همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری

بسم الله الرحمن الرحیم

این جلسه نهمین جلسه از دوره پنجاه و هفتم سری کارگاه‌های آموزش جهان‌بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستور جلسه وادی نهم و تأثیر آن روی من به نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری همسفر سمانه در تاریخ چهارشنبه 95/02/22 رأس ساعت 13:15 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان حسین هستم؛ حال من بحمدلله خوب است و امیدوارم حال شما هم خوب باشد.

چند نکته؛

دیروز جلسه شورای دیده‌بانان و اسیستانت ها بود. چیزی که در گروه خانواده مطرح شد، این بود که وقتی در گروه خانواده یا آقایان کسی می‌خواهد مرزبان، دبیر، نگهبان بشود، باید حداقل 6 ماه در کنگره حضور داشته باشد. شخصی که اصلاً در جلسه نبوده، اصلاً قابل‌قبول نیست که مرزبان، نگهبان یا دبیر شود.

نکته بعد در مورد ارتباط بیرون از کنگره است. ارتباط بیرون از شعبه با اسیستانت و ایجنت است. مثلاً مرزبانان نمی‌توانند خودشان با یک شعبه دیگر یا سیستم دیگر ارتباط برقرار کنند، اگر بخواهند بایستی با اسیستانت یا ایجنت هماهنگ شوند. مرزبان مستقیماً نمی‌تواند این کار را انجام دهد.

ما یک سلسله‌مراتب داریم و باید تابع آن باشیم. گروه مرزبانان خانواده یک اسیستانت دارند و باید هر کاری می‌خواهند انجام بدهند، از کانال اسیستانت وارد شوند. مرزبانان آقا هم همین‌طور.

نتیجه نهائی؛ دور زدن ممنوع.

مسئله دیگر؛

از زمانی که ما درمان سیگار را شروع کردیم، به نتایج خوبی رسیدیم. فضای کنگره به‌طورکلی عوض شد. درگذشته بین مسابقات تیرکمان و راگبی همه می‌رفتند و سیگار می‌کشیدند، در کنگره هم همین‌طور بود، مقابل درب ورودی شعب همه سیگار می‌کشیدند و این جلوه خوبی نداشت. الآن اگر عده‌ای درب کنگره سیگار می‌کشند، نمای خیلی بدی درست می‌شود.

من گفته‌ام کسانی که سیگار می‌کشند، نمی‌توانند مرزبان و نگهبان و دبیر شوند. الآن من مطمئن هستم که یک عده‌ای یواشکی سیگار می‌کشند. به بعضی از این افراد من فرصت 3 ماهه می‌دهم، نه اینکه درملأعام سیگار بکشند، پنهانی بکشند. من می‌دانم که این‌ها یک عذاب وجدان دارند. این سه ماه را هم من فرصت می‌دهم که حداقل این فشار وجدان از روی آن‌ها کم شود. این موضوع فقط مسئله تفکر و اندیشه است. درمان سیگار مثل آب خوردن است، البته با روش دی اس تی. اگر خارج از متد دی اس تی باشد، یک کار سخت و طاقت فرساست.

این افراد باید مسئله سیگار را حل کنند و مطمئن باشند که این کار را می‌توانند انجام بدهند.

دستور جلسه امروز نقطه تحمل است. وقتی نیرویی از کم شروع بشود و ذره‌ذره بالا برود، نقطه تحمل پدیدار می‌شود.

ما این قانون را می‌دانیم و باور داریم، ولی عملاً نمی‌خواهیم اجرایی کنیم. به‌طور مثال شما یک دیواری را با گل درست می‌کنید، براثر یک فشار این دیوار پایین می‌ریزد، اگر همین دیوار را با بتن درست کنید، به‌راحتی این دیوار خراب نمی‌شود.

تحمل دیوار گلی یک‌چیز است، تحمل دیوار بتنی هم چیزی دیگری است.

یک پل درست می‌کنیم، یک گاری رد می‌شود و پل تخریب می‌شود. ولی یک پل درست می‌کنیم، یک تانک از روی آن رد می‌شود، ولی این پل از جایش تکان نمی‌خورد. این به این دلیل است که نقطه تحمل این پل‌ها فرق می‌کند.

بعضی‌ها در کویر و نقاط گرمسیر زندگی می‌کنند و به گرما عادت دارند، بعضی‌ها اسکیمو هستند و در نقاط 50 درجه زیر صفر زندگی می‌کنند. اگر جای این دو را باهم عوض کنیم، خواهند مرد.

این در تمام سطوح زندگی طبیعی است.

یک‌چیزی در زندگی ما انسان‌ها به وجود آمده است به نام اراده و خواست. از این اراده و خواست استفاده هم می‌کنیم، شعار هم می‌دهیم و دیگران را هم ترغیب می‌کنیم. مثلاً می گوئیم: اضافه وزن داری؟ خوب، غذا کم بخور، کاری ندارد!

یا مواد مصرف می‌کنی؟ دیگر مصرف نکن، اراده داشته باش. بزرگان هم می‌گویند، اراده انسان باارزش است.

اراده قابل‌قبول، اراده یک حد و مرزی دارد، ما هر کاری بخواهیم انجام بدهیم، باید ازنقطه تحمل عبور کنیم.

دو ماشین با هم برخورد می‌کنند، راننده‌ها می‌آیند پایین و یکدیگر را می‌زنند. البته الآن بهتر شده. آنانی که یکدیگر را کتک می‌زنند و به هم می‌ریزند، در مقابل مشکلات نقطه تحمل ندارند.

همه افراد همین‌طور هستند. بعضی‌ها اگر یک مقدار برخلاف اعتقادشان صحبت کنید، به هم می‌ریزند، چون نقطه تحمل ندارند و این در مسائل سیاسی، دینی، روزمره، زناشویی، دوستی و شراکت و همه‌جا وجود دارد.

نقطه تحمل را یک‌مرتبه نمی‌توان تغییر دارد. باید در طول زمان این کار را انجام داد. ما خیلی کارها را قادر هستیم انجام دهیم، اراده شرط است، ولی طبق پارامتر زمان. ما می‌توانیم 5000 متر بدویم، ولی در طول زمان می‌توانیم بدویم.

در یک فیلم دیدیم که یک خانم 100 ساله در مسابقات شنا شرکت کرده بود، این زن چنان شنا می‌کرد که جوانان 20 ساله قادر به رسیدن به آن نبودند. این به خاطر کثرت در کار است.

یا یک خانمی 600 کیلومتر در آب شنا می‌کرد، خوب این به خاطر نقطه تحملش است.

بعضی‌ها در یک دریا شنا می‌کنند، ما هم در عرض استخر نمی‌توانیم شنا کنیم.

نقطه تحمل در برخوردهای ما هم هست. ما در کنگره چند کار انجام داده‌ایم که خودمان هم متوجه آن نیستیم.

یکی از این موارد، سوشیال فوبیا است، ترس اجتماعی. یک فرد وقتی می‌خواهد در مقابل 20 نفر صحبت کند، دچار استرس می‌شود. همه شما اوایل هنگام صحبت کردن، قاطی می‌کردید. یک معرفی ساده را نمی‌توانستید انجام دهید.

الآن بچه‌ها به مرحله ای رسیده اند که خیلی راحت مشارکت می کنند و صحبت می کنند، بدون اینکه استرس و ترس داشته باشند. حالا هزاران راه و روش وجود دارد که این ترس کنار گذاشته شود، و ما در کنگره این کار را انجام داده ایم.

ما نقطه تحمل را در مقابل مصرف نکردن، با تیپرینگ و پله های 21 روزه بالا می بریم.

در روابط فیمابین هم نقطه تحمل تغییر کرده است. الآن در ارتباطات داخل کنگره، نقطه تحمل خیلی بالا رفته است. یک تازه وارد، وارد لژیون می شود و شروع به می کند به چرندیات گفتن، ولی همه می گویند، ایرادی ندارد، این خوب می شود. در صورتیکه این اتفاق می توانست منجر به اتفاقات ناگواری شود.

یکسری موارد باعث شده است که عواقبش گردن ما را هم بگیرد. آگهی کرده بودند که در فرهنگ سراها، گروههای مردمی نباید حضور داشته باشند. گروه های مختلف آنقدر در سراهای محله، بی انضباطی و بی تربیتی کرده اند، که گفته اند که دیگر در سراهای محله حضور نداشته باشند، چون نقطه تحمل ندارند و پرخاشگری و بی انضباطی می کنند.

ولی ما در کنگره اینگونه نیستیم، یکدیگر را تحمل می کنیم. راهنما، شاگردانش را تحمل می کند. هم لژیونی ها یکدیگر را تحمل می کنند.

در زمان جنگ، بالای تانک یک قسمتی بود که اسمش برجک بود، وقتی برجک را می زدند، تانک منهدم می شد. این اصطلاح برجک زدن، در کنگره هم مرسوم است. یعنی راهنما برجک رهجو را می زند، بخاطر اینکه استقامتش را بیشتر کنند و با این کار پوست شاگردان کلفت می شود.

این نقطه تحمل در مسئله اعتیاد در نظر گرفته نشد، در درمان اعتیاد هم در نظر گرفته نشد، در خیلی از موارد هم در نظر گرفته نشد.

ما یک سفید داریم و یک سیاه. سفید از همه رنگ ها روشن تر است، سیاه هم از همه رنگ ها تاریک تر است. بعضی ها می گویند یا سفید یا سیاه، در بین اینها چیزی نیست. ما می گوئیم بین سفید و سیاه، هزاران هزار رنگ وجود دارد.

ما نمی گوئیم، روزه بگیر یا روزه نگیر و اگر روزه گرفتی گرد و خاک وارد گلویت شد و سرت را زیر آب گرفتی، روزه ات باطل است. این درست است، البته برای افراد استاندارد.

ولی ما می گوئیم شما که 30 یا 40 سیگار می کشید، به جای 30 نخ سیگار، 5 نخ بکشید. در ملاء عام سیگار نکشید. ما با همین قانون توانستیم کاری بکنیم که اکثر بچه ها روزه کامل بگیرند.

30 سال  تمام سلول ها به موادمخدر عادت کرده اند، ما یک اشتباهی می کنیم و اینکه خیال می کنیم که ما یک گوشت و استخوان هستیم. هیچوقت به این سیستم به عنوان میلیاردها موجود زنده نمی کنیم. در صورتی که صد هزار میلیارد سلول در مغز ماست و هر سلول به این موادمخدر عادت کرده است. هر سلول میتوکندری دارد که مرکز و نیروگاه سلول است، همه اینها با موادمخدر جزء بافت ما شده اند. هزاران میلیارد سلول هم در سراسر وجود من هست، تا دیروز همه اینها را به موادمخدر عادت داده ام، حالا می خواهم یک روزه موادم را قطع کنم. خوب این باعث سکته می شود.

یکی از بچه ها که برای رهائی امروز من آمده بود، می گفت: من انواع و اقسام بیماری ها را داشتم، چون بحث نقطه تحمل را رعایت نکرده بود.

چرا می گوئیم سفر اول 11 ماه است؟ چون طول عمر هر سلول 11 ماه است. ما با این پروسه سلول ها را تربیت می کنیم و تغییرات در آنها ایجاد می کنیم، تا سلول هایی که جدید ساخته می شوند، بهترین کارایی را داشته باشند. بنابراین در طول 11 ماه، تمام سلول های از رده خارج می شوند و سلول های جدید و آکبند جای آنها را می گیرد.

سلولی که باعث بیماری پروستات می شده و همیشه خراب بوده، نسل بعدی آن هم خراب بوده، ولی ما آمدیم با این روش سلول را تربیت و ترمیم کردیم و سلول جدید با بهترین کارایی جای آن را گرفته و بواسط این موضوع بیماری ها برطرف می شوند.

همه اینها بخاطر نقطه تحمل است. اگر ما ناگهانی این کار را انجام بدهیم، مشکل ایجاد می شود. نقطه تحمل در تمام مسائل روزمره ما نقش دارد، کار، اقتصاد، تربیت، عبادت، ستایش و ..

ما باید همه اینها را در نظر بگیریم، نقطه تحمل فقط برای مصرف موادمخدر و دویدن نیست، برای تمام شئونات است و باید در همه جا این نقطه تحمل را در نظر گرفت.

هرکاری بخواهیم انجام بدهیم، باید به آن زمان بدهیم. ما درس را از طبیعت می گیریم، چون مادر ما طبیعت است.

ضربه هایی که باعث شوک می شود و طبیعت به آنها عادت ندارد، طبیعت را نابود می کند.

طبیعت عادت به ضربه و زلزله ندارد، ولی اگر یکمرتبه زلزله بیاید، طبیعت را نابود می کند.

باران خوب است، ولی به جای خودش. ولی اگر در وسط تابستان باران بیاید، تمام درختان و زمین ها را نابود می کند.

تغییرات ناگهانی در هر قسمتی برای ما مشکل بوجود می آورد. اگر می خواهیم با یک نفر هم شریک بشویم، باید اول نقطه تحملش را در نظر بگیریم و سپس شراکت کنیم.

از اینکه به صحبت های من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم. 

منبع: کنگره 60 

نگارنده: مسافر احمد شریفیان

عکاس: سیروس







نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، کارگاه آموزشی، وادی نهم،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :