تبلیغات
همسفران عشق - گزارش لژیون روز دوشنبه مورخ 97/10/24 با دستور جلسه "سی دی زمستان" و" ازدواج"
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر

روز دوشنبه مورخ97/10/24 لژیون همسفران عشق با استادی همسفر خانم ندا و با دستور جلسه سی دی زمستان و دستور جلسه ازدواج راس ساعت مقررآغاز به کار نمود.













یکی دیگر از تاثیراتی که شکر گذاری دارد این است که باعث آرامش می شود و این آرامش باعث به وجود آمدن حس خوب و مثبت در من می شود که همین حس خوب باعث موفقیت من در زندگی می شود. و موفقیت درجایی قرار می گیرد که پر از حس خوب ومثبت باشد پس نیایم شرایط خوبی که قرار است برایمان به وجود بیاید با ناشکری و نا سپاسی و غر زدن ،از به وجود آمدنش جلو گیری کنیم...


 در ابتدا استاد گرامی خانم ندا چنیم بیان کردند: با سلام به همه شما امیدوارم حالتان خوب باشد. امروز خانم الهه عزیز کمک راهنمای گرامیمان نتوانستند به شعبه تشریف بیاورند ومسئولیت اداره لژیون را به من واگذار کردند. برای ایشان آرزوی صحت ، سلامتی و موفقیت داریم و امیدواریم امروز جلسه  را به خوبی بر گذار کنیم  .ابتدا در مورد سی دی زمستان مشارکت کنید:

 (سپس خانم ها فائزه ، شبنم ، اکرم، مینا و فاطمه (ش) در مورد سی دی زمستان مشارکت کردند)

 آقای مهندس  سی دی فرمودند : موضوعی را مطرح می کنم .آیا زمستان سختی در پیش است ؟سرخ پوستان از رئیس جدید می پرسند آیا زمستان سختی در پیش داریم؟رئیس جدید نمی دانست چه جوابی بدهد گفت برای احتیاط هیزم جمع کنید بعد از هواشناسی پرسید آیا زمستان سختی داریم ؟گفتند :بله . رئیس گفت هیزم بیشتری جمع کنید .دوباره رئیس قبیله از هواشناسی پرسید آیا شما مطمئن هستید که زمستان سختی در پیش است ؟آنها گفتند بگذار اینگونه بگوییم سردترین زمستان معاصر در پیش است .رئیس قبیله گفت از کجا می دانید ؟گفتند زیرا سرخ پوستان دیوانه وار هیزم جمع می کنند .بعضی اوقات مسبب بعضی از اتفاقات خودمان هستیم .این مسئله یک چرخه به وجود می آورد .رئیس به مردم می گوید هیزم جمع کنند هواشناسی متوجه می شود می گوید هوا سرد است اینجا یک دایره به وجود می آید و شروع به تکرار می شود و یعنی یک چرخش توهمی اطلاعات و چرخش درونی ،سر کاری اطلاعات است که یکسری اطلاعات غلط به وجود می آید .حالا اگر در افکار و ذهنمان راجع به قضیه ای و یا فردی تردید پیدا کنیم که این فرد بد است .روح آرام می کند ولی جن بال و پر می دهد و قضیه بزرگ می شود با دیگران صحبت می کنیم که می شود غیبت وما را تقویت می کند ... بعد ادامه دارد باعث می شود یک قضیه کوچک بزرگ شده باشد .این چرخه اطلاعاتی در تمام مسیر زندگی است باید یاد بگیریم و از آن استفاده کنیم از یک موضوعی که وجود ندارد یک توهم به وجود می آورد و مارا به نیستی و نابودی می کشاند واین مسئله در اعتیاد هم است وسال ها چرخه اطلاعاتی دروغین و توهمی در قشر جامعه معتادین و جامعه و خانواده و مسئولین دور میزند .معتاد به مسئول می گوید من خوب نمی شوم  و مسئول به خانواده می گوید خوب نمی شود .خانواده به معتاد می گدیند تو خوب نمی شوی .یکسری اطلاعات غلط از مصرف کننده شروع می شود می رود در جامعه و متخصص و بعد بر می گردد به خانواده .یکسری مسائل گردش غلط اطلاعات است .مانند فیلمی که خودش موجودی را خلق کرد و بعد خود آن موجود او را کشت یعنی مخلوق ،خالق را از بین برد.در مورد اعتیاد این چرخش تغییر می کند .باز از قشر معتادان آغاز می شود .معتاد به متخصص می گوید اعتیاد قابل درمان است ،متخصص به خانواده می گوید .معتاد توضیح می دهد .خانواده به کنگره می آید و آموزش می بیند .پس این چرخش از وضعیتی به وضعیت دیگری تغییر پیدا می کند .در چرخه اطلاعات حواسمان به تمام موارد باشد .اگر کسی دارای تفکر و اندیشه باشد این چرخه غلط اطلاعات را درک می کند و خودش را کنار می کشد .بزرگی آدم ها در چه چیزی است ؟آیا آدم ها بزرگ هستن چون کشور بزرگ دارند و یا اینکه خانه و ماشین دارند ؟بزرگی و خوشبختی در چیست ؟در قدیم دو خانه کنار یکدیگر بود یکی صاحب خانه تاجر بود و صاحبه خانه دیگر کارگر کوره پزی بود .تاجر شب ها که می آمد تا دیر وقت شروع به حساب و کتاب می کرد .کارگر غروب که می آمد با خانواده بگو بخند داشت و خوش بودند .زن تاجر با ناراحتی گفت ما تاجر هستیم کلی چه فایده خوشبخت نیستیم و تو تا دیر وقت حساب و کتاب می کنی .تاجر گفت الان درست می کنم مقداری سکه برداشت ورفت به کارگر داد و گفت پیغمبر گفته درست نیست کسی مال  داشته باشد ولی همسایه اش نیازمند باشد .چند وقت که که کارگر شروع به کاری کرد دیگر از آن خانه هم صدایی نیامد .واقعا خوشبختی در چیست ؟امروز برای شما است به شرط اینکه از آن استفاده کنید .از جنگل و کوه و دریا استفاده کنید پاییز می رسد تنوع رنگ ها را دارد آیا ما اینها را درک می کنیم .منظورم این است که این ما هستیم که خوشبختی رادر اینجا می سازیم با تفکر و اندیشه مان آن را می سازیم .مهم نیست که ما خوشبخت باشیم یا نه مهم این است که ما چه فکر می کنیم .اگر فکر کنیم بد بخت هستیم بد بخت هستیم ،اگر فکر کنیم خوش بخت هستیم خوش بخت هستیم .ز هوشیاران در عالم هر که را دیدم غمی دارد      بزن بر طبل بی عاری که عالمی دارد.
یکسری از مسائل را رها کنید و سخت نگیرید .یک نفر که از جهان اعتیاد بیرون می رود این خودش کار بزرگی است فردی که نا امید است از ناامیدی بیرون می آید این خودش کار بزرگی است .اینها جلوگیری از بیماری های روان تنی می کند .پذیرفتن خدا خودش امیدواری است می گوید خداوند مشکل من را حل می کند .این نقطه امید است .اگر این اعتقاد را نداشته باشی باید خودت را حلقه آویز کنی .ما در مورد جهان هستی خیلی اطلاعاتمان کم است .مانند یک مورچه در جنگل که بخواد در مورد امریکا واتحادیه جمهوری صحبت کند .اگر اندیشه مان درست باشد حداقل خودمان را از طبقه 20به پایین نمی اندازیم .کار بزرگ فقط این نیست که حتما در المپیاد مقام بیاوریم اگر مشکلی را حل کنیم همین کار بزرگی است .اگر لیسانس گرفتیم نگوییم این همه آدم لیسانس دارن برای کار خودمان ارزش قائل شویم .وقتی در یک مسئله ضد ارزشی مانند اعتیاد غرق می شویم گویی زندگیمان از دست رفته است حالا باید برگردیم ویک گام جدید بر داریم وقتی به سمت مثبت حرکت کنید آدم هایی را سر راه خواهید دید که در جهت مثبت هستند و اگر در جهت ضد ارزش بروید آدم های منفی را می بینید .رفت و آمد هایمان با افراد را قبل و بعد از اعتیاد مقایسه کنیم .ما دانشگاهی می خواهیم که به دیگران اطلاعات درست بدهد وگرنه سرار جهان پر از دانشگاه است و پر تز مقاله که در مورد اعتیاد نوشته اند ولی آیا می توانتد یک نفر که شیشه مصرف می کند را درمان کنند همه آنهااعتقاد دارند که اعتیاد درمان ندارد .ما دانشگاهی می خواهیم که اعتیاد را درمان کند و آموزش بدهد .هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم باید ستون ها محکم باشد .ستون های کنگره دیده بانان ،مرزبانان ،ایجنت ها و کمک راهنمایان هستند .شما همگی مشق دارید باید سی دی گوش کنید و سوال بنویسید بشکافید آنچه شکافتنی نیست اعتیاد را ما شکافتیم شکافتنی نبود.ما از ابتدا شروع کردیم که همان صورت مسئله اعتیاد است .انسان در هر جایی باشد این آموزش را دارد .باید این قدر جهان بینی داشته باشید که متوجه بشوید که چرا کار ضد ارزشی انجام نمی دهیم و یا انجام می دهم .در یک گیاه باید تمام قسمت ها قوی شود هم ساقه هم ریشه وهم برگ باید قوی شود .در تمام سطوح زندگی آینده را خوب نگاه کنید مانند بز فقط جلو را نبینید مانند شتر باشید که تا چند فرسنخ راه را می بیند .درست است که به جلو نگاه می کنید و راه درست می روید ولی شیطان از بین برنده خوبی ها است .حال این شیطان هم زمینی است هم آسمانی .زمینی مانند افرادی که مارا گمراه می کنند و آسمانی مانتد شیطان .که چرخه غلط اطلاعاتی فریب شیطان است .وارد شدن به آزمایش الهی خیلی سخت است و بیرون آمدن از آن سخت تر .ممکن است به صورت اعتیاد یا فقر و یا پول باشد حالا این آزمایش می تواند به هر صورتی و در هر جایی باشد .

 سپس خانم ندا چنین بیان کردند:
جناب مهندس در مورد خوشبختی می گویند که ما در هر جایگاهی هستیم خودمان می توانیم خوشبتی خودمان را تامین کنیم. وقتی که در خانه هستیم  ودر مورد ستختیهای  زندگیمان فکر می کنیم و مرتب غر می زنیم و احساس بدبختی می کنیم و در این شرایط که دارم به بدیهای زندگیمان فکر می کنیم مسلما خوبیهای آن را نمی بینیم ودر مدار وفرکانس بد قرار می گیریم که مرتب می خواهیم انرژی وفرکانس بد بدهیم  ومرتب غر میزنم که جایگاه من اینجا نیست واگر فلان کار درست را انجام داده بودم فلان خوشی را داشتم و ودر این شرایط مسلمائ من احساس بدبختی می کنم واحساس خوشبختی نمی کنم ودر اصل  من دارم به هستی  وکائنات می گویم که من لایق خوشبختی نیستم و هرکار ی که خداوند برای من انجام بدهد آخرش من آن اخلاق نق زدن وگله وشکایت از زمین وزمان را دارم ولی کسی که خودش را لایق خوشبختی بداند یک بهانه ای را پیدا می کند تا قبول کند وبه همه نشان بدهد که من لایق خوشبختی هستم واگر فرد خودش را لایق خوشبختی نداند اگر تمام نعمتها مثل مال  وهمسر خوب وبهترین تحصیلات را هم به او بدهند می گردد تا بهانه ای را پیدا کند و مرتب غر بزند.
 آقای امین بیان می کنند که ضمیر ناخودآگاه ما منطق سرش نمی شود و زمانی که من مرتب نق می زنم که شرایط من این گونه است و  زندگی من چرا اینجور است و... می گوید خب این این طور دوست دارد بگذار برایش همین شرایط را فراهم کنم وزمانی که شروع می کنم به غر زدن وگله وشکایت در مداری قرار می گیرم که انسانهای بدی هم درآن قرار دارند و ایشان می گویند اصلا دوستانی را انتخاب نکن که مدام غر می زنند و از زمین وزمان شکایت دارند ، غیبت می کنند و... چون زمانی که با او همنشین هستی با او هم فرکانس می شوی  و منفی نگری تازه در همنشینی با او اوج می گیرد وبیشتر وبیشتر می شود .
 پس من باید زندگی خودم را خودم تصویر سازی کنم بعضی مواقع اگر برگردیم به عقب  ودقت کنیم می بینیم جایگاهی که الان داریم ، جایگاهی است که چند سال پیش برای خودمان تصور کرده بودیم. مثلا چندسال پیش گفتیم که خدایا یه سقفی بالای سرم باشد  الان که یک خانه کوچک دارم می گویم چرا مثلا خانه من کوچک است اگر دقت کنم می بینم من بیشتر از این هم از خداوند نخواسته بودم و یا مثلا گفته بودیم که ازدواج کنیم ولی نگفته بودیم که خدایا شوهر سالم و خوب به من بده .پس جایگاهی که الان داریم را قبلا تصویر سازی کردیم که الان اینجا هستیم پس غر نزنیم. باید از الان به فکر این باشیم که تصویر چند سال اینده را به خوبی و با شرایط خوب تصویرسازی نماییم آن چیزی که بعدا می خواهم نه این که در جایگاهی بمانم و مرتب درجا بزنم ومرتب بگم چرا من اینجا هستم .هستیم چون خودمان خواستیم که اینجا باشیم حالا فرقی نمی کند یا با اعمالمان یا با خواسته هایی که داشتیم شرایطی بوده که الان من در این جایگاه هستم پس هی غر نزنم واز هیچ کسی گله وشکایت نداشته باشم. 

یک خوبی را در زندگیمان پیدا کنیم وخودمان را لایق آن بدانیم تا آن خوبی برایمان بزرگ و بزرگتر بشود. وقتی جناب مهندس می گویند که پایه های کنگره می شوند دیده بانها، پس ستون و پایه یک خانوده سه ، چهار نفری هم می شوند پدر ومادر. من اگر به عنوان مادر پایه و ستون خوبی نباشم بچه هایم آن چیزی نمی شوند که ما می خواهیم و آرزو داریم بلکه  همانی می شوند که ما هستیم پس نگوییم که بچه ام چرا این کار را انجام داد ؟چرا اینجور کرد ؟ و... چون فرزندم ژن واخلاق و ذات  و... را از من گرفته نه از دیگران .بارها شده که مثلا به بچه هایمان می گوییم چر این حرف را زدی یا چرا این کار را انجام دادی ؟ در جواب می گوید مامان خودت هم  آن روز این حرف را زدی و یا بابا هم فلان روز اینجور گفت و... همیشه سعی می کنیم انگشت اشاره مقصر بودن را ازسمت دیگران بگیریم. مثلا در مقوله ازدواج هر مشکلی که پیش بیاید سریع آن را به گردن پدر ومادر می اندازیم حتی اگر انتخاب هم از جانب ما بوده باز هم آنها را مقصر حساب می کنیم که من  بچه بودم پدر ومادرم که بزرگتر بودند وسن وسالی ازشان گذشته بود نباید می گذاشتند من با این آقا ازدواج کنم .اصلا سعی نمی کنم که برگردم ومشکل را درون خودم پیدا کنم وسعی کنم آن را حل کنم . در صورتی که اخرش ریشه همه مشکلات بر می گردد به درون خودمان .  سعی کنیم در فرکانس های خوب قرار بگیریم وخودمان را لایق خوشبختی بدانیم تا بتوانیم با آن جایگاهی که دوست داریم برسیم وضرب المثل مهم شکر نعمت ، نعمتت افزون کند... کفر ، نعمت از کفت بیرون کند
 شکرگذاری مسئله ای است که بسیار در زندگی ما واین که در مدار و فرکانس خوب قرار بگیریم تاثیر دارد. مخصوصا برای نعمتهایی که قرار است خداوند درآینده به ما بدهد .مثلا بچه ها رو دقت کنید بعد از غذا خوردن می گویند مامان دستت درد نکند ... اما بچه وقتی می خواهد صبح به مدرسه برود می گوید مامان ممنونم که یک غذای خوشمزه برای ناهارم درست می کنی و شما به عنوان یک مادر می بینی که قبل از خوردن غذا تشکرش را کرده وشما در مقابل عمل انجام شده قرار می دهد وشما به واسطه همان تشکر اگر هم نمی خواستید غذا درست کنیدو یا غذای ساده درست کنید اما آن روز را به واسطه تشکر فرزندتان قبل از انجام ، سعی می کنید بهترین غذا را برایش درست کنید وشکر گذاری از خداوند هم دقیقا همین حکم را  دارد .  جملاتی چون خداوندا شکرت که من رها شدم یاخدایا شکرت که من فلان زندگی رو دارم و... 
یکی دیگر از تاثیراتی که شکر گذاری دارد این است که باعث آرامش می شود و این آرامش باعث به وجود آمدن حس خوب و مثبت در من می شود که همین حس خوب باعث موفقیت من در زندگی می شود. و موفقیت درجایی قرار می گیرد که پر از حس خوب ومثبت باشد پس نیایم شرایط خوبی که قرار است برایمان به وجود بیاید با ناشکری و نا سپاسی و غر زدن ،از به وجود آمدن شرایط خوب جلوگیری کنیم. خداوند برای هربنده اش از هر نعمتش هفت تا از بهترینهایش را برای هرانسانی مقرر کرده است اکر من نوعی نمی روم  پیدا کنم آن نعمت را و یا شرایطش را به وجود نمی آورم که در زندگیم آن نعمتها آورده شود مقصر کیست ؟!! اینجا نه مقصر خداست نه همسرم و نه اطرافیانم و نه دیگران و نه هستی و نه ... زیرا که خداوند ما را برای خوشی آفرید نه برای عذاب دادن. چون خودش فرموده که هر عمل نیکی که انجام بدهی ده برابرش رابه تو بر می گردانم .خداوند می خواهد که ما به آن خوشی  برسیم ونمی خواهد ما در عذاب و رنج بمانیم البته آن دیگر دست خودمان است که چگونه زندگی کنیم.

همسفر شبنم: در مورد افکار منفی که شما خانم ندا گفتید یادم می آید اوایل که به کنگره می آمدم خانم الهه صحبت زیبایی داشتند که می گفتند هر وقت افکار منفی به شما هجوم آوردند یک کاری انجام بدهید که اینها از ذهن شما خارج شوند مثلا  یک سی دی گوش بدهید یا بلند شو یک اهنگ بگذارید وبرقصید و یا با یک دوست خوب صحبت کنید . واقعا که این افکار منفی را باید مدیریت کرد و تنها چیزی که خیلی به من نوعی از دوران جوانی ضربه زده است همین پروبال دادن به افکار منفی است. من اگر چند ثانیه به افکار منفی اجازه بدهم بسیار ذهن من را پر می کند پس باید آن را مدیریت کنم. یکی دیگر این که ناسپاسی پیامدهای بسیار بدی دارد که من واسطه یکبار زیر سوال بردن نعمتهای خداوند پیامد بسیار بدی برای من داشت و تا مدتی خیر وبرکت از زندگی من رفت پس سعی کردم که قدر دان وسپاسگذار باشم چرا که سپاسگذاری بسیار آرامش دارد.

همسفر الهه : من هم بعد از ازدواجم متوجه شدم که همسرم مصرف کننده هستند و به پدر ومادرم نق می زدم که من بچه بودم چرا شما بزرگتر بودید مانع این ازدواج نشدید ؟ تا این که خداوند کنگره را سرراهمان قرار داد و الان روزی صدمرتبه خداوند را شاکرم که همسرم یک مصرف کننده بود که من توانستم به کنگره بیایم.

همسفر منصوره : من مدام درگیر این افکار منفی هستم و برای همین هم بسیار استرس دارم . در سی دی که جناب مهندس  گفتند که آیا تا به حال پاییز را حس کردید؟  من وقتی دقت کردم من نه تنها از پاییز بلکه از هیچ شرایطی چیزی متوجه نشدم چون همیشه مواظب بودم که بچه هایم در فصل پاییز وزمستان بیرون نروند و در خانه بمانند تا سرما نخورند و همیشه هم این دوتا سرما می خوردند تا این که با یک دکتر طب سنتی صحبت کردم و ایشان گفتند همین فکری که داری و همیشه نگرانی از این که بچه هایت مریض نشوند همین باعث می شود که تو این شرایط را برایشان با افکار  منفی درست کنی..و از زمانی هم که با خانم الهه صحبت کردم راجع به مدیریت افکار منفی ، خیلی بهتر شده شرایطم به شکر خدا.

همسفر ندا در ادامه چنین گفتند:
 در مورد افکار منفی ومثبت باید این را بگویم که اگر دقت کنید همه چیز هستی بر پایه نظم است وخدا رو شکر ما در لژیون خانم الهه به خوبی نظم را یاد گرفته ایم چون که ایشان بسیار روی نظم و انظباط  حساس هستند.  در هستی هم همان طور که گفتم همه چیز و همه مسائل برپایه نظم است کافی است یکم درجه هوا کم و زیاد شود و یا میزان نور خورشید کم و زیاد شود ببینید چقدر روی محیط زیست اثر می گذارد.  در زندگی ما هم همینطور است ما باید در زندگی مان نظم داشته باشیم و با هستی همسو شویم تا به اهدافمان برسیم مثلا اگر سفر اولی هستم باید کاملا طبق آموزشهای کنگره باشم ، فرمان بردار باشم، مسافرم را رها کنم و... تا ایشان بتواند به راحتی سفر کند چرا که در این شرایط من همسو شده ام باکنگره و آموزشهای آن . پس نتیجه آن را به خوبی خواهم دید. و یا در زندگیم شخصی ام اگر سعی کنم همه اموراتم با نظم وبرنامه ریزی پیش برود البته به شرطی که غر زدن در پی نداشته باشد صد در صد ما را به هدف می رساند. 
آقای امین در سی دی هایشان بیان کردند زمانی که ابلیس و سربازانش به انسان سجده نکردند نور از آنها گرفته شد و آنها وارد تاریکیها شدند و این ابلیس وسربازانش برای ادامه زندگی نیاز به نور داشتند وخودشان نور نداشتند ، نور و انرژی خودشان را از ما می گیرند و هر مرتبه ای که نورش کم بشود وانرژی نداشته باشد می رود سراغ انسانهای پر انرژی وسعی می کند با وارد کردن یک فکر منفی به ذهن این انسان انرژی فرد را تخلیه کند و برای خودش داشته باشد. مثلا یک روز صبح بیدار می شوید و پر از انرژی هستید همان اول صبح یک فکر منفی وارد ذهن تان می شود که اگر شما به آن پر وبال بدهید تا شب اعصابتان را خرد می کند و وجودتان را پر از استرس و نگرانی می کند در حالی که اگر همان اول صبح سعی کرده بودید که جلوی ادامه این فکر منفی را گرفته بودید  و مدیریت کرده بودید نه تنها انرژی شما را نمی گرفت، استرسی هم برایتان نداشت بلکه باعث آرامش بیشتر وحس مثبت درون شما می شد. مثلا اگر فکری آمد به سراغ شما وگفت واااای مسافرت رفت که فلان کار راانجام بدهد و شما در ذهنتان بگویید خب هرجا که دوست داشت برود به من ربطی ندارد و سعی کنید ذهنتان را به چیزی دیگر مشغول کنید از ذهنتان می رود. اگر چند روز پشت سر هم این کار رانجام بدهیدمطمئن باشید از این راه نمی تواند دیگر ذهن شما را مشغول کند واینکه وجودتان پر از انرژی می ماند وبرایتان ذخیره می شود. واین باعث حال خوبی شما می شود.

( و در ادامه همسفران در مورد دستور جلسه عمومی (ازدواج ) مشارکت کردند)

همسفر شبنم: در سی ازدواج گفته شده که ازدواج بر سه مبنا است یک ازدواج بر مبنای حس دو ازدواج بر مبنای نفس  وسه ازدواج بر مبنای عقل ومنطق. هرچه  قدر نقاط مشترک دوتا انسان بیشتر باشد موفقیت هایشان بیشتر خواهد بود و ازدواج بر اساس عقل مهم است اما احساسات را هم نمی توان نادیده گرفت اما در کل باید از لحاظ عقلی سنجیدکه  ببیند چه پارامتری او را به موفقیت خواهد رساند . صحبتی که این روزها در جوامع بیان می شود در مودر ازدواج سفید است که بر اساس هیچ گونه پایه ومنطقی پایه گذاری شده و فرد فقط یا برای پول یا برای امیال جنسی در کنار هم قرار می گیرند ولی ازدواج بسیار مقدس تر از این حرفها است که بدون عقل بخواهیم به این مساله بپردازیم.

همسفر خانم ندا چنین ادامه داند:
 آقای مهندس در مورد ازدواج چنین بیان می کنند که مثلث ازدواج تشکیل شده از ضلع زن  ، مرد و نقاط مشترک.حالا بعضی مواقع در زندگی نقاط مشترک معنا و مفهومی ندارد چرا که همه می شود خواسته های خانم که باید برآورده شود و هیچ نقطه مشترکی نیست  که این مثلث خیلی خوب همه اضلاع به یک اندازه رشد کند.مثلا در مهمانی رفتن ها یا مسافرت می شود نظر خانم. و این گونه مرد که یک ضلع این مثلث است چند مرتبه تحمل می کند وبراساس خواسته من رفتار می کند و بعد از چندین مرتبه اعتراض می کند که معمولا هم به قهر ودعوا منجر می شود اما من همسفر من خانم باید یک جاهایی من هم کوتاه بیایم و طبق نظر مرد عمل کنیم وسعی کنم با لج ولجبازی نباشد بلکه سعی کنم منطقی وعقلی فکر کنم وبر اساس نظر وشرایط ایشان وشرایط زندگیمان تصمیم گیری کنیم واگر این عقل ومنطق در تصمیم هایمان جایی نداشته باشد باعث می شود این مثلث به درستی به تعادل لازم نرسد.مثلا من خودم به شخصه می خواستم جای همه افراد را در زندگی مسافرم داشته باشم مثلا هم زمان می خواستم جای همسرش باشم جای مادرش باشم جای راهنمایش باشم جای دوستش باشم و... وقتی که آمدم به کنگره یاد گرفتم که جای خودم باشم و نخواهم جای دیگران را برای ایشان پر کنم وباعث شد فشاری که روی من بود برداشته شود و فکرم آزاد بشود و بتوانم به آرامش برسم.  و الان در تلاشم که آن نقط مشترکمان بیشتر شود تا مثلثمان به درستی رشد کند وهمین مسئله باعث شده که عزت نفس دو نفرمان بیشتر شود وحتی یک جاهایی که من نیاز به مشورت دارم کمکم کند وحرص نمی خورم.

همسفر منصوره:حالا اگر این قضیه برعکس باشد وبیشتر زندگی بر اساس نظرات وعقاید مرد باشد چه کاری باید انجام داد؟

 خانم ندا  در جواب سوال خانم منصوره گفتند : 
همیشه خانم الهه در صحبتهایشان بیان می کنند که ولایت شوهر بر ما واجب است .و در زندگی باید نقطه مشترک باشد وروی این ضلع کار کنیم وسعی کنیم در ابتدا روی حس خودمان کار کنیم حالا چند مرتبه روی نظر ایشان رفتار می کنیم و از کاری که ایشان برای ما انجام داده است تشکر می کنیم و به قول خانم الهه مثل یک وزیر سیاستمدار رفتار می کنیم. مثلا به فرض مسافرتان شما را به یک رستورانی برده که نظر شما نیست . شما با حس خوب ایشان را همراهی می کنید و همچنین از ایشان بسیار هم تشکر می کنید ودر صحبتهایتان می گویید که این رستوران خیلی زیباست وغذایش هم بسیار خوشمزه است حالا یکبار هم به فلان رستوران برویم از آنجا هم خیلی تعریف می کنند یک بار هم غذای آنجا را امتحان کنیم .وقتی که شوهر شما بداند که شما قدر دان ایشان هستید وکارهایی که برای شما انجام می دهد را می بینید واز ایشان تشکر می کنید مسلما نقاط مشترک بیشتری در مثلث ازدواجتان به وجود می آید وسعی می کند نظر شما را هم بپذیرد. واین کاملا بستگی به حس محبت شما دارد که چگونه مثل یک وزیر با سیاست و با محبت رفتار کنید.

همسفر زهرا: من قبل از آمدن به کنگره همیشه سعی بر این داشتم که تصمیمات را من بگیرم و رای ونظر من باشد تا مسافرم. واحساس می کردم من همه کاره ایشان هستم وعزت نفس و حس مردانگی را از ایشان کاملا گرفته بودم حتی وظایف ایشان را انجام می دادم از  سرکاررفتن وخرج خانه را دادن وخرید  خانه را .حتی خرید لباس ایشان را هم خودم انجام می دادم . و همه تصمیمات را خودم می گرفتم مثلا همه می خواستند بروند بیرون به ما می گفتند من می گفتم ما هم می آییم واگر مسافرم می گفت من نمی آیم دعوا و جرو بحث و گریه و... تا زمانی که به کنگره آمدم یاد گرفتم که قدرتهایی که از شوهرم گفته بودم را به ایشان برگردانم البته کم کم و تدریجی. مثلا الان زمانی که مسافرم با فلان مسافرت یا مهمانی یا تفریح موافق نیست من هم قبول می کنم ویا مثلا برای کادو بردن برای جشن ها اصلا با مسافرم تفاهم نداشتیم طوری که خیلی وقتها اوضاع مالی مان مشکل داشت اما من اصرار داشتم که بهترین کادو یا بیشترین مقدار کادو از طرف ما باشد وبسیار خودم و مسافرم را بسیار اذیت می کردم و خیلی آسیبها به خودم می زدم برا اساس منیتم که همیشه من با دادن بهترین کادو بهترین عمه یا بهترین خاله و... باشم .  و بیماری اعتیاد مسافرم باعث شده بود که همه مسئولیتها را از ایشان سلب کنم ولی از آموزشهای کنگره یاد گرفتم که اگر من می خواهم ملکه باشم باید شوهرم پادشاه باشد و ایشان رابه عنوان پادشاه بپذیرم . 

 همسفر خانم ندا در ادامه صحبتهایشان گفتند : کسی که مسافرش سفر اول است اولین کاری که باید انجام بدهد طبق آموزشهای کنگره ، رها کردن مسافر است به قول خانم الهه ما باید نسبت به هر کاری که مسافرمان انجام می دهد از چشم نابینا و از گوش ناشنوا باشیم و محیطی پر از آرامش به جود آوریم تا مسافر به راحتی سفر خودش را انجام بدهد  و این که ولایت ایشان را کاملا با جان و دل بپذیریم . اگر پذیرفتیم هر مشکلی که در زندگی ما وجود دارد را وسعی کردیم برای حل کردنش به نتیجه می رسیم ولی اگر مشکل را نپذیریم آن مشکل بزرگ وبزرگتر می شود چرا که با نپذیرفتن آن و مشکل و بهم ریختن ما  روز به روز به آن مشکل انرژی می دهیم و بزرگش می کنیم . پس سعی کنیم که دوربینی که روی دیگران زوم کرده ایم را به سمت خودمان بر گردانیم ومشکلات درونی مان را که حل کنیم اکثر مشکلات ما خود به خود حل می شود.

سپس جلسه با دعای خالصان اعضا به پایان رسید.

 دستور جلسه هفته آینده سی دی طلب




نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، همسفران عشق، زمستان، ازدواج،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 دی 1397 09:40 ب.ظ
سلام ممنون خانم ندازمطالب آموزنده تون خیلی استفاده کردم همچنین ازمشارکت همسفران عزیز.خداقوت پاینده باشید
جمعه 28 دی 1397 01:23 ب.ظ
خداقوت خانم ندای عزیز از خانم فاطمه هم تشکرمیکنم.ازخانم الهه عزیزهم سپاسگزارم
پنجشنبه 27 دی 1397 05:39 ب.ظ
خدا قوت خانم فاطمه عزیز! ممنون از خانم ندا عزیزم بابت صحبتهای خوبشون !
پنجشنبه 27 دی 1397 12:58 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز خدا قوت ندا جون عالی بود از خانم الهه عزیزم هم تشکر میکنم
چهارشنبه 26 دی 1397 08:46 ب.ظ
سلام وخدا قوت به خانوم ندای عزیز
چهارشنبه 26 دی 1397 06:13 ب.ظ
با سلام و خدا قوت خدمت خانم ندا و دوستان.بسیار عالی بود.ممنون.
چهارشنبه 26 دی 1397 09:05 ق.ظ
با سلام وخدا قوت خدمت خانم ندای عزیز خانم فاطمه ی عزیز، گزارش لژیون عالی بود،آموزش گرفتم.از شما واز خانم الهه عزیز تشکر می کنم،وبرای ایشان آرزوی سلامتی می کنم.
چهارشنبه 26 دی 1397 09:00 ق.ظ
عالی بود ندا جان .خداقوت به خانم ندا و خانم فاطمه وخانم الهه عزیز
چهارشنبه 26 دی 1397 08:32 ق.ظ
خداقوت خدمت اعضای لژیون خانم الهه عزیز و خانم ندا بسیار از صحبتهای خوبتان لذت بردم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :