تبلیغات
همسفران عشق - لژیون همسفران عشق در روز دوشنبه 15/5/97 ساعت 17:45 با استادی خانم الهه
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد

بنام قادر مطلق الله

لژیون همسفران عشق در روز دوشنبه 15/5/97 ساعت 17:45 با استادی خانم الهه کار خود را شروع کرد.

در ابتدا خانم الهه ی عزیز: در مورد عمل سالم صحبت کردند و فرمودند رهچوهایی که به کنگره می آیند باید توجه کنند که هر عملی که انجام دهند عمل آنها در آبروی لژیون و آبروی راهنما و آبروی کنگره تاثیر دارد. عمل غیر سالم بیانگر این است که رهجو به حرف راهنما توجه نمی کند و یا در صراط مستقیم قرار نگرفته است شما رهجوهایی که به کنگره می آئید اولین قدم این است که عمل سالم انجام دهید چون الگوئی هستید برای دیگران زیرا شما آموزش می بینید و هر عمل ناسالمی که انجام دهید آبروی لژیون و کمک راهنما و کنگره را می برید. 

بنام قادر مطلق الله

لژیون همسفران عشق در روز دوشنبه 15/5/97 ساعت 17:45 با استادی خانم الهه کار خود را شروع کرد.

در ابتدا خانم الهه ی عزیز: در مورد عمل سالم صحبت کردند و فرمودند رهچوهایی که به کنگره می آیند باید توجه کنند که هر عملی که انجام دهند عمل آنها در آبروی لژیون و آبروی راهنما و آبروی کنگره تاثیر دارد. عمل غیر سالم بیانگر این است که رهجو به حرف راهنما توجه نمی کند و یا در صراط مستقیم قرار نگرفته است شما رهجوهایی که به کنگره می آئید اولین قدم این است که عمل سالم انجام دهید چون الگوئی هستید برای دیگران زیرا شما آموزش می بینید و هر عمل ناسالمی که انجام دهید آبروی لژیون و کمک راهنما و کنگره را می برید.

پس شما رهجوها وظیفه دارید که خوب حرکت کنید و در صراط مستقیم قرار بگیرید و عمل سالم انجام دهید.

در مورد وبلاگ باید بگویم که قبلاً زحمت گذاشتن وبلاگ را خانم زهرا می کشیدند ولی الان جابه جائی خدمت انجام دادم و این خدمت را به خانم ندا محول کردم. بچه هایی که نوشتن وبلاگ را به عهده دارند باید منظم باشند و تا نهایت صبح چهارشنبه وبلاگ را در سایت بگذارند، رهجوهای من مرتب و منظم باید باشند و این یکی از قانون های کنگره است که هر رهجوی وظیفه شناس و وقت شناس و مرتب و منظم باشد، و برای وقت خود ارزش قائل باشد.

بچه هایی که مسئول سایت وبلاگ هستند خودشان خدمت کنند و در این خدمت مزاحم بچه هایشان یا همسران یا دیگران نشوند کسی را که بالا سر شما می گذارند زنگ بزنید و از او سوال کنید و وظیفه خودتان را به دیگران نسپارید. خدمت کنید تا انرژی بگیرید.

مشارکت خانم اکرم: خانم الهه از زمانی که شما به من گفتید که در سایت خدمت کنم و دلنوشته در سایت بگذارم شماره در گوشی ام پاک شده بود و من ناراحت بودم که به شما قول دادم و الان شماره را ندارم ولی روز پنج شنبه که آدم کنگره و جشن بود از خانم فاطمه خواستم که شماره ی خانم الهه را بدهد و او گفت که من اجازه می گیرم و بعد شماره ی خانم الهه را میدهم. من اولین روزی که وارد کنگره شدم جشن تولد برادرم بود و خیلی خوشحال بودم وقتی جایگاه برادرم را می دیدم دوست داشتم این اتفاق برای مسافرم هم بیفتد دعاهایی هم که می کردم و برای مسافرم بود در ماه شعبان اتفاقی برای مسافرم افتاد که از نظر روحی و روانی او را بهم ریخته بود، شبها با خود راز و نیاز می کردم و روزها مثل مرده افتاده بودم. تا اینکه برادرم به من گفت: تو اول خودت به کنگره بیا تا حال خودت خوب بشود بخاطر بچه ات، و بعد مسافرت هم می آید و من به حرف برادرم گوش دادم و به کنگره آمدم . اذن آمدن فرزندم به کنگره صادر شد و یک دو شنبه ای که من حالم خوب نبود و نمی توانستم به کنگره بیایم فرزندم گفت: به من کار نداشته باش  و شما حتماً به کنگره برو برای حال خودت، و یک روزی که جسن بودم پسرم با من به کنگره آمد و برای جشن های بعدی هم با هم آمدیم و خیلی خوشحال می شد و پسرم خیلی تغییر کرده، و مرتب کنگره می آید و من خیلی خوشحالم که پسرم به کنگره آمد و من برای همه دعا می کنم مخصوصاً مادرانی که فرزندان مسافر دارند و آرزو دارم که خوشی برای همه باشه و مسافر من هم تا سال آینده به رهایی برسد. و از شما ممنونم که به من وقت مشارکت دادید از خدمتی که به من دادید تشکر می کنم. خانم الهه دوستتان دارم.

مشارکت خانم مریم : روز دوشنبه که از کنگره رفتیم خانم الهه گفتند می توانید با خانم سمیه کار کنید( در مورد دلنوشته) صبح سه شنبه من دلنوشته را آماده کردم و سه شنبه بعدازظهر به خانم سمیه زنگ زدم و گفتم می شود مرحله به مرحله به من بگوئی تا من دلنوشته را در سایت بگذارم و خانم سمیه گفت: که من کاری برایم پیش آمده و اگر می شه فردا پیام بده، و من از قبل با خانم راضیه حرف زده بودیم و گفتند اگر در مورد سایت با من کاری داشتی به من زنگ بزن.

و من به خانم راضیه زنگ زدم و ایشان مرحله به مرحله به من گفتند و من را راهنمایی کردند تا توانستم دلنوشته را در سایت بگذارم و خیلی انرژی ام بالا رفت و خیلی لذت بردم از اینکه در سایت خدمت کردم و اگر میدانستم با خدمت در سایت و وبلاگ نویسی چقدر انرژی می گیرم حتماً خیلی قبل تر وارد این خدمت می شدم. من از خانم راضیه و خانم الهه ی عزیز تشکر می کنم که به من اجازه خدمت در سایت را دادند.

مشارکت خانم الهه: بچه ها به همین دلیل است که من می گویم در سایت خدمت کنید  برای اینکه سطح انرژی فوق العاده بالاست،آقای امین می فرمایند: شما زمانی که به کلاسی مانند کلاس زبان انگلیسی یا والیبال یا هر کلاس سنتور و غیره ... می روید در جلسه ی اول فقط مربی آموزش میدهد و شما آموزش می گیرید ولی در جلسه ی دوم شما قبل از ورود به کلاس تمرین های مکرر داشته اید و به مربی می گوئید من این هفته تمرین کردم و او به شما می گوید: آفرین و این تشویق منبع انرژی می شود. پس یادگرفتن از همان آفرین گفتن مربی شروع شد و این باعث حرکت می شود و وقتی برگشتم خانه برای هفته بعدی تمرین بیشتری انجام می دهم و این باعث می شود که من موفق تر و زودتر به خواسته ی خودم برسم.

 چون یک نفر هم که بیایید مطالب را بخواند و بگوید دمش گرم خدا پدرش را بیامرزد توی دلش هم بگوید و چیزی هم ننویسد انرژی مثبت به طرف شما می آید و شما انرژی می گیرید و حالتان خوب می شود. حالا شما همین خانم اکرم را ببنید قیافه اش با یک ماه پیش چقدر عوض شده، صورتش گشاده، باز ، شادمان، لبخند به روی لب دارد یعنی در اثر آموزش و در اثر خدمت روز به روز حالتات خوبتر می شود و قیافه هایتان بهتر می شود. حالا همین مریم امروز می گوید: چقدر انرژی گرفتم و چند بار این حرف را تکرار کرد و من 5 سال است که مریم در لژیون من هست آرزو داشتم این جمله را از دهانش بشنوم و امروز این جمله که خیلی انرژی گرفتم را شنیدم و خیلی خوشحال شدم. من برای این عزیزان و همه ی عزیزان وبلاگ نویس آرزو می کنم که خدمتشان مستدام باشد وبه کمک راهنمایی برسید و حال خوش را پیدا کنید.

سی دی انفاق

مشارکت خانم منصوره :

در این سی دی آقای امین در مورد روز ه ی درصدی صحبت می کند و می گوید روز ه ی درصدی برای کسانی مشکل و بیماری دارند خیلی خوب است  به دلیل بیماری که نمی توانند روزه بگیرند با گرفتن روزه درصدی اعتماد به نفسشان بالا رفته و انرژی می گیرند و یواش یواش خوب می شوند. آقای امین می فرمایند: اگر کسی بخواهد کاری را انجام دهد و لذت آن را ببرد خرج راهش باید بکند. یعنی درست است که هر کار سختی دارد ولی باید با تمام توان انجام دهد و انرژی بگیرد این می شود خرج راهش، همانطور که خانم الهه هم فرمودند.

آقای امین فرمودند: من به کلام الله ایمان داشتم و شکی در آن نیست. وقتی کلام الله را می خوانیم یک قسمت های را از خداوند صحبت می کند و یک قسمتهایی از کرام الکاتبین صحبت کرده و یک بحث های دنباله داری در مورد عدد 19 آقای مهندس سلسله وار بیان کرده، چیزی که نظم ریاضی دارد این خیلی خارق العاده است. کتاب محکمی است و یک بار بیان نکردند بلکه به دفعات زیادی تکرار کردند آقای امین می گویند: در مورد شرک چیزهایی را گفته بودم و الان لازم است که در اینجا بیشتر توضیح دهم. می گویند که شرک موقعی بوجود می آید که شما در فرمانروایی خداوند تردید داشته باشید آن موقع در فرمانروایی شما هم شریکی قائل می شود و می گویند سیستم کائنات و آفرینش می آید در شریک شما قائل میشود، می گویند: چه طوری در جواب می گوید: اینطوری که شما در فرمانروایی خداوند شریک قائل میشود شما دوست دارید چندین کار را انجام دهید از بیست تا، ده تا را می توانید انجام بدهید و ده تایی دیگه را نمی توانید انجام دهید. مثلاً: می خواهی درس بخوانی می روی سر کلاس می بینی نمی توانی درس یادبگیری، مثل مسائل عاطفی، کسی را دوست داری و می گویی نمی دونم چرا نمی تونم ابراز علاقه به او بکنم به خاطر اینکه اختیارات محدود شده آقای امین اختیار را تعریف می کنند و می گویند: اختیار یعنی از چند چیز فقط یک چیز را می توانی انتخاب کنی و این دامنه ی انتخاب را محبت میدهد و این دامنه می تواند بزرگ یا کوچک باشد. وقتی شما بطرف نور و روشنایی می روی دامنه ی انتخابت بزرگ است. و وقتی بطرف تاریکی می روی دامنه ی انتخاب کوچک است، آقای امین می گوید به صفر نمی رسد ولی دامنه ی انتخاب کوچک می شود . مثلاً: شما پولدارید می توانید به مسافرت بروید و سفر خارج بروید و یا دانشمندی که دامنه ی انتخابش بزرگ است با دانشگاههای دیگر قرار داد می بندد و در دانشگاههای دیگر با اساتید دیگر قرار می گذارند یا درس ارائه بدهد یا یک موسیقی دانان را در کنسرتهای مختلف دعوت می کنند و یا یک شخصی که تازه رفته موسیقی آموزش ببیند از او دعوت نمی کنند و به قول آقای امین شاید بگویند برو توی اتاق موسیقی بزن که صدایش اذیتتان می کند.

پس هر چه انسان به طرف روشنایی برود دامنه ی انتخابش بزرگ تر و هر چه به طرف تاریکی برود دامنه ی انتخابش کوچکتر است .

مشارکت خانم الهه: یک نکته ی را بگویم: من از الهه خواهش کردم یک صفحه از دفتر دبیری را برای حضور و غیاب پارک بگذارد. صفحه ی اول را برای سفر اولی ها و سفر دومی ها بگذارید و پشت صفحه وضعیت پراک رفتن بچه ها و ورزش کردن بچه ها را کنترل کنند و حضور و غیاب پارک را قرار بدهند. بنابراین از این به بعد بچه ها الهه حضور و غیابشان می کند و از دبیر می خواهم که  از این به بعد به جای اینکه پشت همین صفحه بنویسی یک بخش آخر اضافه می کنیم و می نویسید و ورزش همسفران و روزهای جمعه آنجا حضور و غیاب می کنید و دبیرها بدانند از این به بعد این کار را انجام دهید. از الهه تشکر می کنیم به خاطر خدمت در پارک. من در خانه هر روز ورزش می کنم شما هم ورزش کنید چه بهتر که در پارک ورزش کنید روزهای جمعه.

و مسئولیت وبلاگ هم به خانم نداده شد، و تا آخر بهمن ماه را ندا برنامه ریزی کرده و از وبلاگ نویس قبل خانم زهرا نریمانی هم تشکر می کنیم.

مشارکت خانم محدثه: آقای امین در مورد کفر صحبت کردند و می گویند: که کفر از منفعت شخصی افراد می آید، مادر کنگره به جای اینکه بگوئیم عاقلانه می گوئیم حسابگرانه، هر چند برای هر کسی منفعت شخصی مهم است ولی این منفعت باید با عدالت شخصی باشد.

هر چیزی اگر به سمت روشنایی سوق داده شود می شود عدالت است و اگر به سوی تاریکی باشد می شود خطای در انفاق پس کفر از منفعت طلبی می آید. و آقای امین در مورد جهان بینی صحبت می کنند و می گویند: اگر من یک مسئله ای  جهان بینی را به شما آموزش می دهم نه اینکه آن مسئله را یا گره را در خود حل کنید. به سمت دیگران توجه داشته باشید و تا کسی را می بینید بگوئید این مشکل در مسافرم است.

و این گره و مشکل را در خودتان حل کنید، در معقوله ی اعتیاد وقتی یک سفر اولی وارد کنگره می شود باید ابتدا به درمان برسد و بعد از درمان در فکر کمک راهنمایی شدن باشد و تلاش کند.پس یکی از خطاهای جهان بینی این است که به جای اینکه مسائل را در خودت حل کنی و ببینی در دیگران می بینی خیلی از افراد بودند که وقتی وارد معقوله ای جهان بینی شدند به جای اینکه مشکلاتشان را حل کنند دچار مشکل شده اند و تا زمانی که مشکل و گره در خودش باشد نمی تواند مشکل را دیگران حل کند.

چون وقتی برای دیگران بیان کند از حرفش ناراحت می شود و ترش می کنند و به حرفش گوش نمی دهند و وقتی این مشکل را در خودش حل کنند دیگران هم به حرفش گوش میدهند، و وقتی مشکل خودش را حل کند سم حرفش سخنش از بین می رود و در بقیه بیداری ایجاد می شود. در مورد حس صحبت می کنند و می گویند حس مثل یک قطب نماست باید حس درست و خوب باشد و اگر در مود مشکلات دیگران صحبت می کنی باید حس خوبی داشته باشی مشکلات دیگران هم حل می وشد و اگر حسب بد و آلوده باشد هیج مشکلی را نمی تواند حل کند. برای همه ی ما منفعت شخصی مهم است منفعتی که همراه با عدالت و انصاف باشد نتیجه ی خوبی میدهد و مهم تر از آن اینکه پیمانه است که بسته ایم، در کنگره پیمان های زیادی وجود دارد و نباید ما فقط به منفعت شخصی خودمان فکر کنیم.

و پیوند محبت است که ارتباط بین افراد را محکم می کند .

آقای امین در مورد انفاق صحبت کردند و می گویند نفاق از ریشه ی نفقه می آید. یعنی برای خرج کردن و زندگی کردن لازم است و ایشان می گویند: اگر کسی بخواهد از تاریکی ها خارج شود و به طرف روشنائیها بیاید و دوباره به سمت تاریکیها برگردد، خیلی بدتر و با وضعیت بدی وارد تاریکها می شود.

مشارکت خانم ندا: آقای امین در سی دی انفاق در مورد سه موضوع کفر و انفاق و شرک صحبت کردند در مورد شرک گفته : در فرمانروایی خداوند شریک قائل می شوند و اگر کسی خداوند را قادر مطلق را قبول نداشته باشد نمی تواند او را به فرمانروایی قبول کند. وقتی خداوند به انسان اختیار داد وارد تاریکی شده وقتی به ما گفتند: اختیار دارید یعنی حق انتخاب یک گزینه را از چند گزینه داریم، حتی برای بچه ها هم که گفتند زیر 7 سال پادشاهی کنند نه اینکه آن بچه را بگذارند هر کاری را که بخواهد انجام دهد . پادشاهی یعنی چند تا گزینه جلویش می گذاری و حق انتخاب یکی را دارد و بعد اعتماد به نفس بگیرد.

در مورد کفر گفتند: اگر خوبیهای دیگران را پنهان کنی خوبیهای خودت پنهان می شود و نمی توانیم موفق باشیم. و اگر کسی خوبیهای دیگران را نمی بیند یقیناً بدیها دیگران رادر مدت طولانی در ذهنش می ماند. اگر نقطه ای تحمل کسی خیلی بالا برود بالعکس نقطه ای تحملش پایین می آید در مورد تفاخر گفتند: افرادی به ما زنگ می زنند بعد از مدتها و فخر فروشی می کنند. مثلاً می گویند: من الان زبانم را رفتم و در فلان جیاگاهی هستم و آنقدر می گوید و می گوید تا انرژی تر می گیرد و حالت را بد می کند و چند بار زنگ می زنه و در آخر من جوابش را نمی دهم و می گویم هر وقت این شخص به من زنگ می زنه، حال من گرفته می شود.

آقای امین در مورد موج و ذره صحبت می کنند و می گویند که ذره مثل مصالح ساختمان مثل بلوکها، میلگرد و غیره می ماند که خیلی محکم هستند و موج مثل ملات اینها را بهم می چسباند. من اگر بهترین آموزشها را بگیرم.

و بیایم بهتر استاد بشوم و نرم توی دانشگاه مدرسه و کنگره و در کنار دیگران اینها را آموزش بدهم هیچ ساختاری بوجود نمی آید انگار هیچ کاری نکردم و باید در کنار هم باشند، جامعه زمانی محکم می شود که ساختارهای محکمی داشته باشد . این ساختارها از انرژی و پتانسیل افراد جامعه بوجود می آید. که آمدند آموزش و پرورش و دانشگاه و غیره را  بوجود آورند. و افراد در کنار همدیگر مثل کوهی هستند. حالا اگر ما این ساختارها را از بین ببریم مثل اینکه کوهها را از بین برده ایم. در قرآن هم گفته کوههایی هستند مثل میخ هایی می مانند که بر روی زمین هستند حال اگر بیاییم و این ساختارها را از بین ببریم می رود یعنی جامعه از بین می رود و جامعه ای که در آن ساختار نباشد آن خراب شده است.

و یا اینکه کسانی که دچار نفاق می شوند یعنی این ها انرژی را مصرف می کنند و دچار سوختن می شوند یعنی کاری که نمی کنند هیچی، کاری که نمی کنند هیچی، بلکه یک جامعه را از بین می برند.

و ساختارهای جامعه و انرژی که مردم چند سال پیش هم گذاشته اند را از بین می برند، و اگر کسی در تاریکی بوده و بطرف روشنایی آمده و دو مرتبه برگشته و به سمت تاریکی رفته دامنه ی تاریکی اش خیلی بیشتر و بیشتر شده مثل کسی که اعتیاد را کنار گذاشته و اگر دو مرتبه رفته و مواد مصرف کرده مصرفش دو برابره سه برابر بیشتر شده و بیشتر در تاریکی فرو رفته و سختی بیشتری را باید تحمل کند تا به روشنایی برگردد  و در کنگره پیوند محبت کا را کنار یکدیگر قرار داده، در قدیم اگر کسی کاری داشت همه ی همسایه ها کنار یکدیگر جمع می وشند و به یکدیگر کمک می کردند و بیماریهای روحی و روانی کمتر بود ولی الان به دلیل اینکه انسانها از یکدیگر دور شده اند این بیماریها هم بیشتر شده که حتی در اروپا ها بیماری های آمده که تا بحال به گوشمان هم نخورده به دلیل اینکه این بیماریها خیلی نادرند.

خانم الهه در اینجا گفتند: سی دی انفاق سی دی هست که باید بیشتر از صد بار آن را گوش کنید.

مشارکت خانم سمیه :  آقای امین در مورد شرک و کفر خیلی جالب و خوب گفتند: مثلاً زمانی که می گفتید کسی که می خواهد از خواب بیدار شود، یا واسطه قرار می دهد و یا خودش می خواهد بیدار شود و مدام می گوید: الان، الان من با گوش دادن به این سی دی متوجه شدم و در مورد کفر هم من قبلاً فکر می کردم کسی که خود را قبول ندارد به عنوان کفر می شود ولی با شنیدن این سی دی فهمیدم کسی که هر کاری به منفعت خودش انجام می دهد کفراست. و در مورد حس خوب می توانم بگویم: گاهی وقتها انسان کاری را می خواهد انجام دهد و یا حرفی را می خواهد بزند که اگر این کار را انجام دهد، و یا زمانی با کسی دعوا می کنید و می خواهید چیزی به او بگوئید و فردا آن شخص می آید و از شما معذرت خواهی می کند و می فهمید که چه خوب شد که شما چیزی به او نگفتید، چون حس شما خراب بود و وضع خیلی بدتر می شد و حس خوب داشتن نعمتی است.

مشارکت خانم طاهره : در مورد نکاتی که آقای امین گفتند: قبل از آمدن به کنگره شاید افرادی به من چیزهایی می گفتند ولی چون می دانستم خودشان به آن عمل نمی کنند حرفهایشان در من تاثیر نداشت و می گفتم این که خودش عمل نمی کند من چه طور حرفش را بپذیرم، وقتی آمدم کنگره و فهمیدم به قول آقای امین حرفی که کسی می زنه و خودش عمل نمی کند مثل سمی است که تزریق می کند، و از زمانی که به کنگره آمدم و آموزشهایی که گرفتم چون این آموزشها از آقای امین و آقای مهندس و راهنمایان بودند و آنها افراد مورد اطمینان و صادق هستند و خودشان به آنچه می گویند عمل می کنند من به آموزشهای عمل کردم و موفق هستم.

مشارکت سمیه: قسمت دیگری از سی دی آقای امین که در پرانتز گفتند: اینکه کسی که آموزش جهان بینی می گیرد و می خواهد سوء استفاده کند از این آموزشها و عمل نمی کنند بهتر که یاد نگیرند. خیلی ها قبلاً کاری به مسافر نداشتند ولی وقتی جهان بینی را آموزش دیدند از اینکه حواسشان به  خودشان باشد و عیوب خود را برطرف کنند. مدام چشمشان به مسافرشان و یا دیگران است و مدام انگشت در چشم دیگران می کنند و خود من هم فکر می کردم تذکر است، هر کاری که می کرد می گفتم این منیت است این همانی است که آقای امین می گوید، ولی امروز که من این سی دی را گوش می دادم فهمیدم استاد جهان بینی این را می گوید: که تو اول به خودت برس و اصلاً نیاز نیست که به کسی چیزی بگوئیم. و اگر من یک چیزی که می گویم عمل نمی کنم و به دیگران می گویم و طرف ترش می کند یعنی اینکه تو برو اول خودت را درست کن و از آقای امین تشکر می کنم به خاطر سی دی های جهان بینی.

مشارکت خانم الهه: حضرت حافظ می فرماید: من اگر خوب یا بدم تو برو خود را باش. من اگر بدم، خودم را درست کنم هر کسی آن درود که خودش می کارد. من هر چیزی رابکارم آن را درو می کنم. نکات مهم این بود در سی دی انفاق، ما وقتی جهان بینی را یاد می گیریم. نباید راه بیفتیم و بگوئیم. تو چقدر ترسوئی، تو چقدر نادانی، تو چقدر کافری، تو چقدر مشرکی، مگر اینکه به درجه ای برسد به کمک راهنمایی رسیده باشد و پستی و بلندیها را طی کرده باشد و بتواند این را در رهجویش پیدا کرده باشد. مثلاً وقتی شما می گوئید من چنینم و چنان و من بگویم برو سی دی منیت را گوش کن شما ناراحت نمی شوی چرا ناراحت نمی شود، چون من خودم این صفت را داشتم تا حدی در خودم حل کردم و به تو می گویم و تو به حرفم گوش می دهی ولی اگر کسی راهنما نشده باشد و غوره نشده مویز شده باشد، یعنی چیزی که یاد می گیرد مدام نگوئید من بلدم، بچه ام از منیت رنج می برد، نه تو خودت این صفت را داری، بعضی ها غور نشده مویز می شوند یعنی می گویند من سی دی انفاق را گوش دادم و فهمیدم تو مشرکی، تو کافری، تو منیت داری تو اگر راست می گوئی ببین خودت مشرکی یا نیستی، چرا مشرک هستم، چرا مشرکی. چون وقتی خداوند فرمانی داده به آن عمل نمی کنی و یا می گویی دروغ بد است و بعضی وقتها درغ می گوئی.

قضاوت نکن، بعضی وقتها قضاوت می کنم، وقتی در فرمان خداوند شریک قائل می شوم تاثیرش در زندگی ام زیاد است و خود به خود در زندگیم شریک پیدا می شود، آن زمان است که دیگر خوابم نمی برد، آرامش ندارم چون وقتی شروع به غیبت کردن می کنم و قضاوت می کنم و دروغ می گویم فرمانم در مورد کارهایم از دستم بیرون می رود و حالا خودم نمی توانم برای کارهایم تصمیم بگیرم، شیطان تصمیم می گیرد حالا من که بخواهم کسی بلند شوم، کجا دروغ بگویم کجا حرف بزنم.

کفر یعنی چه؟ یعنی اینکه بخاطر منفعت خودم خیلی از خوبیها دیگران را نبینم، مثلاً: من به بچه ها می گویم دلنوشته بنویسید و آنها می نویسند که مسافرم قبلاً منیت داشت و الان بهتر شده، خدا خیرتان بدهد در مورد خودت بنویس تو خودت منیت نداشتی. دروغ نمی گفتی قضاوت نمی کردی، وقتی می گوئیم که اول غوره نشده مویز نشو، یعنی اول میدانی چقدر طول می کشد تا غوره به مویزه تبدیل شود یک مرحله غوره است و یک مرحله مویز است، غوره پوستش کنده می شود تا آب بخورد تا بشود انگور حالا اینقدر انگور را چنان آبش را می کشند تا بشود مویز به راحتی غوره به مویز تبدیل نمی شود که : حالا بگوئید کجاها شما را کفر گرفت.

مثلاً من در لژیون رهجوئی داشتم که چند سال می آمد و می رفت و هیچ وقت هم یکبار هم نمی گفت خیلی ممنون و روزهای راهنما هم توجهی نمی کرد گذشت بعد از چهار سالی که رها شد، یک پاکت خالی به من داد که روز راهنما که رویش نوشته بود خانم الهه خیلی ممنونم، و می دید خیلی جاها پول مصرف می کند ولی روز راهنما یک پاکت خالی داد و من با خودم گفتم خوب ندارده حتماً  تا اینکه بعد از چها رسال رهایی در روزهای یک روسری کوچک سفید به من داد، و خدا شاهد است که من به خاطر مسئله مالی اش این را نمی گویم و انتظاری هم ندارم ولی این را می خواهم بگویم شما یک درخت که میوه می دهد . به آن آبش می دهید کود بهش می دهند آیا یک کسی که رایگان بهتون چیزی می دهد و یاد می دهد شما چه عکس العملی در برابرش انجام میدهید. دو کار می توانید انجام بدهید، یا بگوئید وظیفه اش است خودش هم می گوید که من وظیفه ام است، دستش درو نکنه، اصلاً دستش هم درد بگیرد به ما چه، و یا دارد پولش را می گیرد، یک نفر وقتی می بیند کسی به او خدمت می کند می گوید: من مودبانه با او حرف بزنم یا دستور به او ندهم، باید به راهنما احترام بگذارد و درست با او رفتار کنید این را می خواهم بگویم که اگر اینجا یاد نگیرید مسئله پیش می آید، با مرزبان هم بد حرف می زنید و با بی ادبی می گوئید می خواستی بگذاری من جای خدمت کنم دیگه.

وقتی انسان قدرناشناس باشد کافر است یعنی کفر می ورزد، حال اگر می خواهد کفر نورزد چیکار می کند، خوبیها طرف را می بیند می گوید: شوهرم بد اخلاق و بدرفتار است ولی خرجی می دهد، پول که در می آورد حالا یک دادی هم زد، خب صبح تا شب می رود خسته می شود .

و زحمت می کشید حالا یک دادی هم می زد، خرجی را که قطع نکرده. نان و آب را که قطع نکرده.

من به بچه ای که در کنگره نوشته ای را نوشته بود گفتم: شب که رفتی خانه این را به بابات نشان بده و بگو من این را در کنگره نوشتم، اون بچه گفت: من بابام را که نمی بینم گفتم: هر وقت دیدی بهش بگوف گفت: اون خارج رفته  و به من حتی تلفن هم نمی زنه و حالم را نمی پرسه، من خیلی ناراحت شدم و دعا کردم، خب شما که شوهرهایتان بالا سرتان هستند، نان برایتان می آورند یا نمی آورند الحمدالله که هستند، حالا اخلاقش هم بد است که بد باشد و شما هائید که شوهر دارید باید هر جا می خواهید بروید از شوهرهایتان اجازه بگیرید و به او احترام بگذارید تا وقتی هستید قدر آنها با نمی دانید و وقتی یک زمانی برایشان اتفاق افتاد به تفریح و گریه می افتید پس اینها همه مصادیق کفر است و از کفر شما نشأت می گیرد پس کفر یعنی نا سپاسی و خوبی آدمها را ندیدن کفر است . خوبیهای بچه هایتان را ببینید.

پس ناسپس مصداق کفر است و سپاسگذاری و شکر کردن و خوبیها را دیدن مصداق ایمان است.

نفاق یعنی کسی که می آید و خوبیها را می بیند آموزش می گیرد رها می شود و می رود دنبال زندگیش و یا رها می شود و دوباره بر میگردد و به تاریکیها داری بهش خوبیها را یاد می دهی و او دوباره بر می گردد به طرف بدیها خودش و کار خودش را انجام می دهد . چنین شخصی دچار نفاق شده یعنی می سوزاند نفاق یعنی سوختن، هر آنچه را می سوزاند وقتی می سوزاند یعنی چی؟ یعنی بر می گردد به اون تاریکی یعنی اگر از تاریکی می رود یعنی چند برابر قبل می رود در عمق تاریکی، هر کسی یک خوبی به او می شود، به رهایی می رشد و دو مرتبه به تاریکیها و کارهای قبلی بر می گردد این انسان دچار نفاق شده است.

مشارکت خانم شبنم: در مورد یک تجربه ی شخصی می خواهم بگویم که انفاق مصداق ایمان آوردن و شکر گزاری است.

از مسافرم خیلی شاکی بودم هر چند برای من اضافه بر سازمان می گذاشت و من خوبیهایش را نمی دیدم ولی یک شب از من خیلی دور بود و به من تلنگری زده بشد و من به او پیام دادم و از او تشکر کردم به خاطر خوبیهایش و این باعث شد هر دو انرژی بگویم در زندگی و تاسپاس من مصداق کفر بود و چیزی را که نمی بینم و منفعت خودمان را می بینم این مصاق کفر است.

مشارکت خانم الهه: شما باید قدر دان باشید و به اندازه وسع شوهرانتان از آنها خرجی بخواهید مثلاً اگر پنجاه تومان در آمد دارد به اندازه ی پنجاه تومان خرج می کند و اگر کمتر درآمد داردکمتر خرج می کند شما زن و بچه هاتون ببینید چیکار کردید که اگر یک میلیون تومان در آمد دارد 50 تومان خرج  شما می کند. آقای مهندس می فرمایند: من آن روزها پرتقال کوچیک می خریدم و می بردم خانه و خانم آنی می گفت: این گندیده ها چیست آوردی خانه، و اگر جلوی مغازه روزی دیگر پرتقال درشت میدیم نمی خریدم و می گفتم: حالا اگه اینها را هم بخرم می گویند این گندیده ها چی که خریدی آوردی خانه، ولی از وقتی که گندیده هم بردم خانه و گفت: دستت درد نکنه، خدا برکت بده و تشکر کرد از آن به بعد یک چیز مهمتری می خریدم یک چیز توپ تر می خریدم.

آخه شوهرانتان غیر از شما کسی را ندارند. دوست دارند شما خوشحال شوید و در آرامش باشید و خوب زندگی کنید. حالا اگر کم است به همان کم راضی باشید و اگر زیاد به همان زیاد راضی باشید به همان اندازه که دارند به شما خدمت می کنند، پس قدردان و شکرگزاری باشید و کافر نباشید.

دستور جلسه ی هفته آینده : سی دی توجیه از آقای مهندس

 

 

 



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 مرداد 1397 توسط همسفر پروین | نظرات()
مرضیه همسفر سعید محسن
جمعه 19 مرداد 1397 06:52 ب.ظ
خدا قوت به خانم زهرا وتبریک به خانم ندا موفق باشین وخدا قوت خدمت خانم الهه عزیز وکوشا ومهربان
ندا لژیون خانم الهه
جمعه 19 مرداد 1397 06:23 ب.ظ
سلام .خداقوت خدمت خانم پروین .وتشکر از خانم الهه عزیزوخواهر لژیونی های عزیزم
همسفر فاطمه
پنجشنبه 18 مرداد 1397 10:55 ب.ظ
ممنون از خانم الهه عزیزم.
خدا قوت خانم پروین گزارشتون عالی بود
aycoservice
پنجشنبه 18 مرداد 1397 06:29 ب.ظ
www.aycoservice.com
آرزو.ص از شهرکرد
پنجشنبه 18 مرداد 1397 12:48 ب.ظ
خدا قوت خانم الهه عزیز.مثل همیشه آموزنده بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :