته اش نبردند.وچندین اتفاق دیگر.

وما در کنگره یاد گرفته ایم که اتفاقات یک دفعه ای و تصادفی نیست.همه چیز یک فلسفه وعقبه ای دارد.

وشاید این اتفاق خوبی باشد برای شخص واینکه ما از گذشته خبر نداریم نمیتوانیم قضاوت کنیم.

همسفر خانم ندا: مسافر من همیشه ناراحت بود که محل سربازیش خیلی جای بدی بوده نسبت به بقیه برادرانش.واینکه در طول خدمت با شخصی دوست صمیمی شده بودند . گذشت تا اینکه برای پسرمان بیماری پیش آمد وما باید به شهر محل خدمت میرفتیم برای درمان . وهمان دوست برای ما کارهای نوبت گرفتن ودارو را انجام میدادند  .چون اگر خودمان میخواستیم برویم شرایط خیلی سختی پیش می آمد.به مسافرم گفتم این حکمتی بوده که سربازی شما دراین محل بوده که با همچنین شخصی دوست بشوید.که دراین شرایط به ما کمک بکند.و این حکمتی بود برای ما.

همسفر خانم سمیه:من نزدیک 2سال پیش برای ادامه تحصیل سیرجان قبول شدم و همه کاری انجام دادم تا ادامه تحصیل بدهم وحتی یک ترم هم خواندم.وبعد رفتم دانشگاه اصفهان پیگیری کردم برای انتقالی باهر آشنایی صحبت میکردم که اینکار انجام بشود .وخیلی ناراحت بودم که چرا کار انتقالی من انجام نمیشود.ویک ترمی که خوانده بودم خیلی شرایط را برای خانوادم سخت کرده بود. ولی نشد،بعد متوجه شدم که اگر آن راه را من میرفتم کارم را ازدست میدادم ودرس خواندن برای یک زندگی متاهلی با دوفرزندم سخت بود. الان متوجه میشوم که خوب شد که نرفتم واین یک ولع وحرص بوده که داشتم و هیچ تاثیری درموقعیت کاری من نداشت و خداروشکر که نشد..

همسفر زهرا ن:اوایل ازدواج خیلی دوست داشتم بچه دار میشدیم ولی بعد که متوجه شدم مسافرم یه مصرف کننده بوده همیشه خدارو شکر میکردم و میگفتم اگر بچه ای بودچقدر آسیب میدید با آن حال بد ما. واینکه ما بچه دار نشدیم این بوده و هرچیزی حکمتی دارد .

استاد گرامی خانم الهه:شعری از آقای مهندس گفتند:
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود 

«گاهی هزار تیر دعا بی اجابت است                              گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود.


یعنی چی؟یعنی اینکه وقتی شما خواستتان قوی باشد که یک ضلع خواست. تلاشتان هم همراه باشد آن موقع فرمان الهی بر آن صادر میشود.خواست ، تقدیر ، فرمان یک مثلث هست.خواست وتلاش باید توأم باهمدیگر باشه وقتی خواست بود تلاش هم بود  تقدیر بود فرمان الهی بر آن صادر میشود و شما به آن چیزی که میخواهید میرسید.و اگر چیزی را به آن نرسیدید و تلاش برایش انجام دادید بدانید یک حکمتی بوده است.

جمله ی آقای امین:«چون نیاز دیگران در دل ماست و نیاز مادر دل دیگران» وقتی یک گره از کار دیگران باز میکنید کائنات کمک میکندیک گره از کار تو باز بشود.

سی دی :« گلریزان»

همسفران خانمها مائده،منصوره، ندا وفاطمه در مورد سی دی گلریزان مشارکت نمودند.

با یکی از حکیم‌های طب سنتی صحبت می‌کردم؛ طب سنتی را هم مورد توجه قرار بدهید، چون هزاران سال تجربه داشتیم. البته گاهی اوقات در طب سنتی هم مشکلاتی را داریم .در طب سنتی جمله خیلی قوی و غنی است که می‌گوید: دوای ما غذای ماست و غذای ما دوای ماست. این چه حرف عظیمی است! وقتی این جمله را شنیدم چقدر در موردش برای شما صحبت کردم. در مورد تغذیه شما، ساختار و مواد اولیه‌ای که جسم شما لازم دارد؛ پتاسیم، منیزیم، سدیم و انواع و اقسام املاح که در مواد غذایی هست. یعنی غذای ما باید دوای ما باشد. نباید بروید بگویید کم خونی دارم و ویتامین‌A بگیرید، باید غذایی بخورید که ویتامین A داشته باشد. یا انواع تغذیه‌ها. پس باید توجه کامل به غذا بکنیم.  نه اینکه غذای گران قیمت بخوریم؛ غذا را تبدیل به سم نکنیم. این مربوط به رفتار و کردار ماست. من با امین صحبت می‌کردم که حرفی زد که خیلی تعجب کردم؛ گفت: خوک وقتی می‌خواهد تغذیه شود، اگر شما هویج و سیب زمینی تازه به آن بدهید ترجیح می‌دهد تا بگندد و بعد بخورد، غذای تازه دوست ندارد. کروکودیل وقتی شکار می‌کند، شکار را تازه نمی‌خورد، می‌گذارد وقتی فاسد شد و گندید بعد می‌خورد. ما انسان‌ها هم همینطور شدیم. یعنی مزاج ما تغییر کرده، ما نمی‌توانیم بادمجان را تازه بخوریم، باید سرخ کنیم و در فریزر بگذاریم تا شش ماه بماند و بعد برداریم و بخوریم؛ مثل همان کار کروکودیل! یا سبزی خوردن یا رب گوجه که باید برود در قوطی‌ها و چند سال بماند و بعد بخوریم. خوراک ما اینطوری شده است، بعد می‌گویید: چرا مریض می‌شویم؟! ما رفتیم به طرف غذاهای فاسد. وقتی فصل گوجه‌فرنگی است چرا باید کنسرو آن را استفاده کنیم! حالا جالب اینجاست که بچه‌ها می‌گفتند: برنج مصنوعی هم درآمده و مواظب باشید؛ برنج اصلی شکسته زیاد دارد ولی برنج تقلبی همه یک اندازه و یکدست است. پس ما ویتامین‌ها را به بدنمان نمی‌رسانیم. منظورم این است که ما با تغذیه نادرست شهر وجودی‌مان را خراب می‌کنیم و بعد سیگار و تریاک و...  را هم اضافه می‌کنیم. ساکنین بی‌لیاقت شهر را تبدیل به ویرانه می‌کنند، اما اگر انسان آگاه باشد این شهر را آباد می‌کند. حالا علاوه بر تغذیه افکار منفی هم هست و ناامیدی و تصاویر منفی و...  هم هست. جوانی که هنوز ۳۰ سالش نشده و ساکن ناجور است و تزریق می‌کند و می‌میرد! چقدر در اثر استفاده از مواد مرده‌اند! اینها ساکنین خراب بودند. یک خانه و خانواده هم همینطورند؛ اگر آگاه باشند خانواده را آباد می‌کنند. پس ساکنین مهم هستند. مهم نیست پولدار باشید یا نه، مهم این است که چه کسی هستید و چه قدر قدرت دارید! شما می‌توانید ثروت را به وجود بیاورید. بستگی به تک‌تک ما دارد. آنهایی که ثروت دارند از آسمان که برایشان نیامده است، خودشان به دست آورده‌اند. ساکنین یک لژیون و راهنما می‌توانند یک لژیون را خراب کنند یا آباد کنند. می‌توانند بهترین شاگردان را تربیت کنند، یا یکسری شاگرد منزوی پرورش بدهد. حالا این ساکنین در همه جا هست. در کشور هم هست، ساکنین آن می‌توانند کشور را آباد کنند یا به نابودی بکشانند. مثلاً در یک کشور سیصد تا زندانی وجود دارد و دادگستری‌اش تعطیل است و یک کشور هم مثل ما ۱۵ میلیون پرونده قضایی دارد! پس اینها به ساکنین مربوط می‌شود. تقصیر را گردن این و آن نیندازید، خود ما چه کاری برای آبادی کشورمان می‌کنیم! ساکنینی که هرکجا رودخانه‌ای است به حریم آن تجاوز می‌کنند، جنگل را نابود می‌کنند، در شغلشان رشوه می‌گیرند، قوانین را اجرا نمی‌کنند، به جای انجام وظیفه، مردم‌آزاری می‌کنند، این ساکنین می‌خواهند چه کنند؟! مجموعه ساکنین هستند که می‌سازند. روی کنگره هم همینطور است. ساکنین کنگره هستند که می‌توانند آن را به بهترین شکل بسازند یا می‌توانند آن را منحل کنند. ساکنین گروه خانواده؛ جاهایی است که خیلی فعال هستند و جاهایی هم ضعیف هستند. چند وقت پیش یکی از شعب را در قسمت همسفران بستم، چون آن مجموعه خوب عمل نکرده‌اند. پس ساکنین خراب بنای آباد را هم ویران می‌کنند. الان گروه‌های دیگر هستند که اینقدر رفتارهای بدی انجام داده‌اند که کار ما خیلی سخت شده، هر جا می‌خواهیم برویم فکر می‌کنند ما هم از آنها هستیم و به ما هم بد نگاه می‌کنند.اگر ساکنین فهمیده و آگاه باشند حتی اگر ویرانه را به آنها بدهند، آنجا را تبدیل به بهترین مکان‌ها می‌کنند. حتماً مطالب گفته شده را خوب ادراک

این ساکنین می‌خواهند چه کنند؟! مجموعه ساکنین هستند که می‌سازند. روی کنگره هم همینطور است. ساکنین کنگره هستند که می‌توانند آن را به بهترین شکل بسازند یا می‌توانند آن را منحل کنند. ساکنین گروه خانواده؛ جاهایی است که خیلی فعال هستند و جاهایی هم ضعیف هستند. چند وقت پیش یکی از شعب را در قسمت همسفران بستم، چون آن مجموعه خوب عمل نکرده‌اند. پس ساکنین خراب بنای آباد را هم ویران می‌کنند. الان گروه‌های دیگر هستند که اینقدر رفتارهای بدی انجام داده‌اند که کار ما خیلی سخت شده، هر جا می‌خواهیم برویم فکر می‌کنند ما هم از آنها هستیم و به ما هم بد نگاه می‌کنند.اگر ساکنین فهمیده و آگاه باشند حتی اگر ویرانه را به آنها بدهند، آنجا را تبدیل به بهترین مکان‌ها می‌کنند. حتماً مطالب گفته شده را خوب ادراک می‌کنید. اگر کاخ‌ها ویران شدند فقط خواست خداوند نبود، زیرا آن جاها دیگر نور الهی نداشت و ظلمات و تاریکی چون ابر سیاه، بر فراز آن بنا‌ها قرار گرفته و می‌گرفت. اگر بعضی کاخ‌ها ویران شدند نور الهی نبود، ظلمت شد. در همه سطوح این مسائل است. اگر راستی و درستی نباشد، تبدیل به ویرانه می‌شود. وقتی دانایی نباشد نادانی هست، وقتی نور الهی نباشد نور شیطانی است، این برای ما مسئله مهمی است. در مقوله اعتیاد در سطح جهانی ساکنین آن مصرف‌کنندگان هستند. این ساکنین مشکل داشتند و این بنای خراب در سراسر دنیا به وجود آمد، که به گفته خودشان اصلاً قابل درست شدن نیست؛ مرموز و لاعلاج و پیش‌رونده است. نور امید و درمانی در آن نیست. ترک اعتیاد زیاد است. الان من بعضی مقالات را نگاه می‌کنم که درمورد اعتیاد و درمان آن نوشته شده، من حاضر نیستم ۱۰۰  تا از آنها را با یک کیلو زغال عوض کنم. آقای فلان با همکاران و... همه‌اش توصیفی است؛ یعنی راه‌حل در آن نیست، فقط آمار و توصیف است، درمانی وجود ندارد و نتیجه‌گیری درستی ندارد. منظور این است که ما در این چند سال راه درمان را پیدا کرده‌ایم و بالای ۲۰ هزار نفر به درمان قطعی رسیده‌اند. حالا یک وظیفه بر دوش ماست و آن انتقال اطلاعات و دانش به زبان علمی است. من از بچه‌ها خواستم آنهایی که می‌خواهند تحصیل کنند، بروند در رشته‌های مربوط به اعتیاد و بعد بروند و این اطلاعات را منتقل کنند. تا کمکی باشد برای انسان‌ها. همه ما اول باید خودمان و خانواده خودمان را درست کنیم و اکثراً درست کرده‌ایم و بعد شهرمان و کشورمان و...! باید ذره‌ذره این دانش را انتقال دهیم. مجامع علمی توجه خیلی خاصی به ما دارند، اما خیلی طول می‌کشد تا به این باور برسند. می‌خواهیم نتیجه بگیریم که ساکنین خوب ویرانه‌ها را آباد می‌کنند و ساکنین بد کاخ‌های عظیم را تبدیل به ویرانه می‌کنند. ساکنین در همه جا نقش کلیدی دارند. ما می‌توانیم گروهمان را تبدیل به بهترین کنیم یا تبدیل به بدترین، یا خانواده‌مان را، یا لژیون و یا شهر و...  ما باید مقالات علمی در سطح دنیا منتشر کنیم، کسانی که سطح تحصیلات دارند و علم آن را دارند. سؤالی که همیشه مطرح می‌شود؛ شیشه درمان ندارد؟! ما درمان می‌کنیم، پاسخ این است که آیا تریاک و حشیش و هروئین و...  درمان دارد!؟ ترک دارد ولی درمان ندارد.

هر نوعی که فکر کنیم همیشه دو مسئله در صراط مستقیم لازم است؛ اگر به آنها توجه بشود در هر زمانی می‌شود هدف را به آنچه که فرمان دارید، به انجام کامل برسانید و این بسیار سخت است و به قول خودت صبر می‌خواهد و قلبی بسیار بزرگ و آرام. اولاً باید در صراط مستقیم قرار بگیریم. بارها گفتیم صراط مستقیم خیلی عریض و طویل است، به‌طوری که تمامی مخلوقین در آن جا می‌گیرند. صراط مستقیم یعنی پیروی از دستورات الهی، تمام ادیان ابراهیمی هم در این قضیه است. خرد جهانی هم بر این حکم می‌کند. بارها گفتیم: دروغ نگو، رشوه نگیر، دزدی نکن، پیمان‌شکن نباش و... یک مسئله مهم در صراط مستقیم صبر است و دیگری داشتن قلب و دلی بزرگ است. دل خیلی مهم است، بتوانید ببخشید و گذشت کنید. من سعی نمی‌کنم که از انسان‌ها کینه نداشته باشم یا از هر چیزی، بلکه مشکل را درک می‌کنم و تا حدودی انسان را می شناسم و می‌پذیرم. من می‌دانم انسان دارای دو قطب است‌، هم فضایل دارد و هم رذایل. خدا هم می‌گوید: إنَّ الإِنسانَ هَلوعا؛ انسان موجود حریصی است و...

مرغ باغ ملکوتم نی‌ام از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته‌اند بهر تنم.

این طوری نیست شاید از هر ۱۰۰ هزار نفر یکی یا دوتا مرغ باغ ملکوت باشند، انسان خیلی پیچیدگی دارد و پنهان‌کار است. آقا محمدخان قاجار وقتی کرمان را گرفت، چقدر چشم‌های مردم را درآورد؟! انسان است دیگر! یا تیمورلنگ وقتی سبزوار و نیشابور را گرفت چند تا تپه از جمجمه انسان‌ها درست کرد! باید این را بدانید که این خلقت انسان است، چون هم طرف جن است و هم طرف روح. اگر به طرف روح برود الهی است و اگر به طرف جن برود خبیث است. نمی‌گویم تمام انسان‌ها اینقدر پلید هستند. پس این رفتارها را به حساب جهل و نادانی انسان‌ها بگذارید و ناراحت نشوید، من هم به همین خاطر ناراحت نمی‌شوم. خودت آرام‌تر

می‌شوی! قلب بزرگ یعنی همین؛ اگر کسی بدی کرد بتوانی ببخشی. واقعاً هم از روی جهل و ناآگاهی است. نکته اینجاست، همیشه یک توجیه خیلی قشنگی هم دارند که مثل آلمان می‌گویند: ما همه کشورها و بلاد را می‌گیریم و وقتی گرفتیم عدالت را در آنها برقرار می‌کنیم! یعنی همه را بکشیم و بگیریم و بعد به آنها درس محبت می‌دهیم. این توجیه را دارند. پس اگر شما بدانی، از شاگرد لژیونت ناراحت نمی‌شوی، از تازه‌وارد ناراحت نمی‌شوی.

به علاوه خیلی از مسائل در جهان مادی در این برهه خاص، ظاهری شده و آن معنویات و به قول خودمان صور پنهان، کاملاً پنهان گشته و صورآشکار را با روغن‌های مخصوص جلا داده‌اند، البته خوب می‌دانید و در شرایط خاص هم تشخیص می‌دهید. یعنی در این دوره همه چیز ظاهری شده است. دماغش را عمل کرده ولی کلیه و دستگاه گوارشش خوب کار نمی‌کند، ولی تمام توجه او به دماغ و خط و خال و...  است. فقط به قسمت ظاهری‌اش نگاه می‌کنیم. دیده‌اید که ماشین را پولیش می‌کنند و براق می‌کنند یا سیب و پرتقال‌ها را هم روغن می‌زنند که برق بزند. فقط ظاهرسازی شده. وقتی تبلیغات ماهواره‌ای نگاه می‌کنید؛ در قدیم یک یخچالی تبلیغ می‌کردند یا ماشین یا ماکارونی یا... الان یا قد را بلند می‌کند یا لاغر می‌کند یا... و بیشتر تبلیغات روی تقویت قوای جنسی است. صبح تا شب یا از اینهاست یا ترک اعتیاد و... واقعاً به یک جای خجالت‌آور رسیده است.  یعنی صورپنهان از بین رفته و فقط صورآشکار است. هیچ برنامه‌ای برای تغذیه درست و ورزش و سلامت نداریم. برنامه‌ای که مریض نشویم نداریم. اینها مسائلی است که به آن بر می‌خوریم. از اینکه چند روزی تحت وضع خاصی بودید، ما هم کاملاً اینها را درک می‌کردیم. بایستی برایتان بگوییم که اصلاً در این موضوعات خاص ناراحت نشوید، زیرا وعده‌های داده شده انجام می‌پذیرد. این برمی‌گردد به زمانی که درب کنگره را پلمپ کرده بودند. در مجموع به نفع ما شد و ما خیلی چیزها را یاد گرفتیم. و بارها به شما گفتم: من آنچه به دست آوردم در پرتو مشکلات بوده است. اگر مشکلات نبود، کنگره فقط در همین زیرزمینی بود. در اثر همین مشکلات ما الان بیش از ۵۰ شعبه در سراسر کشور و ۲۰ شعبه در تهران از خودمان داریم، یا رهن است یا اجاره.  مقصر دولت نبود که اینجا را پلمپ کردند، دسیسه‌های شخصی بود و با طبقه بالا مشکل داشتیم که مرا بازداشت کردند و اینجا پلمپ شد و پرونده شد و گفتند که مهندس و شاگردانش مواد توزیع می‌کنند و خیلی مسائل دیگر! این اشاره به آن موضوع می‌کند و آنچه خداوند وعده کرده پذیرفته می‌شود. خرج روزانه که از سبدها و قانون یازدهم در می‌آید، اما برای گرفتن جا کافی نیست. یک چاله با دوتا وانت خاک پر می‌شود؛ قند و چای و آب و...  اینها چاله هستند. ولی دره را باید کوه را خراب کنید تا پر شود. برای گرفتن مکان با سبد نمی‌شود. یک آقا و خانم با دوتا بچه بخواهند در یک جا زندگی کنند باید ۷۰ میلیون تومان بدهند و ۲ میلیون هم اجاره و...  حالا ۵۰۰ نفر را می‌خواهید ببرید در یک مکان! ۴۰۰ یا ۵۰۰ میلیون فقط پول رهن است با کلی اجاره. تجربه نشان داده از دولت هم نمی‌شود گرفت؛ ما در فرهنگسرا بودیم و همه چیز خوب بود اما رئیس آنجا عوض شد و گفت: شما باید بروید، در وسط زمستان! بنابراین گفتیم روی پای خودمان بایستیم و آنجا بود که یک حساب بانکی ارائه کردم که کسانی که می‌خواهند کمک کنند پولشان را به این حساب بریزند. همه چیز هم تحت حساب بانکی است در کنگره. و الان ۱۴ سال است که به مشکل مالی بر نخوردیم و همیشه پس‌انداز داشتیم و ساکنین درست باعث شدند ما از هیچ، همه چیز بسازیم. الان باز باید از اینجا برویم، ما دو ماه است دنبال جا می‌گردیم ،جایی که به درد دفتر مرکزی و کنگره بخورد حداقل ۵ تا ۶ میلیارد تومان پول می‌خواهد، باید جایی باشد که اطراف مسکونی نباشد، چون همسایه‌ها اعتراض می‌کنند و بعد ما آکادمی را هم در پیش داریم. خیلی‌ها هستند که می‌گویند ما خوب شدیم و می‌روند. یک عده هستند می‌گویند ما خوب شدیم و می‌خواهیم دیگران هم خوب شوند.  ما به وعده‌های خداوند اعتقاد داریم می‌دانیم خداوند گفته: اگر از مالَت بدهی مالَت زیاد می‌شود، اگر ندهی خود را نابود کرده‌ای! بعد من آمدم لژیون‌های مالی را تشکیل دادم. شماره حساب خوب جواب داد، لژیون مالی خوب جواب داد، بچه‌های کنگره فهمیدند که یک ریال از پولشان در کنگره دزدی نمی‌شود. خداوند هم به ما خیر و برکت داده است. بعد آمدم و یک هفته را گذاشتم هفته لژیون مالی که البته امسال اسمش را گذاشتیم هفته گلریزان. گلریزان یک رسم قدیمی در کشور بود که از بین رفته، یکسری رسم و رسومات خوبی بود که ما نسل جدید آنها را از بین بردیم؛ ما در کنگره رسم کردیم که هر جا می‌روند یک پاکت بدهند. یا یکی که مشکل داشت در زورخانه برایش گلریزان می‌گرفتند و پولی که در جشن جمع می‌شد را به فردی که مشکل داشت می‌دادند. یعنی گلریزان برای کمک جامعه و محله به افراد بود. ما حالا همین مراسم گلریزان را می‌خواهیم در کنگره برقرار کنیم. بنابراین امسال می‌خواهیم از قبل خودمان را آماده کنیم برای هفته گلریزان؛ یعنی راهنماها باید سر کلاس‌ها به شاگردانشان آموزش بدهند و توجیه کنند. من که با گل مخالفم، ولی در این هفته ایراد ندارد، مثلاً آکادمی برود ۳۰۰ هزار تومان گل بگیرند و به در دیوار بزنند، شربت و شیرینی هم باشد. باید برنامه‌ریزی و هماهنگی کنید و یک جشن خوب برگزار کنید. بعد وقتی جشن گلریزان است کسانی که می‌آیند، باید خبر داشته باشند، اگر می‌خواهند کمک مالی کنند باید از قبل آماده کرده باشند. یک سری هم پارسال در جمع گفتند: ما ۵ میلیون می‌دهیم ولی بعد هیچی ندادند. بعضی‌ها شور برمی‌دارند و بعد پشیمان می‌شوند. این هست که باید برنامه‌ریزی شود. هر کسی هم فقط شعبه خودش! چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.!!  هر کس می‌تواند کمک کند فقط به شعبه خودش، حالا اگر کسی دوست دارد چند جای دیگر هم کمک کند، من حرفی ندارم. ما پرداخت قسطی هم نداریم. ما می‌خواهیم کسی بدهد که به او فشار نیاید. کسانی که وضعیت مالی خوبی دارند آنها بدهند. من اصلاً پولی را که شما بروید انگشتر و زنجیر طلای خود را بفروشید، نمی‌پذیرم. کسی که می‌گوید قسطی می‌دهد، یعنی توانایی پرداخت ۵ میلیون نقد را ندارد. ما کسانی را می‌خواهیم که وضع مالی‌شان خوب باشد. کسی که پولدار است پولدارها را می‌شناسد.  کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز!

ما نمی‌خواهیم هیچ فشاری به افراد وارد شود. دادن انگشتر و گردنبند طلا در کنگره ممنوع است، ممکن است بعضی‌ها در هفته گلریزان احساساتی شوند و انگشترشان را بخواهند بدهند، نه ما نمی‌پذیریم. تازه اگر دلار و پوند هم بدهید نمی‌پذیریم، فقط پول رایج کشور!!! آن هم واریز به حساب.

استاد گرامی خانم الهه:آقای مهندس فرمودند نمی خواهد شور حسینی داشته باشید حلقه و طلاهایتان را بدهید وهرکسی خواست کمک کند پول بدهد.

در کنگره مهم نیست چه کسی کار را انجام میدهد.چون حتی اگر ما کاری را انجام ندهیم بلاخره افرادی هستند که با افتخار می آیند وانجام میدهند.مهم نیست چه کسی کار را انجام میدهد مهم این است که کار انجام بشود.

یکی از وبلاگ نویسان ناراحت بود که مطلب من روی سایت رفته ودست کاری شده است و اینکه ما حق هیچ اعتراضی را نداریم شاید آن مسئول صلاح دانسته که به این صورت برود روی سایت.

ماداریم اینجا خدمت میکنیم که حال خودمان خوب بشود.خدمت نمیکنیم که حال یکی دیگر (مدیر وبلاگ)خوب شود.بنابراین لازم نیست بروید ببینید مطالبتان ویرایش شده به روی سایت رفته است. وظیف شما این بوده که مطلب را ارسال کنید.

هرکسی خدمت میکند برای دل خود انجام میدهد.در دیزی باز حیای گربه کجا رفته؟ ما اینجا می آییم از امکانات به خوبی وراحتی استفاده میکنیم و میرویم . هر دوهفته یکبار وبلاگ نویسی انجام بدهیم شاید تا سحر طول بکشد تا بنویسید.این برای حال خودمان است که انجام میدهیم.

واینکه دیگران مطالب را از سایت میبینند و میخوانند .باعث میشود که حالشان خوب بشود وبرای شما دعا میکند .شایدم شما را دعانکند.ولی حال خوبی که به او دست داده به زندگی شما برمیگردد.

ولی در مورد مسئله مالی دقیقاً همینطور است که هر چقدر از یک چاه آب بکشید . آب زلال تر میشود.یک زمانی که قرار بود لژیون مالی تشکیل بشود من یه مقدار پولی را کمک کردم .بعد گفتم ماهیانه 20هزار تومان میدهم که از سال 91 بود.ولی خدارو شکر یه مبلغ زیادتری شده است و من تا حقوقم واریز میشود اولین کار که انجام میدهم قسط زمین کنگره را کنار میگذارم. چون تا ازاین آب نکشی این آب زلال نمیشود.شاید از خیلی از چیزهای دیگر میزنم ولی قسط کنگره را پرداخت میکنم.بنابراین اگر من بتوانم از خودم بکنم و بتوانم ببخشم بدون چشم داشت. این بارها وبارها به زندگی من بر میگردد.

من در خواست وامی کرده بودم وخیلی نیاز داشتم وقتی وام واریز شد 1.5 برابر از کاری که میخواستم انجام بدهم بیشتر بود.آنها نمیدانند که من اینجا خدمت میکنم. پس هر خدمتی یا خیانتی بکنیم به خودمان بر میگردد.حالا هر چقدر خالص ترخدمت کنید آن چیزی که به شما بر میگردد خالص تر هست.وآقای مهندس فرمودند:برای پر کردن یک چاه همین خرج یومیه یعنی5000 ویا 10000 که به سبد می اندازید کفایت میکند.ولی اگر قرار باشد یک شعبه ای بزنیم وتوی اون شعبه یه عالمه آدم بیایند.پس برگردن ماهست که خدمت مالی کنیم. یادبگیریم از هر کسی خواستیم تشکر کنیم اگر پول ویاهرچیز دیگری میدهیم.یک نوشته بگذاریم.من تمام پاکتهای شمارا نگه داشته و اول نوشته هایتان رامیبینم .و این نوشته ها برای من خیلی لذت بخش تر از آن پولی هست که داخل پاکت هست و به دل من میچسبد.انشالله خداوند به همه شما خیر وبرکت بدهد.

دستور جلسه هفته آینده: وادی دوم





نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 14 آبان 1396 05:24 ب.ظ
خدا قوت بسیار عالی و آموزنده بود خانم الهه ی عزیز
وبلاگ نویسان عزیز پاسگزارم
یکشنبه 7 آبان 1396 08:07 ق.ظ
خدا قوت ودست مریزاد خانم زهرا وسرکار خانم الهه عزیزم بسیار سپاسگزارم
شنبه 6 آبان 1396 12:30 ق.ظ
خدا قوت ودست مریزاد به خانم زهرا. و ممنونم از سرکار خانم الهه بابت آموزشهایی که به میدهند آرزوی بهترینها رو براتون دارم
جمعه 5 آبان 1396 06:11 ب.ظ
خدا قوت زهرا جان خسته نباشید عالی بود خیلی لذت بردم از خانم الهه عزیز هم بسیار سپاسگزارم
جمعه 5 آبان 1396 09:54 ق.ظ
باسلام ممنون ازشمازهراجان خداقوت بسارعالی بود .ازراهنمای عزیزم خانم الهه بسیار تشکر میکنم
پنجشنبه 4 آبان 1396 02:27 ب.ظ
خدا قوت زهرا جان و از خانم الهه عزیزم سپاسگزارم
پنجشنبه 4 آبان 1396 01:19 ب.ظ
با سلام خدمت خانم الهه عزیزم و همه بچه های لژیون.خواندن مطالب لژیون همیشه به من انرژی میدهد.خداوند به زندگی شما برکت دهد.
چهارشنبه 3 آبان 1396 05:07 ب.ظ
واقعا گزارش خوب و پرباری بود .
از صحبت های خانم الهه و بقیه همسفران بسیار لذت بردم
خانم زهرا واقعا عالی بود خسته نباشید
چهارشنبه 3 آبان 1396 08:26 ق.ظ
خداقوت زهرا جان .خیلی تشکر از خانم الهه عزیزو خواهر لژیونی های خودم
چهارشنبه 3 آبان 1396 01:05 ق.ظ
خدا قوت زهرا جانم ،مثل همیشه کامل و جامع بود‌،ممنون از راهنمای عزیزم خانم الهه بابت سخنان زیبایشان
چهارشنبه 3 آبان 1396 12:13 ق.ظ
با سلام ممنونم از خانم الهه عزیزم بسیار زیبا وپربار آموزش می دهند
سپاسگذارم زهرا جان بابت گزارش خوبتون .خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :