همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
روز دوشنبه مورخ96/11/2 لژیون همسفران عشق با استادی همسفر خانم الهه وخانم شهرزاد وبا دستور جلسه وادی پنجم وسی دی پاداش راس ساعت آغاز به کار نمود.

استاد گرامی چنین بیان نمودند:

در این وادی گفته می شود که تفکر قدرت مطلق حل نیست یعنی این که ما برای حرکت و پیشرفت در زندگیمان به یک نردبان نیازمندیم که یک پایه آن تفکر است وپایه دیگر عمل کردن به آموزشها می باشد. هیچ موجودی برای حرکت با یک پا نمی تواند باید حتما دو پا داشته باشد که در کنار هم بتواند راه برود مثلا نردبان پیشرفت در زندگی به تنهایی با یک پایه که معنایی ندارد و استفاده ای هم از آن نمی توان کرد تا زمانی که دو پایه در کنار هم باشند و پله هایی را به وجود آورند برای صعود ما....
.

بنام قدرت مطلق الله


این جلسه به دلیل اینکه راهنمای عزیزمان خانم الهه در شعبه میر داماد در جایگاه استاد بودند کمی دیرتر به جلسه تشریف آوردند و جلسه با استادی خانم شهرزاد شروع شد.

در ابتدا استاد گرامی چنین بیان کردند:

سلام برشما عزیزان . امیدوارم که حالتان خوب باشد . امروز به دلیل اینکه خانم الهه عزیز در شعبه میر داماد استاد هستند کمی دیرتر به جلسه تشریف  می آورند .
دستور جلسه عمومی امروز وادی پنجم بود  و با دستور جلسه لژیون که سی دی پاداش است رابطه تنگاتنگی دارند. در این سی دی جناب مهندس می فرمایند که جهان ذهن ما هیچ وقت آرامش ندارد مگر اینکه که از ضد ارزشها دور کنیم و به سمت ارزشها حرکت نماییم.
شاید قبل از آمدن به کنگره ما ازانجام ضد ارزشها ابایی نداشتیم و به راحتی آنها را انجام می دادیم ولی از زمانی که به کنگر ه وارد شدیم و آموزش گرفتیم به این نتیجه رسیدیم که انجام هرگونه ضد ارزشی نه تنها از لحاظ روانی باعث بهم ریختگی ما می شود بلکه از لحظ جسمی هم باعث تخریب در جسممان می شود چرا که انجام این ضد ارزشها حتی سیستم شبه افیونی یا سیستم ایکس ما را بهم می ریزد.
مثلا من خودم بشخصه قبل از آمدن به کنگره  اگر از یک موضوعی ناراحت می شدم شبها اصلا خوابم نمی برد و هم از لحاظ جسمی و هم روحی کاملا بهم می ریختم وتنها می توانستم با مصرف داروهای خواب آور بخوابم  و این مساله زندگی من را دگرگون کرده بود چرا که زمانی هم که از خواب بیدار می شدم بازهم خسته بودم چون حتی در خواب هم جهان ذهنم کاملا در گیر بود و اصلا آرامش نداشت. در ادامه آقای مهندس بیان می کنند که انسان باید بسیار قدرتمند باشد تا بتواند هر فکری را از ذهنش بیرون کند وجهان ذهنش را آرام کند و این مساله هم به یکباره اتفاق نمی افتد بلکه کم کم به آموزش گرفتن  واجرا کردن آموزشهایش می تواند جهان ذهن خودش را آرام نماید.

مشارکت دوستان در مورد جهان ذهن"

همسفر خانم سمیه :
من امروز که به جلسه آمدم به خاطر یکم مسایل سرکارم بسیار آشفته بود و اصلا نمی توانستم در جلسه تمرکز کنم و آموزش بگیرم.  یک تکه کاغذ برداشتم و تمام مسایلی که باعث این بهم ریختگی شده بود را نوشتم  و بعد کاغذ را پاره کردم و این کار خیلی تاثیر داشت و بعد از پاره کردن کاغذ توانستم جهان ذهنم  را آرام کنم و متمرکز شوم و از جلسه بهره بگیرم. و دیروز هم که سی دی پاداش را گوش می دادم  به این نتیجه رسیدم که ما باید جهان ذهن آرامی داشته باشیم مخصوصا در کنگره تا بتوانیم از آموزشهای آن استفاده کنیم.

همسفر خانم مائده :
من قبل از آمدن به کنگره اصلا صبر و قرار نداشتم و به همین دلیل ذهنم همیشه درگیر بود واصلا نمی توانستم تمرکز کنم تا در جمع بتوانم صحبت کنم اما با آمدن به کنگره و یادگیری معنی صبر وآرامش را فهمیدم و توانستم جهان ذهنم را آرام کنم و به راحتی مشارکت می نمایم.

همسفر خانم فاطمه :

وادی پنجم برای داشتن ذهنی آرام بسیار موثر است چراکه من با آمدن به کنگره و آموزشهای آن می خواهم ساختار های ضد ارزشی که درونم بوده را   ازبین ببرم و ساختار جدیدی که ارزشها می باشد را پایه ریزی کنم ما در چهار وادی اول تفکر کردیم و متوجه شدیم که از خلقت من انسانی حتما هدف وحکمتی در کار بوده یاد گرفتیم که مسئولیت کارهایمان را نه تنها بر عهده هیچ انسان دیگری نگذاریم بلکه حتی خداوند هم با همه عظمت وقدرتش هیچ مسئولیتی در قبال  انجام کارها و وظایف من ندارد  پس من باید خودم حرکت کنم .برای این حرکت باید ساختارهای ضد ارزشی قبلی را درونم ازبین می بردم وبه ساختارهای ارزشی تبدیل میکردم  چراکه انرژی من در حرکت تنها از این ساختارهای ارزشی به وجود می آمد .حال برای ساختن این ساختارهای ارزش نمی توانستم از سقف یا دیوار شروع به ساختن نمایم بلکه ابتدا باید پی و ستون محکمی برای آن می ساختم تا ساختار جدیدم  استوار و محکم باشد و با هر باد  و طوفانی فرو نریزد. در ابتدا باید برای پی ریزی ساختار جدید از ضد ارزشها دوری می کردم و سپس پایه ها بر مبنای ارزشها درست می کردم و کم کم با  خودداری ،قناعت ،صبر،دوری از تجسس ،قضاوت و غیبت و پس انداز  به مراحل پایانی ساختارم می رسیدم و با رسیدن به مرحله توکل ، ورضا وتلسیم این ساختارم را در برابر هر گونه بلایی بیمه میکردم. ان شاءالله که خداوند کمکمان کند که بتوانیم این وادی را  در حد و توانمان اجرا نماییم.

همسفر خانم شهرزاد:

وادی پنجم بسیار در زندگی به ما کمک میکند و مخصوصا اگربتوانیم پله به پله آن را اجرا کنیم  چرا که این وادی و عمل کردن آن بسیار به ما کمک می کند برای من پله تجسس غیبت قضاوت بسیار کمک کرده است . مثلا من در سفر اول مرتب به مسافرم غر می زدم که چرا شربتش را با شیشه می خورد چون اصلا به خوردن شربت با اندازه و با سرنج اعتنا نمی کرد . زمانی که من به خانم الهه این موضوع را گفتم ایشان جواب دادند که به شما ارتباطی ندارد و من بسیارخجالت کشیدم از این همه دخالتم در کار مسافرم وبعد  خانم الهه به من توصیه کردند که من روی ضلع منیتم کار کنم  و متوجه شدم  که دخالت من در کار مسافرم از منیت زیادم هست که خودم را بسیار بالاتر و بهتر از ایشان می دیدم واین سخن خانم الهه تلنگری بود برای من که این گره منیت که در زندگی خسارات زیادی به من زده بود را بشناسم و روی آن کار کنم .

 همسفر خانم ثریا:

 من هم در تجسس بسیار مشکل داشتم و چون خودم را بهتر وبالاتر از مسافرم می دیدم همیشه او را مجرم را بابت اعتیاد  می داسنتم  ودر همه مسایل می گفتم چون شما اعتیاد داری ما این مشکل را داریم حتی در مواقع بیماری فرزندانم .همیشه هم پدر و مادرم را هم مقصر می دانستم به خاطر ازدواجم . مدام در ذهنم می گفتم اگر پدر و مادرم انتخاب را در موقع ازدواجم به خودم می دادند بسیار بهتر انتخاب میکردم  که با یک شخص مصرف کننده ازدواج نمی کردم  ولی با آمدن به کنگره متوجه شدم که همه اینها از منیت بسیار زیادم بوده  وسعی کردم  واین ضد ارزش را در وجود خودم از بین ببرم .

همسفر خانم فاطمه:

من هم از گره منیت بسیار زیاد ضربه خوردم مخصوصا در سفر اول .من به کنگره می آمدم خیلی خوب اموزش می گرفتم و تمام سی دی ها که خانم الهه دستور می دادند همه رو کامل می نوشتم و طوری هم رفتار می کردم جلوی خانم الهه و اساتید کنگره که من همه آموزشها را خیلی خوب یاد گرفتم واجرا میکنم ولی دریغ از ذره ای اجرا و عمل کردن به آموزشهایم . من در همه جا از نماز خواندن مسافرم تا غذا خوردنش وخوردن مقدار شربتش و بسیاری مسایل دیگر دخالت میکردم چرا که خودم را بسیار بالاتر و بهتر می دیدم .و همین گرفتن آموزش وعمل نکردن آنها باعث تخریب در وجود من شده بود واصلا هم متوجه نمی شدم که علت اینکه مسافرم به رهایی نمی رسید من بودم. ان شاءالله که خدا کمکم کند حداقل الان که این ضدارزشی را درون خودم پیدا کردم بتوانم ان را مهارش کنم .

همسفر خانم منصوره :

من هم قبلا بسیار در کار همسرم بسیار دخالت میکردم مخصوصا در چک کردن گوش موبایلش والان چند ماهی است که به واسطه اموزشهای کنگره  توانستم این ضد ارزشم را کنترل نمایم.

سپس خانم منصوره ،خانم  ندا وخانم سمیه  وخانم فاطمه در مورد سی دی  پاداش مشارکت  نمودند.
.در این سی جناب مهندس میفرمایند که:

در روزگاران قدیم بااینکه نمی‌دانستند علت بیماری کم‌خونی، کمبود آهن است اما باز از یک نعل قدیمی که آن را تمیز می‌کردند و در دیگ آش و غذا آن نعل را چند باری تکان می‌دادند تا ذره‌ای از آهن نعل اسب در آش یا غذا حل شود؛ و این را بگویم که آقای دکتر گفتند که بهترین زمان مصرف ویتامین ۳ شب‌ها است.
کلمه خویشتن یعنی خودش؛ نفس و تن؛ جسم. گفتیم که روح الهامات مثبت دارد و جن الهامات منفی؛ که تقوا برای روح بود و فجور برای جن. منظور از خویش خویشتن همان خواهر، مادر، پدر، برادر، فرزند و همسر فامیل انسان است که باید به این‌ها توجه بشود. انسان نباید خودمحور باشد و به همسر و فرزندان و فامیل و دوستانش اهمیت ندهد و همه‌چیز را برای خودش بخواهد. ما نباید شبیه آن میمون باشیم که با بچه‌اش وارد حمام شد و به‌ محض اینکه گرما را در کف پای خودش حس کرد، فوراً بچه‌اش را زیر پاهایش قرارداد تا خودش نسوزد.

ما گاهی همین‌گونه هستیم که برای رسیدن به خواسته‌های نفسانی خود، حاضر هستیم همسر و فرزند و خانواده را قربانی کنیم. توجه به مسئله خانواده یک امر بسیار مهم است. یکی از مشکلات بزرگ در اروپا این است که همه افراد می‌خواهند مستقل باشند. تا وقتی‌که یک نفر جوان و زیبا است شاید زیاد برایش مشکل نباشد؛ اما در زمان کهولت سن چه کسی می‌خواهد یک لیوان آب به او بدهد یا چه کسی می‌خواهد تبش را بگیرد. کسانی که به دنیای تازه قدم می‌گذارند اگر به‌صرف مصرف مواد مخدر نگاه کنیم، دیگر در این دنیای تازه دروغ نمی‌گوییم مواد مخدر نیست و خیلی از چیزهای دیگر. این را هم بگویم که همه افراد مصرف‌کننده مواد مخدر دروغ‌گو یا دزد یا کلاه‌بردار نیستند؛ زیرا هستند کسانی که تریاک مصرف می‌کنند ولی نمی‌گذارند ذره‌ای از مال حرام به اموالشان اضافه گردد.

ما انسان‌ها حداقل سه دنیای مختلف داریم.۱. دنیای فیزیکی که با ۵ حس ما قابل‌درک است. اگر ما در جهان مادی زاویه دیدمان را تغیر بدهیم وقتی می‌گوییم به دنیای تازه قدم نهاده‌ایم یعنی اینکه اگر قبل حاضر بودیم برای به دست آوردن پول هر کاری را بکنیم اما الآن حاضر نیستیم هر کاری را انجام بدهیم و امثال این‌ها.۲. جهان ذهنی هم یک دنیای دیگر است. شاید شما الآن چشمتان به من است و دارید صحبت‌های من را گوش می‌دهید اما امکان دارد جسم شما اینجا حضورداشته باشد اما در جای دیگری و به یک فرد دیگر فکر می‌کنید. پس ما در جهان ذهنمان زندگی می‌کنیم. جهان ذهن خوب داریم و جهان ذهن بد هم داریم. شاید یک فکری به ذهن شما خطور کند و یک‌هفته‌ای هم شمارا درگیر خودش کند اگر این فکر از نوع بد باشد شما در عذاب خواهید بود. بااینکه آزاد و رها هستید اما ازلحاظ ذهنی درگیر هستید و نمی‌توانید از آن جهان ذهن خودتان را آزاد کنید. جدا شدن از جهان مادی خیلی راحت‌تر است از جدا شدن از جهان ذهنی. در جهان ذهن هم محبت وجود دارد هم عشق و شاید هم نفرت و کینه باشد. جهان ذهنی بسیار قدرتمند‌است و مثال یک سیاه‌چاله می‌ماند و برای خروج از آن به مهارت بالایی نیاز است.

سیاه‌چاله در فضا یک منبع انرژی عظیم یا جرم بسیار بزرگ و تاریک و سنگین است که کسی نمی‌داند چیست؛ که هر چیزی در فضا از کناره سیاه‌چاله‌ها عبور کند آن را درون خود می‌بلعد و آن را پودر می‌کند. پس وقتی می‌گویم که جهان ذهن مانند سیاه‌چاله عمل می‌کند به این خاطر است که آزاد شدن از جهان ذهن کار دشواری است. وقتی ناامیدی به ذهن وارد شود آن‌قدر فرد را رنجور و نسبت به زندگی ناامید می‌کند که فرد دست به خودکشی می‌زند و اول در جهان ذهن خودکشی می‌کند؛ و بعد هم در جهان مادی. ما هر کاری را که می‌خواهیم انجام بدهیم اول در ذهنمان آن را متصور می‌کنیم بعد هم در جهان مادی آن را اجرا می‌کنیم. پس وقتی می‌خواهیم وارد دنیای تازه بشویم باید وارد جهان ذهنی تازه بشویم و برای وارد شدن به جهان ذهنی تازه باید معرفت و دانایی داشته باشیم.

آقای امین با مطرح کردن مثلث دانایی، دانایی را برای ما مشخص کرد که چه چیزی هست.۱. آموزش ۲. تجربه ۳ تفکر. پس از کسب معرفت و دانایی باید عمل سالم هم انجام بدهیم که برحسب این‌ها وارد دنیای تازه بشویم. ما اول ذره‌ذره تغیر می‌کنیم و بعد ذره‌ذره تبدیل می‌شویم که بعد ترخیص شویم. آب انگور ذره‌ذره واکنش‌های شیمیایی در آن به وجود می‌آید که یک‌مرتبه می‌شود شراب. جهان سوم که ما وارد آن می‌شویم. جهان خواب است. خواب یک سمبل یا مثالی هست از جهان آخرت. وقتی کابوس می‌بینیم فکر نکنیم که این کابوس‌ها با مرگ از بین می‌رود. شاید الآن به‌صورت کابوس است اما در جهان پس از مرگ کابوس، به حقیقت بپیوند.

 وقتی به جهان تازه‌وارد می‌شویم باید خواب‌های ما عوض‌شده باشد. چون طی این سفر که انجام می‌دهیم و معرفت کسب می‌کنیم و عمل سالم انجام می‌دهیم باید ذره‌ذره این خواب‌ها عوض بشود. کابوس را با قرص یا دعا نمی‌شود از بین برد. شما برای از بین بردن کابوس نباید از آن فرار کنید بلکه در دل کابوس بروید تا بتوانید بر آن فائق بیایید. برای اینکه به دل کابوس‌ها بروید باید مسلح بشوی و جایگاهت را تغیر بدهی. باید جهان ذهنی‌ات را تغیر بدهی. پس برای از بین بردن کابوس‌ها باید سفر کرد از درون و ضد ارزش‌ها به سمت ارزش‌ها حرکت کرد. افرادی که تازه‌وارد کنگره شده‌اند نمی‌خواهد کابوس‌ها را از بین ببرند زیرا که باید به روش غیرمستقیم کابوس‌ها را از بین برد؛ یعنی عمل سالم انجام بدهید. کار ضد ارزشی نکنید. پس یک سفر اولی که زیاد کابوس می‌بیند با شروع سفرش زندگی‌اش تغیر می‌کند، سی‌دی‌هایش را گوش می‌کند، روی پروژه DST قرار می‌گیرد و کم‌کم امیدوار می‌شود هر چه از این‌طرف پیش می‌رود از طرف دیگر کابوس‌هایش کمتر می‌شود.

ایمان راسخ یعنی باور داشتن. یک عده گفتند ما ایمان آوردیم. خداوند گفت نه شما اسلام آوردید که همان گفتن شهادتین است. وقتی شما باور داشته باشید که وعده خداوند دروغ نیست آن زمان یعنی ایمان آورده‌اید و در صراط مستقیم قرارگرفته‌اید؛ و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما خواهد داد. الله سریع حساب. من به شما کمک می‌کنم که از ظلمت اعتیاد بیرون بیانید ولی از شما بابت این چیزی نمی‌خواهم اما شما خودتان برای من هدیه می‌آورید. یا دکان‌داری که جنس خوب دست مردم می‌دهد پاداشش مشتری زیاد و سود فراوان است وکسی هم که از اعتیاد شما سو استفاده می‌کند خیانت می‌کند و در رحمت خداوند روی او بسته می‌شود.

آنچه کنی به خود کنی                      گر چه که نیک و بد کنی


بارها گفتم که جهان مثل یک شعبده‌ بازی می‌ماند. اگر پول می‌گیری و در کارت خیانت می‌کنی بلایش سرخودت می‌آید. اگر گندم بکاری گندم درو می‌کنی و اگر جو بکاری جو درو می‌کنی. مگر می‌شود که تخم کینه، حسادت، تقلب بکاری و بعد منتظر باشی که محصول محبت، عشق برداشت کنی. ما باید بدانیم که کاشتن بذر فقط همان کاشتن ذرت و گندم و... نیست بلکه یک‌به‌یک اعمال ما مثل یک بذر کاشته می‌شود. پیامبران همه می‌گفتند که دروغ بد است و دروغ نگویید. چون فرمان همه یکی است هرچند که یکی پس از دیگری این فرامین کامل‌تر شد؛ که در آخر حضرت رسول آمدند و تمام فرمان‌ها را کامل و شفاف ارائه دادند.


شما حرص دیگران را نخورید. آنان که قطره نیکو زمینشان را آبیاری کرده است استقبال می‌کنند. این نیست که وقتی ما کاری را انجام می‌دهیم بگوییم که باید برای همه باشد. نه این‌گونه نیست.افرادی که با حیله و کلک در حال کلاه‌برداری و خیانت هستند را کاری به کارشان نداشته باشید بگذارید تا در بدبختی که برای خود رقم می‌زنند غرق بشوند.

گاهی اوقات در سیستم کنگره افرادی هستند که کارهایی را انجام می‌دهند ولی زیاد به آن‌ها سخت نمی‌گیریم چون به کنگره آسیبی نمی‌رسانند؛ اما گاهی اوقات هم هست که افرادی کارهایی را انجام می‌دهند که عین همان زهر در جام آب یا نوشیدنی است که باعث مرگ می‌شود کار آن افراد هم باعث ایجاد مشکل در سیستم کنگره می‌شود و با آن برخورد می‌کنیم.


وسپس خانم الهه راهنمای عزیزمان به جلسه تشریف آوردند وبیان کردند:

بسیار خوشحالم که دوباره در جمع شما دوستان قرار گرفتم من امروز لیاقت خدمت در جایگاه استادی در شعبه میر داماد بودم وجای همه شما عزیزان بسیار خالی بود  که در این حس و حال خوب وانرژی زیادی که گرفتم شریک باشید . خواهر لژیونیهای شما خانم مریم وخانم آنتینا بسیار به شما سلام رساندند. جلسه عمومی امروز در مورد وادی پنجم بود (در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توام با رفتن ورسیدن آن را کامل مینماید).

امروز که وادی پنجم را در ذهنم مرور میکردم به این نتیجه رسیدم که در این وادی گفته شده که تفکر قدرت مطلق حل نیست. یعنی  تفکر بتنهایی فایده ندارد . مثلا شما نردبان را در نظر بگیرید اگر یک پایه را تفکر در نظر بگیریم پایه دیگر عمل کردن است  بقول شاعر بزرگ سعدی

سعدیا اگرچه  سخن دان ومصالح گویی                 به عمل کار برآید به سخن دانی نیست

پس فقط به سخن گفتن نباید باشد  بلکه عمل کردن بسیار مهم تر است . ما در کنگره یاد گرفتیم که باید به اعتقادات و نظرات دیگران احترام بگذاریم . مثلا اشخاصی که پیرو دین های دیگر هستند نظرات وعقایدشان باید برای ما محترم شمرده شود و بی احترامی نکنیم.
مثلا ایرانیان قدیم بسیار زمین را مقدس می دانستند چون که از آن در کشاورزی و... استفاده میکردند بنابراین  به آن احترام میگذاشتند ویا اینکه در کشور فرانسه روی رود سن  پلی دارند بنام پل عشاق که اکثر عاشقان می روند و آنجا قفلی را می بندند که به عشقشان برسند . و ما نمیتوانیم اعتقادتشان را مسخره کنیم . بلکه  باید به اعتقادات و نظرات آنها احترام گذاشت حتی حتی اگر از نظر من اعتقادات آنها درست نباشد . حتی در مساله دین و حجاب و... دیگران هم مورد تایید است  که در کار دیگران دخالتی نکنیم. یا حتی در نماز خواندن دیگران و... واگر هم فردی شب زنده دار یا باحجاب است هم نمی توانیم اعتراض  ودخالت کنیم .
زمانی که شما در کار دیگران  مثلا در کار مسافرتان دخالت نکنید آنها  به خوبی متوجه می شوند پس سعی کنید که این حس تجسس وقضاوت که یکی از پله های این وادی است را از خودتان دور کنید.

 من دوستی را دارم که استاد هستندو در کشورهای خارج زندگی می کنند ودر بسیاری از دانشگاههای مهم مرتب کنفرانس می دهد و درآمد بسیار بالایی هم دارند اما مدتی پیش که صحبت می کردیم به من گفتند که حالشان خوب نیست و و این برای من بسیار جای تعجب داشت که ایشان با آن در آمد بسیار بالایی که دارند حاشان خوب نیست و لذتی از زندگی نمی برند در حالیکه  ما در کنگره می گوییم که شما به عنوان یک انسان باید حالت خوب باشد واز زندگی خودتان لذت کافی ببرید.

شما اگر بدترین شرایط رو هم دارید باید بیشترین استفاده را از همان شرایط ببرید واین می شود قناعت .مثلا شما به گاو مقداری نان خشک وعلف می دهید اما از شیرش از پوست  و گوشتش و از قلم و زبانش و... استفاده می کنید واین بهترین مثال برای قناعت است . درخت را در نظر بگیرید مقداری آب و خاک و کود به آن می دهید واز این امکانات کم بهترین استفاده را به شما می رساند از میوه اش تا پاکیزگی هوا و از چوبش و...

اولین پله برگشت از ضدارزشها  در این وادی بود مثلا من قبلا نادانسته دروغ میگفتم البته در ذهن خودم و اقای حکیمی  چند سال پیش گفتند که شما حتی اگر در ذهنتان هم دروغ بگویید وحتی آن را بر زبان نیاورید هم این باعث تخریب در وجودتان می شود و یا قضاوت  و  دیگر ضد ارزشها  هم شامل این نکته می شود که حتی در ذهنمان فقط باشد و انجامشان ندهیم  باز هم  باعث بهم ریختگی  و حال خرابی برایمان می شود.

 یک پایه نردبان وادی نجم برگشت از ضد ارزشها ست و پایه دیگر این نردبان رفتن  به سمت ارزشهاست که  این نردبان اگر برای پیشرفت من باشد باید هر دو پایه باشد تا امکان آن را برای من فراهم سازد مثلا اگر قبلا من آدمی بودم که اصلا به دیگران کمک نمی کردم الان باید تبدیل شوم به انسانی که به همه کمک می کند . اگر تابحال به  حرف راهنمایم گوش نمی دادم الان باید سعی کنم دستورات ایشان ر ا گوش واجرا کنم  و...

مساله دیگر صبر است .یعنی من زمان را مد نظر بگیرم وسعی  وتلاش خودم را بکنم . وقناعت  راهم که توضیح دادم و پس انداز که جناب مهندس دستور دادند که همه باید پس انداز کنند مخصوصا کسانی که درآمد پایینی دارند. چرا که در وقت نیاز به کمکشان می آید.

در مورد تجسس قضاوت و غیبت هم اکثرا مشارکت کردید قبل از آمدن من . ومرحله و پله آخر که  توکل ،رضا و تسلیم است که باید من سعی وتلاشم را انجام دهم و در ادامه بخدا توکل کنم و زمانی هم که سپردم به خداوند این مساله از جان ودل باشد  نه اینکه بعد از مدتی اعتراض کنیم که حالا که من توکل کردم بر خدا پس چه شد؟!!!
این به معنی توکل نیست توکل یعنی کارت را انجام بده نتیجه را به خداوند بسپار. و رضا به معنی این است که در شرایطی که هستی راضی باش به نتیجه کار چه خوب باشد وچه بد و خداوند را شاکر باشی.

اگر شما در شرایطی نیستید که آرزو دارید حتما ظرفیت وگنجایش آن را ندارید پس باید سعی کنید با آموزش گرفتن  و عملی کردن، آن ظرفیت را درون خودتان بالا ببرید.
و مرحله آخر تسلیم است که  یعنی چه شرایط شما در اوج خوبی وچه در اوج بدی  خودتان را بسپرید به خداوند  و تسلیم محض خداوند باشید. در کلام الله آمده که (ان الانسان خلق هلوعا )یعنی انسان خلق شده در حالت تلاطم . و ادامه گفته شده( اذا مسه الشر جزوعا) یعنی زمانی که به انسان شر می رسد شروع میکند به  جزع وفزع کردن.
  واکثر انسا نها زمانی که یک شر به آنها می رسد و ویک مشکلی برایشان پیش می آید شروع می کنند به جزع و فزع . در حالی که تسلیم بودن یعنی  حتی اگر من در امواج دریا گرفتار موج سهمگین هستم هم خودم را بسپارم به خداوند. یعنی  بگویم الان یک شرایطی پیش آمده که من دانسته و یا نادانسته در وجود آن نقش داشته ام حتی اگر این شرایط بد باشد هم شروع نکنم به جزع و فزع کردن وخودم را به خداوند بسپارم وتسلیم خداوند باشم یعنی من  یادبگیرم چگونه بر مشکلات سوار شوم و  آنها را حل کنم. الان که  در لژیون هستید و مشکلی  برایتان پیش آمد باید بتوانید حلش کنید که زمانی که کمک راهنما شدید و رهجویتان این مشکل را داشت بتوانید کمک و راهنماییش کنید. یعنی باید صبور ومقاوم باشید تا بتوانید به درجه صبر و آرامش برسید.

سپس جلسه با دعای خالصانه اعضاء به پایان رسید.

دستور جلسه هفته آینده سی دی کوانتوم


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 بهمن 1396 توسط همسفر فاطمه | نظرات()
ندا
جمعه 6 بهمن 1396 07:58 ب.ظ
خیلی خیلی عالی بود فاطمه جان .تشکر از شما وراهنمای عزیزم و خواهر لژیونی هایم .
همسفر سمیه
پنجشنبه 5 بهمن 1396 07:17 ب.ظ
خدا قوت خانم فاطمه جان!
آرزو.ص از شهرکرد
چهارشنبه 4 بهمن 1396 09:24 ب.ظ
با سلام خدمت خانم الهه عزیزم و همه خواهر لژیونی های عزیز.مثل همیشه مطالب آموزنده بود. هربار که مطالب وبلاگ را می خوانم گره ای از زندگی من باز میشود.سپاس فراوان از همه شما.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :