همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
چهارشنبه 19 خرداد 1395 :: نویسنده : همسفر افسون

به نام دوست

در ابتدای جلسه استاد ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان فرمودند: رمضان از مصدر رمض می آید به معنی سوختن و این سوختن یک صور اشکار دارد و یک صور پنهان.

در باب صور آشکارش سعدی می فرماید:   این شکم بی هنر پیچ پیچ

                                                 صبر ندارد که بسازد به هیچ!

در ماه مبارک رمضان می آموزیم که هراندازه گرسنه شدیم و هر واکنشی که بدنمان نشان می دهد، بدان اهمیت نداده و تا هنگام ازان مغرب چیزی نخوریم. آقای مهندس در این باره فرمودند به ازای هر کیلوگرمی که به وزنمان افزوده می گردد بدنمان باید هزاران کیلومتر رگ و عصب برای آن ایجاد کند و از طرفی پمپاژ خون که توسط قلب انجام می گیرد باید برای محدوده ی بیشتری این کار را انجام دهد و این کار بدن را خیلی مشکل می کند چون به قلب و ریه و کبد و سایر احشاء بدن، فشار بیشتری وارد می شود.

استاد تاکید فرمودند که دوستانی که در لژیون اضافه وزن دارند هرچه سریع تر در صدد رفع این مشکل برآیند.

در این ماه در صور پنهان هم موجب اتفاقات خوبی رخ می دهد چون ما سعی می کنیم که از ضدارزشها دورتر شویم. گاهی به اشتباه تصور می کنیم که خیلی از ضدارزشها دوریم

مثلا تصور می کنیم که منیت نداریم اما داریم.

در لژیون خانم مرجان بعضی از رهجوها می گفتند ما وقتی دست نفسمان را می خوانیم خیلی گریه می کنیم اما من گفتم وقتی متوجه حقه های نفسم می شدم می خندم.

استاد با ذکر مثالی فرمودند که من هنوز گاهی هنگام حقه ی نفس، خودم را گیر می اندازم وبا خودم فکر می کنم که صور ظاهر و باطنم با هم هماهنگ نیست. آقای مهندس در این باب می فرمایند: فقط در انسان ممکن است صور ظاهر و باطن متفاوت باشد و با دست پس می زند و با پا پیش می کشد! وقتی انسان خودش، خودش را به چالش بکشد خیلی خوب است و باید خدا را شکر کنیم. وقتی مچ خودمان را می گیریم ابتدا خیلی آزرده می شویم چون اصولا تزکیه با درد و رنج همراه است.

پس باید بدانیم که روزه گرفتن در صور ظاهرش جسم ما را پالایش می کند و در صور پنهانش نفس را تربیت کرده و موجب تزکیه می شود.

در ساعات پایانی روز که به افطار نزدیک می شویم بدن ما تازه و سرحال می شود چون سیستم تولید مواد شبه افیونی در بدنمان شروع به ترشح می کنند، در واقع همان اتفاقی که در بدن مسافران می افتد، در بدن ما هم رخ می دهد!

من سالیان زیادی با این که روزه می گرفتم، از اختلالات هورمونی بدنم رنج می بردم.

اما پس از آموزش های کنگره وقتی در ماه مبارک روزه می گرفتم، علیرغم این که در سال های اول به خاطر ضعیف بودن چشمم آب می خوردم، تمامی مشکلات هورمونی ام برطرف شد. روزه از صفر تا صد است یعنی هرکس با توجه به وضعیت جسمانی اش می تواند چند درصد روزه بگیرد.

باید از آمدن ماه مبارک رمضان و مواهبش خشنود باشیم.انشاا... برایتان مبارک باشد. سال گذشته در این ماه به دو تا از خواسته هایی که خیلی برایم مهم بود رسیدم. هنگام سحر و افطار یکدیگر را دعا کنید.


همسفر شهلا: گاه ما تصور می کنیم که فقط باید از انجام کارهای بد خود داری کنیم در صورتی که بعضی وقت ها انجام کارهای به ظاهر نیک، ما را بیشتر دچار مشکل می کند!

در هفته ای که گذشت من به همین دلیل و چون مچ خودم را گرفتم، حال خوبی نداشتم. همیشه فکر می کردم که مادر نمونه ای هستم اما متوجه شدم که در برخی شرایط، انجام دادن بدون تفکر کارهای خوب هم تخریب ایجاد می کند!

 استاد فرمودند: وقتی مچ خودمان را می گیریم نباید مایوس شویم. باید خدا را شکر کنیم که به ما لطف کرد تا مشکل و ضعف خود را پیدا کنیم و در جهت برطرف کردنش حرکت کنیم.

آقای امین می فرمایند وقتی اشکال را پیدا می کنیم مثل این است که متوجه شویم که یک دیوار نمناک شده است. زمانی که محل نشت آب را بیابیم در واقع پنجاه درصد مشکل را حل کرده ایم.

گناه، هرز رفتن انرژی است. دروغ گفتن، غیبت کردن و امثالهم باعث ازبین رفتن انرژی ما می شوند. یافتن دلیل هرز رفتن انرژی بخش مهمی از حل مشکل است.  

استاد در ادامه فرمودند: هفته ی گذشته تولد یکسال رهایی افسون و مسافرش را جشن گرفتیم. تولد بسیار باشکوه و پرانژی بود.

خانم الهه تاکید فرمودند که پنجشنبه هایی که تولد داریم حتی الامکان همه شرکت کنند.

همسفر افسون: این جشن برای من حس بسیار خوبی به همراه داشت. سال گذشته هنگام رهایی مان آنقدر منقلب شده بودم که فقط توانستم یک جمله صحبت کنم، فقط گفتم امیدوارم این حالی که الان دارم را همه تجربه کنند. امسال با توجه به فرموده ی خانم الهه که گفتند متوجه باش که مخاطب اصلی تو، دوستان سفر اولی هستند، انگیزه ی بیشتری برای صحبت کردن داشتم. خانم الهه در تمام لحظات خوب، لحظات سخت و در واقع در تمام لحظات خاص زندگی من حضور دارند.

استاد: به افسون برای قبولی در امتحان کمک راهنمایی تبریک میگوییم. دلیل موفقیت او احترام و فرمانبرداری از راهنما بود. خوشبختانه در لژیون ما همه همین گونه هستند و برای همگی آرزوی سلامتی می کنم.

همسفر فاطمه: در مورد فرمایش استاد که تاکید کردند همه حضور داشته باشیم باید بگویم راهنمای مسافرم هم به ایشان گفته بودند که وقتی از شما می خواهم که در جشن تولد کسی شرکت کنید، اگر این کار را انجام ندهید در واقع به راهنمای خود بی احترامی کرده اید.

پنجشنبه در شعبه ی دیگری مراسم داشتیم اما به محض تمام شدن مراسم به دلیل فرمایش خانم الهه، سریع خودم را به جشن یک سال رهایی خانم افسون رساندم چون می دانم که هر زمان به دستور خانم الهه عمل نکردم خیلی ضرر کردم. تولد خانم افسون را مجددا تبریک می گویم و از آن جشن خیلی انرژی گرفتم.

همسفر شهلا: من هم از ماه مبارک رمضان برکات زیادی گرفته ام، رهایی ما و شروع سفر برادرم در این ماه بود. تولد خانم افسون را تبریک می گویم.

همسفر مریم: دو سال به خاطر بیماری که داشتم پزشک معالجم گفته بود که نباید روزه بگیرم. بعد از دو سال آقای مهندس فرمودند که می توانید درصدی روزه بگیرید و من خیلی از این بابت خوشحال شدم.دعا کنید که امسال بتوانم روزه هایم را کامل بگیرم.

همسفر زهرا: من هم ابتدای ورودم به کنگره در این ماه مبارک بود. اولین روز علیرغم خستگی زیاد با اصرار برادر مسافرم به اینجا آمدم. وقتی که آمدم حالم خیلی بد بود اما هنگام بازگشت به منزل خیلی امیدوار بودم.

دستور جلسه ی این هفته سی دی فریضه مهندس دژاکام با مشارکت همسفران ادامه یافت.

همسفر مریم: در این سی دی آقای مهندس بیشتر در مورد محبت صحبت می فرمایند. این مکالمات بین شاگرد و استاد است.

شاگرد: بسیار دلتنگ هستم ولی برای حل مشکلات کوشش می کنم. استاد:شما دلتنگی نکنید. محبت تنها به لمس و سخن نیست. محبت درسی هست که حتی انتها و آغاز مشخصی ندارد. برای همه ما روشن بوده و هست که محبت و علاقه ی انسان ها به یکدیگر قابل بیان نیست. خوشحال هستیم که مشکلات، چهره ی خود را به شما و همه نشان می دهند. باید روزنه ها را کشف و در پیشبرد کار سعی و کوشش نمایید. مطمئن باشید که راه شما و راه مستقیم و با هدف شما همسو خواهد شد.

ابتدای سی دی آقای مهندس در باره ی چند موضوع صحبت کرده، می فرمایند ما باید مثل نیروهای نظامی و مثل زنبور عسل و مورچه ها و پرندگان باشیم و همواره تلاش و کوشش کنیم. ما باید در تمام سطوح کنگره دائما کار کنیم. به محض کوتاهی کردن دچار مشکل می شویم.

در این سی دی مهندس در مورد تولدها می فرمایند هیچکس حق ندارد تا پایان تولدها عکس بگیرد. همه باید آوای تولد را بخوانند. نباید در جلسه همهمه باشد.

در مورد اعتیاد می فرمایند روی سه مولفه باید کار شود: جسم، روان و جهان بینی. برای درمان بسیاری از بیماری های دیگر هم باید این سه مولفه اصلاح شود. جسم مربوط به شاخه ی فیزیولوژی و علم است. روان به روانپزشکی و روانشناسی مرتبط است و جهان بینی مربوط به دیدگاه و تفکر و اندیشه ی انسان است.

مکتبی که برای جهان بینی در نظر گرفته شده مکتبی است که کاملا الهی بوده و برگرفته از کتاب آسمانی است. در کتاب 60درجه از سه سمبل صحبت شده است. یکی سمبل نیروی الهی که استاد سردار هستند. یکی سمبل جسم و علم است که استاد سیلور می باشند و دیگری یعنی روان که از علم و جهان بینی نشات گرفته، استاد رعد هستند.

اینها را نباید با هم مقایسه کنیم. مهندس می فرمایند آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. اینجا انسان به ظرف تشبیه شده است. اگر ظرفش پر از محبت و نیکی باشد محبت دارد و در غیر این صورت ظرف انسان تهی است. محبت به سخن نیست و اگر از کسی خوشت نیاید نمی توانی به هیچ قیمتی به او محبت کنی. محبت یک حس و یک سری امواج خاص است که باید مثل چشمه جوشان باشد. محبت صوری و قراردادی و قابل خریدن نیست. هیچکس نمی تواند که فقط به یک نفر محبت داشته باشد. کسی که عشق و محبت در وجودش باشد همه ی هستی را دوست دارد.

در این سی دی آقای مهندس می فرمایند که تمام مشکلات با تلاش و کوشش خودمان حل می شود. زمانی ما مشکلات را نمی دیدیم و حسش نمی کردیم و راه و هدفمان را نمی دانستیم. اگر مسیر و هدفمان در صراط مستقیم باشد همه با هم همسو می شوند.

هرکاری دو موضوع دارد. یکی نحوه و چگونگی آن کار و دیگری هدف. به عبارتی میتوان گفت سه ضلع دارد: یکی خود موضوع، دیگری هدف و سوم چگونگی آن.

همسفر ثریا: در مورد زمین کنگره می خواستم بگویم. مسافرم برای این منظور چکی داده بود که من خیلی نگران پاس شدنش بودم و زمانی که مطمئن شدم که پاس شده خیلی خوشحال شدم و خدا را شکر کردم.

استاد فرمودند در این شرایط اقتصادی ممکن است برای برخی از ما سخت باشد که برای زمین کنگره کمک کنیم و من می دانم که بعضی ها از هزینه ی غذا و پوشاک و هزینه های اولیه ی زندگی شان می زنند تا این کار را انجام دهند اما انجامش می دهند. در همین لژیون فردی بوده که چند سال با یک لباس به کنگره می آمده اما کمکش را ترک نکرده است.

همسفر زهرا: مهندس می فرمایند در بعضی مکاتب معتقدند که هدف وسیله را توجیه می کند یعنی برای رسیدن به هدف هر کاری را انجام می دهند. ما این را نمی پذیریم و معتقدیم که روش و چگونگی رسیدن به هدف، بسیار مهم است.

مهندس می فرمایند دیروز داشتم کتابی می خواندم که جمله ای از آن برایم خیلی جالب بود: هرگز به نیکی دست نیابی مگر از آنچه دوست داری انفاق کنی. اگر از چیزی که دوست نداریم انفاق کنیم، برای خودمان چندان حس خوبی ندارد.

همسفر شهرزاد: آقای مهندس فرمودند محبت باید مثل چشمه جوشش داشته باشد. محبت هیچ آغاز و پایانی ندارد. مهندس می فرمایند شاید ما خیلی چیزها را از لحاظ نظری بدانیم ولی در عمل انجامش ندهیم. شاید سواد بالایی داشته باشید اما به آنچه می دانید عمل نکنید.

در مورد آن بخش از فرمایشات مهندس که گفتند باید از چیزی که دوست دارید انفاق کنید من تجربه ی جالبی دارم. روزی فردی که مورد علاقه ی من نبود یک گلدان برایمان آورد. من ابتدا از این هدیه خوشحال نبودم اما وقتی دیدم بسیار زیباست از آن دهها قلمه گرفتم و به دیگران دادم و آن گل هر روز زیباتر و شاداب تر شد. هر وقت به این گلدان نگاه می کنم به یاد فرمایش آقای مهندس می افتم که از چاه هرچه آب بکشی زلال تر و گواراتر می شود.

در این سی دی مهندس فرمودند برای باورها ارزشی نیست یعنی شاید خیلی چیزها را باور داریم ولی در عمل متوجه انجامش نیستیم. گاهی در مورد یک ضدارزش، آگاهی داریم اما به نحوی آن را انجام می دهیم که خودمان متوجه آن نمی شویم. مثلا من در زمان تخریب هر وقت برای برادر همسرم که در طبقه بالای منزل ما زندگی می کنند میهمان می آمد، از روزنه ی چشمی درب نگاه می کردم و اگر پدر یا مادر همسرم به دیدن آنها می آمدند خیلی دلخور می شدم که چرا به منزل ما نمی آیند. هیچوقت فکر نکرده بودم که این کار تجسس است در حالی که می دانستم تجسس یک ضدارزش است. روزی خانم الهه در این باره مثالی زده فرمودند چطور است که وقتی فرضا هواپیمایی از یک کشور دیگر برای جاسوسی به آسمان کشور ما تجاوز می کند، ناراحت می شوید اما خودتان در زندگی خود این کار را انجام می دهید؟! این صحبت جرقه ای در ذهن من ایجاد کرد تا متوجه رفتار اشتباه خودم بشوم. از آن زمان به این فکر افتادم که جلوی چشمی درب را به نحوی مسدود کنم اما وقتی بیشتر فکر کردم با خود گفتم انجام این کار بیهوده است و بعد از آن سعی کردم از تجسس دوری کنم. گاهی ما تصور می کنیم که مسافرمان را رها کردیم ولی در عمل اینگونه نیستیم. در اوایل سفرمان، مسافرم دارویش را بدون استفاده از سرنگ و با بطری می خورد. من همیشه از این موضوع ناراحت بودم. روزی مشکل را با خانم الهه در میان گذاشتم و ایشان بلافاصله گفتند: به تو چه؟! و فرمودند برو برای برطرف کردن منیتت تلاش کن. این صحبت خیلی در من اثر کرد و پس از آن هرگز به نحوه استفاده ی مسافرم از دارو دقت نکردم و این کمک خوبی بود برای بهتر سفرکردن مسافرم. در حال حاضر حتی برای اعلام سفرکردن هم نمی دانم مقدار داروی مسافرم چقدر است!

استاد: کسانی که سفر دوم هستند برایشان واجب و ضروری است که مشارکت و اعلام سفر کنند. سفر اولی ها هم اگر از میزان مصرف داری مسافرشان اطلاع ندارند، مشکلی نیست، باید شوق اعلام سفر داشته باشند و این کار را انجام دهند با ذکر اینکه از میزان دارو اطلاع ندارم. بهترین سفر، سفر اول است اگر قدرش را بدانیم. شما سفر خودتان را بکنید و ببینید که خودتان چقدر تغییر می کنید آنوقت است که از سفرتان لذت می برید. سعدی می فرماید:

بدیدم عابدی در کوهساری        قناعت کرده از دنیا به غاری

چرا گفتم به شهراندر نیایی؟      که باری بندی از دل برگشایی

بگفت آنجا پریرویان نغزند        چو گل بسیار شد پیلان بلغزند!

آیت ا...مطهری در پاسخ این داستان گفته اند که هنر آن است که تو در شهر باشی و نلغزی نه این که به غار پناه ببری.

همسفر سمیه: من برای دورشدن از ضدارزشها تلاش می کنم اما این موضوع باعث تنهایی من در محل کارم شده است چون وقتی همکارانم دور هم جمع می شوند و غیبت می کنند آنها را ترک می کنم، به نوعی احساس تنهایی میکنم، همه از من دور شده اند!

استاد: مهندس همیشه می فرمایند که لزومی ندارد که همه ی بندهایتان را از بقیه ببرید. این نشانه ی منیت است. اما اگر حس شما درست باشد ممکن است که حتی روی حس آن ها هم اثر کند. بعدها ممکن است زمانی برسد که انسان احساس تنهایی کند. مولوی می فرماید:

دلا خو کن به تنهایی         که از تن ها بلا خیزد!

استاد خطاب به همسفر سمیه گفتند: این جو در نهایت به نفع تو برمی گردد اما الان هم که تنها هستی از این تنهاییت لذت ببر. سی دی مجنون استاد رعد و سی دی فرق نگاه را گوش کن.

رعد: درود و سلام بر نگهبان.چطورید و جهان را چگونه می بینید؟

نگهبان: جهان را با تمام مشکلاتش بسیار زیبا می بینم اما گاهی خود را تنها و دلتنگ احساس می کنم آن هم به دلیل دوری از شما.

رعد: در این حال که احساس تنها بودن می کنید باید بگویم من خود نیز تا مدت مدیدی تنها بودم و در تنهایی آنچه آموختم برابر تمام دوران حیات در زمین بود.

احساس این که در خود چگونه هستی بسیار زیبا دنیایی است که اکنون یافته ای و در این یافته های باارزش خود یاقوتی در گفت داری که آن هرگز از گفتت رها نخواهد شد و جاویدان می ماند و در دو یا چند جهان مورد استفاده ی نیکویی قرار می گیرد. در این راه شیطان از بهترین دوستان کمک می طلبد تا یاقوت را برباید. بایستی هوشیار باشی و با مروت عمل کنی.

همسفر زهرا: من قبل از آمدن به کنگره اگر در محل کارم از چیزی مثلا تلفن استفاده می کردم، هزینه اش را حساب و به شکلی جبران می کردم اما از وقتی به کنگره می آیم حساسیت و وسواسم نسبت به این قبیل مسایل بیشتر شده است. علاوه بر این وقتی برای کسی کاری انجام می دهم ترجیح می دهم که از من تشکر نکنند که دچار منیت نشوم.

استاد: وقتی شما به کسی محبت می کنید اولین مرحله قدردانی او این است که زبانی از شما تشکر کند. نیت مهم است.

من هم هیچوقت از تلفن دانشگاه استفاده نمی کنم و حتی برای تماس با دانشجویان هم از تلفن همراه خودم استفاده می کنم ولی اگر به هر دلیلی مجبور شوم که از تلفن دانشگاه استفاده کنم، مشکل خاصی ندارد. اگر این کار به وسواس تبدیل شود باید بدانیم که وسواس ریشه در منیت دارد.

همسفر ثریا: مهندس می فرمایند کسی که محبت داشته باشد مثل یک چشمه ی جوشان است اما کسی که محبت نداشته باشد مانند بک بطری نوشابه است.محبت صوری و قراردادی نیست.

همسفر فاطمه: در این سی دی استاد به شاگرد می گویند: شما دلتنگ نشوید چون با تلاش شما مشکلات خودشان را به ما نشان می دهند. این برای من خیلی جالب بود و فکر می کنم ریشه در وادی هشتم دارد که با حرکت راه نمایان می شود. تا وقتی حرکت نکنیم مشکلات وجود دارند اما ما متوجه آنها نیستیم و پس از حرکت آنها را می بینیم و برای حلشان تلاش می کنیم.

همسفر مریم: آقای مهندس می فرمایند اگر ما محبت را درک کنیم می توانیم از زندگی لذت ببریم.

همسفر ثریا: مهندس فرمودند در مورد مسایل مذهبی تنبلی نکنیم.

استاد از پنج نفری که از لژیون همسفران عشق برای زمین و افطاری کنگره کمک کردند تشکر کرده و با دعا و در فضایی معنوی، جلسه را به پایان رساندند.

 

  

 

 





نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 خرداد 1395 09:04 ق.ظ
من از سخنان خانم الهه لذت می برم . موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :