همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
پنجشنبه 24 اسفند 1396 :: نویسنده : همسفر پروین

جلسه با استادی خانم الهه عزیز و دبیری خانم سمیه ساعت ً4:45 شروع شد و خانم الهه در ابتدا چنین فرمودند: خیلی خوشحالم که در کنگره حضور دارم و خوشحال ازاینکه امروز خدمت با لژیون ما بود.

من تا امروز 6 صبح استاد جلسه انتخاب نکرده بودم به دلیل مشغله ی کاری، ساعت 6 صبح به خانم سمیه و خانم پروین و خانم زهرا پیامک دادم که استادی جلسه را به عهد ه بگیرند و خوشبختانه هر سه حاضر شدند که استادی را قبول کنند و اولویت با خانم سمیه بود، که استادی را قبول کردند.

و خدا را شکر استادی خوبی را داشتند من به ایشان به دلیل استادی خویشان تبریک می گویم و الان مشارکت را به خانم سمیه  میدهم که در مورد حس و حال استادیش صحبت کند. 

مشارکت خانم سمیه:

من دو هفته است که منتظر استادی بودم چون یک کم حسم می گفت که به خاطر اینکه شما یادتون رفته باشد که یادآوری کنم و خجالت کشیدم.

در هفته ی پیش گفتم : خانم الهه، این دفعه که خدمتگزار ما هستیم استادی را هم با بچه های خودمان است. هفته ی گذشته به بچه ها گفتم : استادی با چه کسی هست به خاطر اینکه خیلی دوست داشتم خودم این جایگاه را لمس کنم امروز صبح که داشتم از خانه بیرون می آمدم تلگرام را چک کردم دیدم خانم الهه پیامک داده که استاد جلسه باشم. اصلاً باورم نمی شد فقط نگاه می کردم و گفتم : چشم، و خدا را شکر همه چیز جور شد حس خیلی خوبی است، دوست دارم خواهرم هم لژیونی هایم که تا بحال این جایگاه را حس نکردند، حس کنند. حس خیلی خوبی است.

مشارکت همسفر زهرا:  خانم الهه من هم مثل خانم سمیه دو هفته بود که منتظر بودم، هفته ی قبل آمدم کنگره دیدم لژیون آزاد است و منتظر این هفته بودم برای خدمت که خانم الهه پیام داده بود برای استادی خیلی خوشحال شدم و صبح هم برای خانه تکانی آمدم و هم برای استادی وقتی که آمدم کنگره خانم پروین گفتند که خانم سمیه برای استادی انتخاب شدند باز هم خوشحال شدم و من هم به خانم سمیه عزیزم بابت استادی شون تبریک عرض می کنم.

مشارکت خانم الهه:

درباره عید نوروز صحبت کردند و درباره احیاء شدن طبیعت خانم الهه فرمودند وقتی عید نوروز میشه همه چیز زنده میشه همه چیز شکوفا می شه یعنی از یک حالت یخ زدگی و سرد اینها شروع می شود که حسها باز می شوند و حرکت کردند و رشد کردن درختهای توی خونمون همشون شکوفه دادن یعنی درختها هم فهمیدن که یک آغازی دارد شروع می شود ولی یعنی از ما انسانها هنوز نفهمیدن که مرده زنده میشه هنوز نفهمیدم که فرایند زنده شدن یعنی چه خانم الهه فرمودند که انشااله که عید خیلی خوبی داشته باشید پر از عشق و سلامتی و نشاط داشته باشید لطفاً به دهان خودتون و بقیه زهر نکنید لطفاً کوتاه بیاین وقتی که همه اعضای خانواده می خواهند بروند یک جایی نه نگید بزارید همگی خوش بگذره اگر قرار نیست بروند یک جایی زیاد اصرار نکنیم که نه باید بروید انشالله که خیلی به همتون خوش بگذره .

مشارکت زهرا کتانی:

خانم الهه من قبلاً که می رفتم بیرون انگار اصلاً طبیعت را نمی دیدم ولی با دخترم برای خرید رفته بودم بیرون وقتی از پیش گل فروشی ها رد می شدم خیلی لذت می بردم وقتی شکوفه های درختان را می دیدم خیلی خدا را شکر می کردم به خاطر این همه زیبایی ولی قبل از اینکه به کنگره بیام انگار این همه زیبایی را نمی دیدم.

 

مشارکت زهرا ن:

من هم اسفند را خیلی دوست دارم به خاطر همین زنده شدن طبیعت یک سری درختها شکوفه کردن یک سری برگ سبز کردن یک سری باد که  می آید شکوفه هایش را می ریزد این را میشه نسبت داد به ما که کنگره می آییم اون کسی که خوب حرکت کرده طبق روال سرزنده و با انرژی هست اونهایی که همیشه سبز و خرم هستند مثل کمت راهنماها به موقع میده می دهند رهجوهای حال خراب را انرژی می دهند حالشون خوب میشه و به آرامش می رسند کمک راهنماهای عزیز راه خودشون رو پیدا کردن و امیدوارم که توی راهشون همیشه مستدام باشند و آرزوی بهترین ها را برای همشون دارم من وقتی که حالم خوب نباشد یک کم می روم بیرون و چشم که به طبیعت می خوره حس و حالم خوب میشه و انشالله که همگی سال خیلی خوبی داشته باشید و در کنار خانواده هاتون با شادی زندگی کنید.

مشارکت همسفر سمیه :

من هم همیشه اسفند را خیلی بیشتر از فرودین دوست می داشتم حالا قبلاً خیلی برای خونه تکانی خودم را اذیت می کردم و برای خرید و این جور کارها چون همه رو می ریختم به هم و نمی تونستم که تنهایی همه رو زود بزارم سرجاشون به خاطر همین خیلی غر می زدم اما الان دو، سه سال که به کنگره می آیم خیلی از کارهایم نظم پیدا کرده و روی برنامه کارهایم را انجام میدهم و خودم را خسته نمی کنم و وقتی در این ایام بیرون می روم و به قصد خرید نیست و برای دیدن گل و گیاه و شور و حال  نشاط مردم که در حال تلاش هستند و زنده بودن و هیجان مردم را دوست دارم مثل اینکه همه چیز زنده است و بچه ها را بیرون می برم که گل ها و ماهی ها را ببینند و حس و حال خوبی است.

 

 

سوال همسفر زهرا و پاسخ خانم الهه :

بچه ها ما میگیم هر چیزی صور باطن و ظاهر دارد صور باطنش اینکه خونه تکانی دل میتونه انسان از حسادت از تکبر و از منیت از هر چی که بد است بتکانه مثل همون درختان الان درخت نارانگی ما برگهای سال قبل را دارد تا اونها نریزند دوباره شکوفه نمی دند ما هم همین جور تا ناخالص هامون رو کنار نریزیم نمی تونیم حال خوبی داشته باشیم البته که باید با آموزش گرفتن به اون آموخته ها عمل می کنید تا اون نور هم بیاید انسان وقتی درونش خوب شد بیرون ش هم خوب میشه دیگه می تواند با مردم با خانواده خوب رفتار کند من الان قبل اینکه خدمت رو بگیریم به بچه ها گفتم باید با دل و جون خدمت کنیم باید با همسفرها احترام رفتار کنیم تا انشاالله حالتون خوب بشه ما وقتی با عشق و محبت هر کاری را در کنگره انجام می دهیم معلوم هست که با حال خوب به خانه هامون برگردیم. کسی که نتواند با راهنمای خود خوب صحبت کند.



آقای مهندس می فرمایند: موقع عید و خانه تکانی چیزهای اضافه را دور بریزید به عنوان مثال: لوازم آرایش اضافه ـ لباسهای اضافه و غیره ...

کسی که با دیگران نتواند با احترام رفتار کند چگونه می تواند حال خوبی داشته باشد؟

وقتی کسی در درونش تغییر کند حس هایش باز می شود خوبیها را بهتر می بیند. چیزهای بدی را که قبلاً  می شنید الات نمی شنود، خوبیها را بهتر می شنود. من قبلاً آبمیوه بازاری دوست داشتم ولی الان آبمیوه طبیعی را می خورم قبلاً از این شیرهای پاکتی می خوریم الان شیر تازه گاو می خوریم.

چون حس هایمان باز شده چه طعمی چیزهای خوب را بهتر می دانیم. حتی اگر توانایی مالی را هم نداریم یک تکه چیز نو برای خودمان بخریم به نشانه نو شدن، ما به نشانه ی نو شدن خانه تکانی نکنیم، اصفهان خیلی خاک داره، یکی از دوستانم که از آمریکا آمده بود می گفت: الهه جان،چقدر اصفهان خاک هست من آنجا کفشهایم را سالی یکبار هم پاک نمی کردم ولی اینجا هر دفعه می خواهیم برویم بیرون باید پاک کنم.

بعضی ها را می بینیم که همه زندگیشان پر از خاک است، لباسهایشان خاکی است می بینیم کتاب روی کتاب گذاشته اند و همه چیز بر روی هم تلنبار است اضافه ها را باید دور بریزید. من نمی گویم بروید: لباس مارک برای خودتان بخرید. همان لباس ایرانی بخرید ولی شیک، و لازم نیست که برای عید حتماً لباسهای گرانقیمت بخرید و خرید آن چنان کنید و یک چیز نو بخرید ، در چیزی در حد تعادل یک جایی سردار به آقای مهندس می گویند: انسان باید پولدار باشد، ولی نه برای تفاخر، برای فخر فروشی کسی نباید پولدار باشد. آدم باید خوش تیپ و خوش لباس باشد نه برای اینکه خودش را به بقیه نشان بدهد. سردار سه چیز را می گویند: ثروتمند باشید اما نه برای تفاخر، خوش لباس باشید و سرفراز باشید.

شما باید بر مبنای درونتان تغییر کنید من وقتی بعضی همسفرها را می بینیم از چهره هاشون می فهمم از درون تغییر کرده اند، از نوع پوست و آرایش می فهمم که حالش خراب یا خوبه، خانم الهه فرمودند: برای بچه هایتان حتماً کیک و شیرینی خودتان درست کنید و آبمیوه طبیعی برایشان خودتان آماده کنید.

هر چیزی طبیعی اش خوب است، من اگر راه داشتم می رفتم روستا، مرغ می خریدم که مرغ خانگی باشد با او گوشت لذیذش یا در مورد برنج که این برنجهای دانه بلند ما در خانه مان اصلاً استفاده نمی کنیم. فقط از برنج لنجان و شمال استفاده می کنیم. هر چیزی را کم بخورید اما خوبش را بخورید. ما اصلاً از چای استفاده نمی کنیم یا چای به یادم دمنوش های مختلف میل می کنیم.

سعی کنید هر غذایی را کمتر درست کنید به اندازه باشد که نخواهید تکراری باشد و گرمش کنید. ما وقتی تغذیمان خوب بشود اخلاق و حالمان خوب می شود.

مشارکت همسفر ثریا: خانم الهه من سعی می کنم از سبزیجات همه چیز تازه استفاده کنم. گوشت، مرغ ، سبزیجات را تازه به تازه و بدون فریز کردن استفاده می کنم. شغل همسرم در سبزی فروشی است که همیشه تازه به تازه می آورم از هر میوه ای دانه ای می آورم که برای همان زمان استفاده کنم. دیروز که در مغازه مسافرم بودم خانمی آمد خیلی پوست صورتش صاف و شاداب بود سبزی خوردن که خرید برخلاف دیگران گفت نعنایش را بیشتر بگذار، من از او پرسیدم چرا نعنای بیشتری می خرید. گفت: چند وقت پیش رفته بودم مراکش، آنجا نه چای بود و نه برنج برگ نعناء را داخل لیوان می انداختند و آب جوش اسانس آن را می خوردند الان که من این کار را انجام می دهم نه از معده درد و نه از سردرد خبری نیست، خیلی برایم جالب بود.

خانم الهه در ادامه چنین فرمودند: دو سال پیش که به نمایشگاه گل و گیاه همدانیان رفته بودم یک بوته ی گل نعنای چیز یک خریدم و آن را در باغچه کاشتم، الان خیلی قشنگ جوونه می زنه و دائم زیاد می شود. من بعضی وقتها دو تا برگش را برمیدارم و چای نعناء درست می کنم خیلی خوش طعم و خوش مزه می شود.

آقای مهندس می فرمایند: اگر می خواهید که دو سه روز به نتیجه برسید صیفی جات بکارید و اگر در چند ساله می خواهید به نتیجه برسید درخت بکارید و اگر صد ساله بگیرید انسان پرورش بدهید.

کار انسان پرورش دادن خیلی مهم است، آقای مهندس چندین سال پیش می گفتند: وقتی ما می گوئیم آقای احمد حکیمی، خانم مرجان ، خانم داودی ، آقای خدامی، آقای مهندس فرمودند: برای تربیت آقای سلامی و آقای حکیمی و دیده بان ها من بیست سال زحمت کشیده ام. به این راحتی نباید اینها را از دست بدهیم، من وقتی می گویم. تغذیه ی خودتان را درست تنظیم کنید به خاطر این است که می خواهم تا چندین سال بتوانید در کنگره خدمت کنید. باید برای حّی شدن خودتان تلاش کنید هم در صور پنهان هم در صور آشکار ما نمی توانیم دیگران را تغییر دهیم ولی با تغییر خودمان کم کم آنها هم تغییر می کنند.

بچه هایی که زحمت می کشند وبلاگ می نویسند اولاً من از تک تک آنها تشکر و قدردانی می کنم و از بچه های وبلاگ می خواهم که اگر عکس می گذارند درست بگذارند اگر شعر یا آیه ی قرآنی اینجا خوانده شد. اگر درستش را متوجه نشدید از گوگل بگیرید و صحیح آن را بنویسید. ما در کنگره هنر نوشتن و صحیح نوشتن را یاد می گیریم.

مشارکت : سوال همسفرسمیه: اگر ما نسبت به همه حس خوبی داشتم ولی به یک نفر حس خوب نداشتیم و یا اصلاً با او نمی خواستیم کاری داشته باشیم آیا مشکل از ماست؟

جواب خانم الهه : سمیه جان، تمام این آدمهایی که جلوی روی شما قرار گرفتند چه خوب و وچه بد اینها همه روزی تو هستند باید تحمل کنی، نمی توانی از آن آدم بد فرار کنی، اگر فرار کردی یک روزی کسی جلوی شما سبز می شود که هیچ جوری نمی توانی آن را هضمش کنی، نمی شود که همه ی خوبها جلوی تو باشند.

ما گفتیم: هر چیزی جلوی شما می گیرند. همان چیزی که به طرف شما است را باید بردارید . بعنوان مثال: ظرف شیرینی ، یا میوه .

اگر که اونی که جلوی شماست یا کپک زده یا گندیده، روزی شما همان است.

باید همان را بردارید. این بر مبنای تعارف نبوده او عین عدالت است ما باید بنشینیم فکر کنیم ببینیم چه کاری کرده این که این پیش روی شما آمده است، وقتی حس های شما باز شد، می فهمی که این شخصی را که دوست ندرای باید به عنوان یک بیمار با او صحبت کنی، و برایش ناراحت بشوی و بدانی که این روزی تو بوده و آیا در گذشته چه کرده ای که الان این روزی تو شده. خانم الهه در ادامه فرمودند: یک شخص تازه وارد بود در لژیون و از مسافرش شکایت و گلایه بسیار می کرد. من به وی گفتم: اگر شما با یک بیمار لاعلاج روبرو شوید آیا با او بدرفتار می کنید. گفت: خیر . گفتم: مسافر شما الان بیمار است از نظر روحی و جسمی و جهان بینی پس باید به او به عنوان یک بیمار نگاه کنید و خوب رفتار کنید.

اگر هر کسی بخواهد هر چیزی را زهر کند اول به خودش زهر می کندو اگر بخواهد دیگران را ناراحت کند خودش اول ناراحت می شود و حالش گرفته می شود. انسان باید همیشه عینک خوش بینی بر روی چشمانش بزند وآقای مهندس می فرماید:

شما می توانید یک آدم عفریته را فرشته ببینید و با عینک خوش بینی و مثل عینک دودی که با زدن آن بر روی چشم همه جا را سیاه یا قهوه ای می بینم. و آقای مهندس در چهارشنبه گذشته در جلسه فرمودند از عینک دودی در کنگره استفاده نکنید. و هیچ چیزی اصلاح نمی شود مگر با اصلاح خودمان.

مشارکت همسفر فاطمه: خانه الهه: من به خاطر بیماری دو هفته پیش به کنگره نیامدم و خیلی احتیاج داشتم که در زبانی یک خدمتی به من بدهد. به خاطر اینکه هر کسی در کنگره خدمت کند به حال خودش می رسد. کنگره هیچ کاریش روی زمین نمی ماند و تا به خود بجنی سریع خدمتهایش گرفته می شود. خدمت کردن در کنگره سعادت و لیاقت می خواهد. من مشکلی دارم از همه شما می خواهم برایم دعا کنید که ناخالصیها از من دور شود تا مشکلم حل بشود و بتوانم سعادت خدمت در کنگره را داشته باشم و سال آینده در آزمون کمک راهنمایی بتوانیم شرکت کنیم و قبول شویم یکی از آرزوهای برزگ من است.

مشارکت همسفرشهرزاد : خانم الهه خیلی حس خوبی بود وقتی تهران بودیم که برای گرفتن شال رفته بودیم . زمانی که پیمان را آقای مهندس می خواندند محیط خیلی خوب و معنوی بود جای همه ی شما خیلی خالی بود. انشااله خواهر لژیونی ها که خواسته اش را دارند به آن خواسته برسند و جایگاه را لمس کنند. من خودم زمانی که عکس روی پیام گرفتم چند تا پرینت گرفتم که هر کدام را در جای مثل اطاق، درب یخچال که دائماً پیام را بخوانم و در ذهنم بماند و هر روز با خودم تکرار کنم  و یادم بیاید که در گذشته چه روزهایی داشتم. خدا را شکر که آرامش دارم و امیدوارم حسی را که تهران داشتم همه ی بچه ها لمس کنند و به این جایگاه برسند.

خانم الهه عزیز در ادامه چنین فرمودند:  پیام پیمان برای مثال کمک راهنمایی را قرائت کردند و لژیون با دعای خانم الهه به پایان رسید. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 خرداد 1398 12:24 ب.ظ

Useful advice. Cheers!
cialis side effects dangers preis cialis 20mg schweiz cialis side effects cialis para que sirve order cialis from india buy cialis online legal cialis side effects dangers generic cialis at the pharmacy acheter du cialis a geneve cialis generique
دوشنبه 6 فروردین 1397 07:52 ق.ظ
خانم الهه عزیزم ممنون از صحبت های خوبتان
سپاس از مشارکت اعضای لژیون
خانم پروین عزیز خدمتتان پربرکت و پرثمر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :