تبلیغات
همسفران عشق - کارگاه آموزشی جهان بینی با دستور جلسه جهان بینی 1 و 2 به استادی دیده بان محترم استاد امین دژاکام
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر

به نام قادر بی همتا

جلسه یازدهم از دوره شصت و پنجم ، سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم، با دستور جلسه جهان بینی 1 و 2 ، در روز چهارشنبه 18/2/98 با استادی و نگهبانی استاد امین و دبیری همسفر زهرا راس ساعت 9:15 آغاز به کار نمود.


 بسیاری از انسانها در یادگیری مطالب و مسائل دچار مشکل می شوند، نه بخاطر اینکه کندذهن هستند! به خاطر اینکه مطالب به صورت پایه ای و اصولی آموزش داده نمی شود. برای ساختن یک ساختمان بایستی مصالح آن مشخص باشد، اگر این مصالح و اصول را خوب بشناسیم و یاد بگیریم، کار درست می شود. پایه و فندانسیون کار، 90% کار است. اگر این پایه درست چیده نشود، مشکلات ما هر روز بیشتر می شود.

خلاصه سخنان استاد:

ماه رمضان را به همه عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم خیر و برکت و سلامتی برای همگی وجود داشته باشد. همین که دور همدیگر جمع می شویم و افطار می کنیم، اتفاق خیلی خوبی بود.

فیلم های هندی پیامهای جالبی دارند و از همه جلو زده اند، بازیگران بالیود فقط می سازند و کاری به کسی ندارند، جرات انجام عمل را دارند. در یک جمله ای می گفت که اگر ما با همدیگر باشیم، آزادیم. یعنی مفهوم آزادی کنار هم بودن و ارتباط داشتن است. در صورتی که در وهله اول این تصور می شود که اگر کسی به کسی کاری نداشته باشد، اوج آزادی است، در صورتی که این موضوع اوج درماندگی است. خدا را شکر ما از این نعمت برخوردار هستیم و در کنار هم بودن را تجربه می کنیم و یاد می گیریم.

فیلمها می توانند آموزش زیادی داشته باشند، اصولاً کار هنر و تصویر و پخش هم همین است، آموزش به انسانها.

الآن پیشرفته ترین کشور بعد از چین، در مقام پیشرفت هندوستان است و علت آن این است که مطالب واقعی را می بیند و انتقال می دهد، آموزش اخلاق و درست زندگی کردن را به انسان ها می دهد. در فیلم های هندی، زشتی و پلیدی سرانجام نادرستی دارد و خوبی سرانجام خوشی دارد. اینها مرتب این موضوع را آموزش می دهند و حقیقت را بیان می کنند. بخاطر همین است که وقتی یک فیلم درست می کنند، همه می روند و تماشا می کنند.

موضوعی که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم، این است که همه چیزهایی که ما در کنگره آموزش می بینیم، به یک پایه ای نیاز دارد و بایستی یکسری ویژگی داشته باشد و مهمترین ویژگی ها این است که ما باید همه چیز را از ابتدا درست بچینیم. این درست چیدن خیلی مهم است.

بسیاری از انسانها در یادگیری مطالب و مسائل دچار مشکل می شوند، نه بخاطر اینکه کندذهن هستند! به خاطر اینکه مطالب به صورت پایه ای و اصولی آموزش داده نمی شود. برای ساختن یک ساختمان بایستی مصالح آن مشخص باشد، اگر این مصالح و اصول را خوب بشناسیم و یاد بگیریم، کار درست می شود. پایه و فندانسیون کار، 90% کار است. اگر این پایه درست چیده نشود، مشکلات ما هر روز بیشتر می شود.

بعضی مطالب هستند که همینطوری اگر آنها را تعریف کنیم، کافی است، چون از آنها تصویر داریم. مثل درخت ، کوه. ولی بعضی مسائل هستند که تعریف واضحی از آنها نداریم، مثل شجاعت، زیبایی. نمی توانیم با انگشت زیبایی و شجاعت را نشان بدهیم. چون بعضی تعاریف، تعاریف صور پنهان هستند و بعضی تعاریف صور آشکار.

موقعی که نمی توانیم با انگشت اشاره، یک تعریف را نشان بدهیم، بایستی از مدل استفاده کنیم.

موقعی که نمی توانیم با انگشت اشاره، یک تعریف را نشان بدهیم، بایستی از مدل استفاده کنیم.

بعضی مطالب هستند که ذات آنها سنگین است، ولی بایستی یکسری مقدمات آن را یاد بگیریم. من امتحان می دادم و در هنگام امتحان، هیچ چیزی نمی توانستم جواب بدهم، بعد با خودم می گفتم که من چقدر کندذهن هستم. بعد از مدتی فکر کردم و دیدم که من اصلاً اینها را بلد نیستم، پس چرا ناراحت می شوم؟ شروع کردم به برگشتن و از عقب تر شروع کردن. از آنجایی که شما شروع کردید و توانستید یاد بگیرید، دقیقاً همانجا نقطه شروع شماست. مهم نیست که از کجا شروع می کنید، مهم این است که از آنجاییکه شروع کردید، بفهمید.

...

چه مطالبی مهم هستند. کتاب کلام الله هم از این قاعده پیروی می کند، یکسری صحبت ها می کند و اصطلاحات را می گوید که به آنها اصطلاحاً می گوید محکمات (اصول قضیه)، بعد برای اینکه آن مطلب جا بیفتد و خداوند مطمئن شود که ما فهمیده ایم، از مثال های مختلفی استفاده می کند. مثلاً داستان موسی ، فرعون را مطرح می گوید و در آن راجع به قومش، تفکرات غلطشان، پیامبران، کفر و ... صحبت می کند.

کلماتی هستند که در کلام الله شریف خیلی استفاده شده است، من اینها را اتفاقی متوجه شدم، مثل کفر ، کبر ، نفاق و ... که در کلاسهای جهان بینی از ان ها صحبت کردیم.

کتاب کلام الله، کتاب تاریخی نیست، برای زمان خاصی نیست، پس الآن هم باید جاری باشد و مفاهیم آن معنا داشته باشد. کدام ها مهمتر است؟ آنهایی که در آن زیاد مطرح شده است. پس اینها مهم هستند. اینها چیزهایی هستند که همین الآن در زندگی ما اتفاق می افتد. اگر ما اینها را بشناسیم، به چه نتیجه ای می رسیم؟ کتاب برای این است که ما از تاریکی ها به روشنایی هدایت شویم. آیا منظورش این نیست که اگر ما اینها را بشناسیم، می توانیم از آن خارج شویم؟ منظورش این نیست که خیلی از بیماریهایی که انسانها با آن درگیر هستند، مربوط میشود به کفر و کبر .

اینجا جایی است که علم با کتاب های آسمانی با هم به یک نقطه ای میرسند. برای شناخت اینها باید اول تعریفی داشته باشیم. تعریف یک قسمت است، کبر، یعنی انسان خودش را د

ماهیت از جنس خالق بداند و متفاوت از سایر مخلوقین. شرک، یعنی انسان در اجرای فرامین خداوند، دیگری را به جای خداوند بگذارد و دستورات او را اجرا کند و او را ستایش کند. کفر ، یعنی پنهان کردن، اگر کسی چیزی را بداند که هست، پنهان کند، حال می تواند خوبی دیگران به او باشد و یا وجود خداوند. اگر یک نفر در اداره ای خوب کار می کند، کارمند من است و من خوب کار کردن او را نمی بینم و به او پاداش نمی دهم، این هم کفر بحساب می آید.

فرض بگیرید دنیا، آفریننده ای داشته است، یک خالقی، یک کارخانه بسیار عظیم را از نقطه صفر بوجود آورده است و طراحی کرده است. حالا برای اینکه این کارخانه را اداره کند، یکسری از نیروها را استخدام کرده است. گفته این کارخانه بخش های مهم، ساده، تکنیکی و .. دارد. برای اینکه بخش های پیچیده و سخت اجراء شود، به انسانهای کارآزموده داریم. برای بخش های علمی، به انسانهای عالم و اهل تحقیق احتیاج داریم. برای کارهای معمولی هم نیاز به انسانهای سخت کوش و حرف گوش کن داریم. همه باید اینها کنار هم کار کنند تا کارخانه تولید کند و به جلو پیش برود.

حالا به عنوان اولین نقطه، ما این رئیس را هیچوقت نمی بینیم، ولی می دانیم که این ساختار را انجام داده است. حالا هرکسی در این کارخانه، بیاید و خودش را در حد رئیس کارخانه بداند و بخواهد بگوید که از دستورات من اطاعت کنید و کارهایی که من می گم، انجام بدید و ... هر کسی که این ادعا را بکند، جای رئیس قرار گرفته است و او عملاً دچار کبر شده است.

منبع : وبلاگ شعبه آکادمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :