تبلیغات
همسفران عشق - گزارش لژیون روز دوشنبه ۹۸/۵/۱۴ با دستور جلسه سی دی ساختمان جسم۱ و حرمت کنگره ۶۰ و از فرمانبرداری تا فرماندهی
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
                               به نام قدرت مطلق الله                                                                 

جلسه همسفران عشق به استادی سرکار خانم الهه و دبیری همسفر خانم سحر در تاریخ ۹۸/۵/۱۴ با دستور جلسه سی دی ساختمان جسم۱ و حرمت کنگره ۶۰ واز فرمانبرداری تا فرماندهی راس ساعت  شروع به کار نمود....


در ابتدا خانم الهه عزیز فرمودند:
خداوند متعال و مهربان را سپاس گذارم که اجازه داد تا با همدیگر باشیم.خیلی خوشحالم که بعد از دوهفته یکدیگر را می بینیم.ان شاءالله که حال همگی خوب باشد،حال من هم بحمدلله خیلی خوب است.به دوستان اجازه مشارکت در مورد سی دی ساختمان جسم ۱ دادند.

مشارکت خانم ها فاطمه(ف)،مریم،محدثه،سمیه:
این مطالب در مورد دیالوگ های بین استاد و شاگرد در تاریخ ۷۵/۹/۲۳است.آقای مهندس فرمودند:
مطلبی که می خواهم راجع به آن صحبت کنم تئوری x و بیماری ها است.ما از جسم خودمان مراقبت می کنیم،می دانیم که باید مراقبت کنیم ولی اصلا جسم را نمی شناسیم و بعضی اوقات خیال می کنیم که همه چیز در اختیار ما است مخصوصا در مورد درمان اعتیاد یا ترک اعتیاد و می گوئیم که من تحملش را دارم و یا قادر به انجام این کار هستم.
ما و جسم دو چیز متفاوت هستیم.شما از خود می توانید صحبت کنید ولی از طرف ساختمانی که در آن زندگی می کنید نمی توانید صحبت کنید.ساختمان یک شخصیت دیگری است،یک تحمل دیگری دارد.ما با یک موجودات دیگری طرف هستیم که در آن سکونت داریم وآن را نمی شناسیم و فقط بعضی مواقع از طرف آن صحبت می کنیم.فشاری که قطع مواد مخدر روی بعضی انسان ها می آورد فشار خیلی خیلی سنگینی است و تخریب سنگینی ایجاد می کند وما خیال می کنیم که به اراده ما بستگی دارد،در صورتی که بعضی بیماری ها به اراده ما کاری ندارد.مثل یک زخم یا یک شکستگی که دوره درمانی دارد و شما نمی توانید آن را خوب کنید و زمان خوب شدن آن را تعیین کنید.بطور مثال یک جراح باید علم ودانش کار جراحی را داشته باشد ودر مرحله بعد به آن عمل کند.بنابراین ما باید جسم را لمس کنیم،جسم  را حس کنیم تا بتوانیم متوجه بشویم که چقدر غذا بخوریم.
در تمامی سطوح علوم از یک نقطه شروع شده ولی بعد به مرور زمان گسترش پیدا کرده و شاخه بندی شده است.مثل قدیم که یک طبیب بود که همه جا را درمان می کرد ولی بعد به مرور زمان برای هر قسمت بدن یک متخصصی داریم مثل متخصص قلب،کلیه،چشم و ....وبعد باید آن ها برگردند به همان یک نقطه و همه به یک درمان برسند و به نظر من می شود.در حال حاضر ما برای بعضی از بیماری ها راه حلی نداریم مثل Ms،پارکینسون فقط می توانند کنترل کنند.اکنون برای درک تئوریx نگاهی به مهندسی ساختمان جسم می کنیم:در این نگاه ما می توانیم جسم انسان را به یک ساختمان بزرگ تشبیه کنیم.آقای مهندس فرمودند: ساختمان جسم برمبنای علم حساب شده است بطور مثال:هر کسی قدش ۸ وجب از وجب خودش است یا قلب هر کسی به اندازه مشت خودش است یا اینکه یک ساعت که قلب انسان کار می کند انرژی زیادی مصرف می کند و با این انرژی می توان یک تن بار را جا به جا کرد.بین ساختمان جسم انسان و یک ساختمان حقیقی چه اختلافاتی هست:
یک ساختمان پس از ساخته شدن حداقل برای چندین ده سال به صورت ثابت پا برجاست.برای مثال اسکلت فلزی آن هر سال تغییر نمی کند مگر اشکالاتی جزئی به بار آورد که ما باید برای برطرف کردن آن کاری انجام دهیم وبرای برطرف کردن به مصالحی نیاز داریم،همان مصالحی که مثل خودش است. اما ساختمان جسم خیلی حساب شده است.همان طوری که کره زمین ۱۰۲ عنصر تشکیل شده است دقیقا جسم ما هم از همین تشکیل شده است.به همین دلیل خداوند می فرمایند من انسان را از گل کوزه گری آفریدم.جسم را از خاک آفریده است و جان را از آتش.
ساختمان جسم در هر لحظه در حال ساخت وساز خودش است برای نمونه در هر ثانیه ۳ میلیون گلبول در جریان خون جسم ما می میرد ود همان ثانیه ۳ میلیون گلبول زنده تولید می کند.
پس فرق اساسی این است:وقتی ساختمان را ساختیم دیگر ساخت وساز تمام می شود.دیگر  ستون اصلی و برق و آب و... چندین سال ثابت است و اگر مشکلی پیش آید باید توسط انسان مجرب همان درست شود.ول جسم در هر لحظه در حال ساختن و باز سازی کردن خودش است و یک لحظه غفلت نمی کند چه خواب چه بیدار،چه نئشه چه هوشیار.همه چیز ما در حال تغییر است.بنابراین جسم انسان تا زمانی که زنده است قادر است خودش،خودش را بازسازی کند.در حالی که ساختمان مسکونی قادر به بازسازی خودش نیست.
یک تفاوت فاحش بین این دو ساختمان:بشر در حال تغییرات است ولی ساختمان بیرون ثابت است.
در نتیجه جسم چون دائما در حال ترمیم و بازسازی خود می باشد بنابراین نیازمند مواد اولیه برای ساختار خود ویا تجدید ساختمان خودش می باشد.حال سوال این است که این مواد اولیه را از کجا باید تامین کند؟
معلوم ومشخص است از خاک زیرا کالبد جسم ما از خاک تولید شده است و چون ما قادر نیستیم از خاک تغذیه کنیم پس باید از گیاهان و گوشت حیوانات این مواد را بگیریم.تمام ۱۰۲ عنصر در خاک وجود دارد و جسم ما هم نیازمند همین ۱۰۲ عنصر است.در آخر آقای مهندس توصیه هایی برای تغذیه سالم نمودند:اینکه بین غذا آب  نخوریم حتی تا دو ساعت بعد هم نوشیدنی نخوریم و بلافاصله بعد از غذا میوه نخوریم.واینکه سردی زیاد از حد باعث چاقی شود.
در ادامه خانم الهه جایگاه استادی را در شعبه سهروردی به خانم الهه تبریک گفتند و به ایشان اجازه مشارکت دادند.

همسفرخانم الهه:
حس خیلی خوبی بود با اینکه مسافت زیادی را طی کردم برایم شیرین بود.با خودم گفتم خدایا شکر،چقدر خوب است که در هفته گذشته آرزوی استاد شدن را داشتم و این هفته نصیبم شد.
از خانم زهره تشکر می کنم که این امکان را به من دادند که استاد جلسه بشوم و با دستور جلسه حرمت که واقعا خیلی دوست داشتم.در همان روز از من به خاطر مرزبانی مصاحبه شد و این باعث بیشتر شدن انرژی من شد.شیرینی این جایگاه را به خانم الهه تقدیم می کنم.
 
سپس خانم الهه در ادامه فرمودند: به رهجویان خانم سحر در کرمان تبریک گفتند زیرا هفت نفر از آن ها کمک راهنما و راهنمای تازه واردین شده بودند.خانم الهه فرمودند:
صبح که نتایج را دیدم خیلی خیلی خوشحال شدم و با خانم سحر تماس گرفتم وبه ایشان هم تبریک گفتم.سپس خانم الهه به رهجویان لژیون خودشان تبریک گفتند مخصوصا به شخصی که باعث شد با کرمان ارتباط برقرار کنند که خانم ندا بودند و بعد خانم سحر پذیرفتند که به کرمان بروند و اتفاقات خیلی خوبی که در آن جا رخ داد.سپس گفتند می خواستم عشقم را با شما تقسیم کنم.
خانم الهه فرمودند که در مورد سی دی حرمت مشارکت کنید.
همسفرخانم طاهره:
اگر حرمت کنگره وجود نداشت و برنامه ریزی وجود نداشت  خلل زیادی به کنگره وارد می شد.حدود بیست سال است که کنگره هست وما حتی یک مورد هم مراجعه به کلانتری نداشتیم.
منظور از اینکه می گوئیم کنگره مکان مقدس و امنی می باشد این است که انسان ها از ضد ارزش ها دوری می کنند وبه سمت ارزش ها می روند.

همسفرخانم فاطمه(ف):  
آقای مهندس می فرمایند: کنگره مکان مقدس و امنی می باشد که هر شخصی با ورود در این مکان باید حرمت آن را حفظ کند.
وقتی می گوئیم مکان مقدس است نه اینکه بگوئیم ما مقدس هستیم یا این جا مثل مسجد می ماند به این دلیل است که انسان ها از ضد ارزش ها به طرف ارزش ها می روند.به همین خاطر باید احترامش را نگه داریم و بی نظمی نکنیم.وقتی گذشتگان می گفتند خاک مقدس است ،به خاک احترام بگذارید،به خاطر این بود که خاک را آلوده نکنند ویا آشغال روی زمین نریزند.
دروغ گفتن در کنگره ممنوع است.علیه شخصی سرزنش کردن که این یکی از بدترین صفات انسان ها است.حرف یکدیگر را قطع کردن ،آقای مهندس می فرمایند بین مردم رایج شده که می گویند شکر بین کلامتان و این درست نیست.خانم فاطمه گفتند که من از زمانی که این سی دی را گوش کردم حتی بیرون از کنگره هم این مسئله را تمرین می کنم و سعی در رعایت این مطلب دارم.الفاظ ناشایست بیان نمی کنیم.آقای مهندس  می فرمایند این مسئله شخصیت انسان را پائین می آورد.بعضی از افراد می گویند که من رک هستم ویا ظاهر و باطن من یکی است این اصلا درست نیست نباید ظاهر و باطن یکی باشد زیرا انجام بعضی کارها در مکان عمومی درست نیست.بدون اجازه صحبت نکردن را رعایت می کنیم.
بحث سیاسی نمی کنیم.آقای مهندس می فرمایند من در چند سالی که با دوستان با هم هستیم اصلا اعتقادات سیاسی آن ها را نمی دانم.در کنگره اصلا این موضوع مهم نیست و به ما ربطی ندارد که چه کسی چه اعتقاد سیاسی ویا دینی دارد.
بدون اطلاع و هماهنگی هر گونه پولی را دریافت و پرداخت کردن.ما در واقع با این قانون خودمان را راحت کردیم و شر خیلی زیادی را از سر خودمان برداشتیم.
هر گونه وجهی را تحت عنوان قرض به شخصیت حقیقی یا حقوقی پرداخت کردن ممنوع است.با وجود این حرمت اگر کسی به من بگوید که فلان کمک راهنما از من پنج میلیون گرفته است،می گویم خوب کاری کرده است.

همسفرخانم الهه:
این حرمت برای پارک هم مهم است.من یک مرتبه تا ساعت۳:۳۰در پارک ماندم که کیف یک نفر را به دستش برسانم واز زمانی که خودم مرزبان پارک شدم همیشه موقع دعا کردن این حرمت را می گویم.دیگر اینکه در تعطیلات منزل یکی از اقوام رفتیم و ایشان از آقای مهندس تعریف کردند وگفتند به ان جی اویی که من میروم هیچ گونه نظمی وجود ندارد ولی من وقتی شما را با لباس سفید و تمیز میبینم لدت می برم، از  اشتیاق خودشان برای ورود به کنگره گفتند ومسافر من ایشان را راهنمایی کردند و من از دور دست آقای مهندس را می بوسم که این شرایط را برای مصرف کننده ها فراهم کردند.

همسفرخانم مریم:
مسافر من ان جی او های متفاوتی رفتند و موفق به ترک نشدند.در آنجا رفت وآمد بین آن ها زیاد بود واز دور به من خبر می رسید که ایشان سر جلسات یا کلاس ها نمی رفتند و قبل از اینکه به منزل بیایند حال من خراب شده بود وبه محض رسیدن ایشان با هم مشاجره می کردیم و اگر مسیر برای ایشان باز بود با این جنگ و مشاجره راه هموارتر می شد.زمانی که به کنگره آمدیم و یکی از حرمت های کنگره این بود که هیچ گونه رفت و آمدی بیرون از کنگره نداشته باشند، خیلی برای من جالب بود.یک نکته دیگر اینکه در کنگره می گویند مصرف کننده یک بیمار است و بیرون از کنگره همه به من می گفتند که از مسافرم طلاق بگیرم و ایشان مرد زندگی نیستند ولی حالا که با خانم الهه صحبت کردم،متوجه شدم که من هم مقصر نیستم.
 
سپس خانم الهه فرمودند: 
من هیچ وقت مسافر ها را مقصر نمی دانم و نمی گویم یک بخش شما و یک بخش آن ها مقصر هستند بلکه کلا شما مقصر هستید و حواستان به این موضوع باشد.
خانم الهه  راجع به نوشتن چهل سی دی صحبت کردند و فرمودند:
دلم می خواست که ده دفتری که سی دی های خودم را نوشتم می آوردم و شما می دیدید که من واو به واو سی دی را نوشتم و الان هم که بعد از سال ها سراغ شان می روم حتی زمانی که آقای مهندس خندیدند را داخل پرانتز می نوشتم (خنده آقا).می خواستم بگویم من هم که کمک راهنمای شما هستم واو به واو سی دی را نوشتم واگر کسی نمی خواهد سی دی بنویسد جایی در کنگره ندارد اگر کسی نمی خواهد یا به هر دلیلی نمی تواند سر ساعت ۳:۳۰ در کنگره باشد جایی در این لژیون ندارد.چون همه( به غیر از کمک راهنما ها که سفر دومی محسوب می شوند)بقیه همه سفر اولی هستند تا زمانی که چهل سی دی را واو به واو بنویسند و به تهران ببرند و از آقای مهندس فرمان رهایی را بگیرند.
ایشان افزودند زمانی که بچه ها مشارکت می کنند باید حواس تان به آن ها باشد نه فقط زمانی که من صحبت می کنم سر تا پا گوش من باشید.
نباید مدام نق بزنید که هوا گرم است اتفاق این هوای گرم برای این است که ما پختی بشویم.اگر  غر بزنید نعمت از شما گرفته می شود و یک نکته مهم در مورد خدمت گذار بودن گفتند که هر کاری را باید با نهایت دقت انجام دهید یعنی اینکه اگر درجه کیفیت در خانه خودتان بیست است در کنگره باید ضد باشد یعنی پنج برابر بهتر کار کنید.
نکته دوم ،شما هر خدمتی که می خواهید انجام دهید اول از من اجازه می گیرید و  من به شما اجازه می دهم مثلا  خدمت در نشریات، یا برای مثال خانم الهام که لژیون زیر بیست ساله ها را دارند،ایشان شبانه روز در حال سی دی گوش کردن هستند.زمانی که شما به نشریات می روید یا کمک راهنما می شوی نباید از آموزش جا بمانی.وقتی آقای امین می فرمایند من با گوش کردن سی دی های خودم حالم خوب می شود دیگر تکلیف شما معلوم است.نکته سوم-آفرین به شما که خدمت می کنید و خدمت قاپیدنی است و خانم زهرا روحانی از آمادگی شماها برای خدمت کلی تعریف کردند.
در این روز انتخابات دبیر بود و خانم زهرا نریمانی دبیر جدید شدند،خانم فاطمه (ف)مسئول نشریات و خانم محدثه مسئول میز وصندلی و چایی.
خانم الهه به دوستان اجازه مشارکت در مورد دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی را دادند.

همسفرخانم پروین:
من همیشه از تعطیلات خیلی ناراحت می شدم و فراق خانم الهه و دوستان عزیزم خیلی سخت بود اما این بار سعی کردم فرمانبردار خوبی باشم  و آموزش ها را کاربردی کنم و برای من هفته بسیار عالی بود.

همسفرخانم ندا:
در جلسه عمومی فکرم مشغول به این موضوع شد که همه ما در اصل فرمانبردار خدا هستیم و در زندگی فرمانبردار مسافرمان و فرمانده فرزندانمان. باید به فرزندم یاد بدهم که فرمانبردار خوبی باشد تا بتواند فرمانده خوبی بشود.در بعضی خانه ها جای پدر و مادر عوض شده و فرزندان فرمانده هستند ما حتی اگر حرف آن ها را قبول نداریم و نمی خواهیم انجام دهیم باید به ایشان احترام بگذاریم و چشم بگوئیم و جایگاه فرمانده بودنشان را حفظ کنیم.

خانم فاطمه (ف):
خانم سمیه و خانم ندا که در مورد فرمانبردار بودن همسفران در عمل و فرمانده بودن مسافران گفتند به فکر فرو رفتم و متوجه شدم که قبل از آمدن به کنگره فرمانده بودم و مسافرم از این وضعیت راضی بودند برای اینکه من رفت وآمدشان را کنترل نکنم ولی از زمانی که به کنگره می آییم جایگاه فرمانده بودن به مسافرم برگشته است و برای من فرمانبردار بودن لذت بخش است  زیرا قبلا واقعا دلم می خواست بعضی جاها را مسافرم بگویند نرو ولی همه جا را اجازه می دادند برای اینکه خودشان آزاد باشند.الان احساس می کنم که حس شان در حال باز شدن است و تربیت فرزندان را به عهده گرفتند واینکه فرمانده بودن به ایشان برگشته برایشان لذت بخش تر است.

همسفرخانم فاطمه:
ایشان گفتند که همه راجع به فرمانبردار بودن در خانه گفتند ومن از فرمانبردار بودن در کنگره می گویم.جاهایی که فرمانبردار بودن را به طور کامل انجام ندادم یعنی فقط یک چشم به خانم الهه یا مراتب بالاتر از خودم می گفتم و رعایت نمی کردم ممکن بود به جایی برسم که شاید سفر دومی بشوم ولی هنوز در فرمانبرداری مشکل داشتم.این را از برگشت هایی که مسافران  در سفر اول داشتند متوجه می شدم که من فاطمه هنوز فرمانبردار خوبی نشده ام که نمی توانم به مرحله فرماندهی برسم.باورتان نمی شود هنوز هم  حتی اگر یک موضوع کوچک را از خانم الهه فرمانبرداری نکنم عواقب خیلی بدی برای من دارد وبه همان پله هایی که از آن ها بالا آمدم بر می گردم تا همان مراحل را درست انجام دهم و بتوانم به مراحل بالا برسم.در این سه سال که رها شده ایم دو سال ونیم طول کشید تا به دخترم یاد بدهم که فرمانبردار پدرش باشد.
 
همسفرخانم الهه سوال کردند:
در خانواده مادرم،پدر و مادر من فرماندهی نمی کنند و زن برادرم فرماندهی می کند و ما باید چشم بگوئیم به نظر شما پدر و مادر من چه کنند چون موجب اختلاف بین اعضای خانواده شده است؟
خانم الهه فرمودند:خانه همسایه کماچه به ماچه؟
تا زمانی که پدر و مادر شما خودشان بخواهند همین وضعیت است و شمانمی توانید کاری برای آن ها انجام دهید.

همسفرخانم اکرم:
یک نکته مهم که خانم فاطمه به آن اشاره کردند این است که هر زمان که فرمانبردار نبودیم لطمه دیدیم دقیقا همین است زمانی که در سفر اول می گفتند نباید خانه تکانی کنید من می گفتم مگر می شود ویا نباید مسافرت بروید نباید روضه بروید می گفتم مگر می شود!من خانه تکانی را انجام دادم و فرش ها را که شسته بودم و کنار اتاق بود بابت همین به شوهرم ومسافرم می گفتم که این ها را پهن کنید و مسافرم عصبانی شد و گوشی خودش را شکست.و مسافران می گویند که دقیقا آقای مهندس صحبت های خودشان را اجرا کردند.
خانم الهه هر صحبتی می کنند به نفع ما است .
واینکه مسافرم فردا استاد جلسه هستند ومن بابت این مسئله خیلی خوشحال هستم.

خانم سحر سوال پرسیدند:
من همیشه به حرف مسافرم گوش می دهم و ایشان از من درخواست کرده اند که هر جا می خواهی بروی حتی منزل پدر و مادرم از ایشان اجازه بگیرم و من این کار را انجام می دهم ولی اطرافیان من را بابت این موضوع سرزنش می کنند نمی گویند کار من اشتباه است،آیا واقعا همین طور است؟
خانم الهه در پاسخ فرمودند:
شما باید از مسافرتان حرف شنوی داشته باشید وهر چه ایشان گفتند بگوئید چشم.چرا؟زیرا ایشان تاج سر شما هستند .زیرا ایشان ولی شما هستند.هیچ کسی شما را با زور اسلحه سر سفره عقد نگذاشت ولی زمانی که نشستید و بله گفتید یعنی شما به ولایت ایشان بله گفتید. 
نکته بعد، اگر مسافر به منزل آمدند و حتی یک پلاستیک خاک هم آوردند باید از ایشان تشکر کنید و تشکر شما نباید ظاهری باشد زیرا این کار مسخره کردن است.بچه ها این عین عدالت است که ایشان همسر شما هستند چون کسی شما را با زور شمشیر به عقد ایشان در نیاورده است.اگر یک تار مو از سر ایشان کم بشود شما اولین نفری هستید که ضرر می کنید و دودش اول در چشم شما می رود.اگر کسی به شما می گوید چرا چشم می گویی،شما در جواب بگوئید من این چشم را چند سال پیش سر سفره عقد گفتم و ایشان ولی من هستند اما هیچ نباید جرات این را داشته باشد که این سوال را از شما بپرسد تا کی؟تا زمانی که خودت در خانه خودت را باز بگذارید.
زمانی که در خانه خود را برای آدم ها باز می گذارید یعنی به آدم ها اجازه می دهید که از شما این سوالات را بپرسند که چرا شما فلان کار را انجام می دهید.
چه کسی در خانه را باز گذاشته؟چه کسی می تواند در خانه را کم کم ببندد،نمی توانی یک دفعه ایی هم ببندی چون سر آدم ها لای در گیر می کند.باید با سیاست در را ببندید.
یکبار خانم مرجان فرمودند:هر کسی فرمانبرداری می کند خیلی برای او لذت بخش تر است تا فرماندهی کند.

در آخر خانم الهه جلسه را با دعای خیر برای اعضا به پایان رساندند.
سی دی لژیون هفته آینده:ساختمان جسم ۲
سی دی برداشت هفته آینده:عقل و نفس ۱




نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها : کنگره 60، ترک اعتیاد، درمان اعتیاد، ساختمان جسم 1، فرمانبرداری تا فرماندهی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 مرداد 1398 05:05 ب.ظ
سلام و عرض ادب خدمت عزیزان لژیون و سلام و عرض ادب خدمت راهنمای عزیز و بزرگوارم ، مثل همیشه از سخنان دلنشین شما استفاده کردم و سپاسگزارم
خداقوت خدمت نویسنده محترم و عکاس عزیزانشاالله که برکت این خدمت در جای جای زندگیتان جاری باشد
شنبه 19 مرداد 1398 08:56 ق.ظ
عرض خدا قوت و خسته نباشید دارم خدمت کمک راهنمای بزرگوارم خانم الهه عزیزم مثل همیشه عالی بود و من بسیار اموزش گرفتم
از خانم فاطمه عزیز هم بسیار سپاسگزارم بابت تایپ و ارسال گزارش انشاله برکت این خدمت در زندگی شما جاری باشد
جمعه 18 مرداد 1398 12:56 ق.ظ
خدا قوت خدمت کمک راهنما سرکار خانم الهه عزیز دست شما زا از راه دور میبوسم امیدوارم در پناه خداوند همیشه پر انرژی یاشید خدا قوت خدمت تمام اعضای لژیون
خانم الهه خیلی دوستون دارم
پنجشنبه 17 مرداد 1398 03:00 ب.ظ
خدا وقت خانم فاطمه،موفق باشید.
چهارشنبه 16 مرداد 1398 09:43 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز ورودتان را به جمع وبلاک نویسان همسفران عشق تبریک میگویم واز سرکار خانم الهه عزیزم بابت آموزشهای خوبشان کمال تشکر را دارم
چهارشنبه 16 مرداد 1398 09:43 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز ورودتان را به جمع وبلاک نویسان همسفران عشق تبریک میگویم واز سرکار خانم الهه عزیزم بابت آموزشهای خوبشان کمال تشکر را دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :