همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر

روز یکشنبه 22/آذر/1394 ، لژیون همسفران عشق با دستور جلسه ی "سی دی فوتون " با استادی سرکارخانم الهه و حضور جمعی از دوستان عشق و محبت راس ساعت 16:30شروع به کار کرد.

در ابتدا استاد با آرزوی سلامتی و تندرستی برای همه، از خانم زهرا خواستند مواردی را در مورد وبلاگ نویسی بیان کنند.

همسفر زهرا: هفته ی قبل با خانم لیلا در این باره صحبت کردم. ایشان توصیه هایی برای دوستان وبلاگ نویسی که تازه این کار را آغاز نموده اند، داشتند که مشروح آن بدین شرح است:



/ از آن جا که مطالبی که در اینجا می نویسیم، قالبی علمی دارد، بهتر است به زبان محاوره (عامیانه) نباشد و به سبک توشتاری صحیح باشد.

2/ وبلاگنویس باید تمام مطالب را به صورت کامل ثبت کند. حذف هیچ مطلبی به جز مطالب سیاسی یا مذهبی که ممکن است فردی در مشارکت هایش به آن اشاره کند، جایز نیست. ممکن شخصی غیر مذهبی، برای اولین بار به وبلاگ ما مراجعه کرده، مطالعه ی مطالب مذهبی در او دافعه ایجاد کند.

3/ برای دوستانی که با "ویرایش متن" آشنایی ندارد، بهتر است که پس از ویرایش متنشان توسط افرادی که به تشخیص استاد، این کار را انجام می دهند، آن را با متن ویرایش نشده ی خود، مقایسه کنند تا با مشاهده ی تغییرات اعمال شده، از این پس موارد صحیح توشتاری و نیز کار ویرایش را به خوبی بیاموزند.

4/ هنگام پیاده کردن متن، چه بر روی کاغذ و چه در موقع تایپ کردن، از درستی کلماتی که درج می کنیم مطمئن باشیم. یعنی اگر کلمه ای را به خوبی نشنیده ایم، چند بار آن را گوش کنیم تا از صحت آن چه شنیده ایم مطمئن باشیم.

همسفر زهرا در ادامه گفتند: من برای موفقیت خود در آزمون کمک راهنمایی، مثلثی رسم کرده ام که یک ضلع آن، خواسته ،یک ضلعش اذن خداوند وضلع دیگرش  تصویری است که از موفقیت در ذهن خود می سازم. این مثلث را در ابتدای دفتری که مطالب مربوط به امتحان کمک راهنمایی را در آن یادداشت می کنم، ترسیم کرده ام تا یادم بماند که هم باید خدا بخواهد، هم خودم بخواهم و هم بتوانم تصویر آن را در در ذهن خود مجسم کنم تا به آن برسم. اگر هم موفق نشدم اشکالی ندارد چون من فقط خواستم به بقیه کمک کنم.

   استاد: از وبلاگنویسان لژیون صمیمانه سپاسگزاری می کنم. کسی که می خواهد چیزی را بنویسد، باید قبل از آن، خواننده ی خوبی باشد و به قدر کافی مطالعه داشته باشد. یک وبلاگنویس کنگره باید غیر از مطالعه ی مطالب کنگره، مطالعات دیگری هم داشته باشد مثلا داستان، شعر حافظ، سعدی، مولوی یا روزنامه و هر مطلبی که به قوی کردن ادبیات وی کمک کند. استاد در ادامه فرمودند: در وبلاگنویسی باید از زبان رسمی استفاده کنیم. شما هیچوقت دیده اید که گوینده ی خبر تلویزیون بگوید "سلام، چطورین؟ احوالتون خوبه"؟! این اصلا صحیح نیست. وقتی وبلاگی منتشر می شود که صرفا استفاده ی درون گروهی دارد، با زبان محاوره هم می تواند باشد اما این وبلاگ را ممکن است هرکسی از هرجای دنیا بخواند، پس بهتر است که رسمی باشد. مطلب دیگری که زهرای عزیز گفت و خیلی مهم بود، صحیح نوشتن بود! بهتر است یک بار مطالب ضبط شده را با دقت گوش دهیم تا از درستی آنچه می نویسیم اطمینان داشته باشیم. من گاهی گزارش لژیون را می خوانم و متوجه می شوم که برخی مطالب نوشته شده، آن چیزی نیست که من در لژیون مطرح کردم و انعکاسش اشتباه بوده است. وقتی انعکاس اشتباه باشد ممکن است مشکل ایجاد کند.

چون گاهی فرصت چک کردن مطالب را ندارم از بعضی از بچه ها خواستم که این کار را انجام دهند اما شما باید سعی کنید که خودتان ویراستار خودتان باشید و نیازی به ویراستار نداشته باشیم. همه موارد را باید خود وبلاگنویس چک کند. ممکن است گاهی من در مورد مطالبی صحبت کنم که ضرورتی برای درج شدن در وبلاگ ندارند. شما با هر سن و شرایطی مانند بچه های من هستید چون احساس من به تک تک شما اینگونه است برای همین ممکن است برای شرح یک موضوع، مطالبی را برای شما عنوان کنم که نیازی به بازنویسی در وبلاگ ندارد. باید خودتان بدانید که چه مطالبی نوشته بشود و چه مطالبی نوشته نشود. مطلب دیگر این که هیچ کس حق غیبت در جلسات را ندارد، مخصوصا سفر اولی ها. سفر اولی هایی که در یک جلسه غایب باشد فورا توسط امواج منفی ضربه فنی می شود. استاد با توضیح اصطلاح ضربه فنی در کشتی، تاکید فرمودند که حضور در تمامی جلسات برای همه بالاخص سفر اولی ها، ضروری است بنابر این هر کار و هماهنگی که لازم است باید انجام دهیم تا در کلاس ها حاضر باشید.

استاد در مورد شرکت برخی از همسفران لژیون در امتحان کمک راهنمایی که آخر این هفته برگزار می شود فرمودند: ضمن آرزوی موفقیت برای همه ی این عزیزان، برای چندمین بار تاکید می کنم که هدف ما از شرکت در این آزمون فقط این است که برای خدمت در کنگره، اعلام آمادگی کنیم.در واقع با این کار می گوییم: در صورت امکان به من اجازه ی این خدمت را بدهید. اجازه دهید تا از این طریق به حال خوش برسم و البته اگر امکانش نباشد که از طریق خدمت کمک راهنمایی به این حال خوش برسم، از طریق خدمت های دیگر سعی خود را در این جهت می کنم. من به همه ی این داوطلبان تبریک می گویم چون می دانم که این اعلام آمادگی جسارت و شهامت می خواهد. من وقتی در آزمون دکترا شرکت کردم متوجه شدم که شرکت در آزمون کمک راهنمایی به دلیل گستردگی و تنوع مطالب کنگره به مراتب مشکل تر از آن آزمون است. البته خود امتحان خیلی ساده و آسانتر است. بعضی از افراد از روی منیت می گویند: من هنوز آمادگی راهنما شدن را ندارم، هنوز باید چیزهایی یاد بگیرم تا بتوانم کمک راهنما شوم! این منیت است!

کسانی که در این امتحان شرکت می کنند می خواهند مطالبی را که در اینجا آموخته اند به دیگران آموزش دهند و خودشان هم در این مسیر به یادگیری ادامه دهند. در واقع نفع این کار به خود من (کمک راهنما) بر می گردد. پس به کسانی که برای رسیدن به این خدمت تلاش می کنند، تبریک می گویم.

همسفر راضیه: می دانم که همه ی داوطلبان خیلی استرس دارند اما به شما اطمینان می دهم که اگر حتی مطالب را روزنامه وار بخوانید، قبول می شوید چون سوالات، عین مطالب کتاب است. شب قبل امتحان هم با آرامش خود را به خدا بسپارید و بدانید که در هر صورت( قبول یا مردود شدن) می توانید با آرامش خدمت کنید. قبل از امتحان هم پیامی که خانم الهه به شما خواهند داد، قطعا به آرامشتان کمک زیادی می کند. وقتی من می خواستم امتحان بدهم، دیدن پیام خانم الهه در شرایطی که بدنم از فرط استرس می لرزید، به یکباره آرامش را در سراسر وجودم جاری کرد. انشالله که همگی موفق باشید و در جایگاه های بالاتر قرار بگیرید. امیدوارم که برای گرفتن شال کمک راهنمایی به تهران بروید وآن لحظه ای را تجربه کنید که آقای مهندس با دستان خود، شال کمک راهنمایی را به گردن شما می اندازند و می گویند در چشمان من نگاه کنید!

استاد در مورد نحوه ی حضور در آزمون فرمودند: پنجشنبه ساعت 12 امتحان شروع می شود و چند دقیقه قبل از آن درب های سالن بسته می شود. پس همگی موظفید که راس ساعت 11.5 حضور داشته باشید. مطلب دیگر این که خیلی مهم است بزرگترها هوای کوچک ترها را داشته باشند و کوچکترها هم هوای بزرگترها را داشته باشند. یعنی همگی مراقب همدیگر باشید. اصلا هم نباید نگران باشید و در دقایقی که تا شروع امتحان باقیست مدام از هم نپرسید، این یا آن مطلب را خوانده ای؟! خیلی راحت و ریلکس با هم بگویید و بخندید و راس یکربع به 12 اگر آقای حکیمی اجازه ی نشستن بر روی صندلی ها را دادند، آرام سر جای خود بنشینید و تمرکز کنید. در این زمان با سوال های جورواجور خود و دیگران را دچار اضطراب نکنید.  مراقب آرامش یکدیگر باشید.با کمال متانت به صحبت های مرزبانان و مسئولین امتحان کاملا توجه کنید و هرتوصیه ای که کردند فقط بگویید چشم و انجام دهیم. بدانید که آقای مهندس برگه های امتحانی را با حسشان تصحیح می کنند.

همسفر راضیه: سال گذشته که می خواستم در این آزمون شرکت کنم، اصلا خودم را در این جایگاه نمی دیدم. الان که استاد فرمودند، متوجه شدم که مقداری از این احساس از روی منیت بود اما حقیقتا جایگاه کمک راهنمایی را خیلی بالا می بینم. مهندس می فرمایند: بدترین راهنمایان کنگره، بهترین افراد جامعه هستند. شب امتحان اصلا نمی توانستم بخوابم، شما یک شربت گلاب بخورید و آسوده بخوابید. مطمئن باشید که امتحان خیلی ساده است. آن روزها خیلی نگران بودم که اگر قبول نشوم خانم الهه، علیرغم خوش اخلاقی و مهربانیشان، از من ناراحت شوند. از این بابت می ترسیدم. سی بهمن امتحان دادیم و فردای آن روز خیلی احساس بدی داشتم چون تصور می کردم که امتحانم را خراب کرده ام. به خود می گفتم سوالات خیلی آسان بود اما من خراب کردم! به خانم الهه زنگ زدم و با شنیدن صدایشان به گریه افتادم! گفتم که امتحان را خراب کردم. ایشان متن پیامی که روز قیل برایم فرستاده بودند را مجددا خواندند و فرمودند این آزمون، اعلام آمادگی بوده است، مسابقه نبوده که برنده شوید یا بازنده. چند روز بعد وقتی که مشغول خانه تکانی عید بودیم، خانم الهه تلفن زده و گفتند: راضیه مبارک باشد! وقتی اسمم را در لیست قبول شدگان دیدم از شادی در پوست خود نمی گنجیدم! وقتی در تهران چشم در چشم آقای مهندس شال کمک راهنمایی را به گردنتان می اندازند و آن را بر گردن خود احساس می کنید، بند بند بدنتان می لرزد که چه خدمتی قرار است انجام دهید! انشالله که همه ی این جایگاه ها را تجربه کنید.

استاد: هنگام حضور برای امتحان حتما کارت عضویت کنگره را همراه داشته باشید و بهتر است کد رهگیری خود را از سایت بگیرید و همراه داشته باشید. یک زیر دستی مناسب، دوعدد مداد و یک مداد پاک کن با خود بیاورید. گوشی موبایلتان را سایلنت نکنید، حتما آن را خاموش کنید. اگر روشن باشد تخطی و تقلب محسوب می شود. شما همگی می دانید که خداوند متعال در همه حال شاهد و ناظر تمامی کارهای شماست و شما هم قرار است در جایگاهی قرار بگیرید که به دیگران خدمت خالصانه و صادقانه بکنید. خدمت  خالصانه و صادقانه از یک امتحان متقلبانه در نمی آید! خدمت صدقانه از یک امتحان صادقانه در می آید که بین خودتان و قدرت مطلق است. آقای مهندس خودشان شخصا با حس خودشان برگه ها را صحیح می کنند. شمایید که این حس را به ایشان منتقل می کنید، به خداوند می گویید من خواستار این خدمت هستم، اگر موفق شدم که فبه المراد و اگر نشدم، صبر می کنم تا وقتش برسد. در این زمان خدمت های دیگر انجام می دهم. باید بپذیریم که هر خدمتی که اینجا می کنیم باید خالصانه و بدون منت باشد. واقعا عشقی که یک راهنما نسبت به رهجویانش دارد مادرانه است. یک کنگره ای می خواهد باشد؛ باشد تا هر خدمتی که نصیبش شد انجام دهد و برایش فرق نمی کند که آن خدمت چیست. مطیع است و از خدا می خواهد کمکش کند که فرمان او را اجرا نماید. مطلب دیگر این که همه ی ما حرمت های کنگره را به خوبی یاد گرفته ایم، روابط و مناسبات را خوب می دانیم. مثلا لزومی ندارد که از راهنمایان آقایان سوالی بپرسیم وبا ایشان صحبت کنیم. انشالله که همگی لایق خدمت باشیم. این را فقط برای بچه هایی که می خواهند امتحان بدهند، نمی گویم. خطاب من به سفر اولی هایی است که فرزندانشان در خانه نشسته اند و منتظرند که آن ها نیز شال کمک راهنمایی بگیرند. باید با تلاش کاری کنیم که این علم روز به روز بیشتر رشد کند.ما در کنگره برای درمان اعتیاد و عوارض آن خدمت می کنیم. با شمشیر چوبی نمیتوان به جنگ اعتیاد رفت. من با مسافر کاری ندارم، مسافر خودش می داند و راهنمایش که چگونه عمل کند. من با تخریب اعتیاد در همسفران کار دارم که مثل یک مار ده سر است. شمشیر یک راهنما باید خیلی برا باشد. یک راهنما باید خیلی بداند و به دانسته هایش خیلی عمل کند، باید خیلی کارها را درست انجام داده باشد تا بتواند با سلاح محبت پیش برود. به سادگی به کسی اجازه ی خدمت نمی دهند. به شما اجازه ی شرکت در این آزمون داده شده است پس قدر آن را بدانید. خیلی ها بیرون از اینجا دلشان می خواهد که کمک کنند اما نمی توانند چون فرمانش صادر نشده است.

استاد در ادامه فرمودند این دوسه روز باقیمانده خوب درس بخوانید. حتما شب امتحان خوب بخوابید و روز امتحان یک خوراکی مثل خرما یا کشمش یا شکلات همراه داشته باشید برای این که فشار خونتان پایین نباشد.

همسفر راضیه: اگر کسی به تقلب فکر کند، حسش به آقای مهندس منتقل می شود. باید خودت بخواهی که خود را محک بزنی.

خانم الهه: یک راهنما باید یک سند بدون نقص باشد. من به عنوان یک راهنما دارم سعی می کنم که درست به وظیفه ام عمل کنم و خدمت کنم و اگر هر جایی پایم را کج بگذارم، شما خیلی سریع متوجه می شوید.  هر راهنمایی الگوی رهجوهای خودش است. رهجو همیشه کارهایی را انجام می دهد که راهنمایش انجام می دهد. هر نقصی که در کار راهنما باشد، اول به خودش و سپس به رهجویش و کنگره لطمه می زند. از شما میخواهم که برای من هم دعا کنید که بتوانم سندی بدون نقص باشم.

استاد توجه همه را به آخرین تصویر، تصویر عقاب سفید جلب نموده فرمودند:

بیایید

این آتش ویرانگر را مهار کنیم

و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نماییم

که سرعت صوت را همراه داشته باشد

و سرعت نور با نمایش بهترین رنگها

تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم

به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد

نه آتشی که همه چیز را ویران نماید

و نمایش نور از شعله ی آتش

و استادی باشیم برای شعله های آتش

که می خواهند سوار بر نور بشوند

و از خاکستر شدن گریزان هستند

فسق و فجور از نار است و قسمت بد وجود آدمی است. نور روشنایی و قسمت خوب وجود آدمی است. میخواهیم استادی باشیم برای شعله های ناخالص دیگر که می خواهند تبدیل به نور شوند.

استاد فرمودند: مثلثی که زهرا گفت (مثلث موفقیت با سه ضلع خواسته، اذن خدا، تصویر آنچه می خواهیم) را من کمی تغییر میدهم به این صورت که مثلث موفقیت در آزمون دارای سه ضلعی است که یکی از آنها "خواست" است یعنی باید بخواهیم که کمک راهنما باشیم. ضلع بعدی تلاش ماست. هیچ چیزی بدون تلاش به دست نمی آید. و ضلع بعدی فرمان الهی است و خواسته یعنی من تصویر کمک راهنماشدنم را بسازم.

همسفر راضیه: سال گذشته من موقع خواندن جزوه ی کمک راهنمایی مرتب می ایستادم و با صدای بلند، پیمان کمک راهنمایی را می خواندم. این یعنی خواسته!

خانم الهه ضمن تشکر از همسفر راضیه که همیشه مشارکت های خوبی دارند فرمودند: یک سال قبل از قبولی من در آزمون کمک راهنمایی، وقتی کمک راهنمایان جدید مشغول خواندن پیمان بودند، من در حالی که روی صندلی خود نشسته بودم، پیمان را با خود تکرار می کردم. استاد اسامی همه ی همسفران حاضر در جلسه را یک یک نام برده و با قرائت متن پیمان، به نوعی آن ها را در شرایط بستن پیمان قرار دادند.(حس و حال خاصی حکمفرما شد!)

دلم می خواهد که سال آینده هیچ یک از شما اینجا نباشید تا رهجویان جدید بگیرم. دلم می خواهد همگی کمک راهنما شوید.

در پایان این مبحث استاد برای همه ی داوطلبان، آرزوی موفقیت کرده و دستور جلسه ی سی دی فوتون را به مشارکت گذاشتند:

همسفر ثریا: در این سی دی ابتدا به موضوع ظرفیت اشاره شده است که برای ایجاد آن می بایست تغییراتی صورت گیرد. تفکر، اندیشه و دانایی مثل بنا می باشد. یک بنا می تواند یک آلونک کوچک باشد یا یک ساختمان عظیم با امکانات زیاد. این بستگی به دانایی و ظرفیت انسان دارد. اگر بخواهیم تغییرات را بصورت سطحی انجام دهیم مثل رنگ کردن دیوارها، ساده است اما فایده ای ندارد. در حالت دیگر می خواهیم با تغییراتی مثل  جابجا کردن دیوارها و کوچک یا بزرگ کردن اتاق ها، تغییر ایجاد کنیم. این کار سختی بیشتری دارد و زمان بیشتری می گیرد اما تغییرات بیشتری ایجاد می کند. هر اندازه که تلاش کنیم و سختی بکشیم، خیر و برکت بیشتری کسب می کنیم. اگر در این ساختمان 8 نفر زندگی می کردند، با جابجای دیوارها شاید بتوانیم 12 نفر را جا بدهیم اما هرگز نمیتوان با تغییرات کوچک در این ساختمان، 500 نفر را اسکان دهیم. برای اسکان 500 نفر باید ساختار منهدم شده و ساختار جدیدی جای آن را بگیرد. مثلا هواپیماهایی که ابتدا ساخته شدند، ظرفیت کمی داشتند اما با تغییر و انهدام ساختارهای قبلی هواپیما، اکنون این صنعت به جایی رسیده است که هواپیماهای 400 تنی می سازد که ظرفیت بارهای خیلی بزرگ را دارد.

انسانهای بزرگی که کارهای بزرگی انجام داده اند ساختارهای زیادی را از مراحل ابتدایی تا مراحل بالا منهدم کرده و تغییر داده اند تا آنها را پشت سر گذاشته اند. شکستن و متلاشی شدن ساختار ضربه ی بدی است که در وحله ی اول تمام امکانات را از ما می گیرد. به همین دلیل عده ی کمی حاضر به این کار هستند. اما اگر انجام شود، ساختار جدید استعدادهای جدید، شرایط جدید ایجاد می کند. مثل کسی که در ابتدا نمی توانسته یک خط صاف ترسیم کند اما کم کم با آموزش و تمرین، قادر به خلق آثار نقاشی شده است. وقتی فردی به سمت اعتیاد می رود، ساختاری را تخریب کرده است. او می توانسته به سمت اعتیاد نرود اما خودش خواسته است که این کار را انجام دهد و دشواری هایش را نیز تحمل کند. از طرفی امکان ایجاد ساختار جدید با روش DST برایش وجود دارد در صورتی که فرد وقتی وارد جهان اعتیاد می شود تصور می کند که همه داشته های خود را باخته است اما با این روش DST می تواند مجددا ساختارهای جدید و مستحکمی برای خود ایجاد کند که قبل از اعتیاد هم از آن برخوردار نبوده است. تمام انسان ها در آفرینش یکسان نیستند.

همسفر مریم: انسان مانند جهان اصغر، فشرده است چون همه ی عناصر در انسان وجود دارد. درجه ی تکامل او وقتی تغییر می کند که انسان را به سمت ارزشها سوق داده و یک ساختار نیرومندتر با یک فلز محکمتر در او ایجاد می شود. بیماری "کبر" زمانی بوجود می آید که فرد تصور می کند فلز او از طلا و فلز بقیه از فلزی پاست تر است. کسی که این تصور را داشته باشد بیماری های دیگری همچون وسواس به سراغ او می آید.

درست است که انسان می تواند ساختار خود را ویران کند و به ساختار جدید برسد اما قوانین انتخاب وجود دارد و این قوانین از انتقال الکترون ها در ترازهای اتم الگوبرداری شده است. یک الکترون وقتی می خواهد از یک مدار به مدار دیگر جهش کند باید نور یا فوتون به آن تابیده شود و اگر  بخواهد از یک مدار پایینتر بیاید باید یک الکترون یا فووتون را از دست بدهد. یعنی یک نوری را از دست داده و سقوط کند. انسان هم همینطور است. الکترون ها خیلی شبیه انسان ها هستند و این جهش ها امکان پذیر است. از هر ترازی به تراز دیگر نمیتوان رفت. از مس به نقره نمیشود رفت اما از آهن به نقره می شود رفت. باید اول آن ساختار خرد شود و پس از آن به نقره تبدیل شود بنابراین یکسری گزاره های مجاز وجود دارد و یک سری گزاره های غیر مجاز. اگر انسان در شرایط درست، تحت آموزش های درست قرار گرفته و در شرایط طبیعی باشد به صورت نا خودآگاه جهش های مجاز را انتخاب می کند ولی اگر از لحاظ جسم و روان و جهان بینی در وضعیت عدم تعادل باشد ناخودآگاه به سمت جهش های غیرمجاز می رود.

همسفر شهرزاد: آقای امین در این سی دی در مورد دوستان واقعی انسان صحبت می کنند .میگویند دوستان واقعی انسان کسانی هستند که در شرایط خوب و بد دوست هستند چه در خوشی و چه در ناخوشی. وقتی فردی معروف می شود افراد زیادی دور او جمع می شوند و این بخاطر آن میدان انرژی است که در اثر معروفیت فرد ایجاد شده است. مثلا یک بازیگر هالیوود وقتی به جایی می رود دورش خیلی شلوغ می شود اما اگر سال بعد یک فیلم بد بازی کند، نصف افراد دور و برش را از دست می دهد. اینها صرفا در اثر جاذبه دور انسان جمع می شوند.این فقط در مورد انسان هم صدق نمی کند. ممکن است یک کارخانه ای یک محصول خیلی خوب و زیبا مثلا یک اتومبیل یا موبایل خاص تولید کند و توجه همه را خیلی جلب کند. این اتفاق جاذبه ای ایجاد می کند که ممکن است باعث شود قیمت آن کالا بی دلیل افزایش یابد.

برای این که انسان از یک مرحله به مرحله ی دیگر برود می بایست نوری به وجودش بتابد و این موضوع در گرو این است که ساختار قبلی انسان از بین برود. آقای امین می فرمایند سخت ترین قسمت، شکسته شدن ساختار است که باید از بین برود تا ساختارهای جدید ایجاد شود.

آقای مهندس بارها گفته اند که وقتی وارد کنگره می شوید، شخصیت قبلی تان باید بمیرد تا شخصیت جدید شکل بگیرد.

خانم الهه: در مورد ساختار باید بدانیم که ابتدا باید ساختار های غلط ما مثل ساختار دروغ از بین برود تا ساختار صداقت در ما ایجاد شود.

این ساختارها باید در انسان شکل بگیرد تا او بتواند از یک تراز انرژی به یک تراز انرژی بالاتر برود. همه ی انسان ها برای ادامه ی حیات به انرژی یا به عبارتی نور نیازمندند. اگر قرار باشد من، الهه به حیاتم ادامه دهم باید سطح انرژی و نورم بالا باشد. این نور را باید از راهنمایم، از سی دی های آموزشی و از آموزش ها بگیرم. امیدوارم بتوانیم قدم به قدم از نار به سمت نور حرکت کنیم. باید با آموزش صحیح و تلاش، ناخالصی های وجودمان را برطرف کنیم.

استاد مقرر فرمودند که دستور جلسه ی هفته ی آینده، سی دی جایگاه آقای امین باشد.

در پایان، جلسه با دعای خالصانه ی اعضاء پایان یافت. 

 

 سپاس از همراهی تان

 همسفر افسون





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 دی 1394 05:15 ب.ظ
خدا قوت به شما و خانم الهه عزیزم .بسیار عالی بود
با احترام
چهارشنبه 25 آذر 1394 09:36 ب.ظ
تشکر و خدا قوت افسون جان، به امید جایگاههای بالاتر برای شما و دیگر عزیزان
سه شنبه 24 آذر 1394 10:02 ق.ظ
افسون عزیزبرای شما آرزوی بهترینها را دارم
برای شما وهمه بچه ها آرزوی قبولی در امتحان کمک راهنمایی را دارم
خداقوت افسون جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :