تبلیغات
همسفران عشق - کنگره ؛ بهشت روی زمین است ...
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد

«کنگره بهشت روی زمین است و این بهشت را حاضر نیستم با چیزی عوض کنم»

مصاحبه با کمک راهنما؛ همسفر خانم الهه

خدمتگزار در بخش سایت انگلیسی کنگره 60

 در کنگره 60 این بحر علم و عشق، همسفرانی هستند که با خدمت خالصانه شان، عشق را سرلوحه سفرشان کرده اند  و این عشق در عملشان، کلامشان و حتی نگاهشان موج میزند؛ عزیزانی که صدای کنگره را فراتر از مرزها به گوش انسانهای گم کرده راه میرسانند؛

به مناسبت  هفته سایت، گفت و گویی با کمک راهنمای محترم، همسفر خانم الهه که از خدمتگزاران عاشق در بخش سایت انگلیسی کنگره 60 هستند و در حال حاضر در شعبه سلمان فارسی اصفهان لژیون داردند، داشتیم و از سخنانشان بهره بردیم...


"تو نیکی می کن و در دجله انداز" تو نیکی می‌کنی و می‌روی ولی آن باعث می‌شود گره‌های خیلی خیلی کور، سردرگم از زندگی تو باز شود و این اتفاقی بود که بارها و بارها در زندگی من افتاده است؛ شرایطی را تجربه کردم که اصلاً شاید هیچ راه گریزی از آن نبود و راه‌حلی برایش وجود نداشت ولی حالم خراب نمی‌شد چون می‌دانستم که به برکت کاری که دارم انجام می‌دهم و مخصوصاً در سایت این گره باز می‌شود و می‌شد، ایمان داشتم که باز می‌شود و واقعاً بارها و بارها این اتفاق افتاده و من این را مدیون شخص آقای مهندس دژاکام و خانم مرجان عزیزم هستم.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و از نحوهٔ آشنایی‌تان با کنگره بفرمایید.

 سلام دوستان الهه هستم یک همسفر، خداوند را سپاسگزارم که با شما هستم و این هفته را خدمت شما و تک‌تک عزیزان که در سایت خدمت میکنند تبریک میگویم. از شما سپاسگزارم که ترتیب این مصاحبه را دادید، هفته سایت را ابتدا به آقای مهندس دژاکام عزیزمان، خانم مرجان عزیزم، مسئول هیات تحریریه سایت انگلیسی و همهٔ فعالان سایت در تمامی شعب و اعضای کنگره 60 تبریک میگویم.

آشنایی من با کنگره ۶۰ به سال 86 برمی‌گردد که با خانم مرجان عزیزم آشنا شدم، من و ایشان همکلاس کارشناسی ارشد بودیم و من تمام وقت از ایشان می‌آموختم، به لطف الله و یاری خانم مرجان به کنگره پیوند خوردم.

 

آغاز فعالیت شما در سایت از چه موقع و چگونه بود و چه شد که فعالیت در سایت انگلیسی را شروع کردید؟

در واقع از همان سالهای اولیهٔ آشنایی من با کنگره بود و خانم مرجان گفتند سایت انگلیسی کنگره 60 نیاز به همکاری دارد که متون از فارسی به انگلیسی ترجمه شود و در سایت انگلیسی قرار بگیرد و ما از همان موقع همکاری‌مان را با بخش انگلیسی سایت شروع کردیم، زمانی که خانم مرجان در اصفهان لژیون داشتند در وبلاگ اصفهان هم من ویراستاری می‌کردم و همینطور عکاس وبلژیون خودمان بودم.

 

 زمانی که مشغول به تحصیل در رشته زبان انگلیسی بودید، آیا تصویری از این روزها داشتید؟

 هیچ وقت زمانی که رشته زبان انگلیسی را به عنوان رشته دانشگاهی خودم انتخاب کردم فکر نمی‌کردم در چنین موقعیتی بتوانم خدمت کنم و در واقع برای من مایهٔ مباهات من هست که انگلیسی خواندم که بتوانم یک خدمت خیلی کوچکی را در این بخش انجام دهم.


احساس شما از اینکه مطالبی را ترجمه و به اشتراک می‌گذارید با کسانی که از لحاظ مرزی و جغرافیایی با شما فاصله دارند ولی به دنبال راه درمان هستند، چیست؟

این حس بسیار بسیار خوبی هست. در کنگره ۶۰، مذهب، رنگ پوست، جنسیت و خیلی چیزهای دیگر برایمان مهم نیست و آن چیزی که برای ما مهم هست این است که یک انسان از دام اعتیاد به رهایی برسد، فرقی نمی‌کند که آن انسان اروپایی باشد یا آمریکایی یا ایرانی، مسلمان هست یا نیست، این‌ها هیچ اهمیتی ندارد! وقتی که بدانیم مطلبی که ترجمه می‌شود، توسط یک شخصی که خیلی از این تعلقات یا همبستگی‌ها را شبیه ما ندارد ولی یک انسان است و می‌خواهد به رهایی از دام اعتیاد برسد و این پروسه برایش اتفاق می‌افتد، این بسیار بسیار شگفت‌انگیز و خوب است و حس بسیار خوشایندی است ضمن اینکه آقای مهندس به ما یاد دادند که "هر که از در درآمد نانش دهید و از ایمانش نپرسید"؛ این جمله گرچه خیلی کوچک است ولی بسیار جملهٔ بزرگی هست و به ما کمک می‌کند که طرز تفکرمان محدود به یک دین خاص، یک رنگ خاص، یک جنسیت خاص نباشد.

 

معیار انتخاب شما برای ترجمه مطالب چیست؟

ما معیار خاصی نداریم، تک‌تک مطالبی که روی سایت قرار می‌گیرد به نظر ما مطالب خوبی هستند و باید ترجمه شوند؛ در واقع آنچه که از دل بر می‌آید لاجرم بر دل می‌نشیند ولی در عین حال آن چیزی که به صورت روتین شاید انجام می‌شود، گزارش لژیون پزشکان هست که هر هفته توسط خانم مرجان عزیز (مسئول هیات تحریریهٔ انگلیسی) و همینطور صحبت‌های روزهای چهارشنبه آقای مهندس در آکادمی هست که ما سعی می‌کنیم که به صورت روتین در سایت قرار بگیرند، ضمناً مطالب دیگری هم از دلنوشته ها گرفته تا مقالاتی که در سایت فارسی از شعبه‌های گوناگون ارسال می‌شود، آن‌ها هم حائز اهمیت هستند و ما تا جایی که امکان داشته باشد به ترجمهٔ آن‌ها می‌پردازیم.

حس، چقدر در خدمت شما نقش ایفا می‌کند؟

حس خدمت حسی برگرفته از تفکر است، کسی که به تفکر خوبی برسد کم‌کم در ادامه به حس خوب می‌رسد. وقتی که من تفکرم این است که آنچه من میدانم، آنچه که من در زندگی‌ام دارم، همه به نوعی مدیون کنگره هست، آن‌وقت به این فکر می‌افتم که در مقابل این همه خدماتی که کنگره به من کرده است، منِ الهه چه کار کرده‌ام؟ و وقتی می‌بینم که کمترین کاری که می‌توانم انجام دهم این است که یک مطلبی را ترجمه کنم که یک نفر دیگر، در یک گوشه دیگر از دنیا که به این مطلب نیاز دارد، آن را بخواند و شاید جرقه‌ای از نور در زندگی این شخص ایجاد شود، آن‌وقت است که من هم لذت خواهم برد و مبنای تک‌تک کارهایی که در کنگره انجام می‌شود همین حس لذت و آن اختلاف پتانسیلی است که در وادی یازدهم به آن اشاره می‌شود و تا این اختلاف پتانسیل به وجود نیاید امکان حرکت و جوشش وجود ندارد.

 

 آیا تمام کلمات در مطالب کنگره قابل ترجمه هستند و از این بابت مشکلی ندارید؟

 سؤال جالبی است، ما خیلی وقت‌ها کلمات خاص و ترم‌های خاص خودمان را در کنگره داریم. در ابتدا که سایت انگلیسی فعالیت خود را شروع کرد، آقای سعید معینی خیلی‌هایش را انجام می‌دادند و خیلی‌هایش را ما همفکری می‌کردیم برای رسیدن به یک واژه خاص و این هم یک بخشی از زیبایی کار ما هست، نمی‌توانم بگویم کار سختی هست یا نیست؛ به نظرم می‌رسد چیزی که مهم است این است که مفهوم به درستی بیان شود و این کار را ما با همفکری همدیگر شاید روزها دنبال یک معادل درست برای یک کلمه می‌گردیم تا بتوانیم آن را به انگلیسی بگوییم، یک مثال ساده اگر بخواهم بزنم، فرض کنید کلمه‌ای داریم تحت عنوان دیده‌بان یا مرزبان، ورزشبان و اینکه این‌ها چطور معادل سازی می‌شوند بسیار کار لذتبخشی هست و در عین حال کار ساده‌ای هم نیست و به فکر زیادی نیاز دارد.


از حیطهٔ فعالیتتان بفرمایید و اینکه چند نفر با شما همکاری میکنند، آیا بعد از اطلاعیهٔ همکاری در سایت انگلیسی، برای همکاری استقبال شد؟

چندین ماه پیش بود که به دستور آقای مهندس، در بخش همسفران خانم مرجان و من درخواست همکاری در سایت را دادیم و از همسفرانی که در بخش انگلیسی مسلط هستند درخواست کردیم که با ما تماس بگیرند و ما الان در بخش همسفران، یک تیم 10 نفره هستیم. از تک‌تک عزیزان که در این گروه کار میکنند سپاسگزارم و به آن‌ها تبریک میگویم، مخصوصاً به خانم مرجان عزیزم که مدیریت این بخش هم بر عهدهٔ ایشان است، از همان موقع خیلی از همسفران به ما مراجعه کردند و تنها مشکلی که در این بخش داریم این است که دوستان ما ممکن است خیلی‌هایشان خودشان را مسلط به زبان انگلیسی بدانند و حتی در رشته زبان انگلیسی مدرک دانشگاهی، لیسانس یا فوق لیسانس داشته باشند یا درجات آیلتس یا تافل دارند ولی شما میدانید که ترجمه از فارسی به انگلیسی یک بحث تخصصیِ فنی هست و ما امیدواریم که همسفران دیگری به ما اضافه شوند تا بتوانیم این کار را قدری گسترده‌تر انجام دهیم.

  

بازدید از سایت انگلیسی چگونه است، آیا تا به حال نظر یا کامنتی شما را تحت تأثیر قرار داده است؟

 متأسفانه آمار دقیقی از بازدید سایت انگلیسی ندارم ولی به گمانم ما از کشورهای اروپایی و آمریکایی بازدیدهای زیادی داریم. کامنت خیلی خاصی را با آن مواجه نشدم ولی گاهاً افرادی بودند که وقتی مقالاتشان به انگلیسی ترجمه می‌شد، خود همان نویسندگان فارسی برای ما کامنت می‌گذاشتند به انگلیسی و ممکن بود که از نظر ساختاری یا گرامری خیلی درست نباشد ولی خیلی لذت‌بخش بود.

چگونه در زندگی خودتان و خدمت در کنگره تعادل ایجاد می‌کنید؟
من از همان ابتدا که وارد سایت انگلیسی شدم الگوی من راهنمای بسیار تا بسیار عزیزم خانم مرجان بودند، ایشان با تمام مشغلهٔ کاری، خانوادگی و حتی کمک راهنمایی و مسئولیت‌هایی که داشتند بین همه‌شان تعادل ایجاد می‌کردند و من یک وقت‌هایی می‌گفتم چطور می‌توانند این همه کار را در 24 انجام دهند! ولی فکر می‌کنم کار خیلی سختی نیست وقتی که آدم عاشق انجام کاری باشد و دوست داشته باشد که یک کاری را انجام بدهد به‌هرحال خودبه‌خود شکل می‌گیرد و من چون تمام زندگی خودم را مدیون کنگره هستم فکر می‌کنم که این خیلی طبیعی هست که بخشی از زندگی من هم صرف خدماتم در کنگره شود، برنامه‌ریزی می‌کنم برای کارم، مثلاً هفته‌ای سه روز فول تایم برای کارم، هفته‌ای یک یا دو روز برای ترجمه و بقیه کارها هم سر موقع و تایم انجام می‌شود و امیدوارم آقای مهندس بپذیرند و خداوند متعال از ما راضی باشند.

 

 آیا آقای مهندس شخصاً بر سایت نظارت دارند و آیا از تیم ترجمه رضایت دارند؟

بله (با بغض ادامه دادند) سحر جان من همیشه یاد منش و رفتار آقای مهندس که می‌افتم سخت منقلب می‌شوم، ایشان فردی بی‌نهایت قدردان هستند و باور نمی‌کنید من یک وقت‌هایی که تهران هستم، آقا طوری تشکر میکنند که من را خیلی تحت تأثیر قرار می‌دهد و بارها و بارها هم به من و هم به خانم مرجان گفته‌اند که من از کار شما راضی هستم و ما هم گفتیم جز رضایت شما که رضایت خداوند در آن است هیچ هدف دیگری را دنبال نمی‌کنیم. آقای مهندس راضی باشند خداوند راضی هست. خداوند انشاالله به ایشان سلامتی و طول عمر بدهد.

 بیشتر از ترجمهٔ کدام مطالب لذت می‌برید؟

هرکدام لذت خاص خودشان را دارند، روزهای چهارشنبه و صحبت دیده‌بان‌ها را که ترجمه می‌کنم لذتش خیلی برایم خاص است چونکه وقتی ترجمه می‌کنم با عمق بهتر و درک بهتری از مطالب روبرو می‌شوم و آن مطالب را بهتر می‌فهمم و این بارها اتفاق افتاده، انگار آن چیزی که می‌فهمم عمیق‌تر است (با بغض ادامه دادند) دل نوشته‌ها خیلی وقت‌ها من را به گریه می‌اندازد، یعنی وقتی که می‌بینی یک نفر زندگی‌اش در آتش می‌سوخته، در آتش جهل، در آتش منیت، در آتش ناامیدی و در آتش اعتیاد و او الان از این آتش ویرانگر رها شده، آدم را منقلب می‌کند و حس خاص خودش را دارد.

 

 لطفاً از ایمیل‌هایی که به دستور آقا به پروفسور ویلیام وایت می‌زدید بفرمایید و همینطور اگر خاطره‌ای در این مورد دارید؟

 ما وقتی کارمان را شروع کردیم در بخش ترجمه، موقعی بود که تازه آقای ویلیام وایت با کنگره آشنا شده بودند و آقای مهندس فرمودند برای اینکه این لینک ارتباط برقرار شود باید با ایشان مکاتبه داشته باشیم، آن زمان آقای ویلیام وایت مصاحبه‌ای را با آقای مهندس انجام داده بودند که بعد ما به دستور آقا به ایشان ایمیل زدیم و تشکر کردیم و ایشان وقتی جواب می‌دادند به‌هرحال خیلی ما را خیلی خوشحال می‌کردند و من یادم است که آن سال وقتی آقای ویلیام جواب ما را دادند، من باز یک ایمیلی به آقای مهندس زدم و با خوشحالی گفتم که آقای ویلیام پاسخ ایمیل مرا دادند. این حس خیلی خوبی بود و آقای مهندس جواب ما را دادند. من نوشتم که آقای مهندس من بی‌نهایت شما را دوستتان دارم، بعد آقای مهندس ایمیل را اینگونه پاسخ دادند: "به قول عین القضات، عاشق را حساب با عشق است، با معشوق چه‌کار!؟"

 از آرزوهایتان در راستای کنگره بفرمایید و دوست دارید از چه کسانی تشکر کنید؟

آرزویم برای خودم این است که تا وقتی قلبم میتپدو در هر حلقه ای که هستم در کنگره عاشقانه و خالصانه خدمت کنم و این برایم خیلی اهمیت دارد. امیدوارم خداوند هرگز این نعمت را از من نگیرد چون کنگره بهشت روی زمین است و این بهشت را حاضر نیستم با چیزی عوض کنم. اول از همه از خداوند سپاسگزارم که من را با کنگره آشنا کرد و این بزرگ‌ترین، بزرگ‌ترین و بزرگ‌ترین افتخار من بوده و هست و این که اجازه داد در کنگره بمانم و خدمت کنم، از آقای مهندس مرد شماره یک زندگی (نه تنها زندگی من) بلکه بزرگ مرد خیلی از افراد که من را پذیرفتند و اجازه دادند که خدمت کنم، از خانم مرجان عزیزم سپاسگزارم، همیشه مثل یک مادر، بهترین مادری، مثل یک دوست، بهترین دوستی، مثل یک خواهر، بهترین خواهری را در حق من انجام دادند، از آقای کامران شریفیان خیلی خیلی ممنونم، آن سال‌ها وقتی ما ترجمه می‌کردیم و فرصت ادیت کردن پیدا نمی‌کردیم آقا کامران زحمت ادیت کردن را می‌کشیدند و همینطور خانم مرجان، از آن‌ها بی‌نهایت ممنونم، (ادیتهایی که از ویلیام وایت بود و ما به انگلیسی ترجمه می‌کردیم) یک جایی ویلیام وایت در یکی از مقاله‌هایشان نوشته بودند "می‌توانیم یک نکته از کنگره 60 یاد بگیریم و اینکه یک کاری کنیم که مردم بازیگر باشند نه قربانی! " و این خیلی حرف بزرگی است، عمق و معنا دارد. از همه عزیزانی که در بخش سایت خدمت میکنند، مسئولین سایت، از دوستان و عزیزانی که در گروه انگلیسی به ما کمک میکنند و ما میدانیم با تمام مشغله‌ای که دارند ترجمه را در الویت قرار می‌دهند و در مقابل خدمتی که قبول میکنند مسئولیت‌پذیر هستند و تمام سعی‌شان را میکنند که ترجمه‌ها را به موقع تحویل ما بدهند و از همه عزیزانی که در بخش فارسی زحمت می‌کشند؛ ممنونم. من بارها گفتم که کار کردن در بخش سایت، یک خدمت کاملاً با چراغ خاموش ولی با برکت بسیار زیادی هست یعنی به چشم نمی‌آید اما مهم و شگرف است چون آقای مهندس سالهای پیش فرمودند گرچه اسمش هست دنیای مجازی ولی مجازی نیست و از هر حقیقی هم حقیقی‌تر است و خدا را شاکریم که الان با اولین جستجوی شما در گوگل، چیزی که موتور جستجو به شما تحویل میدهد (در زمانی که دارید در مورد اعتیاد سرچ میکنید) نام کنگره 60 هست. من یادم است سال گذشته خانمی از تهران روی وبلاگ خودمان (وبلاگ همسفران عشق) نوشته بودند که شوهر من مصرف کننده شیشه هست و حالش بسیار خراب بود و ایشان خواسته بودند که تو را به خدا چه کار کنم چون خانواده‌ام نمی‌دانند، بسیار منقلب و من از ایشان خواستم ایمیل بزنند و بعد تلفن کردند به من و جالب است از طریق وبلاگ آشنا شدند با کنگره 60 و ساکن تهران بودند و بعد آدرس گرفتند. از ایشان خواستم برای اینکه راهنما انتخاب کنند به یکی از شعبه‌های تهران مراجعه کنند، این هنوز توی ذهن من هایلایت هست چون یک خدمتی را در کنگره روی سایت انجام می‌دهی و ممکن است صدها یا هزاران نفر بازدید کننده داشته باشد ولی ممکن است یک یا دو نفر کامنت بگذارند، مهم نیست چند نفر کامنت می‌گذارند و مهم این است که چه گره ای از زندگی یک نفر باز شده و این گره ای که الان از زندگی یک نفر باز شد، این بارها و بارها گره‌هایی را از زندگی ما باز خواهد کرد! "تو نیکی می کن و در دجله انداز" تو نیکی می‌کنی و می‌روی ولی آن باعث می‌شود گره‌های خیلی خیلی کور، سردرگم از زندگی تو باز شود و این اتفاقی بود که بارها و بارها در زندگی من افتاده است؛ شرایطی را تجربه کردم که اصلاً شاید هیچ راه گریزی از آن نبود و راه‌حلی برایش وجود نداشت ولی حالم خراب نمی‌شد چون می‌دانستم که به برکت کاری که دارم انجام می‌دهم و مخصوصاً در سایت این گره باز می‌شود و می‌شد، ایمان داشتم که باز می‌شود و واقعاً بارها و بارها این اتفاق افتاده و من این را مدیون شخص آقای مهندس دژاکام و خانم مرجان عزیزم هستم.

 

از احساستان در مورد این کلمات بفرمایید.

 لژیون همسفران عشق: لژیون عاشقان خدمت

 خانم مرجان: خودِ عشق

 زبان انگلیسی: (با لبخند) آنچه که من را به کنگره 60 پیوند داد.

 خانم آنی: همسفر عشق

 پروفسور ویلیام وایت: بزرگ مرد

 کنگره 60: بهشت، به فرموده آقا وقتی بهشتیان به هم می‌رسند میگویند:  قالو سلاما سلاماً، آنها جز سلام و سلامتی یکدیگر چیزی را نمیخواهند.


اشتراک خدمت‌ها در کنگره چیست و صحبت پایانی شما؟

آقای حکیمی در یکی از صحبت‌های اخیرشان گفته بودند که هر چقدر انسان به دنبال آرامش بیشتری باشد باید جایگاه‌های بالاتری را در کنگره لمس کند، آن‌وقت آرامش بیشتری نصیبش می‌شود؛ هرچه خدمت بیشتر، آرامش بیشتر، در واقع آن خدمتی نیست که ما داریم به کنگره انجام می‌دهیم. من در صحبت‌هایم گفتم وقتی که دارم در سایت فعالیت می‌کنم ظاهر قضیه این است که من دارم به کنگره خدمت می‌کنم ولی باطن قضیه این است که من با عمق بیشتری مطالبی که هست را درک می‌کنم و از این بابت بی‌نهایت سپاسگزارم از آقای مهندس که اجازه دادند من در این بخش فعالیت کنم و اینکه همیشه و همیشه بزرگواری و قدرشناسی این مرد بزرگ برای من خیلی خیلی عجیب بوده و هست و امیدوارم خداوند عمر باعزت و سلامتی به ایشان بدهد و برای خودم یک آرزو می‌کنم و اینکه شاگرد خوبی برای آقای مهندس و خانم مرجان عزیزم باشم، از شما سحر جان تشکر می‌کنم، از کسانی که این مطلب را در سایت قرار می‌دهند تشکر می‌کنم، از عکاسان، وبلاگ نویسان و همه عزیزانی که عاشقانه و خاموش خدمت میکنند سپاسگزارم و میدانم که هر کس که نداند، خداوند داند و رنج دست! برای بنیان کنگره 60 و خانواده عزیز و بسیار محترمشان آرزوی سلامتی و توفیق می‌کنم و همه عزیزان را به خداوند بزرگ می‌سپارم.

 

کمال تشکر را دارم از شما بابت اینکه عاشقانه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید و برای شما سلامتی و سعادت را از خداوند متعال خواستارم.


تهیه و تنظیم مصاحبه: همسفر سحر

عکاس: همسفر راضیه

وبلاگ نمایندگی نیک آباد

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 مرداد 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()
همسـفر مــرضیـه نمایندگی شادآباد
یکشنبه 15 مرداد 1396 06:36 ب.ظ
خدا قوت خانم الهه عزیز
اجرتان فضل و رحمت الهی
شنبه 14 مرداد 1396 09:14 ب.ظ
خدا قوت خانم الهه عزیز!مثل همیشه پاسخ هایتان پرقدرت و کامل بود!دستمریزاد
خدا قوت خدمت خانم سحر و خانم شهرزاد عزیز
مرضیه(سلمان فارسی)
شنبه 14 مرداد 1396 04:31 ب.ظ
با عرض خدا قوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم الهه عزیز بسیار لذت بردم تشکر از خانمها سحر ؛راضیه وخانم نگین عزیز
همسفرزهرا
شنبه 14 مرداد 1396 10:51 ق.ظ
با عرض سلام وخداقوت خدمت خانم الهه عزیزوگلم.احسنت
همسفرطاهره
جمعه 13 مرداد 1396 01:06 ب.ظ
با سلام و خدا قوت و خسته نباشید خدمت راهنمای بزرگوارمان خانم الهه عزیزم و خانم سحر عزیز بسیا تا بسیار لذت بردم
جمعه 13 مرداد 1396 08:35 ق.ظ
خداقوت الهه عزیز دوستت دارم
جمعه 13 مرداد 1396 08:35 ق.ظ
خداقوت الهه عزیز دوستت دارم
konkori97
پنجشنبه 12 مرداد 1396 07:13 ب.ظ

دلم به عشق تو باز آنچنان که می‌دانیست
به شوق صحن و سرایت شبم چراغانیست
دوباره در نفسم می‌دوند آهوها
درون سینه‌ام انگار دشت حیرانیست
دلم عجیب گرفتست رو به پنجره‌ات
هوای عاشقی‌ام تا همیشه بارانیست
مگر نسیم تو هر صبح بشکفاندمان
اگر نه حاصل این بادها پریشانیست
به شوق خلوتی از آن ضریح شش گوشه است
که گاه گوشه صحن تو سوز پنهانیست
همیشه شاعرتان بوده‌ام، حرم به حرم
کبوتر غزلم لهجه‌اش خراسانیست
زبان مادری عاشقان دلتنگت
همان نگاه غریبانه‌ای که می‌دانیست

سلام می‌کنیم به امام رضا(ع) ، در آستانه‌ی ولادت امام رئوف ، امام رضا(ع) هستیم و دلهایمان را از همین‌جا راهی مشهد الرضا می‌کنیم و به امام رئوفمان سلام می‌کنیم. سلام به همه شما مخاطبین نازنین این وبلاگ که این روزها در حال و هوای عید میلاد نفس می‌کشید. سلام به کسانی که دلشان سرشار از شوق زیارت است. سلام به همه آنهایی که این روزها مشهد هستند و زائر امام رضا(ع) هستند.
در ایام دهه کرامت دلی را به پنجره فولاد امام رضا(ع) گره بزنید.

{ولادت مولایمان ابالحسن، علی بن موسی الرضا(ع) را تبریک می‌گویم}

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ‏، وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ، صَلاَةً كَثِیرَةً تَامَّةً زَاكِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِكَ‏»

التماس دعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :