همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
 
 
پنجشنبه 29 خرداد 1399 :: نویسنده : همیفر فاطمه 3

به نام قدرت مطلق الله


جلسه لژیون همسفران عشق با استادی کمک راهنما خانم الهه و دبیری همسفر خانم خدیجه
با دستور جلسه هفته راهنما رأس ساعت مقرر شروع به کار نمود.
با ورود کمک راهنما خانم الهه جلسه آغاز گردید و با اجازه ایشان هر عضو پس از مشارکت هدایای خود را تقدیم ایشان نمودند.
مشارکت همسفر خانم فاطمه ف:
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر. اول از همه این‌ که خیلی خوشحالم که بعد از ۴ ماه شما را می بینم خانم الهه عزیزم هر زمان که مشارکت کنم تصور می‌کردم چهره تک‌تک بچه‌ها را، که الان در لژیون دور هم نشستیم و داریم صحبت می‌کنیم و هر وقت هم که دل‌تنگ می‌شدم می‌رفتم عکس های پروفایل بچه‌ها را می‌دیدم و یک مقدار از دل تنگیم برطرف می‌شد و این پیوند محبت‌ها  برقرار بود چون‌ من الان که همه بچه ها را می بینم، احساس نمی‌کنم از آنها دور بودم احساس می‌کنم که این ۴ ماه آنها را دیدم. یک حس خاصی دارم و اگر بخواهم راجع به هفته کمک راهنما بگویم هیچ کلمه و جمله ای نمی‌توانم بیان کنم. من در بدو ورودم به کنگره حال خیلی بدی داشتم زمانی که به لژیون خانم الهه آمدم، تا ۲ ماه گیج بودم اصلاً نمی‌دانستم کجا آمده ام فقط می‌دانستم، وقتی به کنگره می آیم، روی این صندلی می‌نشینم و حالم خوب می‌شود، هیچ چیز دیگری نمی‌فهمیدم، شاید هر سی دی را ۳ یا چهار بار گوش می‌کردم، ولی الان هر کدام را که می‌خوانم هیچ چیزی یادم نیست و بعد تک‌تک لحظاتم را ثانیه به ثانیه با شما بودم، خانم الهه قابل گفتنی است که چهره شما، آموزش های شما، حتی بغل کردن شما برای من آموزش بوده و رها کردن مسافرم را مدیون راهنمایی شما هستم، چون این قدر سرشار از منیت و ناامیدی بودم، هر ضد ارزشی که فکر کنید در وجود من بود و هست و در این ۴ ما به خودم می‌گفتم، اگر من در این ۴ ماه کنگره را نداشتم چکار می‌کردم؟ از شما سپاس‌گزارم. خانم الهه عزیز و جناب مهندس معجزه زندگی من بودید و اگر در این ۴ ماه سی دی می‌نوشتم به خاطر شما می‌نوشتم، به خاطر این‌که قدردان شما باشم، شما خیلی در این یکسال و دو ماه زحمت کشیدید و خیلی الان برایم مهم است که الان هر کاری بخواهم بکنم اول فکر می‌کنم قبلاً هم کارهایم بدون فکر بود، ولی هنوز اول کارم خیلی عیب دارم هنوز و همه ی داشته هایم را مدیون شما هستم و امیدوارم که برکات تمام این حال خوب من و خانواده‌ام به زندگی شما برگردد ممنونم.
مشارکت همسفر فاطمه ا:
 سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر. در این ۵ -۶ سال احساس می کنم به قول خانم نگین عزیزم آن فاطمه رفته و یک فاطمه جدید با زیربنای جدید ساخته شد. قبلاً حاضر نبودم پا روی منیتم بگذارم، حاضر نبودم کسی را بالاتر از خودم ببینم و این‌قدر منیت درونم رشد کرده بود و حالم را خراب کرده بود که هیچ‌کس را قبول نداشتم، حتی خانواده خودم را و خانم الهه عزیزم اولین درسی که به من یاد دادند این بود که بتوانم مسافرم را بپذیرم. الان یک محبت هر چند کوچک از طرف مسافرم من را به وجد می آورد و همه این‌ها در پرتوی کنگره است و آموزش‌هایی که کنگره برای خانواده‌ها می‌ گذارد و خانم الهه برای من یک اسطوره واقعی هستند و آموزش‌های کنگره هست و اگر کنگره را اولویت اول زندگیم قرار دادم روال زندگی ما در هم همه‌اش در پرتو آموزش‌های خانم الهه است و آرامشی که به من دادند. جلسه کمک راهنمایی امروز خیلی قشنگ بود قهر و محبت کمک راهنما که من وقتی به خانم الهه پیام می‌دهم، وقتی جوابم را می‌دهند از تک‌تک اجزاء و پیام، حتی فاصله زمانی بین آن یاد می‌گیرم و می‌فهمم کارم کجا درست بوده یا کجا اشتباه کردم و ایشان این‌قدر دلسوز تر از یک مادر هستند برای من فاطمه و من دنبالشان می‌دوم، می‌دوم تا بتوانم به گرد پایشان برسم تا حالا که نتوانستم. ان‌شاءالله هر جا که هستند این برکت نصیب خودشان و خانواده محترمشان بشود که اجازه می‌دهند این مسیر را بیایند و بروند.  با اینکه یک دختر مجرد هستند و من بعد از تشکر از آقای مهندس و خانم الهه عزیزم از مسافرم تشکر می کنم هفته راهنما را  تبریک می‌گویم و دست‌بوس شما هستم.
مشارکت همسفر خانم فاطمه خ:
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر. من وقتی وارد سفر دوم شدم فکر کردم همه چیز دیگر تمام است. دیگر لزومی ندیدم حرکتی بکنم و همه‌چیز بر وفق مرادم بود و کم‌کم متوقف شدم یک جوری که این گرد باد که همه ما الان داریم در آن می‌چرخیم، لازم دید که من را از خودش پرت کند. این پرت شدن همانا و بهم ریختن زندگی من همانا و مصرف دوباره مسافرم شروع شد و یک‌سال و نیم از نیامدن من به کنگره گذشت. موقع انتخاب واحد دانشگاه یک کلاس با خانم دکتر صادقی (خانم الهه) ارائه‌شده بود و من این‌قدر این لیست را زیر و رو کردم که ببینم غیر از ایشان استاد دیگری برای این درس هست که نبود، چون می‌ترسیدم با خانم الهه روبرو بشم و ایشان بگویند چرا کنگره نمی آیی؟ ۲ -۳ جلسه اول که گذشت یه روز بر حسب اتفاق کلاس تشکیل نشد و من خبر نداشتم رفتم و با خانم الهه تنها شدم. خانم الهه عزیزم از من احوالاتم رو پرسیدند و من خیلی سرد جواب دادم و رفتم درصورتی که حالم خیلی خیلی بد بود، مسافرم مصرف‌کننده بود، تازه زایمان کرده بودم، درسهایم بود، آشفته بازار بود، خانم الهه بازهم گفتند: مسافرت را رها کن خودت بیا و به آموزش هات برس، ولی باز هم گفتم: کسی نمی‌داند که من با چه شرایطی دارم زندگی می‌کنم و کسی از زندگیم خبر ندارد. این گذشت و من هم گفتم خیلی خوب رهایش می‌کنم ببینم چکار می‌کند. فردا شبش مسافرم خودشان شربت OT گرفته بودند و وقتی من شیشه OT رو دیدم انگار یک پتک زده شد به من که ای وای من دارم عقب می‌مانم و گفتم که اشکال از توست. بلند شو، میاد باید این‌قدر بروی تا قدر چیزی که ندانستی را بدانی. از خداوند می‌خواهم که مسافرم هم راهشان را پیدا بکنند، من هر جلسه که می‌خواهم بیام کنگره، مسافرم اجازه نمی‌دهند و با کلی ترفند کسب اجازه می‌کنم. من آرامش الانم را مدیون کنگره و جناب مهندس عزیزم و خانم الهه هستم و اگر می‌دانستم چه در انتظارم است، زودتر آن کلاس را می‌گرفتم و این ترم این‌قدر دنبال کلاس گشتم که با ایشان ارائه شده باشد، ولی نبود. خانم الهه جانم زندگی من را دارید دگرگون می‌کنید. هر بار که حالم بد می‌شود، یاد  جلسه‌ای می‌افتم که با خانم الهه صحبت کردم و تمام مثال‌ها و صحبت هایشان را به یاد می آورم و به من گفتند که من نمی‌توانم اختیار دار کسی باشم. این فکر می‌کنم فعلا برای زندگی من کافیست، باز هم متشکرم و کمکی که شما به من کردید نه هیچ‌کس می‌توان بکند و نه خواهد کرد .
مشارکت همسفر خانم مریم:
سلام دوستان مریم هستم یک همسفر. خیلی خوشحالم از دیدن همه شما مخصوصاً خانم الهه عزیزم و چند روز است برای آمدنم برنامه‌ریزی می‌کنم و این لژیون های مجازی خیلی روی خانواده من هم حتی تاثیر گذار بوده و امیدوارم هرچه زودتر روز رهایی مان را ببینم. این چند وقت خیلی حس و حالم تغییر کرده و این تغییرات را مدیون شما هستم خانم الهه  یک دنیا تشکر، ممنونم .
مشارکت همسفر خانم آرزو:
سلام دوستان آرزو هستم یک همسفر. من هم مثل بقیه وقتی به کنگره آمدم، فهمیدم دیدم باید به اعتیاد و مصرف‌کننده چه جور باشد و همیشه نسبت به فرد مصرف‌کننده تنفر داشتم، باید خدا را شکر کنم که دیدم نسبت به مسافرم عوض شد و فهمیدم که اینها بیمار هستند مثل بقیه مریض‌ها و با اینکه مسافرم به کنگره نمی آید. داستان من هم تقریباً شبیه خانم فاطمه است آمدند، رها شدند و بعد دیگر نیامدند، ولی از آن به بعد خودم ادامه دادم و فهمیدم که مشکل کجا بوده و وقتی وارد لژیون خانم الهه شدم تازه معنی محبت بلاعوض را متوجه شدم و تجربه کردم و دیدم واقعاً به مسافران عوض شد. یعنی قبلا به کنگره می آمدم، ولی باز هم غر می‌زدم چرا نمی‌روی؟ تو اصلا به فکر ما نیستی! اگر ما را دوست داشتی این کار را می‌کردی و آن کار را می کردی ولی وقتی فهمیدم محبت بلاعوض یعنی چه و باید خودم را تغییر بدهم واقعاً زندگیم عوض شد. با اینکه مسافرم به کنگره نمی آید، ولی من رفتارم عوض شده یعنی من محبت می کنم و ایشان هم محبتش را به من برمی‌گرداند و هیچ کنش و درگیری با هم نداریم از این بابت از خانم الهه ممنونم.
مشارکت همسفر خانم ناهید:
سلام دوستان ناهید هستم همسفر. خیلی خوشحالم که در کنار شما هستم من ۲ -۳ هفته است که اصلاً استرس خاصی برای امروز داشتم و با وجود مخالفت مسافرم بازهم موفق شدم بیام و در کنار شما عزیزان باشم و از این بابت خیلی خوشحالم و در مورد هفته کمک راهنما خانم الهه از شما خیلی خیلی تشکر می‌کنم از وقتی به کنگره آمدم اول یه کم گیج بودم، نمی‌دانستم باید چکار کنم کم کم که پیش رفت و سی دی ها را نوشتم، همین‌جور که جلو رفتم، هر کار بد یا ضد ارزشی می‌خواهم انجام بدهم، مدام خانم الهه می‌آمدند جلو صورتم و این چند وقت یه سری مشکلات داشتم، احساس می‌کنم دارم برمی‌گردم و ان‌شاءالله با تشکیل این جلسات حضوری دوباره بتوانم به وضع خوب برسم و از راهنمایی شما استفاده بکنم و زندگی‌ام به سمت خوب برود. 
مشارکت همسفر خانم الهه:
سلام دوستان الهه هستم یک همسفر .خدا را شاکرم که روز دیگری در جمع دوستان بامحبتی مثل شما هستم. خیلی خانم الهه دوستتان دارم، خیلی به من آموزش دادید. ان‌شاءالله برکت این‌ها در زندگی تان باشد و هفته‌ ی راهنما را بهتان تبریک می‌گویم .
مشارکت همسفر خانم سمیه:
سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر .خانم الهه خیلی خوشحالم که توانستم  بار دیگهمری حضوری از محضر تان استفاده کنم و خیلی ممنون که در این ۴ ماه هر بار که مشکل برایم پیش آمد، آمدم به شما پیام بدهم ولی گفتم دیگر بس است، تا کی؟ دیگر وقتش است که آموزش‌ها را عملی کنیم و بزرگ‌ترین ترس‌ من زمانی اعتیاد بود و من این را مدیون شما هستم، چون شما من را با ترسم خواستید و گفتید تا با ترس ات روبرو نشی نمی‌تونی حلش بکنی و هر چی می‌خواستم فرار کنم یاد شما می افتادم که می گفتید که اگر از این فرار کنی با چیز دیگد و چیز بزرگتر رو به رو می شی و خیلی ممنونم  به خاطر آرامشی که به خاطر مسافرم دارم و باز هم دستتان رو می بوسم و خیلی ممنونم.
مشارکت همسفر خانم زهرا:
سلام دوستان زهرا هستم همسفر. تنها چیزی که خیلی در من زیاد بود این بود که خیال می کردم خیلی می دانم و خانم الهه من یاد دادند که خیلی نمی‌دانم و چیزایی که می‌دانم را باید پاک کنم و دوباره همه را از اول یاد بگیرم و استفاده کنم و این را مدیون خانم الهه، آقای مهندس و آموزش‌های کنگره هستم و امیدوارم که هیچ‌وقت این صندلی‌ها از ما گرفته نشود و خیلی خوشحالم که با تمام مشکلات توانستم بیایم. ممنون از وقت مشارکتی که به من دادید.
مشارکت همسفر خانم اکرم:
 سلام دوستان اکرم هستم یک همسفر. خانم الهه خیلی دلم برایتان تنگ شده بود و من آرامش و زندگی‌ام را مدیون کنگره و جناب مهندس هستم. از این‌که امروز اینجا هستم خیلی خوشحالم و شما راه درست زندگی کردن را یاد دادید و راه درست زندگی کردن را آقای مهندس به من یاد دادند و شما ماهیگیری را یادم دادید و از خداوند ممنونم که هم پسرم را نجات داد هم زندگی‌ام را نجات داد. من مشکلات جسمی زیادی دارم ولی آرامش دارم و این‌ها همه را مدیون آموزش های شما هستم که این‌قدر ناب است و من اکرم این‌قدر ناسپاس و قدر ناشناس هستم، ولی ای کاش بتوانم رهجویی بشوم که شما می‌خواهید که حداقل خودم در حق خودم ظلم نکنم. بابت همه چیز ممنون و ان‌شاءالله که بتوانم خودم هم وارد ‌سفر دوم بشوم .
و در آخر خانم الهه تشکر کردند و خودشان را نیز مدیون کنگره و جناب مهندس دانستند و جلسه با دعای خیر دوستان به پایان رسید.

سی دی جلسه آینده: وادی هشتم
سی دی برداشت:علم۱




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 7 تیر 1399 01:22 ب.ظ
خدا قوت خانم فاطمه جان، خانم الهه جانم بابت همه چیز ممنونم
چهارشنبه 4 تیر 1399 11:22 ق.ظ
خدا قوت خانم الهه و خانم فاطمه عزیزم واقعا انرژی گرفتم
چهارشنبه 4 تیر 1399 12:08 ق.ظ
هفته راهنما را خدمت شما خانم الهه عزیزم تبریک عرض می کنم. انشاالله در همه مراحل زندگی تون موفق باشید.
خدا قوت خدمت همه اعضای لژیون
دوشنبه 2 تیر 1399 09:26 ق.ظ
خدا قوت خانم فاطمه عزیز


درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات