تبلیغات
همسفران عشق - به نام قدرت مطلق الله
 
همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
سه شنبه 15 اسفند 1396 :: نویسنده : همسفر منصوره

گزارش لژیون عشق در تاریخ 96.12.14

سلام دوستان الهه هستم همسفر

خداوند متعال را بسیار تا بسیار سپاسگزارم که اجازه داد با هم باشیم اول از همه بسیار خوشحالم که طاهره و شهرزاد شال کمک راهنمایی شان را گرفتند من واقعا برایشان از خداوند متعال می خواهم که خدمتگزاران صادق و شاگردان خوبی برای کنگره باشند و شاگردان خوبی تربیت کنند که در خدمت کنگره باشند این خیلی مهم و به خاطر همین من دستور جلسه کبر را برایتان گذاشتم که بدانید با هیچ کسی فرقی ندارید همه شماها با تمام اعضای لژیونهای دیگر برابرید اگر یک زمانی خدایی نکرده گفتید بچه های لژیون الهه این طوریند یعنی کبر اموزش که ندیدهیچی در تاریکی ها هم فرو رفته اید 

طاهره :

اگر بخواهم از حسم بگم نمی توانم توصیفش کنم باید هر کس ان را درک بکند که چه حس خوبی است جای همگی شما خالی بود و خیلی براتون دعا کردم هر کس این خواسته را دارد به ان برسد من فکر می کردم دارم خواب می بینم وقتی رفتیم بالاشال را گرفتیم امدیم پایین به شهرزاد گفتم خواب نیستم حقیقت دارد از خدا خواستم که تمام سفر اولیها سفر دومی بشوند و سفر دومیها به این جایگاه برسند خیلی خدا رو شکر کردم انطوری شد که دلم می خواست خانم الهه در جریان بودند دو ماهی بود که مشکل برایم پیش امده بود خیلی ناراحت بودم که با این مشکل چه طوری به تهران برم خانم الهه میگفتند همه چیز به خوبی پیش میره چار روز قبل از حرکت به تهران انگار هیچ بیماری نداشتم نداشتم معجزه بود که برایم رخ دادهمه اینها را مدیون خانم الهه هستم به خاطر اموزشهایی که بهم دادند و باعث حرکتم شدند تا به این جایگاه برسم از اقای مهندس تشکر می کنم به خاطر هر ارامشی که در زندگی دارم از خدا می خواهم کمکم بکند تا در حد توانم به کنگره خدمت بکنم و بتوانم رهجوهای خوبی تربیت کنم و معرفت وعمل سالم و عدالت را رعایت کنم چند وقت که در لژیون نبودم گزارش را بچه ها برایم می فرستادند و انرژی میگرفتم از انها تشکر میکنم خیلی قدرش را بدانید از نظر خوب انشالله سال دیگه قبول میشوید و در لژیون نیستید برایم دعا کنید که لژیون پر باری داشته باشم و رهجوهای خوبی تربیت کنم

شهرزاد:

اگر بخواهم در مورد دوشنبه هفته قبل صحبت کنم خیلی حس خوبی بود برای تک تک شماها این حس را ارزو می کنم تشکر میکنم از خانم الهه با راهنمایی های خوبشون باعث شدند من در مسیر قرار بگیرم از تک تک شماها تشکر میکنم و تمام عزیزانی که در این 4.5در لژیون بودند و من از انها اموزش گرفتم نمی توانم در مورد حسم صحبت کنم چون اینقدر خوب بود یکی گریه میکرد یکی می خندید روزی که جوابها را دادند خانم الهه به من خبر دادند تا یکی دو ساعت بعدش ناخوداگاه گریه می کردم ولی روز شال گرفتن فقط می خندیدم و خیلی لذت بردم انشالله نصیب همه بشود درس بزرگی گرفتم این که انسان می تواند به تمام خواسته هاش برسد در صورتی که تلاش بکند برای رسیدن به خواسته هاش برای بعضی از خواسته ها باید خیلی تلاش کرد و بعضی از خواسته ها رو زود بهشون میرسیم دو سه روز قبل از رفتن به تهران مدام برای خودم تصویر سازی میکردم که ردیف جلو نشستم روبروی اقای مهندس واقعا ارزو داشتم وقتی رسیدیم تهران شلوغ بود از جاهای مختلفی امده بودند ردیف پنجم کیفم را گذاشتم و با بچه ها صحبت می کردیم که در مصاحبه چه چیزی سوال میشود نگاه کردم دیدم ردیف دوم خالی است کیفم را گذاشتم انجا ردیف اول خانم مرضیه مرزبان نشسته بودند با چند تا از بچه ها با خانم مرضیه مشغول صحبت شدیم دیدم نشستم ردیف جلو و جای کسی نیست واقعا خوشحال شدم و گریه ام گرفت بریم دعا کنید هر کجا صلاحم هست و پیشرفت میکنم اونجا قراربگیرم

خانم الهه:

روز جمعه چند تا از بچه ها نیامده بودند پارک این خیلی بد است من بارها بهتون گفتم من را به عنوان راهنما قبول دارید که قدمتون روی چشم من باشد تشریف داشته باشید من را به عنوان راهنما قبول ندارید بروید در لژیون دیگه که حرف راهنماش را قبول دارید جمعه ها را برنامه ریزی کنید و توی پارک برید

وقتی سوال می خواهید بپرسید راهنما و من را به عنوان راهنما قبول دارید حق ندارید روز پنج شنبه از راهنماهای دیگه سوال بپرسید ولو این که من نباشم و برید در لژیون دیگه بشینید و اون راهنما را در معذورات قرارش بدهید که جواب بده در واقع این احجاف در حق اون خق ندارید از کس دیگه سوال بکنید ندا اکثر پنج شنبه ها میاد لژیون را تشکیل میده و با هم بشینید حرف بزنید موظف هستید در لژیون خودمان بشینید جواب چیزی را نمیدانید لازم نیست از راهنماهای دیگه یا مرزبان یا اسیستانت بپرسید سوال شما مربوط به من است اگر من جواب سوالتان را بلد نبودم یا ندادم بعد من خودم میگم برو از کسی بپرس من حتی بچه های مثلا نگین یا راضیه یا ریحانه یا ...به بچه هاشون میگویند وقتی ما نیستیم سوالی دارید از الهه بپرسید بارها اتفاق افتاده طوری شده بهم زنگ میزنند یا پیام میدهند و می گویند راهنمایم گفتند وقتی من جواب ندادم از شما بپرسم و من بهش میگم من حرفی ندارم برای گفتن از راهنمات بپرس چون من با تو یک ربع است صحبت کردم ولی راهنمات سه سال است که تو را می شناسد بالا و پایین و چم و خم تو را می داند من نمی دانم من اگر جواب تو را بدهم بر اساس بازه زمانی کوتاه است ولی راهنمای تو پیچش موی تئ را می بیند من تلاشم را می کنم که تو کار رهجوی خودم که حالا راهنماست دخالت نکنم اگر سوالی برایتان پیش امد روزهای پنج شنبه من نبودم برام پیامک کنید یا تلگرام کنید   

اقای مهندس می گویند ما همه با هم یک خانواده هستیم وقتی خانم انی بارها و بارها می گویند وقتی شما را نمی بینیم دل تنگ می شیم گاهی اوقات خواهر و مادر خودم را شش ماه نمی بینیم ولی دل تنگ نمی شوم اما شما را که یک مدت نمی بینیم دل تنگ میشیم خانم انی می گویند الهه نبودی سراغت را گرفتیم اینجا از اعضای خانواده بهم نزدیک تر هستیم و یک نفر را یک یا دو هفته نبینیم دل تنگش می شویم انگار یک سال ندیدیمش من امروز به بعضی از بچه ها می گفتیم وای من چقدر وقت تو را ندیدم میگفت من یک هفته فقط نبودم انگار یک سال تو را ندیدم یعنی دلهای ما بهم نزدیک است فرقی نمی کند مال کدام لژیون کدام کنگره هستی تهران که میریم بچه های شعبه های دیگه که من اصلا نمیشناسمشون خدا منو بکشه می ایند سلام می کنند بغلشون مبکنم بوسشون می کنم پیوند محبت است ما را بهم دیگه متصل میکند خدا نکند و ان روز را نیاورد که پیوند محبت بین ما کم شود بین ما و لژیونهای دیگه یا شعب دیگه اگر کوچکترین احساس سردی بشود هیچی دیگه بارها بهتون گفتم وقتی یک زنجیر را در نظر بگیرید از حلقه های زیادی تشکیل شده اگر یکی از این حلقه ها شل بشود بیفتد بهم متصل نیست از شما می خواهم خدمتی را که بر عهده می گیرید دقیق و کامل انجام دهید مثلا چایی میخواهد بیاره سینی را باید جلوی تک تک افراد لژیون بگیرید با این که می دانید کسی نمی خورد چون کار مال کنگره است من استاد دانشگاه هستم صبح ساعت پنج دقیقه به هشت میرم سر کار پول هم میگیرم ولی برای کنگره ساعت 2.5میام و پول هم نمی گیرم

مشارکت سی دی کبراز اقای امین

زهرا منصوره محدثه

شرک یعنی نقض فرمان و یا این که انسان در عمل نه در کلام و ظاهر موقعی که شرایط ایجاب می کند فرمان کس دیگری را اجرا می کند یعنی وقتی خداوند ان را خلق کرد و ازش خواست که فرمان را اطاعت بکند و شرایط خاصی به وجود بیاد و فرمان دیگری را اطاعت بکند در مورد فرمانها در اسلام مسیحیت و یهودیت هم بیان شده مثلا رشوه نگیر و شخص بیاد و در شرایطی رشوه بگیرد فرمان رانقض کرده و شرک انجام داده شرک یعنی شخص دیگه ای جای خالق قرار می گیرد در اینجا شخص وارد  فضای دیگه ای میشود و دری برایش باز میشود که هر چه جلوتر میره در را نمی بیند مثل اعتیاد یعنی از نقطه تعادل به بی تعادلی میرسد اولین باری که مصرف میکند اجباری نیست ولی وقتی در این مسیر قرار گرفت اجبار هست نیرویی هست که می کشد ان کار را انجام بده داستان ادم وحوا جالب است در تمام ادیان امده نه تنها در قران چرا یک داستان انقدر ماندگار میشود وازش تئاتر هم ساختند وبقیه داستانها فقط ارزش یک بار دیدن را دارد در اینجا ادم وحوا در تعادل بودند و شیطان بهشون میگه میخواین به وضعیت بهتری برسین و انها نقض فرمان می کنند و به شجره خبیثه نزدیک میشوند و خداوند بهشون میگه برید پایین نمیگه اشکال نداره این دفعه را من فکر می کنم اغاز ورود به تاریکی برای انسان شرک است جلوتر داستان ابلیس و خداوند که میرسه به خلقت انسان که به همه خدا میگه سجده کنین ولی ابلیس سجده نمی کندمعنی اش این هست همه سجده کردند غیر از ابلیس اون کبر ورزید

کبیر یعنی بزرگ

کبر به معنی بزرگ هم میاد  اما معنی که تو خود متن مهم  است  خدا به ابلیس میگه چرا سجده نکردی  میگه من از اتش هستم اون از خاک و من برترم من بهترم یعنی من از یک جنس یا جوهره برتر خلق شدم  کبر یعنی بر تر بودن در جوهر یا در ماهیت خدا به ابلیس میگه تو از رانده شدگانی ولی به ادم وحوا میگه برید پایین با هم متفاوت است خاصیت قران طوری هست که از یک ایه نمی توانیم برداشت کنیم مثل پازل می ماند باید قطعات مختلف را بررسی کنیم و ببینیم به کجا می خوره

ایه لا اکراه فی الدین یعنی در دین هیچ اجباری نیست یک نفر میاد ازچیزی که خوشش نمیاد از این ایه  استفاده می کند مثلا یک سفره ای پهن همه چیز دران هست ولی از یک چیزی خوشتان نمی اید سفره راچپ میکنید در قسمت های مختلف وقتی نگاه میکنیم  میگه خدا نور اسمان وزمین است در جای دیگه میگه هیچ موجودی از خودش نوری ندارد مگر ان نوری که خداوند به او داده است جای دیگه میگه که بعضی ها برای خودشان نوری به وجود میارند بعد خداوند خاموشش میکند حالا رانده شده این طور تفسیر میشه از نوری که من میدهم تو معافی بهت تعلق نمی گیره

ابلیس با شیطان تفاوت داره:

ابلیس یک شخص است یعنی کل قران راببینید به صورت فرد به کار رفته ولی شیطان جمع بسته شده شیاطین ابلیس فرمانده اینهاست نور به معنی هستی زندگی حیات

وقتی موجود رانده میشه باید امورات خودش را بگذراند و سهمیه خودش را تامین بکند و خدا بهش میگه در مال و اولادشون سهیم باش و برو سربازانت را جمع کن و در کائنات ابلیس تنها نبوده و این نقطه اغاز خلق جهان تاریکی می شود

تفاوت شرک و کبر:

در شرک شخص می خواهد که بهتر باشد در کبر شخص مطمئن که بهتر است در شرک شخص می خواهد چیز بیشتری بدست بیاورد معامله گر است حالا با خدا یا با شخص دیگه در کبر شخص باورش این که جنسش بهتر است

پس نقطه شروع سقوط انسان یا موجود کبر است

مسئله مهم قانون جهان تاریکی با جهان روشنایی فرق داره اینها برای خودشان قانون داره کسانی که وارد جهان تاریکی می شوند از قوانین انها نا خوداگاه پیروی می کنند  کسانی که فکر می کنند در ماهیت برتر هستند افرادی می شوند در تاریخ نگاه کنید می بینید تمام  کسانی که به وجود اورنده یا خالق مکاتبی بودند چه در نژاد چه در قسمت ادیان و در ملیت مثلا میگه ما ایرانیها هوشمان بالاست جلوتر بره ما تهرانیها هوشمون بالاست جلوتر میره خانواده ما هوششان بالاست در اخر میگه من هوشم بالاست

اگر یک نفر به شما امد گفت من و تو از دیگران بهتریم باید انجا باهاش خداحافظی کنی

نکته جالب:کسی که اعتقاد داره برتر خیلی نیازمند تائید از سوی دیگران است اگر تائیدش کنند شاد و سرحال است اگر تائیدش نکنند بر افروخته می شود

تمام صفات خدا با انسان مشترک است به جز عرش کبریایی که مخصوص خداوند است

اینقدر این کبر جزئی و پنهان که ادم متوجه این قضیه نمیشوم وقتی با کسی حرف میزنی خودش را برتر می داند و شما ازش خوشتون میاد شما هم کبر دارید

انسان میتواند خودش را تغییر بدهد همانطور که فلزی به فلز دیگر تبدیل می شود

مینا :

از این سی دی فهمیدم منیت در همه انسانها هست وقتی این سی دی را که گوش میدادم در خیلی کارها منیت داشتم مثلا غذا می پختم کسی میگفت این کار را میکردی بهتر میشد بهم بر میخورد از کبر من بود من در کنگره خوبم فلانی بد است از کبر و منیت من است باید روی این دو کار کنم

کبر من چیزی را ندارم میگم دارم من دکترم ولی نیستم منیت مهندسم بگم دکتر هستم

خانم الهه :

ما بچه های دانشگاه یه چیز دیگه ایم یا ما بچه های کنگره یک چیز دیگه ایم هیچی ما بچه های لژیون الهه یک چیز دیگه ایم مصداق کبر است ما یک چیز دیگه ایم یعنی کبر منیت من دیپلم دارم شعورم و درکم هم اندازه دیپلم هست فکر می کنم لیسانس هستم رشته من زبان است و این اتفاق در کلاسهای ما خیلی خوب می افتد دانشجوی ترم یک چهار ترم رفته اکادمی بیرون انگار دکترا تمام یا پست دکترا اموزش زبان داره  خیلی سر خودش معطل است در کبر هیچی نیست به قول مینا سواد نداره ولی میگه ما بچه  کنگره ای ها نمی دانی چقدر مهربون و عاقل  هستیم

دچار کبر شدید یعنی اغاز شرک

لقمان به فرزندش گفت :یا بنی لا تشرک با الله ان الشرک لظلم عظیم : ای پسرم به خداوند شرک نورز زیرا شرک ظلم بزرگ است سوره لقمان ایه 13. گناهی که خداوند نمی بخشد شرک است به خاطر این که مجموعه ای از گناهان است کسی که کبر میورزد مشرک است من که خدای این کارم اصلا خدا کیلو چند من خدای این که خدای این کارم فلانی کیه یا منیت می ورزد اونم مشرک است نمیگه خدا این هدیه را به من داده میگه من خودم بودم در صورتی که نمی داند ابر و خورشید و فلک در کارند تا تو یک کاری بکنی تا من استاد باشم ارایشگر باشم یا خیاط باشم همشون به من کمک می کنند برای همین باید قدر دان باشیم اگر نبینیم دیگران برای ما چکار کردند اقای خدامی اون موقع ها که می امدند اگر بلیط گیرشون نمیامد میرفتند در دخمه اتوبوس مینشستند چه عشقی داشتند و من چشمم را ببندم و اینها را نبینم کافرم و دارم کفر می ورزم کافر هم مشرک است کافر یعنی این که چیزی را نمی بیند وقتی کسی چیزی را نمی بیند خدا را هم نمی بیند یعنی بودی بودی نبودی هم فرقی نمی کند مهم نبود اصلا چرا میگیم گناه گناه یعنی هرز انرژی چرا میگن غیبت کردن گناه است چون به محض اینکه غیبت کنی انرژیتون میاد پایین اقای امین در سی دی گفتند تاریکیها از این نور و انرژی استفاده می کنند یعنی مکش عین خون اشام وصل میشوند به انسان و انرژی میگیرند انوقت سطح انرژی تان میاد پایین هر کاری باعث بشود شما انرژیتان را از دست بدهید گناه است گناه یعنی خطا نه این که میرید در جهنم و میسوزید وقتی انجام دادی خودت وارد جهنم شدیمن بعضی وقتها میگم لازم نیست فلانی را ببرن در اتش چهنم بسوزوننش این خودش جهنم است به خاطر این که اینقدر در رنج وعذاب و بدبختی است  من یکی از اساتید را دیدم هفته پیش این بنده خدا در کل ایران یک کرسی نظریه پردازی در یک رشته هست یعنی که شخص در مورد ان علم می تواند نظریه بدهد و کل دنیا ان را می پذیرند نداریم همیچین روزی تو کل ایرا همین یه نفر است خیلی متاسف شدم این ادم با این سطح دانش می گفت حق التدریس هایی دانشگاه چرا اتاق دارند باید برند در ابدارخانه بشینند چرا بهشون احترام میگذارید از چه صفتی رنج میبره کبر یعنی ما هیات علمی ها این ور ابیم این ها هم که در به در و بدبخت هستند اصلا هیچی به جایی رسید که عصبانی شد و همگی هم جز هیات علمی بودیم میگفت من زمانی که حق التدریس بودم در چمن دانشکاه می نشستم برای چی به اینها میدان میدان رنگ صورتش عوض شد گفتم خدایا الان سکته میکنه با خودم فکر کردم این تو جهنم خودش داره میسوزه واقعا نیاز به جهنم بیرونی ندارهکه بعضی از ادمها جهنم نمی خواهند که دارند تو اتیش خودشون می سوزند این بالاترین بالاترین بالاترین بدبختی برای این شخص است حالاکرسی نظریه پردازی داره چه اهمیتی داره وقتی نمی تواند با ادمها تعامل کند میگفت وقتی من نشستم حق التدریسه به من سلام می کنند تمرکز من بهم میریزد باید در یک اتاق باشم که اصلا نیان و برند اینقدر خودش را برتر می بیند ما یه چیز دیگه ایم داره تو اتش میسوزه من خنده ام گرفته بود بزای یک مسئله مسخره اینقدر حالش بد شده بود

شهرزاد:

اقای  امین در سی دی میگه ما باور میکنیم که جنسمون بهتر است تفاوتش را با شرک گفتند در شرک شخص دنبال شرایط بهتر معامله گر کبر همان شرک ولی عمق فاجعه بیشتر است ؟

خانم الهه:

کسی که شرک می ورزد یا دروغ می گوید زمانی فکر میکنید که دروغ بگویید اتفاق بهتری می افتد مثلا تو بودی فلان جنایت را انجام دادی میگه نه دروغ میگه برای این که می خواهد خودش را ادم بهتری جلوه بدهد تلاش میکند اتفاق بهتری برای خودش رقم بزند زمینهای کنار رودخانه را می کنند به نام خودشان به قول اقای مهندس در انجا درخت می کارند زمینی که نمی دانند مال کیه برای چی به خاطر این که می خواهد ادم پولداری تری بشود عملا سعی میکنه ادم بهتری بشه برای این که بهتر بشه یک کارهایی را انجام می دهد برای این که موقعیت را بهتر کند غیبت می کند یا دروغ می گوید من با ایشون علیه یک نفر دیگه غیبت کنیم وقتی داریم در مورد خداوند متعال صحبت می کنیم و میگیم کبر و کبیر بودند فقط مناسب خداوند میگیم الله اکبر بچه ها گفتند عرش کبریای همه صفات خداوند می تواند با انسان مشترک باشد این صفت خداوند نمی تواند مشترک باشد وقتی کسی بگه بهتر ازمن کس دیگه ای نیست یا من بهتر از بقیه هستم شاید این وسط خدا وجود خارجی نداره در کلام الله می گوید بالاتر از هر صاحب علمی یک صاحب علم دیگه ای وجود داره هر کس یه ذره دانش داره بلاتر از ان هست کسی که یه ذره دانش داره ادمی که کبر میورزد میگه نه دیگه تهش منم اگر با این زاویه نگاه کنی خداوند علم بالاتر از خداوند علمی نیست در علم هر چیزی خداوند بالاترین میگه من ته رفاقتم یا ته زبان انگلیسی ام یک ردپایی از شرک فکر کنم درش هست

سمیه:

اعتماد به نفس هم جز کبر حساب میشود حالا نوع کاذبش نه یکی که مثلا به خودش مطمئن هست تئی یک سری چیزها خوب است مهر تائید را بگیرد یعنی تائید دیگران را اعتمادبنفسش هم جز کبر حساب می شود؟

خانم الهه:

اقای امین می گویند اعتماد به نفس هم مثبت و هم منفی مثلا کسی که قاچاق مواد مخدر می کند ادم اعتماد بنفس داری است ترافیکین مواد مخدر یا کارتل های قاچاق در مکزیک یا هکرهای سایتهای مختلف اتفاق اتفاقا ادمهای خیلی با اعتماد به نفسی هستند ولی اعتماد به نفس در جهت منفی اعتماد به نفس در جهت مثبت طرف برمبنای عقلش دستوری از عقلش بگیرد و اجرا بکند و چون دستور عقلش را اجرا می کند به جایی میرسد به مقامی که داره نه این که به بگم به مقامش می نازه ولی با اطمینان کامل  وقتی میگیم اعتماد به نفس مطمئنه رسید یعنی فرمان عقل را کاملا اجرا در اورده حضرت علی (ع)

غزا :جنگ               قضا:قدر               غذا: تغذیه

 مولانا داستان جنگ حضرت علی میگوید در جنگ فندق:

در غزا بر پهلوانی دست یافت زود         شمشیر بر اورد و شکافت

دشمن حضرت علی (ع) عمروا بن عبدوی بود خیلی هم کلاس امد دوری زد و اینها قهرمان عرب بوده رسیدن به جایی که اینقدر شمشیر می زنند عمروا بن عبدوی شمیشرش می افتد چون در جنگ عربها این طوری بوده باید حتما طرف را می کشتند یا ضربه می زدنند حضرت علی شمشیر را می گذاره روی سینش که سرش را ببره عمروا بن عبدوی اب دهانش را می اندازه به حضرت علی

او خدو انداخت روی علی          افتخار هر نبی و ولی

او  خدو انداخت بر روی که ماه              بعد می ارد در پیش در سجدگاه

حضرت علی فورا پاشد و چند دور دور زمین شروع کرد به دویدن وقتی برگشت تا جنگ را مخدومه کند یک سری میگویند امام علی (ع) ان را کشت یک سری میگویند بر اثر این قضیه ایمان اورد من واقعیت تاریخی اش را نمی دانم بعد از جنگ از حضرت علی (ع) پرسیدند چی شد که همان موقع گفت نکشتیش گفت اب دهان انداخت گفتند چه بهتر همون موقع میکشتیش

گفت من بنده حقم نه مامور تنم

گفت من شمشیر از پی حق می زنم               بنده حقم نه مامور تنم

ان موقع نفس اماره ام بهم گفته بود ان رابکش چون نفس مطمئنه بهم گفت نه باید این را بکشی وقتی قرار یکی را به خاطر خدا بکشم اگر ان موقع می کشتم به خاطر این که انتقامم را ازش بگیرم اب دهان انداخت بهم نقل است رفته بودند جنگ توی پاشون تیر رفته بود دکتر میارن که درش بیارن دکتر میگه عمیق رفته خیلی اذیت میشه خانواده حضرت علی (ع)موقعی که نماز می خواند متوجه نمی شود همین طوری که ایستاده می توانید کارتون را انجام دهید یعنی اینقدر محو نماز است که نمیفهمد کسی که مامور حق نه مامور تن خودش ادم خیلی با اعتماد به نفسی است کارتل یا قاچاقچی مواد مخدر در زندان بند نمیشود به خاطر این که کل دنیا میگردن و پیداش می کنند یه جوری فرار می کند فیلم الکاپو خیلی قشنگ است در مورد قاچاقچی مواد مخدر است که هنوز هم نمی دانند کجاست ولی فیلمش را ساختند ببینید چقدر معروف است اینها هم اعتماد به نفس بالای دارند یکی مثبت ویکی منفی اعتماد به نفس مثبت تبعیت کامل از عقل میکند وقتی واقعا فرمان عقل را انجام میدی دلیلی برای ترس نداری

یادتون باشد  بعضی دانشجوهای دانشجوهای من ترم یکی اینقدر با اعتماد به نفس هستند یک چیزی را میگن که اشتباه است این اعتماد به نفس منفی اعتمتد به نفس مثبت باید احترام این استاد را داشته باشیم هر کجا پای شرک میاد وسط اعتمادبه نفس نیست اعتماد به ان چیز منفی است کسی که داره سخنرانی میکند و صداش میلرزه یعنی از یک چیزی می ترسه ترس ریشه در شرک داره پرونده ترس میخوره به شرک پرونده کبر هم میخوره به شرک وقتی از یک چیزی می ترسید ترس نمیگذاره نیروهای مثبت پیش بند دائم در مبارزه نیروی مثبت ترسی که می بره به خاطر همین ادم اعتماد به نفس اونجوری نداره  

ندا:

من سی دی کبر را که گوش دادم دست بندی می کردم و دنبال راه حلهاش می گشتم من شرک دارم باید چکار کنم شرک فرمان شیطان است بهت امر میکنه هر لحظه این کار را بکن دروغ بگو غیبت کن برای مبارزه به ان گوش نکنم مبارزه با نفس بکنم به جهت مخالف بلند بشم ک انرژیم را نگیره  در کبر میشی یار شیطان انگار داری کار خود شیطان را انجام میدی گوش نمیدی عینا مثل خودش خودش شدی این کار را انجام میدی برای این که بیای بیرون باید باور کنی که تو خیلی خوب نیستی به ته خط رسیدی در منیت که جایگاه من عئض میشه باید بگردم که لیسانسم ودر ان حد حرف بزنم همین منیت که نمیگذاره پله بعدی را بردارم حتی درس بخوام راجع به حسادت گفتند اقای امین دنبال خواسته میگرده طرف کمک راهنما شده اینقدر حسود نمی تواند ببیند به ان خواسته میرسی به این زودی که بری این شال بری دو سال زمان داری اگر قبول کنی که باید برای این خواسته دو سال دیگه صبر بکنی یقینا از حسادتت کم میشه و راحت قبول میکنی و لذت هم میبری که طرف کمک راهنمایی قبول شده

زهرا:

اگر جایی از ما تعریف کردند و یا هر چیزی همش کبر است در کار یا خانواده شاید تائید نکنی که ازت تعریف کردند؟

خانم الهه:

همه چیز بر میگرده به حس شما و این که چقدر من ظرفیت دارم مثلا ممکن از من تعریف کنند که الهه این طوری و ان طوری است حالا من دو تا موضع مختلف راجع به این قضیه بگیرم مثال هر موقع به اقای امین میگیم که این چیزی که گفتید چقدر دقیق و درست بود میگوند همش لطف خداست یعنی چیزی برای من نیست مال خدا بوده خدا لطف کرده داده به من به فلانی میگویند تو چقدر خوبی میگه لطف خدا بوده و اموزشهای فلانی به من داد من چیزی از خودم ندارم یک موقع هم تا به یکی میگویند وای عزیزم چقدر چشمات قشنگ است دیدی که چقدر من بهتر از همه ام یعنی حست ر با اون ظرفیت این را میسازه دیدید بعضی ها ظرفیتشون مثل قوری میمونند پنج دقیقه جوش میاد یا بزنیش تو برق یک دقیقه ای جوش میاد بعضی ها ظرفیتشون دریاست اب دریا چقدرباید زغال سنگ بگذاری تا بتوانی به جوشش بیاری  هیچکس نمیتواند دلمه ای که ثریا درست میکند درست کند میگه اره بابا اینها همشون زنن به درد نمیخورند  کسی که دچار کبر میشود چه اتفاقی برایش می افتد ؟طرد میشود تنها میشود این اتفلق به مرور می افتد همه بگن وای چه زن خوبیه بعد شوهرش این را قبول نداشته باشه پدر و مادرش قبول نداشته باشند خیلی جالب است در کلام الله میگه هر وقت یکی چیزی بهتون میده با یک چیزی مثل  اون یا بهتر از اون چیز جبرانش کنید موبایل به من میده من هم موبایل بهش بدم وقتی یک چیزی بهتون میگه شما خیلی خوبید بگید عزیزم خوبی از خودته در فلان مورد تو بهتر از منی لطف خدا بوده یعنی این را به خود نگرفتم این را خیلی یادتون باشداگردوستانتئن شماا در عرش اعلا ببرند الهه بهترین ادم دنیاست ولی نتوانم با شوهرم با فرزندانم با پدر ومادرم با خواهرم  رابطه خوبی داشته باشم این خوب بودن به هیچ دردی نمیخوره همش دال بر کبر یا منیت من است بعضی ها هم تعریف جالبی می کنند طرف کارش با من گیر است یا دوست دارند ساپورت بیشتری بشوند یا خود شیفته هستند از من تعریف کنند اینها را به خودتان نگیرید تنها شخصی که حساب چند چند خودتان هستید ملیونها ادم رفتند ورزشگاه برای مسابقع دربی استقلال و پیروزی ولی کسی که بیشتر از همه متوجه باخت شد پیروزی بودریئس جمهورهای دنیا یا مدیران حلقه اطرافیانش میگویند تو چقدر خو امر بهش مشتبه میشه من اینقدر خوبم

فتانه :

من سی دی کفر رانوشم خانم زهرا پیام دادند من فکر کردم کفر است  بعد گفتم چرا خانم الهه گفتند این سی دی رابنویسیدامسال ماه رمضان اقای مهندس روزه درصدی را اعلام کردند چون حالت DST داره و خیلی از بیماریها را درمان میکند انهایی که مشکل داند از دکترشون اجازه بگیرند و نقطه تحمل را بالا میبره  اقای امین گفتند در ماه رمضان خیلی قران را میخوانم  کتابی را بگیرید که ترجمه خوبی داره گاهی اوقات شخصی حیلی صحبت میکند مترجم میگه گفت مرسی چون بلد نیست قران هم همینطور امدند به انگلیسی ترجمه کردند دو تا کلمه را کلی براش گفتند خدا اون موقع نمی دانسته میخواد چی بگه الان مترجم فهمیده پنج شنبه وجمعه در سمیناری بودم و در خصوص ان سمینار کتابی اوردند که اصلا ترجه کتاب ربطی به ان موضوع نداشت

لژیون با دعای اعضا پایان یافت

دستور جلسه هفته بعد موج وذره

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 اسفند 1396 11:01 ق.ظ
سلام راهنمای عزیزم...
چقدر عالی بود این دستور جلسه...
جقدر آموختم....!
واقعا ممنونم...
سپاس از تک تک بچه های وبلاگ نویس لژیون همسفران عشق
شنبه 19 اسفند 1396 09:33 ق.ظ
سلام و خداقوت خدمت منصوره جان و خانم الهه عزیزم و خواهر لژیونیهای خودم .
چهارشنبه 16 اسفند 1396 03:27 ب.ظ
بسیار متشکرم از خانم الهه عزیزم وخواهر لژیونیهای گلم مطالب بسیار اموزنده وناب بود[گ
منصوره جان عالی بود خدا قوت
چهارشنبه 16 اسفند 1396 12:52 ق.ظ
خدا قوت به همه شما عزیزان.مثل همیشه عالی بود.
سه شنبه 15 اسفند 1396 08:19 ب.ظ
خداااااقوت منصوره جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :