درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

به نام قدرت مطلق الله


هیچ چیز اتفاق نمی افتد  مگر اینکه خواسته ما وجود داشته باشد و در مرحله بعد فرمان صادر می شود
همسفر خانم آرزو :
هیچ چیز اتفاق نمی افتد مگر اینکه خواسته ما وجود داشته باشد و در مرحله بعد فرمان صادر می شود و مهم نیست که خواسته معقول باشه یا نامعقول و زمانی که فرمان صادر شد شرایط برای فراهم شدن خواسته به وجود می آیند  و این نشان دهنده قدرت خواسته است که همه چیز آماده به خدمت هست تا خواسته به ظهور و بروز برسد یعنی هر چیزی زمانی اتفاق می افتد که خواسته آن وجود داشته باشد، در صورتی که تصور عوام این گونه هست که علت را در بیرون و در اجتماع و یا خانواده و... جستجو می کنند. شرایط محیطی قابل انکار نیست اما ما در کنگره آموختیم که  مسائل دو سر دارند  یک سر آن در خود ما است و دیگری در محیط اطراف ما که شامل شرایط و بستر می شود و به  آن قسمتی که در خود ما است می گوییم خواسته و ما در کنگره معتقد هستیم که اگر خواسته ای در ما وجود نداشته باشد شرایط و محیط با تمام قدرتش نمی تواند کاری از پیش ببرد، حال اگر خواسته ها را به براده های آهن تشبیه کنیم که درون ما را هستند و شرایط و عوامل محیطی را به آهنربا آن کششی که به وجود می آید را حس می گویند.
 در واقع به آن نیرو با جاذبه حس می گویند. زمانی که ما  به سمت کاری کشیده می شویم  نمی توانیم مقاومت کنیم یا آن را رها کنیم بلکه باید آن را آرام آرام تغییر دهیم و این دید گاه کنگره ای هست که باید براده های آهن را با تزکیه و پالایش به  مس یا طلا تبدیل کرد تا اگر هم برایش شرایطی پیش آمد که در مثال همان آهنربا بود، دیگر کششی (حس) در آن به وجود نمی آید که این مثال برای خواسته های نامعقول به کار گرفته می شود .
و این همان مفهوم درمان است و اگر اینگونه نباشد ما دائما در حال اتلاف انرژی هستیم، برای اینکه آن جاذبه وجود دارد و من با تحت فشار گذاشتن خودم می خواهم آن را انجام ندهم که همیشه هم با شکست مواجه می شوم و دائما فکرم مشغول آن قضیه  است و این  به عذاب هر روزه مبدل می شود.

همسفر خانم ندا :
تمام مسائل به خود ما برمی گردد چیزی اتفاق نمی افتد مگر اینکه ما خواسته داشته باشیم و بعد فرمان صادر می شود. وقتی صادر شد کاری به معقول بودن و نامعقول بودن آن ندارد فقط انجام می شود. شرایط را خواسته ها فراهم می کنند، وقتی فرمان صادر شد به انجام می رسد، مردم وقتی برایشان اتفاقی میافتد مرتب علت آن را دراطراف جستجو می کنند، در صورتی که یک علت آن در درون ما است و یک علت در محیط اطراف ما. درون ما می شود خواسته و محیط می شود بستر. اگر من خواسته نداشته باشم هیچ محیطی قادر نیست برای من آن شرایط را به وجود بیاورند. ذرات ناخالصی  مانند براده های آهن هستند، وقتی انسان در شرایطی قرار بگیرد تحت تاثیر یک آهن ربا قرار بگیرد این می شود حس. وقتی آن آهن ربا در کنار آن خورده های آهن قرار گرفت آن جاذبه و کشش به وجود می آید. این باعث به وجود آمدن حس برای انجام دادن و انجام ندادن عملی را در ما به وجود می آورد. تزکیه و پالایش به این معنی می باشد که وقتی ما شرایطی را فراهم کردیم و آن براده های آهن را خارج کردیم یا جنس آنها را عوض کردیم دیگر تحت تاثیر آن آهن ربا آن جاذبه به وجود نمی آید. اگر آن جاذبه وجود داشته باشد باید مرتب انرژی زیادی مصرف کنیم که آن کار ضد ارزشی را انجام ندهیم و یا برای مقابله با آن پتانسیلی برابر با آن مقابله کنیم یعنی آن کار ضد ارزشی را انجام ندهیم ولی رو به یک کار ضد ارزشی دیگر بیاوریم . ذرات ناخالصی هوشیار هستند و ذراتی که از یک جنس هستند یکدیگر را جذب می کنند سرد سردی جذب کرد و گرم گرمی . همه هستی در درون هستی ما است ما یک جهان فشرده شده هستیم . ذراتی که از یک جنس هستند جمع می شوند و متحد می شوند و ساختار می شوند . با یکسری کارها بسیار نیرومند می شوند، ولی انسان متوجه نمی شود اینها از یکسری حقه استفاده می کنند و فرمان عقل را بدست می گیرند و کار اصلی آنها شروع می شود. هر انسانی در یک سطحی از دانایی قرار دارد و در آن حد می تواند به مطالب جواب بدهد. حقه ها را پیچیده می کنند و انسان نمی تواند متوجه بشود. هر فرمان غلطی که اجرا شود یک مقدار انرژی به آن اضافه می شود و یکسری ناخالصی به آنها اضافه می شود. اینگونه نیست که هر وقت انسان خواست جهت خودش را عوض کند انسان وقتی متوجه شد این کار ضد ارزشی است، کارش سخت تر می شود. اگر انسان یک سال در جهت تاریکی حرکت کند مانند این است که یک کشور صد سال در جهت تاریکی حرکت کند. انسان وارث تاریکی درون خودش است که ذهن و فکر و جسم او را تحت نفوذ خودش قرار داده است. اگر انسان انرژی داشته باشد می تواند آن را سرکوب کند. اگر سرکوب کرد این در جاهای دیگر پخش می شود. ساختار ها را نمی توان منحدم کرد فقط می توان آنها را تغییر داد . ساختاری که در وجود انسان نیرومند شده است می تواند در آن واحد در انسان ترس به وجود بیاورد ، می تواند خشم به وجود بیاورد ... این ساختار برای حفظ بقای خودش تلاشش را می کند . زمانیکه احساس کند ما داریم موفق می شویم تمام تلاشش را می کند که ما موفق نشویم . حس اولین قوه بکار انداختن عقل می باشد .عقل کاملا تحت تاثیر حس کار می کند . تفاوت عقل کلی و جزئی در این است که عقل جزئی مسائل کوچک تر را حل کند ولی عقل کلی مسائل بزرگتر را حل کند .عقل جزئی نمیتواند مسائل بزرگتر راحل کند و خیلی از انسانها به این موضوع در گیر هستند یکسری از افراد در حل کردن مسائل خودشان مانده اند ولی می خواهند مسائل دنیا راحل کنند . انسان دانایی را در خودش زیاد می کند در اصل ظرفیت خودش را زیاد می کند و می تواند مسائل بزرگتر را حل کند حداقل می تواند تشخیص دهد که کدام مسائل را می تواند حل کند. حالا فرض می کنیم که فرد توانست تشخیص دهد. اولین قوه شروع به کارگیری عقل است عقل برای اینکه فرمان صادر کند تحت تاثیر حس عمل می کند.  عقل کلی و جزئی داریم عقل جزئی نمی تواند مسائل بزرگ را حل کند زیرا تخریب ایجاد می شود. انسان باید دانایی اش را بیشتر کند تا ظرفیتش بیشتر شود تا بتواند مسائل را حل کند و همین طور نباید حسمان نیز آلوده شود. در بعضی از مشکلات نیاز است که اصلا کاری را انجام ندهیم. زمانیکه سفر اول تمام می شود فرد نباید فکر کند که حسش خالص شده است بلکه همچنان پالایش ادامه دارد. مسائل دو سر دارد یکی درون ما و دیگری بیرون ما. حس در انسان دافعه و جاذبه به وجود می آورد برای به وجود آوردن جاذبه نیاز به دو محیط می باشد اگر ما درونمان را تغییر بدهیم دیگر آن محیط بیرون نمی توان ما را جذب کند بدون اینکه نیاز باشد جامعه را تغییر بدهیم. افرادی که می خواهند نیروی بد بیرون را از بین ببرند باید خودشان قدرتشان بیشتر باشد یعنی خودشان باید تنفرشان بیشتر باشد .
همه رفتارهای من به حسم بر می گردد من می توانم با بالا بردن دانایی و بالا بردن ظرفیتم حسم را درست کنم و مشکلاتم را به خوبی و با تفکر درست حل کنم.




نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، سی دی حس،
لینک های مرتبط :


نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic