همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
بنام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ 97/2/2 لژیون همسفران عشق با استادی همسفر خانم الهه ودستورجلسه جهان بینی و وادی چهارم راس ساعت آغاز به کار نمود.

در ابتدا استاد گرامی چنین فرمودند:

جهان بینی یعنی تعادل روانی هر انسان.هرچقدر که جهان بینی یک فرد قوی باشد از تعادل بهتری برخوردار است و در مواجهه با مشکلات بهتر برخورد می کند.جهان بینی یعنی پایه و ستون استحکام انسان.اگر هر فردی با کوچک ترین مشکلی بهم بریزد و تعادل نداشته باشد یعنی این فرد جهان بینی ضعیفی داردو...





روز دوشنبه مورخ 97/2/2 لژیون همسفران عشق با استادی همسفر خانم الهه ودستور جلسه جهان بینی 1و2 و در ادامه وادی چهارم راس ساعت آغاز به کار نمود.

در ابتدا استاد گرامی چنین بیان فرمودند:
خداوند بزرگ رو بسیار شاکر وسپاسگذارم  که اجازه داد بار دیگر باهم باشیم وخوشحالم که بعد ازیک هفته دوری دوباره همدیگر رو ببینیم. دستور جلسه امروز ابتدا در مورد جهان بینی مشارکت کنید و بعد  وادی چهارم

همسفرخانم ندا:
در مورد جهان بینی من فکر می کنم تفاوت اکثر انسانها با یکدیگر در جهان بینی هست و جهان بینی متفاوت است که رفتارها هم با هم متفاوت می شود، اگر من جهان بینی ام درست شود و حسم بازشود مسلما فرمانهای بهتری می توانم به عقلم بدهم.پس در این راه باید دانایی کسب کنم و آن را به دانایی موثر تبدیل کنم .کسانی که جهان بینی خوبی داشته باشند در مواجهه با مشکلات خیلی راحت تر برخورد می کنند .

همسفر فاطمه:
جمله زیبایی از آقای خدامی درسایت بود که ایشان بیان کرده بودند که کمترین بار تخریب یک مصرف کننده روی جسمش است و بیشترین بار تخریب روی ضلع جهان بینی است اگر ما در ظاهر یک مصرف کننده را تشخیص ندهیم که این فرد یک مصرف کننده است، مسلما از رفتار و جهان بین اش می توانیم بفهمیم که این فرد تعادل  در رفتار و زندگیش ندارد چون ضلع جهان بینی اش به شدت مورد تخریب قرار گرفته است واین مساله برای من همسفر هم که ترکشهای اعتیاد را خورده ام کاملا صادق است یعنی اگر مسافر جسم روان وجهانبین اش کاملا موردتخریب قرار گرفته ،تخریب روان وجهان بینی من هم دست کمی از او ندارد که حتی در بعضی موارد تخریب ضلع جهان بینی در من همسفر مشهودتر است. نقطه عطف کنگره همان آموزش هست که با ضلع جهان بینی رابطه تنگاتنگ دارد چرا که اگر من آموزش ببینم و سعی کنم نوع نگرش را به خودم و انسانهای دیگر و حتی به جهان اطرافم تغییر بدهم  می توانم خیلی خوب مسیر زندگیم را طی کنم . بهترین لطفی که بحث جهان بینی می تواند برای من داشته باشد این است که من را به خودم نشان می دهد و من هم باشناخت بیشتری از خودم می توانم جهان اطرافم راهم بهتر بشناسم ونوع دید ونگرشم را تغییر دهم. نکته مهم در کنگره این است که برای من همسفر بیشترین آموزشم روی ضلع جهان بینی است  ولی مسافر ابتدا باید ضلع جسم را با خوردن اوتی به درمان برسد وکم کم شروع به آموزش بکند برای به تعادل رساندن ضلع جهان بینی اش.

همسفر ثریا:
تجربه ای که من از جهان بینی دارم این است که من قبلا اگر حرفی یا صحبتی از دیگران می شنیدم بسیار خشمگین می شدم و بسیار با خشونت واکنش نشان می د ادم . و نظر دیگران وعکس العمل آنها برایم بسیار مهم بود ولی با امدن به کنگره و آموزش گرفتن توانستم تا حدی این مشکلم را مهار کنم .

همسفر سمیه:
بهترین لطفی که جهان بینی برای من داشت این بود که دید من را نسبت به همه چیز تغییر داد من هم مثل خیلی از افرادی که وارد کنگره شدند گمان می کردم که هیچ مشکلی ندارم و  هرچه که مشکل هم در زندگیم هست به دلیل اعتیاد مسافرم هست ولی زمانی که ایشان رها شدند و متوجه شدم  که حالشان خیلی بهتر از حال من هست در بسیاری از موارد. و من هنوز در بسیاری موارد حالم بد است فهمیدم باید به کنگره بیایم و از وقتی که آمدم و دوربینی که خانم الهه عزیز گفتند که سمت مسافرم گرفته بودم را به طرف خودم برگرداندم خیلی از رفتارهایم بهتر شد و این فکر می کنم در نتیجه باز شدن حسهایم بود چرا که حتی من بارش امروز باران را جور دیگری می دیدم چیزی که سالهای قبل اصلا به چشمم نمی آمد و برایم بسیار لذت بخش بود این نعمت خداوند و برای قطره قطره  اش امروز خدا رو شکر می کردم و اینها همه تغییر نگرش و دید هست که حالمان را خوب می کند.و این حال خوبی نتیجه اش همان آرامشی است که قبلا نداشتیم.واقعا خدا رو شکرررر.

همسفر مینا:
من دراین هفته به سفری سه روزه مشهد رفتم با مسافرم وفرزندم.تفاوت این مسافرت را با مسافرتهای قبلی به وضوح می دیدم چرا که قبلا اصلا آرامش نداشتم ولی در این مسافرت بخوبی آرامش داشتم واینها همه مدیون تغییر جهان بینی ام است .

همسفر زهرا:
اتفاقا در مورد  سخنان استاد که در طبقه بالا تایپ میکردیم برای دستور جلسه عمومی امروز قسمتی بود که بسار مهم بود و بنظر من قسمت مهم جهان بینی هست این بود که ساکنین یک شهر برای آرامش و اسایش آن شهر ابتدا باید خودشان به آرامش می رسیدند وتغییر دادن شهرشان هیچ تاثیری برای رسیدن به آرامش ندارد و دقیقا برای خود من این مساله اتفاق  افتاد و من فکر می کردم برای رسیدن به آرامش و حال خوش باید خانه ام را جابجا کنم و به خانه ای بزرگتر بروم و  زمانی که این تغییر وجابجایی انجام شد هیچ تاثیری بر حال آشفته من نداشت و حتی متوجه شدم که در منزل قبلی تا حدی حالم بهتر بود در اینجا بود که متوجه شدم من باید حال خودم خوب شود تا به آرامش برسم نه اینکه جهان اطرافم را تغییر دهم وسعی کنم ساکن خوبی باشم برای شهر وجودی خودم. و همیشه در فکر این هستم که کدام گره در وجودم هست هنوز که نتوانستم ساکن خوبی برای شهر وجودیم باشم وامیدوارم که در آینده اتفاقات خوبی برایم بیفتد.
همسفرخانم الهه استاد گرامی:
بحث جهان بینی خیلی بحث شیرین وجالبی هستش . جهان بینی یعنی این که اگر من الهه در اثر هراتفاق و مشکلی بهم می ریزم هنوز جهان بینی درستی ندارم .

جهان بینی مثل پایه و اساس می ماند اگر دقت کنید زمانی که می خواهند یک ساختمان را بسازند ابتدا پایه ها و ستونهای محکمی در زمین برای آن درست می کنند و زیر زمین را حفاری می کنند و این ستونها را بنا برسنگینی و حجمی از ساختمان  که می خواهند بسازند برای آن ستون یا شالوده را پی ریزی می کنند مثلا برای ساختمان پنج طبقه به همان اندازه پی ریزی می کنند و برای ساختمان ده طبقه هم به اندازه ای که وزن آن را تحمل کند پی و ستونهای محکمی را در زمین درست می کنند مثلا اندازه ده یا بیست متر بسته به حجم ساختمان شالوده یا پی آن را  درست می کنند نمی توانند که برای ساختمان ده طبقه ای یک متر پی یا شالوده بریزند بلکه باید دهها متر این پی را بریزند و درست کنند تا تحمل حجم این ساختمان را داشته باشد تا در برابر زلزله و باد و طوفان مقاوم باشد مثلا در ژاپن ساختمانهایی می سازند که در برابر زلزله هشت ریشتری نیم ساعت فقط تکان بخورد. جهان بینی بر ای ما حکم این شالوده وپی را دارد که هرچه محکم تر باشد بهتر می توانیم با مشکلات برخورد داشته باشیم و بهم نریزیم.

 پس این جهان بینی حکم ستون واستحکام را دارد برای من که اگر در زندگی  یک باد یا طوفانی از مشکلات هم آمد من مقاوم در برابر آن بایستم و مانند خانه های محکم در برابر طوفان و زلزله و باد محکم و مقاوم باشم.  استحکام روانی هر انسانی به جهان بینی اش بستگی دارد.

مثال دیگری که می توانم برای جهان بینی بیاورم این است که جهان بینی مثل عینک است که من استفاده کنم و دنیا و جهان اطرافم را بخوبی ببینم . جهان بینی به شما این عینک را می دهد که دنیا را درست و بجا ببینید. مثلا شما برای دیدن یک تابلو فرش زیبا نمی توانید بروید و از فاصله ده سانتی متری آن را به خوبی ببینید بلکه باید در فاصله یک متری یا بیشتر از تابلو بایستید وتمام زوایای آن را بخوبی ببینید جهان بینی این دید و نگرش و فاصله را به شما می دهد که بخوبی جهان اطرافتان را ببینید.
قبلا اگر کسی به هرکدام از ما حرفی می زد سریع ناراحت می شدیم وحتی بعضی از ما با هر حرفی زود به گریه می افتادیم و حتی قهر هم می کردیم ولی  الان هر حرفی بزنند ممکن است ناراحت شویم ولی در باطن  نه.
اقای مهندس بارها در صحبتهایشان گفتند که اگر یک نفر هم به شما حرفی زد اشکال ندارد  به قول قدیمی ها به اسب شاه که نگفته اند یابو. طوری که نشده حتما سی دی  انواع تعادل را گوش بدهید و دستور جلسه دو هفته دیگر در لژیون داریم .
 انسان اگر متعادل باشد وقتی یک ضربه ای می خورد دامنه حرکتش زیاد نیست .مثلا موتور سوار ها در تصادفات بیشتر ین ضربه و آسیب را متحمل می شوند  زیرا که دامنه حرکتشان زیاد است و تعادل ندارند و با یک ضربه دهها متر پرت می شوند ولی تصادفات ماشین آسیب و صدمه آن کمتر است چون ماشین تعادل آن بیشتر است.  انسانهایی که جهان بینی شان ضعیف است مثل همین موتور سوار هستند که با ضربه ای سریع واژگون می شوند. اگر من هنوز در اثر یک اتفاقی که پیش می آید تعادلم بهم میخورد و تعادلم کامل بهم می خورد طوری که نمی توانم هیچ جوری با مشکلم کنار بیایم و در برابرش بایستم  یعنی جهان بینی ام ضعیف است و باید روی آن کار کنم.

 ولی ماشینی مثل جبپ هر ضربه ای به آن بخورد باز هم به حرکتش ادامه می دهد که بارها دیده اید که از آن برای صخره نوردی وصحرا نوردی هم استفاده می کنند چون تعادل خوبی دارند و با هر بلا وضربه ای سریع واژگون نمی شود یا مثل همان ساختمانهای ژاپنی که بسیار محکم ومتعادل هستند ما هم باید محکم و متعادل در برخورد با مشکلات باشیم که اگر هم کمی تعادلمان به خورد و کمی ناراحت شدیم هم سریع به حالت متعادل خودمان باز گردیم ومحکم واستوار باشیم یهنی تعادل خودمان از جنس خوبی باشد.
شما باید اینقدر روی جهان بینی خودتان کار کنید تا متعادل شوید که زمانی که کمک راهنما شدید بتوانید هر ساعت و هرلحظه رهجوهایتان از شما راهکار خواستند برای حل مشکلاتشان بتوانید جوابگویشان باشید نه این که سریعا از کوره در بروید و با مشکل آنها شما هم بهم بریزید باید اینقدر روی جهان بینی خودتان کار کنید تا بتوانید راهکارها و جوابهای خوبی برای مشکلاتشان داشته باشید.

مثال در قدیم می زدند که  فلانی مثل حزب باد است یعنی با حرکت باد به هرجهتی این فرد هم تغییر می کند مثلا با خوب بودن حال مسافرش حال این فرد هم خوب است و برعکس با بدشدن حال مسافرش حال او هم خراب می شود این تعادل به هیچ دردی نمی خورد بلکه باید ضلع جهان بینی خودش را قوی کند تا از تعادل خوبی هم برخور دار شود. جهان بینی یعنی فرق نگاه یعنی تغییر نگرش..

نکته  مهم این که اگر دیدید که فردی در هر جایگاهی قرار دارد از آرامش خوبی برخورداراست چون جهان بینی خوبی دارد، درضمن اینکه ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودتان مقایسه نکنید چون به قول ثریا که در مشارکتش گفت هرکسی مسئول حرف خودش ومسئول زندگی خودش می باشد  چون هرکسی هر کاری می کند و هر رفتاری دارد به ما ربطی ندارد، شما اگر خیلی خوب هستی برای زندگی وکار خودت خوب باش.شما که آمدی در کنگره و آموزش گرفتی که با  هر اتفاق ناگواری هم نباید خیلی بهم بریزی وحالت بد شود کمی بهم ریختی بعد سریع برگرد سر تعادل خودت. اگر در زندگی زناشویی  مشکل دارید مشکل را فقط از فرد مقابل نبینید کمی روی ضد ارزشیهایتان مخصوصا از منیت و غرورتان دست بردارید تا مشکلاتتان حل شود. فردی نزد یک عارفی رفت وگفت من چکار کنم تا در زندگیم روی خوش ببینم از همسرم؟؟ عارف در جواب گفت: که این کلمه من را از جمله هایت و از گفتارت حذف کن مشکلت حل می شود در جریان زندگی لحظات خوشی پایدار نیست لحظات ناراحتی هم پایدار نیست به قول یکی دیگر از عارفان که هرکسی می آمد پیشش برای حل مشکلاتش در جواب فقط می گفت این نیز بگذرد...

 اگر یادتان باشد داستان پادشاه و وزیرش. اگر فراموش کرده اید یادآوری میکنم پادشاهی بود در زمان قدیم که انگشتری خاتم گرانبهایی داشت روزی به همه مردم اعلام کردند که پادشاه گفته است که جمله ای ناب می خواهم که پشت انگشترم حک کنم و هر کسی بهترین جمله را گفت جایزه خوبی دریافت می کند از میان همه جمله ها مردی از ساکنین آن شهرگفت این جمله را بنویسید که " هر اتفاقی در زندگی پیش می آید به نفع ماست"
پادشاه از آن فرد معنی این جمله را خواست و مرد درجواب گفت شما اگر در زندگی دقت کنید هر اتفاقی میفتد به نفع ماست مثلا الان من این جمله را بیان کردم و شما خوشتان آمد و به من جایزه دادید.پادشاه هم دستور داد همان جمله را برانگشترش حک کنند.گذشت تا مدتی بعد پادشاه برای گردش به بیرون از شهر رفت و طی اتفاقی که برایش رخ داد انگشت شصتش قطع شد و پادشاه به قصر برگشت و ازدرد بی تابی می کرد که وزیرش به او گفت پادشاه ناراحت نباشید و سعی کنید آرام باشید چون طبق نوشتار روی انگشترتان هراتفاقی در زندگی پیش می آید به نفع ماست پادشاه از این حرف وزیر عصبانی شد و او را  سیاه چاله انداخت. چند سالی بعد که پادشاه برای شکار به جنگل رفته بود راه را گم کردند و با اطرافیانش و نا خودآگاه وارد قلمرو دیگری از پادشاهان دیگر شدند ساکنین آن سرزمین هم آنها را دستگیر کردند و به نزد پادشاه خودشان بردند و در آنجا محکمه شان کردند و گفتند چون شما به صورت دشمنی وعدوانی وارد سرزمین ما شده اید باید اعدام شوید. هرچه پادشاه واطرافیانش گفتند که ما برای شکار آمده بودیم و گم شدیم و سر از  سرزمین شما درآورده ایم انها قبول نکردند و همه را اعدام کردند ،تا نوبت اعدام پادشاه شد که دستور آمد پادشاه را آزاد کنید گفت برای چه گفتند چون در سرزمین ما قانون این است که اگر فردی یکی از اعضای بدنش را نداشته باشد ما نباید او را اعدام کنیم و چون شما شصت دستت قطع شده شما آزاد هستی پادشاه به قصر خود برگشت و به یاد وزیرش افتاد که چندسال پیش به خاطر این حرف به زندان و سیاه چاله اش انداخته  بود دستور داد وزیر را آزاد و نزد او بیاورند و از وزیر معذرت خواهی کرد وزیر گفت نه نیاز به معذرت خواهی و بخشیدن نیست چرا که اگر من هم در زندان نبودم و دنبال شما بودم صدرصد من هم اعدام می شدم پس به این نتیجه می رسیم هراتفاقی در زندگی بیفتد به نفع ماست.

واما مطلب مهم دیگری  که باید بگویم این که در خیلی از جروبحثها ممکن است اطرافیانتان حرفی بزنند که شما عصبانی شوید آن را ربط بدهید به دوست داشتن شما چون شما برای او مهم هستید که با شما بحث می کند واگر این را ملکه ذهن خود کنید هرچه که انها مشغول بحث کردن با شما باشند شما صدای آنها را نمی شنوید چون با خودتان می گویید من برایش مهم هستم که اینگونه بحث می کند اگر مهم نبودم  برایش و من را دوست نداشت که اصلا به من اهمیتی نمی داد این هم می شود یک نوع جهان بینی  می شود یک نوع تغییر نگرش .که اگر شما حتی دید و نگرشتان  را به این بحثها تغییر بدهید این بحثها هم خیلی کمتر می شود .برای این نوع تغییر دید ونگرش حتما سی دی فرق نگاه را گوش بدهید برای دو جلسه آینده حتما سی دی فرق نگاه وانواع تعادل را حتما بنویسید.

استاد رعد در  صحبتهایشان می گویند که ما هم جهان برایمان بسیار سخت بود ما زمانی که تغییر نگاه دادیم زندگی برایمان راحتتر شد زمانی که افراد مخصوصا مسافرتان کلمه هایی را به کار می برد که شما دوست ندارید با خودتان بگویید که حتما کلمه دیگری به ذهنش نمی رسد وگرنه همین بحثها نشان می دهد که من برایش مهم هستم بعد هم  به قول اقای مهندس به اسب شاه که نگفتند یابو .در قدیم اسب شاه هم خیلی مهم بودند و یابو هم به معنی الاغ است یعنی اگر حتی به اسب شاه هم می گفتند یابو بهشان بر می خورد و فرد مجازات می شد.

همسفر شهرزاد:
 در مورد جهان بینی من نگرشم خییلی قبلا متفاوت بود نسبت به اطرافیانم. به مسافرم که حس مالکیت شدید داشتم نه محبت .
والان تفاوت ان را حس می کنم.  اگر اطرافیانم مخصوصا فامیل همسرم حرفی  می زدند حتی اگر از روی محبت هم بود چون جهان بینی ام ضعیف بود آن صحبت یا محبت آنها راجنبه منفی می گرفتم و اصلا محبتشان را درک نمی کردم ولی الان روابطم با آنها کامل تغییر کرده و به خوبی درکشان می کنم و حتی در محبت کردن به مسافرم  .اموزش گرفته ام که چگونه محبت بجا وبه اندازه داشته باشم و حتی برایم جالب بود که ایشان هم به خوبی این محبت را درک می کنند چرا که دیگر مثل قبل دیگر  باهم تنش نداریم البته هنوز نتوانسته ام آموزشهایم را کامل عملی کنم ولی بقول اقای امین اگر هر کدام از ما دو سه تا از این همه آموزش را عملی کنیم به یک آرامش نسبی می رسیم.
من هم دقیقا همین طور بودم  اگر کسی به من می گفت بالای چشمت ابروست اینقدر ناراحت می شدم تا حدی که خوابم نمی برد و آن فرد هم کامل از چشمم می افتاد و تا مدتها کینه از او به دل میگرفتم ولی الان آموزش کنگره و سی دی های اقای امین در مورد جهان بینی  کمک زیادی به من کرده است  وتوانسته ام  کمی روی جهان بینی ام و نوع نگرشم کارکنم از حرف دیگران ناراحت نشوم.

همسفر خانم الهه استاد گرامی :
یکی از مسائل مهم دیگر اینکه شما هر آموزشی می بینید وهرچه که یاد می گیرید در کنگره فقط برای خودتان است .قرار نیست که هرچه اینجا یاد می گیرید بروید و برای همسر وفرزندانتان بازگو کنید ما  اینجا هر کاری می کنیم هر آموزشی داریم صرفا فقط برای رسیدن شما به آرامش و به تبع آن رسیدن خانواده به آرامش است . شما فقط باید فکر کنید روی این آموزشها  وذهنتان رو با تفکر درست مشغول کنید حتی می توانید از بازیهای فکری مثل شطرنج در وقتهای اضافی تان استفاده کنید که ذهنتان مشغول باشد که از موانعی که مانع تفکر درست می شود جلوگیری کنید از این موانع تفکر درست می توان "ترس" را نام برد. .
ترس یکی از مواردی است که جلوی تفکر را می گیرد و نمی گذارد فرمان درست به عقل داده شود البته ترس از نوع نگهدارنده بسیار خوب است مثل ترسی که باعث می شود ما از گذشتن از اتوبان بترسیم و برویم از پل هوایی بسلامت عبور کنیم .
اما ترس باز دارنده ترسی است که تفکر را می خورد و نمی گذارد تو حرکت کنی مثل ترس از رانندگی کردن. در حالیکه شما باید در دل این نوع ترس بروی  تا فکر و تفکر شما را ازبین نبرد و مانع از حرکت شما نشود.

پس در جهان بینی یاد گرفتیم که نوع نگاه ،نوع نگرش ما باید تغییر کند و جنبه های مثبت را ببینیم و حتی این نکات مثبت نگرش را روز به روز  با آموزش واجرای آنها تقویتش کنیم. اگر اطرافیانم هر مشکلی دارند مثلا همسرم بد اخلاق است ،دروغ می گوید و به قول خودم هزار و یک عیب دارد باید به درون خودم دقت کنم که من چه گره ها و مشکلاتی درون خودم داشتم که این فرد نصیبم شده است ، من چه بودم که این فرد رزق و روزی من شده است .باید فکر کردم من چه حسی داشتم به دیگران که الان او هم با حسهایش من را اذیت می کند.والان خدا رو شکر کنید که این چنین شخصی باعث شده شما در کنگره حضور داشته باشید و آموزش ببینید پس همه خصوصیات بد اطرافیانتان را نبینید و اینقدر شخصیتشان را خرد نکنید. کمی روی خودتان و گره ها و شخصیت خودتان فکر کنید و سعی کنید این ضد ارزشیها را از بین ببرید ناخوادگاه متوجه تغییر اطرافیانتان هم می شوید.مثلا اگر همسرتان از غذایی که مادرش درست کرده وایشان از خوردن آن غذا لذت برده و برای شما گفت اگر شما هم تایید کنید و به جنبه و دید مثبت بنگیرید طبق سی دی انتقال صفات آن صفت در شما هم به وجود می آید و شما هم می توانید آن غذا را به خوبی درست کنید. و خودستا هم نباشید هرکاری انجام می دهید از خودتان تعریف نکنید.
 
 در جواب سوال منصوره هم که در مورد حرفهایی که بعضی افراد می زنند در زندگی شما که ناراحتتان می کند و تا شما می آیید آن را فراموش کنید یک حرف دیگر می زنند، باید بگویم برای تغییر در جهان بینی تان اگر از دست دیگران خیلی زود ناراحت می شوید باید با خودبگویید که این افراد نادان هستند فرد نادان هم مثل فردی است که یک اره دستش گرفته و شاخه درختی که خودش روی آن قراردارد را می برد اولین کسی که سقوط می کند خودش است .واین فردنادان اینقدر در دنیای تاریک خودش قعر است  و درون آتش شعله ور خودش غرق است که حدی ندارد حال تکه ای از این آتش را با حرفهایش می گذارد کف دست شما و میگوید این را کمی نگه دار وبگذار من هم کمی سبک شوم .حال شما نه تنها آن را نگه نمی دارید بلکه آن را حتی باکمی بیشتر هم تحویل خودش می دهید و اینکه نترسید از اینکه به شما برسد دوباره حرفی بزند ،چون آن فرد نادان است و نادان مثل بچه است  هیچ تکلیفی ندارد. معذرت میخواهم خیلی ببخشید اگر الاغ به انسان لگد زد انسان هم برمیگردد به او لگد میزند؟!!! مسلما نه.پس سعی کنیم در زندگی از نادانی افراد وسخنانی که از سر نادانی می زنند ناراحت نشویم.
(سپس جلسه با دعای خالصانه اعضا به پایان رسید)

"دستور جلسه هفته آینده سی دی نقطه مشترک"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :