درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

به نام قدرت مطلق الله

ذراتی که از یک جنس هستند و خواسته مشترکی دارند در کنار هم جمع می شوند و 
یک سیستم یکپارچه را درست می کنند.

برداشت همسفر خانم فاطمه:

هیچ اتفاقی نمی افتد مگر این که خواسته آن در درون من وجود داشته باشد و سپس فرمان هم صادر شود. در کنگره گفته می شود که مسائل دو سر دارند یک قسمت در درون ما است که همان خواسته است و یک قسمت هم در بیرون ما وجود دارد که همان محیط یا بستر است که اگر آن خواسته در درون من نباشد بستر هم در بیرون فراهم نمی شود. با متحد شدن و جمع شدن یک سری خواسته ها در درون انسان ساختار به وجود می آید و این نیست که هر زمان که خواستیم بتوانیم جهت خودمان را تغییر بدهیم زیرا زمانی که متوجه یک ضد ارزش در درون خودمان می شویم تازه وارث یک ساختار گردن کلفتی شده ایم پس انسان وارث تاریکی درون خودش است. اگر انسان ساختاری که دارد را بخواهد با زور سرکوب کند در قسمت های دیگر پخش می شود مثلا اگر اعتیاد را با زور ترک کند سراغ مسائل دیگری مثل قمار بازی می رود. پس ساختارها منفجر نمی شوند، یک سری از آن ها را می شود تغییر داد به چیز دیگری و یک سری را می توان کند و جدا کرد.حس اولین شروع بکار انداختن عقل است یعنی این که عقل به عنوان یک ساختار می تواند فرمان صادر کند و تجزیه و تحلیل انجام بدهد که کاملا تحت تاثیر حس عمل می کند. اگر یک عقلی که رشد نکرده بخواهد مسائل بزرگ تر را حل کند از پس آن بر نمی آید. زمانی که دانایی که در واقع همان ظرفیت در انسان تقویت شد می تواند مسائل را تشخیص دهد یعنی این که متوجه می شود که چه مسئله ایی را می تواند حل کند و چه مسئله ایی را نمی تواند حل کند. اگر حس انسان آلوده باشد تمام محاسبات اشتباه از آب در می آید. ما باید روی دو محور حرکت کنیم یکی دانایی خود را بالا ببریم و دوم این که حواس مان جمع باشد که حس ما آلوده نشود. اگر حس تحت تاثیر نیروهای بازدارنده یا تخریبی قرار بگیرد آلوده می شود. ما تا زمانی که خودمان را تغییر ندهیم نمی توانیم محیط را تغییر بدهیم و این تنها راه قابل اجرا است.

 برداشت همسفر خانم ناهید:

همه چیز طبق خواست و فرمان اتفاق می افتد و مطالب دارای دو سر است یکی درون خودمان که خواسته است و یکی بیرون که شرایط و محیط و بستر می باشد. خواسته های نا معقول مثل ناخالصی ها هستند و زمانی که ناخالصی ها از بین رفت آنوقت جاذبه هم از بین میرود و راحت می توانیم تزکیه و پالایش شویم و انسان نمیداند که ذرات ناخالصی چه کارهایی میکنند. ولی آنها یکسری کارهایی می کنند و فرمان عقل را به دست می گیرند و کارشان را شروع می کنند و فرمان و خواسته خود را اجر می کنند و بزرگتر و بزرگتر می شود و یک ساختاری با قدرت زیادی را به وجود می آورد و اگر انسان سرکوبش کرد میرود در جای دیگر فعالیت خود را ادامه میدهد و آنقدر این ساختارها قوی هستند که هر لحظه میتواند روی  احساس تاثیر بگذارد و برای اینکه موجودیت داشته باشد تلاش خودش را میکند. حس اولین شروع به کار گیری قوه عقل می باشد و عقل جزئی میتواند مسائل جزئی و عقل کلی مسائل کلی را حل میکند. دانایی که ظرفیت میباشد وقتی در یک شخص بالا برود خیلی از مسائل را میتواند تشخیص بدهد و عقل هم تحت تاثیر حس کار میکند این یعنی اگر عقل ما قوی باشد اما حس آلوده باشد تمام محاسبات اشتباه می شود و ما باید دانایی خودمان را بالا ببریم و حواسمان باشد که حسمان آلوده نشود و اگر حس انسان تحت تاثیر نیروهای بازدارنده قرار بگیرد آلوده می شود و وقتی حس آلوده شد اطلاعاتی که دریافت می کنیم اطلاعات دروغ می باشد و در طبیعت نیرو را معادل حس می گیریم که یا جاذبه دارند یا دافعه یعنی حس مثل نیرو عمل می کند و باید دو محیط و یا دو عامل وجود داشته باشد و آن زمان است که ما به یک چیزی جذب یا از چیزی دفع می شویم و ما نمی توانیم بیرون را تغییر بدهیم و باید خودمان را به عنوان جزء تغییر دهیم تا محیط اطرافمان تغییر کند.

برداشت همسفر خانم اکرم :

حس اولین شروع به کار انداختن قوه عقل است، یعنی عقل به عنوان ساختاری که می تواند فرمان عقل را صادر کند. کاملاً تحت تاثیر حس عمل می کند، پس اگر حس آلوده شود عقل مرتکب اشتباه می شود. حس اگر تحت تاثیر نیروهای بازدارنده  قرار بگیرد آلوده می شود. حس در انسان  تابع انجام دادن خواسته هاست حس درانسان جاذبه ودافعه بوجود می آورد. وقتی حس در انسان بوجود می آید از حالت خثی خارج شد و به چیزی گرایش پیدا می کند می شود جاذبه و از آن دور می شود، می شود دافعه عقل به دو دسته تقسیم می شود:

۱عقل جزیی      ۲ عقل کلی

در عقل جزیی قادر به حل مسائل کوچک نیست  و یا جزئی است مثل چرخ گوشت خانگی است، ولی در عقل کلی قادر به حل مسائل بزرگتر و کلی تر است مثل چرخ گوشت صنعتی. درچرخ گوشت خانگی نمی شود یک گاو را چرخ کرد ولی در چرخ صنعتی می شود و گاهی افراد قادر به حل مسائل جزئی خود نیستند و می خواهند مسائل اجتماع را حل کنند. اینها دچار اشتباه می شوند و مشکلاتی را بوجود می آورند.

برداشت همسفر منصوره:

 همه چیز طبق خواست و فرمان اجرا می‌شود، وقتی این مسئله را بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم همه چیز به خود ما برمی‌گردد و چیزی اتفاق نمی‌افتد مگر یک خواسته وجود داشته باشد و فرمان صادر می‌شود، وقتی فرمان صادر شد دیگر مهم نیست که خواسته معقول باشد یا نامعقول. ممکن است شخص خواسته‌اش این باشد که در اعماق تاریکی‌ها فرو برود، این خواسته معقولی نیست. ولی به هر حال فرقی نمی‌کند، وقتی فرمان صادر می‌شود خواسته شروع می‌کند به فراهم کردن شرایط. پس شرایط را خواسته‌ها به وجود می‌آورند. مسائل تنها زمانی اتفاق می‌افتند که خواسته‌ای در درون ما وجود داشته باشد. زمانی خواهد رسید که تحمل ما تمام می‌شود و جاذبه بر ما غلبه می‌کند. در کنگره ذرات ناخالصی و یا براده‌های آهن خارج می‌شود و شرایطی فراهم می‌شود تا ذرات آهن تبدیل به مس شوند. بنابراین ما نیازی پیدا نمی‌کنیم که مواد مصرف کنیم و این می‌شود مفهوم درمان . این‌گونه ما می‌توانیم به زندگی خودمان برسیم. ولی اگر آن جاذبه وجود داشته باشد، اول ما مجبوریم دائمأ انرژی زیادی مصرف کنیم برای اینکه مواد مصرف نکنیم .

 برداشت همسفر سمیه :

 همه چیز بر اساس خواسته ما انجام می شود. حال شاید این خواسته معقول باشد یا نامعقول به هرحال اتفاق می افتد. وقتی فرمان صادر می شود دیگر فرقی ندارد که خواسته معقول است یا نامعقول. مسایل دو سر دارند یکی در درون ما و دیگری در بیرون. آن قسمت که در بیرون است مانند جامعه و محیط پیرامون است و آنچه در درون است همان حس ما است. اگر حس نباشد آن اجتماع یا محیط بیرون هم نمی تواند کاری از پیش ببرند. در درون ما انسان خواسته های نامعقول مانند براده آهن است و اگر آهنربایی در بیرون باشد، جاذبه و کشش را پدید می آورند و حس لازم برای انجام آن کار پدید می آید. ذراتی که خواسته های مشترکی دارند در کنار یکدیگر تشکیل یک سیستم یکپارچه می دهند. این ساختار با گذشت زمان نیرومندتر می شوند. اگر این ساختار با حقه های نفس قوی بشود و به هر خواسته ای که صادر میشود برسد هر روز این ساختار  نیرومندتر می شود  و قدرت تخریب بالایی پیدا می کند. ما باید همیشه متوجه حس ها و خواسته هایمان باشیم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic