تبلیغات
همسفران عشق - لژیون سردار و تمکن مالی به نوشته و استادی دیده بان محترم جناب آقای علیرضا زرکش در نمایندگی امین قم
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر


لژیون سردار و تمکن مالی

سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر در درمان بیماری اعتیاد، کنگره به من کمک می کند که با مصرف هر نوع ماده مخدر یا محرک و به هر میزان مصرف موفق شوم و به درمان برسم در مورد خدمتگذاری هم در کنگره می گوییم که با هر میزان از توانایی می توان خدمت کرد داخل سالن می توان مهماندار، میکروفن گردان، دبیر و یا استاد جلسه بود یعنی کنگره این اجازه را به هرکسی می دهد که در صورت خواست با هر توانایی مشارکت و خدمت نماید، خدمت تکمیل کننده فرآیند درمان ضامن رهایی و مقدمه رسیدن به تعادل است.


در بحث خدمت مالی کنگره می گوید شما با هر اندازه از توان مالی می توانید مشارکت و خدمت مالی انجام دهید. من هر جا مشارکت می کنم افراد و خدمتگذاران را تفکیک و جدا نمی کنم یعنی نمی گویم خدمتگذاران مالی یک طرف و اعضای لژیون سردار با مشارکت حداقل پنج میلیون تومان طرف دیگر همه یک طرف هستیم و با یکدیگر هیچ تفاوتی نمی کنیم، شخصی که فکر می کند تمکن مالی ندارد هم باید این را حس کند که می تواند با تمام توان و قدرتش در این قضیه مهم مشارکت نماید و خیلی مهم است کسی که صد میلیارد تومان پول دارد این احساس را درک و تجربه کند که باید با تمام توانش مشارکت نماید.

به نظر من  آن کسی که به ظاهر از تمکن مالی کمتری برخوردار است، با تمام توان مبلغ پنج میلیون تومان را هر طور شده در سرسال تهیه و پرداخت کرده و مشارکت می کند ولی آن شخصی که از دارائی صد میلیاردی بهرمند است آیا به این فکر کند که باید با تمام توانش شرکت کند؟ چون بازی بسیار جدی است اگر بازی را بازی کنیم به نتایج کامل و مطلوب نمی رسیم، آن کسی که با تمام قدرت شرکت می کند در حال بازی کردن جدی است و اوست که درب های بسته برایش گشوده می شود ولی کسی که پنجاه میلیارد دارد و با پنج میلیون بازی می کند بازی را جدی انجام نداده ودر حال بازی بازی کردن است و در نهایت برنده واقعی نیست. اگر من می گویم در مورد تمکن مالی صحبت شود یعنی این که باید بازی را جدی بازی کنیم و با تمام توان شرکت کرد، به نظر من یک راهنما در سال هشت نفر را به رهایی می رساند و راهنمای دیگر بیست رهجو را به رهایی می رساند مهم نیست کنگره هیچ وقت قیاس نمی کند چه کسی بهتر است، من هیچ وقت از آقای مهندس نشنیدم که این راهنما بهتر هست مهم این هست که راهنما با تمام توانش خدمت کند، حال تمام توان یک راهنما هشت رهجو است و دیگری بیست رهجو

سبد جلسات هم که می گردد باید همین جور باشد هفته ی گلریزان هم همینطور باید با تمام توان شرکت کرد.

هروقت اجبار در کار باشد انسان حس خوبی ندارد، موذن وقت اذان گفتن در حال دعوت کردن است، در این دعوت برخی شنیده می آیند و سر به سجده الله می گذارند و برخی دیگر نمی شنوند یا شنیده و نمی آیند در هر حال سر به سجده الله گذاشتن خوب است.

خیلی مهم است ما به عنوان اعضای لژیون مالی کسی را گمراه نکنیم دور نمای رویایی برای کسی تصویر سازی نکنیم به عبارت ساده تر نگوییم این سکه را بکارید و در نهایت صاحب درخت سکه شوید اصلا این طور نیست خیلی روشن و واضح من وظیفه دارم در کنار انجام سایر خدمات، خدمت مالی هم نمایم. در شعبه بدون در نظر گرفتن این که جشن گلریزان شده یانه برای زمین کارت بکشم اصلا امروز کاسبی خوبی داشتم، امروز من و خانواده ام از زندگی لذت بیشتری بردیم من اگر بفهمم سر منشاء این حال خوش و سلامتی من، خانواده و اطرافیانم چه چیزی هست باید آن را تقسیم کنم اگر تقسیم نکنم اتفاقات بهتر و بهتری برای من نمی افتد قدرت مستتر و نهفته در این تقسیم کردن ها را ما باید برای دیگران بازگو کنیم همانطور که راهنما به رهجو می گوید یک پنجم از مصرف داروی درمان کم کن حالت خوب می شود رهجو ایمان داشت کم می کند دوست هم نداشت کم نمی کند اجبار و اصراری نیست این را باید در کمال صداقت عنوان کرد و همدیگر را اصلا گول نزده و گمراه نکنیم، کسی دعوت را شنید و آمد بهرمند می شود ، اگر این جا هستیم وظیفه داریم هرکدام چند نفر را جذب لژیون مالی کنیم، نه با اصرار و ساختن دورنمای خیالی چون بعضی زمان ها در ظاهر قرار نیست هیچ اتفاقی بیافتد و خیلی اوقات اتفاق هم در ظاهر و هم در باطن می افتد.

وقتی می خواهند از کسی سوء استفاده مالی کنند زمان تفکر و اندیشیدن به طرف مقابل نمی دهند یعنی صحنه به گونه ای هست که در لحظه عمل کرده، برداشت می کنند و به سرعت دور می شوند و زمانی که دور شدند تازه شخص متوجه گمراهی خویش می شود ما در کنگره زمان دعوت و مشارکت در حال آموزش دادن هستیم آموزش به ما خوراک فکری می دهد مانند دیدن فیلمی جنگی یا خواندن کتابی رمان ویا دیدن دعوای خیابانی که متناسب با موضوع ما را در گیر کرده به آن فکر می کنیم برای دیگران تعریف کرده و یا حتی در خواب هم آن را مرور می کنیم، این ها یک خوراک فکری به ما می دهند مشارکت های ما هم در جمع به ما خوراک فکری می دهد به نظر من همیشه نباید در جا و در لحظه نتیجه بگیریم ما نمی خواهیم ایجاد شور بدون تفکر نماییم، درست مانند عقل و عشق و ایمان که همزمان باید همواره در افکار و کردار و گفتار ما جاری باشد شور هم در کنار تفکر و تعقل تبدیل به شعور شده ضامن حال خوش ما می باشد، من به عنوان خدمتگزار در لژیون های سردار، نگهبانان لژیون های سردار و سایر اعضاء وقتی صحبت کرده و دعوت به انجام خدمت مالی می کنیم توقع این که در لحظه افراد انجام به مشارکت نمایند نداریم باید رفته و فکر کنند ببینند اگر حقیقتی در کلام و صحبت و دعوت من علی رضا و یا شما هست آمده و مشارکت نمایند.

برای این که بتوانیم کنگره را با سرعت و صلابت جلو ببریم به میلیاردها میلیارد تومان منابع مالی نیازمندیم قطع به یقین این اتفاق می افتد و آرزومندم تا من و شما هستیم این مهم محقق شود.

اول باید خودمان با تمام توان و قدرت حرکت کنیم و بعد صادقانه از دیگران بخواهیم، من هرجا که برای صحبت رفتم، گفتم که من کسانی را که دوست داشته و برایشان احترام خاصی قائل هستم برای انجام خدمت مالی دعوت می کنم.

نویسنده: مسافر علیرضا زرکش

نگارنده: مسافر پیام





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :