همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
Elenaa:
به نام خدا .امروز دوشنبه جلسه به استادی سرکار خانم الهه راس ساعت 5 اغاز به کار نمود .دستور جلسه رادیو ،وادی 1 .ابتدای جلسه خانم الهه اینگونه آغاز نمودند .
سلام دوستان الهه هستم همسفر .برای دبیری بچه ها باید بگویم قوانینی را باید رعایت کنید .اول اینکه هیچ کس حق ندارد به هیچ نگهبانی اعلام کند که مرابرای دبیری انتخاب کند، برای دبیری اگر قانونش رای گیری بود حق دارید به مرز بانی بروید واسمتون را اعلام کنید وثبت نام کنید وگرنه کسی حق ندارد با نگهبان در مورد دبیری صحبت کند .بله شاید بگید خیلی ها این کار را میکنند بله خیلی ها انجام میدهند اما خیلی ها اشتباه میکنند .دوما کسی دبیر میشود که در جلسات مشارکت کند وخوب سی دی ها را گوش بدهد دائم فعال باشد تا بقیه بشناسنش تا بعد که خواست نگهبان بشود بشناسنش وبه او رای بدهند .ماخیلی ها را داشتیم امده 7الی 14جلسه دبیری کرده وبعد رفتند دنبال کار خودشان این که نشد خدمت .خدمت اینقدر باحال خراب که اصلا ارزش ندارد .پس کسی حق ندارد به نگهبان بگوید ونگهبان را در مضیقه بگزارد .ازشما میخواهم در مورد این یک هفته تعطیلات یا برای ما تنبیهات مشارکت کنین .از شهرزاد وسودابه والهام عزیزم هم بابت خدمت خوبی که انجام دادند تشکر میکنم .واز بچه ها میخواهم تشویقشان کنند خانم فاطمه: سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر .این هفته واقعا سخت بود حالا من از لحاظ برنامه ریزی برنامه مسافرت نداشتیم چون ما به حد کافی از کنگره وشهرمون دور بودیم ولی احساس میکنم بچه ها الان حس مرا درک کرده باشند وبفهمند چقد دوری از کنگره سخت است بقول سمیه عزیز که در دلنوشته زیبایش گفته بود که احتیاج داریم هر هفته به کنگره بیاییم به جایی که حس امنیت وارامش داریم ودر کنارش اموزش های بسیار .ومن مشکلی داشتم ونتوانستم ازاموزش ها کمک بگیرم واز خانم الهه کمک گرفتم وچشم گفتم به صحبت ایشان وامیدوارم حل بشه وامیدوارم کسانی که ارزش کنگره وصندلی که دارند را نمیدانند در این هفته فهمیده باشند وبدانیم خیلی راحت میتوانند اینجا واین صندلی را از ما بگیرند وبه همین دلیل بهتر وبیشتر خدمت کنیم خدمت در راه مستقیم نه اینکه سبب جلب توجه باشد برای حال خوشش باشد..خانم ثریا :سلام ثریا هستم یک همسفر ، نزدیک دوسال است که با کنگره اشنا شدم وروزهای دوشنبه هرروز ساعت 7 بیدار میشوم وبه کارهای خودم ومنزل میرسم وبرایم عادتی شده واین هفته هم که کنگره تعطیل بود بازهم من طبق روال قبل صبح زود بیدارشدم وکارهایم را انجام دادم وازخدا بابت اینجا و این صندلی سپاسگزارم .سلام دوستان مائده هستم ،همسفر .من هم حدود 20 روز حال خیلی خرابی داشتم ومدام ناشکری میکردم ومشکلی داشتم که مدام گریه میکردم با اینکه مسافرم سفر اولی هست ونباید اذیتشان کرد امامن مدام بهش غر میزدم واصلا همسفر خوبی نبودم وسی دی هام راهم خوب گوش نکردم ودر این 20 روز من حتی خواب درست نداشتم تا اینکه مسافرم گفت کتاب ها یت رابیاور تا باهم بخوانیم من کتاب 14 وادی عشق را بارها خواندم وبا ان گریه کردم ومدام میگفتم اقای مهندس حال من را خوب کنید تا اینکه امروز پدرم تصادف کردند وراهی بیمارستان شدند وبستری شدند وقتی فهمیدم من فقط گریه کردم وگفتم این نتیجه ناشکری های من است ومن از بس ناشکردی کردم خداوند این کارا بامن کرد وبعد واقعا حالم خوب شد باید ناراحت باشم که پدرم بیمارستان است اما یه حس خوب در من بوجود امد که بایدزیبایی های اطرافم را ببینم وبخاطر چیزهای کوچک انقدر ناشکری نکنم وجا دارد بگویم کتاب 14وادی حال من راخوب کرد .بچه ها التماس دعا برای من .همسفر پروین :ما از قبل برنامه مسافرت داشتیم که برنامه مان کنسل شد ونرفتیم منم هنوز به روز دوشنبه نرسیده بودم که یک احساس دلتنگی کردم ووقتی دلنوشته سمیه را خواندم زدم زیر گریه وکلی گریه کردم وواقعا دلتنگ خانم الهه وخواهر لژیونی هام شده بودم.امروز که به کنگره امدم گفتم کنگره بهشت وبوی بهشت میدهد ویه مشارکت هم برای وبلاگ نویسی ام دارم ؛من همیشه بچه ها از مشکلات وضد ارزش های که برای وبلاگ میگفتند باورم نمیشد تا اینکه این هفته برای خودم اتفاق افتاد ومدام گوشی هنگ میکرد ومشکلات پی درپی هم بودند اما بازهم با سختی های زیاد متنم را گذاشتم ولحظه شیرینی بود.همسفر طاهره: سلام دوستان طاهره هستم همسفر .منم این هفته هفته خیلی سختی بود برای من .من حدود سه سال ونیم است با کنگره اشنا شدم اوایل نیروهای باز دارنده خیلی زیاد بودن ولی خداراشکر 8ماهی هست که همه چی عالی شده والان روزای دوشنبه خیلی انرژیم بالااست .روز دوشنبه که تعطیل بود من فقط گریه میکردم وجسمم در منزل بود وروح وروانم در کنگره بود .وازخدا میخواهم این جایگهاه را ازمن وما نگیره .ازخدا میخواهمکه هرکس که میخواهد خدمت کندبهش کمک کند وبه من هم کمک کند التماس دعا .بعد از مشارکت های بچه ها خانم الهه خواستند در مورد سی دی رادیو که دستور جلسه امروز است مشارکت کنند .خانم منصوره:سلام دوستان منصوره هستم یک همسفر .در سیدی اولش اقای مجری در مورد ورزش صحبت میکند وبعد میگوید روی خط تلفن هستیم ومیخواهیم با اقای مهندس صحبت کنیم .وایشون مدیر وپایه گذار ه طرح کنگره 60 هستن بعد درمورد اقای مهندس صحبت میکند میگوید متولد 25ابان سال 28 هستن واهل کرمان پیشینه اقای مهندس را میگویند وبعد میفرمایند درسال 56فارغ التحصیل شدم از سال 48 هم کار میکردم به خاطر چشم الکترونیکی می گویم بخاطر همین چون خیلی کار کردم وتوانستم این چشم های الکترونیکی را درست کنم تا اسیبی به کارگران نرساند .بعد از ایشون سوال میکنند چطوری وارد حوضه اعتیاد شدی اقای مهندس میگویند هیچ وقت کسی صبح از خواب بیدار میشود معتاد نشده است من هم ذره ذره واردش شدم .میگویند یعنی چه؟؟؟میگویند من درخانه دانشجویی زندگی میکردم 4 سال اولش را با بچه هایی که هم خونه بودیم میکشیدند ومن مدام میپرسیدم شما چی میکشین وچرا میکشین تا اینکه ذره ذره خودم هم وارد مرحله اعتیاد شدم.ومن هم از قضییه جدا نبودم ومن هم گرفتار شدم .ازشون سوال میشود ایا گرفتاری شماهم اسون نبود میگویند اعتیاد مثل مرحله نامزدی می ماند اولش خوب وشیرین اما بعد به جایی میرسی که متوجه میشوی معتادی میگویند اعتیاد دوچیز خوب داره اول اینکه اصلا براش مهم نیست که شما از چه خانواده ای هستی پولداری یا فقیر یا سطح تسهیلات ......دوم اینکه اعتیاد طوری است که تو خودت متوجه نمیشی که معتاد هستی واخر از همه میفهی که توهم اعتیاد داری همه اطرافیانت میدانند ولی تو خودت نمیدانی.بعد از ایشان در مورد چشم الکترونیکی سوال میشود که چشم الکترونیکی را چیکار وبه کجا رساندند ؟میگویند همینجورکه یواش یواش رفت من هم رو به اعتیاد رفتم وهمه تحلیل شد .در ادامه خانم ندا مشارک کردند :سلام دوستان نداهستم همسفر .میگویند از اقای مهندس میپرسند چیشد که تصمیم به ترک گرفتی؟ میگوید هرکسی که پایش به اعتیاد باز بشود حتما ارزوی ترک دارد ورها یی را خواستار است،من بارها به رهایی وترک فکر کرده بودم
وانواع واقسام ترک را تجربه کرده بودم ولی هیچکدام به نتیجه ای نرسیده بود تا اینکه در ماه رمضان تصمیم داشتم روزه بگیرم برای همین از یک فرد عارفی پرسیدم وگفته بود که میتوانی همان را بصورت خوراکی مصرف کنی ولی چیز دیگری تغذیه نکنی وروزه ها راهم بگیری برای همین به این فکر افتادم که باید انجام بدهم وحساب کردم دیدم پنج وعده مصرف میکنم سرساعت مشخص متوجه شدم من یک بیمارم وباید ببینم من چقدر باید مصرف کنم وسرچه ساعتی. گفتند من این کار را بصورت منظم انجام دادم ودر 11 ماه توانستم من رها بشوم وهیچکدام از علایمی که دیگران بعد ترک داشتن را من دیگر نداشتم وبعدش هم حالم خوب بود وهمه حس های من هم برگشته بود من هم برای همین امدم ومتد دی اس ای را طرح کنم وبه مردم کمک کنم .گفتن خوب کتاب 60 درجه چی شد که اسمش را گذاشتین ؟گفتند که همینجور که افراد سرمای 60 درجه داشته باشند انقدر دمای بدنشون می اید پایین که هیچ حرکتی نمیتوانند انجام دهند وافرادی هم که دچار اعتیاد میشوند همینطورن ودیگر توان هیچ کاری را ندارند ونمیتوانند کاری انجام دهند گفتند این کتاب 5000 بار چاپ شده ومن تمام مطالب وتوضیحات لازم را در این کتاب داده ام وهر کس این کتاب را بخواند خیلی راحت میتواند به رهایی برسد.گفتند چی شد ایده کنگره دادین ؟فرمودند که من به مرکز ستاد تحقیقاتی ترک مواد رفتم وانجا معتادان گمنام را در اختیارم گذاشتند ومن از ان ها الهام گرفتم ولی به فرهنگ خودمان امدم وکنگره 60 را تاسیس کردم.کار ما از 2 الی 3 نفر اغاز شد وکم کم گسترش پیدا کرد.تا اینکه امدیم 50 تا مرکز را در 21استان تاسیس کردیم وگفتند هزینه راشما چطور تامین میکنید گفتند به صورت معرکه گیری که قدیم انجام میدادن وسبدی را میچرخاندند ماهم این کاررا انجام می دادیم وهنوز هم در کنگره این کار باب است وهنوز انجام میدهیم.همسفر مینا:سلام دوستان مینا هستم همسفر . اقای مهندس اوایل اعتیاد را میگویند نامزدی اعتیاد. شاید نامزدی ازدواج بهم بخورد ولی نامزدی اعتیاد هرگزومن هم از این موضوع جدا نبودم ومصرف اصلی من تریاک والکل وحشیش بود .مجری میگوید این اتفاق افتاد وشما گرفتار شدید وگرفتاری اسونی هم نبود .اقای مهندس میگویند اوایل که مثل نامزدی هست شور وشوق بسیاری دارد ووقتی مواد مخدر وارد بدن میشود دیگر سیستم های خود بدن مواد تولید نمیکند وانسان مجبور میشود برای ادامه زنگیش از مواد بیرونی استفاده کند واعتیاد جایگزین مواد درونی بدن میشود.بعد مجری میپرسد کار چشم الکترونیکی به کجا رسید میگوید ذره ذره به تحریر رفت نه اینکه بگم هر پولی که انسان در می اورد خرج مواد میکند ولی مواد مخدر خرجش هم بیداده ووقتی انسان مواد مصرف میکند حال سیستم بدنش هم بهم میریزه وکلا معکوس عمل میکند انسانی که مواد مصرف میکند تعاد ل ندارد وبا تصمیات غلطی که میگیرد نمیتواند هیچ جا سرمایه گذاری کند وهرچی سرمایه هم دارد امکان دارداز دست بدهند. ومن هم یکی از اون افراد بودم که از صفر به زیر صفر امد بعد مجری میگوید خانواده شما یک خانواده قابل تو جهی بودن وپدر شما ورزشکار بودن چیشد که این اتفاق برای شما افتاد واقای مهندس از دوران دانشجویی خودشون گفتند وهمین باعث شد که من به سمت مواد بروم واعتیاد اصلا ربطی به خانواده ندارد.اعتیاد اول هیکل را از بین میبرد وبعد داد میزندهمه کسانی که مواد مصرف میکنند 99 درصد ان ها میخواهند ترک کنند ولی راهش را بلد نیستن وگفتن شماهر فرد معتادی که دیده باشین 12الی13بار ترک کرده وهر بار بی فایده بوده وراهش را غلط امتحان کرده.بعد مجری میگوید چگونه این راه را پیدا کردی اقای مهندس میگویند من اصلا قصد پیدا کردن این را نداشتم وگفتند ماه رمضان بودوماه رمضان مثل یک بسم الله است واعتیاد مثل یک غول وتوضیح دادند که در ماه رمضان چطور مواد مصرف میکردند وچگونه مواد را کم میکردند.سرکار خانم الهه .سلام دوستا ن الهه هستم همسفر :هفته بعد لژیون ما لژیون خدمت گذار است وبچه هایی که دوست دارن خدمت کنند همه راس ساعت 3.30در اینجا حظور داشته باشند .وبعد از بین بچه های سفر دومی که تا الان استاد نشده است به صورت قرعه کشیاستاد را انتخاب کردندواستاد خانم طاهره اعلام شد وبعد بچه ها تشکرات را انجام دادندوخدمت ها را واگذار کردندسپس خانم الهه در مورد وادی اول شروع به صحبت کردند در مورد وادی اول بدون تفکر هر قدمی که بر میداریم رو به مقصد نادرست میرود .خانم الهه گفتند من هنوز خودم در وادی تفکر هستم بخاطر چی بخاطر اینکه هنوزم بخاطر کوچیک ترین چیزها که باید انجام بدهیم نیازمند تفکر هستیم برای هر کاری تفکر لازم وهرکاری کلیدی دارد ودرمورد هر چیزی فکر کنید وببینید چگونه باید فکر کنید اگر واقعا در کنگره خدمت کرده باشین بهترین تفکر ها به سمت شما برمیگردد.حال از بچه ها خواستن در موردی وادی اول مشارکت کنند.سلام افسون هستم همسفر .من با خانواده ام وبرادر وخانمش صحبت میکردیم من واقعا وادی اول را دوست دارم ومثالی که استاد فرمودند ساختارها باتفکر اغاز میشوند وقتی فکر میکنیم راه هایی جدید به ذهنمان میرسد که خودمان باورمان نمیشود ومن هنوزم وقتی وقت دارم با این وادی روی یک ویژگی خودم کار میکنم .همسفر مریم :بنظر من در وادی اول میگوید هر کاری میخواهی انجام بدهی باید تفکر کنی میتوانی مشورت با بقیه هم بکنی ولی باید تصمیم نهایی را خودت بگیری تا اعتماد به نفست هم بالا برود وتصمیم که گرفتی به اون نتیجه میرسی وراه برات باز مشه .همسفر مائده :من درجلسه ای بودم وتفکر نکردم وفکر نکرده حرفی زدم که نباید میزدم وبه خودم گفتم کاش تفکر کرده بودم واین حرف را الان نمیزدم ووقتی این وادی را خواندم تصمیم گرفتم قبل هر کار وصحبتی تفکر کنم .همسفر مینا :من بار اول که به کنگره امدم مشکلات مسافرم را برای خانم الهه گفتم وخانم الهه گفتند برو 5 بار از وادی اول بنویس ومن گفتم مگر وادی مشکل من راحل میکند ومن نفهمیدم ولی الان میفهمم والان زندگیم خیلی بهتر وخوب شده .همسفر زیبا :وادی 1میگوید در هرکاری تفکر کن وبه من یاداده که در هر مجلسی کمتر سخن بگویم واگر هم خواستم چیزی بگویم اول فکر کنم .همسفر ندا:من وقتی وادی را خوندم به این نتیجه رسیدم وقتی خداوند که خالق همه ماست با اون همه عظمتش وداناییش تقکر کرد وما را خلق کرد چگونه من مخلوق انقدر خودم را بالا میدانم که وقتی میخواهم کاری کنم تفکر نمیکنم پس منم مسیر زندگیم باید این باشد .همسفر سمیه :من فکر میکنم تفکر کردن هم شرایط خاص خودش را دارد ووقتی حالمان خراب وقتی تفکر میکنیم تازه ساختار غلط واشتباه میسازیم وقتی بر میگردیم ومیبینیم یه جاهایی اشتباه قدم گذاشتیم بعد میبینیم تازه فکر هم کرده بودیم ودرصورتی که وقتی فکر میکنیم اشتباه فکر میکنیم .ساختار اشتباه وهمه چیز خراب میشود سپس باید وقتی حالمان خوب است فکر کنیم.سرکار خانم الهه در ادامه گفتند : تفاوت افکار وتفکر خیلی مهم است حجوم یه سری فکر بیهوده تفکر یعنی در مورد یک نقطه مهم ودرست باشد نه اینکه روی دیگری باشد بلکه روی خودمان باشد علت را درست پیگیر شویم .در وادی اول یاد بگیریم تا تفکر نکنیم قدم های مثبت بر نمیداریم وقدم های مثبت اگر قرار شد بردار یم وقتی عقلمون می رسد خودمون قدم بر میداریم وبعد با دعا جلسه را به پایان رساندیم.





نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 مرداد 1396 07:09 ق.ظ
سلام وخدا قوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم الهه عزیز وبه رهجوهای فعال از مشارکتهاتون لذت بردم وآموختم
شنبه 28 مرداد 1396 10:50 ب.ظ
فتانه جان خسته نباشید خدا قوت
شنبه 28 مرداد 1396 01:21 ب.ظ
خداقوت فتانه جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :