همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
در خدمت اسیستانت محترم شعبه امین گلی هستیم و با ایشان مصاحبه زیبایی ترتیب داده ایم تا از تجربیات ایشان استفاده کنیم. توجه شما را به این مصاحبه آموزنده جلب می نماییم.

عرض سلام و ادب خدمت خانم ندای عزیز اسیستانت محترم شعبه و تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار بنده گذاشتید

 لطفاً خودتان را به‌رسم کنگره معرفی نمایید.

سلام ندا هستم هم‌سفر محمدجواد، مسافر من 20 سال تخریب انواع مواد را داشت. آخرین آنتی ایکس مصرفی شیشه، هروئین، حشیش. 11 ماه و 21 روز به روش DST با داروی شفابخش OT سفر کردیم به راهنمایی آقا کامران و خانم مرجان عزیز رشته ورزشی والیبال و شنا. رهایی 4 سال و نه ماه و چند روز، در ادامه، مسافرم وارد لژیون وایت شدند به راهنمایی آقا کامران به روش DST همراه با آدامس خوراکی. در حال حاضر دو قطعه آدامس.

ضمن تبریک به خاطر خدمت اسیستانت شعبه امین گلی، لطفاً بفرمایید کار و مسئولیت اسیستانت چیست؟ و حضور اسیستانت در شعبه چقدر در رشد و تعالی شعبه در بخش هم‌سفران می‌تواند مؤثر باشد؟

خانم آنی، همیشه می‌فرمایند اسیستانت مانند ریش‌سفید بخش همسفران هست. میدانیم وقتی جایی ریش‌سفید داشته باشد مشکلات به کمک ریش‌سفید حل می‌شود و در کنگره به خاطر محبت بین اعضا، مشکل چندانی وجود ندارد. گاهی سؤالات هم‌سفرانی که مرزبانان و کمک راهنمایان نتوانسته‌اند پاسخ دهند، را جمع‌آوری می‌کنیم و از خانم آنی می‌پرسیم و پاسخ را انتقال می‌دهیم.

 یک اسیستانت، وظیفه دارد تمام مصوباتی که در جلسات اسیستانتی هست و صحبت‌هایی که بین اسیستانت ها، خانم کمان دار و خانم آنی ردوبدل می‌شود و به تصویب می‌رسد، به مرزبانان و کمک راهنمایان بخش همسفران شعبه ابلاغ کند تا اجرایی کنند.آقای مهندس می‌فرمایند انشا اله هیچ جایی بدون بزرگ‌تر نباشد. بزرگ‌تر ما در کنگره آقای مهندس و خانم آنی هستند. و ما سعی می‌کنیم حضورداشته باشیم و صحبت‌های این دو بزرگوار را به هم‌سفران برسانیم.

در ابتدای کنگره با چه حالی وارد کنگره شدید و چه کردید که امروز در این جایگاه قرار دارید؟

وقتی از ورودم به کنگره صحبت می‌شود بغضی گلویم را فشار می‌دهد. زمانی که من می‌خواستم وارد کنگره بشوم تقریباً یک‌هفته‌ای بود که از همه‌جا ناامید شده بودم. هر روشی را که فکر بکنید من رفته بودم. اما نتیجه‌ای نداشت. 

مسافر من مصرف شیشه داشت و توهمات شدیدی داشت و برای من خیلی آزاردهنده بود. یادم هست در آن‌یک هفته من چیزی متوجه نمی‌شدم. چشم‌هایم را باز می‌کردم و از خدا می‌خواستم یا راهی پیش روی من بگذارد و یا از این دنیا بروم و از این وضعیت راحت شوم. دو فرزند کوچک داشتم و من توانایی این‌که از تختم بلند شوم و به کودکانم رسیدگی کنم نداشتم و آن‌ها گرسنه و تشنه می‌ماندند. تا اینکه دوست عزیزی به من پیام دادند که شماره‌ای از کنگره را که از سایت کنگره دریافت کرده بودند را به من دادند.

وقتی من تماس گرفتم آقا کامران جواب دادند و گوشی را به خانم مرجان عزیز دادند و خانم مرجان در مورد کنگره با من صحبت کردند و به من گفتند اعتیاد درمان دارد، من با صدای خانم مرجان عزیز زنده شدم. لباس‌هایم را پوشیدم و برای دخترم شکلات خریدم، چون چند وقتی بود که برای بچه‌ها غذا نپخته بودم. 

 بااینکه آن روز جلسه نبود و فقط پنج‌شنبه‌ها جلسه در شعبه شهرکرد برگزار می‌شد. من رفتم تا آدرس را خوب یاد بگیرم تا پنج‌شنبه، به‌موقع به جلسه برسم.

و بااینکه یک‌هفته‌ای بود از تختم بلند نشده بودم. مسافت زیادی را پیاده رفتم تا خودم را به کنگره برسانم و آدرس را متوجه شدم و پنج‌شنبه که رفتم جشن تولد بود و خیلی حس و حال خوبی به من منتقل شد و تصمیم گرفتم که در کنگره، تحت هر شرایطی بمانم و هر کاری از دستم برآید انجام دهم. 

از دستشویی شستن، چای درست کردن، صندلی چیدن و ... و از این خدمت‌ها شروع کردم، هیچ‌وقت از انجام این کارها خجالت نکشیدم. و هنوز که هنوز هست از دستشویی شستن در کنگره و صندلی چیدن در کنگره لذت می‌برم.من عروسی‌ها و عزاها را تعطیل می‌کردم. اولویت، حضور من در کنگره هست و طوری برنامه‌ریزی می‌کنم تا حتماً در کنگره حضور داشته باشم.مسافرم تا دو ماه اول که به کنگره می‌آمدم به کنگره نمی‌آمد. اصلاً خانه نمی‌آمد. من در کنگره آموختم چطور با مسافرم رفتار کنم تا او به کنگره بیاید و محبت کنم و از راهنمایم آموختم فاصله‌ای که بین من و مسافرم ایجادشده بود را کم کنم و بعد مسافرم به کنگره آمد. او هم همیشه سعی می‌کرد هر خدمتی را در کنگره انجام دهد.

اولین خدمت مهمی که من و مسافرم گرفتیم، باطری‌های میکروفن را می‌بردیم شارژ می‌کردیم و این شیرین‌ترین خدمتی بود که من و مسافرم انجام دادیم و با تمام وجود آن را انجام می‌دادیم.

اهمیت حضور راهنمایان و ره‌جویان را در کارگاه‌های آموزشی چقدر می‌دانید؟

در سی دی موج و ذره آقای امین این قضیه را به‌خوبی توضیح می‌دهند که حضور افراد در کارگاه‌های آموزشی بسیار لازم هست زیرا موج و ذره در کارگاه و لژیون به انسان منتقل می‌شود. من فکر می‌کنم آموزش‌ها محدود به لژیون نیست. اگر بخواهی آموزش‌ها را فقط در لژیون بگیری از آموزش‌های کارگاه محروم می‌شوی. 

کارگاه‌های آموزشی مانند سفره‌ای است که پهن هست. هر موقع برسم، چیزی نصیبم می‌شود. اگر قبل از جلسه حضورداشته باشم از تمام نعمت‌هایی که در سفره هست برخوردار می‌شوم ولی اگر آخر کارگاه برسم، چیزی دریافت نخواهم کرد. مانند کسی که به مهمانی برود و آخر همه برسد او چیز خاصی از سفره نصیبش نمی‌شود. بنابراین اگر بخواهم برداشت خوبی از کنگره داشته باشم باید قبل از شروع کارگاه‌های آموزشی در کنگره حضور یابم.

 چرا به پوشش تمام سفید در جشن تولدها برای یک سفر دومی تأکیددارید؟ و چرا به‌نوعی به‌صورت اجبار درآمده؟

آقای مهندس در صحبت‌هایشان می‌فرمایند ما باید پوششمان حتماً عوض شود. و بعد کلام و رفتارمان را کم‌کم عوض می‌کنیم. آقای مهندس تأکیددارند لباس سفید بپوشیم.

سفید نشان‌دهنده صلح و دوستی هست و این را از پرچم سفیدی که در جنگ‌ها بالا می‌برند می‌شود فهمید. وقتی لباس سفید بپوشیم کوچک‌ترین لکه روی آن مشخص است و به همین خاطر باید مرتب آن را بشوریم.

بالباس سفید پوشیدن در جشن‌ها، اولین انرژی را خود شخص از این کار دریافت می‌کند. در ضمن، کسی که تولد می‌گیرد کار کمی نکرده خودش را از تاریکی ها بیرون کشیده و به سمت روشنایی حرکت کرده و ما بالباس سفید پوشیدن، این اهمیت و انرژی را به او انتقال می‌دهیم.در هر مکانی و هر برنامه‌ای مانند عزا یا عروسی لباس خاص خودش را می‌پوشیم. لباس فرم کنگره هم این است که تمام سفید بپوشیم. بیشترین انرژی نصیب خود انسان می‌شود. اما اجباری در میان نیست و زیباتر این است که کامل سفید بپوشیم. کسی که در ابتدا بالباس مشکی به کنگره می‌آید با پوشیدن حتی یک روسری سفید حال خیلی خوبی پیدا می‌کند.رنگ سفید، یک انعکاس نوری دارد که بقیه رنگ‌ها ندارد. پس خیلی زیباتر این است که برای جشن تولدها با پوشش تمام سفید حضور یابیم.

به‌عنوان مسئول هم‌سفران شعبه امین گلی چه پیامی برای هم‌سفرانی که تازه سفر خود را آغاز نموده‌اند دارید؟

به نظر من کسی که تازه سفر خود را شروع می‌کند باید خیلی خوب به حرف‌های راهنما گوش بدهد. و قوانین کنگره را به‌خوبی رعایت کند. از همان ابتدا اگر حرمت‌ها را توجه کنند و متوجه شوند که تلفن دادن و تلفن گرفتن ممنوع هست، تماس باراهنمای مسافر ممنوع هست و حرمت کنگره را رعایت کنند. در این صورت تا زمانی که در کنگره هستند، کاملاً امنیت دارند و حالشان خوب هست. چون مشکلی به وجود نیاورده‌اند.

و دوم این‌که مسافر خود را رها کنند. اجازه بدهند مسافر مسئولیت کار خودش را قبول کند و درست حرکت کند. زمانی که یک هم‌سفر غر می‌زند و دائم مسافر خود را و داروی او را چک می‌کند و ...حال خودش را خراب می‌کند و اجازه نمی‌دهد مسافر متوجه شود باید چه‌کار کند؟خانم مرجان همیشه برای ما یک مثالی می‌زدند می‌فرمودند فکر کنید مسافرتان ته یک چاهی است. راهنمای همسفر، راهنمای مسافر و خود هم‌سفر بالای این چاه قرار دارند و می‌خواهند او را راهنمایی کنند تا از چاه بیرون بیاید. وقتی راهنمای مسافر به مسافر بگوید دستت را کجا بگذار یا پایت را کجا قرار بده و در همان زمان همسفر شروع به غر زدن کند یا دائم مداد و بیداد کند و بگوید مواظب باش نیفتی، حواس مسافر را پرت می‌کند و نمی‌گذارد صدای راهنما به مسافر برسد و مسافر سقوط می‌کند. 

و ما متوجه می‌شویم باید سکوت کنیم و در کار مسافر دخالت نکنیم. ضمن اینکه مگر من تا چه زمانی می‌خواهم حواسم به مسافرم باشد، بعد از رهایی چه کسی می‌خواهد این کار را بکند. وقتی من مدام تکرار می‌کنم و همه‌چیز را به مسافرم یادآوری کنم، اول اینکه صدایم برایش تکراری می‌شود و باعث می‌شود صدایم را نشنود و دوم اینکه مسئولیت کوچک‌ترین کار مانند دارو خوردنش را نمی‌گذاریم خودش بپذیرد. و در سفر اول یا بعد از رهایی برگشت می‌کند. و به‌محض این‌که رهایش کردم کلی به عقب برمی‌گردد.

 شما در کنار جایگاه اسیستانتی، کمک راهنمای هم‌سفران شعبه شهرکرد هستید چطور به خدمت در این دو جایگاه خطیر در کنار هم می‌پردازید.

البته که خیلی کار سختی هست. وقتی خدمت کمک راهنمایی داری دوست داری همیشه پیش ره‌جوهایت باشی ولی درواقع، این اصلاً درست نیست. باید ره‌جوها روی پای خودشان بار بیایند و بزرگ شوند و وابسته نباشند. در این سه سال سعی کردم طوری با ره‌جوهایم کارکنم که اگر روزی من نبودم، حالشان خراب نشود و مشکلی برایشان بوجودنیاید. من این اصطلاح را به کار می‌گیرم که کمک راهنما نباید ره‌جو را بغلی بار بیاورد. نباید وابسته بار آورد. ره‌جو نباید وابستگی نسبت به راهنما داشته باشد و شاید من نتوانم روزی به لژیون بروم و او باید بتواند روی پای خود بایستد و حرکتش را درست انجام دهد و وابستگی به راهنمایش ندارد.

 دیگر اینکه سعی می‌کنم برنامه‌ریزی داشته باشم دلم می‌خواهد اینجا را هم مرتب حضورداشته باشم و سعی می‌کنم حداقل پنج‌شنبه‌ها را در شعبه‌ی امین گلی حضور یابم.

 از تأثیراتی که خدمات شما در کنگره، در زندگی شما و اعضای خانواده‌تان داشته است برایمان بگویید.

کنگره به من زندگی داده، همه‌چیزم را به من برگردانده. این‌که چطور می‌توانم جبران کنم این امکان‌پذیر نیست. حتی اگر تمام‌وقت خود و خانواده خود را در کنگره بگذرانم. وقتی کنگره همه‌چیز را به من داده چطور این را مشخص کنم که خدمت من در کنگره، چه تأثیری در زندگی‌ام داشته؟ من اگر کنگره نمی‌آمدم زندگی نداشتم. من قبل از کنگره دو بار برای جدا شدن اقدام کرده بودم. سرنوشت فرزندانم چه می‌شد؟

الآن خدا را شکر فرزندانم در حال تحصیل هستند و شاد هستند. کنگره به من همه‌چیز داده است.یک بیت از حافظ در ذهن من هست که می‌گوید: ثبت است بر جریده عالم دوام ما

یعنی هر کاری ما انسان‌ها انجام دهیم در کل هستی ثبت می‌شود از یک لیوان آب که پای درختی بریزیم. تا کارهای بزرگ‌تر و آرزو می‌کنم چه در این دنیا یا بعدهای دیگر در کنگره حضور داشته باشم.

 در مورد دستور جلسه این هفته که هفته دیده‌بان هست لطفاً توضیح دهید.

آقای حکیمی در مورد هفته دیده‌بان، فرمودند که ریشه درخت کنگره، آقای مهندس هستند و دیده‌بان‌ها تنه درخت هستند و اعضای کنگره هم شاخ و برگ‌ها و تازه واردین همان شکوفه‌ها، هستند.تنه، اگر سست باشد و باریک باشد نه می‌توان به آن تکیه داد و نه شاخ و برگ زیادی خواهد داشت که بتوانی در سایه آن قرار بگیری. و وجود آن‌ها خیلی مهم هست. دیده‌بان‌های عزیز پشت پرده کار می‌کنند و ما متوجه زحمات آن‌ها نمی‌شویم. انشا الله که بتوانیم در حد توان از آن‌ها قدردانی کنیم. اگر حضوراً نمی‌توانیم از آن‌ها قدردانی کنیم، حداقل آن‌ها را بشناسیم و بدانیم چه کسانی هستند که این شاخ و برگ‌ها را بوجودآورده اند. برای استواری کنگره در ایران و انشا الله در کشورهای دیگر تلاش زیادی می‌کنند. دیده‌بان‌ها بعد از آقای مهندس مهم‌ترین افراد در کنگره هستند.

 کلام آخر:

اول اینکه از همه شما عزیزان و کسانی که در بخش سایت زحمت می‌کشند تشکر و آرزوی موفقیت می‌کنم.و امیدوارم همه‌کسانی که دوست دارند در کنگره، خدمت‌گزار باشند در این راه موفق باشند و بتوانند عمل سالم انجام دهند.

 

مصاحبه: همسفر زهرا خ از لژیون یکم
تصویرگر: فاطمه همسفر محمد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 8 تیر 1398 10:50 ب.ظ
سلام وخداقوت به خانم ندا اسیستانت محترم.
خیلی صحبتهای شما برایم اموزنده وپرانرژی بود.
تشکر از دوستان سایت.
چهارشنبه 5 تیر 1398 11:34 ق.ظ
بسیار ممنونم از شما خانم ندای عزیز . بسیار از مصاحبه تون لذت بردم وبسیار برایم آموزنده وپربار بود.سپاسگذارم از شما وخانم مرجان عزیز وخانم الهه نازنینم
همچنین خدا قوت خدمت خدمتگذران شعبه امین گلی وتبریک به خانم ندا بابت جایگاه اسیستانت شعبه امین گلی
ممنونم خانم محدثه عزیز
سه شنبه 4 تیر 1398 10:52 ب.ظ
منم به شما خانم ندا خدا قوت می گویم،موفق باشید،
سه شنبه 4 تیر 1398 05:32 ب.ظ
خدا قوت خانم ندای عزیز.امیدوارم که خداوند در این جایگاه شما را یاری کند.سپاس از نویسنده محترم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :