درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

به نام قدرت مطلق الله




لژیون مجازی همسفران عشق به استادی کمک راهنمای محترم سرکار خانم الهه و دبیری همسفر آرزو با دستور جلسه سی دی موانع محبت، در تاریخ ۹۸/۱۲/۲۶ راس مقرر ساعت آغاز به کار کرد.

ابتدا خانم الهه عزیز از رهجویان امتحان گرفتند و جواب سوال ها به این منوال بود:

سلام دوستان الهه هستم همسفر انشاالله حال همگی شما خوب باشد خوشحالم که یک بار دیگر در لژیون مجازی با هم هستیم .

1-ایمان چیست ؟ ایمان یعنی تجلی نور خداوند در انسان

2-ایمان در انسان چگونه شکل می گیرد ؟ زمانی انسان با ایمان است که صفات خداوند در انسان نمایان گردد خداوند علیم است من هم باید علیم باشم خداوند بخشنده است من هم باید بخشنده باشم خداوند با گذشت و توبه پذیر است من هم باید همین گونه باشم.

3-آیا ایمان فقط باورداشتن به خداوند است ؟نه انسان می تواند به خانواده خودشایمان داشته باشد کسی به پدرش ایمان دارد به مادرش ایمان دارد به وطنش ایمان دارد و فقط ایمان داشتن به خداوند نیست .

4-آقای مهندس می فرمایند: کسی که ایمان دارد از عصاره جانش می بخشد این جمله در من رهجو چگونه ایجاد می شود؟ من برای این سوال خیلی حرف برای گفتن دارم وقتی می گویم چه کسی داوطلب می شود وبلاگ را بنویسد می دانم که شب عید است و سر همه شلوغ ولی کسی با ایمان تر است و از عصاره جانش می بخشد که داوطلب می شود. به جز دو نفر کسی داوطلب نمی شود و این عین ناسپاسی است برایم می نویسید که من شما را خیلی دوست دارم و از جلسه خیلی انرژی گرفتم پس چرا خدمت نمی کنی به قول آقای مهندس اگر چریدی پس دنبه ات کو ؟ یک زمانی من هنوز کمک راهنما نشده بودم به کمک راهنمای عزیزم خانم مرجان گفتم : من عاشق آقای مهندس هستم خانم مرجان فرمودند عاشق بودن تو به چه درد آقای مهندس می خورد زمانی می توانی ثابت کنی که عاشقی که به حرف های آقای مهندس گوش بدهی .ایمان یعنی تجلی نور خداوند در انسان یعنی از عصاره مال و جان خودت ببخشی تا به حال خوش برسی کدام یکی از ما برای رسیدن به حال خوش از عصاره جان و مال خود می بخشیم بله شاید یک شب مجبور شویم برای نوشتن وبلاگ تا ساعت 3 شب بیدار باشیم خب چرا ننویسم خب بعد ممکن است برای یک نفر سوال پیش آید که چرا خانم الهه یک نفر را اینقدر دوست دارند ؟چرا آنقدر که او را دوست دارند من را دوست ندارند ؟ یک روز آقای مهندس تعریف می کردند :آیا آنهایی که می دانند با آنهایی که نمی دانند برابر هستند ؟آیا آنهایی که دانا هستند با آنهایی که نادان هستند برابر هستند؟ آیا آنهایی که بینا هستند با آنهایی که نابینا هستند برابرهستند ؟ آقای وحید دولت آبادی یکی از جوانان خوش پوشی هستند که عضو لژیون مالی هستند و جز دنور ها هستند آقای مهندس می فرمایند من بعضی اوقات به ایشان می گویم وحید بیا به اتاقم یک چایی بخوریم و با هم گپ و گفت و گویی کنیم خود آقای مهندس می فرمایند این یعنی من بین شماها تبعیض قائل می شوم ؟ بعد خودشان می فرمایند نه اینطور نیست وحید دولت آبادی دارد برای کنگره این همه زحمت می کشد تا می گوییم پول 100 میلیون وسط می گذارد هر کاری می خواهیم بکنیم بدو بدو انجام می دهد مسلم است که من با این یک چایی هم می خورم مسلم است اگر تعارف کند سوار ماشینش هم می شوم به چی بستگی دارد آیا کسی که از عصاره جان خود می بخشد با کسی که نمی بخشد برابراست ؟ آیا کسی که خدمت می کند با کسی که خدمت نمی کند برابر است ؟ خب مسلما یکسان نیستند .آیا کسی که به راهنمایش چشم می گوید و کسی که یک بار هم به راهنمایش تذکر نمی دهد تا راهنمایش توبیخش می کند چشم می گوید و سرش را پایین می اندازد با کسی که این کار را نمی کند برابر است ؟اینکه این ایمان داشتن در زندگی من چطور معنا می شود را هر کسی باید برای خود جواب بدهد آیا ما واقعا آدم های با ایمانی هستیم یا نیستیم این را زمانی که لژیون تمام شد به من جواب بدهید در پی وی که بعد از این همه مدت که به کنگره آمده اید اثرات ایمان در شما تجلی کرده یا نه این را به من بگویید .

5- چرا ریشه ی همه بیماری ها از بی ایمانی است ؟ چون کسی که ایمان ندارد هیچ چیز ندارد هیچ تکیه گاهی در زندگی ندارد . کسی که هیچ تکیه گاهی ندارد دائم ذهنش درگیر یک سری تفکرات و اندیشه هایی که دارد خودش را می خورد چون احساس امنیت نمی کند دائم یک چیزی از درونش خودش را می خورد شبیه موریانه که چوب را چطور می خورد و پودر می کند آدم بی ایمان هم همه چیزش پودر می شود چون هیچ تکیه گاهی ندارد و افکار و اندیشه اش مخرب است و از درون خورده می شود و از بین می رود بنابراین هرگز حالش خوب نمی شود و علت بیماری سرطان را نباید در جایی دیگر به جز نفرت عمیق و کینه عمیق جست و جو کرد . علت بیماری ام اس احساسات بد است .

6- چه زمانی محبت به انسان برمی گردد ؟وقتی محبت به من برمی گردد که این محبت بلا عوض باشد یعنی من یک کاری برای کسی انجام بدهم ولی نه در ذهنم و نه در زبانم دنبال برگشت آن موضوع نباشم دنبال این نباشم که طرف برای من جبران کند اگر دنبال این هستم این محبت هیچ گاه به من برنمی گردد.

7-آقای مهندس می فرمایند اگر صد بار به دیوار بسته می خوری اشکال از کجاست ؟ این را من هفته پیش کامل توضیح دادم از روی جزوه جهان بینی 1 کامل توضیح دادم که اگر ما صد بار به موضوعی برمی گردیم این افکار و امدیشه من اشتباه است . اگر لاستیک یک ماشین پنچر است با آن 500 متر بیشتر نمی توانیم برویم آخرش ماشین واژگون می شود . پس اگر یک خطایی همیشه هست تا اشکال را برطرف نکنم ره به جایی نمی برم .پس ریشه اشکالات ما در تفکرات ماست و باید تفکراتمان را عوض کنیم و باید اصلاح کنم و در صراط مستقیم قرار بگیرم . کمتر دروغ بگویم بیشتر مهربان باشم ،با محبت تر بشوم تا کم کم برطرف شود .

8-نشانه داشتن ایمان چیست ؟ آدمی که ایمان دارد امنیت و آرامش دارد پس اگر من با هراتفاقی آرامشم به هم می ریزد یعنی من انسان با ایمانی نیستم . یعنی این همه آموزش دیده ام و به کنگره آمده ام با یک مشکل کوچک آرامش و امنیتم بهم می ریزد یعنی هیچ فایده ای نداشته و من دوباره باید شروع کنم از وادی اول بنویسم .

خودتان طبق جواب هایی که من برایتان گفتم به خودتان نمره بدهید و در پایان در پی وی من ارسال کنید . خانم الهه عزیز از بچه ها خواستند در مورد سی دی موانع محبت مشارکت کنند .

مشارک همسفر منصوره ،همسفر ناهید ،همسفر ندا ،همسفر فتانه ،همسفر فاطمه ،همسفر سمیه ،همسفر وجیهه ،همسفر خدیجه،همسفر زهرا ، همسفر سحر، همسفر آرزو:

در سی دی موانع محبت آقای امین می فرمایند انسان زمانی که می خواهد از یک مرحله وارد مرحله دیگر شود با یک تکانه یا جهش و ضربه شدید این اتفاق می افتد که در وادی 14 کامل توضیح داده شده .گاهی اوقات انسان یک برنامه ریزی می کند که طبق آن برنامه اتفاق نمی افتد و اتفاقات دیگر می افتد ولی چیزی که تعیین کننده است این است که انسان در صراط مستقیم قرار گرفته باشد . صراط مستقیم تنها با عمل نیست و مراجعه  به قلب است . آقای امین می فرمایند در آسمان هفت طبقه داریم که انسان های متفاوت در آن زندگی می کنند آیا انسان های طبقه چهارم با طبقه چهارم یکی است ؟ خیر درجه خلوص و تکامل است که افراد این طبقات با هم متفاوت هستند . انسان برای ورود از یک مرحله به مرحله بعد باید آزمایش های زیادی بدهد و درد و رنج زیادی متحمل شود و اصولا تزکیه با درد همراه است . افرادی که اسم آنها در طول تاریخ ماندگار است حال چه در جهت تخریب مثل هیتلر و چه در صراط مستقیم مثل حضرت محمد بچگی ای پر از درد و رنج داشته اند و این درد و رنج می تواند یک نفر رابه بالاترین نقطه انسانت و یک نفر رابه پایین ترین نقطه انسانیت برساند و کسی که به پایین ترین رسیده مثل هیتلر به خاطر این است که احساس امنیت نمی کنند . فقط دنبال ابزار برای قدرت هستند تا امنیت را برای خودشان به وجود بیاورند . در هر دو حالت چاشنی آن درد و رنج است و این پرتاب ممکن است باعث صعود شود یا انسان ر ا به پایین ترین نقطه سوق دهد .آقای امین می فرمایند هر چه دانش ما راجع به محبت بیشتر شود بهتر می توانیم با مشکلات روبرو شویم . دوست داشتن در قالب های مختلف است یکی ممکن است پدرش را دوست داشته باشد یکیس استاد و مربی اش را دوست داشته باشد مهم این است این دوست داشتن به انسان انرژی ،انگیزه و توان حرکت می دهد .آقای امین مثال اورانیوم را میزنند که آن اورانیومی با ارزش است که درجه خلوص یا ایزوتوپ آن 235 باشد و ممکن است بین هزار اورانیوم یکی از این درجه خلوص را داشته باشد پس بسیار سخت است مثل این است که بخواهیم یک نفر با وزن 69 کیلو را از بین 100 نفر 69.5 کیلویی جدا کنی .و همینطور طلا را مثال می زنند که طلا خودش یک فلز خالص نیست و باید ابتدا ذوب شود با درجه ذوب بالا که ما بقی فلزات این درجه ذوب را ندارند و از طلا جدا شوند . برای رسیدن به محبت عمیق باید یک مرحله تخریب را پشت سر گذاشت مثل زمانی که بخواهیم ظرفیت یک استخر 220 لیتری را زیاد کنیم اول باید آب را تخلیه کنیم دیواره ها را خراب کنیم و از نو گود زنی کنیم تا بتوان ظرفیت آن را بالا برد . پس برای رسیدن به درجه محبت بالا اول باید تخریب ساختار انجام شود که این شرط لازم است ولی کافی نیست شرط کافی همان جهان بینی است که به انسان کمک می کند از این تخریب جان سالم به در ببرد و از تخریب یک چیز خوب بسازد .دوست داشتن به انسان لذت می دهد و همینطور پاسخ به این دوست داشتن .محبت کردن یک ثروت بسیار عظیمی است ولی بعضی این عشق و محبت را اشتباه می گیرند چون عشق و محبت کسی را به بند نمی کشد . در واقع مالک بودن با عاشق بودن متفاوت است . گاهی اگر چیزی را دوست داری باید از آن بگذری .نیروی محبت درونی هر انسانی است که  به او در هنگام مشکلات کمک می کند .در صراط مستقیم قرار گرفتن هر انسانی به قلب آن انسان بستگی دارد و باید هر کسی ببیند در قلب خودش چه اتفاقی می افتد .آیا دنبال منفعت شخصی خودش است ؟ آقای امین در مورد نگهبان که استاد رعد هستند و می فرمایند : اگر من برگردم عقب و به دشواری هایی که در زندگی دیدم و یا به شادی هایی که در زندگی دیدم نگاه کنم تا بتوانم  در مورد محبت صحبت کنم . اگر در صراط مستقیم باشیم عشق و محبت در ما به وجود می آید و اگر در صراط مستقیم نباشیم هیچ گاه عشق و محبتی نداریم. انسان هایی که مدام می گویند من ببدبخت هستم و چرا همه بدبختی ها از من است برای همه انسان ها به وجود می آید و اگر توانستیم از این مرحله صعود کنیم ابزار قدرت مندی برای خودمان و دیگران می شویم .خلق و زایش همراه با درد است مثل زایمان کردن که همراه با درد است . بعضی ها خودشان را بی لیاقت می دانند و احساس گناه می کنند کسانی که جواب درستی به این احساسات می دهند  به مرحله بعد صعود می کنندو فرایند خالص سازی و تزکیه آنها را به ابزار قدرتمندی برای خودشان و دیگران تبدیل می کند ولی وقتی نتوانند جواب درستی بدهند وسز راه می مانند و به سمت تاریکی ها و به دنبال منفعت خودشان می روند و به سلاح مخرب تبدیل می شوند .آن چیزی که به انسان کمک می کند بالا بردن دانش و جهان بینی است . هر انسانی بخواهد محبت را درک کند باید مرحله نابودی را بگذراند تا از عیار 14 به عیار 18 برسد . همسفر آرزو :همیشه می گویند شرایط مهم نیستند من برای خودم فرصت ها را ایجاد می کنم مهم نیست یعنی مهم نیست که الان شرایط من سخت است غیر قابل تحمل است اگر من قبل از ورودم به کنگره این بیماری اتفاق افتاده بود من چه حال و روزی داشتم و چه افکاری به من حمله ور می شدند که زندگی را برای خودم و خانواده ام تلخ می کردم ولی الان با آموزش های کنگره شرایط را پذیرفته ام و برایم مهم نیست که باید در خانه بمانم و این راتبدیل به فرصت کرده ام تا بتوانم آموزش بگیرم یک پیامی را می خواندم و در سی دی موانع محبت هم آمده که هر کسی می تواند باطرز تفکر خودش چیزی را برداشت کن . الان شرایط برای همه یکسان است و همه در یک حال هستند یکی می تواند این شرایط را برای خودش بدترین شرایط کند و زان.ی غم بغل بگیرد و مدام فکر های ناجور کند و ناامید شود و یکی نه می تواند بهترین حال خوش را از این شرایط ببرد . این پیامی که آمده بود واژه کرونا را مجزا کرده بود و گفته بود کاف یعنی کنار خانواده ماندن ر یعنی روز ها را به شادی گذراندن واو یعنی وحشت نداشتن نون یعنی نظافت را رعایت کردن و الف یعنی امید به خداوند داشتن و این تعبیر بسیار جالبی بودو این نشان می دهد که می توانیم از بدترین شرایط بهترین استفاده ها را داشته باشیم . مشکلات همیشه باید باشد برای اینکه انسان ها خودشان را پیدا بکنند و آن چیزی که از درون خودشان می خواهند و الماس هم همینطوری الماس نشده و از درون سنگ های سخت و تراشیده شدن باعث شده الماس شود پس من هم که از طبیعت الگو می گیرم میدانم که اگر خودم را پالایش کنم می توانم جواهر و الماس درونم را کشف کنم

کمک راهنمای محترم خانم الهه :در کنگره می گوییم شمشیر ما محبت است یعنی ما به واسطه شمشیر محبت تاریکی ها را می شکافیم و جلو می رویم ولی محبت 3 شرط دارد شرط اول این است که با تفکر باشد یعنی محبتی که در آن علم و آگاهی نباشد به درد نمی خورد . محبتی که به وسیله دانش شکل نگرفته باشد آن محبت به درد نمی خورد و تبدیل به دوستی خاله خرسه می شود . 2 –محبت باید ذره دره باشد و سوم اینکه محبت باید بلاعوض باشد همانطور که آقای مهندس در سی دی ایمان می فرمایند محبت باید بدون قید و شرط باشد . آقای امین در سی دی منوانع محبت می فرمایند تنها چیزی که می تواند انسان را در برابر مشکلات سهمگین و بسیار سخت می تواند نجات دهد محبت درونی است . در واقع محبت درونی بزرگترین ثروت انسان است اگر بخواهیم بدانیم که یک شخص چقدر ثروتمند است باید بدانیم چقدر محبت دارد نه فقط به معشوقه خودش یا پدر و مادر خودش و یا فرزندش خودش بلکه به کل هستی و همه حیوانات حتی سوسک و رتیل و اگر توانسن این محبت را در یک قالب به اطرافیانش نثار کند بعد باید بدانیم به کل هستی یا طبیعت چقدر توجه دارد . چقدر برایش مهم است درخت بکارد یا یک مورچه را نکشد و چقدر مهم است که یک مار را دوست داشته باشد چون همه اینها جرئی از کائنات و هستی است و دارند برای هستی تلاش می کنند و به ما سود می رسانند پس باید دوستشان داشته باشیم ولی اینکه چرا یک وقت هایی من نمی توانم محبت کنم و این چه عاملی است که باعث شده  در واقع حس دچار اشکال می شودوساختارهای غلط شکل می گیرد چیزی که آقایامین در سی دی حس می گویند و این سی دی با موانع مهم مرتبط است این است که ما با انجام دادن ضد ارزش ها کم کم حسهایمان بسته شده و کمتر محبت دریافت می کنیم و کمتر می توانیم به بقیه احساسات خوب برسانیم .حس عامل ارتباطبین انسان ها است مثل این است که رادیوی من مشکل داشته باشد هر چقدر فرستنده خوب بفرستد ولی اگر گیرنده خوب نباشد نمی تواند آن را درست دریافت کند . وقتی انسان در ساختارهای منفی شروع می کند به حرکت کردن حس هایش بسته می شود حال چطور این ساختارهای منفی شکل می گیرد ؟ساختار غیبت شکل گرفته ساختار دوغ، ساختار ناسپاسی و غیره آیا من می توانم این ساختار را بشکنم ؟ یک ساختار مافیا شکل گرفته یک عده قاچاقچی هستند آیا من با کشتن همه اینها می توانم این ساختار را از بین ببرم ؟ آیا با کشتن خودم می توانم این ساختار را از بین ببرم ؟ نه فقط با تزکیه و پالایش می شود از ساختار جدا شد . من فیلمی میدیدم که جنگ بر سر الماس بود و آمریکایی ها در آفریقا مردم آنجا را مجبور کرده بودند که برایشان الماس پیدا کنند و در آخر هم در یک محله باتلاقی و کثیف پیدا شد . الماس در آخرین پوسته های زیرزمینی و با فرایند خیلی خاص به دست می آید برای همین درجه خلوصش بسیار بالا است و یا طلا را نگاه کنید همه به دنبال طلایی می گردند که عیارش بیشتر باشد . یادم است زمان بچگی همه مکه که می رفتند طلا می خریدند چون عیارش از بقیه طلا ها بیشتر بود خلوصش بالاتر است . هر قدر یکچیزی خلوصش بیشتر باشد ارزشش بالاتر است .انسانی که درونش پر از ساختار ناخالصی است مثلا ساختار دروغ و یا نفرت اصلا هم مهم نیست از کی و چگونه شاید اصلا طرف من را از زندگی اش ساقط کرده . من در برابر مشکل می توانم دو جور رفتار کنم یا از آن غم و مسئله می توانم رشد کنم و بالاتر بروم یا باعث شود آدم کینه توزی شوم و دائم در جهت انتقام حرکت کنم و سقوط کنم برای همین آقای امین می فرمایند غم بزرگ انسان را به مرحله بالا و یا به رزالت و مراحل پایین سوق می دهد مثلا پیامبر اکرم نه به خاطر شخصیت مذهبی به خاطر اینکه در کودکی بسیار اذیت شده اند و از این اذیت برای بقیه انسان ها استفاده نکردند هر چه آزار بیشتری دیدند رئوف تر شدند . تخریب ساختار شرط لازمه پیشرفت است .یک ساختار منفی می خواهد درون من به وجود بیاید من باید شکنجه شوم و آزار ببینم حالا از این اذیت دو کار می توانم انجام دهم یا ساختار نفرت را قوی کنم و یا از این غم و اندوه استفاده می کنم خودم را پالایش می کنم تا محبتم بیشتر شود . وقتی رسول خدا اینقدر اذیت شدند و با نهایت سختی در مکه زندگی کردند می توانست ساختار کینه در درونشان انجام شود و می توانستند وقتی به مکه برگشتند با قدر ت همه را از تیغ عبور دهند ولی فرمودند هرکس در خانه اش بماند در امان است . من کاری به کسی ندارم حتی آنهایی که من را اذیت کردند . یکی می شود پیامبر یکی دیگر آقا محمد قاجار که از غم و رنجی که دید سیستم نفرت را ایجاد کرد و شروع به انتقام گرفتن کرد . پس غم بزرگ می تواند انسان را به صعود و یا سقوط سوق دهد و این علم است که باعث صعود می شود . آقای امین می فرمایند اورانیوم 238 زیاد هست ولی اورانیومی که به درد ساختن بمب می خورد اورانیوم 235 است که بهترین نوع است و کم است .ذرات تشکیل دهنده هر جسمی را اتم می گویند و کوچک است و با چشم دیده نمی شود هر اتمی تشکلیل شده از هسته ، الکترون و پروتون حالا هر الکترونی که بخواهد یک تراز بالاتر برود باید انرژی کسب کند ما انسان ها هم همین گونه هستیم اگر بخواهیم یک سزح بالاتر رویم باید انرژی کسب کنیم و اگر هم بخواهیم سقوط کنیم باید انرژی منفی کسب کنیم . در هر دو جهت انرژی می خواهیم . اگر من الهه قرار باشد خالص تر بشوم باید انرژی خوب بدست بیاورم این انرژی بدست نمی آید مگر با عملکرد درست و این عملکرد با آموزش بدست می آید یعنی عمل سالم با حس سالم با هم تلفیق شود تا بتوانم یک تراز بالا روم آیا فقط آموزش گرفتن کفایت می کند ؟ نه مثل این است که آبگرمرا زیاد کنیم ولی از آب گرم استفاده نکنیم خب منفجر می شود اگر آموزش را فقط بگیرم ولی در مرحله عمل انجایی که به یک مشکلی برمی خورم یکی دارد آرامشم را می گیرد آنوقت نتوانم از آموزش استفاده کنم باز هم در حال سقوط هستم و نکته آخر اینکه کسی که می خواهد خالص شود باید ساختار درونی اش را بشکند  و ذرات عوض بشوند . نمی توان آن را یک مرتبه از بین برد باید ذره ذره آموزش گرفت و به حال خوش برسم کسی که بخواهد حالش خوب باشد و محبتش یک شمشیر نافذ و برنده شود مثل شمشیری که در کوره با حرارت بسیار بالا قرار می گیزد و بعد با پتک روی آن می کوبند تا صاف شود و بعد آن را در آب یخ قرار می دهند و این اتفاق چندین مرتبه شکل می گیرد . ما هم باید از تمام مشکلات دانه دانه عبور کنیم تا سطح انرژی ام بالا بیاید و این باعث می شود هر چیزی به راحتی حال من را خراب نکند و ایمان من هم به خاطر این عشق و محبت بالا می رود .

کمک راهنمای محترم خانم الهه به خاطر پرداختی قانون 11 از بچه ها تشکر کردند و فرمودند کاری که با عشق انجام شود منجر به پیروزی می گردد.

همسفر سمیه : خانم الهه عزیزم چطور می تواند محبت بر پایه علم باشد و اینکه ما تا چه زمانی باید محبت کنیم درست است که حال خوشش نصیب خودمان می شود ولی تا کی انتظار برگشتش را نداشته باشیم و اگر این محبت به ما برنمی گردد نشانه این است که خالص نبوده ؟

کمک راهنمای محترم خانم الهه :اگر من محبت کنم برای اینکه یک روزی به من برگردد این محبت بلا عوض نیست و دوم اینکه گفتیم محبت 3 شرط دارد با تفکر باشد ،بلا عوض باشد و ذره ذره باشد . همه آن چیزهایی که آقای امین در سی دی ارتباط و آقای مهندس در سی دی دیپلماسی گفتند وقتی به کسی محبت می کنی روی اولین پله نردبان بمان و آن را غرق در محبت نکن . غرق در محبت شدن یعنی اینکه من یک نفر را مدام مورد محبت خودم قرار می دهم و مثل اینکه یک نفر را در آب خفه می کنم و بعد توقع دارم که جواب محبت من را بدهد این دیگر نمی تواند چون غرق شده یک دره محبت می کنی و آن هم بلا عوض ولی دیگر سر جایت بمان و صبر کن و تند تند محبت نکن و قدم بعدی را ببین در قبال خودکاری که تو خریدی او به تو یک لبخند زد . برای تو نباید مهم باشد ولی منظورم این است آدم ها را در محبت خودتان غرق نکنید چون دیگر نمی توانی از او انتظار محبت داشته باشی. هفته اول نوروز از سی دی جهان بینی 1 و 2 امتحان می گیریم پیشاپیش سال نو مبارک امیدوارم در سال جدید همه سفر اولی ها به رهایی برسند و همه سفر دومی ها خدمت گزاران لایقی برای کنگره بشوند و شال کمک راهنمایی دریافت کنند .

لژیون مجازی با دعای گرم اعضا به پایان رسید .

سی دی هفته آینده : اضافه وزن 3

سی دی برداشت :حس از آقای امین 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 فروردین 1399 12:13 ب.ظ
خدا قوت خانم محدثه جان
جمعه 1 فروردین 1399 08:23 ب.ظ
تشکر ویژه از کمک راهنمای بزرگوار خانم الهه و یک تشکر از خانم محدثه بابت وبلاگ


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic