تبلیغات
همسفران عشق - بهاری جدید
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
چهارشنبه 23 فروردین 1396 :: نویسنده : همسفر فتانه

به نام خالقی که میداند وبس ... 

اکنون که شروع به نوشتن کردم با اشکهایم جمله جمله وکلمه به کلمه میگریم .باورم نمیشود با دل نوشته خودم هم گریه کنم ،دلم گرفته نمیدانم از خوشحالی زیاد است یا غم دیروز ؛بار خدایا سال جدید است ومن با ادم های جدید اشنا شدم با مکانی که مرا جدید کرد همه ی افکارم را عوض کرد امسال عید بهترین عیدی بود که من داشتم باورم نمیشد عید امسال باهمه ی سال ها فرق داشت چقدر دوست داشتنی بود ایامش چقدر زود تمام شد یادم است سال های قبل من هرروزش را با اشک اغاز میکردم وبا اشک به پایان میرساندم .همیشه استرس بر جان داشتم وهر دقیقه بحث وجنجالی که خودم هم نمیدانم از کجا اغاز میشد ولی امسال عیدی جدید بود انگار برای اولین بار شکوفه ها را میدیدم انگار برایم جدید بود برگ سبز درختان بعد سال ها بوی بهار را حس میکردم صدای اب را میشنیدم جالب است صدای پرندگان را میشنیدم چقدر لذت بخش بود انگار همه چیز نو شده خداوندا چه شده منکه همان انسانم اما همه چیز برایم تغییر کرده ،اگر خواب هم هست رویای شیرینی است نمیخواهم بلند بشوم من همسفری خسته دل شده بودم که حتی از خودم هم نفرت داشتم هر ثانیه ارزوی مرگ داشتم اما الان عاشق همه چیزم وبه هر چیزی حس جدید دارم برای زندگیم برنامه دارم خدایا این کنگره کجاست این ادم ها واقعا کیستن خداوندا این فرشته های زمینت با من چه کردند به روی هر سختی لبخند میزنم به هر مشکلی خوش امد میگویم دیگر فرار نمیکنم بلکه باان روبرو میشوم به هر نگاه بد لبخند زیبا میزنم خداوندا ایا من همان بنده دیروزم نمیدانم ،الهه فرشته زمین من است مرا از خواب بیدار کرد اومرا با زندگی اشنا کرد فرشته ای که در زمین است ومانند مادری مهربان وخواهری دلسوز کنارم .این فرشته مرا عوض کرد یادم است سالهای قبل از اسم عید میترسیدم از ایام تعطیلش از دید وباز دیدش از روز طبیعتش اما امسال عاشق هر ثانیه اش بودم هرروز برایم زیبا بود حتی اگر مشکل وسختی بود با ارامش به اونگاه میکردم وبا لبخند ان را حل میکردم همه چیز برایم زیبا شده منی که دیگر عاشق نبودم الان عاشق شده بودم خداوندا تو را سپاس .تورا سپاس که مرا با کنگره مکان امنت اشنا کردی جایی که در ان فرشته های زیادی است تا امثال من خسته دل را درمان کنن وبا دنیای زیبا اشنا کنن ؛من فکر میکردم دنیا به پایان رسیده هر روز طلب مرگ میکردم باورم نمیشد بتوانم لبخند بزنم باورم نمیشد بتوانم ببینم بازهم زیبایی های خداوند را باورم نمیشد بتوانم بشنوم صدای زیبای طبیعت را باورنمیکردم بتوانم مانند بچه ها باز هم شور وحال داشته باشم ،اما توانستم بازهم شد باز هم شد من کودک درونم را بیدار کنم بازهم شد حس زیبایم را احساس کنم خداوندا چقدر خوشحالم زندگیم عوض شده حس و حالم ؛بیدارشده،امادلم گرفته برای ادم هایی که میدانم به درد من دچارن ولی خبر از این مکان معجزه گر ندارن دلم برای خواهرانی که بیرون این مکان مقدسن میگرید کاش خداوندا همه با این مکان اشنا شوند وبه ارامش درونی برسند وبتوانند بار دیگر مانند من زنده شوند .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :