همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
این جلسه چهاردهمین جلسه از دوره نوزدهم سری جلسات خصوصی مسافرین شعبه شمس در تاریخ 3 اردیبهشت‌ماه 98 به استادی "دیده بان محترم استاد امین "،نگهبانی آقای علیرضا و دبیری آقای بهرام با دستور جلسه " سیگار " رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکرم که در بین شما دوستان هستم ،امیدوارم سفر اولی‌ها به کار خود مشغول باشند و سفر دومی‌ها هم همین‌طور، دراردیبهشت ماه هستیم و این هوا واقعاً تعجب‌ برانگیزاست، در هواشناسی می‌دیدم مسکو 14 درجه و اردبیل 2- درجه  و این‌یک پیام دارد که سرما از قسمت‌های شمالی به سمت قسمت‌های پایین در حال حرکت است،مثلاً امسال فرانسه گرم بود ولی ما در ایران این گرما را نداشتیم ،شاید در افکار ما این بگذرد کسی که نزدیک قطب زندگی می‌کند لذت می‌برد و کسی که نزدیک خط استوا سرش کلاه می‌رود،ولی واقعیت این است کسانی که برای زمین تلاش کرده‌اند از مزایای آن بهره‌مند می‌شوند و کسانی هم که کاری نکرده‌اند بهره‌ای نمی‌برند

ممکن است شخصی در افغانستان زندگی کند ولی تمام اتفاق‌های خوب برایش بیفتد و در آرامش و آسایش باشد،ولی شخص دیگری در سوئد باشد و از زندگی خود راضی نباشد و احساس خوشبختی نکند، و این مثال به انسان یک قوت قلبی می‌دهد که من ممکن است جای خوبی نباشم ولی ممکن است اتفاق‌های خوب برایم رخ بدهد و این امید است که همیشه می‌تواند باشد و انسان را به حرکت وا‌دارد،یک نکته مهم وجود دارد و آن این است که ما باید عاقلانه فکر کنیم نه حسابگرانه و این موضوع را تجربه کنیم،در تلویزیون با برخی از موزیسین‌ها  که از دانشگاه‌های معتبری هم فارغ‌التحصیل شده بودند مصاحبه می‌کردند و اکثراً ناراضی بودند از وضعیت موجود و دستمزدهایشان که باید در بعضی از کنسرت‌ها به‌عنوان نوازنده برای امرار معاش کار کنند،علت آن به‌راستی چیست؟
 به نظر من گوش شنوا وجود ندارد و کسانی که موسیقی را خوب می‌فهمند بسیار کم هستند و کسانی که موسیقی جن‌ها را گوش می‌دهند زیاد هستند چون حس‌ها  در اثر خیلی مسائل بسته‌شده است و باید حس‌هایشان باز شود و اگر نتوانند حس خود را تغییر دهند دوباره موسیقی‌ها و اصوات بدی را دریافت خواهند کرد،ما مشکلمان کمبود آثار هنری (شعر،فیلم و موسیقی ....) نیست، مهم این‌ است که چه کسی توجه می‌کند،دوست داریم مدت‌ها درگوشی موبایل خود بگردیم ولی حاضر نیستیم یک کتاب بخوانیم ،پس مسئله توان احساس کردن است، ما باید تلاش کنیم تا بقول قدیمی‌ها زنگارها را پاک‌کنیم تا احساسمان درست شود و اصوات خوب را بشنویم، در کنگره یاد می‌گیریم همدیگر را ببینیم و به هم توجه کنیم .
در ما دو خاصیت به نام‌های ذره‌ای و موجی وجود دارد،در خاصیت ذره‌ای ما روی خصوصیات خود تمرکز می‌کنیم و به پرورش آن می‌پردازیم ولی در خاصیت موجی در کمک  به دیگران بهره می‌گیریم،مثلاً دورهم جمع شدن که در کنگره این کار را انجام می‌دهیم ،مثل قدیم که دورهم جمع می‌شدند سبزی پاک می‌کردند و آش درست می‌کردند شاید به‌ظاهر خنده‌دار باشد ولی بیماری وجود نداشت احساس دلتنگی نبود ،حس ترس وجود نداشت،ما باید به یاد بیاوریم که درگذشته چه‌کارهایی انجام می‌دادیم  ولی الآن انجام نمی‌دهیم و این خیلی ساده است از تغذیه گرفته تا دیدوبازدید و سبک زندگی‌مان و از همین موضوع می‌توانیم پی ببریم که ممکن است مریضی ما از این مسائل باشد، یکی از فامیل‌های ما  در حال درمان بود و می‌گفت حال خوشی ندارم علت را که جویا شدم، متوجه شدم که حدود هشت ساعت در فضای مجازی مشغول است و مدت زیادی در شبانه روز درگیر موبایل است و دقیقا مشکل در همین‌جا بود، البته من منکر ابزارهای فضای مجازی نمی‌شوم چون من هم از آن‌ها استفاده می‌کنم، ولی مدت زیادی در این فضا بودن اصلاً صحیح نیست، مطلب دیگری که راجع به فضای مجازی فهمیدم این است که با دنیای ما کاملاً متفاوت است. مثلاً وقتی در یک جمع ادبی شعری خوانده می‌شود بسیاری از افراد تحت تأثیر قرار می‌گیرند ولی در فضا یا دنیای مجازی کسی عکس‌العملی نشان نمی‌دهد،ما حس‌هایمان به‌واسطه همین کارها فیلتر شده و زمانی که حس‌ها بسته شد حس دلتنگی به وجود می‌آید و  ما بیمار می‌شویم، راه‌حل اش این است که دیگر را ببینیم  و برای هم وقت بگذاریم تا حالمان خوب شود. چرا

وقتی به کسی جایزه می‌دهند حالش خوب می‌شود؟ در پاسخ باید گفت چون دیده می‌شود و کمیت و کیفیت جایزه در درجه دوم اهمیت قرار دارد یا اصلاً اهمیت ندارد،اما امروزه متأسفانه همه دوست دارند خودشان دیده شوند نمایشگاه بر پا می‌کنند تا درواقع خودشان دیده شوند صحبت‌های دیگران را نمی‌شنویم و منتظریم که حرفش تمام شود تا خودمان شروع کنیم و حرف بزنیم ،ما باید از خانواده شروع کنیم و اگر فرزندی حرف می‌زند به حرفش گوش دهیم تا دیده شود و احساس ارزش کند و همچنین رشد کند.

در مورد سیگار هم کوتاه بگویم که اگرچه مواد مخدر اثرات مخربی دارد ولی الزاماً نمی‌کشد ولی سیگار انسان را به کام مرگ می‌کشاند و این مسئله جدی است، ممکن است در جوانی نشان ندهد ولی در میان‌سالی اثرات بسیار مخرب مصرف سیگار خودش را نشان می‌دهد.

تهیه گزارش: مسافر محسن لژیون یازدهم

تهیه عکس: مسافر سعید لژیون دوازدهم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :