همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
 
 

به نام قدرت مطلق الله




گزارش‌ لژیون همسفران عشق درروز دوشنبه 98/10/16 بااستادی سر کار خانم الهه ودبیری همسفر مریم با دستور جلسه‌ کمک کنگره به من وکمک من به کنگره راس ساعت مقررآغاز به کار نمود.

کمک راهنمای محترم خانم الهه: خدا را شکر می کنم که باز با هم هستیم. هفته پیش با شما نبودم به دلیل اینکه در شعبه امین گلی بودم و دلم برای شما خیلی تنگ شده بود.ایشان در ابتدا در مورد روابط افراد در خانواده اشاره کردند و گفتند باید در زندگی اجازه بدهید مسافران شما نقش خود را در زندگی پیدا کنند و باید به ایشان اهمیت بدهید و مثالی زدند و گفتند با اینکه بارها این قضیه را تعریف کردم بازهم می گویم . من با نوه عمویم به باغ رفته بودیم، با اینکه سن کمی دارد و پسر هم هست جوری با آن رفتار می کردم که با وجود سن پایین احساس بزرگی می کرد و این حس را داشت که می تواند از من مراقبت کند. در کنار آن باغ سگ های زیادی وجود داشت و یک زمان حس کردم ان بچه از سگ می ترسد ولی باز طوری وانمود کردم که او در حال مراقبت از من است و چون مرد است نباید بترسد و دیدم او خیلی سریع گفت نه من نمی ترسم و این ها فقط توله هستند ترس ندارد و این چه چیزی را نشان می دهد ؟ مردها در هر سنی که هستند باید غرورشان حفظ شودو برای آقایان مهم است که چقدر شما به روابطتان با آنها اهمیت می دهید و به آراستگی خودتان اهمیت می دهید. ایشان در ادامه فرمودند: آقای مهندس می گویند، اگر کسی یک خطایی می کند درست مثل کسی است که می رود بالای درخت و خودش روی شاخه نشسته و آن شاخه را دارد از بیخ می برد. اولین کسی که می افتد خودش است و این آدم احتیاج به بخشیدن ندارد، چون ضربه مغزی شده است. تنها کسی که خطا کار نیست خداوند متعال است. در کتاب الهی که بروید ببینید متوجه می شوید که پیامبران الهی هم خطا کردند و هیچ کس معصوم نیست، اصلا معصوم بودن یعنی این که من یک رابطه ای با خداوند دارم. اگر هم من الان خطایی نمی کنم به این دلیل است که خطا می آید توی ذهنم ولی خودم انجامش نمی دهم. یعنی اگر بگوییم فلانی پاک و معصوم است و متفاوت است، نه اینطور نیست آنقدر خودش روی خودش کار کرده که اگر وسوسه هم بشود، جواب آن وسوسه مثبت نیست. حالا چه کسی هست که خطا نکرده باشد؟ هیچ کس. همه خطا کرده اند. اگر من همسر فردی هستم که الان شوهر من است و بدترین آدم روی زمین است، این عین عدالت است. چرا من از بین این همه خواستگاری که داشتم زن این آدم شدم، چون خداوند نجار نیست ولی در و تخته را خوب به هم می چسباند. اگر یکم دقت کنید اگر آن فرد اشکال دارد می بینی که خودت هم اشکال داری. به قول انگلیسی ها (تیت ایت)  این در ازای آن. آیا شما تا به حال بیمار دیده اید در زندگی تان؟ دیده اید کسی تب کند؟ آیا می روید به او بگویید چرا نق می زند؟ نه چرا نمی گویید؟ فرد سرطان دارد داد می‌زند پرستار هم باید به او چیز بگوید؟ نه. پس چرا وقتی پای یک مصرف کننده وسط است که بیمار است چرا شما نمی توانید آن را ببخشید؟ اشکال از شماست، چون اون بی تعادل است و مریض است. چرا شما به آدمی که تب دارد و نق می زند چیزی نمی گویید؟ فردی که از درد دندان و عصب کشی دندان داد می زند چرا به آن فرد چیزی نمی گویید؟ تازه می گویید قربانت بروم، برای اوسوپ می پزید و یا آب جوش می آورید با عسل بخورد، ولی مصرف کننده هزارو یک درد دارد، در حالیکه فرد سرطانی فقط یک درد دارد. خانم الهه از رهجو ها پرسیدند: چرا می گوییم مصرف کننده هزار و یک درد دارد و بیمار است؟

 همسفر خانم حکیمه :

چون سیستم بدن ما سیستم شبه افیونی دارد که خودش مورفین در بدن تولید می کند، وقتی فرد مورفین و مخدر را از بیرون وارد بدن بکند باعث می‌شود که بدن دیگر مخدر تولید نکند و فرد به مخدر های بیرون وابسته شود.

 همسفرخانم فتانه : 

داخل بدن ما سیستم شبه افیونی هست، وقتی که مصرف کننده مواد مصرف می کند این سیستم از کار می افتد و سیستم در بدن به هم می ریزد، کسی که سرطان دارد یک جایی از بدنش درد می کند، ولی فرد مصرف کننده همه سیستم بدنش بهم ریخته است. خانم الهه پرسیدند سیستم xچیست؟ 

همسفر خانم سمیه : 

سیستم سیستم تولید مخدرهای بدن است و به این دلیل  x  میگویند که ناشناخته است و درموردش اطلاعات زیادی ندارند و آقای مهندس گفتند که سیستمی است که مخدر های درونی بدن را تولید می کند و موقعی که جایی از بدن درد می‌گیرد، سریع برای از بین بردن درد عمل می کند

خانم الهه فرمودند:

کشف آقای مهندس و کنگره چه چیزی بوده؟ آقای مهندس، مهندس مکانیک هستند وچشم الکترونیک می ساختند. دیدند کسانی که در خیابان شاپور کار می‌کنند در مواقعی دستشان می رود زیر دستگاه وانگشتهای دستشان قطع می شد. این بخاطر این بود که آن دستگاه چشم الکترونیک نداشت دستگاه نمی توانست تشخیص بدهد دست است یا سنگ است . ولی وقتی در آبخوری ها دستتان را که می گیرید زیر شیر آب ، آب می‌آید وقتی دستت را کنار می کشی قطع می شود این چشم الکترونیکی است . آقای مهندس چون مهندس مکانیک بودند کارشان وحرفه شان ساختن این چشم ها بود بعدخودشان هم در گیر مواد والکل شدند . باچندین روش ترک می کنند، ولی موفق نمی شوند. اگر الکل مصرف می کردند ترک انجام می شد. الکل و تریاک که باهم مصرف کنند، مثلا فرد الکل و تریاک مصرف می کرده می آید ترک کند نمی شود و باید الکل تریاک و هروئین را هم مصرف کند و در هر مرحله به جای رهایی از یک ماده مخدر یک ماده اضافه می شود. این ها تجربه ی آقای مهندس است. بعد آقای مهندس گفتند: همین طوری که یک دستگاه خراب می شود من مهندس می روم دنبال ایرادش می گردم ، خوب چرا ایراد کار خودم را پیدا نمی کنم ؟ مگر نمی گوییم سیستم بدن انسان مثل یک ماشین است ، خوب اگر این ماشین است، این کارکردها راهم دارد عملیاتی انجام می دهد که حتما درآن اختلالی به وجود آمده است که من مصرف کننده شده ام باید علت را پیدا کنم .کم‌کم متوجه می شوند که در بدن خودمان یک سیستمی داریم به اسم سیستم ایکس. برای اینکه هر چیزی را در ریاضیات و فیزیک کارکردش را نمی دانیم به آن  می گوییمx. در بدن ما سیستم شبه افیونی وجود دارد. این را باید یاد بگیریدکه دفعه دیگر که تازه وارد داشتیم من دیگر توضیح ندهم . یاد گرفته باشید شبه افیون یعنی شبیه افیون است . یعنی تریاک، پس قدیم به تریاک می گفتند افیون یا مواد افیونی . حالاچه اتفاقی می افتد ؟ در حالت عادی شبه افیونی بدن من فعال است. بنابراین موادی را شبیه تریاک خود به خود تولید می کند. به صورت طبیعی باعث می شود من خوابم درست بشود، راه رفتنم درست بشود. وقتی می خواهم بخوابم هورمون ملاتونین را ترشح می کند، من خوابم می گیرد، این هورمون ملاتونین بخاطرخاصیتی که دارد 5 دقیقه بیشتر فعال نیست، یعنی اگر من شب خوابم می آید خمیازه می کشم در آن حالت نخوابم تا 45 دقیقه ی دیگر اثرخودش را از دست می دهد. یکی  دیگر انکفالین است، سیستم ضد درد، وقتی زبان من که یک تکه گوشت است مثل دست وقتی می زنم به دیوار دردم می آید، چون دیوار سطح آهکی است بعد سیستم بدن دست به کار می شود و انکفالین ترشح می کند. تا درد من را کم بکند، حالا چرا زبان من دردش نمی گیرد؟ اینقدر می خورد به دندان ها، دندان ها هم آهکی هستند و سقف دهان استخوان است. چرا زبان ما درد نمی گیرد؟ موقع حرف زدن بخاطر این که بزاق دهان من دائم دارد انکفالین تولید می کند و زبان دردش نمی آید. شما مثلا قاعدگی را دارید برای خانم ها. یک هفته کسی حق ندارد به اسب شاهتان بگوید یابو. خیلی ها از دو هفته قبل تر می گویند به شما عزیزم قربانت بروم غذایت خیلی شور است و شما میگویید: همین است که هست، می خواستی نخوری و وقتی مادرت غذای بی خود گذاشت خوردی، دیشب خانه خواهرت هر غذای بدی گذاشت جلویت خوردی. حالا نمی خوری درسته؟؟ چرا پرخاش می کنید؟ برای اینکه سیستم شما یک هورمون را یک ذره ترشح کرده کامل نه. حالتان اینقدر خراب می شود، هورمون تیروئید هم همینطور است. من یک زمانی سردردهایی می گرفتم که پاهایم را روی زمین می کوبیدم. آن زمان تازه ژلوفن مد شده بود، 10، 12 سال پیش من هم هر چه دکتر می رفتم می گفت : شما مشکلتون این است که گلو  درد چرکی داشتید مشکل حل نشده زده است به سرتان. یک ماه من  آموکسی کلاو خورم و درد درمان نمی شد، تا آخرین متخصص گوش وخلق و بینی که رفتم، وقتی دکتر گلوی من را یکم فشار داد عربده کشیدم او گفت :این از تیروئید است ببریدش دکتر غدد  رفتم پیش دکتر غدد دکتر تشخیص داد گفت: این درد اسمش تیروئیدیک است. در اثر یک چیز ناشناخته تیروئید می آید و این هورمونی که ترشح می کرده است دوزش را می برد بالا، مثلا 4 میلی گرم بوده اضافه می شودوبخاطر همین مقدار کم، سر من می خواست منفجر بشود . حالا سیستم افیونی عادی دارد به صورت نرمال ترشح می کند حالا کسی می آید از بیرون افیون را وارد می کند، شروع می کند به تریاک و الکل مصرف کردن چه اتفاقی می افتد؟ تنورهای قدیم را یادتان هست همه در خانه داشتند آیا الان هم در خانه ها هست نه چرا؟؟؟ پدرم می گویند ما بچه بودیم دم دروازه شیراز تازه یک نان ماشینی باز شده بود بعد پدر بزرگ من وقتی از سر کار می آمد 3 تا نان میخریدند تا اینکه این کار بیشتر شد و همه این کار را می کردند،  و خانم های خانه دیگر نان نمیپختند. بدن هم کم کم شبه افیونی تولید نمی کند، چون مواد از بیرون وارد می شود. مواد که وارد می شود، بدن هم که تولید نمی کند. در ظرف زمان 2 ،3،تا 4 سال تولید درون کامل متوقّف می شود. یک همسفر می‌گوید که مسافر من اصلا حرف گوش نمی کند، هر چی می گویم که مصرف نکن باز هم مصرف می کند، باید به او بگوییم چی؟؟ به تو چه. آیا می شود که به یک نفر بگوییم نه نان بخر نه اینکه خودت بپز؟ از گرسنگی می میرند. چون وقتی تو از بیرون نان تهیه نکنی، در خانه هم نان نپزی، طرف از گرسنگی می میرد. پس ما به یک مصرف کننده نمی توانیم بگوییم آقا قطع کن سیستم خودش هم که فعال نیست، در این حالت نه می تواند راه برود نه بخوابد. تا حالا شده به کسی که دندانش درد می کند بگویید عزیزم چرا به من محل نگذاشتی . شما زمان قاعدگی یک هورمونتان تغییر می کند ولی یک مصرف کننده هزاران هورمونش تغییر می کند. همه ی سیستم عصبی به سیستم شبه افیونی مر بوط است. طرف داد می زند، سیستم شبه افیونی تحت تأثیر قرار می گیرد و بهم می ریزد ، طرف سروتونین بدنش  می آید پایین، افسردگی می گیرد،  چون بدن سرو تونین نمی سازد. هزاران هزار ماده الان در بدن شما ترشح می‌شود که شما قشنگ می نشینید و به من گوش می کنید. تمام این سیستم در هم است . حال یک مصرف کننده بد است یا حال کسی که سرطان کبد دارد  چرا؟ کسی که سرطان کبد دارد فقط کبدش درد می کند کسی که سرطان تیروئید دارد فقط تیروئیدش درد می کند. کسی که مصرف کننده است روی هوا است. شما یک شب نخوابید، فردا صبح چرت می زنید. فرد مصرف کننده سال ها است که نخوابیده است. چند وقت پیش من سر درد داشتم رفتم دکتر و  برای اینکه بخوابم به من قر ص آرام بخش داد و من سه روز نتوا نستم بخوابم، نه  می توانستم غذا بخورم، نه کسی باهام جرات می کرد حرف بزند. بعد یک مصرف کننده جه بلایی سرش می آید؟ حالش خراب است و شما می گویید من همسفر آن هستم، پر پروازش هستم، من پرستارش هستم، کدام پرستاری را دیدید که با بیمارش اینطوری رفتار کند کدام پرستار را دیدید که با بیمار دهن به دهن بشود، کدام پرستار را دیدید که بگوید بیمار به من محل نمی دهد وای من آمپولش را نمی زنم. تا تحویلت نمی گیرد طلبکار می شوی بابا درک کن بیمار است اگر تو پرستار هستی باید این طوری پرستاری کنی و پرستار هیچ وقت هیچ وقت برای کار ی که می کند منت نمی گذارد. باید بگویید این عشق زندگی من است یا این که یک زمانی عشق من بوده است و زمانی هم که حالش خوب بوده کم به من خوبی نکرده است والان بخاطر خوبی هایی که کرده مدیونم و باید یک کاری برایش بکنم، پس داد هم بزند طوری نیست من یک بار یکی از رهجو هایم آمد گفت خانم الهه به خدا به کی به کی قسم من هیچ کاری به مسافرم نداشتم، من سلامش کردم جواب نداد و رفت فلاکس چای را از روی اوپن برداشت وپرت کرد طرف من درش باز شد وریخت از بالا تا پایین سوختم، شما می گویید سکوت کنید من هم سکوت کردم و چیزی نگفتم من چه جواب دادم؟ نوش جونت به او گفتم: سلام کردی خوب جواب نداد؟ حتما عصبانی بوده است،  تودر دلت نگفتی الهی قربونت برم خسته بودی جوابم را ندادی گفت: نه. پس حتما گفتی: الهی مرده شورت را ببرند گفت : دقیقا همین را گفتم .گفتم پس نوش جانت. زدی ضربتی ضربتی نوش کن. توی دلت یک حسی را فرستادی و حس بدی را دریافت کرده  و فلاکس را به طرفت پرتاب کرد  زدی ضربتی ضربتی نوش کن. اگه بیایید به من بگویید مسافرم من را کتک زده بهتان می گویم  نوش جونت. چرا ای طور می گوییم؟ من تا  به این سن رسیدم آدم دیوانه تو خیابان خیلی دیده ام. آیا تا به حال یکی از آنها آمده شما را بزند، تو یک چیزی می گویی درست است که حرفی نزدی ولی آتیش زیر خاکستر که بودی. آتش را زدی وپرتاب کردی یک نفر در مقابل آتش مقاوم است چیزی نمی گوید، ولی یه نفر دیگر نقطه تحملش پایین است بر می‌گردد به تو و تو را می زند. از این به بعد حق ندارید. همسفر فاطمه پرسیدند: با توجه به صحبت‌های شما که خودمان برای زندگی تصمیم گرفتیم وانتخاب کردیم وقتی که من مسافرم را قبول کردم که اعتیاد نداشت و  بعد از مدتی اینطور شده حال باید چیکار کنیم؟ خانم الهه پاسخ دادند : بچه ها باید به این قانون اعتقاد داشته باشید. قانون فیزیک را که قبول دارید بالاتر از فیزیک هم که نداریم. قانون سوم نیوتن می گوید که هر عملی یک عکس العملی دارد درست است؟ یعنی اگر من با مشت زدم به دیوار، دیوار ممکن است کمی دردش بیاید، ولی من هم به‌ همان اندازه یا بیشتر دردم می آید، حالا اگر با فاصله ی زیادتر و با شدت بیشتر به دیوار ضربه بزنم خوب بیشتر دردم می آید، یعنی به همان اندازه که به دیوار فشار وارد می شود و اذیت می شوم برای دست من هم چنین اتفاقی می افتد. روز اول من و مسافرم حالمان خوب بوده واعتیاد هم نداشته است. بعضی از افراد دلیل اعتیادشان این است که قادر به انجام کارهای خود نیستند . می رود مواد مصرف می کند که به او انرژی برسد. خیلی از جانبازان شیمیایی را داریم که می آیند کنگره و طرف بخاطر اذیت های زیادی که شده است، بخاطر درد های زیادی که کشیده رفته مصرف کننده شده است، بخاطر اینکه کمبود خواب را جبران کند رفته مصرف  کننده شده است، ولی مسافر های شما این مدلی نیستند. ماداریم می گوییم جهان عین عدالت است ودلیلش هم گفتیم که اگر او مصرف کننده است حتما من یک اشتباهی داشتم، حتما من غیبت می کنم، یا سرزنش می کنم  ولی در طول زمان اگر او به خطا رفته است حتما من هم یک خطا هایی کردم می گویم : هر چیزی بر مبنای عدالت است اگر او رفته سمت اعتیاد حتما یکسری اتفاق هایی در طول زندگی افتاده است حالا یا جسمی بوده است یا اگر جسمی نبوده است حتما یک چیز هایی در تفکرش بوده که رفته سمت مواد. من یک رهجویی دارم که رها شده می گفت من زندگی خیلی رمانتیکی با مسافرم داشتم بچه هم نداشتیم نمی خواستیم وحالا هم نمی خواهیم  ولی زندگی فوق‌العاده خوبی داشتیم بعد از ازدواجمان با یک مصرف کننده رو به رو شدم، یک لحظه به خودم گفتم :چرا این ها که با هم این قدر خوب بودند چرا رفت مصرف کننده شد، در ذهنم در مورد چرایی صحبت می کردم، چیزی را که در مورد چرا بودنش دنبال کنید. کائنات بر مبنای آن چیزی که در ذهن شما است. دقیقا جواب چرای شما را می دهد حالا مثلا من فکر کردم که رابطه شان خوب بوده چرا این مصرف کننده شده است، دقیقا در جایی قرار می گیرم که خودم هم با یک چنین آدمی زندگی می کنم یعنی کائنات بر مبنای تفکر من اطرافیان من را می سازد درست است؟ ممکن است حالا یک نفر به من نگاه کند و بگوید که نه هر چه فکر می کنم چرا هیچ وقت نیاورده ام ولی اگر دقیق در زندگی خودتان دقت کنید یک جاهایی هست، یک اشکالاتی هست، دقیقا بخاطر آن اشکالات ما کنار یک آدم مصرف کننده قرار گرفتیم و بعد یک زمانی می شود که دقیقا بخاطر همین مصرف کننده بودن مسافر مان می گوییم چی؟  خدایا شکرت چون اگر من مصرف کننده نداشتم من الان اینجا جا نداشتم، ولی قطعا و قطعا وقطعا این را می دانیم که هر چیزی بر مبنای عدالت است و اگر مسافرم  یکسری بدی ها را وارد شده قطعا من هم وارد شدم که اگر با خودم دقیق برم جلو و وراست باشم و این خیلی مهم است که در قضاوتم رو راست باشم، یعنی سر خودم را گول نمالم، خودم به خودم دروغ نگویم. اگر چنین کردم می فهمم که عین عدالت است که من در کنار چنین آدمی قرار گرفته ام. دوست من دچار یک قضیه شد و من هم دقیقا همان سیاهی ها را داشتم ولی به یک شکل دیگری باید فکر کنید این را به این راحتی پیدا نمی کنید همسفر حکیمه پرسیدند فردی که اعتیادش را  پنهان می کند باز هم مشکل از من است؟ وخانم الهه این گونه پاسخ دادند : نمونه ی بارزش را من دارم خانم الهه که وقتی فهمید با یک مصرف کننده باید زندگی کند و با مخالفت خانواده روبه رو شد که باید طلاق بگیری وپای مسافرش ماند اگر کسی به شما نمی گوید که مصرف کننده است درکدام ضلع از مثلث جهالت باید دنبال علت بگردیم ترس، منیت یا  نا امیدی؟ طرف می ترسیده بیاد و بگوید. همین حالا یکی بیاد به شما بگوید من مصرف کننده هستم آیا زن من می شوی؟ می گویی نه و او چون می ترسد جواب نه بشنود.

 کسی هست که می دانسته ؟ چون می دانسته این را می خواهم بگویم  اگه واقعیت را می گفت که شما می گفتید  نه واور احساس خوبی بهش می دادی هرگز بهت دروغ نمی گفت ببین چرا من بین  تمام خواستگارم به این آقا گفتندبه چون دردرون این آدم یک تاریکی هایی را دیدم . یک سوال من از شما بپرسم آیا شما را به زور اصلحه نشاندند پای سفره ی عقد؟ یعنی بهتون گفتند یا می گویی بله یا شلیک می کنیم؟ شما را یعنی گفتند شلیک میکنم؟، بچه ها هیچ کدام از شما ها مطمئن هستم  حتی آنهایی که با سن کم شوهر کردند من آدم هایی را دیدم  باسن کم ازدواج کرده ولی خودش هم خواسته است  اگر همان موقع فرد بگوید من نمی خواهم این شوهرم بشود می گفتند باشد بیرونت می کردند؟  از خانه وفوقش یک دست کتک می خوردید ولی یک چیزی اون ته تهش هست.

 در جهان هر چیز چیزی جذب کرد              سرد سردی را چشید وگرم گرمی را

 همسفر خانم  فاطمه:

دقیقا همین چیزی است که خانم الهه می فرمایندو اینکه عین عدالت است که شما باهم ازدواج کردید.من خیلی منیت داشتم و خطاهایی کرده بودم قبل از ازدواج ، که به خودم گفتم فاطمه نوش جانت و حالا هم اصلا ناراحت نیستم، بابت اینکه مسافرم به کنگره آمد و خوشحالم که با یک مصرف‌کننده زندگی می کنم. به خاطر آموزش هایی که از کنگره می گیرم که در هیچ جایی این آموزش ها را نمی توانستم بگیرم  تا حدی که الآن از آشپزی کردن هم لذت فراوان می برم و از زندگی با مسافرم خوشحالم، واز خداوند می خواهم که آموزش گرفتن از کنگره وخدمت کردن را از من نگیرد.

همسفرخانم الهه:

من وقتی آمدم کنگره همیشه مادرم مخالفت می‌کرد. گفتم من با 15 سال سنی که دارم با آموزش های کنگره حالم خوب می شود و باز هم مخالفت می کرد  و همیشه می گفت که باید جدا شوی و اصرار داشتم که حتما در کنگره بمانم  ولی پدرم حمایتم می کرد تا اینکه آقای منصوری با مادرم صحبت کردند. آن موقع ایجنت بودند و از همان روز نظر مادرم تغییر کرد و مرا حمایت کرد و با تغییر مسافرم خد ارا شکر کردم که حال خودم و خانواده ام تغییر کرد و از همین جا از آقای مهندس و خانواده محترمشان بی نهایت تشکر می کنم.  

و در پایان جلسه با دعای اعضای لژیون به پایان رسید.

سی دی هفته آینده: اضافه وزن 1و2

سی دی برداشت : پیوند محبت 1





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 دی 1398 07:57 ب.ظ
خانم الهه یک دنیا تشکر بابت تمام خدمت های انجام می دهی
جمعه 20 دی 1398 09:34 ق.ظ
خانم الهه ی عزیزم سپاس از صحبت های خوب شما، در پناه حق
خانم مریم عزیز سپاس از درج مطلب، موفق و موید باشید
پنجشنبه 19 دی 1398 09:52 ق.ظ
خانم مریم عزیز ورود شما را به جمع وبلاگ نویس ها خوش آمدید می گویم،عالی بود


درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات