همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
 
 
دوشنبه 16 دی 1398 :: نویسنده : همسفر فاطمه(ف)

به نام قدرت مطلق

وای خدایا باورم نمی شود تا حالا این قدر از وقت گذراندن در آشپزخانه،آشپزی کردن.....
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر.
در دلنوشته های قبلی، از مسافرم نوشتم،از این که قبل از آمدن به کنگره ایشان حس هایشان بسته بود و چه اتفاقاتی می افتاد، من از مصرف کننده بودن ایشان چه حالی داشتم اما این بار می خواهم از حال خودم، قبل از آمدن به کنگره و در حال حاضر که به کنگره می آیم بنویسم.
در این چند روز خیلی فکر کردم، می دانید اول که به کنگره آمده بودم انگار خواب بودم. دو، سه ماهی می آمدم، سی دی می نوشتم، اما واقعا در خواب بودم. حالا که خوب فکر می کنم می بینم فقط در مرحله فکر کردن بودم و اصلا به عمل کردن نرسیده بودم. قبل از این که به کنگره بیایم خیلی کارهای عقب افتاده داشتم، ولی انگار که نمی دیدم، دلم می خواست خیلی کارها انجام بدهم ولی نمی شد. یعنی به زبان دیگر حس هایم بسته بودند. خیلی ساده بگویم برنج یا گوشت که در خانه تمام می شد برایم اهمیت نداشت. نمی دانم چه طوری بگویم، اصلا زندگی نمی کردم، فقط شعار عاشق بودن را می دادم. اما الان تازه می فهمم زندگی کردن یعنی چه؟ من باید در زمان حال زندگی کنم. قبلا یا در گذشته سیر می کردم و حسرت می خوردم یا در آینده بودم. نمی دانستم اگر می خواهم از زندگی کردن لذت ببرم باید در زمان حال باشم نه در زمان های دیگر.
وای خدایا باورم نمی شود تا حالا این قدر از وقت گذراندن در آشپزخانه، آشپزی کردن و آماده کردن غذا برای همسر و فرزندانم لذت نبرده بودم، خدایا هزاران بار شکر.
قبل از کنگره اصلا به خودم توجه نمی کردم به این که فاطمه ارزش دارد،فاطمه باید به خودش رسیدگی کند  ولی الان یاد گرفتم باید با تفکر سالم،عمل سالم داشته باشم،یاد گرفتم جهت بیهودگی پا به حیات نگذاشته ام، یاد گرفتم هیچ کسی به میزان خود فاطمه به خودش فکر نمی کند. با نوشتن هر سی دی به لذت های زندگی من افزوده می شود. راستی قبلا همیشه به بیماری  فکر می کردم که اگر من فلان بیماری را بگیرم اطرافیانم چه عکس العملی نشان می دهند. اما حالا فقط به این فکر می کنم که حال خودم را خوب کنم، نه نیازی به بیماری هست نه اتفاقات منفی دیگر، الان فقط این برای من مهم است که از آموزش های کنگره استفاده کنم و در خودم و در زندگی اجرایی کنم. من فاطمه خیلی راه دارم برای این که زندگی کردن را یاد بگیرم. من در حال یاد گرفتن این هستم که بذر نیکو بکارم تا بتوانم برداشت نیکو داشته باشم. خدایا آموزش در کنگره و خدمت کردن در کنگره را از من نگیر و من را همواره تشنه ی یادگیری آموزش های آقای مهندس و خانم الهه، کمک راهنمای بزرگوارم را که زندگی ام را مدیون ایشان هستم، قرار بده. آمین.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 دی 1398 02:44 ب.ظ
با سلام خانم فاطمه عزیز،خدا را شکر ،از حال خوبتان صحبت کردید،همواره شاد باشید.


درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات