همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر


به نام قدرت مطلق الله



شرط اینکه فرد در جایگاه فرمانده قرار بگیرد این است که فرمانبردار خوبی باشد .فرماندهی هم صور آشکار دارد و هم صور پنهان 





همسفر خانم سحر :

اگر انسان بخواهد در مقوله ای صاحب نظر شود یعنی در جایگاه فرماندهی قرار گیرد باید فرمانبرداری را به طور کامل انجام بدهد. فرماندهی به صورت صور پنهان و آشکار است. در صور آشکار انسان به اعضا فرمانی را می دهد تا کاری را انجام بدهد و صور پنهان یعنی اگر انسان بخواهد در ذهن خود تصویری را به وجود آورد اما تصویر دیگری نقش ببندد به این معناست که در فرماندهی خللی ایجاد شده است و قدرت فرماندهی خود را از دست داده است. در انسان سالم فرمان ها به درستی صادر میشوند ولی ممکن است در برخی از مواقع خاص مانند زمان امتحان قسمتی از مطالب از ذهن پاک شوند. شخص مصرف کننده هم بعد از مدتی متوجه میشود که بسیاری از فرمانهای او قابل اجرا نبوده است و اگر بخواهد فرامینش اجرا گردد شرطش مصرف مواد است. فرماندهی جز خواسته های درونی هر شخص است و هنگامی که این جایگاه به خطر می افتد انسان هاحاضرند جایگاه خود را به خطر اندازند و بهای سنگینی را بپردازند و آن هم مصرف است تا دوباره به این جایگاه دست یابد. وقتی انسان قادر به انجام کار جدیدی می شود قدرت فرماندهی او نیز افزایش میابد. فرماندهی یعنی جایگاهی که انسان در آن قرار گرفته است.
من قبل از اینکه به کنگره بیایم در برخی از مسائل فرمانبردار خوبی نبودم مخصوصا در رابطه با مسافرم. مدتی بود که در برخی از موارد به حرف مسافرم گوش نمی کردم و کار خودم را می کردم تا روزی که در طی چند جلسه راهنمای خوبم خانم الهه در مورد فرمانبرداری صحبت کردند و چه برای کنگره و چه برای مسائل دیگر تاکید کردند که باید فرمانبرداری خوبی باشیم. حال هرگاه مسافرم کاری از من می خواهد سریعا به یاد خانم الهه و حرفهایشان می افتم و به حرف مسافرم بیشتر از قبل گوش میکنم.

همسفر خانم مریم (الف):

فرمانبرداری تا فرماندهی در واقع مسیری را مشخص می کند که از کجا به کجا باید حرکت را انجام دهیم وفرماندهی به عنوان هدف مطرح شده است حالا فرماندهی یک معنی عام دارد اگر انسان در هر مقوله ای بخواهد صاحب نظر شود و بتواند کاری انجام دهد در جایگاه فرماندهی قرار می گیرد و شرط لازم آن این است که فرمان برداری را کاملا انجام دهد. فرماندهی هم می تواند صور آشکار و هم صور پنهان داشته باشد صور پنهانش فرمان دادن در قسمت درون انسان است این که من به دستم می گویم این لیوان آب را بردار و دست من تبعیت می کند و از فرمان تبعیت کرده و فرمان دهی را توانستم اجرا کنم یا در ذهن خودم هر کاری را انجام بدهم باید آن قسمت های خاص از من فرمان برانند و اگر بخواهم در ذهن خودم تصویری را بیاورم و راجعش تعمق کنم و آن تصویر بخواهد ساخته شود آن یک معنی دیگر از فرماندهی است و آن قسمت ها باید از من تبعیت کنند. شرط لازم فرماندهی فرمان برداری است و تا وقتی که من فرمان دادن را یاد نگیرم و ندانم فرمان دادن چگونه است پس نمی توانم فرمانده ی خوبی شوم و فرمان برداری تجربه فرماندهی است. برداشت من از این سی دی این است که اگر روزی بخواهم راهنمای خوبی در کنگره شوم باید حتما فرمانبری کنم من باید گذشت وصبر وکوتاه آمدن را از راهنمایم یاد بگیرم واگر حرفی راهنما به من زد بگویم چشم و آموزش بگیرم و من رهجو از فرمانده ی خود که همان راهنما است فرمان بری کنم تا زمانی که خواستم فرمان دهم دیگران هم از فرمان من تبعیت کنند. اگر من فرمان بر خوبی باشم در آینده می توانم فرماندهی خوبی هم داشته باشم. از سرکار خانم الهه ی عزیز تشکر می کنم.


همسفر خانم ندا :

شرط اینکه فرد در جایگاه فرمانده قرار بگیرد این است که فرمانبردار خوبی باشد .فرماندهی هم صور آشکار دارد و هم صور پنهان .زمانیکه انسان در حالت تعادل است می تواند فرمانده خوبی برای اعضای بدنش باشد .فردی که معتاد می شود فرماندهی اعاضای بدنش را از دست می دهد و برای اینکه بتواند فرماندهی کند مواد مصرف می کند .افرادی که در رشته های ورزشی قهرمان می شوند در واقع فرماندهان بسیار قوی هستند .فرماندهی یعنی همان جایگاهی که اختیار معنی پیدا می کند .قبل از ورودم به کنگره فقط دوست داشتم فرمانده باشم ولی فرمانبردار خوبی نبودم نه برای مسافرم و نه برای جسمم به گفته خانم الهه چشم گفتن را به خوبی بلد نبودم و همین باعث می شد که نتوانم فرمانده خوبی باشم ولی به لطف خدا این کلمه چشم گفتن بسیار در خانواده من هم برای خودم و هم برای بچهوهایم بسیار پر رنگ شد و امیدوارم بتوانم فرمانبردار خوبی برای لژیون باشم تا زمانی بتوانم کمک راهنما شوم .با تشکر .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 02:51 ب.ظ
افرین بر عزیزانم سحر، مریم و ندا
خداقوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :