همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
سه شنبه 26 شهریور 1398 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲
به نام قدرت مطلق الله
 لژیون همسفران عشق به استادی خانم الهه و دبیری همسفر زهرا، با دستور جلسه ی وادی چهاردهم (عشق و محبت) در  روز دوشنبه در تاریخ ۹۸/۶/۲۵ آغاز به کار نمود.


ما در هر کاری که انجام می دهیم؛ باید جهان بینی آن کار را داشته باشیم، همچنین باید افراد با عشق و محبت کارهایشان را انجام بدهند، چون حس ما در هر کاری تعیین کننده است و نقش مهمی دارد.
در ابتدا خانم الهه فرمودند :
خداوند را سپاسگزارم که اجازه داد امروز هم در کنار همدیگر باشیم. خدا را شکر می کنم که وقتی یک هفته تعطیل هستیم و بعد به کنگره می آییم، قدر کنگره را می دانیم و می فهمیم که چه مکانی را این هفته از دست دادیم.
در ابتدا خانم الهه به همسفرانی که برای کارورزی، مهمان لژیون بودند، خوشامد گفتند و بابت قبولی آنها در آزمون کمک راهنمایی و راهنمای تازه واردین تبریک گفتند و چند نکته ای را بیان کردند که باید رعایت کنید.
یکی اینکه دقت کنید بچه هایی که در آزمون قبول شدند، به معنای کمک راهنما شدنشان نیست تا کی؟ تا وقتی که به تهران بروند و آنجا پیمان ببندند و بعد شال دریافت کنند. بنابراین، کسی که قبول شده است را من نمی توانم بگویم به خانم فلانی بابت کمک راهنمایی تبریک می گویم، چون هنوز کمک راهنما نشده است وفقط بابت قبولی در آزمون تبریک می گوییم.
نکته ی دیگر اینکه گاهی اوقات کسانی که برای انتشارات و یا ورزش در جایگاه قرار می گیرند و می خواهند پیام بدهند، می گویند: من از فرصت استفاده میکنم و جایگاه یا رهایی فلانی را تبریک می گویم؛ این افراد از وقت سوء استفاده می کنند. نباید این طور باشد  بلکه باید پیام را بدهند و بروند.
نکته ی سوم اینکه، ما در هر کاری که انجام می دهیم؛ باید جهان بینی داشته باشیم، مثلا با بلندگو صحبت می کنیم باید بدانیم که بلندگو را در چه اندازه ای قرار بدهم یا نگه دارم تا صدای من به جمعیت برسد و از طرفی هم بلند نباشد که آنها را اذیت کند و بخواهند در گوششان را بگیرند؛ پس باید جهان بینی صحبت کردن را هم یاد بگیریم. همچنین جهان بینی دبیر بودن و نگهبان بودن را، من در جلسه ی کمک راهنمایی گفتم که وقتی در جلسه روی صندلی می نشینیم نباید جلوی دیگران پاهایم را روی هم قرار بدهم و بنشینم، باید جهان بینی درست نشستن را بدانیم و اگر دبیر یا نگهبان یا رهجو هستیم نباید آدامس بجویم، چون هر کاری اصول و قوانینی دارد و باید به آن قوانین احترام بگذاریم.
در ادامه خانم الهه از عشق و محبت صحبت کردند، که هر کاری که انجام می دهیم باید با عشق و محبت انجام بدهیم. اگر کسی که غذا می پزد با حس منفی و افکار منفی، کارش را انجام بدهد مسلما غذا خوشمزه نخواهد شد و طعم بدی را دارد. بعضی از افراد هستند که بهترین مواد را استفاده می کنند و بدترین غذا را تحویل می دهند و اگر هم به او گفتی که غذا شور است می گوید: من صبح تا حالا زحمت کشیدم و عوض سپاسگزاری، می گویی شور است؟ اصلا قدر من را ندارید. من می گویم قدر تو را دارند، تو غذا را درست نپختی و یا شور کردی. باید خودت بپذیری که شور شده است و بگویی که ببخشید غذا امروز کمی شور شد. افرادی هم هستند که با کمترین مواد می توانند بهترین غذا را درست کنند که خوشمزه است و هم خودشان و هم دیگران از آن غذا لذت می برند، چون این افراد با عشق و محبت کارشان را انجام داده اند، پس حس ما در هر کاری تعیین کننده است و نقش مهمی دارد که باید دقت کنیم.
آقای مهندس همیشه می گویند : که ما انسانها باید زندگی کردن را از طبیعت و از گیاهان یاد بگیریم. خانم الهه چند نمونه مثال زدند که طبیعت را الگوی خودمان قرار بدهیم. ایشان فرمودند : من مستندی را می دیدم که خیلی جالب بود. یک پرنده ای بنام پافین که منقار و پاهایش نارنجی و بدنش سفید بود، مادر این جوجه پافین  در داخل لانه از بچه اش مواظبت می کرد و پدر این جوجه هر روز بایستی صد کیلومتر را طی می کرد تا به اقیانوس برود و ماهی شکار کند و برای بچه اش غذا ببرد، وقتی برمی گشت در حالی که ماهی را در منقارش گرفته بود مورد هجوم پرنده های شکاری مثل شاهین قرار می گرفت و ماهی را از منقارش می گرفتند تا اینکه موفق می شود و ماهی را می آورد و جوجه را سیر می کند. می دانیم که پرنده ها به محض اینکه پرواز کنند، دیگر می روند و کاری به پدر و مادرشان ندارند. آیا این پرنده، منتی هم بر سر بچه اش گذاشت که من برایت غذا آوردم و و و برایت زحمت کشیدم؟ تو را بزرگ کردم؟ اصلا یادش هم نیست که کاری کرده است!
حالا ما چه می گوییم؟ بچه بزرگ کردم که زیر سایه اش بنشینم، یا موهایم را چهل سال برای شوهرم سفید کردم و و و ... ما غیر از منت گذاشتن، واقعا چه کار کردیم؟ یا اگر به زندگی پاندا ها نگاه کنیم، می بینیم که در دوره ی بارداری چند ماه باید روی تخمشان بنشیند، چون هر حرکتی کنند ممکن است به جنین او آسیب برسد. حالا اگر قرار بود مادران ما در زمان حاملگی چندین ماه در یک گوشه ای بنشینند چطور می شد و چقدر منت می گذاشتند که چقدر زحمت کشیدم، بزرگتان کردم، فلان کار را انجام دادم یا پنگوئن هایی که در قطب زندگی می کنند؛ وقتی تخم می گذارند باید مادرشان روی تخم ها بنشیند تا بچه پنگوئن ها از تخم بیرون بیایند و اگر مادر آنها خواست حرکتی کند، بایستی پاهایش را به هم بچسباند و تخم ها را روی پاهای پنگوئن نر قرار دهد تا مبادا روی یخ ها بیفتد. منظور این است که  چقدر این حیوانات محبت را می فهمند و درک می کنند و نه منتی می گذارند. هر کاری که انجام می دهند، با دقت تمام و عشق و محبت کامل انجام می دهند، بنابراین محبت کردن را از این ها یاد بگیریم. محبت کردن چند شرط دارد: یکی این که بلا عوض باشد، هر کاری انجام می دهیم منتظر پاسخ آن نباشیم. دوم این که ذره ذره باشد، یک دفعه نباشد که کسی را غرق کنیم و سوم با خرد و بر مبنای تفکر باشد واگر بر مبنای تفکر نباشد به خیانت تبدیل می شود و مثل دوستی خاله خرسه می شود، که خرسی با شخصی دوست می شود و با هم به جنگل می روند و آن شخص خوابش می برد و خرس هم مواظبش بود که زنبوری می آید و روی پیشانی شخص می نشیند، خرس برای اینکه زنبور را دور کند یک سنگ بزرگی را پرت میکند روی سر آن شخص و موجب کشته شدنش می شود. گاهی اوقات دوستی های ما مثل دوستی خاله خرسه می شود. محبت کردن هم اندازه دارد.
برای هر چیزی چهار چوب و قوانینی وجود دارد که باید طبق آن کار انجام شود.
من به عنوان یک راهنما باید حرمت ها و قوانینی را رعایت کنم واین یک بخش کار است، اگر کار من بدون محبت باشد چه اتفاقی می افتد؟
این کار هیچ گاه به سرانجام نمی رسد، حتی اگر کمک راهنما باشم. کسی که یک کاری را انجام می دهد باید عاشق آن کار باشد. خانم مرجان بارها به من می گفتند، خانم الهه اگر کاری که انجام می دهی با زور باشد و داری زور می زنی که آن کار را انجام بدهی، لطفا آن کار را انجام نده. حالا اگر شما با زور و اجبار ظرف می شویید یا جارو می زنید و یا با زور غذا می پزید، اصلا انجام ندهید بهتر است. وقتی سر سفره ی عقد، ولایت و همسری آقایی را قبول کردید، کسی با زور اسلحه شما را سر سفره ننشانده است. شما گفتید بله، یعنی شما در قبال ایشان یک سری وظایفی را قبول کردید. در قوانین ننوشته اند که زن باید غذا بپزد یا بچه شیر بدهد و یا کارهای خانه را انجام دهد، ولی عرف میگوید که زن باید بچه را شیر بدهد و یک سری کارها را انجام بدهد و اگر زن واقعا عاشق زندگی اش باشد، این کارها را با عشق و محبت انجام می دهد و لذتش را خودش می برد، ولی اگر با زور باشد و با منت گذاشتن، در دلش بگوید یا به زبان بیاورد که این کار را کردم، هیچ لذتی نمی برد و آن کار فایده ای نخواهد داشت. انسان ها دوست ندارند کاری که برایشان انجام می دهید با منت باشد، گاهی اوقات این منت گذاشتن با زبان گفته می شود و گاهی وقت ها در دل می گذرد. من اگر کسی یک کاری را بکند و بگوید که این کار را به خاطر تو انجام دادم، می گویم، الهی این کار را نکرده بودی. ما نباید یادمان برود که مبنای کارمان در کنگره معرفت، عدالت و عمل سالم است. یک نکته ی مهم که باید در ذهنتان بسپارید این است که هر کاری که با محبت انجام شود، محکوم به پیروزی است، پس هر کاری را در هر جا انجام می دهید باید با محبت باشد و طوری نباشد که از حد و اندازه بگذرد. آقای مهندس فرمودند: اگر زیاد محبت بکنید، مثل این است که ستون های این ساختمان را نزدیک هم قرار بدهند و یا خیلی دور از هم قرار بدهند که فاصله زیادی ایجاد کند، آنگاه سقف فرو می ریزد. محبت کردن هم همین طور است. از روابط خودتان محافظت کنید، همان طور که یک پاکت شیر و یا گوشت و سبزی که می خرید را تمیز می کنید و در یخچال قرار می دهید؛ باید از رابطه ها هم محافظت کنید. من بارها دیده ام که یک رهجو نمی داند چطور با راهنمایش حرف بزند و احوال پرسی کند. رهجویی آمده دستش را گردن راهنما می اندازد  و با یک لحنی سلام می کند و می گوید فلانی عشق من است. این طریقه ی صحبت کردن نیست، چون اگر فاصله ی روابط حفظ نشود، فاسد می شود و از بین می رود؛ حتی اگر عاشق کسی هستید باید اصول و جهان بینی را رعایت کنید اگر حجاب برود نه تو مانی و نه من. بنابرین هر کاری می کنید با محبت و حس خوب انجام بدهید، منت نگذارید، اندازه ی محبت کردن را رعایت کنید، جهان بینی هر کاری را بدانید. در آخر همسفران در رابطه با دستور جلسه مشارکت کردند.

همسفر خانم فاطمه: 
دیروز که مسافرم آمد، می گفت که من در جلسه مشارکت کردم درباره ی وادی چهاردهم، که آقای مهندس چهارده سی دی در این وادی نوشته اند و هنوز هم مطالب این وادی ادامه دارد. درمورد عشق و محبت صحبت کردند ،کارهایمان حتما باید با عشق باشد و من به خاطر عشقی که نسبت به کنگره پیدا کردم ماندم و آموزش می گیرم که خیلی خوشحال هستم. روزهایی که به کنگره نمی آیم، دلم می خواست که پیش شما باشم وبه خاطر همین پیوند محبت است که بین ما وجود دارد.
همسفر خانم پروین:
آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است، من هم قبل از اینکه به کنگره بیایم، خیلی منت سر پسرم میگذاشتم و به او می گفتم که من به خاطر تو باید این راه را بیایم و چقدر برایت کار کردم ولی در سفر دوم من تازه فهمیدم که من خودم مشکلات زیادی دارم و باید برای خودم به کنگره بیایم و آموزش بگیرم و خیلی از ضد ارزش ها در وجودم بود که ذره ذره باید آنها را از بین ببرم. من فهمیدم که باید کاری که انجام می دهم  با محبت باشد، آن هم بلا عوض باشد.
همسفر خانم اعظم:
چیزی که من تجربه کردم این بود که، محبت بیش از اندازه به مسافرم می کردم و باعث شد مشکل به وجود بیاید و خیلی  هم غر می زدم. کارهایم را با غر زدن و نفرت زیاد انجام می دادم، ولی الان خدا را شکر که به کنگره آمدم آموزش گرفتم و فهمیدم که باید کارهایم را با محبت انجام بدهم و کینه و نفرت را از خودم دور کردم و فهمیدم که محبت کردن اندازه دارد.
همسفر خانم مریم :
ما هم محبت در خانه نداشتیم و همیشه تک تک غذا می خوردیم، ولی الان خدا را شکر که به کنگره آمدیم و آموزش گرفتیم، محبت در زندگیمان آمده است و سر یک سفره غذا می خوریم و با هم مشارکت می کنیم و اینها برای من خیلی ارزش دارد.
همسفر خانم زهرا:
 در خانواده ی ما هم که محبت نبود و مشکل زیادی داشتیم، چیزی که من یاد گرفتم این بود که من هر گاه در بین اطرافیانم قرار می گرفتم و مشکلی پیش می آمد میگفتم، آنها مشکل دارند و فکر می کردم عیب از آنهاست، ولی الان خیلی روی خودم کار کردم و فهمیدم که خودم مشکل داشتم. من خیلی از این وادی عشق محبت یاد گرفتم.
همسفر خانم مریم:
من همیشه فکر می کردم که محبت کردن با بغل کردن و بوس کردن اتفاق می افتد و در مورد این مساله روی پسرم حساس شده بودم، و او هم دوست نداشت که من او را ببوسم یا با او حرف بزنم. وقتی آموزش گرفتم، او را رها کردم و کاری به کارش نداشتم حالا خودش سراغ من می آید و با من صحبت می کند.
همسفر خانم زهرا:
من هم بیش از اندازه مسافر را غرق محبت کرده بودم و به قول خانم الهه اورا غرق کرده بودم و از او می خواستم در آب برای من شنا کند. من آنقدر محبت کردم که به بالا رفتم و او هنوز در پله ی اول مانده بود. جایی به زمین خوردم که آسیب زیادی دیدم، ولی حالا یاد گرفتم که چگونه مسئولیت هایی که از مسافرم گرفته بودم را ذره ذره برگردانم. من برای جابه جا شدن منزل خودم کارها را می کردم، ولی الان دیگر خودش انجام می دهد. فهمیدم که قبلا چقدر اذیت می شدم.
همسفر خانم فاطمه:
خدا را شکر می کنم که یک زمانی مصرف کننده بودن مسافر را بدترین مشکل دنیا می دانستم، طوری که اصلا او را نمی پذیرفتم، ولی الان قشنگترین لحظات زندگی ام را در پشت این مشکل تجربه کردم. وجودم  را در کنگره خیلی لذت بخش می دانم و یا گرفتم که تا عشق نداشته باشیم نمی توانیم از عشق صحبت کنیم ومن ذره ذره ی آرامشم را از کنگره دارم.
همسفر خانم اکرم:
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. من که می گویم کلام خود نیست بلکه فردی است در جمع بیکران هستی، که باورش کار هر کس نیست، مگر معنای آن  را بداند که آن چیست. ارابه ها را به حرکت درآورید که نگهبانان ماوراء به آنچه در زمین می گذرد نیازمندند. در سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمائید. من هم از این وادی خیلی آموزش گرفتم. از خانم الهه تشکر میکنم که با محبت ما را راهنمایی کردند که چگونه در منزل رفتار کنیم.
در آخر جلسه با دعای خیر دوستان به پایان رسید.
سی دی لژیون هفته آینده: سی دی وادی اول
سی دی برداشت: هیزم شکن ۲




نوع مطلب :
برچسب ها : همسفران عشق، کنگره ۶۰، گزارش لژیون، درمان اعتیاد،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 7 مهر 1398 12:55 ق.ظ
عرض سلام و خدا قوت خدمت خانم الهه عزیز و دوستان وبلاگ نویس. ممنون بابت آموزش های خوبتان
شنبه 30 شهریور 1398 03:48 ب.ظ
خداقوت عالی بودید لذت بردم.
شنبه 30 شهریور 1398 03:39 ب.ظ
تشکر از خانم الهه عزیز که خود مصداق وادی چهاردهم هستن برای همین صحبت های ایشان مفهوم عشق ومحبت است.
جمعه 29 شهریور 1398 05:44 ب.ظ
خانم الهه عزیزم ممنونم که مثل همیشه به من آموزش دادید میدانم که شما نمادی از وادی عشق هستید و خداوند را شاکرم که با شما اشنا شدم و می‌توانم هرچند از راه دور از محبت و آموزش‌های شما بهره ببرم
همسفر نسرین / شعبه عمان سامانی
پنجشنبه 28 شهریور 1398 10:01 ق.ظ
خدا قوت خیلی آموزش گرفتم.سپاسگذارم.از شما که زحمت می کشید.
سه شنبه 26 شهریور 1398 11:26 ب.ظ
خدا قوت به خانم طاهره عزیز ممنون از خانم الهه بابت آموزش های نابشان .مثل همیشه بسیار استفاده کردم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو