تبلیغات
همسفران عشق - گزارش لژیون همسفران عشق ۱۳۹۷/۲/۲۴
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
روز دوشنبه ۱۳۹۷/۲/۲۴لژیون همسفران عشق با استادی خانم الهه و دستور جلسه الهام از رمضان آغاز به کار نمود . در ابتدا استاد گرامی اینگونه فرمودند : سلام دوستان الهه هستم یک همسفر حال من به حمد الله خوب است و امیدوارم حال شما هم خوب باشد 
 خانم الهه فرمودند: که روز پنجشنبه خانم شانی دختر آقای مهندس آمده بودند و بعد از اینکه جلسه تمام شد عده ی زیادی به طرف ایشان هجوم آورده بودند واین حرکت بسار زشت است و اگر شما حالتون خوب نیست و یا سفرتون خوب نیست باید از راهنما بپرسید و و عیب از راهنما هم نیست عیب از خود شماست و خانم شانی در عرض یک دقیقه چطور بتواند شما را بشناسد و باید از راهنمایتان که یک سال ،دوسال است شما را میشناسد سوال کنید تا بتواند شما را راهنمایی کند .استاد گرامی در ادامه گفتند که در ایران یک منطقه معروفی است به نام مسجد سلیمان که یک روزی یک انگلیسی جاسوس می آید و مدت ۳۰سال می ماند و چون فارسی بلد نبوده خودش را به کر د لال بودن می زند و بعد از این مدت که کامل روی زبان فارسی مسلط می شود روزی به مسجد می رود و سلام می کند مردم هم می گویند که این معجزه شده و این فرد در مسجدسلیمان می گردد به دنبال چاه نفت و می گوید چقدر این زمین نفرین شده است و مردم که به او اعتقاد پیدا کرده بودند بهش اعتماد می کنند و پای انگلیسی ها به مسجد سلیمان باز میشود و هر بار می آمدند و از این نفت را می بردند و این از حماقت مردم است .
و منظور من این است که اگر من در جهنم به سر میبرم این جهنم زاییده افکار من است و اگر من از درون درست شدم از بیرون هم درست میشوم و اگر من اصلاح شدم در صراط مستقیم حرکت می کنم و در این هیچ شکی نیست . در ادامه استاد گرامی تولد سه سال رهایی خانم افسون را به ایشان تبریک گفتند و از ایشان خواستند تا مشارکت کنند .
 خانم افسون گفتند : شعبه میبد بعد از دوسال که آقایان در یک پارک جلسه تشکیل می دادند آقایی بهشون راهنمایی می کند و می گوید که یک مسجدی که هیچ کس در آنجا نمیرود در این پارک است و میتوانید در آنجا جلسه برگزار و الان خدا را شکر آن جا هم درست شده است و روز پنجشنبه من اولین لژیونم را تشکیل دادم و که من مسافرم خیلی خوب سفر کردند و من قبل از اینکه به کنگره بیایم فکر میکردم که من خیلی خوب هستم و من نه دروغ می گویم ونه غیبت میکنم و هم با سواد هستم حتی در زمینه هایی که همیشه در آن ها ادعا میکردم و روز پنجشنبه جای همتون خالیه و من حتماًدر مورد هم لژیونی هام و استاد عزیزم در آنجا صحبت میکنم .
 در ادامه استاد گرامی به خانم افسون تبریک گفتند و از بچه ها بابت هفته راهنما تشکر کردندو گفتند که من هفته پیش   از محبت های شما منقلب شده بودم  و آدم وقتی که به کسی هدیه میدهد بیشتر از کسی که هدیه میگیرد خوشحال است از همتون تشکر میکنم و انشاالله خدا به همتون خیر و برکت بدهد و بعد در مورد کاندید شدن برای مرزبانی گفتند که پنج نفر از بچه های لژیون کاندید شده اند و مرزبانی کار بسیار سختی است و مثل پا برهنه رفتن روی آتش است و تا وقتی روی این آتش راه نروید نمیتوانید آتش درونتون را خاموش کنید .
ایشان در رابطه با ماه مبارک رمضان فرمودند  که رمضان از رمض می آید و رمض به معنی سوختن است و این سوختن نباید فقط در ظاهرتان اتفاق بیفتد باید در باطنتون هم اتفاق بیفتد و وقتی شما نمیتوانید به چیزهای بد فکر کنید آدم خودش احساس می کند که چقدر صبور تر شده است و چقدر مهربان تر شده و زمانی شماها می توانید روزه درست بگیرید که نه فقط ظاهرتان بلکه باید باطنتون هم تغییر کند و زمانی که آدم خودش در آرامش باشد روزه ای را هم که میگیرد در آرامش است و کسانی هم که نمیتوانند روزه بگیرند به خاطر این است که در درونشون آرمش ندارند و باید تمرین کنند و کم کم روزه بگیرند تا به آرامش برسند . و در ادامه از خانم ها شبنم و الهه خواستند که در مورد مدتی که در کنگره نبودند مشارکت کنند .
 در ابتدا همسفر الهه گفتند : من در این مدتی که نتوانستم به کنگره بیایم واقعاًحالم بد بود و آشوب بودم و میگفتم خدایا چه حکمتی است که من نمیتوانم به کنگره بروم ولی بعد از مدتی امروز توانستم بیایم و خدا را خیلی خیلی شکر میکنم که بار دیگر در لژیون خانم الهه هستم و ازشون آرامش میگیرم. و بعد خانم شبنم مشارکت کردند و گفتند : که من یک مدتی در لژیون خانم الهه بودم ولی یکدفعه نمی دانم چه اتفاقی افتاد که دیگر نتوانستم بیایم و در این مدتی که به کنگره نیامدم خیلی احساس آشفتگی داشتم و کنگره جایی است که انسان به خود شناسی و خدا شناسی میرسد و ضمیر ناخودآگاه هممون بیدار میشودو خوشحالم که توانستم بار دیگر به کنگره بیایم و در این جایگاه باشم .
 همسفر فاطمه از خانم الهه سوالی پرسیدند: که روز پنجشنبه خانم شانی فرمودند که اگر انسان در صراط مستقیم قدم بردارد و به طرف ارزش ها برود الهامات برایش پیش می آید و من معنی این را متوجه نشدم و لطفاً توضیح بدهید ؟استاد گرامی خانم الهه گفتند که من در مورد نفس که به حد وسط میرسد صحبت کردم و گفتم که وقتی نفس به حد وسط برسد قابلیت اینکه انسان بشود را پیدا میکند و وقتی نفس به حد میانه رسید یعنی انسان اختیار پیدا میکند که در راه درست قدم بردارد و یا در راه نادرست ولی فقط این نیست و شما نفس را دارید ولی یک سمتش جن و یک سمتش روح است و کار روح این است که مثلاً من سرما خوردم و یا با مسافرم دعوام شده روح میگوید برو کنگره و وقتی خانم الهه و بچه های لژیون را میبینی حالت خوب میشود ولی جن میگوید که تو با این حال خرابت برای چی به کنگره بروی و اگر بروی که حالت بدتر میشود ودر این واحد روح الهام میکند و جن القاء میکند روح راه درست را نشان میدهد و القاء کار نادرست و میگویند که ادیان میگویند که  شما بعد از مرگ هستید ولی در جای دیگری هستید و اگر کار خوب انجام داده باشید نتیجه خوب میبینید و اگر کار بد انجام داده باشید نتیجه بد میبینید . ولی در کنگره میگوییم که ما بوده ایم و هستیم و خواهیم بود یعنی شاید من میلیون ها بار مرده باشم ولی باز زنده شده باشم و از روز ازل که خداوند انسان را آفرید یه شیطان گفت که سجده کن و شیطان کبر ورزید و گفت که من‌جنسم بهتر از این است و سجده نمیکنم و خداوند گفت تو از رانده شدگان هستی و برو و از درگاه نور خارج شد و به تاریکی ها رفت و دسته تاریکی ها را بوجود آورد ولی هیچ موجودی نمیتواند بدون نور زندگی کند و شیطان نورش را از فکر انسان ها میگیرد مثلاً وقتی یک فکری به سراغ شماها می آید و شما سریع میروید یک سی دی گوش میدهید و یا خودتون را سرگرم میکنید شیطان میرود ولی اگر به آن فکرا ادامه دادیم یکدفعه به خودمان می آیم و میبینیم که حالمان خراب است و انرژیمون هم صفر و این به خاطر این است که نیروهای بازدارنده  توانسته اند کل انرژی شما را بگیرند و وقتی که ما برسر دو راهی قرار میگیریم
استاد در ادامه فرمودند:  به قول آقای مهندس نیروهای مثبت و نیروهای الهی هر کس را قبول نمیکند و شخص میخواهد حضرت علی که وقتی دشمن بر صورتشان تف می اندازد شمشیرش را بندازد و بگوید من این شخص را نمیکشم چون اگر بکشم به خاطر هوای نفس خودم میکشم و بر میگردند و دو دور دور میدان میگردند و باز میگردند و وقتی می آید دشمن میپرسد چرا رفتی دو دورتابیدی دور میدان و آمدی چرا همون موقع من را نکشتی  حضرت علی میگوید اگر آن موقع تو را میکشتم به خاطر عصبانیتم بود و باید میرفتم و دوباره خلوصم را به خودم با میگرداندم که اگر علی تو داری شمشیر میکشی به خاطر حق است و خودشان هم میگویند که من شمشیر از پس حق میزنم بنده حقم ونه مامور تنم و این باعث شد که آن شخص ایمان بیاورد و نیروهای مثبت شخص میخواهد مثل حضرت علی ، مثل حضرت محمد ، مثل آقای مهندس و عیسی مسیح
 در فیلمی از حضرت عیسی مسیح یه عده جمع شده بودند و نفری یک سنگ هم در دست داشتند حضرت مسیح ازشون پرسید این سنگ ها برای چیه و گفتند این زن فاحشه است و میخواهیم سنگسارش کنیم و عیسی تو چه دستوری میدهی حضرت عیسی هم گفت هر کس تا به حال گناه نکرده بزند و بعد دید  که یکی یکی سنگ ها از دستشان افتاد و رفتند و میگویند که ما هممون تحت القائات هستیم و چه مثبت و چه منفی ولی باید ببینیم انرژیمون را برای نیروی بازدارنده میدهیم و یا نیروی نفس و در ادامه استاد گرامی از بچه ها خواستند که در مورد الهامات در ماه مبارک رمضان مشارکت کنند
همسفر فاطمه  گفتندکه همانطور که امروز استاد گفتند ماه مبارک رمضان در کنگره خیلی معنای خاص و لذت بخش دارد و آقای امین توی توی یکی از سی دی هاشون گفتند که اگر ذهن ما آشفته نباشد ما خیلی راحت روزه مان را میگیریم و ازش نهایت لذت را میبریم و من پارسال که ماه مبارک رمضان شمال بودم انقدر ذهنم آشفته بود که نمیتوانستم روزه بگیرم و به مسافرم میگفتم که من را ببر به یک شهری دور که من که اذان را بیرون باشم و روزه ام را باطل کنم ولی وقتی سه روزه آخر را به اصفهان آمدم و به کنگره آمدم تاسف خوردم . و استاد گرامی گفتند که نگویید ماه رمضان بلکه بگویید ماه مبارک رمضان و ما تمام این خوردن و آشامیدن های بی رویه که طی این یک سال داشتیم و همش رسوب شده در رگ هایمان یک فرصتی هستش که رگ هایمان و بدنمان را باز سازی کنیم و چون این باز سازی برای بدن اتفاق می افتد و رسوبات از بین میرود و قند و چربی و فشار به حد نرمال میرسد و ما خودمان را به حده تعادل میرسانیم و اگر کسی نمیتواند روزه بگیرد از ساعت ۱۰ و یا ۴ دیگر چیزی نخورد و حتی در کنگره که می آید اون روز چیزی نخورد چون این باعث میشود که‌هم قوی تر بشویم هم صبورتر و هم بدنتان آسایش پیدا میکند و به خاطر همین است که میگوییم مبارک است و مبارک بودنش به جهت مفید بودن برای جسم و روحمان است . و بعد خانم ها الهه و طاهره و زهرا و سمیه مشارکت کردند ‌.
همسفر الهه : من یک‌ماه بعد از رهاییمون ماه مبارک رمضان بود و به مشهد رفتیم و خیلی حس و حال خوبی بود و ده روز آنجا موندیم و روزهامون را گرفتیم و با اینکه هوا بسیار گرم بود ولی اصلا احساس تشنگی و گرسنگی را متوجه نمیشدیم . طاهره : من وقتی که به کنگره آمدم انقدر منیتم زیاد بود که کتاب ۶۰ درجه را خوانده بودم و یک‌مقدار از سیستم x  میدونستم میدونستم  میگفتم که من مسافرم سیستم x مشکل دارد و بهم ریخته و باید درمان شود ولی کم کم با آموزش های خانم الهه سی دی هایی که گوش کردم متوجه شدم که خودم سیستم x مشکل دارد و آقای مهندس توی سی دی هاشون‌گفتند که وقتی که فکر های بد میکنید و در ضد ارزش ها غرق می شویم ومن سال ها قبل انقدر به آینده بچه هام فکر میکردم که آیا چون مسافرم‌مصرف کننده است چه اتفاقی برایشان می افتد و خون ریزی معده کردم و سه تا از روزه ام را بیشتر نگرفتم ولی الان خدا را شکر میکنم که بهتر شده ام و روزه گرفتن برایم راحت شده است . زهرا : میگویند که ‌خدا را شکر که این نعمت به ما داده و باز هم به فکر ما بوده که یک ماه مبارک رمضان را برایمان قرار داده تا جسممان درست شود و چقدر به فکر من زهرا با کلی کار ضد ارزش بوده ودر ماه مبارک رمضان من باید بایستم و مبارزه کنم تا بتوانم چیزی نخورم . سمیه من هم امروز خیلی حالم بد بود و انگار که از اول جلسه همه ی صحبت های خانم الهه درباره ی مشکلات من بوده و خدا خواست که‌من امروز بیایم و گره از مشکلاتم باز شود و من پارسال ماه رمضان خوبی را تجربه کردم و واقعا برای من مبارک بود . طاهره : من هم پارسال ماه رمضان بود که وارد کنگره شدم و بسار لذت بخش بود که وارد کنگره شدم و بسیار لذت بخش بود و امیدوارم که بتوانم هماطور که صور ظااهرمان را پاک میکنین افکار و اندیشه مان را هم سالم‌کنیم .
دستور جلسه هفته آینده : سی های انواع تعادل و فرق نگاه مسافر با معتاد 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 توسط همسفر مینا | نظرات()
همسفر فاطمه از شعبه نیک آباد
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 04:01 ب.ظ
تبریک ماه مبارک رمضان وخداقوت خدمت خانم الهه عزیز واعضای همسفران عشق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :