همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
سه شنبه 24 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر شادی

با سلام خدمت دوستان و همسفران
برداشت من از سی دی فرق عمل سالم
به نظر من عمل سالم عملی است که در انتها به خوبی تمام شود ونتیجه ی آن به خیر ختم شود.عمل سالم عملی است که اگر کسی از ما تقاضای کمکی کرد ما کاری به شخص یاد بدهیم که همیشه در زندگی به درد او بخورد وآن کار برایش خوب باشد نه اینکه خودمان برایش کار کنیم و همه چیز را آماده در اختیار او بگذاریم این کار میشود عمل به ظاهر نیک یا آنقدر ماهی به کسی می دهیم که او سیر شود عمل سالم این است که به او ماهی گیری یاد دهیم .ما اگر بخواهیم  فرزندمان نماز بخواند نباید به زور او را وادار به این کار کنیم درست است که عمل نیک است ولی او لج میکند ونتیجه معکوس است.یک عمل سالم به پیش نیاز احتیاج دارد که همان معرفت است دانایی نیز در این مسئله میتواند کمک مهمی به افراد کند که تشخیص بدهد کدام کار درست و کدام کار نا درست است در قدیم می گفتند یک ساعت تفکر به اندازه ی 70 سال عبادت است و ارزش دارد حالا یک ساعت عمل سالم هم به اندازه ی 70 سال تفکر ارزش دارد در بعضی مسائل باید ایستادگی کنیم و نباید بیخود برای کسی دلمان بسوزد مثلا اگر کسی  چند سال به کنگره بیاید و ر ها نشود باید او را رد کرد چون این عمل غیر سالم است یا راهنما به رهجو  میگوید سی دی بنویس وادی بخوان  ویا عملی که آقای مهندس برای سیگار انجام دادن که انسانها سلامتیشان  را به دست بیاورند  عمل سالم است  وباز هم در این جا از آقای مهندس برای همه ی  آ مو ز شهایی که به ما دادند تشکر می کنم  وبرایشان آرزوی سلامتی مکنم و از راهنمای خوبم خانم الهه هم کمال تشکر را دارم.همسفر شادی .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر شادی

به نام قدرت مطلق
برداشت من از گره مسئولیت
با سلام خدمت دوستان و همسفران عزیز
.گره مسئولیت را طبق گفته های آقای امین باید این گونه توصیف کرد گاهی اوقات اشخاصی که مسئولیتی به گردن می گیرند ممکن است در طول آن مسئولیت با مشکلاتی مواجه شوند که حتی گاهی غبطه بخورند که ای کاش به گذشته برمیگشتیم تا به جای اینکه سرویس به دیگران بدهیم راحت وآسوده خودمان سرویس بگیریم مثلا یک مرزبان که در کار مرزبانی وسختی های آن میماند ممکن است به یک سفر اولی غبطه بخورد وآرزو کند که درجایگاه او بازگردد.بعضی اوقات وقتی در یک جایگاه قرار میگیریم اینقدر خود را بالا تصور میکنیم که به خودمان اجازه ی دخالت درامور و مسائل دیگران را می دهیم ومدام به دیگران دستور میدهیم واز حد ومرز ها عبور میکنیم.گاهی اوقات طمع وتکبر در یک جایگاه به سراغ شخص می آید،یعنی چه؟یعنی مثلا اینقدر طمع جایگاه مارا در برمیگیرد که دلمان میخواهد جایگاه هارا یکی پس از دیگری فتح کنیم وآنقدر این کار را انجام دهیم که به دیوار بتنی گره مسولئت برخورد کنیم .وقتی شخصی در این حالت قرار گرفت که بیشتراز نیاز درگیر مسئولیت خودش شد باید آن مسئولیت را رها کند تا تغییرات در او به وجود بیاید دراین حین حقه های مسئولیت به سراغ شخص می اید که مثلا شخص به خود میگوید اگر من فلان مسئولیت را رها کنم آن مسئولیت را شخص دیگر  نمیتواند به دوش بگیردوباعث تخریب میشودواین دسته، حقه ها ی بازدارنده انسان در تغییر زیاد است.یکی دیگر از مشکلاتی که در مسئولیت وجود دارد به دوش گرفتن بار دیگران از روی ترحم است اما ما میدانیم این کار اشتباه است وشخص را از تلاش و اموزش باز میدارد .
پس نتیجه میگیریم که هر شخصی  در هر مسئولیتی هست باید تا زمانی که طمع وتکبر اورا احاطه نکرده درآن مسئولیت خدمت کند ولی اگر زمانی به این نتیجه رسید که این مسئولیت اورا از خدمت و آموزش دور میکند وبه تجاوز از حد ومرز ها میکشاند مسئولیت خود را واگذار کند ودر جایگاهی دیگر خدمت کند.
همسفر شادی.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر مریم ۲


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر مائده
سلام دوستان مائده هستم یک همسفر.
 برداشت من از سی دی گره مسولیت.
 رودهای خروشان وچشمه های جوشان همه به بحر و اقیانوس می رسند وجامهای خالی و یا نیمه پر عاقبت روزی پر خواهند شد. این وعده برای کسانی است که در حال تلاش هستند و مانند یک چشمه در حال جوشش هستند و از جوشش خود دست بر نمی دارند. من از این سی دی برداشت کردم که باید برای چیزهایی که در زندگی داریم , اهمیت قائل شویم و از آنها نگهداری کنیم.خیلی از گره ها  با خدمت کردن باز می شوند. و باعث می شود بیماری ها درمان بشود.مسئولیت ها به انسانها قدرت می دهند و اعتماد به نفس می دهند , انضباط می دهند و لازمه زندگی هستند.عشق همانگونه که برای انسان سازنده است و او را می تواند به زندگی امیدوار کند و در او انگیزه ای جهت تشکیل خانواده ایجاد کند, اگر تبدیل به گره شود می تواند فرد را تا سر حد جنون پیش ببرد.
قدیم این نکته را خیلی خوب می دانستند و به همین خاطر بود که خیلی توصیه می کردند به کار کردن فرزندان خود, چون که می دانستند اگر آنها کار نکنند جوهره ی وجودی آنها به بار نمی نشیند و همیشه در رنج و عذاب هستند. مسئولیتها ,بعضی مواقع در انسان باعث پیدایش خاصیت وسواس گونه می شود و همانطور که آموزش می بیند و دانایی او بیشتر می شود اما همیشه یک افتی وجود دارد و آن آفت ,وسواس است که انسان نسبت به کارها و مسئولیتهایش دچار وسواس می شود و باعث می شود در کار دیگران دخالت کند و به انسان متکبری تبدیل شود.
 انسان متکبر در ته دلش احساس می کند با بقیه متفاوت است.  و انسانی که منیت دارد ممکن است خود را بالاتر از دیگران ببیند.
طمع از ترس انسان قوت می گیرد, ترس از دست دادن به وجود می آید در طمع هیچ موقع به شما احساس رضایت نمی دهد چرا که همیشه فکر می کنی که با دیگران فرق داری.
  ودر آخر از کمک راهنمای عزیزم خانم الهه تشکر میکنم. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر شبنم

گفت یا رب از چه خارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگت پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلی ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

همسفر شبنم از لژیون خانم الهه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر شبنم
سلام دوستان .همیشه ماندن و تحمل کردن و دم نزدن خوب نیست شاید یک وقت هایی کمی فاصله گرفتن ورها کردن همه چیز به امان خدا راه حل بهتری باشد .این جمله معروف دوری و دوستی واقعا دربرخی از مواقع موثر واقعه میشود.البته خاطر نشان میکنم که هیچ چیز محضی جز قدرت و حکمت خداوند که قادر مطلق است وجود ندارد .دلنوشته ای از همسفر شبنم از لژیون خانم الهه 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 14 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر ندا
سلام دوستان الهه هستم یک همسفر.

 برداشت من از سی دی شیر و موش این است که سعی کنم همیشه غذای بسیار خوبی درست کنم و خانواده ام را دور هم جمع کنم چون می خواهم رابطه خوب ومحبت آمیزی داشته باشیم وخصومت و دشمنی نداشته باشیم و از هر کسی کینه یا ناراحتی داریم فراموش کنیم.  زیرا که اگر بخواهیم این کینه و دشمنی را جبران کنیم اول خودمان اذیت می شویم .جهان بینی می خواهد هنر درست زندگی کردن را به ما یاد بدهد که به آرامش دست یابیم، مردم دار باشیم، دیگران را اذیت نکنیم. بزرگترین اشتباه ما به کسی مارک زدن  و تهمت زدن است. مثلا رفتیم برای مهمانی خانه اقوام شوهر و مشاهده کردیم که  منزلش تمیز نیست  در ذهنمان او را قضاوت نکنیم و نگوییم تمیزکار نیست چون این گناه محسوب می شود.
کسی اگر کار اشتباهی کرد خوشحال نشوید چون باعث می‌شود آن اتفاق برای خود شما بیفتد، هر وقت  بزرگترها نصیحتی به شما می کنند حرفشان را گوش دهید چون تجربه ی آنها صد در صد بیشتر است  و اگر در زندگی به مشکلی برخورد کردید از بزرگترها کمک می خواهید. هنگام صحبت  دیگران ، صحبتشان را قطع نکنید .
موقع خواب فکر کنید ببینید در طول روز چه کارهایی انجام دادید و نظارتی برعملکرد روزانه خود داشته باشید  که چه اندازه از کارهای شما مفید بوده و چه اندازه ضرر.
 سی دی شیر و موش به من پنج پند می دهد ۱)اگر قدرت نداری با قوی تر از خودت در گیر نشو با کسی درگیر شو که حریف شوی۲)بخشیدن بهتر از انتقام است و گذشت  بسیار باعث آرامش است 3) با سپاس  و قدر دان باید باشیم ،قدر یک کار خوب را بدانیم 4)هر که بدی یا خوبی کند خوبی بدی را به خودش می کند 5) آدم ها را کوچک نگیر شاید از همین آدم های کوچک سودهای خیلی خیلی زیادی ببرید.

پسر عموی من چندین سال پیش  تهمتی به مسافرم زد که زندگی من و شوهرم  را جدا کند، خانواده‌ام بسیار ناراحت شدند و به من گفتند اگر این اتفاق افتاده باید طلاق بگیری. گفتم اگر او برای تهمتش مدرکی دارد رو کند یا اگر ندارد دست روی قرآن بگذارد ،آن موقع من جدا می شوم بعد که این حرف را گفتم پسر عمویم گفت نه من دست روی قرآن نمی گذارم   و مدرکی هم ندارم . خانوادم مطمئن شدند  اینطور که ایشان می گویند نیست و مدتی رفت و آمد را  با خانواده عمویم کم کردیم.  اگر آنها هم به خانه پدرم می آمدند خانواده من کم محلی میکردند ،که خدا رو شکر در این حین ما باکنگره آشنا شدیم ، با آمدن کنگره و آموزشهایی که فرا گرفتیم ما  پیش قدم شدیم  برای آشتی  و سعی کردیم که این کارشان را فراموش کنیم . بعد از این ماجرا پسرعمویم به دلایل دیگری از همسرش جدا شد و زندگیشان از هم پاشیده شد ،  هرچندمن  بسیار برای این اتفاق ناراحت شدم و دوست داشتم که زندگیشان مداوم باشد ولی به هرحال تقدیر خداوند این بود.
در آخر تشکر می کنم از کمک راهنمای عزیزم خانم الهه .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر مائده

به نام قدرت مطلق الله. سلام دوستان مائده هستم یک همسفر.  برداشت من از نیروهای شیطانی.نیروهای شیطانی وجود دارد.  ما باید به باور برسیم که نیروی شیطانی است این بستگی به تفکر هر شخصی دارد. مثلا کسی که مواد مخدر مصرف میکند و قرص های روان گردان مصرف میکند و غیره تحت نیروهای شیطانی هستند.نیروهای شیطانی تشبیه به دو قطب مثبت ومنفی است واگر این دو قطب مثبت ومنفی نبود نور و انرژی هم وجود نداشت.اگر این نیروها وجود نداشت تفاوت بین انسان دانا ونادان مشخص نمی شد . باید بدانیم هر کاری انجام بدهیم به خودمان برمیگردد اگر برای دیگران بد بخواهیم  روی خودمان تخریب به وجود میاید.ودر آخر هر چه به دانایی و آگاهی برسیم به آرامش بیشتری دست خواهیم یافت.  ودر آخر جمله جا دارد از کمک راهنمای خودم تشکر کنم که مطالب بسباری رابه ما می آموزد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر شادی

به نام قدرت مطلق.
باسلام خدمت دوستان وهمسفران.
هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد....هیچ کدام ازما به هیچ نیستیم ...حتی اگر  خود به هیچ فکر کنیم...
برداشت من از ناامیدی.
آیا به راستی نا امیدی چیست؟ناامیدی بار غم و اندوهی است که انسان به دوش می کشد. این غم نه تنها انسان را مبتلا به پوچی می کند بلکه باعث نابودی او نیز میشود.با مثالی شروع می کنم.اگرما به طبیعت بنگریم می بینیم که مثلا باد ابرها را به هزاران جا میبرد واین ابرها به جاهای مختلف میبارد....یا مثلا نیروی جاذبه اگر وجود نداشت ما به هیچ عنوان قادر به ایستادن بر روی زمین نبودیم به گونه ای می توانم بگویم تمام خصلتهای طبیعت درون انسان نهفته است.یک انسان نا امید هیچ حسی ندارد همچون یخچالی که یخ زده باشد،او دوست دارد که از نعمت های اطرافش لذت ببرد اما نمی تواند .هنگامی که من وارد کنگره شدم همه ی حسهای من بد بود  و کاملا نا امید بودم واز همه ی اطرافیانم بدم می آمد وادی اول را که به من آموزش دادند فهمیدم باید تفکر کنم تمام تلاشم را به کار گرفتم تا از تاریکی به سمت روشنایها حرکت کنم تا همه ی هستی هم به من کمک کند و مطمئن بودم در این راه روشن به تمام خواسته هایم  و اهدافم می رسم.و از همین جا با تمام وجود از راهنما ی خوبم خانم الهه تشکر می کنم وبرایشان آرزوی موفقیت میکنم.
همسفر شادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 12 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲
سلام دوستان طاهره هستم همسفر
به نام قدرت مطلق الله
همیشه فکر می کردم ،یک انسانی هستم که همه چیز را درست فهمیده و می دانم.در زندگی ام برای مسافر و فرزندم چیزی کم نداشته ام.نسبت به آنها وظایف را درست و صحیح انجام داده ام.گاهی اوقات ادعای قرآن خواندن و روضه رفتن می کردم.و تقریبا خودم را یک فردی سالم از نظر فکر و اندیشه می دانستم.اما وقتی خداوند راه کنگره را به من نشان داد ویکی دو جلسه آمدم.کم کم فهمیدم از علم زندگی کردن چیزی نمی دانستم و تا به حال این علوم را جایی آموزش نداده بودند.
خدا را شکر می کنم که همان اوایل آمدنم پی به نادانی خودم بردم.فهمیدم که سیستم ایکس من به خاطر افکار نادرست،قضاوت های بیجا،منیت وحس حسادت نسبت به اطرافیانم آسیب دیده است.ودر خیلی از مسائل زندگی دیگر قادر به تصمیم گیری نبودم.به نظر من ما همسفران معتاد تر از مسافران هستیم.و باید روی خودمان کار کنیم تا بتوانیم این سیستم را بازسازی کنیم.آقای مهندس می فرمایند که ما همه ی علوم را فرا می گیریم.در نظام هستی تا در جهت صراط مستقیم حرکت کنیم.وقتی من همسفر به کنگره وبه  اهداف کنگره،به حرمت ها و به راهنمای خودم ایمان داشته باشم،آنگاه توانسته ام یکی از خمر های مهم که پایه واساس نهرهای عشق،ایمان،عقل هست را بازسازی کنم.واین نهر مهم همان سیستم شبه افیونی بدن است.چون جایش در بدن مشخص نیست که در کجای بدن ترشح می شود به آن ایکس گفته شده است.با آرزوی موفقیت برای اعضای کنگره،در آخر از خانم الهه تشکر می کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله
لژیون همسفران عشق به استادی کمک راهنما همسفر الهه و دبیری همسفر زهرا در ساعت ۱۷ شروع به کار نمود

هر کشوری فرمانروایی می خواهد تا از آن محافظت کند و عقل از شهر وجودی محافظت می کند و سربازان دانایی از عقل  محافظت می کنند وقتی عقل محافظ دارد پس نفس هم باید محافظ داشته باشد و آن چیزی نیست جز شخصیت هر فرد که از نفس او محافظت می کند....


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره 60.درمان اعتیاد، همسفران عشق، وادی اول،
لینک های مرتبط :



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
لژیون همسفران عشق روز دوشنبه مورخ  97/7/2 با استادی همسفر خانم الهه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه سی دی باران و اهمیت خواب شب راس ساعت مقرر آغاز به کار نمود .





ابتدا خانم الهه استاد گرامی چنین فرمودند :سلام دوستان .خداوند بزرگ رو شاکرم که بار دیگر در این مکان مقدس قرار گرفتم و در بین شما دوستان هستم ...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 مهر 1397 :: نویسنده : همسفر شادی

با سلام خدمت همسفرانی که دل نوشته ی مرا می خوانند .می خواهم از محبت برایتان بگویم .من دختری بودم که بعد از 6 پسر در یک خانواده متولد شدم. از قضا پدرم دختر دوست بود . او همیشه به من محبت می کرد و من را خیلی دوست داشت . این دوست داشتن های زیاد باعث یک وابستگی بین من و پدرم شد . همیشه از این هراسان بودم  که مبادا  روزی پدرم را از دست بدهم . بلا خره من در سن 15 سالگی ازدواج کردم  و زندگی جدیدی  در قم تشکیل دادم . اما پدرم که به من علاقه ی زیادی  داشت و  نمی توانست دوری مرا تحمل کند زود به زود به دیدنم می آ مد .روزگار گذشت و من باردار شدم .برای دادن این خبر خوش به خانه ی پدرم رفتم در آ ن چند روزی که آنجا  بودم پدرم همچون یک پرستار از من مراقبت می کرد حتی در بیمارستان هنگامی که به هوش آمدم اولین کسی که بالای سرم بود پدرم بود .روزگار شیرینی بود. من ..همسرم ..دختر کوچکم  و پدر مادرم  کنار هم ... واقعا شیرین بود . 2 سالی از این موضوع  گذشت و من پدرم را از دست دادم .من محبت واقعی  را درون پدرم یافتم . از تمام کسانی  که هنوز پدر و مادر دارند خواهشمندم  قدر این دو بزرگوار را بدانند .اکنون سالیان است که از آن موضوع میگذرد  .و حالا من دوباره آرزوی خوشبختی میکنم  چون پدر دومی را برای خودم یافتم ...بله آقای مهندس به اندازه ی یک پدر حتی بیشتر در حق ما مهر و محبت دارد .بیایید همگی سپاس گذار او باشیم .همچنین از راهنمای بسیار خوبم خانم الهه تشکر میکنم که برای من اوج آرامش  و محبت است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲
سلام دوستان طاهره هستم همسفر
به نام قدرت مطلق الله
معلمی روی تابلو عکس پاهای یک حیوانی را می کشد وبه دانش آموز می گوید که زود اسم حیوان را بگو،دانش آموز مکثی می کند،معلم می گوید اسمت را بگو ببینم تا نمره ات را کم کنم،دانش آموز کفش هایش را در می آورد و صورت خود را می گیرد ،و می گوید از روی پاهایم ،اسم من را تشخیص بده،واین موضوعی است که بدون فهمیدن صورت مسأله میخواهد به جواب مسأله پی ببرد.من همسفر قبل از آمدن به کنگره  جدای از ضربه هایی که از تخریب مسافرم داشتم.در خیلی از مسائل بدون توجه به صورت مسأله می خواستم به جواب درست برسم که در این صورت ،سوال برایم گیج کننده به نظر می آمد.به عنوان مثال برای انتخاب رشته در دانشگاه ،بدون اینکه تفکری صحیح داشته باشم و بررسی کنم که حالا این رشته ای که انتخاب کردم من را می خواهد به کجا ببرد.آیا مسیر حرکت درست است یا نه.آیا هیچ علاقه ای به آن دارم.من بدون اینکه صورت مسأله را بفهمم انتخاب کردم و رفتم جلو،وبعد انتظار داشتم که بروم سر کار،درآمدی داشته باشم،در این جا به بن بست رسیدم .چون صورت مسا له برایم مشخص نشده بود.حالا در کنگره یاد گرفتم همانطور که مسافرم برای درمانش از صورت مسأله ای که آقای مهندس دژاکام مطرح نموده اند.که همان روش تدریجی،پله پله می باشدو باید جسم و روان و جهان بینی با همدیگر درمان شود و به تعادل برسد.من هم باید با تغذیه ای مناسب جسم خودم را درمان کنم و با گرفتن آموزشها وگوش کردن حرف راهنما بتوانم روانم که بر اثر مشکلات و ناراحتی ها آسیب دیده درمان کنم.ما باید در زندگی خودمان،با هر مسا له ای که برخورد می کنیم .ابتدا صورت مساله را کشف کنیم تا مسأله برای ما گنگ و نا مفهوم نباشد بعد به جواب وهدفمان می رسیم.که در اینجا هدف ما آرامش و آسایش در زندگی می باشد.در آخر خداوند را شکر می کنم واز آقای مهندس به خاطر کشف این متد وروش تشکر می کنم.واز خداوند می خواهم که دیگر خواسته های آقای مهندس که جهانی شدن کنگره و برقراری آکادمی می باشد را اجابت فرماید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر مریم ۲


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بنام قدرت مطلق الله
سلام دوستان الهه هستم یك همسفر خداوند را سپاس گذارم كه یكبار دیگر باهم باشیم حال من خوبه انشاالله حال شما هم خوب باشد اگر رهجوى ما بیش از دو یا سه غیبت داشته باشد حذف خواهد شودچون من چند سال هست تازه وارد نگرفتم والان میبینم غیبتا خیلى زیاد شده بنابراین به راحتى حذف میشوید یه زحمتى دبیر بكشد مثلا فرض كن فاطمه اسدى نیومده ولى خدمت میكنه كسى كه با اجازه من رفته خدمت میكنه مثله فتانه نباید غیبت براشون بزنید دبیر حق نداره كسى كه آمده وسر لژیون نباشه حق ندارد حچضور بزند تفاوتش را فهمیدید بعضى روزا هست بچه ها مشغول نشریات هستند مثل پروین مسئول سبد وصندلى سى دى باید در شبعه ساعت ٣:٣٠باید حضور داشته باشد اگر حضور نداشتند مسئولیت این كارا به دبیر واگذار كردم ودر ادامه گفتم اگر دم در خدمت داشتید اگر نگهبان نظم یامسئول پذیراى یا مهمان دارید حق ندارید بچه كسى را بغل كنید مگر شما دایه یا پرستار هستید اگر در ظاهر كار خوبى انجام بدهید ولى در باطن خوب نیست من اگر اجازه میدهم ترنم بچه الهه را بغل كنید چون ماشاالله توپله وخسته میشیند وبه شما گفتم دسبه دست كنید پس سر خدمت ازاول تا انتهایش باید به نحو احسن انجام بدهید یك رهجوى تازه داشتیم خانوم زینب عزیز تبریك میگویم كه این لژیون را انتخاب كرده است انشاالله سفر خوبى داشته باشند واز همین امروز استارت حركت بزنید خانوم الهه گفتند مادر كنكره سلسله مراتبى داریم یعنى این بچها رهجوى من هستند من اگر از این جا به كسى دستور بدهم باید حتماً انجام بدهد چون هر كس به مامور بالاى سرش باید چشم بگوید من خودم زیر نظر مرزبانى كار میكنم وبا امدن خانوم مرزبان دم لژیون همگى ایستادیم ووقتى خانوم مرزبان گفت سى دى حقه هاى نفس را باید تایپ كنید گفتم چشم من همیشه میگویم خدمت در كنكره قاپیدنى هست اگر كسى میخواهد بحال خوش برسد باید خدمت كند در مورد صورت مسئله اعتیاد بخاطر خانوم زینب صحبت هاى میكنیم خانوم زینب ما اعتقاد داریم دربدن انسان ها یا حیوانات سیستمى وجود دارد بنام سیستم ایكس یا شبه افیونى یعنى تریاك است این سیستم در بدن ما موادى تولید میكند شبیه تریاك چرا این مواد راتولید میكند ؟خوابیدن وبیدار شدن ما بموقع انجام میگیرد بموقع كار میكنیم بموقع گرسنه میشویم وهمه غذاى میخوریم این سیستم شبه افیونى است این سیستم یك سرى هورمونى تولید میكند مثل هورمون تیروئید وسیستم ضد درد یعنى انكفالین كه كارآن در بدن اگر درد داشته باشى درد را كمتر احساس میكنى مثلاً ما با زبانمان دائم در حال حرف زدنیم واین گوشت زبانمان در حال برخورد با دندان هااست پس باید گوشت زبان درد بیاید ولى چون در بزاق دهان انكفالین هست پس بنابراین درد را احساس نمیكنیم اگر درد زیاد باشد بهتون مورفین میزنند مورفین یكى از مشتقات تریاك است كل داروهاى مسكن از تریاك مشتق شده است مثل این كه موقع سردرد استامینفن یا كدوئین میخورید این ها همه مشتقات تریاك هستند حالا مادر حالت عادى مصرف نمیكنیم چون در بدن ما خوب كار میكند وانكفالین خوب ترشح میشود وهورمون ها وتیروئید خوب كار میكند اما چرا مصرف كننده لازم دارد كه مصرف كند؟چون سیستم شبه افیونى مثل تنور هاى قدیم توى خونه ها بود چطور شد كه الان دیگر نیست آیا یك دفعه اتفاق افتاد نه حداقل سى سال طول كشید آیا چجورى شد من بابام كه برایمان تعریف میكرد آقاجونم كه خدا رحمتش كنه تازه یه نون بازارى تو اصفهان طرف هاى دروازه شیراز باز شده بود وقتى كه میومد از سر كار دو سه تا نون روز اول خرید كمكم همه مردم این كارا میكردند خانوم خونه میگفت دست شما درد نكنه من به اندازه سه تا نون كمتر مى ایستم كنار تنور چون نان پختن سخت بود تو گرما وسرما اذیت  میشدنند روزى سه تا نون كمتر مى پختند وكم كم ظرف مدت ٢٠الئ٣٠سال الان بجاى رسیدیم كه توهیچ خونه اى تنور وجود ندارد  حال افرادى كه مصرف كننده هستند دقیقاً همین اتفاق مى افتد شروع میكند یه سرى مواد رادادن به بدن سیستم شبه افیونى دائم دارد تولید میكند وقتى این مواد را بهش میدهید همى این ها رویش اثر میگذارد وقتى شما سیستم یك مصرف كننده را میبینید تنورش خاموش است باید كم كم فعال شود  در كنكره ٦٠ سیستم كمكم باید زنده شود كه این كار با OT انجام میگرد كه این دارو باید پله پله كم شود هرچه كم میشود به همان اندازه سیستم شروع میكند كمتر شدن را جبران میكند كه باعث میشود بعد از یازده ماه سیستم شبه افیونى راه مى افتد وشما میبینید كه مسافر شما شاد وسرزنده شده است روز رهایى یه خانوم در كنار مسا فرش هشتاد ساله بنظر میرسد چون خانوم بر اثر این همه فكر بد وغیره سیستم شبه افیونى را خراب كرده پس باید این همسفر نیاز به درمان دارد همسفر دو بال پرواز است وباید اول حال خودش خوب بشه تا بتواند حال مسافرش رادرمان كند چون مسافر شما بیمار است وشما باید از او پرستارى كنید مثل خاله خرسه كه میخواست كمك كنه مثل بعضى از همسفرها دوستیش مثل
خاله خرسه است خاله خرسه دید چوپانى زیر درخت خوابیده ومگس روى صورتش نشسته سنگى زد به صورت چوپان وكلاً چوپان نابود شد سیستم مصرف كننده بیست ساله بهم ریخته وآن هابیمار هستند وبیمار سرزنش كردن نداردویك همسفر باید نقش پرستار را ایفا كند ناراحت نشود سرزنش نكنه در كار هاى آن دخالت نكنه بطور كلى بایك بیمار طرف هستیم اگر بهتون ناسزا بگوید صدایتان در نمى آید همه این ها را گفتم كه به سرعت حال خوش بدست نمى آید وحداقل یازده ماه وقت لازم است . DSAB چیست ؟عصاره سیب است كه ظرف مدت یكسال درست میشود وچون بدن هاى ما فقیر هست یك قاشق عسل ویك قاشق دیسب در یك لیوان آب حل كرده وخوریم وبراى كم خونى بسیار خوب است امروز دستور جلسه وادى  چهاردهم بود همسفر مائده پیام وادى چهاردهم را گفتند ودر ادامه خانوم الهه گفتند كه وقتى پیام خوانده میشود همگى باید سكوت كنیم گفتند هرچه باور است محبت است وآن چه نیست ظرف تهى یعنى هرچه در كائنات وجود دارد حرف اول ووسط وآخر محبت است انسانى كه محبت ندارد مثل ظرف خالى است شما اگر ظرف از طلا باشه  ولى توش خورشت نباشد به درد نمى خورد محبت كردن سه شرط دارد اول بلا عوض باشه یعنى در مقابل كارى كه انجام میدهم توقع نداشته باشم دوم محبت بر مبناى تفكر باشد یعنى دوستى خاله خرسه نباشد وسومین شرط محبت زره زره باشد حضرت مولانا میگوید از محبت خار ها گل میشود مثلاً اگر به آدم  مرده كه همان معتاد است آرام آرام محبت كنیم زنده میشود                    مشاركت هاى امروز همسفر مائده ،زهرا،طاهره،اكرم،شبنم،مریم،محدثه،فاطمه،مینا                             دستور جلسه ى هفته آینده : سى دى باران ،سى دى اهمیت خواب شب ،سى دى موانع محبت




نوع مطلب :
برچسب ها : کنکره ۶۰، درمان اعتیاد، همسفران عشق،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر شبنم
    ‌تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
                  مگر اسباب بزرگی همه اماده کنی
          

بااستعانت و مدد از نیروی مطلق الله دست به قلم میشوم و چند سطری از بریده های احساس خود می نویسم و قبل از آن از همراهی شما بزرگواران کمال تشکر و سپاس رادارم.   
همه ی ما کم‌یا زیاد تاریکی ها را تجربه نموده ایم و پس از یک دوره کوتاه یا بلند از تاریکی خارج شده و به سمت نور و روشنایی حرکت نموده ایم اما وای به حال آن دسته از ما که در تاریکی وجهالت مانده ایم و هیچ حاضر به رهایی و کمک به خویشتن نمی باشیم.بنده ی حقیر نیز روزگاری دچار تاریکی شدم در آن ایام وجدان و عقل به عنوان پیامبر و راهنمای درونی را نادیده انگاشتم و باز با استعانت و یاری پروردگار به سوی کنگره و آموزشهای رهایی بخش آن روی اوردم.بله مدت زمانی طول کشید تا کنگره و پیامهای رهایی بخش آن را با عمق وجود درک کردم.اما پس از تلنگرهای پی درپی نقطه ی تحمل خودرا با تمرین و ممارست در برابر انجام ندادن ضد ارزشها بالا بردم وحالا که در اواسط سفر خود میباشم فکر میکنم که هنوز ابتدای راه هستم و بسیار مسائل و مطالبی هست که قابل یادگیری و تمرین می باشد.امید است که با کمک پروردگار و آموزشهای ارزنده کنگره از ضد ارزشهادوری جسته وبا مراقبه همواره در مسیر صراط مستقیم بمانم و این است راه سعادت و عاقبت بخیری .

با سپاس از همراهی شما بزرگواران و راهنمای عالی قدر و عزیزم خانم الهه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 23 شهریور 1397 :: نویسنده : همسفر طاهره ۲

سلام دوستان طاهره هستم همسفر محمد
خیلی به پدرم وابسته بودم،همیشه وقتی از سر کار می خواست برگردد،دم در خونه می ایستادم تا زودتر از همه ببینمش.اما همان زمانی که به محبت او نیاز داشتم،در سن ۹سالگی ،از پیشمون رفت به دیار باقی.هیچ موقع،هیچ محبتی نتوانست جای محبت پدرم را پر کند.تا اینکه قسمت ویا تقدیر،بهتر بگویم خواست خداوند،مرا به این مکان مقدس آورد.با وجود اینکه از مصرف مسافرم هیچ اطلاعی نداشتم،ومن فقط فکر می کردم که سیگار مصرف می کند آن هم دور از چشم ما،همان روز اول که آمدم کنگره و آموزشها و کمک راهنما ها را دیدم وقوانین ،حرمت ها را شنیدم.مجذوب وشیفته اینجا شدم،و وقتی راهنمای مسافرم به من گفتند که آقا محمد غیر از سیگار ،یه دودی هم می زده، بغض در گلویم  ترکید و یک آتشی در درونم شعله ور شد،ولی همان طور که عقاب سفید، یکی از نگهبانان در وادی چهاردهم،بیان کرد امواجی در کهکشان ها جذب یکدیگر
می شوند و محبت را،دوست داشتن را به وجود می آورند و نام این امواج عشق است.شعله آتش درونم را ، یکی از کمک راهنمایان با گذاشتن دستهایم بر روی دستانش و وفشردن آن،وکمی صحبت کردن با من فرو نشاند،ونگذاشت،بدتر شود،ومن وقتی این همه محبت ،صمیمیت ومهربانی را در بین اعضای کنگره دیدم،اصلا دیگر به مصرف مسافرم فکر نکردم،و هر روز که می آمدم خوشحال تر از روز قبل بودم.داشتم از محبت پدرم میگفتم،که من این محبت را از روی صحبت های آقای مهندس یافتم،موقعی که حرف ها و سخنرانی های آقای مهندس را گوش می کنم
انگار پدرم کنارم نشسته،و مرا نصیحت می کنند،وچیز ی که برایم عجیب بود اینکه،در زندگی ام به هر مسأله ای که برخورد می کنم ، درست  با     سی دی  جلسات همان روز مطابقت می کند.ومن احساس می کنم که آقای مهندس دارند با من صحبت می کند.من سوای گوش دادن به سی دی ها به عنوان آموزش،هر وقتی که دلم برای پدرم تنگ می شود صحبت های آقای مهندس را که گوش می دهم،آرام می شوم،وهمه ی این آرامشها وعشق و محبت ها،  اثرات امواج و نیروهای راستین والهی
است.از خداوند می خواهم که این محبت ها را مستدام بگرداند.و به این
انسانهای شریف ،سال های سال ،سلامتی و طول عمر عنایت کند.از کمک راهنما ی عزیزم در سفر اول خانم اعظم عزیز،ودر حال حاضر خانم الهه عزیز تشکر می کنم،و برای آنها آرزوی سلامتی می کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 26 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :