همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر

Related image


من همیشه کاری که برای کسی انجام می دادم دوست داشتم از من تشکر کند و وقتی این کار را از او نمیدیدم ناراحت می شدم و با گوش دادن به این سی دی سعی در درست کردن این خصلت می کنم...
برداشت از سی دی فعل 92
همسفر فاطمه:
در این سی دی متوجه شدم که خیلی مواقع انسانها بر اثر تعصبات جاهلانه نسبت به مکان یا شخص خاصی در برابر مخالفان یا منتقدان جبهه میگیرند وحاضر نیستند نظر وعقیده دیگران را بپذیرند .این مساله برای شخص بسیار عینیت داشت واگر مکانی یا شخصی را در زندگیم دوست داشتم اگر فردی به نظر وعقیده ام انتقاد میکرد سریع جبهه میگرفتم حتی بسیاری از مواقع تا جروبحث وتشنج هم پیش می رفتم اما با آموزشهای کنگره یاد گرفتم که هرکسی با هر اعتقاد ونظر ودیدگاهی که دارد قابل احترام است .یاد گرفتم من هم انسانم مثل بقیه پر از ارزش وضدارزش ومن انسان خاصی مثل امام یا معصومین نیستم که همه نظر وعقاید ودیدگاهم درست وبر مبنای عقل باشد وچه بسا انسانهای اطرافم که از روی منیت آنها را پایین تر از خودم می دیدم فعل وکارهایی که در زندگی انجام می دادند وتصمیماتی که میگرفتند بسیار عاقلانه ترو درست تر از افعال من در روند زندگی بود .وبا اموزشهای کنگره توانستم به شکر خدا دیگران را با نظرات وعقاید وافعالشان در زندگی بپذیرم واز روی عقیده شخصی خودم در حالی که در شرایط زندگی آنها نیستم قضاوتشان نکنم.متشکرم از جناب مهندس وخانم الهه عزیزم...

 همسفر فائزه
شکل های مختلفی وجود دارد که انسان شروع می کند به آموزش دیدن و یاد گرفتن بعضی چیزها و وقتی چیزی را یاد گرفت کم کم شکل زندگیش  تغییرمی کند و به نقطه ای می رسد که کاری از دستش بر می آید و می تواند در کارها شرکت بکند.خاصیت انسان این است که دوست داردخودش را در موفقیتدیگران شریک کند وآن کار را به اسم خودشان کنند.(موفقیت خویشاوندزیادی دارد ,ولی شکست وارثی ندارد)‌
اگر انسانی بتواند از این مراحل عبور بکند دیگر نیازی به تأیید دیگران ندارد، نقطه ای که درتزکیه وپالایش مهم است چشم پوشی کردت است اینجور نه که تا دقایقی بعد  یادمان برود بلکه چیزی است که دانایی آن را تغیر بدهد، ناخالصی ها مثل ابرهای سیاهی هستند که دور انسان را گرفته اندو انسان نمی تواند آسمان صاف را ببیند و این به این دلیل نیست که آسمان صافی وجود ندارد بلکه به این دلیل است که حاله سیاه ناخالصی چنان انسان را احاطه کرده است که اجازه دیدن را هم نمی دهدو تا زمانی که انسان از قضایا صرف نظر نکرد مشکلش حتی با مراقبه هم حل نمی شود،تزکیه و پالایش در کناره گیری از حیات و زندگی نیست بلکه درحل کردن گره های حیات است.
برداشت من از سیدی آقای امین این است که:من همیشه کاری که برای کسی انجام می دادم دوست داشتم از من تشکر کند و وقتی این کار را از او نمیدیدم ناراحت می شدم و با گوش دادن به این سی دی سعی در درست کردن این خصلت می کنم.

همسفر محدثه:
هر انسانی دوست دارد در موفقیت دیگران سهیم باشد حتی اگر هیچ سهمی در این موفقیت ندارد . موفقیت خویشاوند زیادی دارد ولی شكست هیچ وأرثی ندارد . ناخالصی كه در وجود ماست اهمیتی ندارد موضوع زمانی حائز اهمیت می شود كه حس ما نسبت به این ناخالصی چطور است و چه رفتاری با این ناخالصی داریم . اتفاق بد یا خوب زمانی اتفاق می افتد كه فعل صورت پذیرد . در تزكیه و پالایش چشم پوشی كردن نكته بسیار حائز اهمیتی است و این چشم پوشی با دانایی و آموزش است . من تا قبل از گوش دادن به این سی دی واقعا نمیدانستم كه زمانی كه خود را در موفقیت ها سهیم  بدانی ناخالصی در من إیجاد می كند همیشه از اینكه در موفقیتی هر چند كوچك نامی از من برده می شد خوشحال میشدم و اگر هم فراموش می شد می گفتم اینها إنسان های قدر نشناسی هستند در حالی كه من نیاز به تایید یا بهتر بگویم دیده شدن داشتم .  امیدوارم با عمل كردن به سی دی فعل و آموزش های كنگره و استاد عزیزم سر كار خانم إلهه بتوانم این ناخالصی را از خودم دوركنم

همسفر طاهره:
برداشتی که من از سی دی فعل ۹۲ داشتم.
هر چیزی در جهان آفرینش خوب  و مناسب است،به شرطی که جایگاه آن مشخص باشد.یعنی هر فعلی در زمان خودش صرف شود،این طور نیست که 
بگویم (من این راه را می روند)این فعل برای این جمله اشتباه است.چون در جای خودش به کار برده نشده است.من قبل از اینکه به کنگره  بیایم همیشه فکر می کردم.اگر بیشتر تحقیق کرده بودم،وبعد از درس خواندنم به دنبال کار می رفتم ،
الان این وضع را نداشتم.و یک خانه ی بهتری داشتم و اما و اگر هایی برای خودم
می آوردم،اما شکر خدا آمدم در کنگره و آموزش گرفتم ، فهمیدم که رزق وروزی 
من همین بوده.واگر جایگاه خودم را قبول کردم،باید همین جایگاه را حفظ کنم.
و لی اگر بخواهم بگویم .نه و من اصلا نباید در این جایگاه قرار بگیرم قبول نداشته باشم،همان به کار بردن (ضمیر من با فعل سوم شخص جمع)می شود.
بنابراین صفت گذشته در انسان صادق نیست ،چون جاری است.هر چیزی باید در
هستی جایگاهش مشخص باشد.وقتی که بخواهم قرار گرفتن در کنار یک مصرف کننده را انکار کنم و به تمسخر به آن نگاه کنم،دیگر جایی برای پیشرفت خودم باقی نمی گذارم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :