تبلیغات
همسفران عشق - لژیون همسفران عشق روز دوشنبه ۱۰/ ۴/ ۹۸
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
                          به نام قدرت مطلق الله
گزارش لژیون همسفران عشق روز دوشنبه ،مورخ98/4/10 به استادی خانم الهه ، دبیری خانم سحر بادستور جلسه
آداب معاشرت،وسی دی قلب،راس ساعت مقرر آغاز به کار نمود.



سخنان استاد خانم الهه:
خداوندمتعال و مهربان را بسیار سپاسگزارم که اجازه داد باز هم با همدیگر باشیم حال من به حمد الله خوب است انشا الله که حال شما همگی خوب باشد اول هم به خاطر جشن پنجشنبه که همه ی شما آمدید خیلی خوب کاری کردید آفرین ولی همش به این فکر می کنم که چرا خیلی شلوغ بود یا من با بی  نظمی  زیاد  خیلی عادت ندارم یا اینکه هر چی که بود فقط خیلی دلم می خواست وقتی رفتیم آن بالا بعد به ذهنم آمد گفتم بچه ها اصلا وقتی ایستاده بودیم با آقای حکیمی عکس بگیریم متقارن نا ایستاده بودیم زرنگ باشید من  بعد، وقتی می بینید جایتان نمی شود سریع یک ردیف  بنشینید پایین   این کار را دیگر انجام بدهید من دیدم شیصد نفر رفته بودند تو دیوار ،زرنگ باشید وقتی می بیند که جایتان نمی شود سریع بیایید بنشینید چون وقت نبود من شما را مرتب کنم دیدید که چقدر عجله بود بنابر این خودتان این را بدانید که فوری بیایید و بنشینید . دستور جلسه آداب معاشرت ، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی است. ادب آداب دارد آداب یک سری شرایطی دارد مثلا غذا خوردن آداب دارد آداب غذا خوردن این است که اول همه ی خانواده با هم بنشینند غذا بخورند دوم اینکه وقتی همه نشستند سر سفره  غذا می خورید در هنگام غذا خوردن صحبت نکنید سوم اینقدر قاشق و چنگالتان نباید بر خورد کند به همدیگر ادبش این است که اگر مهمان داری اینقدرآرام آرام غذا بخورید که مهمانتان زود تر سیر شود و مهمانتان تو رو درواسی گیر نکند او غذایش را بخورد و سیر شود بعد شما سیر شوی نه اینکه بعضی ها تا به آنها مهمان می رسد میزبان تند تند غذایش را می خورد و می رود و می گوید وای چقدر چیز خوردم مهمان، در معذورات قرار می گیرد پس بنابر این از ادبش است این ها آداب غذا خوردن بود که آقای مهندس در سی دی هایشان توضیح داده بودند. آداب کنگره آمدن این است که حتما  شالم سفید باشد مرتب بیایم ساعت۳۰ :۳  کنگره باشم  و به حرف راهنما گوش نمایم آداب مشارکت کردن این است که از صدای حرف زدنم ببینم صدایم به بقیه می رسد و مهم است که افرادی که نشستند من خودم چک کنم  یعنی دیگر بچه های کنگره به آن دانایی رسیده باشند که وقتی مشارکت می کنند با چه تن صدایی حرف بزنم چقدر میکروفن را بالا و پایین بگیرم وقتی میبینی صدای میکروفن خیلی بلند است باید یک کمی میکروفن را بدهی پایین وقتی صدایش ضعیف است باید میکروفن را یک کمی بالا بدهی آداب مشارکت کردن این است که در محدوده ی زما ن صحبت کنی زیادی پر حرفی نکنم آداب مشارکت کردن این است که واقعا   در آداب خدمت کردن این است که تا می گویند مشارکت دست بگیرم تا می گوینداعلام  سفر زود دست بگیرم آداب همسر داری آداب بچه داری، آداب کمک راهنما داری، آداب لژیون داری حالا همه ی این ها آداب دارد به خاطر همین است که آقای مهندس همیشه می گویند مشروب خوردن هم زمان های گذشته آداب داشته است یعنی یک ساقی بوده که مثل الان نبوده که هر شب خبر بدهند صد نفر در اثر مسمومیت با الکل مردند آن موقع حتی مشروب خوردن هم آداب داشت جوری بوده است آدابش یک ساقی داشته آن ساقی می آمده و نگاه می کرده می گفته مثلا لیوان هایش هفت خط داشته تا خط هفتمی که بوده می آمده با لا می خورده هیچ چیزش هم نمی شده ولی اگر مثلا به یک نفر که ظرفیت هفت خط را نداشته است می خورد و می مرد مثلا این ظرفیتش یک خط است و این ها را ساقی مشخص کرده که حال طرف بد نشود بنابر این حتی مشروب خوردن آداب داشته است حتی لات ها هم برای خودشان آداب دارند یکی از آداب در مشارکت این است یک کلمه یا یک شعر که می خواهیم بگوییم پوست این سعدی و مولانا و حافظ کنده شده تا این شعر را گفته اند وقتی می خواهیم شعری را بخوانیم اول یاد بگیریم بعد بخوانیم مثلا شکر نعمت ،نعمتت افزون کند کفر ، نعمت از کفت بیرون کند. شعر هم وزن و آداب دارد افتادگی آموز اگر طالب فیضی افتادگی آموز یعنی خاضع باش در برابر راهنمایت وبزرگترت حنی اگر اشتباه می گویند سرت را پایین بینداز و بگو چشم افتادگی آموز اگر طالب فیضی یعنی اگر طالب و طلب کننده ی فیضی یعنی اگر به دنبال  رحمت الهی هستی حضور داشته باش افتادگی آموز اگر طالب فیضی بعد الان هرگز نخورد آب زمینی که بلند است یعنی زمین هایی که سر بالایی هستند هیچ موقع  آب به این سر بالایی نمی رسد اگه زمین خودش را بالا بگیرد آب هیچ موقع بهش نمی رسد زمین باید بیاید پایین هر گز نخورد آب زمینی که بلند است یعنی آدم هایی که فکر می کنند بالا هستند هیچ وقت آب بهشون نمی رسد هر کسی که غرور داشته باشد و خودش را بالا بگیرد هیچ وقت هیچ چیزی عایدش نمی شود یک شاهکار دیگر پس بروید ادبیات یاد بگیرید و با بزرگان ادبیات آشنا شوید. سفر اول یا دوم اگر برداشت از سی دی را به موقع برای سر گروه نفرستاد از لژیون من خارج می شوید. در مورد ادب آقای مهندس فرمودند اگر دو نفر دارند با هم صحبت می کنند و نمی خواهند صحبتشان را یک نفر دیگر بشنود و وقتی می روی آن وسط حتی موضوع حرفشان را عوض میکنند اگر کسی نمی خواهد تو حرفش را بفهمی ولی تو بروی و آن وسط بایستی که حرفشان را گوش بدهی این هم یک نوع فضولی است یک نفر یک چیزی می داند تو هی بروی و بگویی به من یاد بده این هم یک بی ادبی است یک نفر یک کاری دارد می کند و نمی خواهد تو ببینی و بروی هی بایستی پس من این ها را برای چی می گویم. یعنی چیزی که به من ربطی ندارد نباید در آن دخالت کنم تو کارت این است که مادر یک خانواده هستی ولی مادر یک خانواده این نیست که برود وگوشی بچه اش را چک کند واین به این معنی نیست که دزدکی برود واتاق بچه اش را چک کند وبچه اش اگر  در اتاق است در بزنید آداب این ها است این ها را یاد بگیرید. 

همسفر خانم ندا:
من مسافرم میبد نگهبان است بعد از نگهبانی استاد می شود وهمین وادی را کار می کرد ومی گفت من استاد می شوم من حساب کردم که ما نیز خدمت گزاریم و به او گفتم خوش به حال شما که استادید ودقیقا با هم استاد می شویم در مورد این دستور جلسه ومرتب سی دی را دوره می کرد ومطلب با هم جمع آوری می کردیم و من از همه ی بچه ها تشکر می کنم.
همسفر خانم الهه عزیز کمک راهنمای محترم:
در سی دی ویروس آقای امین می گویند: ما سه نوع ویروس داریم یک رقم ویروسها هستند که مثلا آدم سرما می خورد وسرما خوردگی اش ویروسی است وویروس یک موجودی است که بیرون از بدن نمی تواند کاری انجام دهد ولی وقتی وارد بدن می شود می تواند تخریب ایجاد کندبیرون از بدن یک موجود غیر زنده است ولی وقتی وارد بدن شد تبدیل می شود به یک موجود زنده نتیجه اش این است که وقتی ویروس وارد بدن ما می شود تبدیل به بیماری می شود.یک نوع ویروس داریم ویروس کامپیوتر است تا وقتی خودت هستی هیچ مشکلی ایجاد نمی کند به محض این که به اینترنت وصل شدی ویا زمانی که به نت وصل شدی و با بقیه  آدمهاخواستی ارتباط بر قرار کنی آن ویروسه سراغت می آید وسیستم را از بین می برد به خاطر  .همین می گویید تلفن باید فیلتر شکن بشود و یا موبایل ها باید ویروس کش داشته باشند چون اگر نداشته باشند به سر سوزن سیستم تورا ویروسی می کند اطلاعاتت را ممکن است حک کند ممکن کل عکس هایت را از بین ببرد و عکس هایت را به افراد دیگر انتقال دهد و خیلی خیلی کار مضری است.

مشارکت دوستان از سی دی قلب
. همسفر خانم فاطمه:
 اول آقای امین راجع به  صورت مسئله ی اعتیاد صحبت کردند که گفتند صورت مسئله اعتیاد شروع کنگره است و تولد کنگره به این واسطه بوده است که صورت مسئله اعتیاد داستان سرزمین ظلمت به چشمه ی حیات است که مثال داستان اسکندر به جوانی هر کاری از عهده اش بر می آمد همان جوانی هم خیلی عمرش کفاف نداد و سریع عمرش تمام شد آقای امین فرمودند : جاودانگی چیز خوبی است خیلی هم جذاب است که انسان یک عمر دائمی داشته باشد ولی آخر تا چه حدی خوب است که آدم تمام کسانی که دوستشان دارد ببیند میمیرد و غم آن ها را ببیند و خیلی چیز وحشتناکی که بخواهد غمشان را ببیند این چیز جالبی نیست و خیلی دردناک است اعتیاد همان سرزمین ظلمات است و پیدا کردن صورت مسئله همان چشمه ی حیات می شود می گویند که هزاران سال که بیماری اعتیاد وجود دارد و اخیرا این بیماری اعتیاد بیشتر شده است و به غیر از کنگره راه درمان دیگری نیست می توانید این مسئله را از تمام پزشکان انجیوهای بیرون بپرسید چنین چیزی را فیلم های صد سال و یا سی سال پیش با الان خیلی فرق کرده است و یا ساختن سد تغییر کرده است و این بر می گردد به پیشرفت علوم و این چیز خیلی  طبیعی است و در علوم فیزیکی و ریاضی حتی داریم و آنجا همه چیز قابل رویت است مثلا ما می خواهیم پلی را بسازیم و پلی که می خواهیم بسازیم همه چیز قابل رویت است و متر بزنیم ، فاصله ها را اندازه بگیریم اما در علوم انسانی اینطوری نیست در علوم انسانی راجع انسان صحبت می کند و هر  انسانی یک حسی دارد حس های آدم ها با هم متفاوت هستند بعد راجع به  حس صحبت می کنیم و می گوییم حسش به هم ریخته است خواسته های نفسش تنزل پیدا کرده و ما نمی دانیم آن نفس چی است آقای امین می فرمایند: اعتیاد صور آشکارو پنهان دارد صور آشکارش مثل اعضای بدن است کلیه و کبد و صور پنهانش روان است و قابل دیدن نیست علوم انسانی اینجا است که قابل رویت نیست در هر علمی یک پایه و اساسی داریم و در علوم انسانی یک پایه وجود ندارد چون که صور پنهان است مثلا شما سه تا دکتر می روید هر کدام از این سه تا دکتر ها یک نظری به شما می دهند نظریه هایشان کاملا با هم متفاوت است و در بیماری در مان اعتیاد اصل قضیه این است که خود آقای مهندس نیز یک بیمار اعتیاد هستند وبعد در مورد مثلث گفتند که مثلث جسم،روان وجهان بینی صورت مسئله اعتیاد را بیان می کند ودر مورد خواب گفتند که کسی که قطع مواد می کند شش تا یک ماه نمی تواند به خواب برود واین برگشتش واجب بلکه ضروری است وباید برگردد به مصرف مواد مخدر .اولین چیزی که ما در کنگره آموزش می گیریم نفس است وتعیین موجودیت می کند در ظاهر وباطن وما از خواسته هایش نفس را می شناسیم ومدلی که می توانیم نفس را در ذهنمان تصور کنیم به آن می گویند شهر وجودی وشهر وجودی هم برای اینکه از خودش محافظت کند به وسیله ی نفس از خودش دفاع می کند ونفس هم از طریق شخصیت است وباور هر کس یک موجودیتی دارد که شخصیت یک سری مهارتها وویژگی ها وخلق وخوی که هر فرد دارد وعقل هم از سربازان دانایی محافظت می  کنند واز نفس هم شخصیت محافظت می کند اگر کسی ولی باورش آسیب ببیند شخصیتش هم لطمه می خورد مثلا یکی خطش خیلی خوب است ولی می گوید در حد استادی نیست  ودر حد تعادل است کسی  بخواهد خودش را بالا ببیند از حد تعادل خارج می شود ومثلث شخصیت باورها را می سازد ومثلث شخصیت احساس شایستگی، احساس معصومیت واحساس امنیت است واحساس شایستگی آن چیزی است که در حد توانایی در وجود ما است احساس مسئولیت احساس کند که از پاکی و معصومیت در حد خودش بر خوردار است واحساس امنیت تکمیل کننده این دو تا حس دیگر است.

همسفر خانم خدیجه:
داستان صورت مسئله اعتیاد مثل داستان سرزمین ظلمات وچشمه ی حیات است که سرزمین ظلمات همان اعتیاد است وچشمه ی حیات صورت مسئله اعتیاد است انسان در همه ی علوم پیشرفت کرده است مثل  ریاضی با چیزهایی سروکار دارد علم مهندسی وریاضی مثل اندازه گیری ووزن است وتعریف دقیقی داشته باشیم ولی در علوم انسانی چون با حس سر وکار داریم تعریف دقیقی نمی توانیم داشته باشیم مثل کسی که تعریف زیبایی را ازش بخواهیم از صد نفری که می پرسی صد تا تعریف هم می دانیم ولی در مورد وزن واندازه گیری یک تعریف خاص است  پس برای همین می گویند برای صور پنهان تعریف پایه نداریم ولی برای صور آشکار تعریف پایه داریم وچون آقای مهندس خودشان اعتیاد را تجربه کرده بودند وخودشان این تجربه را داشتندوبا علمشان توانستند این درمان اعتیاد را راه حلش را پیدا کنند صورت مسئله  اعتیاد یک مثلث جسم وروان وجهان بینی داشتیم وآمدند صورت مسئله اعتیاد را بیان کردند وکسانی که فکر می کردند اشکال کارشان از خود خواهی وبی ارادگی نبوده است بلکه از سیستمهای بدنشان بوده که مثل کسی که می خواست اعتیادش را ترک کند حداقل شش ماه بی خوابی داشت ودر کنگره بیشترین صحبت بر پایه ی نفس است ومدل نفس را بر کشوری یا شهری تعریف کردند که هر انسان درونش مثل یک شهری است اگر این ساکنین شهر تعادل باشند و یا آرام باشند آن شخص آرامش دارد ولی اگر ساکنین آن شهر نا متعادل و به هم ریخته باشند آن شهر هم به هم ریخته است حالا چیزی که از شهر وجودی و یا نفسمان محافظت می کند چیست؟ برای هر عقل دانایی را داریم ولی برای هر نفس شخصیت داریم حالا شخصیت هر انسان چیزی است که از نفس محافظت می کند و شخصیت هر انسان آن توانایی  و مهارت، خلق و خو آن شخص است که موجودیت شخص می شود و آن مثل یک گنجی می شود که باور انسان را می سازد و مثل کسی که اگر استعدادش پنج برابر استعداد بقیه باشد ولی خودش را باور نداشته باشد این شخص شخصیتش یک جوری آسیب دیده است همینطور اگرشخصی باورش بیشتر از استعدادش باشد باز هم شخصیت دروغین پیدا می کند و این هم شخصیتش آسیب می بیند و باز اگر کسی فکر کند که نه در حد ضعیف است و نه در حد خیلی قوی است و در حد متعادل است شخصیتش متعادل است و مثلث شخصیت سه ضلع دارد که باور اول این است که احساس کند انسان شایسته ای است شایستگی اش در حد توانایی هایش است احساس دوم احساس مسئولیت است و احساس سوم احساس امنیت است و اگر بخواهیم برای مثلث شخصیت یک نماد بگذاریم نماد قلب را می گذاریم چون احساساتمان را با  قلب درک می کند برای همین ارتباط با بقیه حال ما را خوب و یا بد می کند و در کلام الله در مورد قلب صحبت شده که قلب ها گاهی سخت و تاریک می شوند که حتی اگر کسی بهترین استاد و بهترین کلاس شرکت کند ولی در قلبش هنوز کینه باشد باز هم در آتش دوزخ و تاریک می باشد و اگر که ما بخواهیم درختی را پیوند بزنیم با این که میوه ی خوبی می دهد برای این که آن درخت را پیوند بزنیم می آییم و آن تنه ی درخت را زخمی می کنیم و بعد پیوند  به آن وصل می کنیم که این باعث زخمی شدن آن تنه درخت شده و این شاید میوه ی آن درخت را خراب کند و پیوند هایی که ما از بیرون پیوند با تاریکی که این پیوند با تاریکی ها است باعث می شود خلق و خوی ما عوض شود و درمورد ما همسفر ها این که ضربه هایی که در زنگی در رابطه با اعتیاد دیده ایم ولی الان در دوره ی درمان داریم می بینیم که آن انسان قبلی نیست برای همین باید صفحه ی قلب ها را بگیریم و قلبمان را پالایش کنیم و مثل وقتی که شمشیر وارد قلبمان می شود درد داشت و الان که می خواهیم این شمشیر را خارج کنیم ما باید آن درد را تحمل کنیم برای همین این دردی که با این آموزش ها داریم می گیریم باید تحمل کنیم این آموزش ها را بگیریم تا قلبمان از آلودگی ها پاک شود. 

همسفر خانم فائزه:
 اقای امین فرمودند:مسئله ی اعتیاد شعبه ی کنگره است و مطلبی که در کنگره با آن متوجه می شویم در همان سرزمین ظلمات است :اقای مهندس دژاکام با پیدا کردن این صورت مسئله توانستند مهارت زیادی در زندگی خودشان به وجود بیاورند در ادامه فرمودند :جاودانگی به مفهوم فیزیکی است اگر وجود داشته باشد یک چیز جالبی است واگر جاودانگی برای یک کسی بوجود بیاید چقدر دردناک ووحشتناک است زیرا باید شاهد مرگ عزیزانش باشد اعتیاد به علوم انسانی بر می گردد واعتیاد از ترکیب انسان ومواد مخدر بوجود می آید پس ما باید انسان را بشناسیم وبعد صور آشکار وصور پنهان را واولین چیزی که در کنگره با آن آشنا می شویم نفس است وهر انسانی در درونش یک شهر وجودی دارد که ساکنین آن شهردارد وتفاوتهایی بین ساکنین وجود دارد وهر چه ساکنین متعادل تر باشند آن شهر آرام تر است. 

همسفر خانم سحر :
صورت مسئله اعتیاد مثل همان سرزمین ظلمات وچشمه ی حیات است یا چشمه ی جا ودانگی است که چشمه ی جاودانگی می گویند که چیز خوبی است واگر بخواهیم به آن فکر کنیم واقعا چیز جالبی نیست چون اگر این رویداد اتفاق بیفتد مثلا آدم عمر طولانی داشته باشد همه عزیزان وکسانی که دوستشان دارد جلوی چشمش بمیرند وعزادار باشد خیلی چیز سختی است واعتیاد هزاران سال بوده وادامه داشته وهیچ جایی هم مثل کنگره برای درمان اعتیاد جایی دیگر نیست ودر مان اعتیاد فقط در کنگره بهترین جا است برای شناخت هر علمی الفبا وپایه های همان علم را بشناسیم مثلا در علم هندسه باید وسایل اندازه گیری وقیاس را بشناسیم که حتی در علم اعتیاد وابسته به انسان ومواد مخدر است وانسان وموادمخدر واعتیاد را بشناسیم وشناخت آن به صور آشکار وپنهان من بستگی دارد نفس به عنوان ذرات صور پنهان در درمان اعتیاد از نقش مهمی برخوردار است ودر علوم کنگره  نفس شهر وجودی می گویند شخصیت هر انسان دارای یک سری توانمندی هایی است مثل استعداد هاومهارتها وخلق وخوی آن انسان است به طور کلی  سه نوع شخصیت داربم شخصیت از تعادل خارج شده ،شخصیت دارای تعادل وشخصیت دروغی است مثلا یک شخصی است که می گوید من در علم شعر گفتن دارای استعداد زیادی هستم ولی این باور را خودش ندارد وهستند که استعداد شعر گفتن را دارند ولی خودشان را استاد آن کار نمی دانند ولی بعضی ها هستند که هیچ علمی در شعر گفتن ندارند ولی یک چیزی می گویند که به این شخصیت دروغی گفته می شود  مثلث شخصیت از سه ضلع تشکیل می شود که این سه ضلع در قلب ما بوجود می آید وهست وبرای اینکه این مثلث تصفیه شود وبا حس های آلوده آمیخته نشود ووارد جسم ما وشهر وجودین شود اگر حس ما خوب نباشد عقل ما عملکرد ندارد مثلا یکی است شش کلاس سواد دارد ولی زندگی آرام وبهتری دارد ولی یک کسی است که سواد بالایی دارد ولی عقل وباورش بالا نیست پس باید حس ما سالم باشد تا بتوانیم شخصیتمان را سالم کنیم وحس سالم داشته باشیم تا بتوانیم مثلث شخصیت خوبی داشته باشیم وداشتن علم وتکامل وعقل بالا بودن حس سالم است ما هم حس سالم نیاز داریم وهم عقل سالم عقل ما وابسته به توانایی حس ما است برای اینکه حس سالمی داشته باشیم باید عقل ما بیشتر کار کند وحس اولین نیروی به کار گیری قوه ی عقل است  پس ما باید یک شکافی در درون ما ایجاد شده باشد تا بتوانیم یک پیوند خوبی از محبت وخوبی به خودمان بزنیم وطرف کارهای ضد ارزش نرویم ودربرابر مسائل وناراحتی ها که به ما وارد می شود صبر کنیم وسختی ها که به ما وارد می شود صبر وتحمل ما بالا رود .

همسفر خانم مریم:
 یک داستانی بود که یک شمشیر درون سنگ سختی رفته بود وهیچ کس نمی توانست شمشیر رابیرون بیاورد وهیچ کس این قدرت را در درون خودش نمی دید تا اینکه یک نفر این قدرت را درونش دید که بتواند شمشیر را از سنگ سخت بیرون بیاورد ووقتی ما می خواهیم یک چیزی را از درون یک سنگ سخت بیرون بیاوریم باید آن نرم بشود تا بتوانیم آن را از چیزی که سفت وسخت گرفته بتوانیم بیرونش بیاوریم وقتی ما سر دوراهی قرار می گیریم وانتقام از کسی می خواهیم بگیریم آن هر چه کینه ونفرت است وارد بدن ما کرده وقتی ما می خواهیم از او انتقام بگیریم می خواهیم آتش درون را به او انتقال دهیم ونمی توانیم آن تیغ وآن آهن را از درون خودمان خارج کنیم وباید نرم بشویم واین در صورتی امکان پذیر است که آتش انتقام وکینه را درخودمان فرو ببریم تا دور آن تیغ نرم بشود وبتوانیم آن تیغ را خارج کنیم ووقتی قدرت تحمل ما بالا رفت می توانیم آرام باشیم ویواش یواش آن تیغ را از بدنمان بیرون بیاوریم وقدرت صبر وتحملمان را بالا ببریم .از این سی دی یاد گرفتم که در برابر سختیها خیلی تحمل کنم وخیلی زود عصبانی می شدم وزود از کوره در می رفتم وخیلی زود عصبانی می شدم وهمه به من می گفتند چقدر پر خاشگری ؟ولی الان خانواده ام به من می گویند خیلی تغییر کرده ای ولی هنوز جا دارد وتا بچه ام می آمد با من حرف بزند  زودی به او بر می گشتم  ویاد گرفتم که زود عصبانی نشوم تا حالم بهتر بشود.

. همسفرخانم فاطمه :
دراین سی دی آقای امین فرمودند اگر می خواهید نرم بشوید کینه ونفرت را بگذارید کنار ومثلا روی خودتان کار کنید واین برای من سوال شده که از زمانی که من می آیم کنگره نسبت به خیلی مسائل سفت شدم وقبلا اصلا نمیتوانستم خون ب بینم ومشکلات را قبول نمی کردم ولی الان نسبت به مشکلات خیلی بی خیالم آیا من از لحاظ حسی سفت شدم که می توانم این چیزها را ببینم وقبلا تحمل دست بریده وخراشیده را نداشتم ولی الان از زمین تا آسمان فرق کردم چرا؟

همسفر خانم الهه عزیز کمک راهنمای گرامی:مسلما وقتی انسان در صراط مستقیم می خواهد قرار گیرد نقطه تحملش نسبت به خیلی چیزها بالا می رود وبه آشفتگی کشیده نمی شود وحالش به سرعت خراب نمی شود ولی این به معنی این نیست که وقتی صحنه ی تصادف را دیدی بروی وتماشا کنی این ریشه در فوضولی دارد.
برای هر چیزی می خواهد نظر بدهد اگر تصادفی شده مگر تو افسری؟
 زمانی که داعش آدمها را سر می برید کلیبهایش را منتشر می کرد من حتی یک بارش را ندیدم ونخواندم وخبرهای بی خودی را نمی خوانم برای اینکه داعش این فیلم را برای چی منتشر می کند برای اینکه تو ببینی وقتی تو میبینی انرژی به او می دهی پس انرژی اش می رود بالا تر پس تو هم میبینی وممکنه صدها نفر ببینند وباز انرژی اش بالا می رود وتازه انرژی اش را زیاد می کنند ولی وقتی تو نبینی او هم انرژی اش کم می شود .وقتی یکی از اقوامش فوت کرده ومی روی ودلداری به او می دهی نقطه تحملت بالا رفته است بله این خوب است ولی وقتی یک صحنه ی دلخراش تصادف را ببیند این خوب نیست .من تو کوچه دعوا می شود نمیبینم وقدرت این که بروم ودعوا را حل کنم ندارم .وقتی یک فیلمی را می بینی انرژی آنها زیاد می شود ولی انرژی تو کم می شود وتو داری ضعیفتر می شوی ولی آنها قوی تر می شوند.

.همسفر خانم سمیه :
خانم الهه تفاوت درچی است که آدم آرام است در ظاهر وهمه فکر می کنند که آرام است ولی واقعا نیست ودنبال این می گردم که آرامش چی است وچه جوری تو خودم بریزمش ولی می دانم که آرام نیستم ؟

همسفر خانم الهه عزیز کمک راهنمای گرامی: اصلا دنیا جمع بشود وبگوید که تو چقدر آرامی ولی تو در درون خودت احساس آرامش  نکنی یعنی تو آرام نیستی وتنها راه رسیدن به آرامش این است که تفکر واندیشه با هم تفاوت داشت تفکر که من به یک چیزی فکر کنم ومشورت بگیرم ووادی وسی دی بخوانم ویک چیز نامعلوم را تبدیل کنم به یک چیز مشخص ولی افکار یعنی که فکر پدر ومادر وفکر همه هستم ووقتی تمام افکار در ذهنت باشد آرام نیستی ووقتی می بینی چند تا فکر با هم است فکرها ردونه دونه بگذارید کنار ویکی که برایت مهمتراست را انتخاب کنی وحلش کنی وبگذاری کنار یعنی باید الویت بندی داشته باشی ولی اگر همزمان خواستی به همه ی آنها فکر کنی این هیچ وقت به تو جواب نمی دهد وحال آدم خراب می شود وهر چیزی که است باید ببینی مهمترینش کدام است دسته بندی کنیم ومهمترین را بیاری رو وانتخاب کنی ومشورت کنی که چه طوری حلش کنی وحلش می کنی ویک ماه دیگر می روی سراغ مشکل بعد .

.همسفر خانم منصوره:
 عمل سالم که انجام می دهیم قلبمان صاف می شود ما با افراد مختلف در ارتباط هستیم وواقعا بعضی آدم ها را در زندگی بگذاریم کنار یا بعضی را از کنارشان رد بشویم آقای امین فرمودند :حستان در مورد آن چه می  گوید وبارها شده کاری را ا نجام دادم و  همان لحظه گفته کاری دیگر انجام بده در حین انجام عمل.

 .همسفر خانم الهه عزیز کمک راهنمای گرامی : 
شما همان لحظه که می خواهید با حستان کاری را انجام بدهید همان لحظه دو تا نیرو به تو می گویند کدام کار را انجام بده نیروی منفی می گوید این کاری که من می گویم انجام بده ونیروی مثبت می گوید این کاری که من می گویم انجام بده واین تنش همیشه است منتها کی از میزان تنش کم می شود که شما چه قدر  در صراط مستقیم حرکت کنید وهر چه قدر حست پا لایش شود هر چه قدر حس پالایش تر شود به تصمیم درس تر نزدیک تر است چون رعد یکی از استادهای آقای مهندس اسمش رعد است ورعد می گوید ما آن روزها هزار قدم بر می داشتیم فکر می کردیم هر هزار تا قدم عمل سالم است وبعدش می فهمیدیم  از این هزار تا یک عمل هم سالم نبوده است وقتی با حس تصمیم می گیرید که کاری را انجام دهید واقعا آن کار را انجام بده واگر مشورت کنی به نتیجه می رسی ولی یک موقع هم اشتباه تصمیم می گیری وچرا به تازه واردین می گویند با حستان تصمیم بگیرید که یک ماه دیگر نگوید شما گفتید فلانی را انتخاب کن  ومن خودم با حسم انتخاب کردم وخودم بهتر می فهمم ولی طول می کشد تاچه کار کنم که از فاز نفس اماره وجن وروح درست ترینش را انتخاب کنم .

جلسه با دعای خالصانه اعضا به پا یان رسید .
سی دی هفته آینده پل.
برداشت سی دی خدمت
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 تیر 1398 02:28 ب.ظ
سلام سپاس ازخانم الهه عزیزوهمه بزرگواران ازمشارکتهاخیلی استفاده کردم مخصوصاپرسش وپاسخ برایم خیلی آموزنده بود.ممنون ازخدمتگزاران وبلاگ برقرارباشید
چهارشنبه 12 تیر 1398 02:53 ب.ظ
بسیار عالی بود. ممنونم از خانم الهه عزیزم بابت آموزش های عالی و نابشان و همچنین ممنون از خانم مریم عزیز بابت نگارش
چهارشنبه 12 تیر 1398 11:11 ق.ظ
ممنونم از خانم الهه نازنینم بابت آموزش مطالب ارزشمند.
خدا قوت خانم مریم عزیز
چهارشنبه 12 تیر 1398 10:23 ق.ظ
خدا قوت به دوستان که زحمت می کشند گزارش را نگارش میکنن.از خانم الهه سپاسگذارم.دوستانی که وبلاگ را می نویسند سعی کنند نکات نگارشی که خانم ندا تذکر دادند رعایت کنند.با تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :