همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
چهارشنبه 23 خرداد 1397 :: نویسنده : شهرزاد بصیری

به نام قدرت مطلق

یاد الله در هر جا ، یاد خود از قطره به اقیانوس است
دوشنبه21  خرداد ماه 1397 لژیون همسفران عشق به استادی خانم الهه
دستور جلسه : ظرفیت ، مسئولیت ، قبله گم کردن و سی دی بار دگر از آقای امین

وقتی خشمگین می شوید دو تا حالت دارد یا خشم تان را به بیرون می ریزید مثل زهر مار و می روید بقیه را نیش می زنید و مدل دیگرش این است که آن را در درون خود نگه می دارید ، می گویید نباید عصبانی شوم پس ساکت بنشین . اگر کسی به این مرحله برسد که خشمگین شود ولی خشم خودش را خودش کنترل کند این آدم از آتش می تواند بپرد و به سلامت هم می پرد ولی اگر این آتش را مثل نیش مار به بقیه زد ؛ درست است که در لحظه اول فکر می کند حالش خوب شده ولی حال خوبی در کار نیست ...

سلام دوستان ؛ الهه هستم یک همسفر . انشاالله حال همگی خوب باشد حال من هم بحمدلله خوب است . خدا را شکر که توانستیم بعد از دو هفته همدیگر را ببینیم ؛ با یک هفته تعطیلی قدر کنگره بیشتدر دستمان می آید .

خانم الهه ، راهنمای محترم با توجه به سخنان خانم داودی ( اسیستنت محترم ) در ابتدا نکته ایی را متذکر شدند : روزهایی که فرزند خود را با خودتان به کنگره می آورید مسئولیت آنها را کاملاً بپذیرید . بچه ها را با لباس مناسب و محفوظ بیاورید مخصوصاً دختر بچه ها را ، در ضمن حواستان باشد که اینجا کسی نمی تواند مسئولیت فرزند شما را بر عهده بگیرد . بنابراین وقتی بچه ها همراه شما به کنگره می آیند چهارچشمی حواستان به فرزندانتان باشد .

خانم الهه : دستور جلسه امروز در جلسه عمومی ، ظرفیت و مسئولیت بود . بچه ها هر کس می خواهد به حال خوش بیشتری دست بیابد باید بیشتر خدمت کند یعنی باید مسئولیت بیشتری را بپذیرد . آقای مهندس فرمودند : یک بار شخصی آمد و به من سلام کرد ، من هم با حالتی صمیمی پاسخ او را دادم و شخص قبله اش را گم کرد ! این یعنی ممکن است یک شخصی حتی تحمل یک سلام صمیمانه را هم نداشته باشد . گاهی ممکن است شخصی تحمل یک میکروفن گردانی را هم ندارد ، یک وقت شخص تحمل اینکه یک صندلی را جابه جا کند ندارد ، ممکن است شخص تحمل اینکه راهنما به او کلمه محبت آمیزی بگوید را ندارد ؛ مثلاً راهنما می گوید : سلام عشقکم ، رهجو هم در پاسخ می گوید : سلام عشقکم و ... ! باید بدانیم هر کلمه ایی را کجا به کار ببریم و باید بدانیم با راهنمای خود چگونه صحبت کنیم . من حتی به دانشجویانم می گویم بچه ها اگر استاد راهنمای من که شاید سالیان پیش استاد من بوده ، اگر ده بار از مقابل من بگذرد من هر ده بار را کاملاً در مقابل ایشان بلند می شوم و می ایستم . مثلاً من تا به حال برای راهنمایم پیام نداده ام که سلام عزززززززززیزم و .... بچه ها من که دوست شما نیستم ! می دانم که مرا به عنوان راهنمایتان دوست دارید ولی این طرز برخورد با راهنما نیست . من اگر به شما می گویم سلام عشقکم ، من مادر لژیونی شما هستم و شما حتی اگر از نظر سنی هم از من خیلی بزرگتر باشید ؛ نمی توانید بگویید خانم الهه این کار را بکن و ... وقتی با راهنمایتان صحبت می کنید و یا به او پیام می دهید باید فعل تان را جمع ببندید . باید متوجه باشید که به چه کسی می گویید ، کجا می گویید و چه می گویید ...

ظرفیت ، مسئولیت و قبله گم کردن

خانم الهه : برای مثال ، من می گویم برای زیبا ، خواهر لژیونی تان دست بزنید . زیبا نباید فکر کند که به به ، من چه جایگاهی دارم ! ... اگر کسی ظرفیت دست زدن را داشته باشد حتی اگر برایش دست هم نزنند ناراحت نمی شود . این همان چیزی است که آقای امین می گویند ، ایشان می گویند : اگر کسی ظرفیت یک چیزی را داشته باشد حتی اگر آن چیز را از او بگیرند اگر به هم نریزد یعنی ظرفیت دارد ، مثلاً من اگر ظرفیت مادر شدن را داشته باشم اگر بچه ام را به هر دلیلی از من بگیرند اگر به هم نریختم یعنی من ظرفیت دارم و یا مثلاً من کارمند جایی یا کسی هستم و ظرفیت انجام کاری که به من سپرده شده را دارم ولی اگر به من گفتند دیگر از فردا صبح نیا و من به هم نریختم من ظرفیت آن جایگاه را دارم . اگر یک نفر آمد و به شما گفت : بالای چشمتان ابروست ؛ این بدان معنی نیست که به اسب شاه گفته اند یابو ! اگر کسی ناراحت شد و به او برخورد یعنی ظرفیت قضیه مورد نظر را ندارد . هر کسی که ظرفیت بیشتری داشته باشد به او مسئولیت بیشتری می دهند مثلاً وقتی شما همسر یک آقایی هستی ، مسئولیت هایی داری و در قبال این وظایفی که داری از شما سوال می کنند . وقتی به همسرتان بله گفتید که البته با زور اسلحه هم نبوده ، بنابراین هر چه که ایشان می گوید باید بگویید بله ... اگر یک ظرف شیرینی جلوی شما گرفتند  آن قسمت از ظرف که جلوی شماست اگر مورد پسند شما نبود ؛ نمی توانید بگویید وای این چیه ؟! ... نمی توانید اعتراض کنید چون اگر قرار بود شیرینی خامه ایی روزی شما باشد آن طرف ظرف که در آن رولت هست در مقابل شما قرار می گرفت . پس باید همین شیرینی خشک شده را برداری ، بخوری و صدایت هم در نیاید چون روزی شما همین است و باید روزی ات را با تمام وجودت بخوری . همسر شما همان آدمی است که یک روزی عاشقش بودی و قبولش کردی ، پس الان هم روزی ات هر چه هست باید با تمام وجودت بپذیری . مسئولیت های هر انسانی به اندازه ظرفیت اوست ؛ هر کسی که می خواهد ظرفیت بیشتری به دست آورد باید ظرف خودش را بزرگتر کند و نمی تواند انگشت اشاره اش را به طرف دیگران بگیرد . شما اگر روزی تان  زندگی در کاخ سفید بود که الان در کنار یک مصرف کننده نبودید ، پس اگر من الان تنها هستم ، اگر الان بی کس هستم ، اگر حالم خوب است ، اگر حالم بد است و ... همه اینها نتیجه عملکرد خود من است . خودم نتوانسته ام درست زندگی کنم بنابراین باید بروم و اشکالات خودم را برطرف کنم آن وقت شاید مسئولیتم هم زیاد شد . وقتی مسئولیت انسان بیشتر می شود و آن مسئولیت را با لذت تمام و با تمام وجودش ، با قشنگی تمام ، با عشق تمام و بدون منّت انجام دهد نتیجه اش به خودش برمی گردد . وقتی به خودش برگشت یعنی حالش خوب است ، بهتر احساس می کند و لذت بیشتری می برد ولی کسی که قبله اش را گم می کند ؛ قبله گم کردن یعنی من ظرفیت داشتن این زندگی را ندارم ، ظرفیت داشتن این شوهر را ندارم ! چه اتفاقی می افتد ؟ به جای اینکه به مسئولیت های خودم رسیدگی کنم  بیست و چهار ساعت دوربینم روی دیگرزان است و فقط رفتارهای طرف مقابلم را می بینم مثلاً می گویم وای نمی دانید چه کارهایی می کند ! چه حرف هایی می زند و ... خوب ، اینها که نتیجه اعمال من الهه نیست که ، نتیجه عمل خودتان است که الان دارد به شما برمی گردد . زدی ضربتی ، ضربتی نوش کن .

بچه ها نمی دانم چرا بعضی اوقات ؛ بعضی از خانم ها می خواهند روی همسرشان تسلط داشته باشند ! من هر وقت دیدم زنی می خواهد همسرش را کنترل کند هم خودش را بدبخت می کند هم همسرش را . در منزل یک پادشاه وجود دارد و آن هم مرد است و هر چه می گوید باید گفت چشم ، نه که بگویید چشم و کار خودتان را بکنید . شما ولایت او را روز اول پذیرفتید ، یا نباید به او بله می گفتید یا حالا که بله گفتید باید تا آخرین لحظه بگویید چشم ، ولو اینکه اشتباه می گوید ، ولو اینکه این آدم یک مصرف کننده است و ... شما می توانید یک وزیر زیرک باشید . سعدی رحمه الله می فرماید : در یک اقلیم دو پادشاه نگنجد همانطور که در یک نیام دو شمشیر نگنجد . باید دانا و زیرک باشید و این نیازمند آموزش و فرآیند زمان است یک روزه و دو روزه امکان پذیر نیست . برای مثال وقتی می خواهید نظر خود را در مورد موضوعی بگویید آن را تحمیل نکنید چون طرف مقابل زیر بار نمی رود ؛ می توانید اینطور بیان کنید مثلاً هر چه شما بگویید همان است ، هر جور خودتان صلاح می دانید ، من فکر می کنم که .... با زیرکی و دانایی ابراز نظر کنید . باید ظرفیت حرف زدن را داشته باشید  باید بدانید چطور از راه محبت وارد شوید . یکی از رهجویانم می گفت : با همسرش مشکل پیدا کرده ، یکی از آنها روی کاناپه می خوابید و یکی در اتاق دیگری ... تحت هیچ عنوانی این کار درست نیست  حتی اگر با هم قهر هستید نباید دور از هم بخوابید اصلاً چنین چیزی را در کنگره نمی پذیریم .

رهجو می گوید : مسافرم داد و بیداد می کند ؛ خوب ، وقتی ذغال را در منقل گذاشته اید و نفت هم روی آن ریخته اید ؛ وقتی یک کبریتی می اندازید آتش می گیرد . شما هم گاهی با یک حرفی همان کار کبریت را انجام می دهید و طرف مقابل خود را به آتش می کشید و بعد هم می گویید من که چیزی نگفتم ! ... باید سعی کنیم دانایی خود را بالا ببریم و بالا بردن دانایی به سال ها وقت نیاز دارد ، به سال ها زمان نیاز دارد ، به آموزش نیاز دارد . وقتی به راهنمایت می گویی چشم  باید به آن عمل کنی نه اینکه بگویی چشم ولی کار خودت را بکنی .

همسفر شبنم سوالی را مطرح کردند در مورد سخنانی که استاد جلسه در جلسه عمومی مطرح کردند و خانم الهه اینگونه پاسخ دادند : بچه ایی به دبستان می رود تا درس بخواند  در مدرسه کلاس تئاترهم به عنوان کلاس فوق برنامه می گذارند . آن بچه هر روز چهار ساعت به کلاس درس می رود و یک ساعت به کلاس تئاتر ، کم کم در تئاتر رشد می کند و مورد تشویق و تحسین دیگران واقع می شود در حالی که وظیفه اش درس خواندن بوده ولی اینقدر مورد تشویق قرار می گیرد که آن بچه دچار منیّت و غرور می شود ... آن وقت می گوید : خوب ، به جای اینکه درس بخوانم می روم وتئاتر کار می کنم . این کار شاید ظاهرش قشنگ باشد و دیگران هم او را مورد تشویق قرار دهند ولی وظیفه او چیز دیگری است و آن هم درس خواندن است .

یکی از رهجویانم شدیداً از منیّت رنج می برد . وقتی به او توصیه می کردم که روی منیّتش کار کند می گفت : خانم الهه شما که نمی دانی که ( نبینم کسی با راهنمایش اینگونه صحبت کند . وقتی می گویی شما نمی دانی که یعنی تو که نمی فهمی که ... )  برادر شوهرانم مرا می پرستند و همه می دانند که مشکل از شوهرم است او نمی فهمد و ... وقتی شوهرت نمی فهمد یعنی ظرفیت تو همین است . اگر همه از آشپزی تو تعریف می کنند ، همه از زیبایی تو تعریف می کنند ولی تو یک مادر خوب نیستی ، یک مادری نیستی که بتوانی زندگی ات را حفظ کنی ، یک زنی نیستی که بتوانی شوهرت را حفظ کنی ( نه که کنترل کنی ) چه فایده ! ... از قدیم گفته اند بچه داری ، شوهر داری ، زن داری یعنی نگه داری می خواهد . وقتی من در خانه نمی توانم با پدر و مادرم ، شوهرم و .... درست ارتباط برقرار کنم یعنی ظرفیت ندارم ولو اینکه همه دنیا بگویند زیباترین زن هستید ، بهترین زن هستید و ... پدر من برای من پدر خوبی است ولی برای بچه من ، پدر نمی شود ! پدربزرگ فرزندتان که برای او پدر نمی شود ؛ بچه پدر می خواهد . حالا یک وقتی است مرد شما این چیزها را نمی داند ولی شما که اینجا می آیید و این چیزها را یاد می گیرید مسئول هستید . با آموزش گرفتن این مطالب  شما در برابر همسر و فرندتان مسئول هستید و دین بر گردن شماست .

همسفر فاطمه : من با توجه به آموزش هایی که در کنگره می گیرم و با استفاده از راهنمایی های شما سعی می کنم این آموزش ها را در زندگی عملی کنم ولی صددرصد نمی توانم این کار را انجام دهم ، آیا این دین به گردنم می ماند ؟

خانم الهه : بچه ها حرکت ما از صفر تا صد است . هیچ وقت هم به صد نمی رسد بلکه به صد نزدیک می شویم . در دعا می گوییم به ما یاری کن تا به فرمان عقل نزدیک شویم و تا هزار سال دیگر هم وقت داریم که به فرمان عقل برسیم . می توانیم به آن نزدیک شویم ولی در این شرایط ، صددرصد نه ، همه ساختارها از این قانون تبعیت می کنند . مثلاً من خیلی چیزها را می دانم ولی حد توانم بیست است یعنی تا بیست می توانم زحمت بکشم . هر کسی باید بفهمد که حد مسئولیتش چقدر است و به همان اندازه از خودش چیزی بخواهد نه بیشتر . کسانی که از خودشان بیشتر کار می کشند اینها آدم های موفق تری نیستند اتفاقاً آدم های بدبخت تری هستند . اولین مسئولیت زن در برابر شوهرش می باشد دومین مسئولیتش در قبال فرزندانش و بعد هم هیچ مسئولیتی ندارد . البته در برابر پدر و مادر هم مسئولیت دارید اما نه به اندازه شوهرتان . بنابراین اگر حد توان من 5  است اما تا نقطه 10  برای آنها زحمت می کشم اشکالی ندارد ولی اگر بیشتر انرژی ام را به جای اینکه صرف شوهرم کنم صرف بچه هایم کنم ، صرف کارم ، خواهرم ، برادرم و ... کنم یعنی باخته ام . مثلاً مایکل جکسون و .... مسئولیتشان را در برابر مردم می دانستند ، می رفتند و برای مردم می خواندند و مردم هم لذت می بردند ولی در اواخر ، مواد بیشتری مصرف می کردند تا بتوانند بیشتر برنامه اجرا کنند و این یعنی این آدم ظرفیت اینکه به مردم خدمت کند را ندارد چون دارد به خودش تخریب وارد می کند .

هر کسی اول از همه در برابر خودش ، در برابر جسمش مسئول است . اگر به خاطر ناراحتی و غم وغصه جسم خود را نابود کردم دیگر چه کسی می آید جسم مرا می سازد ، چه کسی کارهای مرا انجام می دهد ؟ هیچ کس . پس هر کس در برابر خودش مسئول است بعد در برابر شوهرتان مسئول هستید . باید به همسرم خدمت کنم ، محبت کنم البته محبت بلاعوض یعنی در برابر محبتی که می کنم چشم داشتی نداشته باشم و بعد هم در برابر فرزندانم مسئولم .

حدیثی داریم که می گوید اگر به جایی می روید و به واسطه رفتن به آنجا مورد سوءظن قرار می گیرید نباید بروید ، مثلاً من بدانم فلان خانه ، خانه آدم های خوبی نیست ؛ آنها از من دعوت گرفته اند و من هم به شوهرم می گویم چه بخواهی ، چه نخواهی من می روم . اصلاً کاری به شوهرتان هم که نداشته باشید آیا با خودتان فکر نمی کنید که اگر به این مهمانی رفتید و همان برچسبی که به آنها زده شده را به شما هم چسباندند خودتان تخریب می شوید ؛ چون هر کسی را که می خواهید بشناسید باید ببینید با چه کسانی نشست و برخاست می کند .

تو اول بگو با کیان زیستی      پس آنگه بگویم که تو کیستی

ولیّ  شما شوهرتان است پس هر جا می خواهید بروید باید ایشان رضایت داشته باشد . اگر اعتماد همسرتان را به دست آورید آن وقت آزادی خودتان را خودتان رقم می زنید و این نیازمند زمان است چون ساختن دیوار اعتماد سال ها طول می کشد و نمی توان یک شبه آن را درست کرد . وقتی در طول مسیرمان بالا و پاین می رویم اشکالی ندارد چون داریم حرکت می کنیم و در حرکت هم ثابت نیستیم و این نشان حرکت کردن است .



 





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، ظرفیت و مسئولیت، سی دی بار دگر،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :