همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد
 
 
شنبه 9 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : همسفر راضیه


در آن تاریکی برق چشمانی مرا خیره کرد. آشنا نبود ولی می شناختمش. ازجنس نور بود ولی انگار تاریکی را خوب می شناخت




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : همسفر سحر


به نامش و در پناهش





در مقام راهنما و استاد نوشتن، حتی قلم روان تر مینویسد و  هنگام سخن گفتن در وصفش، گویی واژه ها آگاهانه کنار هم می آیند و بند بند وجودت همراهی ات میکنند، چرا که از یاد نبرده اند دیروزها را...

راهنمای عزیز و گرانقدرم سپاس که رخسارم را رنگ زندگی بخشیدید وقتی خبر از درون آشفته ام میداد و نگاهتان که قرار بی قراری هایم بود و آموزشهایتان که به حق نوری بود که نوید زندگی و زیستن بهتر را میداد...

راهنمای عزیزم؛ مهربانی و عشقتان، همان بذری شد که کاشتید و اکنون به درختی تبدیل شده که سایه اش تا ابد پناه دلتنگی هایم میشود و در هر بهاری بوی مهربانی و عشقش همه جارا پر میکند.

همیشه  در هر کجا باشیم، همسفر عشق میمانیم و این آموخته و دستاورد ما رهجویان از شما راهنمای عزیزمان بوده، هست و خواهد بود...

مبارک بادتان این بهار راهنمایی و سرافراز، پاینده و سلامت باشید.

تقدیم به همیشه راهنمایم؛ خانم الهه


با احترام، سحر یاوری






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : همسفر ندا
                                                    به نام خداوند یکتا

به نام خدایی که هیچ امر او بی حکمت نیست.حدود 2است که من و مسافرم با کنگره آشنا شده ایم .من روز رهایی مسافرم به کنگره آمدم و متاسفانه نتوانستم گرفتن گل رهای اش از دستان پرتوان آقای مهندس را ببینم .5ماه است که مرتب به کنگره می آیم .تا چند روز گذشته نزدیک ساعت لژیون به کنگره می آمدم و به دلیل شرایطم نمی توانستم راس ساعت 3در جلسه باشم.تا اینکه در خواب به من گفته شد که در این مکان مقدس دلهایی مارا یاری می کنند که به ما بگویند راه شما کمتر از راه جهاد و شهادت نیست .گذشته توپ و تانک کشور رو نابود میکرد والان مواد مخدر .مسافرم حدود 8ماه تخریب داشت ولی هنوز آسیب های مواد روی او است .به قول خودش هنوز حسهایش باز نشده است .وقتی به کنگره می آمدم و سی دی ها را گوش میدادم فکر میکردم که دیگر آموخته ام اما این چند روز با تاریکی که در زندگیم پیش آمد به من فهماند که علم آموختن،امتحان دنیایی دارد باید سعی کنیم تا سربلند شویم .میخواهم بگویم درست است که یک همسفرم و مسافر نیستم ولی به گفته  راهنمای عزیزم 90درصد مشکلات منم پس 90درصد حل آن هم با من است .پس برای حلش از خیلی چیزها باید بزنم.وقتی می می آموزم باید عمل کنم تا به حلقه چهارم یعنی رستگاری برسم.اداره زندگی سخت است ولی حتما میتوانستم که در این جایگاهم .به لطف کمک راهنمای خوبم واستادان بزرگ آقای مهندس .آقای امین .مطالب زیادی آموختم که امیدوارم آنها را بتوانم یک به یک در زندگی اجرا کنم .امیدوارم این مکان واین علم نصیب دیگر خانواده هایی که در بند اعتیادند نیز بشود تا طعم خوش زندگی را بچشند.
به امید روزی که رستگار شویم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                            به نام قدرت مطلق الله
لژیون همسفران عشق به استادی خانم الهه ودبیری خانم زهرابادستور جلسه آداب و معاشرت درتاریخ96/2/4درساعت16:45آغازبکارنمود.
خانم الهه استاد عزیزاینگونه آغازنمودند:
سلام.ان شاالله که حال همه خوب باشدحال منم خوب است.
در ادامه فرمودند:خانم پروین مسئول نشریات می باشندورهجوها موظف هستندخودشان به خانم پروین مراجعه کنندوسی دی دریافت کنندو این کار قبل از شروع کلاس صورت گیرد.
 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
گزارش لژیون همسفران عشق به استادی خانم الهه و دبیری خانم زهرا با دستور جلسه سی دی شرک در تاریخ ۲۸ فروردین ۹۶ در ساعت ۱۶۰۴۵ آغاز به کار نمود.
استاد در ابتدا نکاتی را در مورد انرژی گرفتن در کنگره بیان کردند وگفتند :امروز زمانی که آواخوانده میشد در انتهای  سالن بودند و دیدند که چقدر سطح انرژی در انتهای سالن کم است واز همه خواستند زود به کنگره بیایند و برای اینکه انرژی بیشتری کسب کنند در ردیف های جلو بنشینند.....


ادامه مطلب


نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 فروردین 1396 :: نویسنده : شهرزاد بصیری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام ایزد یکتا لژیون همسفران عشق در تاریخ 21/01/96 به استادی خانم الهه و دبیری خانم سمیه و با حضور گرم اعضاء اغاز به کار نمود .


امروز دوشنبه دومین جلسه از سال جدید در کنگره دور هم جمع شدیم وبه یاری حق جلسه امروز را اغاز کردیم .سرکار خانم الهه استاد عزیزمان بانام خدا وشکر وسپاس جلسه را اغاز کردندوعید را به بچه هایی که جلسه قبل نبودد تبریک گفتند وبرای تک تک بچه ها ارزوی موفقیت کردند .به خانم ندا تبریک گفتند اول بخاطر وبلاگ نویسی عالی ایشان ودوم بخاطر رهایی مسافرشان از سفر ویلیام وایت وبعد از خانم زهرا تشکر کردند ،بخاطر کار زیباشون که برنامه بچه های وبلاگ نویس را اماده کرده بودند،وبه خانم ( ندا ،فتانه ،سمیه ،زهرا ،ثریا ،مریم ،شهرزاد ومحدثه ) تبریک گفتند بخاطر وبلاگ نویسی . خانم سمیه گفتند: که مدت زمان 7 جلسه نشریات تمام شده وباید دوباره برای فرد جدید رای گیری شود..وخانم الهه از خدمت ایشان تشکر کردند وگفتند: اخر جلسه اینکار را انجام میدهیم واز بچه هایی که امروز امدند وجلسه قبل غیبت داشتند خواستند در مورد بهاروعید امسال مشارکت کنند. همسفر سمیه: سلام دوستان ،من سمیه هستم یک همسفر (امسال بهار خیلی زیبایی همراه مسافرم داشتم که هیچ سالی تجربه نکرده بودم ،ویک حال وهوای قشنگی داشت امسال ارامش بینظری داشتم ارامشی که سالها منتظر رسیدن به ان بودم وگفتند:بهاری را تجربه کردم که ارزویم بود ووقتی امروز به کنگره امدم تازه قدر کنگره را فهمیدم توی این مدت زمان که بخاطر عید کنگره تعطیل بود قدرش را فهمیدم وبا تمام وجودم ان را حس کردم .وبرای همه ارزوی این ارامش را کردند ..) همسفر مریم :سلام دوستان مریم هستم یک همسفر(ما باید قدر کنگره را بدانیم ،وباید از اموزش ها استفاده کنیم وگفتند: امسال عید خیلی خوبی بوده برایشان وارامش کامل داشتند ایشان گفتند: 13 روز طبیعت برایشان عالی بوده طوری که سال های قبل روز غم واندوه برایشان بوده ولی برعکس هرسال امسال عالی بوده وگفتند ابراز خوشحالی وشادکامی دارم وهمه ی این حس خوب وزیبا را مدیون کنگره واقای مهندس وسرکار خانم الهه استادعزیزمان هستم) همسفر الهه،:سلام دوستان الهه هستم یک همسفر (منم امسال بهار خیلی خوبی داشتم وباتمام وجودم زیبایی هایش را حس کردم . همسفر مائده :سلام دوستان مائده هستم یک همسفر (من امسال عید را واقعا دوست داشتم وباورم نمیشد عید اینطوری باشد) همسفر زیبا:سلام دوستان زیبا هستم یک همسفر (عید امسال حال وهوای دیگه ای داشت وگفتند: امیدوارم این حال خوش وارامشی که دارم را همه به ان برسند .واکنون خانم الهه استاد عزیزم مشارکت کردند وگفتند :سلام دوستان اللهه هستم همسفر .وازخانم ندا خواستند درمورد وبلاگ نویسی که داشتند مشارکت کنند وتغییراتی که در خودشون احساس کردند رابیان کنند .ندا اینچنین آغاز کردند:من در دلم برای نوشتن وبلاگ ترسی داشتم واعتماد به نفس پایینی داشتم وباورم نمیشد بتوانم بنویسم وگفتند خیلی خوب بود واعتماد به نفسم بالا رفت وانرژی بالایی گرفتم وخانم الهه ا ایشان تشکر کردند بخاطر وبلاگ زیباشون .وابراز خوشحالی کردند به خاطر اینکه در لژیون ما 8 نفر وبلاگ نویس هست ولی بازهم به وبلاگ نویس احتیاج داریم .وگفتند: ما 20 نفر هستیم ولژیون ما بسته شده وباید 20 نفر هم وبلاگ نویس داشته باشیم واز بچه ها خواستند که همکاری کنند وخدمت کنند وگفتند اموزش گرفتن مثل این است ،که من به خودم گرما وانرژی بدهم وگفتند فرض کنیم من نشستم سر یک سفره وهی غذا میخورم ولی هضم نمی شود وبه سلول های بدنم انرژی نمیرسد واین ها در معده من جمع میشود وخوردن این غذا فایده نداره چون هضم نمیشود وانرژیش به بدن نمیرسد همین خدمت گرفتن است اموزش گرفتن بدون عمل کردن هیچ فایده ای ندارد.،وبدتر هم هست باعث میشود تو ضعیف تر بشوی تو میگی میدانم ولی عمل وانجامی نداری وحالت خرابتر هست، گفتند ادمی که خدمت کنه سطح انرژیش بالا میرود .ودرمورد مراسم امشب شب عید حضرت علی (ع)گفتند :که امشب خانم های لژیون من باید بدون چشم داشتی هدیه تهیه کنند وگفتند باید برای مسافران عید خوبی فراهم کنند .


خانم الهه در ادامه فرمودند: اگر دونفر زن و مرد سر یکدیگر فریاد میکشند به دلیل دور بودن قلبهایشان از یکدیگر است فاصله ی فیزیکی مهم نیست فاصله روحی وروانیشون زیاده وصدای هم را نمیشنوند انگار وداد میزنند .)ووقتی فاصله زیاده بچه هااسیب میبینند وخداوند هیچ وقت خانواده ای رانمیبخشد که دران بچه اسیب دیده باشد . زن وشوهر نباید جلوی بچه دعوا کنند وباید جلوی چشم بچه باهم مهربان باشن وهمدیگر را دوست داشته باشند.چون اگر بچه ببینه قلب پدر ومادرش ازهم دور شده وفاصله گرفته احساس ناامنی میکند ووقتی احساس ناامنی میکند به بیرون خانه پناه میبرد ولی وقتی احساس امنیت کند به سوی کسی به جز پدر و مادر نخواهد رفت. .خانم الهه از بچه ها خواستند خدمت کردن را جدی بگیرنند چون تا خدمت نکنند اموزشی که گرفتید به هیچ دردی نمیخوره وبراتون فایده ای نداره ولطفا دوربین خودتان راهم فقط روی خودتان زوم کنید .واز بچه ها خواستند در مورد سی دی صراط مستقیم مشارکت کنند .همسفر فاطمه :سلام دوستان .،من فاطمه هستم یک همسفر .من از سی دی صراط مستتقیم این را متوجه شدم که ،وقتی میخواهی کاری را انجام بدهی، از یک نقطه مبدا شروع کن یعنی یک نقطه را مبدا ویک نقطه را مقصد وبین فاصله این دونقطه را هدف مشخص میکنیم اول راهت را مشخص کن اگر از همان اول کار ازدرک وفهم خودت استفاده کنی وبدانی که میخواهی به کجا برسی ومهم راهی که میخواهی به ان برسی واگر بخواهی راهت راکوتاه تر کنی یا بزرگ تر یا بخواهی راهت را خلاصه کنی هرگز به ان مقصد وهدف نمیرسی .

همسفر ندا: سلام دوستان ندا هستم یک همسفر:اقای مهندس میگویند کلمه صراط مستقیم را مادر روز در عبادت هایمان چندین بار تکرار میکنیم ولی اینکه باید در راه مستقیم قرار بگیریم خیلی مهم هست ،در صراط مستقیم مبدا، مقصد وهدف وجود دارد مبدا ما همان جایی که شروع کننده حرکت ومقصد جایی که ما میخواهیم به ان برسیم وهدف ارامش ما میشود ومثال :اگر مصرف کننده باشد باید بداند کجاست؟ چقدر مصرف دارد؟ چقدرتخریب شده؟ .وگفتند درصراط مستقیم نمیتوانیم با ضد ارزش ها باشیم کسی که در صراط مستقیم هست نمیتواند دروغ بگوید ،تهمت بزند،رشوه بگیرد ،نمیتواند در ضد ارزش ها باشد واینکه از هرجایی که میخواهی شروع کنی ،باید برایش ارزش قائل باشی وتا عملی نباشد ودوستش نداشته باشی هیچ فایده ای ندارد .اقای مهندس میگویند:باید رها باشند وخودشان راه را پیداکنند ودر اصل درصراط مستقیم قرار گرفتن باید تصفیه وپالایش انجام بشود تا از ان مسیر کنده بشود وبتواند در مسیر صراط مستقیم قرار بگیرد .وبتوانیم به ان ارامش برسیم .همسفر سمیه : در سی دی راه مستقیم اقای مهندس میفرمایند :که ما یک و نیم میلیارد مسلمان داریم ،که در رکعت های نمازی که در طول شبانه روز میخوانیم بارها وبارها از خدا میخواهیم که مارا به راه مستقیم هدایت کند ولی،اصلا نمیدانیم منظور از این راه مستقیم چه هست، اصلا درکی نداریم میگویند: باید سه جزء ان که مبدا ،مقصد وهدف است را بدانیم وبدانیم چی هست واصلا برای چی میخواهیم برسیم به راه مستقیم واقای مهندس میگویند مبدا همین جایی هست که هستیم ومقصدمان رسیدن به بهشتی است ،که هرکس یک بهشت توی نظرش هست ،وهدف هم همان نزدیک شدن به فرمان عقل است ومیگویند کوتاه ترین راه برای رسیدن به هدف هم همان صراط مستقیم است .،وحتی درهمین کنگره هم برای ترک خیلی از مسافران راه ها ی زیادی را رفتند ولی فایده ای نداشته وراه مستقیم یک ویژگی که دارد وبا بقیه راه ها فرق دارد ؛خیلی عریض تر وخیلی پهن تر است یعنی هرچه ادم طلب کند وبخواهد وارد این راه بشود جا برای همه هست .وگفتند چیزهایی که خمر محسوب میشوند وپرده میشوند وروی افکار را میگیرند مانند:الکل ،مواد مخدر ، در راه مستقیم جایی ندارند.دروغ،خیانت ،دزدی ،رشوه ،واینها در مسیر راه مستقیم جایی ندارد وکسی که وارد این راه میشود ؛نمیتواند این ها را انجام بدهد وگفتند: باید از ضد ارزش ها دور بشویم وانجام ندهیم تا بتوانیم وارد این راه بشویم .در صراط مستقیم هرچیزی که پیش می اید برای بالابردن تفکر انسان هاست وکسی که نادانی وجهل دارد نمیتواند به جایی برسد.؛باید تصویه وپالایش بشود .

ایشان در ادامه گفتند:صراط مستقیم سختی ومشقات ومشکلات دارد ولی به هدف خوبی میرسیم وبه صلح وارامش میرسیم . همسفر طاهره : در سی دی راه مستقیم اقای مهندس میگویند:کسی که میخواهد راه مستقیم را پیدا کند ،اول باید بداند مبدا کجاست ومقصد کجاست وهدف کجاست ؟.مبدا همان جایی است که هستیم ومقصد بهشت است وهدف به ارامش رسیدن .باید بدانیم راه مستقیم چه ویژگی هایی دارد وچگونه باید وارد این راه بشویم مثل :این است که بخواهیم ،به تبریز برویم ولی ندانیم ازچه راهی باید برویم وخیلی هم مهم است که ما بدانیم مبدا کجاست .اقای مهندس میگویند: کسی که در راه مستقیم هست نمیتواند با ضد ارزش ها باشد ونمیتواند، دروغ بگوید ،تهمت بزند،یا ماده مخدری استفادکند وحتی افکار منفی هم نباید داشته باشد وتجسس هم نمیتواند بکند وباید از ضد ارزش ها دوری کنیم وباید تک تک شروع کنیم وباید از کم شروع کنیم وبزرگترین دشمن خودمان که جهل ونادانی ونا اگاهی خودمان هست واگر به ان شناخت برسیم هرگز این کار را نمیکنیم ومیگویند قدرت الهی همیشه به ماکمک میکند وبرای اون مشکلی که برایمان پیش میاید به ماالهام میشود که ما چیکار کنیم .میگویند که دانش کم انسان را به خدا نزدیک ودانش بیشتر انسان را به خدا نزدیکتر میکند وبا علم ودانش هست که ما میتوانیم به هدف هامون برسیم .وکسی که کار های ارزشی عمل میکنه بهتر میتواند سفر کند وبیشتر انسان ها نابینا هستند وخوبی های کارهایی که برایشون انجام میگیرد را نمیبینند ونمیتوانند تشکر کنند وبه خداوند ومعاد اعتقاد ندارند میگویند اگر کسی می اید وبرای شما کاری انجام میدهد وزحمتی میکشد باید ازان تشکر کنیم وباید قدر دان باشیم وحضرت علی (ع)میفرمایند: اگر کسی بیاید ویک جمله به من بیاموزد من بنده اوهستم .وگفتند: اگر از اموزگار نیاموختی حتما از روزگار میاموزی وکسی که درجهل ونادانی هست به هدف نمیرسد وکسی که راه کج برود به مقصد نمیرسد وکسی که میخواهد راه مستقیم برودباید راه راست برود واز ضد ارزش ها دور بشودوقناعت کند وتشکر کند وگفتند فکر نکنید همه چیز در زمین هست نه چیزهایی خوب در جاهای دیگر هم هست وکاملترش در اسمان هاست .)وبعد استاد عزیزم خانم الهه از تک تک بچه ها بخاطر مشارکت زیبایشان تشکرکردند.ودر مورد سی دی صراط مستقیم گفتند :بچه ها در مورد سی دی صراط مستقیم چه اموختید ،؟ همسفر طاهره : من 3 سال هست که به کنگره می ایم وهمیشه فکر میکردم من دراه مستقیم قرار گرفته ام ولی وقتی این سی دی راگوش کردم تازه فهمیدم چرا وقتی عصبانی میشوم واعصابم خورد میشود بخاطر این است که من گناهی کردم وتازه خیلی از ضد ارزش های خود راشناختم وامیدوارم روی تک تک ان ها کار کنم ودرست کنم . همسفر سمیه :ما معتاد نیستیم اما اون حجاب وپرده ای که خیلی از ماها باعث میشه تفکر درست نداشته باشیم همون ضد ارزش هامون هست .در نماز هایمان خیلی از خدا میخواهیم مارابه راه مستقیم هدایت کند اما من دیشب فهمیدم خیلی راه مستقیم خیلی سخت ورسیدن به ان سخت است. استاد عزیز خانم الهه گفتند :حضرت عیسی مسیح میفرمایند :چطور شما خاری در چشم یک نفر را میبینید ولی دسته بیل را درچشم های خودتان نمیبینید. از خدای متعال سپاسگزاریم که بازهم توانستیم در یک جلسه کنگره شرکت کنیم وبه دانش مان بیفزاییم.جلسه راس ساعت ۱۸.۱۰ با دعای حاضرین پایان رسید

سی دی هفته آینده : شرک 1 و 2  .





نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 فروردین 1396 :: نویسنده : همسفر فتانه

به نام کسی عشق را افرید وهر سختی را با عشق اسان کرد

در سالیان قبل دختری بود زیبا باچشامی درشت وزیبا ،این دخترعاشق خدا بود هر حاجتی داشت از او طلب میکرد چگونه بود که همه حاجت هایش هم براورده میشد اشتباه نشود چون بچه بود ارزوهایش هم بچه گانه .این دختر همسراقایی شد که خیلی با این خانم فرق داشت دخترک وارد زندگی شده بود که نمیدانست باهمه چیز اومتفاوت بود حتی با ادم هایش هیچ چیز را نمیفهمید برایش سخت ومشکل بود تازه فهمیده بود وارد زندگی شده که کاملا با روحیات اومتفاوت .دخترک دیگر کاری ازش بر نمی امد خانواده ای داشت که ابرومند بودن ومادری بیمار نمیخواست غم رنج خودش را ان ها بفهمند غم وغصه اش را دل خودش ریخت وبه هیچ کس نگفت اشک هایش را در خلوت میریخت وصورتش را باخنده های دروغین پابرجاداشت دخترک هر روز غمگین تر میشد وخسته تر اما هیچکس اورا نمیدید یا نمیخواستن ببینن .همسرش مردیغع بود که سخت گیر وجدی بود عشق برایش بچه بازی بود وشیطنت مسخره او مصرف کننده هم بود وچشم هایش را روی همه خوشی ها ی دنیا بسته بود وفقط به تاریکی ها مینگریست وفکر میکرد او درست میگوید وبقیه اشتباه میکنن دخترک هرروز ضعیف تر میشد دیگر توانش را نداشت ذره ذره اب میشد از درون اما همسفرش فقط مواد برایش مهم بود وانگار اشک های همسرش را نمیدید نمیدید که دارد دآغون میشود دخترک سخت از خدا دلش گرفته بود وهروز از خدا دورتر میشد انگار فکر میکرد مقصر خداست اقکار وعقایدش نسبت به خدا تغییر کرداشک هایش دیگر هرروز جاری بود هر روز بدتر میشد که بهتر نمیشد مشکلات بزرگتر وسختی ها بیشتر دختر از خدا خیلی دورشده بود پس از سالها فرزندی هم وارد این زندگی شد اما کودک هم مانند ان دخترک حال وهوایش خراب شد در ان خانه .زن گویی با خودش وهمه کس وخدا قهر کرده بود تااینکه با بهشتی اشنا شد در ان بهشت جاویدان درد هایش شروع به درمان کرد وقلبش ارام ارام ترمیم شد حتی همسفرش هم در ان مکان درمان شد ورفتار وعقایدش کلی تغییر کرد دخترک تازه یادش امد در این سال ها چقدر از خداوند دور شده وحتی برای اوغریبه شد وشاید هم قهر کرده ،ارام ارام همه چیز را به روز اول برگرداند وکودک خودرا هم با اموزش های ان مکانی که بهشت مانند بود عالی کرد واورا هم شاداب کرد .؛هر روز عشق در خانه بیشتر میشد وهرروز بخدا نزدیک تر میشدن دخترک مدیون ان مکان با ارزش بود ومیگفت این مکان جایی است که زندگی مرا به ارامش رساند وارامشی که سالیان سال است به دنبال اوبودم در چندین ماه به من برگرداند ان مکان مکانی مقدس است وامیدوارم همه با ان اشنا شوند .وهرکس مانند این دختر با خدای خود غریبه شده بازهم یادش بیفتد که فقط خداوند است که میتواند وبه سوی ان برگردد وبداند هرچیزی به دستوراوست وبس .وبا خدای خود عهد ببندید وبس

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 فروردین 1396 :: نویسنده : همسفر فتانه

به نام خالقی که میداند وبس ... 

اکنون که شروع به نوشتن کردم با اشکهایم جمله جمله وکلمه به کلمه میگریم .باورم نمیشود با دل نوشته خودم هم گریه کنم ،دلم گرفته نمیدانم از خوشحالی زیاد است یا غم دیروز ؛بار خدایا سال جدید است ومن با ادم های جدید اشنا شدم با مکانی که مرا جدید کرد همه ی افکارم را عوض کرد امسال عید بهترین عیدی بود که من داشتم باورم نمیشد عید امسال باهمه ی سال ها فرق داشت چقدر دوست داشتنی بود ایامش چقدر زود تمام شد یادم است سال های قبل من هرروزش را با اشک اغاز میکردم وبا اشک به پایان میرساندم .همیشه استرس بر جان داشتم وهر دقیقه بحث وجنجالی که خودم هم نمیدانم از کجا اغاز میشد ولی امسال عیدی جدید بود انگار برای اولین بار شکوفه ها را میدیدم انگار برایم جدید بود برگ سبز درختان بعد سال ها بوی بهار را حس میکردم صدای اب را میشنیدم جالب است صدای پرندگان را میشنیدم چقدر لذت بخش بود انگار همه چیز نو شده خداوندا چه شده منکه همان انسانم اما همه چیز برایم تغییر کرده ،اگر خواب هم هست رویای شیرینی است نمیخواهم بلند بشوم من همسفری خسته دل شده بودم که حتی از خودم هم نفرت داشتم هر ثانیه ارزوی مرگ داشتم اما الان عاشق همه چیزم وبه هر چیزی حس جدید دارم برای زندگیم برنامه دارم خدایا این کنگره کجاست این ادم ها واقعا کیستن خداوندا این فرشته های زمینت با من چه کردند به روی هر سختی لبخند میزنم به هر مشکلی خوش امد میگویم دیگر فرار نمیکنم بلکه باان روبرو میشوم به هر نگاه بد لبخند زیبا میزنم خداوندا ایا من همان بنده دیروزم نمیدانم ،الهه فرشته زمین من است مرا از خواب بیدار کرد اومرا با زندگی اشنا کرد فرشته ای که در زمین است ومانند مادری مهربان وخواهری دلسوز کنارم .این فرشته مرا عوض کرد یادم است سالهای قبل از اسم عید میترسیدم از ایام تعطیلش از دید وباز دیدش از روز طبیعتش اما امسال عاشق هر ثانیه اش بودم هرروز برایم زیبا بود حتی اگر مشکل وسختی بود با ارامش به اونگاه میکردم وبا لبخند ان را حل میکردم همه چیز برایم زیبا شده منی که دیگر عاشق نبودم الان عاشق شده بودم خداوندا تو را سپاس .تورا سپاس که مرا با کنگره مکان امنت اشنا کردی جایی که در ان فرشته های زیادی است تا امثال من خسته دل را درمان کنن وبا دنیای زیبا اشنا کنن ؛من فکر میکردم دنیا به پایان رسیده هر روز طلب مرگ میکردم باورم نمیشد بتوانم لبخند بزنم باورم نمیشد بتوانم ببینم بازهم زیبایی های خداوند را باورم نمیشد بتوانم بشنوم صدای زیبای طبیعت را باورنمیکردم بتوانم مانند بچه ها باز هم شور وحال داشته باشم ،اما توانستم بازهم شد باز هم شد من کودک درونم را بیدار کنم بازهم شد حس زیبایم را احساس کنم خداوندا چقدر خوشحالم زندگیم عوض شده حس و حالم ؛بیدارشده،امادلم گرفته برای ادم هایی که میدانم به درد من دچارن ولی خبر از این مکان معجزه گر ندارن دلم برای خواهرانی که بیرون این مکان مقدسن میگرید کاش خداوندا همه با این مکان اشنا شوند وبه ارامش درونی برسند وبتوانند بار دیگر مانند من زنده شوند .

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 فروردین 1396 :: نویسنده : همسفر ندا
                                                  به نام خداوند یکتا
لژیون همسفران عشق در تاریخ96/1/14 به استادی خانم الهه وبا حضور گرم اعضا راس ساعت 16:45آغاز بکار نمود.

   
ابتدا استاد محترم چنین فرمودند:فصل زنده شدن وبیدار شدن بر جهان بشریت مبارک باشدوبرشماهم مبارک باشد.انشاالله که سالی بسیار خوب وباسلامتی وعشق و شادکامی شروع کرده باشید.در ادامه سالی پراز برکت و خیر و عشق در انتظارتون باشد .ان شاالله.      


ادامه مطلب


نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام یگانه قدرت مطلق هستی الله


لژیون همسفران عشق تاریخ 1395/12/23 به استادی خانم الهه و دبیری خانم سمیه و با حضور گرم اعضا راس ساعت 16:45 آغاز به کار کرد


ابتدا استاد محترم چنین فرمودند :خداوند را بسیار سپاسگزارم که اجازه داد باز هم با هم باشیم رهایی زهرا عزیز را به همه شما تبریک می گویم چون شماها هستید که باعث می شوید یک تجربه رهایی خوب رقم بخورد . من این رهایی را به همه شما تبریک می گویم و برای زهرا عزیز و مسافراشان شال کمک راهنمایی را آرزومندم زیرا راهنمایی و کمک راهنمایی بخشی از پرسه درمان است .

همسفر زهرا :جای همه شما چهارشنبه خالی بود برای تمام سفر اولی ها این جایگاه را آرزو میکنم من دوسال و نیم است به کنگره می آیم ابتدا که وارد کنگره شدم وقتی استاد را دیدم فکر نمی کردم که ایشان هم مسافر داشته ولی بعدها متوجه شدم که همگی استادها سفر اول را لمس کرده اند آموزش دیده اند تا توانسته اند آموزش بدهند .

خانم الهه عزیز تکلیف و CD هایی را برای ایام عید برای  اعضا مشخص فرمودند.

در ابتدا اعضای لژیون فرازهایی از کتاب 60 درجه را قرائت کردند.

خانم الهه دو نکته بسیار مهم را برای پیام ها ذکر نمودند : اول اینکه موقع خوانده شدن پیام سکوت کرده و بدون حرکت به پیام گوش دهید و دوم اینکه پیام های  حفظ کرده بدون اضافه کردن یا کم کردن کلمه ای باید قرائت شود.

خانم الهه بار دیگر فراز پایانی کتاب 60 درجه را قرائت نمودند و ادامه وادی چهاردهم با مشارکت اعضا شروع شد .

همسفر طاهره :در وادی چهاردهم سه خطابه است .خطابه اول اضداد که توسط سردار بیان می شود . خطابه دوم امواج که توسط عقاب سفید بیان می شود و خطابه سوم زنجیرهای عشق که توسط رعد بیان می شود .سردار می فرمایند : به نام نامی انسانی که قطره ای از اقیانوس قدرت مطلق است . امروز قرار است خط دیگری آغاز بشود و مبحث عشق و  محبت که پر از رمز و راز است .سردار می فرمایند : برای آنانی که حال خوشی ندارند دو راه بیشتر وجود ندارد یا اینکه به نیروهای راستین بپیوندند یا اینکه به نیروهای تخریبی و بازدارنده بروند که آنها را با گردباد عظیم به عمق ظلمات می برد و در ادامه می فرمایند : امواج عشق و محبت در کائنات همدیگر را جذب می کنند و با هم همسو می شوند و این هر روز زیادتر می شود و از نیروهای تخریبی کاسته می شود .

تمام موجودات در هستی حامل عشق هستند . خداوند عشق ، محبت و حیات است و برای ما هر چه خواسته خلق کرده بایستی حرکت کنیم و در حرکتمان هم استوار باشیم .

خطابه دوم امواج که توسط عقاب سفید بیان می شود : تمام مرکز هستی برپایه عشق بیان شده است در انسان هم مرکزی وجود دارد که قلب نام دارد و این قلب جایگاه عشق است . سیستم عقل و جسم گویی به فرمان قلب است که حرکت می کند . همان عشق است که به ما توان حرکت می دهد و اگر این امواج نبود بین موجودات هیچ رابطه ای نبود . ما نمی توانیم اصل بنا را که بر مبنای عشق است را نادیده بگیریم .ما باید انسانها را آموزش بدهیم و همه آنها را به یک صورت بنگریم . اگر انسانهایی باشند که در عمل خود ، عمل عکس انجام می دهند و تخریب ایجاد می کنند به آنها باید فرصت داد تا از خواب گران بیدار شوند و اگر نخواستند بیدار شوند آنها را رهایشان کنیم تا روزی ، نقطه تفکرشان بیدار شود . پس بذری که می خواهید بکارید آنطوری بکارید که قابل نفوذ در انسانها باشد"بدون عشق ، نمی توان از عشق سخن گفت .من خود یک عاشق هستم و خواهم بود ."

همسفر ندا :به هر چیزی که عشق داشته باشیم اثرش بیشتر است . مادری که درونش مملو از عشق است بچه هایش تربیت بهتری دارند . اگر انسان در مسیر صراط مستقیم قدم بردارد و همه نقض فرمان ها را کنار بگذارد به عشق الهی می رسد .


همسفر سمیه :برای عشق مالکیت و قید و شرط نگذاریم ما گاهی اوقات اینقدر اطرافیانمان را با محبت و عشق غرق میکنیم که محبتمان جزء وظیفه می شود و استقلال را از آنها می گیریم .پس باید در عشق ورزیدن هم تعادل داشته باشیم و افراطی عمل نکنیم.

همسفر مریم :عشق و محبت بدون قید و شرط باید باشد . اگر من برای دیگران کاری انجام می دهم نباید توقع تشکر داشته باشم .

و استاد محترم چنین ادامه دادند :اضداد یعنی ضد ،یعنی نیروهایی که ضد هم عمل می کنند و سوالی بیان نمودند :ما که می دانیم نیروهای شیطانی نیروهای بدی هستند چرا خداوند این نیروها را خلق کرد ؟همسفر شهرزاد :انسان برای اینکه بتواند فرآیند تکامل را طی کند باید اضداد وجود داشته باشد

همسفر سمیه :اگر تاریکیها نباشد ما هیچ تلاشی برای رسیدن به روشنایی ها نمی کنیم پس این اضداد مثل نیروهای مکمل هستند و اگر این اضداد نباشد انگیزه ای برای زندگی کردن وجود ندارد .

استاد محترم چنین ادامه دادند :اضداد یعنی هر نیرویی که مخالف هم عمل کنند .انسان زندگی یکنواخت را دوست ندارد و لازم است برای تکامل خودش رشد کند و لازمه رشد کردن جنگیدن با یک سری از مشکلات تا بتواند توانایی های درونش را شکوفا کند . قرار نیست مشکلات ما به صفر برسد و این قانون طبیعت است پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و در دل این مشکلات ،شکلات است یعنی از مشکلات  در نتیجه لذت می بریم .اضداد مثل یک شوک می مانند چون ما باید رشد کنیم و عکس العمل نشان  دهیم . عکس العمل این نیست که با کسی بجنگیم . اضداد مانند تکانه هستند برای بیداری انسان و اضداد یا همین نیروهای منفی محشر به پا می کنند که سلاح برداریم تا با نیروهای مخالف خود درگیر شویم .تعصب انسان از جهل است ،آدم جاهل سریع جبهه می گیرد و فوری شمشیر مخالفت می کشد .البته همیشه واکنش نشان دادن به معنای شمشیر کشیدن نیست یک وقت هایی واکنش نشان دادن به معنای سکوت است ."با نادان سخن نگویید "ما به بچه هایمان یاد نمی دهیم که بعضی اوقات باید سکوت کنیم چون خودمان هم این سکوت کردن را یاد نگرفتیم . البته یک وقتهایی آدم دارد حقش ضایع می شود البته باید وضعیت حق مشخص شود . باید دانست حق را خودم به خودم می دهم یا دیگران به من این حق را می دهند .نیروهای منفی فقط سعی می کنند انسان را به دعوا بکشند به هر نحوی که شده و انسان باید عاقل باشد که به طرف اضداد کشیده نشود .آیا آسان است که یک نفر را ببخشیم ؟ظاهرا خیلی سخت است چون خیلی به ما ضربه وارد شده و این را باید بدانیم که مقصر خودمان هستیم که اگر مقصر نبودیم ضربه ای به مت وارد نمی شد و این را بدانیم که وقتی یک نفر به شما آسیب می رساند ، آسیبش باعث آبادی شما می شود پس شاد باش . وقتی محبت افزایش پیدا کند نیروهای تاریکی کوچکتر می شود .برای اینکه آن نیروهای روشنایی بتوانند بر تاریکی غلبه کنند به فرمانده نیاز دارند و ما می توانیم فرمانده های روشنایی باشیم و حیات نشانه عشق است و مردن و دوباره زنده شدن عشق است . پله های رسیدن به عشق ،عشق به مخلوق است و عشق به مخلوق با خدمت ایجاد می شود .عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دهر نیست . سه نوع عشق داریم :عشق مخلوق به مخلوق همانند عشق من به شماها ،عشق مخلوق به خالق و بالاترین حد آن عشق خالق به مخلوق و زمانی ایجاد می شود که عشق به همه مخلوقین را داشته باشد و کم کم عاشق قدرت مطلق می شود .انسان بدون اینکه زور بزند می تواند حتی موجودات بد را نیز دوست بدارد اینجا زمانی است که خالق عاشق مخلوق می شود و جهان در صلح و آرامش است و تا حدی که بتواند به انسانها خدمت کند در این صورت آن انسان مثل خورشید می ماند ، خورشید بدون چشم داشت به همه موجودات میتابد .انسان باید با شرایط عاشق شود چون عشق همانند ستون است و یک ساختمان بدون ستون یا با ستون های زیاد به هیچ دردی نمی خورد .عشق همراه با آگاهی 3 شرط دارد :1-عشق باید بلاعوض باشد .2-عشق باید بر مبنای تفکر و آگاهی باشد 3- عشق و محبت باید ذره ذره باشد یعنی یک قدم محبت کردی بایست ببین طرفت یک قدم به تو محبت می کند این به معنای آن نیست که محبت نباید بلاعوض باشد یعنی تو طرفت را در محبت خودت آنقدر غرق نکن که خفه شود و نتواند محبت کند چون انسان غرق شده و مرده نمی تواند محبت کند. آقای مهندس می فرماییند : همیشه بدترین کارها شروعش با بهترین اتفاق ها بوده .

همسفر ثریا:من مسافرم را در هنگام مصرف بیش از اندازه در محبت خود غرق می کردم و او به من محبت نمی کرد وقتی با خانم الهه صحبت کردم به این نتیجهد رسیدم محبت کنم بعد اجازه دادم تا مسافرم هم به من محبت کند .

همسفر سمیه : عشق های قرمز جز اینکه فاصله ایجاد می کنند هیچ چیز دیگر ندارد تعادل در محبت کردن و خالصانه محبت کردن بسیار با اهمیت است .

همسفر فتانه : محبت زیاد خطرناک است و باعث ضربه به خودمان می شود .


لژیون بادعای اعضا پایان یافت

دستور جلسه ی 1396/01/14 سی دی راه مستقیم

وبلاگ همسفران عشق؛لژیون کمک راهنما خانم الهه





نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 اسفند 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 اسفند 1395 :: نویسنده : همسفر راضیه

به نام یگانه معبود هستی

روز چهارشنبه 18 اسفندماه ۱۳۹5 شاهد رهایی مسافر دیگری از دام اعتیاد بودیم.

29) آقای: سعید _ نام راهنما : آقای اعتماد مقدم_ آنتی ایکس :شیشه _ مدت سفر: 13ماه  _ داروی درمان : OT _ نمایندگی: سلمان فارسی اصفهان.
سپاس مخصوص خداوندی است بلند مرتبه و مهربان که یک بار دیگر انسانی را از بند شیطان اعتیاد رهانید.

تبریک فراوان به زهرای عزیز به خاطر رهایی مسافرشان از دام اعتیاد

و خدا قوت خدمت راهنمای عزیزمان خانم الهه

تا باد چنین بادا....

زهرا جان این رهایی دستاورد صبر و تلاش شماست... بر شما مبارک و پرشگون باد








نوع مطلب : رهایافتگان لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 اسفند 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری
گزارش تصویری از روز پنجشنبه 1395/12/19















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله

  یاد الله در هر جا ، یاد خود از قطره به اقیانوس است .  
 

 
دوشنبه 16 اسفند ماه 1395  لژیون همسفران عشق به استادی خانم الهه ، دبیری خانم سمیّه و حضور گرم اعضاء رأس ساعت 45: 16  آغاز به کار نمود .




بعضی ها محبت را با مالکیت اشتباه می گیرند فکر می کند چون  طرف مقابلش را دوست دارد باید محدودش کنم ، فقط مال من باشد ! ... چون دوستش دارم نباید با دوستانش صحبت کند ! ... اینها دیگر محبت نیست بلکه مالکیت است . رابطه محبت و مالکیت ، یک رابطه منفی است هر چقدر محبت زیادتر شود مالکیت به سمت صفر می رود و بالعکس . عشق هایی که  خالص تر هستند در آنها مالکیت به سمت صفر نزدیک تر است . مثلا ً رهجو می گوید : خانم الهه ، من چون مسافرم را دوست دارم می گویم با فلان شخص حرف نزند ! ... من چون پدر یا مادر این بچه هستم دلم برایش می سوزد و این حرف را می زنم ! ... اینها همه حس مالکیت است حالا چه برای همسرم ، چه برای فرزندم و ... درد جامعه ما بی عشقی است... 


ادامه مطلب


نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، ترک اعتیاد، وادی چهاردهم،
لینک های مرتبط : گزارش لژیون همسفران عشق ؛ وادی چهاردهم،


یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


لژیون همسفران عشق در تاریخ 95/12/9 با حضور اعضا و با دستور جلسه سی دی ناخودآگاه شروع به کار نمود.

 ابتدا استاد اینگونه فرمودند: خداوند متعال را بسیار سپاس گزارم که اجازه داد یکبار دیگر باهم دیگر باشیم.خدارا شکر حال من بسیار خوب است، انشاالله که حال همگی خوب باشد.


سفراولی ها به هیچ عنوان خانه تکانی نکنید. چون حال مسافران را به هم می ریزید.

لژیون با دستور جلسه سی دی ناخودآگاه با مشارکت خانم های همسفر مریم، زهرا و طاهره شروع به کار کرد.

اگر به انسان همینطورسطحی نگاه کنید همه را یک جورمی بینید ولی موقعی که به درونش نگاه کنید کاملا تفکیک میشود. نفس یک چیز است و روح یک چیز دیگری.جان،جسم،نار و نور هرکدام تعاریف مختلفی دارد.

یکی از مهم ترین مسائلی که درموردش صحبت کردیم مسئله تغذیه بود، گفتیم ما باید از تمام غذا ها و املاح و ترکیبات غذایی و مواد معدنی و ویتامین ها هم به عنوان مواد غذایی و هم ترمیم کننده جسم استفاده کنیم.

آقای مهندس فرمودند:هر یازده ماه یک مرتبه تمام سلول های بدن ما عوض می شود و هر دوسال یک مرتبه استخوان های ما عوض میشود و هر دو ماه یکباره خون عوض می شود و یک خون دیگر جایگزین میشود و متوجه شدیم که مریضی های ما ارتباط مستقیم با تغذیه دارد و گفته شد مریضی ارتباط مستقیمی با نفس دارد.

بشرامروزی با سه مشکل دست به گریبان است:

1-مواد مخدر که همان خمر است.خمر یعنی چیزی که روی اندیشه و فکر و شخصیت انسان پرده و حجاب بکشد.

2-مشکل خواب:در قدیم وقتی آفتاب طلوع می کرد صبح بود و وقتی هوا تاریک میشد شب بود. ولی الان نه صبح مشخص است نه شب. کسانی که نماز صبح میخوانند اولین چیزی که برایشان به ارمغان می آورد همان سحرخیزی است،خواب شب از صبح شروع میشود.

3-مشکل یبوست:کسی به این مشکل توجه نمی کند. بیش از 50%انسان ها دچار این مشکل هستند و علتش هم تغذیه ی نادرست است.انجیر و زیتون دو ماده ی بسیار موثر برای بدن است که زیتون برای کبد و دستگاه گوارش و انجیر برای نرم شدن شکم است و از یبوست جلوگیری میکند پس باید برای سالم ماندن جسم اززیتون و انجیر و عناب استفاده شود.

مادر تمام بیماری ها بی خوابی یا یبوست است.انسانی متعادل است که درشب بدون قرص حداقل شش یا هفت ساعت بخوابد و شکمش روزی یک یا دو بار کار کند.

حالا میرسیم به خودمان که بحث آگاه و ناخودآگاه است.اگر نفس را بشناسیم خدارا هم میشناسیم، همه ی ما در نگاه اول متوجه میشویم خودمان را میشناسیم و از تمام مسائل خودمان با خبرهستیم ولی آیا وقعا خودمان را میشناسیم؟ وآیا آن چیزی هستیم که فکرمیکنیم؟ و آیا ما ان چیزی هستیم که دیگران درمورد ما فکر میکنند؟ گاهی اوقات متضاد است.فکر میکنیم خیلی انسان بخشنده ای هستیم ولی از دیدگاه شخص دیگر یک انسان بسیار خسیس هستیم.یک شخصی را ما صالح می بینیم ولی ان شخص ناصالح است.آن چیزی که نه خود فکر میکنم و نه دیگران فکر میکنند یعنی یک موجودی که نه خودم میشناسم و نه دیگران میشناسند.مسئله خودآگاه و ناخودآگاه باز یک مثلث میشود:

1-خودآگاه:مجموعه دانسته های ما با توجه به دانایی یعنی تجربه،تفکر و اموزش ما در آگاهی ما است.

2-ناخودآگاه: مجموعه اطلاعات و دانایی است.

3-فطرت یا ذات:شامل اطلاعات خودآگاه وناخودآگاه است.

همه ی مسائل ما برمبنای شناخت ما است وهرچه ناخودآگاه به آگاه نزدیک شود مثل این است که صورآشکار به صور پنهان نزدیک شده وخودمان را بهترمیتوانیم اداره کنیم.

استاد عزیز خانم الهه: آقای مهندس فرموده اند، بخش همسفرها درمورد ورزش باید کاملا مستقل باشد.طبق دستور آقا هربخشی حتی درمورد ورزش باید هزینه های خودش را تقبل کند و شما ماهیانه هرچه قدر اندک کمک کنید تا گروه ورزش همسفران مستقل شود.بخش همسفران و مسافران کاملا از هم جدا است.هیچ باری از مسافران روی دوش همسفران نیست و برعکس.قدرت تفکر را باید ببینیم، ممکن است در جاهای دیگر خانم ها را دست کم بگیرند ولی آقای مهندس می فرماید خانم ها باید کاملا مستقل باشند.

مطلب دیگر اینکه شما در هرجایگاهی که قرار میگیرید حق اینکه درکار دیگران دخالت کنید را ندارید.حتی اگر دبیر یا نگهبان شدید حق ندارید چیزی را به یک دیگر تذکر دهید، حق دخالت و نظر دادن را حتی درمورد وبلاگ لژیون ندارید.حق صحبت کردن از طرف دیگران را ندارید مثلا کسی که دبیر لژیون میشود حق اینکه غیبت های بچه هارا مجاز کند ندارد،اینکار برعهده ی راهنما است.

من نمیخواستم این را بگویم ولی چندین مورد از من سوال شد و اولین سوال را هم شاید 1سال و نیم پیش یکی از بچه های لژیون از من پرسید، که یک شرکت هایی وجود دارد که درآن کارمیکنند واین شرکت ها مثل شرکت های هرمی است.این قدر این افراد به خودشان استرس وارد میکنند که این محصولاتی را که میخرند حتما باید فروش برود. این شرکت ها یکسری تبلیغات است و این کار به نظر من کار نیست.آقای مهندس حرمت همسفران را خیلی نگه میدارند،حتی به مسافران رهایی نمیدهند مگراینکه امضای راهنمای همسفر زیر برگه ی مسافر باشد.آقای مهندس برای همسفران چه قدر احترام و ارزش قائل هستند ایشان به آقایان میفرمایند: اگر کار هم ندارید دست فروشی کنید ولی هیچ وقت با خانم ها چنین صحبتی نکرده اند.کارکنید ولی کار خوب.(آرایشگری، کار های دستی و...)

در سی دی تله می فرمایند: پل برای دیگران نشوید که از روی شما رد شوند منظور این است که هرکسی هرکاری میکند در شان خودش باشد.

مگر نمیگوییم علیه شخصی سرزنش کردن،حرف یکدیگر را قطع نمودن و.. از موارد ضد ارزشی و ضد اخلاقی است ولی اگر در یک جایگاهی شخصی اشتباه میرود اگر به مقام بالاتر نگویید و یا مثلا به من راهنما نگویید یا من راهنما به خانم داوودی نگویم خیانت کرده ام،فکر نکنید این آدم فروشی است.ممکن است آن شخص را دوسه ماه از کنگره اخراج کنند اما ده ها نفر در این آتش نمیسوزند و این آدم فروشی نیست بلکه جلوگیری از یک خطر بزرگ است.

و اما درمورد خانه تکانی کنگره خانم الهه صحبتی کردند: پارسال برای خانه تکانی عید به همراه بعضی از افراد لژیون به کنگره آمدیم.روز بسیار باشکوهی بود،خیلی لذت بردیم و از شما میخواهم امسال هم شرکت کنید و لذت ببرید.

سفراولی ها به هیچ عنوان خانه تکانی نکنید. چون حال مسافران را به هم می ریزید.

و اما درمورد دستور جلسه عمومی، فرق نگاه معتاد با مسافر، همسفران مشارکت کردند.

همسفر خانم سمیه: مسافر من قبل از اینکه به کنگره بیاید خیلی کار های ضد ارزشی میکرد چون در نفس اماره بود و لقب معتاد را با خودش یدک میکشید و بعد از اینکه به کنگره آمد اسم مسافر را به جای کلمه معتاد گذاشتند و این قشنگ ترین اسم برای مسافران است.

همسفر خانم طاهره: من قبل از اینکه به کنگره بیایم نمی دانستم که لقب معتاد چه بار منفی برای همسرم دارد و او از این کلمه خیلی ناراحت میشد و بعد از اینکه به کنگره امدم فهمیدم که یک معتاد هیچ حرکتی نمیکند ولی یک مسافرمبداوهدفش مشخص است.

استاد عزیز خانم الهه: کلمه معتاد یعنی اینکه کسی عادت دارد، به هرچیزی مثلا به دروغ گفتن و... آقای مهندس نگفتند معتاد به مواد مخدر، یعنی اینکه ما الان خودمان هم سفر میکنیم.از ظلمت به نور، از تاریکی به روشنایی، از قهر به مهر و...

هرچیزی که از تعادل خارج شود سم است. محبت هم اگر زیاد شود سم است.هرچقدر انسان دانایی اش بیشتر شود، عشق و محبتش هم زیاد میشود. عشق ورزیدن را با مالکیت اشتباه نکنیم هرچه قدر عشق به خلوص برود مالکیتش کمتر میشود، و هرچه مالکیت بیشتر شود عشق هم کمتر میشود.آقای امین در سی دی موانع محبت کاملا توضیح داده اند.عشق خوب است زیاد شود ولی عشق باید با دانایی زیاد شود.

بچه ها یک زمانی حسرت بودن در کنگره را میخورید.حسرت یک مشارکت کردن را خواهید خورد.حسرت اتفاق می افتد ولی یک کاری کنید کمتر حسرت بخورید.

هرکاری که با عشق انجام شود به پیروزی ختم میشود و هرکاری که فکرمیکنید نیاز به تشکر دارید انجام ندهید هرکاری را اول برای دل خودتان انجام دهید.

دستور جلسه هفته آینده: وادی چهاردهم

 

 

 



نوع مطلب : گزارشات لژیون همسفران عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 اسفند 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 اسفند 1395 :: نویسنده : شهرزاد بصیری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله

مدیر وبلاگ : همسفر الهه
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :