لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد

گزارش لژیون همسفران عشق در تاریخ 98/11/21

نویسنده :Hamsafar Somayye
تاریخ:سه شنبه 22 بهمن 1398-03:59 ق.ظ


 به نام قدرت مطلق الله

جلسه همسفران عشق به استادی کمک راهنمای گرامی خانم الهه راس ساعت آغاز به کارنمود.

استاد عزیز در ابتدا چنین آغاز نمودند: خداوند متعال را سپاسگزارم که اجازه داد بار دیگر در جمع شما باشم وخداوند را شاکر هستم که اجازه می دهد ما قدم به کنگره بگذاریم. به خاطر اینکه اگر واقعا کنگره نمی آمدیم الان معلوم نبود کجا بودیم و کسی نمی داند که اگر کنگره نبود ما در چه حالی بودیم و من خدا را خیلی شاکر هستم که الان ما اینجا در کنار هم هستیم.

 


ایشان در ادامه فرمودند : من به خانم فاطمه از صمیم قلب تبریک می گویم. ان شاالله که خیلی مبارک باشد و از ایشان بابت مشارکت خوب و کامل و کافی که در جلسه عمومی داشتند تشکر کردند و گفتند من هرگز کسی را مجبور نمی کنم به کاری و تنها می گویم که اگر کسی می خواهد به حال خوب برسد، باید خدمت کند و هر کس هر خدمتی انجام می دهد چه در درون و چه در بیرون کنگره باید به بهترین نحو آن را انجام دهد و با حس های خوب این خدمت را انجام بدهد و سپس از ایشان خواستند در مورد حس و حالشان در زمان گرفتن شال مشارکت کنند.

همسفر خانم فاطمه:

 واقعا خدا را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم. یادم هست که خانم الهه در صحبت هایشان می فرمودند رهجوهای شما در خانه منتظر شما هستند تا شما به کمک راهنمایی برسید تا راه آنها باز شود و به کنگره بیایند. این صحبت ایشان همیشه برای من الگو بود و می گفتم خدایا چگونه ممکن است، چون من در مقابل آموزشهای کنگره خیلی جبهه می گرفتم و همیشه می گفتم خودم بیشتر می دانم و تا جایی که خانم الهه می گفتند اگر می دانستی اینجا نبودی و بعد آنجا فهمیدم که باید منیت را کنار بگذارم و چندین سال به خانم الهه زحمت دادم و جاهایی ضد ارزش ها را استفاده می کردم و خودم خبر نداشتم ولی ایشان از بالا می دیدند که گره های من چی هست و من چه بلایی دارم سر خودم و مسافرم می آورم و فقط می گفتند فلان سی دی را بنویس. یادم می آید که سی دی منیت را هفده مرتبه گفتند بنویس و من نوشتم ولی من متوجه نمی شدم که از چی حالم خراب هست و خیلی جاها گره های درونم مثل هشت پا بود که من هر قسمت را قطع می کردم دوباره از جای دیگر سر در می آورد و متوجه نمی شدم تا زمانی که شال تازه واردین را دریافت کردم. تازه آن زمان تمام مشکلات من نمایان شد وحالم خراب شد و همیشه با خودم می گفتم من جایگاه دارم، ولی همین شال نشان داد به من که درونم چه خبر است و فهمیدم در هر جایگاهی باید آموزش بگیرم و این به آن معنا نیست که دیگر آموزشهای من کامل است و نیاز به آموزش ندارم و آقای مهندس می فرمایند: جایگاه راهنمایی یعنی اینکه من به خودم کمک می کنم که حالم خوب بشود و بتوانم با این حال خوبم و با آموزشهایی که گرفتم را به چند نفر مثل خودم یاد بدهم و من اینجا از خانم الهه عزیز و تمامی خواهر لژیونی های عزیزم تشکر می کنم و در آخر از مسافر عزیزم تشکر می  کنم که حال خوب امروز من به خاطر زحمت های ایشان است و خدا را شکر می کنم که با مشکل اعتیاد من هم این حس های ناب را تجربه کردم. 

استاد عزیز خانم الهه فرمودند: روی سخن من بیشتر رهجوهای سفر اولی هستند و از آنها می خواهم که آداب برخورد با افراد را یاد بگیرند. رهجو باید فاصله ها را یاد بگیرد و باید بیاموزد که تا چه اندازه می تواند به یک فرد نزدیک شود. ما باید نوع حرف زدن با جنس مخالف و نحوه برخورد با آنها را یاد یگیریم. ما باید این مسایل را در کنگره یاد بگیریم و رعایت کنیم.اینکه با مرزبانان و با اسیستانت و بقیه جایگاه ها چگونه برخورد کنیم. شما باید در مقابل حرف هایی که من به شما می گویم فقط یک چشم بگویید و یک چشم یا حس خوب نه اینکه چشم بگویید و به کار خودتان برسید. چون شما در این لژیون با خواسته خودتان وارد شده اید موظف هستید در مقابل حرفهای من فقط بگویید چشم. این را بدانید که ما دو نوع چشم داریم (چشم در صور ظاهر و چشم در صورپنهان) واگر این موارد را در لژیون یاد نگیرید بعد می روید و در مقابل جایگاه بالاترهم رعایت نمی کنید و اگر این خشت اول را کج بگذاریم تا ثریا این دیوار کج می رود و بر عکس اگر این خشت اول را از ابتدا درست بگذارم شما در هر جایگاهی موفق خواهید بود. وقتی می گوییم جهان بینی مهم است، حتی جهان بینی نوع گرفتن میکروفن را باید بدانیم که نه صدای ما خیلی بلند و آزار دهنده باشد و نه خیلی کم. حتی نحوه برخورد با دیگران هم جهانبینی می خواهد. ما باید یاد بگیریم چه حرفی را در کجا و با چه لحنی بزنیم و با چه تفکر و حس و کلامی صحبت کنیم و اینها همه جهانبینی است. اینکه من غذا می پزم با چه حسی و برای چه افرادی اینها همه خیلی مهم است و اگر با حس خوب نباشد حتما برای آن افراد هم ناخوشایند خواهد بود. ما باید مراقب فاصله ها باشیم نمی توانیم بگوییم چون مادرم هست و یا چون خواهرم هست من هرچه بخواهم به آنها از خودم بگویم. خیلی چیزها را نباید بگوییم، چون در نهایت دود آن در چشم خودمان می رود. پس بدانید هر کاری را با حس خوب انجام دهید و با تفکر و اندیشه خوب باشد و اگر نمی دانید که انجام بدهید یا خیرباید خودداری کنید.

در ادامه ایشان در مورد وادی ششم صحبت کردند :حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ اطاعت کنید. خیلی مواقع عقل ما می گوید این کار را انجام ندهید و یا خیلی مواقع به ما می گوید این کار را بکن ولی کاری که ما کنیم این است که به حرف عقل گوش نمی دهیم و هر کاری خودمان صلاح می دانیم انجام می دهیم. مثلا عقل به ما می گوید دروغ نگویید ولی ما می گوییم و دایم در حال سرکوب عقل با ضد ارزشهای خود هستیم و کاری می کنیم که عقل به گوشه ای میخزد و صدایی دیگر از آن نمی شنویم و ما را به حال خود می گذارد. رهجویی هم که به حرف راهنما گوش نکند همین طور است. راهنما چندین بار به او می گوید و وقتی دید گوش نمی دهد او را به حال خود می گذارد. ولی عقل سالم در بدن سالم است. باید مراقب بدن های خود باشید باتغذیه درست و ورزش کردن. صبح های جمعه بروید و از فضای پارک با خانواده استفاده کنید و انرژی بگیرید. مراقب تغذیه و خوراکی هایی که استفاده می کنید باشید. از چربی و روغن زیاد استفاده نکنید. از روغن های حیوانی استفاده کنید. از روغن کنجد استفاده کنید. نگویید گران است. بلکه سلامتی شما ارزش بالاتری دارد. بدانید تا زمانی که حس شما خراب باشد آشپزی شما خراب می شود مگر اینکه بهترین وسایل را داشته باشید. نوع گوشت و مرغی که استفاده می کنید را دقت کنید. چربی و سس نخورید. سی دی های اضافه وزن و ساختمان جسم آقای مهندس را حتما گوش کنید و بکار ببرید. هر نعمتی از خداوند به شما می رسد را درست مصرف کنید .با تفکر سالم ایمان سالم و حس سالم و عمل سالم و آن زمان که عقل به درستی کار می کند. عقل همیشه هست، ولی گاهی سرکوب کردن زیاد ما باعث پنهان شدن و از کار افتادن عقل می شود. ازِسرکه های صنعتی استفاده نکنید. من خیلی بیماریهایی داشتم که به برکت کنگره و جهانبینی درست و تفکر درست به طور معجزه آسایی درمان شدند. همه به خاطراصلاح روش تغذیه ای در زندگی بوده است. از هر چیزی به اندازه و مفید استفاده کنید.

 مشارکت اعضا  در مورد وادی ششم :

همسفر خانم فاطمه (ف):

من زمانی شاغل بودم و با خانم الهه صحبت کردم و ایشان گفتند به نظر من بهتر است این کار را انجام ندهی و زمانی که ایشان گفتند من گفتم جشم و چون خودم هم چند وقت بود درگیراین قضیه بودم و زمانی که تصمیم گرفتم اول خیلی اذیت شدم چون آن کار یک ضد ارزش بوده و من می خواستم از آن جدا شوم و همان زمان سی دی شمشیر در سنگ را هم گوش کرده بودم و حالم خیلی بد بود ولی الان در مدت این سه هفته هم حال خودم خوب است و هم حال مسافرم و من ایمان دارم به کاری که انجام داده ام و جایی که می آیم و آرامشی که در کنگره دارم را هیچ کجا نمی توانستم به دست بیاورم .

 همسفر خانم سمیه :

زمانی که در این وادی می گویند حکم عقل منظور در کارهای عجیب و غریب نیست، بلکه انجام کارهای ساده روزانه مثل شستن ظرفها و اینکه اگر عقل من حکم می کند که الان ظرفها را بشویی و من گوش نمی کنم و ظرفها روی هم تلنبار می شوند و تنها کار من بیشتر می شود در صورتی که اگر به فرمان عقل گوش کرده بودم زحمت خودم هم کمتر بود، پس منتظر فرمان های عجیب و غریب نباشیم و از همین مسایل کوچک شروع کنیم و از فرمان عقل پیروی کنیم.

استاد در ادامه فرمودند:

حکم عقل را نه در مسایل خیلی پیچیده نمی گویند. بلکه می گوید مثلا غذایی را که می پزید درست تهیه کنید و یا با شوهر و فرزندان خود درست رفتار کنید و لباس تمیز بپوشید. درسفر اول عقل شما کمک راهنمای شما هستند  و باید به حرف ایشان گوش  بدهید.

 همسفر فاطمه:

 بعضی مواقع دو فرمان می گیریم و هردو صحیح هست مثلا درمورد ظزف شستن می گویم وقتی ظرفها را داریم بشوییم و بچه هم خوابیده است از یک طرف عقل می گوید برو ظرف ها را بشور تا بچه خوابیده و از طرفی می گوید تو هم تا او خوابیده استراحت کن .این مواقع باید چه کنیم ؟

پاسخ استاد عزیز خانم الهه در جواب سوال ایشان :

فرمان عقل تنها یک مورد است و آن کاری است که انجام آن سخت تر است و بقیه توجیه است مثلا وقتی می گوید ممکن است بچه بیدار شود شما با اینکه می دانید خواب بچه سنگین است و با این صداها بیدار نمی شود ولی باز قبول می کنید .این ها عقل نیست بلکه فرمان نفس است منتها نفس اماره وقتی می خواهد کاری را شما انجام دهید نمی آید راست بگوید که این کار غلط است ولی تو انجام بدهی.دقیقا مثل زمانی که در جام طلایی برای شما زهر آورده باشند و اگر بگویند در این جام طلا زهر است آیا شما آن را می نوشید؟ ولی نفس اماره هزاران شیوه استفاده می کند تا ما را به بیراهه بکشاند و زمانی که به حرف عقل گوش نمی دهیم دچار بی نظمی در ذهن خود می شویم و حال خودمان خراب می شود .

ما در مقابل خانواده خود مسئول هستیم و انجام امور خانه باید همیشه در اولویت باشد. باید برای انجام هر کاری از شوهر خود اجازه بگیریم و حتی انجام امور خیر مثل عیادت از همسایه پیر در صورت عدم رضایت شوهر کار اشتباهی است. ایشان مثال زیبایی زدند و گفتند مثل کسی که گوسفندی را دزدیده و برای پوشاندن خطای خود می گوید مقداری از گوشت آن را خیرات می کنم. بین صد تا خانواده فقیر و این صد تا ثواب می شود در صورتی که من یک گناه کردم. این نمی شود که شما از راه خطا جمع ثواب بکنید و به شوهر خود دروغ بگویید تا به کمک همسایه پیر خود بروید. یکی از بچه ها می گفتند مادرم بیمار است و شوهرم اجازه نمی دهد پیش ایشان بروم و من گفتم باید به حرف شوهرت گوش بدهی و حتما در این بین نفس اماره به سراغ تو خواهد آمد و حال شما را خراب می کند پس آگاه باشید تا فریب نفس اماره را نخورید. باید یاد بگیریم چشم بگوییم با حس خوب. باید هر چیزی برای ما اتفاق می افتد را قبول کنیم مثل ظرف شیرینی که وقتی مقابل ما می گیرند همان که روبروی ما است روزی ما هست حال چه کپک زده و خراب باشد و یا خوب باشد و نمی توانیم آن را عوض کنیم چون این عین عدالت است و خوردن آن شیرینی کپک زده باید با میل و حس خوب باشد و اینکه شما در کنار یک مسافر هستید هم عین عدالت است  و باید با کمال میل او را بپذیرید و باید بدانیم همه چیز بر مبنای عدالت بوده است و عدالت چی هست اینکه :

در جهان هر چیز/ چیزی جذب کرد

سرد/ سردی را کشید و گرم /گرم

شما بر مبنای عدالت و بر مبنای سیاهی های درون خود باید یک فرد مصرف کننده در کنار شما قرار بگیرد و بدانید حتی با جدا شدن از آن فرد مجدد یک فرد دیگر با خصوصیات بدتر سر راه شما قرار خواهد گرفت چون باید یاد بگیریم که مشکلات را باید حل کنیم نه اینکه از آنها فرار کنیم .

 خانم الهه در ادامه تاکید کردند که تحت هیچ شرایطی با راهنمای مسافر خود صحبت نکنید چون با این کار سفر مسافر خود را خراب می کنید و خودتان هم آسیب خواهید دید ودیگر اینکه راس ساعت در کنگره حضور داشته باشید و دیگر اینکه در هنگام جمع کردن صندلی ها مراقب باشی آسیبی به آنها نرسد و مراقب اموال کنگره باشید.

 همسفر فرزانه :من همیشه از اینکه مسافرم ما را به گردش نمی برد خیلی ناراحت بودم تا زمانی که با خانم الهه این موضوع را مطرح کردم و ایشان گفتند خودت به فکر خودت باش و من شروع کردم به پارک رفتن و جمعه قبل رفتم و حسابی انرژی گرفتم و کل این هفته را با انرژی بسیار طی کردم .

در ادامه قسمتی از سی دی وادی چهارم با مشارکت همسفر خانم مریم و خانم فاطمه :

در این وادی می گوید در مسایل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند سلب مسئولیت از خویشتن است. یعنی اینکه ما هر کاری را که انجام می دهیم بگوییم هر چه خدا خواست و هر چه خدا برای ما رقم زد و آقای مهندس گفتند: این مطلب اشتباه است و ما باید مسئولیت انجام هر کاری را خودمان بر عهده بگیریم و هرگز خدا نمی خواهد که ما به بیم کاری مبتلا بشویم و یا مثلا در تاریکی ها قرار بگیریم و انجام همه اینها یک بهانه است. مثلا یک شاگردی که تکالیف خود را انجام نداده است می رود و به استاد خود دروغ می گوید و برای انجام ندادن تکالیف خود بهانه هایی می آورد. تا زمانی که ما خواسته ی قوی برای انجام کاری نداشته باشیم نمی توانیم آن کار را انجام دهیم .آقای مهندس گفتند: ما سه نفس داریم. یک نفس اماره و نفس لوامه و نفس مطمینه. نفس اماره امر کننده است و به ما امر می کند که کاری را انجام دهیم که اگر در مسیر ارزشها باشد که خوب است، ولی وقتی از انجام کاری احساس ناراحتی کردیم باید بدانیم آن نفس لوامه است. حتی یک فرد مصرف کننده اگر بعد از مصرف از کار خود پشیمان شد و تصمیم به بهبودی گرفت آن فرد از نفس اماره وارد نفس لوامه شده است .ما باید از این مراحل نفس عبور کنیم تا به نفس مطمینه که همان نزذیکی به خداوند است برسیم .

همسفر فاطمه :

آقای مهندس می فرمایند: مسئولیت ها دو طرفه است، مثلا در لژیون هم راهنما و رهجو مسئولیت دو طرفه در قبال هم دارند و بین خودما و خدا همئ مسئولیت دو طفه است مثلا خداوند به مت غذا داده است وما در قبال استفاده بهینه از آنها مسوول هستیم و من چیزی که خودم دیدم در این وادی این بود که هر کاری می خواستم انجام بدهم فقط خدا خدا می کردم و خودم را بی طرف می دانستم تا زمانی که این وادی را گوش دادم به این نتیجه رسیدم که اول باید خودم تلاش کنم و بعد از خداوند انتظار حمایت و کمک داشته باشم .

دستور جلسه هفته آینده :ادامه وادی چهارم و سی دی توجیه

برداشت :سی دی ویروس

 

جلسه با دعای همسفران به پایان رسید.

 

 

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
همسفرطاهره لژیون ۳
پنجشنبه 24 بهمن 1398 03:35 ب.ظ
با سلام،خیلی خیلی از صحبت هایتان انرژی گرفتم.
از شما خانم الهه، کمک راهنمای عزیزم،تشکر می کنم.وقتی صحبت هایتان را خواندم،احساس کردم سر لژیون هستم.آموزش گرفتم.از خواهر لژیون هایم تشکر می کنم.به خانم ندا و خانم سمیه بابت شال تازه واردین ،تبریک می گویم،به خانم فاطمه عزیزم ،شال کمک راهنمایی را تبریک می گویم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic