همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد

به نام قدرت مطلق

یاد الله در هر جا ، یاد خود از قطره به اقیانوس است
دوشنبه 25 اردیبهشت ماه 1396 لژیون همسفران عشق به استادی خانم الهه و دبیری خانم زهرا


دستور جلسه : وادی نهم ( نقطه تحمل ) و سی دی مستان

گاهی سر یک نفر را در آب فرو می برند و هر یک دقیقه ایی ، دو دقیقه ایی یک بار سرش را از آب بیرون می آورند و می خواهند ببینند ظرفیتش چقدر است ! یک وقتهایی هم زندگی به جایی می رسد که اصلاً نمی گذارند از زیر آب بالا بیایی ، همانجا تو را نگه می دارند ؛ چرا این کار را با ما می کنند ؟ اصولاً هدفمند است ؛ هدف این است که اگر قرار باشد شمشیری  برّنده باشد ؛ آهن  را در آتشی با دمای 1400 درجه نگه می دارند آهن را داغ می کنند و بعد در آب سرد فرو می برند و این کار را بارها تکرار می کنند چقدر شوک وارد می کنند و چقدر آن را تحت فشار می گذارند ؛ چرا ؟ ... چون اگر آن را تحت فشار نگذارند ؛ آن شمشیر ، قوی نمی شود ؛ آن کلام ، نافذ نمی شود ؛ آن حس ، نافذ نمی شود

 

   روز دوشنبه به علت حضور راهنمای عزیزمان در شعبه امین گلی و خدمت ایشان در جایگاه استادی ، لژیون ؛ کار خود را با مشارکت اعضاء شروع کرد .

ابتدا اعضاء در مورد وادی نهم ، نقطه تحمل ؛ مشارکت کردند .

همسفر سمیه : نقطه تحمل ؛ همان جایگاه یا ظرفیت یک نفر است . برای رسیدن به یک جایگاه باید فرآیند زمانی را در نظر گرفت و همچنین یک سری شرایط دیگر را . این طور نیست که بگوییم ما می خواهیم به فلان خواسته برسیم و فوراً هم به آن برسیم .برای مثال ؛ وقتی صبر کردیم و پارامتر زمان را طی نمودیم به رهایی دست پیدا کردیم . شاید قبلاً خیلی جاهای دیگر رفته بودیم ولی هیچ نتیجه ایی برای ما نداشت و دریافتیم که طی کردن آن یازده ماه برای رهایی یک مسافر از دام اعتیاد لازم وضروری است .

همسفر شهرزاد : سی دی ظرفیت و شخصیت از آقای امین را گوش می دادم که ارتباط با دستور جلسه نقطه تحمل دارد . من به عنوان یک همسفر باید چه کار کنم که نقطه تحمل در من بالا برود و ظرفیت به وجود بیاید ؟ ؟ ... آقای امین فرمودند : چیزی را انسان می خواهد در آن ظرفیت پیدا کند باید از آن محروم باشد . وقتی که از آن محروم بود و در اختیارش نبود ؛ ممکن است دچار خشم ، کینه ، نفرت و ... شود . چون انسان به خواسته اش نمی رسد و می گوید : خدایا تلاشم را بیشتر می کنم ، تلاشت را بیشتر می کنی ولی نمی دهد ، دوباره بیشتر کار می کنی و نمی دهد ، دچار ناامیدی می شوی ؛ کمی دیگر تلاش می کنی و باز هم نمی دهد شروع می کنی به ناسزا گفتن ، تو عادل نیستی ! تو انصاف نداری ! ... همه این حسها که به وجود می آید نشانه اش این است که من ظرفیتش را ندارم . اگر به من نداد آن چیزی را که من با تمام وجود می خواستم ولی دچار این حسها نشدم یا حداقل این حس را در درون خودم مهار کردم و دیگر به دنبالش نرفتم ؛ آن موقع ظرفیت شکل می گیرد . وقتی انسان دچار خشم می شود ، موقعی که خشم خود را فرو می برد دلش می سوزد ، دلش به درد می آید و این دل درد و این سوزش دل ؛ همان ظرفیت است که دارد به وجود می آید . معمولاً کَندن و گود کردن با درد همراه است ؛ با سوزش همراه است و این درد و سوزش دارد یواش یواش ظرفیت را به وجود می آورد .

همسفر ثریا (2) : چند سال اول زندگی ؛ درآمد کمی داشتیم و بعد از مدتی درآمد همسرم بسیار بالا رفت . اکنون که چند ماهی است از رهایی مان می گذرد ؛ مسافرم می گوید : من ظرفیت آن درآمد بالا را نداشتم برای همین از آن درآمد در مسیر ضدارزشها (مصرف مواد مخدر ) استفاده می کردم و خدا را شکر که با درمان در کنگره 60 به این تشخیص رسید ه اند که پول خود را در چه راهی خرج کنند .

همسفر زهرا (2) : در اول ازدواجمان ؛ سرمایه ایی داشتیم و توانستیم خانه ایی بخریم . بعد از دو ماهی بنا به شرایطی خانه به صاحب قبلی داده شد ، ما آن سرمایه و پول زیاد را در مسیری سرمایه گذاری کردیم و در ادامه ؛ ورشکست شدیم ... حالا متوجه می شوم که آن موقع ، من ظرفیت خانه دار شدن را نداشتم شاید به دلیل احساس تفاخر و ... الان هشت سال است مستأجر هستم و با صاحب خانه های مختلفی روبرو شده ام ! از خداوند می خواهم هر وقت این ظرفیت را پیدا کردم ما را صاحب خانه کند .

شاید بارها با خود فکر می کردم که چرا من ؟ چرا چنین شخص مصرف کننده ایی دچار من شده است ؟ ! ... این شرایط را لعنت خداوند می دانستم در حالی که الان متوجه شده ام که اینها رحمت خداوند بوده اند ؛ چرا که چنین شرایطی به وجود می آید تا نقطه تحمل بالا رود و ظرفیت شکل گیرد اینها همه در جهت بزرگ شدن ، رشد و تعالی ما هستند .

همسفر سمیه : قبل از ورود به کنگره در مقابل رفتار فرزندانم خیلی زود عصبی می شدم . اگر فرزندم شروع می کرد به گریه کردن ، خیلی زود عصبی می شدم و من بیشتر از او داد و فریاد می کردم ؛ ولی خدا را شکر به واسطه آموزش ها توانسته ام نقطه تحمل خودم را بالا ببرم . الان هنگامی که فرزندم گریه می کند و بهانه های بیخود می گیرد سعی می کنم سکوت کنم ، عکس العمل بدی از خودم بروز ندهم و او هم بعد از اینکه کمی این کار را انجام می دهد خود به خود آرام می شود ! گویی بچه ها هم به این نتیجه رسیده اند که با داد و فریادهای بیخود نمی توانند مرا عصبانی کنند . البته این ساختار هنوز به صفر نرسیده ولی همین که به صفر نزدیک شده ، در آرامش خودم و فرزندانم بسیار موثر واقع شده است .

همسفر شهرزاد : بالا بردن نقطه تحمل در هر کاری هم سخت است و هم سهل . مثلاً مسافران کنگره برای مصرف نکردن مواد مخدر باید با در نظر گرفتن پارامتر زمان و کم کردن داروی درمان  زیر نظر راهنمای خود ، نقطه تحمل خود را در این مقوله بالا ببرند و ما همسفران هم در بسیاری از مسائل باید این کار را انجام بدهیم . گاهی اگر مسافرم گریز می زد دچار خشم و ناراحتی می شدم ؛ ولی با خودم که فکر می کنم می بینم خودم مثلاً در یک مسأله ایی دچار وسواس فکری بودم ( چک کردن گاز ) و موقع بیرون رفتن از خانه  این کار را چندین بار انجام می دادم . با وجود این همه آموزش هنوز نتوانسته ام این وسواس فکری را کاملاً از بین ببرم ؛ پس اول باید سعی کنم نقطه تحمل خود را در مسائل مختلف تغییر دهم  چون وقتی خودم تغییر کردم خواه ناخواه ذرات اطراف من هم تغییر می کنند .

همسفر ندا : آقای امین در یکی از سی دی ها می فرمایند : اگر ما در زندگی با مشکلی روبرو می شویم حتماً ظرفیت آن را داشته ایم ؛ پس ما هم حتماً ظرفیتش را داشته ایم که خداوند یک مصرف کننده مواد را در زندگی ما قرار داده است . اوایل ازدواج فکر می کردم همسرم باید در همه امور به من کمک کند ولی بعد سعی کردم توقع خود را کم کم پایین بیاورم و ظرفیت خودم را به مروز زمان بالا ببرم و توقع بی جا از اطرافیانم نداشته باشم .

همسفر زهرا (1) : اوایل که به کنگره می آمدم و خانم الهه تأکید می کردند سی دی ها را بنویسید ، برایم خیلی سخت بود چون سالها بود که از درس ، کتاب ، نوشتن و ... دور بودم ؛ باید چندین مرتبه سی دی را عقب و جلو می کردم تا یک کلمه را بنویسم و خلاصه از زیر این کار یعنی سی دی نوشتن درمی رفتم . اما الان مدتی است که این کار را انجام می دهم ؛ با تمرین و ممارست  هم خطم بهتر شده و هم می توانم یک جمله را کاملاً گوش کنم و بعد آن را بنویسم . در واقع دیگر مثل قبل چندین بار سی دی را عقب و جلو نمی زنم .

در ادامه همسفران ، خانم ندا و خانم زهرا (1) در مورد سی دی مستان مشارکت کردند .

یاران دست راست که کارهای ارزشی انجام می دهند  سیستم شبه افیونی آنها درست است و از تعادل لازم برخوردارند ، یاران دست چپ انسانهای نامتعادلی هستند و سیستم شبه افیونی آنها درست کار نمی کند و دچار مشکلاتند و با جهل و ناآگاهی مشکلات را برای خودشان درست می کنند ، گروه سوم سابقون یا پیشی گرفتگان هستند که آنها در شرایط بسیار بسیار مناسبی هستند و از بقیه سبقت می گیرند . چیزی که بین یاران راست و سابقون هست این است که سابقون از خمر بسیار بالایی برخوردارند و سیستم شبه افیونی بسیار قوی دارند .

مسئله مِی و مستی در فرهنگ عرفان و معنویات بوده است. مستی حالت خاصی بوده است. وسیله ای که شخص را به مستی می رساند به عنوان مِی یاد میشد و آن حالت ، مستی نام داشت.  به این خاطر از مِی و مستی یاد می کنند که در فرهنگ معنوی لغت دیگری نداشتند بنابراین مجبور بودند از فرهنگ عامیانه آن را قرض بگیرند .

همه چیز به  خمر بستگی دارد. در افراد مصرف کننده می دانیم که وقتی مواد به وی نرسد چه وضعیت نابسامانی پیدا می کند. انسان های معمولی هم ممکن است دچار این مشکل بشوند و سیستم خمرشان درست کار نکند . برای همین است که با مراجعه به روانپزشک و مصرف خمر مصنوعی یا قرص ، خمر خود را بالا می برند تا به تعادل برسند . بنابراین خَمر درونی بسیار بسیار مهم است . اینکه حیوانات جراحاتی که برمی دارند درد را تحمل می کنند بخاطرخمر درونیشان است . مرفین داروئی بسیار قوی برای تسکین درد است اما اگر بخواهند یک حیوان را بیهوش کنند از مرفین استفاده نمی کنند با دینورفین بیهوشش می کنند که دهها برابر از مرفین قویتر است . این دینورفین بطور طبیعی در بدن انسان تولید می شود به همراه خمرها و چشمه های متعددی از خمرها که در بدن انسان هست . اگر سیستم شبه افیونی یا خمر درونی کار نکند ، شخص به نوعی بدبخت است. حتی اگر تمام ثروت دنیا را داشته باشد باز هم هیچ چیز برایش معنایی ندارد . مثل‌اینکه روغن چربی خود را از دست بدهد یا آتش گرمی خود را از دست بدهد و یا آب رطوبت خود را از دست بدهد . پس اگر خمر درونی درست کار نکند می شود از یاران دست چپ.  این موضوع در افراد مصرف کننده به وضوح قابل مشاهده است. وقتی شخص نشئه است همه چیز مرتب است و حتی با بچه خود با مهربانی رفتار می کند. اما اگر خُمار باشد با بچه خود دیگر مهربان نیست. پس خمر یا مِی دو نوع شد: یک مِی بیرونی مثل شراب و یک خمر یا مِی درونی که در بدن تولید می شود. پس هرچه جسم سالمتر باشد یعنی ورزش کند ، تحرک داشته باشد ، از تغذیه مناسب برخوردار باشد ، می تواند سیستم ایکس مناسبی را بوجود بیاورد. مسئله بعدی جهان بینی است. جهان بینی مناسب باعث می شود سیستم ایکس مناسبی داشته باشیم . هیچ کس فکرش را نمی کند که جهان بینی، بر روی جسم و روان تاثیرگذار است . دیندار بودنِ درست و تفکر و اندیشه کاملا روی جسم تاثیر می گذارد. پس اگر می خواهی جزء اصحاب و یاران یمین باشی باید یک سری کارها را انجام ندهی . از آفت هایی که باعث می شود خمر درونی بهم بخورد و چشمه های خمر را خشک کند  گمان کردن ، قضاوت کردن ، تجسس و تفحص در امور دیگران ، غیبت ، دروغ گفتن ، خبرچینی و ... است که در حرمت کنگره و وادی ها به این ضدارزشها اشاره شده است. در کلام اله آمده است : آیا دوست دارید که از گوشت برادر مرده خود بخورید؟ یعنی گمان بد، تجسس و غیبت کردن مساوی است با خوردن گوشت مرده برادر خود . با این رفتارها سیستم ایکس، جهان‌بینی و مِی درونی خود را خراب می‌کنیم. همچنین در مورد کسانی که ایمان آورده اند می گوید که قوم دیگر را مسخره نکنید شاید از شما و قوم شما بهتر باشند . و خودتان را عیب نکنید ، بدی خودتان را نگوئید و خودتان ، خودتان را تحقیر و کوچک نکنید و همدیگر را به اسم و لقب بد صدا نزنید.

تمام کارهای ما توسط حس تصویرسازی و برنامه ریزی می شود . قبل از انجام عمل ، حس است که تصاویر را خلق می کند . مثلا شاگرد ، رهایی خود را تصویرسازی می کند و در ادامه با حرکت به آن می رسد. حس هیچ وقت نباید آلت دست هرکس بشود در آن صورت از قوه آن به جهت نیروهای بد بهره برداری می شود. گاهی اوقات حس ما آلت دست دیگران قرار می گیرد که در این صورت مورد بهره برداری نیروهای منفی است . نباید بگذاریم دیگران حس ما را تخریب کنند و به بازی درآورند.

همسفر شهرزاد : در سی دی مستان در مورد خمر صحبت شده و طبق آموزشهایی که در کنگره گرفته ایم ؛ دو چیز باعث تخریب این سیستم می شود : 1- مواد مخدر   2- افکار منفی و مخرب

من همسفر خیلی وقتها با افکار مسموم و مخرب به جسم و روان خودم ضربه زده ام ؛ مثلاً اگر یک بی احترامی از اطرافیانم می دیدم آنقدر ذهن خودم را درگیر این موضوع می کردم ، آنقدر انرژی خودم را در این راه تلف می کردم که شب تا صبح نمی توانستم بخوابم و در اثر تخریبی که به سیستم x خود وارد کرده بودم حتماً باید از قرص خواب استفاده می کردم تا بتوانم بخوابم ؛ ولی خدا را شکر با آموزشهای جهان بینی توانستم تا حدودی این افکار منفی را مهار کنم و بدون نیاز به هیچ قرصی ، راحت و آسوده بخوابم .

همسفر زهرا (2) : قبل از کنگره با هر حرفی خیلی سریع اشک در چشمانم حلقه می زد . هنگامی که دیگران با هم صحبت می کردند فکر می کردم در مورد من صحبت می کنند . با آمدن به کنگره روی خودم کار کردم و الان وقتی می بینم دیگران دارند غیبت می کنند یا کسی را سرزنش می کنند سعی می کنم خودم را کنار بکشم و برایم مهم نباشد که آنها دارند چه می گویند ؟ ! ... اینگونه کمی توانسته ام کمی روی خط خمرم کار کنم و آن را در جهت بهبودی هدایت کنم . حتی گاهی در محل کار ممکن است رفتار دیگران باعث رنجش خاطرم شود ولی با خود می گویم من که یک کنگره ایی هستم و در حال آموزشم نباید از او ناراحت شوم ؛ او بیمار است که رفتار ناشایستی از خود نشان می دهد و سعی می کنم به دل نگیرم .

همسفر ثریا (1) : قبل از ورود به کنگره ، وقتی مهمانی می رفتم اگر کسی نیشی یا زخم زبانی می زد در فکر فرو می رفتم ، شب تا صبح آن حرف در ذهنم مرور می شد و شاید تا دو سه روزی حالم بد بود ! ... خدا را شکر وقتی به کنگره آمدم آموزشها اینقدر روی من تأثیر گذاشت که الان دیگر این حرفها و صحبتها برای من اهمیت ندارد ، با شنیدن این حرفها حالم به هم نمی ریزد و خیلی راحت از این حرفها می گذرم .

همسفر پروین : قبل از کنگره اگر ساعت هشت و نیم ، نه صبح می شد و هنوز کسی زنگی نزده بود ؛ خودم بلند می شدم و شروع می کردم به این طرف و آن طرف زنگ زدن ، از این خبر گرفتن و به دیگری خبر دادن و ... ولی خدا را شکر الان طوری شده که همه تعجب می کنند از این که من غیبت نمی کنم ، دیگران را سرزنش نمی کنم و ... قبلاً اگر حرف بی ربطی از کسی می شنیدم خیلی سریع عکس العمل نشان می دادم ، جوابش را می دادم و حتی شب تا صبح هم خواب نداشتم  ولی الان در مهمانی ها هر حرفی زده شود ، هر اتفاقی هم که بیفتد خیلی راحت از کنارش می گذرم ؛ شب هم راحت می خوابم و بسیار آرامش دارم و به تبع این آرامش ، مسافرم و فرزندانم هم آرامش دارند . ما اگر بخواهیم جزء یاران یمین باشیم باید بتوانیم از فشارهایی که در زندگی بر ما وارد می شود ، از سختی هایی که با آنها مواجه می شویم به آرامی و آگاهانه عبور کنیم تا کم کم در زمره یاران یمین قرار بگیریم . آرامشی را که امروز از آن بهره مندم مدیون آموزشهای کنگره ، خانم الهه عزیزم و شما هم لژیونی های خوبم می باشم .

همسفر زهرا (1) : قبلاً وقتی از حرف یا رفتار دیگران ناراحت می شدم جوابی نمی دادم ولی هنگامی که به خانه می رفتم ؛ ذهنم درگیر بود که من باید این جواب را می دادم ، باید آن جواب را می دادم ، باید فردا بروم و جوابش را بدهم و ... ولی خدا را شکر به کمک آموزشها توانسته ام بر افکار منفی خود غلبه کنم و راه راستی و درستی را در پیش بگیرم .

همسفر شیرین : افکار بر جسم انسان تأثیر بسیار زیادی می گذارند . امکان دارد فردی دچار یک بیماری باشد و سالیان سال با آن بیماری زندگی کرده باشد ؛ این بیماری با افکار منفی بیدار شده و چه بسا اگر افکار او پریشان نمی شد سالیان سال در صحت و سلامت زندگی می کرد .

خانم الهه ، راهنمای عزیزمان با آمدن از شعبه امین گلی ، اینگونه آغاز سخن نمودند :

خداوند متعال را سپاسگزارم که باز هم اجازه داد با همدیگر باشیم . خانم لیلا خواهر هم لژیونی تان ، رهجویان ایشان و خواهر کنگره ایی های شما در شعبه امین گلی ، سلام رساندند . من هم خداوند متعال را سپاسگزارم که امروز برای من روز بسیار پر برکتی بود ؛ جلسه کمک راهنمایی و همچنین جلسه خصوصی همسفران در شعبه امین گلی را داشتیم و با آژانس که برمی گشتم مطلع شدم که پسر آقای راننده ، یک مصرف کننده است ؛ تا اینحا در مورد کنگره صحبت می کردیم و در پایان  ایشان  گفتند : مهم نیست که پسر من به کنگره بیاید یا نه ، همین که شما دست چهار نفر را می گیرید و به انسانها یاری می رسانید من برایتان دعا می کنم . انشالله که مسافر ایشان هم راه برایش باز شود و به کنگره بیاید .

بچه ها قدر کنگره را بدانید ، قدر آقای مهندس را بدانید ، قدر خواهر هم لژیونی های خود را بدانید و قدر کسانی را که به شما خدمت می کنند بدانید . نمی دانید کسانی که با کنگره آشنا نیستند و در کنگره نیستند ؛ چه مشکلات و مصائبی دارند ! ... انشاالله که سپاسگزار باشیم . انشالله که هر کدام از شما شجره طیّبه ایی شوید که بهترین ها برایتان اتفاق بیفتد .

در وادی هفتم گفته شد  رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است ؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می نماید . آقای مهندس فرمودند : وقتی وادی هفتم را فهمیدید وارد وادی هشتم می شوید و وادی هشتم می گوید : با حرکت ، راه نمایان می شود و با حرکتی که راه را برای ما نمایان کرد فهمیدیم که باید به جبران خسارت بپردازیم ؛ خساراتی که به سلول های بدن خودمان زده ایم ، خساراتی که به خانواده و جامعه خود زده ایم . آقای مهندس فرمودند : اگر کسی پیمان وادی هشتم را اجرا نکرده باشد این شخص نمی تواند وارد وادی نهم شود و نقطه تحملش بالا نمی رود . انشاالله که خداوند به همه ما کمک کند تا پیمان وادی هشتم را اجرا کنیم . حتماً مجوز آن را از آقای مهندس بگیرید و پیمان وادی  هشتم را ببندید .

برای بالا بردن نقطه تحمل ، دو پارامتر را باید در نظر گرفت : 1- تکرار منظم موضوع    2- در نظر گرفتن زمان . اگر کسی بتواند وادی نهم را انجام دهد یعنی صبرش زیاد شود ، تحملش زیاد شود ؛ می تواند وارد وادی دهم بشود یعنی می تواند صفت گذشته خود را تغییر دهد . پس باید از وادی اول شروع کند تا برسد وادی دهم یعنی من اگر دروغگو هستم ، اگر منیّت دارم ، اگر قضاوت می کنم ، اگر حالم خراب است من باید وادی نهم را در خودم ایجاد کنم تا کم کم این صفت در من تغییر کند پس وقتی تحمل بالا می رود صفت تغییر می کند مثلاً من زبان انگلیسی را نمی دانستم در اثر تکرار و تمرین و به مرور زمان ، ظرفیت و تحمل من نسبت به زبان انگلیسی بالا رفت و حالا زبان انگلیسی می دانم و هنوز هم در حال فراگیری هستم ؛ پس صفت ندانستن در من به صفت دانستن تبدیل شد . 

خانم الهه ، راهنما عزیزمان پیام وادی نهم را قرائت کردند و تو ضیحاتی را در مورد پیام این وادی دادند .

پیام برای کسانی که به دنیایی تازه قدم نهاده اند و به خویش خویشتن توجه می نمایند . بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین وسماء توجه کنید . با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد . آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم ودانه باارزش ، هم قوت کافی و هم سایبانهایتان برافراشته خواهد شد . پس آن کنید که فرمان است .

پیام برای کسانی که به دنیایی تازه قدم نهاده اند : منظور همه ماست که داریم سفر می کنیم ؛ سفری از ظلمت به نور ، از نادانی به دانایی ، از حقارت به سرافرازی و از نفرت به عشق . در این سفر باید به خویشتن خویش توجه کنیم یعنی باید شروع کنیم روی خودمان کار کردن . دیگر وقت آن رسیده که دانسته ها را به عمل درآوریم تا به حال سی دی نمی نوشتید ؛ حالا شروع کنید به نوشتن سی دی . بچه ها زمانی می رسد که می بینید خیلی به خودتان بدهکار هستید ! آن وقت نمی توانید بدهی های خود را جمع و جور کنید . شروع کنید و از سخن به نقطه عمل درآئید ؛ پس دیگر کی می خواهید عمل کنید ؟ بر زمین و سماء دقت نمائید . در کنگره گفته می شود کارها الگوبرداری است از طبیعت ، از حیوانات ، از گیاهان ( سبز شدن را از گیاهان بیاموزید ) . وقتی وجودتان باارزش و امن می شود که از ضدارزش ها فاصله بگیرید . حالا وقتی به زمین و سماء نگاه کردم ، دقت کردم ، از آنها یاد گرفتم و عمل کردم ؛ پاداش این کار به من برمی گردد در زمان خودش و در مکان خودش .

تو نیکی می کن و در دجله انداز     که ایزد در بیابانت دهد باز      

تخم و دانه با ارزش بکار ، بذر پوک و بی ارزش نکار یعنی درست حرکت کن ؛ زیاد وقت نداریم باید  حرکت کنیم پس کی می خواهیم عمل کنیم ؟ هنگامی که این کار را انجام دادید هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی تأمین خواهید شد ؛ دیگر لازم نیست بگویید : ما پول نداریم ، ما خانه نداریم و ... اگر شما ظرفیتش را داشته باشید حتماً به شما می دهند . اگر بذری را که کاشته اید بذر خوبی بوده ، حتماً به تو می دهند بخیل که نیستند . پس هیچ چیز را به دست نمی آوریم مگر با تلاش و سعی خودمان .

حالا رابطه این پیام با وادی نهم چیست ؟ می گوید : به زمین و آسمان ؛ خوب نگاه کنید ، درختان را نگاه کنید که حتی با تگرگ شدید باز هم استوار و محکم می ایستند . پس محکم بودن را از طبیعت یاد بگیرید . گاهی سر یک نفر را در آب فرو می برند و هر یک دقیقه ایی ، دو دقیقه ایی یک بار سرش را از آب بیرون می آورند و می خواهند ببینند ظرفیتش چقدر است ! یک وقتهایی هم زندگی به جایی می رسد که اصلاً نمی گذارند از زیر آب بالا بیایی ، همانجا تو را نگه می دارند ؛ چرا این کار را با ما می کنند ؟ اصولاً هدفمند است ؛ هدف این است که اگر قرار باشد شمشیری  برّنده باشد ؛ آهن را در آتشی با دمای 1400 درجه نگه می دارند آهن را داغ می کنند و بعد در آب سرد فرو می برند و این کار را بارها تکرار می کنندچقدر شوک وارد می کنند و چقدر آن را تحت فشار می گذارند ؛ چرا ؟ ... چون اگر آن را تحت فشار نگذارند ؛ آن شمشیر ، قوی نمی شود ؛ آن کلام ، نافذ نمی شود ؛ آن حس ، نافذ نمی شود .

آقای مهندس در وادی دوازدهم می گویند : اگر می خواهی صبر کردن را یاد بگیری برو درخت بکار ؛ چون وقتی درختی را کاشتی ؛ می بینی که چقدر طول می کشد آن درخت رشد کند و صبر کردن را از آن می آموزی .

همسفر سمیه پیام انتخابات از آقای مهندس را به سفارش خانم الهه ، راهنمای عزیزمان قرائت کردند .

از شما می خواهم که در انتخابات شرکت کنید . خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کند مگر آنکه آن قوم ، خودشان به تز کیه و پالایش اقدام کنند و سرنوشت خودشان را تغییر بدهند . در جهان امروز برای تصمیم گیری ؛ دو عامل وجود دارد یا باید صندوق رأی تصمیم گیری کند یا با تفنگ ، راه سومی وجود ندارد . بنابراین همه ما باید در هر جامعه ایی هستیم در رأی گیری شرکت کنیم و باید نظر خودمان را بدهیم ؛ وظیفه ماست که نظر خودمان را بدهیم . جوامع و انسانها برای رأی دادن باید ذره ذره به بلوغ فکری برسند مثلاً گفته می شود در رأی گیری تقلب می شود باید به بلوغ فکری برسیم به عنوان مثال در کشورهای همسایه رأی گیری می کنند اما می بینید که صندوق رأی گم شده و همه را به سرقت برده اند ؛ به آنها کمک کرده اند و اسلحه داده اند که با اشرار بجنگند اما اسلحه را داده اند به تروریستها یعنی فساد مالی ، در چنین کشورهایی رأی گیری مثل کشورهای پیشرفته نیست ولی باید کم کم تمرین کنند . الحمدلله رأی گیری در کشور ما مناسب تر و بهتر است و اصلاً قابل قیاس نیست .

خانم الهه : همه ما موظف هستیم در انتخابات شرکت کنیم . مهم نیست که به چه کسی رأی می دهیم ؛ مهم این است که برویم رأی بدهیم و یک تغییری ایجاد کنیم . بنابراین طبق دستور آقای مهندس  اگر می خواهیم صفت گذشته را تغییر دهیم ( البته این تغییرات باید اندک اندک ایجاد شود ) پس بروید و رأی بدهید .

همسفر ثریا (2) : قبل از کنگره اگر کسی از شخصیتم انتقاد می کرد خیلی بهم می ریختم ولی خدا را شکر با آمدن به کنگره الان به جایی رسیده ام که چه از من انتقاد کنند ؛ چه خوبی ام را بگویند ، دیگر برایم مهم نیست و دچار بهم ریختگی نمی شوم . خدا را شکر می کنم که این آرامش را از کنگره گرفته ام . انشالله که همه به آرامش برسند .

همسفر ندا : وقتی که افرادی را می دیدم که عارف هستند آرامشی که در آنها وجود داشت برای من جای سوال بود ولی با گوش کردن سی دی مستان متوجه شدم که آنها به دلیل اجرا کردن فرامین مثل دروغ نگفتن ، غیبت نکردن و ... باعث می شوند که سیستم خمرشان به خوبی کار کند و آرامش داشته باشند .

همسفر سمیه : همیشه بین همکارانم صلح برقرار می کردم و این کار باعث شده بود دچار منیّت شوم . در این چند روز با وساطت کردنم باعث شدم که همه کاسه کوزه ها بر سر من بشکند و من مقصر شناخته شوم این کار را ناشی از منیت خود می دانم و با اینکه این چند روزه خط خمرم دچار مشکل شده بود و به خوبی کار نمی کرد ولی بسیار خوشحال شدم که فهمیدم این کار من که خودم را از نظر عقلی برتر می دانستم ناشی از منیّتم بوده و با شناختن گره ها به قول خانم الهه ، نصف راه را پیموده ایم .

لژیون با دعای اعضاء پایان یافت .

دستور جلسه هفته آینده : سی دی معما

وبلاگ همسفران عشق ، لژیون خانم الهه ، نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

نگارش : همسفر شهرزاد




طبقه بندی: گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد، ترک اعتیاد، وادی نهم و تأثیر آن روی من،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()
آرزو.ص
جمعه 29 اردیبهشت 1396 12:16 ق.ظ
با تشکر از خانم الهه عزیز و اعضای لژیون.مثل همیشه مطالب پربار و آموزنده بود.
همسفر فاطمه
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 05:09 ب.ظ
باتشکر از مشارکت دوستان .تمام مشارکتها عالی بود وجواب خیلی از سوالاتم را در انها پیدا کردم .تشکر فراوان از خانم الهه عزبزم .هم از بیاناتتون در جایگاه استادی شعبه امین گلی استفاده بردم وهم در لژیون .ممنونم از خداوند که چنین استادی را در زندگیم قرار داد.
شهرزاد عزیزم گزارشت مثل همیشه عالی وبدون نقص وبسیار پربار
هسفر زهرا
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 11:15 ق.ظ
خدا قوت شهرزاد جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره وبلاگ
عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :