همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر

روز دوشنبه لژیون همسفران عشق درتاریخ۹۷/۱۲/۶بااستادی و کمک راهنمای محترم خانم الهه و دبیری خانم سحر با دستور جلسه درختکاری  وهفته راهنما راس ساعت آغاز به کار نمود. 









خداوند متعال را بسیار تا بسیار سپاس گذارم که اجازه داد باز هم با همدیگر باشیم فردا روز مادر وروز زن است وبه همه شما تبریک می گویم،هفته ی آینده هم هفته کمک راهنما است که باز هم شما تبریک می گویم...




درابتدا استاد گرامی خانم الهه این چنین آغاز کردند:خداوند متعال را بسیار تا بسیار سپاس گذارم که اجازه داد باز هم با همدیگر باشیم فردا روز مادر وروز زن است وبه همه شما تبریک می گویم،هفته ی آینده هم هفته کمک راهنما است که باز هم شما تبریک می گویم،انشاالله که حال همه گی خوب باشد حال من هم به حمد الله خوب است جلسه خیلی خوبی بود بعد از آن جایی که رهجوهای من برای مشارکت در اولویت قرار دارند من امروز نمی توانستم به شما وقت مشارکت بدهم.
خانم الهه گفتند دقت بکنید که برای دبیری لژیون دبیر از رأی افراد لژیون انتخاب می شود که حتی من هم رای نمی دهم ولی دبیری جلسه کسی انتخاب می شود که فعالیت در لژیون و در کنگره داشته باشد وباید سفردومی باشد که دوتا ۷جلسه است که یکی از آن می تواند از لژیون خودش باشد و یکی از لژیون دیگر،منتهی اگه کسی باشد که کنگره بیاید بعد برود یک سال دیگر بیاید خوب وقتی بیش از سه جلسه غیبت بخورد من حذفش می کنم ووقتی آمد نمی تواند بگوید من دوسال است رها شدم و اوهم باید برگردد و دوباره جزءسفر اولی ها شود.
من باید یک تبریک ویژه به خانم فاطمه اسدی و خانم زهرا کتانی بگویم و بخاطر شال تازه واردین وانشاالله که سال آینده شال کمک راهنمایی بگیرند،وانشاالله بقیه سفردومی ها هم اردیبهشت امتحان بدهند و قبول شوند.

واما در مورد دستور جلسه(درختکاری)خانم ها:
خانم اکرم:
خدا را شکر می کنم که الان توانستم مشارکت کنم،تقریبا دوالی سه ماه پیش خرمالو گرفته بودیم که من هیچ وقت ندیده بودم خرمالو هسته داشته باشد ومن این هسته هارا جمع کردم ودرکنارگلدان اتاق کاشتم وتا دوهفته پیش که من دیدم در کنار گلدان جوانه سبزی زده است و خیلی خوشحال شدم،به تازگی پسرم می خواست گلدان را عوض کند که من گفتم مواظب خرمالو باش خراب نشود که وقتی از گلدان بیرون آورد دیدم از سه تا هسته خرمالوکه کاشتم یکی از آن ها گرفته بود واززندگی خودم نتیجه گرفتم که دانه ایی به این سفتی که از سه تا هسته یکی از آنها به گیاه تبدیل شد مثل سختی های زندگی است که باید صبر وتحمل کنیم تا روزی که زندگیمان به بار بشیند.

خانم زهرا:
من سال اولی که بادستور جلسه درختکاری روبه روشدم زیادروی درخت ها حساس نبودم که در یک فصل درخت هاخشک بودند ویک سری جوانه داشتند ویک سری برگ،ویک سری همیشه سبز بودند و این را تشبیه میکردم به زندگی خودم که نخواهم فصل های زندگی خودم را بادیگران مقایسه کنم،یک زمانی زندگی من شکوفه می دهد و من باید خیلی حساسیت به خرج بدهم و نگهبان زندگیم باشم که شکوفه های زندگیم که می خواهدبه میوه تبدیل شود نریزدویک جایی باید گرما می دید تا گرما به آن داده شود وقوام بیایدتا بتواندمیوه خوبی بدهدویک جایی باید درزندگی ریزش داشته باشد و یک جایی زمستان می شود و برگ ها می ریزدتا بتواند یک چیز جدید و بهتر جایگزین کنیم مثل اینکه شاید فصل زندگی من زمستان باشد اما من نباید آن را بافصل بهار زندگی دیگران که دارد شکوفه می زند مقایسه کنم خوب من الان به کنگره آمده ام ونباید توقع داشته باشم که به آن درجه برسم ومن شاید دیرحرکت کرده ام در زمستان درختی که شکوفه زده زود تر حرکت کرده ویک تجربه ایی که دارم این است که،یک بامبو داشتم که اوایل از سفراول بودیم که مسافرم در سالگرد ازدواجمان خریده بود ومن زیاد توجه به آن نداشتم ووقتی حالم خوب نبود به آن بامبو هم توجه نمی کردم و این شروع کرد به زرد شدن و خراب شدن وکه به دستور جلسه درختکاری رسیدیم و خانم الهه گفتند:هردرختی را که ناز و نوازش کنید و باهاش حرف بزنید برمی گردد و بامبویی که طولش حدود ۱/۵متراست فقط ۲۰سانتی مترش سالم مانده بود وبقیه اش زرد شده بودکه از آن موقع شروع به سبزشدن کرد و این مثل مسافر هایمان است که من اگر به مسافرم اهمیت نمی دادم مثل همان گیاه بامبو می شد وباعث ترک کنگره می شد و وقتی سعی کردم به طرف نور و راه مستقیم حرکت بکنم خیلی درزندگی ام تأثیر داشت و خودم رامثل آن درختی که شاید دیده باشید که از زیر آسفالت ها بیرون آمده اند و خودشان را به سوی نورکشیده اند.

خانم سمیه:
اول جایگاه استادی را به شما تبریک می گویم وخیلی برازندتون بود وخیلی لذت بردم،ازشما یاد گرفتم شاید نتوانم درخت بکاریم و جای آن را نداشته باشیم ولی میتوان باهسته هایی مثل خرما پرتغال و...گیاه کاشت ومن امسال انشاالله قرار است شروع کنم ودر گلدان های کوچک بگذارم ومطلب دیگر مثل پاکت ها مکه به ما گفتید ما نمی توانیم جلوی قطع درختان را بگیریم اما باهمین کاغذهای باطله ایی که داریم که دوقسمتی از آن نوشته ایی است قسمت ویگر آن را استفاده کنیم،واین یک آموزشی بود تا بتوانیم جبران قطع شدن حتی یک درخت را بگیریم.

خانم ندا:
خانم الهه استادیتان را تبریک می گویم و بااین که درصد کمی می دادم که وقت مشارکت به من بدهید اما بااین حال دستم را بالا گرفتم،درمورد درختکاری من واقعا درخت هارا دوست دارم وحتی یک گلخاته کوچک هم دارم ووقتی یک درخت رامی کارم احساس می کنم باید یه خواسته ای در کنار آن داشته باشم وباآن بذری که کاشته ام یک خواسته کنارش باشد وهرچه بزرگتر می شود می گویم ببین این چقدر سختی هارا دارد تحمل می کندوسرما وگرما را تحمل می کندومن برای رسیدن به خواسته ام همینجور هستم وباید این سختی هارا بکشم ویک جایی سرعتم کمتر می شود،آقای مهندس می گویند؛درختکاری همسو شدن باخود طبیعت است ویعنی ما ازآنها الهام می گیریم ودر طبیعت هیچ چیزی بدون برنامه ریزی نیست واگر من الگو برداریم مثل طبیعت باشدودرست برخورد کنم به آن خواسته ام می رسم اگر درست باشد اگر یک درختی درست راآب یاری کنیم به ما میوه می دهد اما اگه میوه اش خشک و خراب بشودیک جای کار غلط بوده است وامکان ندارد چون یک درخت خیلی تلاش می کندکه به نوروآب برسد،پس من هم اگه نتوانم به کارم برسم یک جای کار غلط بوده است،چون نه خداوند بدی بنده اش را می خواهد ونه ما جوری آفریده شده ایم که به خواسته مان نرسیم پس مشکل از خودم بوده است وآقای مهندس گفتند:برای اینکه آسیب زده ایم درخت بکاریم تا جبران کند اما مطمئناالهام گرفتم از رشد و نمو درختکاری بوده است.

خانم مریم:
خانم الهه جایگاه استادی را به شما تبریگ می گویم خیلی خوشحال شدم وخیلی انرژی گرفتم‌،درمورد دستورجلسه درختکاری،من خودم دراین چندسال که به کنگره آمده ام کاشته ام که چندوقت یک بار یک سری به آن می زنم ولی در خانه گل و گیاه خیلی می کارم ویک گل دارم که هرکجای خانه که باشد خودش را به سمت نور می کشد وبعضی موقع ها آنقدر خودش را می کشد به طرف نور که خم می شودحتی وقتی جابه جایش که می کنم،درسی که به من این گل داداین است که به خودم گفتم به کنگره می آیم واز این بسترکه برایم فراهم شده است ولی این نور وبستر را شرایطش را نمی بینم وفقط ازخدا می خواهم قدر کنگره رابدانم وانشاالله بتوانم درامتحان کمک راهنمایی قبول بشوم وبتوانم جبران کنم.

همسفر مریم:
ما درخانه مان یک درخت نارنج داریم و امروز که به آن نگاه می کردم دیدم که درمواقعی که باران،باد،برف روی این درخت می آید و این خیلی محکم است ونه برگ هایش می ریزد وهمیشه استوار ومحکم است وبه خودم گفتم که اگر ماهم مثل این درخت محکم واستوار بودیم موقعی که مشکلی برایمان پیش می آمد می توان مشکل مان را حل کنیم وهمچنین مشکل های دیگر را ومطلب دیگر این که هفته گذشته من وبلاگ نویس بودم که درچندماه پیش برای مسافرم مشکلی به وجود آمده بودکه از صددرصد نوددرصدآن حل نشدنی بودوتادوشنبه ی گذشته خیلی ناراحت وناامید بودومن گفتم ماتاوقتی کنگره را داریم نباید ناامید باشیم و حل می شود حل نشد هم مشکلی نیست تا اینکه سه شنبه هفته گذشته موقع نوشتن وبلاگ به من خبرداد که مشکل حل شد وخیلی خوشحال شدم وانرژی گرفتم.
 
همسفرفائزه:
اول جایگاه استادی را به شما خانم الهه تبریک می گویم ودرمورد دستورجلسه باید بگم واقعا صبر واستقامت رامی توان از درختان یاد بگیریم واینکه تقریبا ماچهارسال است که یک درخت نارنج را کاشته ایم و این چند سال منتظر شکوفه دادن آن بودیم تا اینکه از کسانی که سررشته ی درخت کاری را دارند پرسیدیم وگفتند اصولا درخت نارنج زیر هشت سال میوه نمی دهد ومن امسال اولین سالی بود که روی این درخت حساس شده بودم وهمه ی تغیراتش را زیر نظر داشتم وموقعی که باد و باران های بدی می آمداستوار بود وبرگهای سبزش هنوز به آن بود وآسیبی نمی دید چون ریشه های به زمین گره خورده بود واستواردبودودوم اینکه من بهوتازگی به گل وگیاه علاقه پیدا کرده ام که یک گیاه به نام پتوس حدود چند قلمه داشتم که مادربزرگم وقتی دید من علاقه به گل و گیاه دارم مقدار زیادی قلمه از آن گل را برایم آوردو واقعا وقتی که از کنارشان رد می شوم و نگاه می کنم روحم جلا پیدا می کند.
خانم الهه می گویند:علت اینکه قبلا نسبت به گل وگیاه بی تفاوت بودیدوالان باتفاوت شده اید چه است؟حس است وهرچه که دادیدتزکیه می کنیدوحستان بازمی شودوباطبیعت ارتباط برقرار می کنیدوبه جایی می رسد که درخت هارا دوست داریرودلتان می خواهد بروید و بغلشان کن
یاحتی می تواند یک وسیله ی خانه باشدو ارتباط برقرارکنیدوحتی به حیوانات،الان اگر زهراکتانی بوددقیقاهرسال برای این دستورجلسه ماجرای گربه را تعریف می کرد واو آنقدرکه اوپرورش گل وگیاه اعتقاد داشت وانجام میداد و واقعا این ها همه صدقه سر کنگره است،منم دقیقامثل فائزه چند سال پیش یک درخت نارنگی کاشتم و دیدیم که هیچ باری ندادتا پارسال که آنقدراین درخت نارنگی دادآن هم نارنگی پاکستانی،وخیلی خوب بودوالان منتظر شکوفه دادنش هستیم وپارسال که بارداده و غرق نارنگی بوددرخت به حالا خمیده درآمده بودوامسال که بار ندادسرش تا خانه ی همسایه رفت.(پس هرچه درخت پربارترخمیده تروسربه زیر تر)مثل هرکسی که بیشتر می داند و بیشتر متانت وتواضع ووادب به خرج می دهدو دوم اینکه درمشارکت هم گفتم برف، باران، باد رویشان بیاد درهمه شرایط قشنگ هستندوتحمل می کنند واین شرایط را،ومطلب دیگر اینکه ریشه هایشان خیلی قوی هستندوآقای مهندس می گویند:یک درخت را شما ۳سال کافی است به آن آب یاری کنیدوبعداز ۳سال ریشه هایش عادت می کنند و می توانند دراعماق  زمین رفته  وآب رابکشدوبیاوردبالا.
 واقعایک چیز دیگر از خداوندمی خواهم اینکه استادی جلسات را بتوانید داشته باشید،امروز مخصوصااین خیلی انرژی گرفتم وهیلی جلسه منظم بودو خیلی خوب آواهاراخواندندومشارکت هاهم خوب بودوفقط مشکل صدا بود که مهم نبود.ودرکل از خداوندمیخواهم جایگاه استادی رانصیبتان کندو من خیلی وقت بود استاد جلسه نشده بودم واین فرصت را به شمل می دادم وروزی که خانم نیره گفتند من با کمال میل قبول کردم.

مشارکت خانم فاطمه اسدی در مورد گرفتن شال کمک راهنمای تازه واردین:
شال سبزرنگ چون رنگ طبیعت است آدم را مجبور به این می کند که حواست خیلی به طبیعت باید باشد ومن امروز به همین مصادف گرفتم که باید حواسم به طبیعت باشد چرا چون طبیعت ازآن اول که انسان دارد زندگی می کندیعنی همه امکاناتی به من همسفرمی دهدکه من بدجور خرابش می کنم،درمورد شالم هم اول از آقای مهندس و خانم الهه وازشما وتمام کسانی که دست به دست هم می دهند که من بتوانم این جایگاه را لمس کنم،حس و حال خیلی خوبی داشتم وهرلحظه ی آن را شکر می کردم و دعا می کردم که هر کس در زندگیش راه کنگره را هنوز پیدا نکره خداوندبه بهترین نحوه جلوی پایش قرار بدهدوواقعا نعمتی است که اگه قدرش را ندانیم دریک کوتاه وبلندی از دستمان می رودومن فاطمه تقریبا۹ماه از شعبه سلمان فارسی دور بودم ودرشمال زندگی می کردم و قدر کنگره را آن جا فهمیدم که واقعا کنگره جایی است که به من آرامش می دهدو خیلی راحت بایک قدر ندانستن کوچک صندلی ام ازمن گرفته شد و برای اینکه برگردم بهای خیلی سنگینی پرداختم تادوباره کنگره مرا پزیرفت ومن توانستم در لژیون خانم الهه قرار بگیرم وسعی کردم روزی که آقای مهندس پیمان نامه را می خواندندوماتکرار می کردیم،خواه ناخواه تمام کائنات آنجا شهادت می دهند که این بنده ازاین به بعد رسالتی داردکه بایدطبق قوانین کنگره عمل کند ویک جایی که اشتباه کندممکن است این جایگاه از آن گرفته شود.
آن لحظه آدم حس خیلی خوبی دارد و می گوید خدایا کمکم کردی تا به این جا برسم واز این به بعد هم خودت فقط کمکم کن،چون من اگه بخواهم باخودم پیش بروم هیچ کاری نمی توانم انجام بدهم آنقدر وجودم پراز ضد ارزش هاست که خانم الهه ۶سال است دارند بامن کار می کنند ومن هنوز جادارم وباید روی ضد ارزش هایم کار کنم،انشاالله که همه بتوانند موفق شوند وبرای امتحان کمک راهنمایی .واقعا خانم الهه از شما خیلی سپاسگذارم ودستتون را می بوسم و پیشا پیش روزتون هم مبارک وانشاالله دعا کنید تا بتوانم جایگاه کمک راهنمایی را لمس کنم.
متن پیمان نامه کمک راهنمایی تازه واردین:
بسم الله الرحمن الرحیم
پیمان،من همسفر فاطمه اسدی هستم درپیش گاه الله ودرحضور دیدبانان،مسافران،همسفران ونگهبان کنگره۶۰پیمان می بندم از زمان تشکیل لژیون تازه واردین به عنوان کمک راهنمای تازه واردین در کنگره حافظ حرمت واوصول وقوانین باشم تا از آن ها تختی ننمایم وهم واره بادر نظر گرفتن معرفت،عمل سالم وعدالت در کنگره به همسفران کوشا باشم باشد در پیش گاه خداوند همیشه سربلند بمانم.
نگهبان کنگره ۶۰.


مشارکت ها در مورد هفته کمک راهنما:
خانم مائده:
اول جایگاه استادی را بهتون تبریک می گویم.من دوهفته ای بود که به کنگره نیامدم ومن هرچه دارم از خانم الهه دارم واگر این مریضی را پدرم دوسال پیش داشتند و فوت می کردند من شاید الان این حال را نداشتم وخیلی بهم می ریختم وچون خیلی وابسته به پدرم بودم وقبل از چهلم پدرم یک سفر به کیش داشتیم و قبل از این وقتی مسافرم مصرف کننده بود خیلی به مسافرت می رفتیم و اصلا خوش نمی گذشت و یک بار هم اوایلی که به کنگره آمده بودیم و نمی دانستم در حین درمان نباید مسافرت رفت و ما این کار را کردیم و خیلی اشتباه کردیم.
ولی دراین مسافرتی که رفتیم مسافرم گفت خرید نمی کنیم فقط تفریح می کنیم و من گفتم چشم و در این مسافرت سوپرایز خیلی خوبی شدم از طرف مسافرم و واقعا خوشحال شدم وانگار پدرم که از پیشم رفت من پر از صبر شدم همچنین مسافرم توانست با تلاش خانه ایی بخرد و الان این حال خوش را مدیون خانم الله هستم.

خانم الهه استاد گرامی: این خانم مائده را که می بینیدالن حالش خوبه روز اول حال خوشی نداشتندوخداراشکر با آموزش های کنگره الان دراین جایگاه قرار گرفته واگر می بینید کنگره حالتان را خوب می کند تنها راهش یکی خدمت کردن و دیگری کمک راهنما شدن است.
درهفته ی پیش که سحر به کرما ن رفت که حقیقتاتا به کرمان می رود من دلم آن جاست که ببینم چه کار می کند و کی می رسد و از قضا هم باید برای رهایی به تهران می رفت وهم همان شب به کرمان حرکت  می کرد و واقعا بچه هایی که دارند خدمت می کنند وهمچنین سحر می دانند که کنگره چه چیزی به آن ها داده و آنها جبران می کنند.
خانم مینا:
اینکه خانم الهه همیشه می گویند محبت باید بلاعوضباشد مثلا وقتی محبت می کنی نباید چشم داشت داشته باشید،وجمعه تولد مسافرم بود وشب برایش تولد گرفتم و سوپرایزش کردم وهدیه ایی هم از طرف خودم و آرمینا بهش دادیم،ودیروز آرمینا اسنک می خواست که من زنگ زدم بهش و گفتم وسایلش را بخر و بیا که فقط آمد گذاشت و رفت که بهش گفتم الان اماده میشه که گفت زود برمی گردم ووقتی زنگش زدم گفت کار دارم ولی بعد از یک ساعت که آمد دیدم برای من و مادرم و مادرخودش کادو خریده،ومن خیلی خوشحال شدم واگه آن زمان که برایش تولد گرفته بودم منت سرش می گذاشتم آن هم این کار را نمی کرد و این ها همه اش از آموزش های خانم الهه است.
خانم منصوره:ما وقتی مشکلی داشته باشیم اول از روی صورت می توان فهمید اما خانم الهه در همه شرایط حتی وقتی مشکل داشته باشید چهره تان همیشگی است انشاالله بتوانیم باشال کمک راهنمایی جبران کنیم.
خانم ندا:
امروز که درفکر جشن کمک راهنمایی بودم پیش خودم تشبیه کردم که کمک راهنما مثل پزشک است وواقعا موقعی که مشکلی در زندگیمان داشته باشیم خانم الهه می گویند سی دی بنویس و فلان کار را بکن و واقعا اگر یکی از این گزینه هارا انجام ندهیم درمان ما کامل نمی شود و دوباره اگه مشکل دیگری پیدا کنم چون درمان ناقص بوده است.یاد روزی که تازه وارد کنگره شده بودم و باتوپ پر برای خانم الهه یک پیام فرستادم ازمشکلاتم،واولینش هم این بود که چرا من گرفته ام و هیچ وقتی ندارم که خانم الهه گفتند باید برای خودت وقت بگذاری و من با اصرارمسافرم وارد کنگره شدم و جلسه دوم خودم آماده تر بودم و با همه شرایط به کنگره آمدم.
خانم فاطمه:
خانم الهه من خیلی صحبت دارم باشما چون من خیلی شمارا اذیت کردم وبه قول خانم ندا بله چشم می گفتم ولی زمانی که می خواستم بامسافرم برخورد کنم همان روال قبلی بود و دقیقا به خاطر همین سه سال و خرده ایی سفرما طولانی شدو بارها مسافرم می گفت می آیم و به خانم الهه می گویم و من از خودم دفاع می کردم و یک بله چشم گوی ظاهری شده بودم و بعد از سفر اول بااین که رهاشدم اما حال خوبی نداشتم وآقای مهندس لطف کردند و ما را وارد سفر دوم کردند و خانم الهه متوجه حال من می شدند،ودر سفر دوم شروع کردم به کارکردن  روی ضد ارزشیهای خودم تا بتوانم به آرامش وحال خوش برسم اما برای زندگی به شمال رفتیم به دلیل شغل مسافرم و من هرشب گریه می کردم و دلتنگ خانم الهه بودم که دخترم متوجه شده بود  و من دوباره برگشتم به اصفهان و امدم و شروع به کار کردم و خانم الهه تنها شخصی بود که حال مرا خوب کرد و زمانی که حال ما خوب نبود شما نگران ما بودید در زمانی که بایدآرامش داشته باشید  در دل نگران ما بودید هستید و من نمی دانم چگونه جبران کنم چون با بزرگترین وبیشترین کادوها هم ثانیه ای از این لحظاه ها را نمی توانم جبران کنم و دستتان را می بوسم.

خانم الهه شما هرچه که دارید اول از خدا و دوم از آقای مهندس است برای شاید باورتان نشود اما این مرد جوش تک تک،ما را می زند و از خداوند می خواهم طول عظت به ایشان بدهد و خانم مرجان اگر نبودند من صد باره باید می مردم(خدانکند) وباهیچ کلامی نمی توانم نقش ایشان را تقدیر کنم و همچنین آقای کامران و نمی دانم چجور جبران کنم.وانشاالله شما بتوانیدجایگاه کمک راهنمایی را لمس کنید که باخنده بچه ها بخندید و با گریه ی آنها گریه کنید.
و ازخداوند میخواهم  آقایمهندس و خانم آنی عزیزم وآقای امین و خانم کماندار و خانم شانی انشاالله به آنها سلامتی و طول عمر بدهد.

درپایان جلسه با دعای خلصانه دوستان خاتمه یافت.
سی دی لژیون آرامش،و سی دی برداشت کوه

تایپ : همسفر فائزه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 اسفند 1397 03:43 ب.ظ
با سلام وخدا قوت خدمت سرکار خانم الهه
خدا قوت خدمت سرکار خانم فائزه عالی بود
هفته کمک راهنما را به کمک راهنمای گلم تبریک میگویم بهترین ها را برایتان ارزو میکنم سربلندو پیروز باشید
شال تازه واردین را خدمت سرکار خانم فاطمه عزیز تبریک میکویم انشاالله درجات بالاتر
خداقوت خدمت عزیزان لژیون موفق باشید
یکشنبه 12 اسفند 1397 11:39 ق.ظ
با سلام
هفته ی راهنما را خدمت شما تبریک می گویم و تبریک ویژه به دو همسفر لژیونتون که شال مغز پسته ای زیبا را دریافت نموده اند.
دوستتان دارم.
شنبه 11 اسفند 1397 02:53 ب.ظ
خانم فائزه عزیز ورودتون به جمع وبلاگ نویسان تبریک عرض مینم .خداقوت عزیزم
شنبه 11 اسفند 1397 02:52 ب.ظ
خانم فائزه عزیز ورودتون به جمع وبلاگ نویسان تبریک عرض مینم .خداقوت عزیزم
جمعه 10 اسفند 1397 03:26 ب.ظ
راهنمایان محبوب‌ترین مخلوق خداوند هستند
جمعه 10 اسفند 1397 01:04 ب.ظ
خانم فائزه من هم به شما خدا قوت میگم،هفته راهنما را به همه ی دوستان و کمک راهنمایان عزیز به ویژه کمک راهنمای عزیز خودم خانم الهه تبریک میگم.
جمعه 10 اسفند 1397 08:36 ق.ظ
راهنمایان محبوب‌ترین مخلوق خداوند هستند
پنجشنبه 9 اسفند 1397 01:24 ب.ظ
خانم الهه عزیزازشماسپاسگزارم وهفته راهنماراتبریک عرض میکنم.
پنجشنبه 9 اسفند 1397 12:02 ب.ظ
سلام خانم فائزه عزیز ورودتان را به جمع وبلاگ نویسان تبریک میگم و خدا قوت
چهارشنبه 8 اسفند 1397 07:13 ب.ظ
خدا قوت عالی بود فائزه ی عزیز
چهارشنبه 8 اسفند 1397 06:43 ب.ظ
فایزه ی عزیزم ورودت رو به جمع وبلاگنویسان تبریک میگم و از خداوند متعال میخام خدکتگزار صادقی برای کنگره باشی.
لذت بردم
افرین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :