همسفران عشق
لژیون همسفر الهه - کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی اصفهان - بهترین راه درمان اعتیاد



نوشته شده در تاریخ شنبه 28 مرداد 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()
همسفر منصوره
با تفکر ساختارها اغاز میگردد بدون تفکر انچه هست رو به زوال میرود 
من قبل از این که وارد کنگره بشوم خیلی کم فکر میکردم و کارهایی رو که انجام میدادم شایدهم اصلا فکر نمیکردم ولی الان متوجه شدم که  قبل از  انجام دادن هر کاری باید فکر کنم  حتی اگه به نظر کارخیلی کوچکی باشد قبلا خیلی به همه محبت بیش از حد میکردم وتوقعی هم نداشتم واگر یک زمانی محبت نمیکردم 


ادامه مطلب
طبقه بندی: دلنوشته، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 مرداد 1396 توسط همسفر منصوره | نظرات()
Elenaa:
به نام خدا .امروز دوشنبه جلسه به استادی سرکار خانم الهه راس ساعت 5 اغاز به کار نمود .دستور جلسه رادیو ،وادی 1 .ابتدای جلسه خانم الهه اینگونه آغاز نمودند .
سلام دوستان الهه هستم همسفر .برای دبیری بچه ها باید بگویم قوانینی را باید رعایت کنید .اول اینکه هیچ کس حق ندارد به هیچ نگهبانی اعلام کند که مرابرای دبیری انتخاب کند، برای دبیری اگر قانونش رای گیری بود حق دارید به مرز بانی بروید واسمتون را اعلام کنید وثبت نام کنید وگرنه کسی حق ندارد با نگهبان در مورد دبیری صحبت کند .بله شاید بگید خیلی ها این کار را میکنند بله خیلی ها انجام میدهند اما خیلی ها اشتباه میکنند .دوما کسی دبیر میشود که در جلسات مشارکت کند وخوب سی دی ها را گوش بدهد دائم فعال باشد تا بقیه بشناسنش تا بعد که خواست نگهبان بشود بشناسنش وبه او رای بدهند .ماخیلی ها را داشتیم امده 7الی 14جلسه دبیری کرده وبعد رفتند دنبال کار خودشان این که نشد خدمت .خدمت اینقدر باحال خراب که اصلا ارزش ندارد .پس کسی حق ندارد به نگهبان بگوید ونگهبان را در مضیقه بگزارد .ازشما میخواهم در مورد این یک هفته تعطیلات یا برای ما تنبیهات مشارکت کنین .از شهرزاد وسودابه والهام عزیزم هم بابت خدمت خوبی که انجام دادند تشکر میکنم .واز بچه ها میخواهم تشویقشان کنند خانم فاطمه: سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر .این هفته واقعا سخت بود حالا من از لحاظ برنامه ریزی برنامه مسافرت نداشتیم چون ما به حد کافی از کنگره وشهرمون دور بودیم ولی احساس میکنم بچه ها الان حس مرا درک کرده باشند وبفهمند چقد دوری از کنگره سخت است بقول سمیه عزیز که در دلنوشته زیبایش گفته بود که احتیاج داریم هر هفته به کنگره بیاییم به جایی که حس امنیت وارامش داریم ودر کنارش اموزش های بسیار .ومن مشکلی داشتم ونتوانستم ازاموزش ها کمک بگیرم واز خانم الهه کمک گرفتم وچشم گفتم به صحبت ایشان وامیدوارم حل بشه وامیدوارم کسانی که ارزش کنگره وصندلی که دارند را نمیدانند در این هفته فهمیده باشند وبدانیم خیلی راحت میتوانند اینجا واین صندلی را از ما بگیرند وبه همین دلیل بهتر وبیشتر خدمت کنیم خدمت در راه مستقیم نه اینکه سبب جلب توجه باشد برای حال خوشش باشد..خانم ثریا :سلام ثریا هستم یک همسفر ، نزدیک دوسال است که با کنگره اشنا شدم وروزهای دوشنبه هرروز ساعت 7 بیدار میشوم وبه کارهای خودم ومنزل میرسم وبرایم عادتی شده واین هفته هم که کنگره تعطیل بود بازهم من طبق روال قبل صبح زود بیدارشدم وکارهایم را انجام دادم وازخدا بابت اینجا و این صندلی سپاسگزارم .سلام دوستان مائده هستم ،همسفر .من هم حدود 20 روز حال خیلی خرابی داشتم ومدام ناشکری میکردم ومشکلی داشتم که مدام گریه میکردم با اینکه مسافرم سفر اولی هست ونباید اذیتشان کرد امامن مدام بهش غر میزدم واصلا همسفر خوبی نبودم وسی دی هام راهم خوب گوش نکردم ودر این 20 روز من حتی خواب درست نداشتم تا اینکه مسافرم گفت کتاب ها یت رابیاور تا باهم بخوانیم من کتاب 14 وادی عشق را بارها خواندم وبا ان گریه کردم ومدام میگفتم اقای مهندس حال من را خوب کنید تا اینکه امروز پدرم تصادف کردند وراهی بیمارستان شدند وبستری شدند وقتی فهمیدم من فقط گریه کردم وگفتم این نتیجه ناشکری های من است ومن از بس ناشکردی کردم خداوند این کارا بامن کرد وبعد واقعا حالم خوب شد باید ناراحت باشم که پدرم بیمارستان است اما یه حس خوب در من بوجود امد که بایدزیبایی های اطرافم را ببینم وبخاطر چیزهای کوچک انقدر ناشکری نکنم وجا دارد بگویم کتاب 14وادی حال من راخوب کرد .بچه ها التماس دعا برای من .همسفر پروین :ما از قبل برنامه مسافرت داشتیم که برنامه مان کنسل شد ونرفتیم منم هنوز به روز دوشنبه نرسیده بودم که یک احساس دلتنگی کردم ووقتی دلنوشته سمیه را خواندم زدم زیر گریه وکلی گریه کردم وواقعا دلتنگ خانم الهه وخواهر لژیونی هام شده بودم.امروز که به کنگره امدم گفتم کنگره بهشت وبوی بهشت میدهد ویه مشارکت هم برای وبلاگ نویسی ام دارم ؛من همیشه بچه ها از مشکلات وضد ارزش های که برای وبلاگ میگفتند باورم نمیشد تا اینکه این هفته برای خودم اتفاق افتاد ومدام گوشی هنگ میکرد ومشکلات پی درپی هم بودند اما بازهم با سختی های زیاد متنم را گذاشتم ولحظه شیرینی بود.همسفر طاهره: سلام دوستان طاهره هستم همسفر .منم این هفته هفته خیلی سختی بود برای من .من حدود سه سال ونیم است با کنگره اشنا شدم اوایل نیروهای باز دارنده خیلی زیاد بودن ولی خداراشکر 8ماهی هست که همه چی عالی شده والان روزای دوشنبه خیلی انرژیم بالااست .روز دوشنبه که تعطیل بود من فقط گریه میکردم وجسمم در منزل بود وروح وروانم در کنگره بود .وازخدا میخواهم این جایگهاه را ازمن وما نگیره .ازخدا میخواهمکه هرکس که میخواهد خدمت کندبهش کمک کند وبه من هم کمک کند التماس دعا .بعد از مشارکت های بچه ها خانم الهه خواستند در مورد سی دی رادیو که دستور جلسه امروز است مشارکت کنند .خانم منصوره:سلام دوستان منصوره هستم یک همسفر .در سیدی اولش اقای مجری در مورد ورزش صحبت میکند وبعد میگوید روی خط تلفن هستیم ومیخواهیم با اقای مهندس صحبت کنیم .وایشون مدیر وپایه گذار ه طرح کنگره 60 هستن بعد درمورد اقای مهندس صحبت میکند میگوید متولد 25ابان سال 28 هستن واهل کرمان پیشینه اقای مهندس را میگویند وبعد میفرمایند درسال 56فارغ التحصیل شدم از سال 48 هم کار میکردم به خاطر چشم الکترونیکی می گویم بخاطر همین چون خیلی کار کردم وتوانستم این چشم های الکترونیکی را درست کنم تا اسیبی به کارگران نرساند .بعد از ایشون سوال میکنند چطوری وارد حوضه اعتیاد شدی اقای مهندس میگویند هیچ وقت کسی صبح از خواب بیدار میشود معتاد نشده است من هم ذره ذره واردش شدم .میگویند یعنی چه؟؟؟میگویند من درخانه دانشجویی زندگی میکردم 4 سال اولش را با بچه هایی که هم خونه بودیم میکشیدند ومن مدام میپرسیدم شما چی میکشین وچرا میکشین تا اینکه ذره ذره خودم هم وارد مرحله اعتیاد شدم.ومن هم از قضییه جدا نبودم ومن هم گرفتار شدم .ازشون سوال میشود ایا گرفتاری شماهم اسون نبود میگویند اعتیاد مثل مرحله نامزدی می ماند اولش خوب وشیرین اما بعد به جایی میرسی که متوجه میشوی معتادی میگویند اعتیاد دوچیز خوب داره اول اینکه اصلا براش مهم نیست که شما از چه خانواده ای هستی پولداری یا فقیر یا سطح تسهیلات ......دوم اینکه اعتیاد طوری است که تو خودت متوجه نمیشی که معتاد هستی واخر از همه میفهی که توهم اعتیاد داری همه اطرافیانت میدانند ولی تو خودت نمیدانی.بعد از ایشان در مورد چشم الکترونیکی سوال میشود که چشم الکترونیکی را چیکار وبه کجا رساندند ؟میگویند همینجورکه یواش یواش رفت من هم رو به اعتیاد رفتم وهمه تحلیل شد .در ادامه خانم ندا مشارک کردند :سلام دوستان نداهستم همسفر .میگویند از اقای مهندس میپرسند چیشد که تصمیم به ترک گرفتی؟ میگوید هرکسی که پایش به اعتیاد باز بشود حتما ارزوی ترک دارد ورها یی را خواستار است،من بارها به رهایی وترک فکر کرده بودم


ادامه مطلب
طبقه بندی: گزارشات لژیون همسفران عشق، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 مرداد 1396 توسط همسفر فتانه | نظرات()
یادم میاد قدیما زمان مدرسه،وقتی تعطیلی به مدرسه ها میخورد چقدر خوشحال میشدیم و هرگز در زمان تعطیلات به فکر مدرسه و لحظات طی شده در آنجا نبودیم وهیچ وقت لحظه شماری نمیکردیم برای بازگشایی مدرسه ها،ولی چرا امروز اینقدر از تعطیلی کنگره دلتنگم؟این هفته وقتی به دستور جناب مهندس کنگره به مدت یک هفته تعطیل اعلام شد ،از قبل از فرا رسیدن تعطیلات دل نگران این یک هفته و نداشتن کنگره بودم ،باورم نمیشد اینقدر لحظات به سختی بگذرند....این کار جناب مهندس نیز مانند بقیه کارهای ایشان حتما بدون حکمت نبوده است و امروز من به حکمت این تعطیلی پی بردم...آری فهمیدم که این تعطیلات میتواند تلنگری باشد بر من که ممکن است کنگره را از دست بدهم ،اگر ناسپاس باشم حتما این جایگاه از من گرفته خواهد شد و آنگاه زندگی پوچ و بدون هدفم را بدون کنگره چگونه طی خواهم کرد...فهمیدم اگر قدر صندلی خود راندانم براحتی ازمن گرفته میشود...امروز فهمیدم پیوند محبتی که میان اعضاء برقرا است ،امروز مرا بی تاب و بیقرار لژیون و شنیدن صحبتهای کمک راهنمای عزیزم کرده است.کنگره برای بعضی از ما شده است روتین هفتگی،شده عادت ووای به وقتی که کنگره بوی عادت و بوی کهنگی بگیرد،آن زمان است که دیگه حال و هوای کنگره قشنگ نیست،دیگه تقدس این مکان از بین میره ،ومن میدانم و ایمان دارم که تفکر هوشمندانه ای از جناب مهندس عزیز پشت این کار قرار دارد و خدای عزیز را سپاس که قبل از گرفتن هدیه ای به این زیبایی و مهمی یک تلنگری به ما میزند تا ما از خواب بیدار شویم.خداوندا شکر شکر شکر

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 مرداد 1396 توسط Hamsafar Somayye | نظرات()
آشنایی من زمانی با کنگره آغاز شد که پیام کنگره از طریق یکی از همسایه ها به من رسید و زمانی بود که مسافرم در طی ترکهای متعدد،دو سال بود که در کمپ ترک کرده بود ولی حال خرابی داشت.
من هم پیام را به مسافرم دادم و او با آغوش باز حاضر شد که به این مکان مقدس بیاید و سفر کند.
در اوایل حضورم در کنگره مات و مبهوت همسفرانی را می دیدم که با شال سفید ولباس های سفید و بعضی با شال های نارنجی در آنجا حضور داشتند و من پاکی و مقدس بودن این مکان را از پاکی و سفیدی پوشش این عزیزان درک کردم.
سفرم را شروع کردم با رفتن به لژیون خانم مرجان،با زحماتی که به ایشان دادم بالاخره به رهایی رسیدم و در کنار این رهایی آموزش های نابی دیدم.
با رفتن خانم مرجان به شهرکردوارد لژیون خانم الهه عزیز شدم و از ایشان هم آموزش های زیادی گرفتم و الان خدا را بسیار شکر میکنم که با آمدن به کنگره خود و مسافرم به آرامش رسیده ایم و این را مدیون کنگره 60 و آقای مهندس می بینیم و امیدوارم با خدمت کردن در کنگره حالم از این خوش تر باشد و انشالله روزی را تصور می کنم که با شال نارنجی به رهجویان تازه وارد خدمت می کنم.


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 مرداد 1396 توسط همسفر پروین | نظرات()

«کنگره بهشت روی زمین است و این بهشت را حاضر نیستم با چیزی عوض کنم»

مصاحبه با کمک راهنما؛ همسفر خانم الهه

خدمتگزار در بخش سایت انگلیسی کنگره 60

 در کنگره 60 این بحر علم و عشق، همسفرانی هستند که با خدمت خالصانه شان، عشق را سرلوحه سفرشان کرده اند  و این عشق در عملشان، کلامشان و حتی نگاهشان موج میزند؛ عزیزانی که صدای کنگره را فراتر از مرزها به گوش انسانهای گم کرده راه میرسانند؛

به مناسبت  هفته سایت، گفت و گویی با کمک راهنمای محترم، همسفر خانم الهه که از خدمتگزاران عاشق در بخش سایت انگلیسی کنگره 60 هستند و در حال حاضر در شعبه سلمان فارسی اصفهان لژیون داردند، داشتیم و از سخنانشان بهره بردیم...


"تو نیکی می کن و در دجله انداز" تو نیکی می‌کنی و می‌روی ولی آن باعث می‌شود گره‌های خیلی خیلی کور، سردرگم از زندگی تو باز شود و این اتفاقی بود که بارها و بارها در زندگی من افتاده است؛ شرایطی را تجربه کردم که اصلاً شاید هیچ راه گریزی از آن نبود و راه‌حلی برایش وجود نداشت ولی حالم خراب نمی‌شد چون می‌دانستم که به برکت کاری که دارم انجام می‌دهم و مخصوصاً در سایت این گره باز می‌شود و می‌شد، ایمان داشتم که باز می‌شود و واقعاً بارها و بارها این اتفاق افتاده و من این را مدیون شخص آقای مهندس دژاکام و خانم مرجان عزیزم هستم.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 مرداد 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()

دوشنبه 9 مرداد 1396 لژیون همسفران عشق به استادی خانم الهه و دبیری خانم ندا

ابتدا استاد محترم چنین فرمودند :من در ابتدا هفته سایت را به همه شما تبریک می گوییم .این سه عزیزی که امروز در جایگاه بالا بودند (خانم راضیه و خانم شهرزاد خواهر لژیونی مان و خانم الهام) نتیجه تلاش همه عزیزان در لژیون بوده . به لیلای عزیزم تبریک می گویم که چندین سال پیش وبلاگ لژیون ما را راه اندازی کرد . همچنین به همه عزیزانی که خدمت گذار واقعی سایت هستند این هفته را تبریک می گویم واز بچه هایی که در سایت مشارکت ندارند درخواست دارم که برای رسیدن به حال خوش جز ء خدمت گذاران سایت شوند . وبلاگ نویسان لژیون در صورتی که به حدی رسیده باشند که بتوانند به سایت خدمت کنند و از نظر مدیر سایت  قابل قبول باشد به این خدمت ملحق شوند . من عضو هیـئت تحریریه سایت انگلیسی هستم و این بسیار مهم است کسی که خدمتی را قبول می کند باید به طور منظم و به بهترین نحو ممکن خدمت را انجام دهد . هیچ چیز مهمتر از قبول مسولیت و نظم  در خدمت نیست .در حالی که ما در سایت انگلیسی زیر نظر مستقیم جناب آقای مهندس هستیم و ایشان هیچ هنگام به ما سخت گیری نمی کنند ولی از نظر من هیچ عذر و بهانه و بخششی قابل قبول نیست . خدمت باید صادقانه و در راس با نظم همراه باشد .خدمت بلا عوض باید دقیق انجام شود . خدمت عاشقانه یعنی خدمت کامل . هر کس می تواند در کنگره 60 محدود خدمت کند و هر چه بهتر خدمت کند جایگاه بالاتری را لمس می کند و کسی که تشنه خدمت نیست طبق فرمایش جناب آقای مهندس بعد از 3 سال رهایی باید از کنگره برود . بعضی از ما قدر جایگاهی که در آن قرار داریم را نمی دانیم .


 

ادامه مطلب
طبقه بندی: گزارشات لژیون همسفران عشق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مرداد 1396 توسط همسفر محدثه | نظرات()

تومگوهمه بجنگ اندRelated image
وزصلح من چه اید؟
تویکی نه ای
هزاری
تو چراغ خود برافروز!




برچسب ها: دلنوشته،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مرداد 1396 توسط Hamsafar Somayye | نظرات()

به نام قدرت مطلق

یاد الله در هر جا ، یاد خود از قطره به اقیانوس است
دوشنبه 2 مرداد ماه 1396 لژیون همسفران عشق به استادی خانم الهه و دبیری خانم ندا

دستور جلسه : چگونگی برخورد همسفران با مشکلات پس از گرفتن آموزش ها


این مطلب را برای شماهایی می گویم که می خواهید بعد از این راهنما شوید ؛ یک راهنما ممکن است خودش در شرایط بسیار سختی باشد ولی نمی تواند وقتی رهجویش دارد در آغوشش گریه می کند ؛ بگوید : مشکل من از مشکل تو خیلی بزرگتر است و ... بلکه شما باید او را آرام کنید ، به او دلداری بدهید و ... باید قوی باشید .

مرد آن است که در کشاکش دهر     سنگ زیرین آسیاب باشد

یعنی باید در مقابل آن مشکلات و فشاری که به او  وارد می شود ایستادگی کند . یکی از بزرگان می گوید : مومن از کوه  محکم تر است . ما کوهها را ثابت می بینیم ولی آنها سالی چهار سانت حرکت می کنند ، کوه را هیچ چیز نمی تواند تکان دهد . نمی گوید به اندازه کوه محکم است بلکه می گوید : مومن از کوه محکم تر است...



ادامه مطلب
طبقه بندی: گزارشات لژیون همسفران عشق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 مرداد 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()

به نام خداوند احساس پاک که افریده ما را ز خاک

روزهایی رو به خاطر می اورم که دنیا برایم بی معنا شده بود و در دنیای من هیچ چیز زیبایی وجود نداشت احساس می کردم سوی چشمانم را از دست داده بودم شاید هم من این فقط این احساس را داشتم شبها با بغض سر بر بالشت می گذاشتم و روزها از روی اجبار می خندیدم که شاید کسی متوجه نشود در دل من چه می گذرد در زندگی قهقهه های زیادی زدم ولی چشمانم نمی خندید زندگی من دچار پستی و بلندی های زیادی شده بود از خدا نا امید شده بودم و با خودم می گفتم خدا هم مرا دیگر دوست ندارد چه برسد به بنده اش روز ها پشت سر هم می گذشت و من هر روز نا امید تر میشدم تا این که خداوند مسیری سر راهمان گذاشت مسیری که جبران تمام نداشته هایم در زندگی شد،مسیری که به من اموخت در بدترین شرایط هم باید شکر گزار نعمت های خداوند باشیم ، ان مسیر گر چه سخت بود اما باعث شد زندگی ام از سمت تاریکی به سمت روشنایی ها رود، بله ؛ دوستان من با مردی زندگی می کردم که 25 سال در گیر انواع مواد مخدر بود ، مسافر من در کنگره سفر خود را شروع کرد 14 ماه گذشت تا توانست گل رهایی را از دستان توانمند پدر عزیز و مهربانمان اقای مهندس بگیرد ، ان روز ها را هیچ گاه نمی توانم فراموش کنم الان که این که دلنوشته را می نویسم 3 و 1 ماه از تولد دوباره او میگذرد در ان سالها رنج بسیار بردم ولی اخرش به گنج رسیدم و گنج من همان رهایی از دام اعتیاد بود و به خاطر این نعمت بزرگ خدا را شکر می کنم و از اقای مهندس و خانواده اش تشکر میکنم ، حالا هر هفته برای روز دو شنبه لحظه شماری میکنم که از راه برسد و من به این مکان مقدس بروم صحبت های راهنمای عزیزم خانم الهه بسیار زیبا و دلنشین در قلبم حک می شود ، از او تشکر میکنم به خاطر اموزش هایش به خاطر وجودش که مایه ارامش من است در اخر دعا می کنم هر کسی دچار این بیماری است راه کنگره را پیدا کند و درمان شود

به امید روزی که همه بیماران از این گرفتاری رها شوند




طبقه بندی: دلنوشته، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 تیر 1396 توسط همسفر طاهره | نظرات()

لژیون همسفران عشق روز دوشنبه مورخ 26/4/96 با دستور جلسه CDمجانی و وادی یازدهم با حضور اعضا شروع به کار نمود.


ابتدا استاد عزیز خانم الهه این چنین آغاز نمودند:

سلام دوستان الهه هستم همسفر: خداوند متعال را بسیار تا بسیار سپاسگزارم که اجازه داد دوباره با یکدیگر باشیم. هفته گذشته خانم زهرا در شعبه نیک آباد استاد بودند به ایشان تبریک می گویم.




ادامه مطلب
طبقه بندی: گزارشات لژیون همسفران عشق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 تیر 1396 توسط همسفر مریم | نظرات()

همسفر فتانه: در حرمت های کنگره آن بندی که مربوط به مراقبت از وسایل شخصی است، روی من تاثیر زیادی گذاشت. قبل از عید من با سهل انگاری دفتر نوشتار سی دی های خودم و مسافرم را گم کردم. خیلی مهم است که با دقت از وسایل خود مراقبت کنیم.

خانم الهه: من هیچوقت هیچ یک از وسایلم را گم نکرده ام زیرا در کلاس سوم دبستان یاد گرفتم که همیشه از وسایلم مراقبت کنم. آن سال برای اولین بار در مدرسه نماز می خواندیم و با خودمان جانماز می بردیم. جانمازم را در مدرسه جا گذاشتم و دوستم پیدا کرده، با خود به منزل برده بود و روز بعد آن را برایم آورد. این اولین و آخرین باری بود که چنین اتفاقی برای من رخ داد! این خیلی مهم است که حافظ چیزهایی که دارید، باشید.



ادامه مطلب
طبقه بندی: گزارشات لژیون همسفران عشق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 تیر 1396 توسط همسفر افسون | نظرات()

به نام دوست


دستور جلسه امروز آموزش مطالب سی دی کمان، از آقای مهندس بود. اعضاء با انرژی خوبی که از جلسه ی عمومی کسب کرده بودند در لژیوین حاضر شده و در ابتدا گوش جان سپردند به سخنان استاد.

ایشان در آغاز راجع به همایشی که سه شنبه ی گذشته برگزار شده بود فرمودند: هفته ی پیش در همایش بودیم. اکثر بچه ها آمده بودند اما چند نفر غیبت داشتند. یکی دو نفر دلیل غیبت شان را قبل از همایش به من گفته بودند. همایش بسیار خوبی بود. همه ی اعضاء،    با روسری یا شال سفید نشسته بودند،  نظم و حال خوش حضار خیلی زیبا بود. نمی دانم به افرادی که نیامده بودند چه بگویم! آنها از انرژی خوبی که آنجا بود محروم شدند. امیدوارم که بتوانند این غیبت شان را جبران کنند.

استاد در ادامه فرمودند: با توجه به این که تعداد اعضاء لژیون خدمتگزار امروز، کم است خواهش می کنم افرادی که می توانند، بعد از جلسه بمانند و برای انجام کارها به شهرزاد کمک کنند. شهرزاد خیلی خسته می شود. لطفا بمانید و به او کمک کنید. انشاا... خداوند برکت این خدمت ها را بارها و بارها به زندگی تان برگرداند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: گزارشات لژیون همسفران عشق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 تیر 1396 توسط همسفر افسون | نظرات()



نوشته شده در تاریخ شنبه 24 تیر 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()
روز سه شنبه جلسه سیزدهم از دور سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی نیک آباد در تاریخ 20\4\96 با نگهبانی همسفرسحر، استادی همسفر زهرا و دبیری همسفرمریم با دستورجلسه «حرمت کنگره 60، چرا رابطه کاری، مالی و فامیلی درکنگره ممنوع است؟» رأس ساعت 17 شروع به کار نمود.


اگر ما انسان ها قوانین را رعایت کنیم و آنها را سرآمد و الگوی همه چیز قرار دهیم به سعادت و هدفی که مد نظر است خواهیم رسید و از فاضلاب های جوشان به چشمه های خروشان تبدیل خواهیم شد...

ادامه مطلب
طبقه بندی: خدمتگزاران لژیون، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 تیر 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()



نوشته شده در تاریخ جمعه 16 تیر 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()

سی دی کفر

همسفران خانمها افسون ،مریم ،منصوره، ندا، زهرا، طاهره، ثریا درارتباط با سی دی کفر مشارکت داشتند.


"به نام قدرت مطلق"

ماه رمضان را به همه تبریک می‌گویم. امیدوارم حس های خوبی را تجربه کنیم. امسال هم که جناب مهندس روزهء درصدی را برای همه واجب اعلام کرد و همانطور که روش DST از دل ماه رمضان پدید آمد و خیلی درمان های دیگر هم در کنار آن پدیدار شد و شگفتی ساز شد، خود همین روزه و آداب آن می‌تواند در درمان خیلی از بیماری ها تاثیر داشته باشد. مسئله اینجا بوده که آنهایی که سلامت کامل دارند، روزه استاندارد می‌گیرند و در آن بحثی نیست. در مورد کسانی که بیمار هستند؛ عُلَما و شریعت هم می‌گویند که واجب نیست روزه بگیرند و ما در کنگره می گوئیم: که با هماهنگی پزشکش می‌تواند روزه درصدی را بگیرد و این را هم هیچکس روی آن بحث و ناراحتی ندارد و چه بسا که یکسری از ما بتوانیم با بالا بردن نقطه تحمّل خودمان، آن اعتماد به نفس را در خودمان پیدا کنیم و جسممان را تقویت کنیم و سال های آینده روزه کامل بگیریم و چه بسا یکسری از بیماری ها رو به بهبود برود و لذّت هم دارد و تجربه کرده ایم که وقتی کسی چند ساعتی را روزه می‌گیرد و بعد کنار بقیّه سرسفره می‌نشیند، احساس خوبی دارد. نکته ای که برای من جالب بود اینکه؛ در همه ادیان، روزه به شکلی وجود دارد. حالا کامل ترین آن در اسلام است که به نظر سخت تر از همه است. امّا تأثیر و سازندگی اش هم بیشتر است. اخیراً دانشمندان روی این موضوع تحقیقاتی کرده اند و می‌گویند: اگر این کار را انجام دهید، مثلاً این خواص را دارد ‌و این شاید نقطهء آغازی باشد برای کسانی که فکر می ‌کنند علم چیزی است که آنها می‌دانند و قابل رویت است. و خیلی ها که خود را روشنفکر می‌دانند و اصلاً قبول ندارند و شاید به دید تمسخر نگاه کنند به آداب روزه. ولی یواش یواش این دارد وارد علم می‌شود و شاید زمانی برسد که این دیدگاه کاملاً تغییر کند و این نقطه تفکّر ایجاد شود که چطور یکی از نسخه های کتاب آسمانی آمد و راهگشای بشریّت شد برای درمان خیلی از بیماری ها. شاید ما به یک معدنی از گنج نزدیک شده باشیم یا رسیده باشیم که یکی از نسخه هایش توانسته است خیلی از مسائل را حل کند. اگر ما بتوانیم مسائل دیگری را از درون این قضیه استخراج کنیم و روی آن با دید تفکّر نگاه کنیم، شاید خیلی از مسائل دیگر را هم بتوانیم حل کنیم. حالا این مسائل چه چیزهایی می‌تواند باشد؛ باید خواند و مطالعه کرد. در ماه رمضان یکی از کارهایی که در کنار روزه گرفتن انجام می‌شود، معمولاً خواندن کلام الله شریف هست. من خودم کلام الله را مطالعه می‌کنم و از چیزهایی هست که دوست دارم. خیلی بهتر است که علاوه بر متن عربی، روی معانی هم کار کنیم. یک ترجمه خوب پیدا کنید و روی مفاهیم آن دقّت کنید. ترجمه خوب ترجمه ای است که از خودش چیزی را اضافه نکرده باشد. مثل بعضی از مترجمان که طرف دوسه جمله می‌گوید، بعد می پرسی چه گفت؟ می‌گوید: گفت مرسی!! همه را حذف می‌کند و همان یک کلمه ای که خودش بلد است را می‌گوید. بعضی از مترجمان قرآن برعکس این قضیه اند. اگر روی معانی متمرکز شویم چیزهای خوبی را پیدا می‌کنیم. جالب اینجاست که خیلی از بحث های کنگره هم برگرفته از قرآن است. مثل سی دی یاران جناب مهندس و....

هر چقدر که انسان حس هایش خوب می‌شود، قدرت جذب مطالب در او بیشتر می شود.  در ابتدای قرآن هم می گوید: "ذلکَ الکِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدی لِلمُتَّقین" این کتابی است که در آن هیچ ریبی نیست، برای هدایت پرهیزکاران. یعنی اگر کسی پرهیزکاربود؛ همان وادی پنجم واجرای فرامین،  برای او قابل استفاده می شود و مفاهیم برایش باز می شود.  من خودم بارها این را تجربه کردم وقتی در تاریکی ها هستی وحس هایت خوب نیست وقتی مطالب را می خواندم دیدم قدرت جذبم تغییر کرده است.  علّت اینکه می گویند ثواب خواندن قرآن در رمضان بیشتر است هم همین است چون بهره بیشتری می‌برد.  چون طبیعتاً در ماه رمضان به خاطر آداب روزه و پرهیز کردن خیلی از مسائل، حس های انسان پالایش می شود و یک سری از حس هایش قوی می شود. قدرت جذب و فهمیدن آیات در او بیشتر می‌شود بنابراین با مطالعه در ماه رمضان بهره بیشتری می برد تا در حالت عادی! اینها برای کسانی هست که استفاده می‌کنند. 

 در کنگره یک اتّفاق خیلی جالب افتاد و بعد از درمان آقای مهندس این معجزه دوّم بود. آقای مهندس سیگار خیلی می کشید حتّی بیشتر از زمان مصرف! جالب اینجاست که آن موقع در کنگره سیگار یک ارزش محسوب می شد و کسانی که سیگار نمی کشیدند طرد می شدند و در خدمت ها جایی نداشتند و علّتش این بود که می گفتند کسی که به درمان رسیده و سیستم ایکسش راه افتاده، نشانه اش این است که بتواند خوب سیگار بکشد. یعنی کسی که سه پاکت می‌کشید سیستمش خیلی خوب کار می کرد. چون آدم خمار سیگار نمی خواهد. واین از نظر خودمان عادی بود ولی از نظر بیرون زیاد جالب نبود. مثلاً در مسابقات وقتی بازی تمام می شد همه سیگار می کشیدند. این صحنهبرای خیلی ها عجیب بود.

این درمانی که با یک سختی هم همراه شد و آقای مهندس بیمارستان رفتند؛ باعث کشف متد DST برای سیگار شد. آن موقع راهی وجود نداشت خیلی ها با خود سیگار کم می کردند که جواب نمی داد. جالب اینجا بود که وقتی جناب آقای مهندس از بیمارستان به خانه آمد، بعد از یک ساعت گفتند: بروید آن سیگار من را بیاورید! ما هم تعجّب کردیم و گفتیم الان اگر بکشد چه می شود بعد متوجّه شدیم که منظور شان بسته آدامس بوده است. ولی هیچ وقت نگفتند آدامس من را بیاورید یعنی به نیکوتین خوراکی به چشم سیگار نگاه می کرد. این یک کلید مهم است برای کسانی سفر سیگار می کنند. من خودم این سفر را انجام دادم و سال ۹۴به رهایی رسیدم و این دیدگاه را ما یاد گرفته ایم که دیگر به شربت نگوئیم شربت. بگوئیم شربت OT یا اپیوم! و این دیدگاه در سیگار هم به وجود آمد و چهره کنگره از آن به بعد کاملاً عوض شده و شاید بتوان گفت که درمان DST با درمان نیکوتین تکمیل شد و پلی شد برای برقراری ارتباط با محقّقان خارجی که در مجله "کان سِلرِ" نتیجه تحقیقاتشان در مورد سیگار آمد و بعد آمدند و کنگره را شناختند. الان که نگاه می کنم مصرف سیگار در طول سفر تدریجی برای سفر اوّلی، اثر منفی دارد. چون وقتی پلّه را کم می کند مقداری از انرژی که باید صرف بازسازی سیستم شود، صرف مهار و خنثی کردن تخریب سیگار می شود. پس بعد از این اتّفاق کیفیت درمان هم جهش پیدا کرد. خوب حالا موضوعی که من باید در موردش صحبت بکنم؛

**



ادامه مطلب
طبقه بندی: گزارشات لژیون همسفران عشق، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 تیر 1396 توسط همسفر زهرا. ن | نظرات()

استاد گرامی خانم الهه :

ما در حالت عادی تحت الهام دو نیرو قرار داریم: نیروی بازدارنده و نیروی الهی یا همان فرمان عقل

اگر انسان به فرمان نیروی بازدارنده یا تاریکی عمل کند.یعنی در فرمان خداوند شریک قائل شده با این معنا که خداوند به انسان میگوید دروغ نگو اما نیروی بازدارنده میگوید دروغ بگو مشکلی ندارد، بدین ترتیب بر مبنای قانون عمل عکس العمل وقتی انسان در فرمان خداوند شریک قائل میشود؛بر فرمان اوبر نفس وجسمش شریک قائل میشوند.

مثلاً طرف میخواهد صبح زود بیدار شود ولی چون در فرماندهیش شریک دارد نمیتواند صبح زود بیدار شود چون شریکش فرمان اورا نقض میکند.پس وقتی کسی به فرمان نیروی بازدارنده یا شیطان عمل میکند یعنی دچار شرک شده است.

از طرف دیگر ما فرمان نیروی الهی یا فرمان عقل راهم داریم ولی ممکن است فرمان عقل را نادیده بگیریم.کسی که فرمان را درست ببیند ولی عمل نکند در واقع دچار کفر شده است. کفر در لغت به معنی پوشاندن است. یعنی چیزی وجود داشته باشد ولی ما روی آن پارچه ای قرار دهیم و آنرا بپوشانیم.کفر یعنی پوشانیدن خوبی ها. وقتی کسی خوبیهای همسر خودش را نبیند یعنی خوبی آنهارا پوشانیده است و دچار کفر شده است. بر مبنای قانون عمل عکس العمل وقتی کسی خوبیهای دیگران را نبیند دیگران هم خوبیهای او را نخواهند دید.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 تیر 1396 توسط همسفر زهرا. ن | نظرات()

حکمت خداوندی

سعدی در بیان حکایتی می گوید:

موسی علیه السلام ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. گفت: ای موسی! دعا کن تا خدا عزوجل مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمدم . موسی دعا کرد و برفت . پس از چند روز که از مناجات باز آمد، مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده . گفت: این چه حالت است؟ گفتند: خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته. اکنون به قصاص فرموده اند.

«وَلَوْ بَسَطَ اللّه ُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوَ فِی الاَْرْضِ؛ اگر خداوند درِ هر نوع روزی را بر بندگانش می گشود، در زمین ستم پیشه می کردند». (شورا:27) موسی علیه السلام ، به حکمت جهان آفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار.

پیام متن:

 آن کس که توانگرت نمی گرداند او مصلحت تو بهتر از تو داند



طبقه بندی: متن ها و داستان های زیبا، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 تیر 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 تیر 1396 توسط شهرزاد بصیری | نظرات()
(تعداد کل صفحات:20)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ
عشق قامتها را راست، اندیشه ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت؛ وانسان را به جهت تمامی علوم آماده می گرداند.
پس تو ای همسفر راه عشق با ما همراه شو تا نادانستنیها را بدانی و ناشنیدنیها را بشنوی!
ای همسفر بدان که خروج از ظلمت اعتیاد را راهی نیست جز این که به سه مولفه جسم، روان وجهان بینی بپردازیم و نیز بدان که اگر تو در این راه صعب، بال پروازی شوی برای آن مسافر عاشق؛ زندگانیت غرق در نور و سرور خواهد شد...
انشاالله
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :