درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

به نام قدرت مطلق الله


عشق مخلوق مانند نخ تسبیح است

همسفر خانم مریم:

استاد در ابتدا سوالی را مطرح می کنند. اگر عشق چیز خوبی است پس چرا در بعضی موارد نتیجه ی بدی را می دهد؟  اگر ما بخواهیم به این سؤال طبق آموخته هایمان در  کنگره پاسخ بدهیم باید بگویم که عشق مانند انفجار باروت است. انفجار باروت می تواند برای شکافتن صخره‌ها استفاده شود که یک راه جدید را به وجود بیاورد، در زندگی و حیات انسان. یا اینکه از باروت در صحنه ی جنگ استفاده کرد که جز نابودی هیچ نتیجه ای ندارد و این همان شکل از قضیه هست که تبدیل به نفرت و بیزاری می شود. در مورد عشق در غزلیات حضرت حافظ ازسختی و درد و رنج بسیار سخن می گوید که در میان سختی ها حکمت و مطالب بسیار زیادی وجود دارد. مثلا: آنچه داری شد مثال دانه ها   **     عشق مخلوقت نخ تسبیح ما  *   همه ی آن چیز هائی که خداوند به انسان داده مثل دانه های تسبیح می ماند و تسبیح نماد صفات و توانایی و ویژگی ها و امکاناتش است که در انسان وجود دارد و عشق مخلوق مانند نخ تسبیح است که وقتی می آید این دانه ها را در کنار همدیگر می چیند و چیدن این ها کنار هم باعث می شود که به آنها شکل بدهد و کاربردی گردند. مثلا با تسبیح ذکر بگوییم و بنظر من مثال این تسبیح مسافر و همسفری هستند که زندگی خود را با عشق آغاز کردند و اعتیاد آنها را از هم دور کرده و با آمدن به کنگره آموزش های آقای مهندس عزیز و راهنمایان بزرگوار آنها را به هم نزدیک و نزدیکتر می کند و عشق از دست رفته دوباره شکوفا می شود و زندگی ویران شده با وجود عشق مجددا ساخته می شود، ممنون از آقای مهندس و راهنمایی عزیزم سر کار خانم الهه. 

همسفرخانم فتانه:

نوع نگاه خیلی مهم است انسان باید صفات و خلق و خوی خودش را ببیند تا اشکال را پیدا کند و در صدد برطرف کردن آن بر آید به عبارتی عشق انسان را پالایش می کند و صفات ضد ارزش را می سوزاند. سوالی که در این سی دی مطرح می شود این است که اگر عشق خوب است پس چرا گاهی موجب مرگ و نابودی می شود؟ هر چیزی در این جهان دارای دو تا شکل و صور است عشق مانند باروت است می تواند برای شکافتن صخره ها استفاده شود یا در صحنه جنگ. هر انسانی دارای صفاتی در گذشته است که اینها را از دست داده و وقتی کسی را می بیندکه دارای این صفات است مجذوب شخص می شود به گونه ای که هر کاری می کند حتی کارهای روزانه به یاد آن شخص است و چنان مجذوب شخص می شود که دیگر معایب او را نمی بیند و با به دست آوردنش ممکن است زندگی اش را روی زمینی سست بنا کند و اگر به هر دلیلی در کنار هم قرار نگیرند ممکن است باعث ناراحتی و باز شدن از زندگی و حتی خودکشی شود. فکر میکند عیب و مشکلی دارد و اعتماد به نفس خودش را از دست می دهد و سیستم ایکس بدن به وسیله امواج بی سیم که همان افکار است از بین می رود و تخریب می شود و وقتی در این موقعیت قرار بگیرد باید انتخاب کند. 1) خودش را درمان کند و از عمق تاریکی خودش، صفات نابود کننده خودش را تغییر بدهد و به انسان دیگری تبدیل شود و به یک انسان پخته و دانا تبدیل شود. 2) انتقام گرفتن از دیگران، چون دیگران را در هر زمینه ای مقصر می داند نه خودش را و رفتن به تاریکی را ترجیح می دهد. البته انتخاب بستگی دارد به دانایی افراد، مثلاً کسی که دانایی دارد وفتی یک سنگ داغ به دستش بدهند آن را کمی بیشتر پیش خودش نکه می دارد چون می داند فرد دیگر کاری از دستش بر نمی آید ولی کسی که دانایی ندارد به هر شخصی برسد آن سنگ داغ را به او می دهد تا خودش رها شود فرقی نمی کند چه کسی باشد. راه حلی که برای درمان می شود انجام داد  این است که چون انسان یک صفات از دست رفته ای داشته و این حالت برایش به وجود آمده، حالا برای اینکه به حالت تعادل برسد بایستی آن صفاتی را که دنبالش می گشته و در خودش نبوده باید آن صفات را در خودش احیا کند. نوع نگاه خیلی مهم است انسان باید صفات و خلق و خوی خودش را ببیند تا اشکال را پیدا کند و در صدد برطرف کردن آن بر آید به عبارتی عشق انسان را پالایش می کند و صفات ضد ارزش را می سوزاند. در افرادی که در صدد احیای صفات گذشته خودشان هستند باید به عنوان یک مرحله از زندگی که با کمک این اتفاق، صفات از دست رفته خودش را به دست می آورد به موضوع نگاه کرد آن وقت رحمت خداوند را درک می کنیم..

همسفر خانم زهرا:

اگر عشق چیز خوبی است پس چرا باعث مرگ و نابودی و جنون و همچنین نابودی زندگی می گردد در كنگره آموختیم  هر چیزی دو شكل یا دو صورت دارد . عشق مانند انفجار باروت است این انفجار باروت می تواند برای شكافتن صخره ها استفاده شود و یك راه جدیدی برای حیات وزندگی انسان به وجود آورد و یا می تواند این انفجار در صحنه جنگ در عملیات انتهاری اتفاق بیافتد . در واقع این همان شكلی از عشق است كه تبدیل به نفرت می شود و باعث تخریب و ویرانی می گردد. زمانی که انسان از ناحیه ای ضربه بخورد، تمام سعی و تلاشش را می کند که خودش را در آن زمینه قوی کند. انسان زمانی که از مسئله ای ضربه بخورد، آن ناحیه را سفت و سخت می کند و تمام تلاشش را می کند که دیگر از آن قسمت ضربه نبیند و بعد شروع به انتقام گرفتن می کند. اما نوع انتقام بستگی به دانایی فرد دارد، یعنی دانایی مشخص کننده نوع انتقام می باشد. اگر دانایی فرد کم باشد، بعد از رنج سریعاً تلاش می کند تا از آن موضوع و رنج خارج شود، اما زمانی که دانایی فرد بالا می رود دلیل رنجش خودشان را جستجو می کنندنکته جالبی که قرار دارد این می باشد که انسان اوایل تمام سعی اش را می کند تا به ویژگی های معشوقشان نزدیک شوند، زمانی که به نتیجه نرسیدند احساس می کنند صفاتشان از او ربوده شده است و از او سرقت شده است، چون در این بازده زمانی انرژی و اعتماد به نفس از بین می رود و صفاتی که شخص بطور کمرنگ داشته است در گره عشق از بین می رود.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 فروردین 1399 01:38 ب.ظ
افرین عزیزانم


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic