همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
چهارشنبه 28 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفر افسون

همسفر عفت: برداشت من از این سی دی این بود که هرچه دیگران از ما می بینند، نمایانگر درون ماست. به عبارتی از کوزه همان برون تراود که در اوست.

همسفر پروین: همان طور که آقای امین فرمودند استفاده از شربت اوتی و تهیه ی آن از کلینیک ها مانع ارتباط مسافران با مواد فروشان شد. از طرفی چون کیفیت تریاکی که آنان از فروشندگان مواد مخدر می گرفتند، خیلی متفاوت بود، کاهش پله ای و تدریجی اوپیوم، با مشکل مواجه می شد. 

در این سی دی آقای امین به افرادی اشاره می کنند که درونشان صاف و روشن است و اگر بزرگترین حرف ها را به ما بگویند ناراحت نمی شویم اما در مقابل برخی از افراد درونشان طوری است که یک جمله می گویند که تمام وجود مخاطبشان را می سوزاند! اگر به دیگران محبت داشته باشیم، حال خوش آن به خودمان برمی گردد و اگر کینه جو باشیم هم حال بدش گریبان خودمان را می گیرد.

همسفر فاطمه: سوال من در مورد یکی از فرمایشات آقای مهندس است که گفتند: یک جمله ی بعضی از انسان ها می تواند فیل را از پای درآورد. می خواستم بدانم آیا این برمی گردد به حال خراب گوینده ی آن حرف؟

خانم الهه: دستور جلسه ی امروز "سم"است. تریاق یعنی چیزی که سم را خنثی می کند. در قدیم اگر مار کسی را می گزید، برای درمانش از تریاک استفاده می کردند. تریاک داروی درمان بسیاری از بیماری ها بود. چیزی که داروی درمان است چه وقت می تواند نقش سم را ایفا کند؟ زمانی که به فردی که مصرف کننده نیست، مقداری تریاک می دهیم حالش را بد می کند اما برای فرد مصرف کننده، سم نیست.

قبل از این که اوپیوم تینکچر برای درمان مورد استفاده قرار گیرد و درمان پله ای با تریاک انجام می گرفت ممکن بود مسافری روی یک پله، تریاک خالصی خریداری کند و روی پله ی بعد که مقدار مصرفش هم کاهش یافته بود، تریاک ناخالصی بخرد و حالش خراب شود اما اوتی این حسن را داراست که در آن از تریاک خالص استفاده شده است. از طرفی چون محلول است می شود با سرنگ و با دقت بالا آن را اندازه گیری کرد.

آقای امین در این سی دی می فرمایند: خداوند در کلام اله میفرماید: به زمین نگاه کن، به ماه ، به ستاره ها نگاه کن و ببین چگونه خلق شده اند.

زمین خشک و کویر جاییست که در آن فقط مار و عقرب زهرآگینی زندگی می کند که سمشان کشنده است. اما اگر به سرزمینی که سرسبز و خرم است، مثلا در شمال کشور، شما می بینید که در زیر هر برگی هم یک حشره ای زندگی می کند، در همه جای آن سرزمین، زندگی جریان دارد. ممکن است مار هم وجود داشته باشد اما چون در محیطی که بارش وجود دارد زندگی کرده، سمش مثل مارهای کویر کشنده نیست.

محبت مثل باران سرزمین خشک وجود یک انسان را به سرزمینی سبز مبدل می کند. برخی از افراد هستند که آنقدر زمین وجودشان خشک است که کلامشان فیل را از پا در می آورد. حال ممکن است مخاطب آنها کسی باشد که این را بپذیرد و در خودش هضم کند. یعنی بفهمد که گوینده ی آن حرف، حال خودش بد و خراب است، درونش پر از نفرت است. بعضیها درونشان پر از کینه و نفرت است که فقط کینه و نفرت از درونشان بیرون می آید. حال اگر گوینده و شنونده هر دو حالشان بد باشد مثل آن است که دو مار سمی به هم رسیده اند.

اگر به طرح روی جلد کتاب 60درجه دقت کنید می بینید که درون انسان تصویر شده است. در درون ما آب هست، بیابان هست. حالا من هستم که شروع می کنم این نفرت و کینه و حسد و سایر ضد ارزش ها را تبدیل به آب و روشنایی می کنم یا این که به قول آقای مهندس، همان شازده ای باشم که بودم! برایم مهم نباشد که چه تاثیری در دیگران می گذارم. در کلام الله مثال می زند که اگر دانه ای را بر روی سنگ بیندازی، هرقدر به آن آب بدهی، کویر آن آب را می بلعد و مانع سبز شدن دانه می شود. آدم های بی ایمان این گونه اند، نه خودشان محبت دارند و نه پاسخ مناسبی به محبت دیگران می دهند! بلد نیستند شکر کنند. حالا اگر به دشت آبی برسانیم، پاسخ درخور می گیریم و آن سبزی و خرمی است.

بیابان همیشه مظهر کفر است چون آب را می خورد اما سرسبزی به بار نمی آورد. انسان هایی که شبیه بیابانند، محبت را می گیرند اما تصور می کنند وظیفه دیگران است که به آنها لطف و محبت کنند.

انسان باایمان کسی است که وقتی محبتی می بیند، به آن پاسخ می دهد، جبران می کند. کسی که بتواند شکر مخلوق کند، شاکر خالق هم هست. برای همین گفتیم برای تقدیر از آقای سبزه ای در جشن شرکت کنید چون دیده بان ها ستون هایی هستند که بنای کنگره بر شانه های آن ها استوار است.

وقتی می گوییم شکر، معنای آن این است که ما می بینیم که شما زحمت می کشید گرچه فشاری که تحمل می کنید را درک نمی کنیم.

چند عدد تخم ریحان که بکارید سه روزه جوانه می زند، درخت که بکارید، ده ساله میوه می دهد اما برای پرورش و تربیت انسان، صد سال زمان لازم است.

آقای سبزه ای دیروز فرمودند من از آقای مهندس پرسیدم که در این مراسم چه بگویم؟ ایشان فرمودند بروید و از زحمات همکارانتان صحبت کنید تا همه بدانند که وظایف دیده بانان چیست.

وظیفه ی ما این است که به هر میزان که برایمان مقدور است، از زحمات این عزیزان تشکر کنیم. شکر نعمت، نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند به این معناست که اگر من توانستم بدون چشمداشت ببخشم، برکت آن چندین برابر به زندگی من بر می گردد. کسی هم که سرزمین وجودی اش خشک باشد، از همه سرویس می گیرد اما هیچ چیز از او به کسی نمی رسد.

آقای مهندس می گویند اگر روزی کیفم را برداشتم و از کنگره رفتم، حسابم با کنگره صفر است. سیستم کنگره کار خودش را انجام می دهد اما ما باید خودمان برای خدمت، تلاش کنیم. انسان ها ممکن است خیلی بدذات باشند اما همه چیز بستگی به رفتار و واکنش ما دارد که چگونه با آن ها برخورد کنیم.  یک روز دو نفر از اساتید من در دانشگاه به دلیلی از یکدیگر دلخور شده بودند. یکی از آنها، دیگری را صدا زد و هرچه دلش خواست به او ناسزا گفت. آن فرد بدون این که پاسخی دهد، آنجا را ترک کرد. برای من این موضوع قابل درک نبود. استادم گفت تحمل کن! امروز بعد از شانزده سال می فهمم که نتیجه صبر او چه بود. امروزدر امریکا بهترین زندگی را دارد. اما آن استادی که واکنش بدی از خود بروز داده بود علیرغم این که نابغه بود در زندگی زناشوییش شکست خورد، دچار یک تصادف وحشتناک شد و زندگی اش زیر و رو شد. افرادی که سم تولید می کنند، در وحله ی اول، خودشان را مسموم می کنند. شما در هر شرایطی که باشید، چه دریا، چه کویر، چه بیابان و چه جنگل، نیرویی بالاتر از همه چیز وجود دارد که قدرت مطلق است که ناظر بر همه چیز است. بر مبنای قوانین فیزیک، هر کسی هر کاری که می کند چه خوب، چه بد، طبق قانون اول نیوتن به خودش بر می گردد.

همسفر زهرا: من با یکی از همکارانم مشکل داشتم. از وقتی که آموزش گرفتم و متوجه شدم که بهتر است واکنش نشان ندهم، رفتار او خیلی بهتر شده است تا جایی که هنگامی که برای نماز می رویم، برای من جانماز پهن می کند وقتی برای صرف ناهار می رویم، بشقاب و قاشق مرا آماده می کند و کلا رفتارش بسیار تغییر کرده است. به این دلیل که در برابر رفتارهای تحریک آمیز او واکنش بدی نشان نمی دادم. در این ماه های اخیر بسیار حس بهتری دارم.

همسفر فاطمه: من هم اگر قبلا کسی مرتکب رفتاری می شد که ناراحتم می کرد واکنش بدی نشان می دادم چون از کودکی به ما آموخته بودند که "حرف را به خانه نیاورید" یعنی حتما جواب هر حرفی را می دادم. کنگره به من این کمک را کرد که امروز می توانم حتی اگر کسی هر حرفی بزند، بدون احساس ناراحتی پاسخ ندهم و به همین دلیل احساس بهتری دارم. ما از طریق لژیون انضباطی جریمه شده ایم و هر ماه باید مبلغی به عنوان جریمه بپردازیم چون سفرمان را در زمان مقرر به اتمام نرساندیم. پرداخت این جریمه آنقدر برای زندگی ما خیر و برکت داشته است که حد ندارد. به مسافرم گفتم وقتی پرداخت جریمه اینقدر برای ما خیر و برکت دارد، اگر خودمان خودخواسته کمک کنیم چه خیری نصیبمان می شود!

همسفر زهرا: من قبلا خیلی حاضرجواب بودم. هرکس حرفی می زد بلافاصله جوابش را می دادم یا به خاطر می سپردم تا جای مناسبی جوابش را بدهم. چند سالی است که سعی می کردم که این کار را نکنم. مدتی است که با فردی در ارتباط هستم که گاهی حرف های نابجا و سنگینی به من می زند. گاهی تصمیم می گیرم که جوابش را بدهم در عین حال که می دانم کار درستی نیست اما فکر می کنم باید به نحوی به او بفهمانم که اشتباه می کند.

وقتی کسی قدردان محبت شما نیست، چه دلیلی وجود دارد که به او محبت کنیم؟ شما همیشه می فرمایید که تو یک پله در محبت کردن بالا برو و صبرکن تا فرد مقابلت هم یک پله بالا بیاید. وقتی طرف مقابل من حق شناس نیست، چرا من باید این کار را بکنم؟ از طرفی اگر قرار است من در محبت کردن، یک قدم از او پیش تر باشم و صبرکنم تا او هم یک قدم محبت کند، در صورتی که او این کار را نکرد اما به محبت من احتیاج داشت، آیا من نباید به نیاز او پاسخ دهم؟

خانم الهه: محبت شرط دارد. چند روز قبل با خانمی صحبت می کردم که می گفت من از این که همسر و فرزندانم در حق من بی محبتی می کنند خسته ام و می خواهم طلاق بگیرم. به او گفتم مقصر کیست؟ گفت من! پرسیدم قصور تو کجاست؟ گفت من انقدر به آن ها محبت کردم که غرق شده اند! گفتم وقتی آن ها را در این شرایط قرار دادی چه انتظاری داری؟! این نردبان محبتی که تو ساخته ای، آنها نساخته اند. تو مرتب پله های نردبان را اضافه کرده ای ولی آنها این کار را نکرده اند. حالا تو به پشت بام رسیده ای. اگر نردبان را رها کنی، خودت هم با سر به زمین می خوری. وقتی ذره ذره این کار را کرده ای، باید ذره ذره به عقب برگردی. اگر ناگهان محبت را قطع کنی خودت هم ضربه می خوری.

در مورد سوال اول هم باید بگویم آیا شما از یک انسان عاقل انتظار داری که حرف نا معقولی بزند؟ کسی که این کار را می کند نشانه ی نادانی اوست! زمانی من رییسی داشتم که هر از گاهی با من تماس می گرفت و حرف های نامعقولی به من می گفت که باعث ناراحتی ام می شد. من هم هر بار با گریه و ناراحتی با خانم مرجان تماس می گرفتم و قضیه را با ایشان در میان می گذاشتم. خانم مرجان به من گفتند فرض کن تو در خیابان راه می روی. ناگهان کودکی بیاید و به تو لگد بزند، آیا تو هم به او لگد می زنی؟! گفتم نه چون بچه است و نمی فهمد! گفتند رییس تو هم مثل همان بچه است چون اگر عاقل بود این حرف را به تو نمی گفت. آقای مهندس می فرمایند ما یک سن شناسنامه ای داریم، یک سن عقلی داریم و یک سن جسمی هم داریم. من فردی را می شناسم که معاون یک دانشگاه بسیار مهم است اما عقلش به اندازه ی یک کودک پنج ساله کار نمی کند. قبول کنیم کسی که این چنین رفتار می کند نشانه ی آن است که درونش زهرآگین است! باید به جای موضع گرفتن در برابر چنین فردی، برایش دعا کنیم. هر آدمی که در زندگی شما ظاهر می شود و به شما لطمه ای می زند، اول برای آموزش شما آمده است و دوم این که می خواهد که برایش دعا کنید.

همسفر طاهره: پس از گوش کردن این سی دی با خودم فکر می کردم که قبل از گرفتن آموزش های کنگره، مسافرم را با حرف ها و رفتار خود، زجر می دادم. مثلا اگر به کسی کمک می کرد با او مخالفت می کردم اما او همیشه  به من می گفت: تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز. حالا که به کنگره می آیم احساس می کنم درونم در حال سبز شدن است و حس های بدی که داشتم رفته رفته برطرف می شود. دلم می خواهد حالا که در سفر دوم هستم، از آنچه به دست آورده ام، مراقبت کنم. آقای امین می فرمایند نیروهای بازدارنده با حس های بد ما رشد می کنند.

همسفر فاطمه: چرا شخصی که در جهل و نادانی به سر می برد و از آن عذاب می کشد، سعی نمی کند که خودش را از نادانی نجات دهد؟

خانم الهه: کسانی که در جهل غوطه ور هستند، در آتش درون خود می سوزند اما انسان دوراه بیشتر ندارد. یا باید در بیابان جهل خود سرگردان شود یا این که خود را به آب برساند. به عبارتی یا باید ظرفیت خود را افزایش دهد به جهت محبت کردن و محبت دیدن تا زندگی در او جریان پیدا کند یا این که سرگردان باشد. از طرفی توجه کنید که ممکن است اجازه ی خروج از تاریکی به آنها داده نشود. خیلی از افراد دلشان می خواهد که از تاریکی خارج شوند اما اجازه ی خروج به آنها داده نمی شود. مثل افراد مافیا که برای رسیدن سریع به امکانات مورد نظرشان وارد دسته می شوند و پس از رسیدن به اهدافشان می خواهند از دسته خارج شوند اما چنین اجازه ای به آن ها داده نمی شود. دو راه بیشتر وجود ندارد: یا به نیروهای راستین بپیوندیم و یا منتظر بمانیم تا نیروهای بازدارنده بیایند و ما را از مسیر، خارج کنند!  وقتی ما در جهت مثبت تغییر کنیم، این گونه افراد خودبخود از زندگی ما خارج می شوند.

ما نمی دانیم در اثر چه معجزه ای به سمت کنگره هدایت شدیم تا از تاریکی و جهل خارج شویم!

همسفر ثریا: من حدود شانزده سال است که در نزدیکی یک چنین فردی زندگی می کنم. انواع و اقسام محبت ها را نثار او می کردم اما همیشه بهانه ای برای نادیده گرفتن محبت هایم پیدا می کرد. من به روش خودم ادامه می دهم و ترسی از او ندارم و می دانم که او تنهاست و وجودش پر از سم است! به نظر شما من با این فرد چگونه رفتار کنم؟

خانم الهه: قرار نیست ما کاری انجام دهیم. شما بهتر است محبتت را به اندازه ی منطقی ادامه داده و برایش دعا کنی چون او خودش هم در عذاب است.در سی دی شکستن یاد گرفتیم که غم به انسان ها می رسد، غم بزرگ می تواند انسان را به بالاترین و یا پایین ترین درجات برساند. این بستگی به برخورد انسان با آن غم دارد. وقتی در حق انسان ها، حیوانات و گیاهان دعا کنیم و در حق آنها خیرخواه باشیم، دیگر آنها نمی توانند به ما ظلم کند.

دستور جلسه ی هفته ی آینده، سی دی "دانایی مردمان" است.

جلسه در فضای معنوی دعای اعضاء پایان یافت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 بهمن 1394 02:50 ب.ظ
خانم افسون خسته نباشید خیلی عالی بود به خانم الهه راهنمای عزیزم هم خدا قوت عرض میکنم
چهارشنبه 28 بهمن 1394 12:04 ب.ظ
سایت بسیار خوبی دارید . موفق باشید

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :