همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
مطالب اخیر
چهارشنبه 11 بهمن 1396 :: نویسنده : همسفر مینا
روز دوشنبه مورخ ۹۶.۱۱.۹  لژیون همسفران عشق با استادی همسفر خانم‌الهه با دستور جلسه سی دی کوانتم راس ساعت آغاز به کار نمود

 
استاد گرامی در ابتدا اینگونه شروع کردند : سلام دوستان الهه هستم یک همسفر حال من به حمد الله خوب است وامیودارم حال شما هم خوب باشد . و در ادامه از بچه ها خواستند در مورد دستور جلسه سم زدایی وسم نزدایی مشارکت‌کنند . در ابتدا خانم فتانه این چنین گفتند : من دو سال پیش که با مسافرم مشکل داشتم واصرار داشتم که حتما باید به پزشک مراجعه کنند و سم زدایی کنند بعد از اینکه به پزشک مراجعه کردیم و همه کارها را برای سم زدایی انجام داده بودیم یکی از دوستانم بهم‌گفت همراه من به جایی بیا و بعد اگ دوست داشتی سم زدایی را انجام بده و من میگفتم‌که نه وما همه راه هارا امتحان کرده ایم وبه هیچ نتیجه ای نرسیده ایم ولی به اصرار دوستم همرههش به خانه یکی از دوستانش رفتیم که همسرش مشکل روانی داشت و گفت که یک سال است در بیمارستان فارابی بستری است واگر میخواهی همسرت دچار بیماری روانی شود سم زدایی کن واگر نمیخواهی بگذار مصرف کند تا اینکه یکی از دوستانم کنگره را به من معرفی کردو الان‌خدا را شکر میکنم‌که به کنگره می آییم .
و در ادامه خانم‌مائده مشارکت کردند: گفتند من قبل از اینکه به کنگره بیایم به مسافرم می گفتم اگر ترک نکنی من جدا می شوم و بابد ترک‌کنی وآن هم به یکی از مراکز ترک اعتیاد مراجعه کردو بهش قرص متدون داده بودند و چند ماهی ترک کرد وپاکی داشت ولی بدن درد را همیشه داشت و پژشک بهش قرص دیازپام داد تا اینکه یک شب قرصش تمام شد و این باعث شد که دوباره به سمت‌مواد برود و مصرف کند و این بهوخاطر این بود که روی جهان بینی اش کار نشده بود و حالا خیلی خوشحالم که با کنگره آشنا شده ایم .
 و همچنین خانم‌ندا مشارکت کردند و گفتند : که من مدت ها پیش یکی از آشنایانمان به کنگره میآمد که خودکشی کرد وخواهرش می‌گفت که رفت و سم زدایی کرد و وقتی که برگشت دیگر حتی اندازه یک بچه هم غذا نمی خورد و حالت روانی ها و شیطان پرست ها را پیدا کرده بود و همسرش هم ترکش کرده بود حتی ما فکر می کردیم که دوباره شیشه مصرف می کند ولی به خاطر همان سم زدایی این چنین شده بود و در آخر هم‌خودکشی کرد و هیچ کس از ظرفیت بدن دیگری خبر ندارد وفقط کنگره است که بر اساس ظرفیت بدن انسان ها آن ها را درمان می کند .
و در ادامه خانم‌ها منصوره ، مائده ، زیبا ،مینا و سمیه در مورد سی دی کوانتم‌مشارکت‌کردند . در سی دی کوانتم آقای امین  می گویند در جلسه قبل در مورد گره عشق حرف زدیم و گفتیم که دو نکته دارد یکی در مورد اشعار بود که فال حافظ می گیرند . اشعار حافظ در واقع برای همین ساخته شده تا خوانده شود و روی آن تفکر شود و انسان راه خودش را پیدا کند و این نیست که فال حافظ را بگیریم و بعد ببینیم نتیجه خوب است یا بد . و در ادامه میگویند که یونانی ها میگویند شعر باید خاصیت جاودانه داشته باشد و به شعری که حال آدم را عوض کند و خوب کند جادوی سفید می گویند که در آن اشعار صاحب اثر جاودانه‌می ماند و اشعاری که خاصیت ندارد شاعر ماندگار نیست . مطلب دیگر این است که از عشق گفتیم صفات و مسائلی را که از دست می دهیم ممکن‌ است به صورت گره عشق باشد ولی بعد از اینکه آن صفات را پیدا‌کرد وآن ها را پس‌گرفت به تعادل رسید . اینجا در خودش کامل شده یعنی از خودش کامل شده ومی تواند انتخاب درست را انجام دهد ووقتی صفات کامل شد و به تعادل رسید مسئله رنج در عشق برداشته می شود و تعادل به وجود می آید و اون چیزی که در پایان داستان های اسطوره ای می بینید اتفاق می افتد . در ادامه می گویند گویمت شرط بلاغ مصدوم عشق تا شفا یابی و و یا معدوم‌عشق . می گویند که توکه از عشق مصدوم‌شده ای من این داستان را برایت گفتم که یا شفا پیدا کنی ویا نابود شوی یعنی دو حالت دارد و انتخاب با خود انسان است . حالا من یک موضوعی را انتخاب کرده ام که در موردش صحبت کنیم . داستان به این شکل است که تمام تغییری که در زندگی انسان به وجود آمد در جهان فیزیکی از پیدایش علم توسط عالمان و دانشمندان شروع شد و این یافته های کاربردی باعث اولین تغییرات در زندگی انسان شدند و این تغییرات ادامه پیدا کرد تا زندگی به شکل امروزدر آمده است .علم‌همان قوانینی است که تبدیلات را بیان‌ می کند. یک جسم چگونه تبدیل می شود هستی دائماًدر حال تغییرات است اگر ما بدانیم این تغییرات از چه قائده ای پیروی می کنند مثلاً یک کرم که پروانه می شود ویا ابری که باران‌میشودو.....وقتی که قوانین این ها را پیدا کنیم میشود علم . حال اگر از این علم در جهت سازندگی استفاده کنیم میشود علم الهی و اگر درجهت تخریب استفاده کنیم میشود علم تاریک و یکی از شکل های علم تاریک این است که چون در لبه علم است زمان می برد تا ماهیت آن معلوم شود و کاری به این نداریم ولی چیزی که مهم است این است که پشت هر قاعده علمی یا رابطه علمی بایستی یک تفکروجود داشته باشد . وقتی به تاریخ نگاه می کنیم میبینیم کسانی بنیان گذار علم بوده اند مثل آقای پاستور و نیوتن این ها اکثراً تحصیل کرده نبوده اند و فقط متفکر بوده اند یعنی صاحب یک‌تفکر واندیشه ای بوده اند و از این اندیشه برای خود یک فلسفه ای داشته اند و از این اندیشه به علم رسیده اند بر عکس این هم میشود یعنی از علم هم به تفکر واندیشه واداشته میشوند ولی برای هر تولی و زایش اول باید تفکر کردهمین‌وادی اول که برای هر کاری باید تفکر کرد. در گذشته علوم بیشتر فلسفه، نجوم ، طب و حکمت بوده است و بخشی هم در‌مورد ریاضیات که هر کدام کاربرد خودش را دارد یعنی اگر طب بوده مردم برای درمان بیماری هایشان نیاز داشتند و اگر نجوم بوده برای روز وشب و پیدا کردن راه ها می خواستند پس چون‌نیاز داشتند به این هابها می دادندشما اگر معماری دوران باستان را نگاه کنید میبینید که در روم سیستم آبیاری داشته اندو سیستم لوله کشی و آبی که مصرف می کردند به مراتب از آبی که ما مصرف می کنیم بهتر بوده است .در روم ماده ای شبیه بتن بوده است و آب را از چشمه های اطراف‌منتقل می کردند ودر ثانیه حدود ده متر مکعب آب خوراکی از چشمه ها وارد شهر می شده است که نیاز یک‌میلیون نفر را بر طرف می کرده و این از دانش فلسفه یونان است که هر چیزی راحساب می کردند و ماهیت آن را بررسی می کردند و می دانستند که هر سنگی برای چه کاری خوب است و ما نه مثل یونان باستان بوده ایم ونه میتوانیم باشیم .در ادامه میگویند که  رنسانس هم یک‌تفکر بود که بستری را بوجود آورد که درون این بستر یک سری افراد بیایند و رشد کنند افرادی که این بستر را بوجود آوردند انسان هایی داری تفکر و از خود گذشتگی بودند چون در زمان ارسطو اینگونه بود که کسی نظریه ای میداداگر از نظر بقیه منطقی بود قبول میکردند واگر شخصی هم کاریزما داشت بقیه هم استناد میکردندو میگفتند بر اساس نظریه آقای فلان خاصیت هوا این است ولی تفکر رنسانس گفت این طور نمی شود حرف بزنیم وبعد هرکس حرفی میزد میگفتند تو در کار خدا دخالت کرده ای مثلاً میگفتند که تو میگویی ابرهارا باد می آوردپس خدا این کار را نکرده است و محاکمه می شد . در قرون رنسانس انسان آمد و جایگاه پیدا کردبه واسطه اینکه گفت هر چیزی را که میخواهیم بررسی کنیم بابد برویم و و جزئیاتش را ببینیم . مثلاً شما میگویید انسان از ذرات و گوشت درست شده پس من این را قبول ندارم و باید ببرم و بررسی کنم ببینم چیزی که میگویید درست است یا نه لئونارد داوینچی برای اولین بار این کار را کرد و جنازه ها را میدزدید و کالبد شکافی میکرد ‌. و در ادامه میگویند آناتومی باعث پیشرفت طب شد در ریاضیات دقیقا این اتفاق افتاد گفتند که شما میگویید جسمی حرکت‌میکند ما باید ببینیم وبدانیم این جسم در چه زمانی و با چه سرعتی حرکت میکند و این  تفکر جزئی نگری باعث شد علم پیشرفت کند. در علم همیشه همیشه یک نظریه مطرح میشود و یک سری مشکلات را حل میکندو به نقطه ای میرسد که خودش بروز یکسری مشکلاتی میکندوقتی نظریه پزشکی آمد خیلی کارها انجام دادولی به مسئله اعتیاد که رسید تبدیل به مشکل شد که بعد نظریه Dstمطرح شدو دارد جواب میدهد. ودر ادامه استاد گرامی خانم‌الهه گفتند که‌ما در طول این چند سال حدود ۳۸ رهایی داشته ایم که ۳۳نفرشان را به تهران رفته ایم و خواسته اند که همسفرانشان همراهاشان باشند واز این بابت بسیار خوشحالم .
  خانم ندا این چنین‌گفتند : من اگر چیزی را در زندگی نیاز داشته باشم به دنبالش میروم و باید خواسته هایم را ریز ریز کنم مثلاً اگر خواستار این هستم‌که به درجه کمک راهنمایی برسم باید در جلساتم حضور پیدا کنم وسی دی بنویسم و از ضد ارزش ها دوری کنم واگر بخواهیم برای خدمت به کنگره به درجه کمک راهنمایی برسیم موفق میشویم ولی اگر برای تکبر باشد هیچوقت به هدفمان نمیرسیم .
در ادامه خانم شهرزاد مشارکت کردند و گفتند که سخن آقای امین که میگویند زخم عشق گاهی ممکن است با اینکه به‌کنگره می آیم یک نفر وقتی چیزی بهمان میگوید شاید نسیت به قبل بهتر شده باشیم و ناراحتیمان ۲۴ ساعت طول بکشد ولی بازم باید روی خودمان‌کار کنیم ولی چگونه باید این حس را‌کم‌ کنیم ؟

خانم الهه استاد گرامی این چنین گفتند که اضلاع مثلث عشق سایه هستش و جاذبه و حس ،سایه یعنی اینکه یک چیزی باید وجود داشته باشه تا من آن را دوست داشته باشم و آن چیز میتواند همسر و یا پدر و مادر باشد و ما نمیتوانیم چیزی یا کسی که وجود ندارد را بگیم عاشقش هستم . بعدی جاذبه هستش و جاذبه همان حس گرایش است یعنی چیزی که مرا به خودش جذب میکند و چیزی که من‌نمیتوانم از آن جدا شوم و بعدی حس هستش و حس چیزی است که ما نسبت به چیزی درست یا غلط جاذبه داشته باشیم و زمانی گره عشق میشود که‌مثلاً من خط خوبی داشته ام اما حالااز دستش داده ام ویا من قبلاً ادکلان های خوبی میزدم ولی حالا به هر دلیلی نمیتوانم بزنم و وقتی کسی میزنه من جذبش میشوم پس در اینجا سایه وجاذبه وجود داردولی حس وجود نداردیا وقتی شخصی وارد زندگی شما میشودو شما نسبت به اون جاذبه پیدا‌میکنید ولی بعد از مدتی شما را ترک میکند این میشود زخم عشق مثلاً یک‌نفر م حضرت محمد(ص) همه درد و رنج ها و همه خار هارا تبدیل به گل کرد ویک نفر هم‌مثل هیتلر که به خاطر درد و رنج هایی که کشید انتقام‌گرفت و بیست میلیون نفر را کشت و میگویند که آقای امین میگویند کسی که هنوز از حرف یک نفر ناراحت میشود هنوز در اعماق تاریکی ها استو نیروهای بازدارنده عاشق این هستند که شما سریع در برابر یک نفر جبهه بگیرید  و ناراحت شوید . ودر ادامه گفتند که ظرفیت بعضی ها مثل فنر خودکاره کوچک وسریع میپره  ولی ظرفیت بعضی ها مثل فنر جرثقیل بزرگ و هر چی هم‌که بارش سنگین باشد نمیپره و شما باید مثل دریا باشید و وقتی یک‌گلوله آت درون شما پرت شدسریع باید آب باشید وسریع آن را خاموش کنید یعنی وقتی کسی چیزی به شما میگویدیعنی خودش ناراحت است و این‌گلوله آتش را به شما میدهد و میگوید این را برای من نگه دارو شما باید ببینید که باید این‌گلوله آتش را خاموش کنید یا بیشترش کنید و به خود طرف بدهید و به مرور زمان با بالا رفتن دانایی ظرفیت انسان هم بالا میرود و برای بالا رفتن دانایی تجربه ، تفکر و آموزش باید هر چیزی را که آموزش میبینیم به کار ببندیم و این رفته رفته میشود تجربه و تجربه ام را با تفکر به کارببرم و بالا بردن تجربه ، تفکر و آموزش به دانایی و دانای ام را موثر کنم



نوع مطلب :
برچسب ها : کوانتوم،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 بهمن 1396 04:07 ب.ظ
سلام ممنون از مطالب خوبتون
ممنون میشم از وب سایت ما در یدک بین دیدن فرمایید
یکشنبه 15 بهمن 1396 08:57 ب.ظ
سلام مینا جان خداقوت به خاطر وبلاگ زیبایی که نوشتی .ورودت رو به جمع وبلاگ نویسان تبریک میگم
یکشنبه 15 بهمن 1396 08:52 ق.ظ
خداقوت و سپاس فراوان خدمت خانم الهه و اعضای لژیون
میشه لطف کنید مطالب را کمی درشت تر تایپ کنیدممنون از زحماتتون
پنجشنبه 12 بهمن 1396 07:21 ب.ظ
واقعا وبلاگ زیبا و خوبی دارید
چهارشنبه 11 بهمن 1396 05:22 ب.ظ
چهارشنبه 11 بهمن 1396 04:18 ب.ظ
خدا قوت مینا جان!به جمع وبلاگ نویسان خوش آمدید !لذت این خدمت گوارای وجودتان
چهارشنبه 11 بهمن 1396 07:00 ق.ظ
خداقوت خانم مینا.ورودتون رو به جمع وبلاگ نویسان همسفران عشق تبریک می گویم.لذت این خدمت گوارای وجودتان.ممنونم از خانم الهه عزیزم وخوهرلژیونیهای گلم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :