همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر

روز دوشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۹لژیون همسفران عشق با استادی  همسفرخانم الهه کمک راهنمای گرامی  و با دستور جلسه بنیان کنگره 60 و سی دی عطار راس ساعت مقرر آغاز به کار نمود.



تولد بنیان کنگره ۶۰را تبریک گفتند وگفتد که ما در کنگره نمی گوییم بنیان گذار چون آقای مهندس خودشان ریشه این درخت هستند بنابراین تولد آقای مهندس تولد بنیان کنگره ۶۰هستش و نمی گوییم بنیان گذار، چون ایشان خودشان ریشه این درخت هستند. و انشالله که خداوند به ایشان و خانواده محترمشان خیر و برکت عنایت بفرماید..



در ابتدا استاد گرامی خانم الهه فرمودند:
سلام دوستان الهه هستم همسفر و تولد بنیان کنگره ۶۰را تبریک گفتند وگفتد که ما در کنگره نمی گوییم بنیان گذار چون آقای مهندس خودشان ریشه این درخت هستند بنابراین تولد آقای مهندس تولد بنیان کنگره ۶۰هستش و نمی گوییم بنیان گذار چون ایشان خودشان ریشه این درخت هستند. و انشالله که خداوند به ایشان و خانواده محترمشان خیر و برکت عنایت بفرماید و در ادامه فرمودند که در روز چهارشنبه جای همگی خالی ما در تهران بودیم و من هم شعرم را در آکادمی خواندم و در سایت هم هست میتوانید ببینید و گفتند که آقای مهندس فرمودند که در این روز نمی خواهد برای من جشن بگیرید و فقط ببینید که کنگره از کجا به وجود آمد و چه اتفاقاتی افتاد و در ادامه خانم الهه گفتند من راه برگشت از تهران با آقای کامران شریفیان صحبت می کردیم و ایشان گفتند خانم الهه من یک روز آمدم تهران و رفتم شعبه انقلاب و یک شخصی بود که اسمش غلام بود و خیلی حال خراب بود و به شکل بدی هم نشسته بود و پیام سفر دوم را می خواند. و تولد بنیان یعنی باید نگاه کنیم ببینیم که کنگره از کجا آغاز به کار کرده است و می گفتند که آقای حکیمی و آقای تابان و بقیه عزیزان مشارکت کردند و گفتند که آن زمان وقتی که آقای مهندس فرمودند باید آزمون کمک راهنمایی بدهید همه اعتراض کردند و گفتند که آزمون چیه و ما آزمون نمی دهیم و آقای مهندس هم یک امتحان فرمالیته از آنها گرفته و از بین آنان راهنما انتخاب کرده اند .در آن زمان همه افراد سقوط آزاد بوده اند و کسانی که تدریجی درمان می شده اند را مسخره می کردند و یکی از اشخاص که اسم آن مهدی بوده را آنقدر برایشان عجیب بوده که اسم آن شخص را گذاشته بودند مهدی تدریجی.  آقای حکیمی می گفتند: که راهنمای خود من هم سقوط آزاد بوده و من که تدریجی سفر کردم برایش عجیب بود و هر وقت هم که می خواستند رهایی می دادند و گفتند که آقای مهندس برای ۱۰سال رهایی آقای سلامی فرمودند که مجید جان یادت هست که آن قدر پول نداشتیم که وقتی پنیر می خریدیم برای اینکه پنیر ها هرز نرود با نخ قرقره آنها را تقسیم می کردیم .و فرمودند که آقای سلامی هم گفتند که زمانی که دیگر وضع ما خوب شده بود آقای مهندس فرمودند مجید جان برو و کباب بخر و من با آن پول رفتم یک کباب یخ زده خریدم که آقای مهندس ما را دعوا کردند و در ادامه فرمودندکه آقای امین هم فرمودند که یک باردرکنگره می خواستیم افطاری بدهیم و آقای مهندس به آقای سلامی گفتند که می توانی برنج بپزی و ایشان گفتند بله و می گفتند که آن برنج یک طرفش ته دیگ بود یک طرفش برنج خیس نخورده و سفت و یک طرفش شور شده بود و در ادامه فرمودندکه در روز چهارشنبه از زمان شروع جلسه تا وقتی که جلسه تمام شد کل سالن گریه میکردند و گفتند که آقای خدامی میگفتن که ما در بهزیستی جلسه برگزار می کردیم که بخاطر افراد NA ما را از بهزیستی بیرون کردند و ما در پارک نزدیک بهزیستی چادر زدیم و با یک پیک نیک و کتری جلسه هامون را بر گزار می کردیم و یا آقای حکیمی و آقای خدامی و بقیه که از تهران می آمدند خیلی وقت ها که بلیط اتوبوس نبوده در صندوق اتوبوس که مخصوص چمدانعا و جای ساک ها است، می نشستند و به اصفهان می آمدند.
در ادامه خانم الهه استاد گرامی چنین بیان کردند: که سحر با من تماس گرفت  و گفت که خانم الهه من وقتی که رفتم به کرمان و کرمان هم محل مواد مخدر و تریاک هست و سحر ادامه داد که سربازها آمدند در اتوبوس و شروع کردند به  گفتن که همه باید پیاده شوید و ساک ها  وکیف ها رابریزید بیرون تا ما بگردیم و گفت که من سریع پا شدم تا کیفم را خالی کنم که سربازی به من گفت شما بنشین و ۲۵نفر دیگر را پیاده کرد و تا دو ساعت بعد توی سرما وسایل آن بندگان خدا را می گشتند و می خواهم این رابگویم که وقتی شما در کنگره خدمتی می کنید صد ها برابرش به شما بر می گردد و گفتند که من خودم برای دومین رهایی ام که رهایی راضیه بود من همراه مامانم رفتم و رفتم ترمینال کاوه و آن موقع ها تا ساعت ۲رهایی می دادند و بلیط گرفتم و پرسیدم که کی حرکت می کنید که گفت ساعت ۷و نشستیم ساعت ۸شد و ۹شد و من رفتم گفتم که آقا من دیرم شده کی حرکت می کنید گفت که باید منتظر بمانید و من هم رفتم آژانس کناری و به آنها گفتم آقا من دو  ساعت است که آنجا نشستم و دیرم شده  است و او گفت که آن آژانس اصلا برای افراد خوبی نیست و گفتم که آقا من باید بروم حالا چه کار کنم و گفت که اگر یک جا به شما بدهم می روی؟ گفتم هر جا که باشدبرایم فرقی نمی کند و دو تا صندلی آخر اتوبوس به من و مامانم دادند و اتوبوس هم مال کرج بود ولی وقتی که به آزادی رسیده بود چون ما آن آخر اتوبوس بودیم صدای آن شخص را  نشنیده بودیم و یک مرتبه مامانم گفتند که الهه وارد شهر شدیم و نیم ساعت که از شهر خارج شدیم ، من هم رفتم به آقای راننده گفتم که آقا من می خواستم آزادی پیاده شوم و آن شخص گفت که من گفتم آزادی شما متوجه نشدید و حالا من دارم می روم کرج و وسط اتوبان هم بود و من گفتم حالا چیکار کنم و آن شخص گفت که من پیاده ات می کنم برو آن طرف اتوبان بایست تا یکی از این اتوبوس های شهری کرج تهران بیاد و با آن برو آزادی. و ما را پیاده کرد و ما هم وسط اتوبان بودیم ماشین ها هم با سرعت زیادی عبور می کردند و ما هم با ترس رفتیم آن طرف اتوبان ایستادیم و ساعت ۳/۵و۴بود که رسیدیم به کنگره و رهایی راضیه را دادند و ما آمدیم دوباره ترمینال که بلیط بگیریم برای اصفهان و برگردیم که گفتند آخر هفته است و ما بلیط نداریم . ما و چند نفر دیگر هم بودیم و آخر با هزار منت گفتند که یک اتوبوس می رود اصفهان و ما سوار شدیم و من یک لحظه خوابم برد که یک دفعه دیدم که همه می گویند یا ابوالفضل و اتوبوس دارد تکان میخورد و چشمم را باز کردم دیدم که راننده خوابش برده و زده به یه سمند و سمند را له کرده که وقتی من برگشتم خانم مرجان به من گفتند که تنها عامل نجات آن اتوبوس و افراد داخل اتوبوس این بوده است که تو داخل اتوبوس بودی . می خواهم به شمابگویم که چقدر آقای کامران و خانم مرجان و خانم سودابه و بقیه اذیت شدند تا شعبه اصفهان راه اندازی شده است و ما باید این  زحمات را ببینیم و قدردان  باشیم و کسی که قدردان این زحمات نباشد کفر می ورزد وکفر هم در عربی به معنی پوشاندن است . و کسی که به حرف راهنمایش گوش نکند کافر است و کسی که سی دی ننویسد کافر است و شاید بگویید کافراست که کافر باشد ولی هر عملی عکس العملی دارد و وقتی که شما از زحمات و محبت های دیگران چشم پوشی کنید آن ها هم زحمات شما را نمی بینند.

همسفر الهه :من زمانی که ثبت نام کردم برای مسابقات تهران وقتی که داشتم می رفتم برای بار اول اتفاقی نیفتاد ولی برای بار دوم که با دخترم بودم و آخر اتوبوس هم نشسته بودم و ترنم تب کرد و کسی هم همراهم نبود و به راننده گفتم که گفت اینجا هلال احمر هست و می رویم تا ببینیم چه می گویند و آن جا به من گفتند که دخترم تبش بالا است و اگه بمانم در ماشین ممکن است تشنج کند و بروید بیمارستان بهشتی تا آنجا درمانش کنند و من رفتم بیمارستان بهشتی و دکتر گفت که باید تا صبح بشینید و یک دارویی به دخترم داد و گفت اگر تا صبح این دارو را برنگرداند می توانی بروید ولی اگه بر گرداند بستری می شود و خدا را شکر برنگرداند و رفتم ترمینال و اتوبوس گرفتم و برگشتم . 

در ادامه استاد گرامی خانم الهه گفتند که همه موظف هستند سی دی را بنویسند و هر کس که سی دی ننویسد معنی اش اینکه یا من بلدم و یا اینکه نمی خواهم بنویسم و در هر دو صورت اگر اینطوری است دیگر اینجا نیایید و گفتند که از شما می خواهم که سی دی ها را دقیق گوش کنید و این که من نه می خواهم وبلاگمان رکورد بزندو نه چیز دیگری و هفته پیش گفته بودند که آمار لژیون بالاست چون تبلیغ می کنند ما برای تبلیغ کردن نیست و ما برای بالا بردن دانش خودمان تلاش می کنیم و در ادامه از بچه ها خواستند در این مورد مشارکت کنند .

همسفر زهرا : من هر سی دی را که گوش می دهم مثل اینکه درباره مشکل من است و من وقتی سی دی امواج بازدارنده ذهن  را گوش می دادم متوجه شدم که من وقتی ناراحت می شدم و موج خشم می آمد در وجود من ناراحت می شدم و کارهایی که مسافرم انجام داده بود همه می آمد جلوی چشمم و شروع می کردم به بدی کردن و نمی گفتم که یک آجر از این دیوار خراب شده و کل دیوار را خراب می کردم ولی وقتی که سی دی را گوش کردم توانستم روی این امواج بازدارنده ذهنم غلبه کنم و ببخشم و خیلی خیلی آرامتر و راحت تر هستم .

 همسفر مریم : من از وقتی که این سی دی را گوش کردم خیلی راحت تر می توانم روی خشمم غلبه کنم و در این هفته دوستم تماس گرفت که می خواهم بیایم خانه شما ولی نتوانست بیاید و من خیلی ناراحت شدم و به خودم می گفتم الان گوشی را بر می دارم و به او می گویم، ولی یکباره به نظرم آمد که من در سی دی امواج بازدارنده ذهن چه چیزهایی را گوش دادم و الان باید اینجا عملی کنم و بعد دوستم زنگ زد که ببخشید و همچین اتفاقی افتاده بود که نتوانستم بیایم . قبلا هم شب ها خوابم نمی برد و اگر کسی چیزی به من می گفت ،می گفتم فردا صبح زنگ می زنم و این را به او می گویم و آن را به او می گویم ولی الان خیلی راحت تر هستم .

 همسفر شادی :من هم وقتی کسی چیزی به من می گفت شب ها خوابم نمی برد و می گفتم باید این را به او می گفتم و یا آن را می گفتم  اعصاب خودم که خرد بود، اعصاب بچه هایم را هم  خرد می کردم ولی الان خیلی راحتتر شدم .

.همسفرندا خانم الهه که من را مسئول برداشت از سی دی ها کرده اند من تا روز یکشنبه برداشت خودم را هنوز ننوشته بودم و دوازده برداشت بچه ها گذاشته بودند من هر دوازده برداشت را می خواندم و می گفتم که چقدر برداشت خودم اشتباه است و همان روز که سی دی امواج بازدارنده ذهن را گوش کردم اتفاقی افتاد که من اصلا نه می توانستم غذا بخورم و نه بخوابم و نه حتی دستم را تکان بدهم ولی خدا را شکر توانستم به آن غلبه کنم و حالم خوب شد و کامل از ذهنم رفت .

 همسفر طاهره : من همیشه خودم را برتر از خواهر و اطرافیانم می دانستم و می گفتم که من این ویژگی های بدی که آن ها دارند را ندارم و با اینکه به کنگره می آمدم و آموزش می گرفتم باز هم می گفتم من که حسادت ندارم و من که منیت ندارم ولی از وقتی  که سی دی هارا گوش کردم و برداشتم را نوشتم به خیلی چیزها پی بردم و دانایی ام بالا رفته است. 

همسفر مائده : زمانی که خانم ندا به من گفتم سی دی منیت و کبر را بنویس خوشحال شدم چون من خیلی منیت داشتم و هفته پیش در مهمانی بودم که دیدم یک شخصی است که اصلا با من صحبت نمی کند و به خودم‌گفتم چرا او هیچوقت با من حرف نمی زند و بعد منیت آمد سراغم که من برترم و چرا باید با آن حرف بزنم ولی نیم ساعت بعد خودم به خودم گفتم که من سی دی منیت را گوش دادم و نباید این منیت را داشته باشم و خودم رفتم و با آن شخص صحبت کردم و به منیتم غلبه کردم .

 در ادامه خانم ها همسفر منصوره ‌ ، مینا، سمیه ، مهری،اکرم و طاهره .سی دی عطار را مشارکت کردند
 آقای مهندس در این سی دی می گویند که ما می گوییم تا وقتی گوینده خوب نباشد شنونده هم خوب نمی شود . وقتی که ما چیزی را از خدا می خواهیم و می گوییم تنها یک دعا و یک خواسته یعنی اینکه آن چیزی که از هم مهمتر است را درخواست کنید و رسیدن به خواسته هایمان هم یک سری سختی ها را دارد و باید برای خواسته بجنگید و تلاش کنید و برای رسیدن به خواسته هوش و زرنگ بودن مهم نیست مهم استقامت است 
وقتی که ما چیزی را طلب میکنیم باید با سختی ها بجنگیم نمی توانیم بگوییم این را نمی خواهد یا آن را نمی خواهد و باید از مانع ها عبور کنیم و طلب، قسمت اولش است و در ادامه هزاران مشکل دارد و اگر شما خواسته ای دارید باید تلاش کنید و چه  خواسته شیطانی باشد و چه خواسته الهی . عطار هفت وادی  داشت وادی  اول طلب کردن و وادی دوم عشق است که ما درکنگره وادی  اولمان تفکر است و وادی آخر یعنی وادی چهاردهم عشق است و وادی سوم عطار معرفت است که ما در کنگره می گوییم اول معرفت و بعد عشق و چهارمین وادی عطار غنی شدن است و پنجمین توحید است و ششم حیرت است و  وادی هفتم عطار وادی فقر است و در وادی عطار می گوید اگر ازاین هفت وادی گذشتی یعنی از درگاه خدا‌گذشتی ولی در وادی اول کنگره تفکر است که‌ می گوید اول فکر کن ببین چیزی که طلب می کنی به نفع تو است یا خیر ،پس برای هر کاری اول تفکر کنید و شروع کنید یک قدم برداریدو وقتی که جلو رفتی گره ها یکی یکی باز می شوند و برای مشکلات هیچ ترسی به خودتان راه ندهید . و باید یاد بگیریم مشکل رحمت خداوند است و وقتی که مشکل ما حل شد چقدر به نفع ما بوده است و مهم راهی است که پیدا می کنیم و اینکه آیا آن راه راکه پیدا می کنیم درست است .
 
همسفر فاطمه : من از برداشت سی دی که نوشتم متوجه شدم که خداوند هر انسانی را به اندازه ظرفیتش مشکلی را سر راهش قرار میدهد و من به خاطر اعتیاد همسرم همیشه می گفتم که خدایا چرا من و ای کاش این مشکل من را با یک مشکل دیگر عوض می کردی ولی از وقتی که به کنگره آمدم فهمیدم چقدر اعتیاد مسافرم برای من خیر و برکت داشت.

 همسفر مریم : من یاد گرفتم که وقتی خانم الهه می گویند برداشت از سی دی بنویسید ما باید چشم بگوئیم و این که نگوییم کمک راهنما شدن و یا چیزهای دیگر برای من دیر است. 
        
 در ادامه استاد گرامی خانم الهه بیان کردند :نفس همان خواسته است و وقتی که نفس خواسته ای دارد مثلا نفس شما خواسته رهایی دارد و اگر خواسته اش سقوط آزاد بود الان شما در NA بودید نفس مثل هسته نارنگی است و وقتی که هسته نارنگی را می آورید یعنی این خواسته است و شما وقتی خواسته ای را دارید ،باید مثل بذر آن را بکارید . مثلا گیاهان که در خیابان ازلابلای آسفالت بیرون زده اند را می بینید، این‌گیاه خواسته داشته که رشد کند پس آن آسفالت سفت را نرم می کندو از آسفالت بیرون آمده ورشد می کند .پس هر وقت شخصی خواسته ای دارد باید تلاش کند و پشتکار داشته باشد .

در آخر جلسه با دعای اعضا به پایان رسید.
دستور جلسه هفته  آینده :سی دی حقه های نفس  یک و دو 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 آذر 1397 10:04 ب.ظ
خدا قوت خانم مینای عزیز
پنجشنبه 22 آذر 1397 04:12 ب.ظ
سلام وخسته نباشید خدمت خانم مینای عزیزم وسپاس از خانم الهه
پنجشنبه 22 آذر 1397 12:38 ب.ظ
دریا شود آن رود که پیوسته روان است.
خدا قوت و خسته نباشید
پنجشنبه 22 آذر 1397 11:57 ق.ظ
خداقوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم الهه عزیز بسیار از صحبت هایتان لذت بردم و همچنین از شعر زیبایی که در هفته بنیان خواندید بسیار زیبا بود.من هم این عفته را خدمت بنیان کنگره و خانواده شان و اعضای کنگره ۶۰ تبریک میگویم.
پنجشنبه 22 آذر 1397 10:31 ق.ظ
خدا قوت خانم مینای عزیزازخانم الهه عزیزهم بسیار سپاسگزارم.
پنجشنبه 22 آذر 1397 07:58 ق.ظ
سلام ممنون ازصحبت های آموزنده تون.
سپاس فراوان ازخانم الهه عزیزودوستانی که درنشراین آموزشهاتلاش می کنیدبرقرارباشیدخانم سحرعزیزازشماهم بسیارسپاس گزارم
چهارشنبه 21 آذر 1397 09:32 ب.ظ
خدا قوت خانم مینای عزیز
چهارشنبه 21 آذر 1397 09:17 ب.ظ
خدا قوت خانم مینا .تشکر از کمک راهنمای عزیز لژیون و اعضای خوب لژیون
چهارشنبه 21 آذر 1397 08:48 ب.ظ
سلام خدا قوت به خانم الهه عزیز و دوست داشتنی مطالب آموزنده و مفید بود و تشکر میکنم از خانم سحر عزیز و دلسوز که منت بر سر ما بچه های کرمان گذاشتند بهترین ها را براتون آرزو میکنم
چهارشنبه 21 آذر 1397 07:33 ب.ظ
خدا قوت خانم الهه گل و مینای عزیز
چهارشنبه 21 آذر 1397 05:51 ب.ظ
افرین مینای خوبم
چهارشنبه 21 آذر 1397 02:53 ب.ظ
سلام و خداقوت خدمت خانم الهه عزیز و بچه های لژیون.
مثل همیشه از تک تک شما آموختم.سپاس فراوان از نویسنده محترم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :