تبلیغات
همسفران عشق - تغییر نقش (همسفر سمیه)
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
یکشنبه 4 آذر 1397 :: نویسنده : Hamsafar Somayye



نتیجه تصویری برای عکس دست قلب عاشقانه




قبلا زیاد این جمله را شنیده بودم که (عقل سالم در بدن سالم)  ولی اصلا به معنای ان توجه نکرده بودم ولی پس از گرفتن آموزش و بعد این که فهمیدم جسم سالم ،حس سالم و به دنبال آن ایمان و عمل سالم به همراه دارد شروع کردم به ...





من از آن دسته از همسفرانی هستم که توسط مسافرشان با کنگره آشنا شده اند .من در سفر دوم و بنا به خواست مسافرم وارد کنگره شدم.در ابتدای ورودم نیازی به آموزش درخودم احساس نمی کردم و همچنان خودم را عقل کل می دانستم.مدتی گذشت و پیوند محبت بین من و اعضاء کنگره بسته شد.شدم عاشق کنگره ،شدم همسفر و شدم رهجو.کم کم خودم را پیدا کردم.
 وقتی خودم را پیدا کردم دیدم چه کرده ام  با نفسم و چه کرده ام با جسمم .هر چه گشتم مقصری پیدا نکردم.هر چند قبلا بودند کسانی که من آنها را مقصر بلاهایی که سر من آمده بود می دانستم ولی در کنگره فهمیدم اشکال در خودم و عملکرد خودم بوده است.وقتی سرک کشیدم  در درون خودم  دیدم جهان ذهنی درهمی دارم و همین امر مسئول  بسیاری از نگرانی های زندگی من بود.رها کردم آنچه باعث نگرانی و ناراحتی من شده بود،رها کردم تمام کسانی که باعث نا راحتی من می شدند و برایشان از خدای عزیزم طلب آرامش کردم و اینگونه خودم آرام شدم.برگشتم به نقش اصلی خودم در زندگی وبا اینکار سبک شدم .با کم کردن بار مسولیت هایی که بی خود بر دوشم می کشیدم  اعتماد به نفس و قدرت مردانگی مسافرم را که در زمان مصرف از ایشان گرفته بودم  به ایشان برگرداندم و دیگر  در اموری که به من مربوط نبود دخالت نمی کنم و مسافرم را به عنوان فرمانده قبول کردم و شدم فرمانبردار و سعی کردم معلم ایشان نباشم و اینگونه بود که نقش هر کسی در زندگی دوباره مشخص شد .قبلا زیاد این جمله را شنیده بودم که (عقل سالم در بدن سالم)  ولی اصلا به معنای ان توجه نکرده بودم ولی پس از گرفتن آموزش و بعد این که فهمیدم جسم سالم ،حس سالم و به دنبال آن ایمان و عمل سالم به همراه دارد شروع کردم جسم خسته ام را با ورزش آرام کردم.
دیروز من همسفر ی بودم که تنها به خاطر اینکه مسافرم به کنگره وصل باشد به کنگره آمدم ولی امروز تنها به خاطر خودم و رسیدن  خودم به آرامش به  کنگره می آیم  و فهمیده ام اگر من آرام باشم زندگیم هم آرام است هر زمان و هر زمان بر می گردم و به یکی دو سال قبل نگاه می کنم می بینم چقدر تغییر کرده ام و از آن دل آشوب ها و نگرانی ها چیزی نمانده است .می بینم چقدر خوابم خوب  شده است چون قبلا شبها تا صبح بیدار بودم ولی حالا فهمیده ام که اگر نخوابم تعادل ندارم و اگر تعادل نداشته باشم زندگیم دچار بی نظمی می شود و حالا که ذهنی آرام پیدا کرده ام  راحت تر می خوابم و در نهایت خدا را شکر می کنم که در کنگره حضور دارم و از خدای عزیزم می خواهم که پیوند من و مسافرم با کنگره هر روز محکم تر شود .




نوع مطلب :
برچسب ها : دلنوشته،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 آذر 1397 12:42 ب.ظ
بسی لذت بردم از خوندن این دلنوشته ی بسیار زیبا
افرین سمیه ی خوبم
دوشنبه 5 آذر 1397 10:55 ق.ظ
خانم سمیه جان خیلی لذت بردم عالی بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :